اشتباه استاد ملکیان در تفسیر یک آیه

 

استاد ملکیان که از مفاخر علمی ، فلسفی ، اخلاقی و نواندیشی این مرز و بوم هستند و نظریات ایشان در موضوعات مختلف فلسفه اخلاق و روانشناسی و حتی دینی ، زمینه اندیشه های نو و ارزشمندی را فراهم کرده است ، اخیرا در یکی از سخنرانیهای خود اشاره ای به آیه زیر داشته و برداشتی از آن عنوان کردند که با توجه به دلالت محتوایی آیه و نیز آیات دیگر ، اشتباه بوده که ذیلا به آن خواهیم پرداخت :

كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم ... 1

مردم ( در آغاز ) يك امت بودند ، پس خدا پيامبران را بعنوان بشارت دهنده و اخطار کننده برانگیخت ، و كتابها(ی آسمانی) را به حق با آنان نازل كرد تا میان مردم درباره آنچه بر سرش اختلاف داشتند حكم كند ، و در كتابها اختلاف نکردند مگر کسانی که کتاب به آنان داده شده – ( و این اختلاف هم ) از سر افزون طلبی در میان خودشان بود – آن هم بعد از آنکه دلیل های روشن برایشان آمد .... 2

 

استاد ملکیان در تفسیر آیه می فرماید که  : مردم امت واحدی بودند و خدا با ارسال پیامبران و دعوت به توحید ، بین مردم اختلاف انداخت .! :

و اما دلایل اشتباه بودن این برداشت :

  1. در خود آیه می فرماید : پیامبران را با کتاب برستاد تا بین مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کنند ، و این می رساند که مردم قبل از ارسال پیامبران ، علیرغم آنکه جامعه ای واحد بوده اند ولی در موضوعاتی اختلاف داشته اند .
  2. در آیه ای دیگر در سوره یونس می فرماید : و ما كان الناس الا امة واحدة فاختلفوا 3

مردم ( در آغاز ) جز يك امت بودند ، پس اختلاف پیدا کردند .. 

و این آیه صراحتا به وجود اختلاف بین مردم ، بعد از آنکه امت واحده ای بودند اشاره می کند .

  1. هدف خداوند از ارسال پیامبران ، با توجه به آیه : و ما ارسلنا من قبلك من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون 4

ما پيش از تو هيچ رسولی نفرستاديم ، مگر اینكه به او وحي می كرديم كه خدايي جز من نيست پس (تنها) مرا بپرستيد.

ارائه نگرش جهان بینی توحیدی و دعوت مردم به توحید بوده است .

که البته با توجه به آیات دیگر ، در انتخاب مشی رفتار فردی و اجتماعی نیز ، مشی اخلاقی را پیشنهاد می کردند .

 

و اما توضیح چرایی ارسال پیامبران :

با عنایت به شواهد تاریخی ، بشر پس از پشت سرگذاشتن دوران اولیه خود که بیشتر بدنبال تامین نیازهای غذا و امنیت خود بوده ، وارد دوره مهارت آموزی شده و همین باعث تسهیل و تسریع انجام کارهای او گشت بگونه ای که آرام آرام فرصت اندیشیدن به موضوعات ورای نیازهای اولیه اش را پیدا کرده و با بلوغ عقلی بیشتر ، به چگونگی ساختار و علت ایجاد جهان ، دلیل وجود خود در این دنیا ، چرایی مردن و چگونگی بعد از آن و ده ها سوال دیگر که حول جهان بینی و هستی شناسی اش می چرخید ، به تفکر و بحث پرداخته و وارد دوران خرد ورزی گشت .

آنها اگر چه تا قبل از این دوره ، بدلیل یکسان بودن نیازهای اولیه خود ، اختلاف چندانی نداشتند ، بجز شاید بر سر نحوه تامین آنها و یا اختلافات شخصی و یا قبیله ای ، ولی با ورود به دوران خردورزی و ظهور سوالات و اندیشه ها و پاسخهای مختلف ، اختلافات جدی ای که بر سر نوع نگرشی که به هستی و زندگی پیدا کرده بودند ، باعث دسته بندی آنها و تبعا انتخاب شیوه های مختلف و بعضا متضادی در اداره زندگی و جامعه کوچک اطراف آنها گشته بود .

همین امر سبب شد که خداوند بدلیل رسیدن بشر به بلوغ عقلی کافی و آمادگی آموزش پذیری وحیانی ، پیامبری از بین آنها بنام " آدم "برگزیده 5 تا در پی داوری در اختلافات آنها، پاسخ سوالات هستی شناسی و جهان بینی آنها را در نگرش توحیدی بدهد. 6

که با توجه به آیات اولیه بحث ، آن پاسخها ، برای افرادی قابل پذیرش بوده و برای بعضی دیگر علیرغم تبیین روشنشان ، بعضا بدلیل عنادورزی ، غیر قابل قبول ، و همین روال در طول تاریخ ارسال پیامبران که همواره جهت داوری بین اختلافاتی که در نگرش جهان بینی و نوع منش رفتاری و اجتماعی خود داشتند ، صورت می گرفته ، ادامه داشته است . 7

 

توضیح : تفسیر استاد حسینی طباطایی نیز ، برداشت استاد ملکیان را رد می کند که در فایل پیوست موجود است .

زیرنویسها :

  1. بقره 213
  2. ترجمه ها از ترجمه قرآن استاد مرحوم صالحی نجف آبادی
  3. یونس 19
  4. انبیا 25
  5. ان الله اصطفي آدم ... آل عمران 33
  6. و علم آدم الاسماء كلها بقره 31
  7. و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه و هدى و رحمة لقوم يؤمنون نحل 64

 

محمد صالحی 3/12/97



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در پنج شنبه 17 اردیبهشت 1394  ساعت 10:19 AM نظرات 0 | لينک مطلب

خدا از جنس آرامش است ، دنیا را از او طلب نکنید

 

مهمترین دلیل احساس بی معنایی زندگی و پوچ دانستن آن برای انسان، میل به جاودانگی است و ترسی که از مرگ دارد که مبادا همه دویدنها ، تلاشها ، تحصیلات ، پیشرفتها و کلا همه زندگیش به فنا برود و لذا ارزشی برای زیستن نمیابد تا بخواهد ادامه دهد .

اینجاست که در آموزه های دینی ، خداوند به همه هستی گوشزد می کند که چیزی خارج از حضور و تملک او نیست 1 و به انسان اختصاصا این امید را می دهد که تو را از وجود خودم تکثیر کردم که هرگز با فنا همخانه نخواهی شد 2 .

 

اوست غنی 3 و سرشار از حیات و جاودانگی 4 و حضور 5 ، که از سر لطف ، درد ما را در رنجی که در زیستن می بریم و ترسی که از مرگ بر ما مستولی است و میلی که به جاودانگی داریم را به بهای خود خریده و جاودانگی را به ما قول داده است 6 .

و راه آرامش را اینگونه به ما ارزانی داشته که هرگاه از رنج بودنت ناامیدانه به این سو و آن سو سرک کشیدی و حاصلی برایت نداشت جز حس بی معنایی و پوچی بیشتر ، بیاد بیاور که تو به اویی وصلی که جاودانه است و نگران چیزی نباش 7 .

 

اما یادت باشد که او فقط از جنس آرامش است 8 ، پس جز آن از او نخواهی ، که آنچه از جنس دنیاست فقط ظهورات تکثیر او در عالم ماده است که متکثر می نمایند و متفاوت . اینها همه در توانایی توست که چگونه بدستشان بیاوری و به خدمتشان بگیری نه آنکه طلب کنی .

او در هستی تجلی کرده و لذا هر آنچه هستی نیاز داشته است در آن فرو ریخته است ، ماییم که در فضای محدود دنیایی بدنبال بدست آوردن آن چیزهایی هستیم که از تکثیر تجلی خداوند در اینجا نمایانده شده است .

 

گویی خورشیدی که نور خود را با کاملترین طیف که سفید است به جهان اطراف خود سخاوتمندانه فروپاشیده ولی ما بواسطه محدودیتهای فضای رویت خود که با کدام فیلتر به آن نگاه کنیم ، طیف رنگ خاصی بر ما ظاهر می شود .

و لذا اگر در شرایطی به طیف نوری خاص نیازمند شدیم ( مثلا آبی ) ، و اشتباها از خورشید طلب کنیم ، او هیچ کاری برای ما نخواهد کرد ، جز یادآوری آنکه من طیف کامل نور را بر شما فرو فرستاده ام ، خود در پی یافتن فیلتری باشید تا فقط رنگ آبی آن طیف کامل را بر شما بنمایاند .

 

و خداوند نیز چون نوری که بر هستی فروتابیده 9، وجود خود را در آن جلوه گر کرده بگونه ای که هیچ طیف خاصی به نام دنیا و آخرت و بودن و نبودن و زمان و مکان از آن حاصل نمی شود بجز آرامشی که در بی زمانی و بی نفسی بر وجود جاری است، مگر آنگاه که از فیلتر جهان مادی ( عالم ناسوت ) عبور کرده و شکلهای متنوع و متفاوت موجودات مختلف بگیرند.

و این چه اشتباه بزرگی است که در این جهان مادی که تکثیر منشورگونه آن وجود واحد است قرار گرفته و از او چیزهایی را بخواهیم که از ظهور همان طیف کامل و واحد وجود در اینجا دیده می شود .

او قرار نیست چیز جدیدی به جهان مادی اضافه کند که ما از او بخواهیم ، قبلا همچون آن طیف کامل نور ، به این جهان و ما بخشیده است و این ظهورات دنیایی آن وجود الهی که از منشور عالم مادی ( ناسوت ) گذشته و بر ما جلوه گر شده بخاطر آنست که نیروی عاقله خود را به آزمون بسپاریم 10 و خردمندانه با آنها برخورد کرده و نیازهای مادی خود را تامین کنیم 11 .

 

بنابراین ، برای رهایی از دام آن بی معنایی و پوچی و نجات از رنجی که از ترس از مرگ و فناشدن می بریم ، تنها بیاد او بودن است و هم سخن شدن با او که کل وجود ما را پوشانده و پر خواهد کرد و این همان آرامشی است که بیاد می آوریم هستی چنان جاودانه است که اینجا فقط لحظه ای بیش نیست ، مهم آنست که نگاه خود را از پس فیلترهای مادی فراتر ببریم و از افق الهی به خود و زندگی نگاه کنیم، آنگاهست که جز جاودانگی و یکپارچگی هستی، همانند طیف نور سفید ، نخواهیم دید و چه آرامشی بالاتر از این؟

در هر لحظه که احساس تنهایی و بی معنایی بر ما فرو ریخت ، بیاد بیاوریم که ما ازوییم و او ازماست 12 و به هر کجا و زمانه که باشد با ما همراه است 13 . به خانه دل خود دعوتش کنیم ، که پشت در به انتظار باز کردن درب دلمان ، لحظه ها را می شمارد 14 .

و بیاد داشته باشیم که او ذره ای به نماز و روزه و عبادات ما محتاج نیست و نیازی به پاداش و عقاب کسی ندارد 15 .

ماییم که در این جهان پر از زوال و فنا غوطه وریم و برای حتی ذره ای آرامش به او محتاجیم 16، پس برای اتصال به آن جاودانه محبوب ، یادش را در دل خود پاس بداریم ، که بی او ، هیچ در هیچیم 17 .

و الا بدون او ، زندگیمان به روزمرگی بی معنایی آلوده خواهد شد که جهانمان پر از اضطراب و پوچی و یاس بدل خواهد کرد و آنگاه که منشور عالم مادی از جلو چشمانمان فرو ریخت ، وجود سرشار از عشق و شادمانی او برایمان مکشوف شده و بدلیل ناهمگونی با او به چنان فراقی دچار خواهیم شد که چون عذابی وجود آلوده مان به آتش کشد تا زنگارهای آن بزداید 18 و برای حضور در محفل رویایی و رقصانه او آماده مان کند 19 .

 

زیرنویسها :

  1. و له الملك – انعام 73
  2. نفخت فيه من روحي –حجر 29
  3. و الله غني – بقره 263
  4. و الله خير و ابقي – طه 73
  5. فاينما تولوا فثم وجه الله – بقره 115
  6. و الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك اصحاب الجنة هم فيها خالدون – بقره 82
  7. الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون – یونس 62
  8. الا بذكر الله تطمئن القلوب – رعد 28
  9. الله نور السماوات و الارض – نور 35
  10. كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تعقلون – بقره 242
  11. ا فلا تعقلون – بقره 44
  12. الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156
  13. ان الله مع المؤمنين – انفال 19
  14. قال ربكم ادعوني استجب لكم – غافر 60
  15. فان الله غني عن العالمين– آل عمران 97
  16. انتم الفقراء الي الله – فاطر 15
  17. انني انا الله لا اله الا انا فاعبدني و اقم الصلاة لذكري – طه 14
  18. لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر - مدثر 28 و 29
  19. فرحين بما آتاهم الله – آل عمران 170

محمد صالحی – 26/10/97

https://telegram.me/beshnofekrkon



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 1 اردیبهشت 1394  ساعت 12:32 PM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net