تشکیکی بر نظریه شمشیر در زمان ظهور

شمشیر و زور و جنگ در کار نیست

هر چه هست تعقل است و فهم عقلانی که پیامبران برای شکوفایی همین عقل آمده اند .( واتر اليهم انبياءه .... یثیروالهم دفائن العقول  - نهج البلاغه  خطبه 1 )

  1. خداوند هرگز انسان را برای کشتن ، آنهم بدست اولیا خود خلق نکرده است ؟ چرا که تمام ابنا آدم را برای خود آفریده نه برای نابودی .

 

  • يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي و انت تفرمني - حدیث قدسی ( مواعظ العددیه )

اي فرزند آدم ! همه چيزها را براي تو آفريدم و تو را براي خودم ، در حالي كه تو از من مي گريزي ؟

  • يابن آدم احبك فانت ايضا احببني - حدیث قدسی ( مواعظ العددیه )

 

اي فرزند آدم ! همانا من تو را دوست دارم ، پس تو هم مرا دوست بدار

پس دوست داشتن خدا مردم را ، مقدم بر دوست داشتن خدا توسط مردم است .

و این سخن خداوند یعنی هر چند هم ایمان نداشته باشی دوستت دارم .

 

  1. خداوند نیازی به ایمان و دین مردم ندارد که کسی را بفرستد تا بی دینان را به زور جنگ مسلمان کند .

 

و قل الحق من ربکم فمن شاء فليؤمن و من شاء فليکفر کهف 29

بگو که حق از جانب خداوند است . حال هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواست کفر ورزد .

 

  1. حتی پیامبر هم حق تشکیل حکومت جهت اعمال قدرت برای دیندار کردن مردم ندارد چه برسد امام زمان .

" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " سوره غاشیه – 21 و 22

     " پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‏اى ! - تو سلطه‏گر بر آنان نيستى که ( بر اجراي فرامين ) مجبورشان کنى "

  1. و مردم هم حق پذیرش دین به اکراه را ندارند .

" لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي " سوره  بقره – 256

" در قبول دين ، اکراه و اجبارى نيست . ( زيرا ) راه درست از راه انحراف ، روشن شده است. "

  1. آیا شرایط جدیدی قرار است بوجود آید و خدا عجله دارد که دنیا را بپایان برد که می خواهد سریعا همه را مسلمان کند پس امام را با شمشیر و زور می فرستد ؟

 

که خدا بی نیاز از کفر و ایمان مردم است .

و من کفر فان الله غني عن العالمين – ال عمران 97

 

  1. وقتی رحمت خدا بر غضب او غالب است .

" یا من سبقت رحمته غضبه – ای کسی که رحمتت بر غضبت پیشی گرفته است " - فرازى از «دعاى كميل»

کشتن مردم به جرم بی دینی ، یعنی طلبکاری خدا وند و غلبه غضب او بر رحمتش

و آیا خدا چنین است ؟( در حالیکه خودش عصیان این انسان را می شناخت و خلقش کرد . )

درحالیکه به پیامبر  فرمان داده که به مردمان بگوید :

نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم – ( به بندگانم خبر بده که همانا من غفور و رحیمم ) حجر 49

 

محمد صالحی 17 / 5 /1391

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395  ساعت 03:33 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

شبهات ديني

  1. نظر طبری در مورد نحوه تاریخ نگاری خود در کتاب طبری
  2. آیا فرقه های مختلف مدهبی از نظر خداوند به رسمیت شناخته شده اند ؟
  3. آیا شیوه اجتهادی فقهای اسلام منطبق بر شیوه خداوند است ؟
  4. مفهوم واقعي شفاعت چيست ؟
  5. آيا خطبه امام علي(ع) در مورد نقصان عقل زنان معتبر است ؟
  6. جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 1
  7. قوام به معنای برتری نیست ، به معنای پشتوانه است .
  8. تشکیکی بر نظریه شمشیر در زمان ظهور
  9. نگاهی گذرا به آیه ارتداد
  10. آیا پیامبرخشونت طلب بود ؟
  11. نگاه اسلام به كنيزان ( اسرای ) جنگی
  12. آنچه من از جهنم مي فهمم
  13. آیا رمان عشقی امام حسین (ع) و اورینب حقیقت دارد ؟
  14. آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟
  15. آيا شهربانو دختر يزدگرد ، بعنوان مادر امام سجاد حقيقت دارد ؟
  16. آیا امام علی (ع) قاتل خود را بیدار کرد ؟
  17. چرا پيامبر از يكسري موضوعات علمي و تاريخي استفاده كرده كه امروز زير سوال هستند ؟
  18. آیا خداوند امر به خنده کم و گریه زیاد کرده است ؟
  19. آیا انسان در رنج آفریده شده است ؟
  20. آیا مراسم متوفی ، سنت اسلامی است ؟
  21. آیا سخنان پیامبر و امامان در احوال فیزیکی و اوصاف روانی انسانها قواعدی کلی و فراتاریخی بوده اند ؟
  22. آیا خداوند کسی را در این سرا عقاب و مواخذه می کند ؟

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com/show/601642/

 

1395/02/29

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395  ساعت 07:51 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

به بچه ها خيلي ور نرويد – عارف بزرگ مرحوم دولابي

  • بچه ها خوبند ، قشنگند ؛ به بچه ها خيلي ور نرويد .
  •  
  • اغلب پدر و مادرها به قصد خوبي كردن به بچه ها و تربيت آنها ، بچه ها را خراب مي كنند ، چون علم ندارند .
  •  
  • حالا كه علم نداريم و نمي توانيم درست كنيم اقلا به حال خودشان بگذاريم و دائم به آنها امر و نهي نكنيم و اذيتشان نكنيم .
  •  
  • با همين به اصطلاح تربيت كردنهاست كه پدر و مادر بچه اي را كه با فطرت متولد شده است را به راست يا چپ منحرف مي كنند . ( پيامبر (ص) : كل مولود يولد علي الفطره ) .
  •  
  • به نظر من تو اصلا به بچه دست نزن .
  •  
  • خودت درست راه برو ؛ بچه در كنار توست همين كه تو را مي بيند ، براي ساخته شدنش كافيست .

 

  • قوچي جلوي آيينه اي ايستاده بود و عكس خود را در آن مي ديد و هر چه جلو و عقب مي رفت مي ديد آن قوچ مقابل هم همان كار را مي كند .
  • قوچ به قوچ مقابلش شاخش را نشان داد و ديد كه او هم شاخ خود را به او نشان مي دهد .
  • آخر الامر با شاخ خود به قوچ مقابل حمله كرد و آيينه را شكست و فهميد با خودش دعوا مي كرده است .

 

  • مومن آيينه مومن است .
  • اگر ديدي ديگري به تو حمله مي كند در واقع خودت هستي كه در آيينه وجود او نمودار شده اي .
  • با آيينه جنگيدن بي معناست . خودت را اصلاح كن .

 

 

ص 392 تا 398 – كتاب مصباح الهدي – مهدي طيب   

 

محمد صالحي

@eshghonava

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395  ساعت 07:19 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

بوی خدا

این انسی که مولانا با مشک دارد،با بو دارد

دست ما را می گیرد و کم کم به عالم ربوبی می برد،

 

می گوید که وقتی یک شکارچی به دنبال یک آهویی می دود،

عزم شکار آهو می کند،

آهو از او بسیار دور است،

اول آثار پای آهو را می بیند:

 

همچو صیادی پی اشکاف شد

گام آهو دید و بر آثار شد

 

دارد وصف حال یک سالک را میگوید،سالکی که به دنبال خدا میگردد،به دنبال محبوب ازلی می گردد،

اول جای پایش را می بیند.

حالا این جای پا خیلی چیزها می تواند باشد:

فرض کنید سخن یک سخنگو

ارشاد یک مرشد...

 

پیش می رود دنبال این آثار پا را میگیرد:

 

چند گاهش گام آهو در خور است

بعد از آنش ناف آهو رهبر است

 

تا یک مسافتی این جای پای آهو او را به جلو می برد،

نزدیکتر که شد دیگر بوی نافه ی آهوست،دیگر به جای پای آهو کاری ندارد،

 

بویی در بیابان پیچیده که او را مست می کند،

دیگر حاجت ندارد به زمین نگاه کند و نمونه برداری کند،

دیگر می تواند چشمهایش را هم بگذارد و جلو برود و این بو او را می کشاند تا اینکه اینقدر پیش می رود که خود آهو را می بیند.

 

بوی آهو اینجا واسطه ی شگرفیست.

واسطه ای ست که شما را ازتقلید رهایی می بخشد.

 

تقلید یعنی وقتی که جای پا را میبینیدگام به گام باید آن را دنبال کنید،

تخلف و تخطی نکنید.

 

اما بعد از این نوبت مستی میشود،

اینجاست که شما می فهمید درست آمده اید،

وارد یک وادی دیگر شده اید،

سعی خودت را کرده ای و داری پاداشت را می گیری:

 

چند گاهش گام آهو در خور است

بعد از آنش ناف آهو رهبر است

 

بعد از اینکه بوی نافه را شنید و توانست آهو را ببیند به تعبیر مولوی دیگر نه تنها آهو را شکار نمی کند بلکه خودش شکار آهو می شود:

 

تو مگر آیی و صید او شوی

دام بگذاری به دام او روی

عشق می گوید به گوشم پست پست

صید بودن خوشتر از صیادی است

بر درم ساکن شو و بی خانه باش

دعوی خویشی مکن بیگانه باش

 

*برگرفته از سخنرانى #بوی_خدا

 

دکتر سروش

 

@SchoolofRumi

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 28 اردیبهشت 1395  ساعت 07:59 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

و خدا خود خود خود زندگیست .

و زندگی شعریست ،

که دفتر و قلمش را خدا بدستت داده ،

تا هر چه دوست داری بسرایی .

 

پس عاشقانه بسرا ،

که جز عشق ،

حماسه ای در این هستی جاودانه نخواهد ماند .

محمد صالحي – 22/1/95

@naghmehsokout

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 28 اردیبهشت 1395  ساعت 07:58 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 2

 

 

د ) دیگران چه در گذشته و چه اکنون ؛ و تعالیم پیامبران و کلام اندیشمندان ، آئینه ایست ، فراروی ما تا با تمام وجود یاد بگیریم :

 

1- بزرگان و برجستگان تاریخ ، در دوران کودکی ، بسیار عصیانگر بوده اند 22 . ( همرنگ جمع و در قالب خانواده و فامیل و جامعه شکل نگرفتند و الا خلاق نمی شدند  23 . )

2- خداوند ، فقط پیامبر را الگوی دیگران می داند 24 ، نه هیچ کس دیگر را . و او نیز " رحمه للعالمین "25  بود که جز عشق و محبت به خلق سر لوحه دیگری نداشت .

 

م ) و در يك كلام :

 

  • همانگونه كه بشر براي افزايش توانايي هاي جسماني خود و پرورش استعدادهاي آن ، باشگاه هاي بدنسازي تاسيس و وسايل مختلفي را طراحي و توليد كرده است ، خداوند نيز براي پرورش استعدادهاي روحاني انسان ها كه چيزي جز ارزشها و ملكات اخلاقي نيست 26 ، دنياي زميني را به عنوان باشگاه روح سازي ، خلق و انسان هاي مختلف  را ( براي يكديگر ) وسايل اين باشگاه قرار داده است .

 

 

پس بیائیم ، یکبار ، به همه چیز ، حتی به خودمان ، جور دیگر نگاه کنیم ،

                                       و این آغازیست بر دیدن همه چیز ، آن گونه که واقعیت است ،

                                                                                           و واقعیت ، چیزی جز زیبایی

                                                                                                                       و جلوه خدا نیست 27 .   

..................................................................................................................................................

  • به مطلب  " دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی " مراجعه شود - http://mahsan.parsiblog.com/1212178.htm  

 

زیر نویسها :

 

1 - وین دایر : ما روح هایی بوده ایم که در حال تجربه جسمانی هستیم .

2- علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه 31

3 - إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ – بقره – آیه 156

4 و 26 رسول اکرم (ص) : انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – سفینة البحار، (ماده خلق).

5 - تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي

6 - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر   55– سوره 54

7 - یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی-  سوره فجر ، آیه 27

** مرحوم دولابی : زندگی دنیا مانند این است که در اتاقی باشیم ، به اندازه یک سرک کشیدن بیرون را تماشا کنیم ، بعد سر را بیاوریم داخل .. این حقیقت در آخر نمایان می شود ،... ولدت اموت ( سوره مریم ، آیه 33 ) ، یعنی متولد شدم ، بیرون رفتم ، خودم را دیدم ، مردم را دیدم ، بعد آمدم داخل و راحت شدم . تا دیدم ، مردم . – طوبای محبت ج2 ص 36

8 - قال اهبطا منها جمیعا - طه، آیه‏  123

9 – و نفخت فیه من روحی – سوره  حجر - آیه 29

10- انی اعلم ما لاتعلمون – سوره بقره - آیه  30

11- قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله – سوره آل عمران ،آیه 31

12- ما الدنيا غرتك ولكن بها اغتررت  - امام علي ( ع ) نهج‏البلاغه، خطبه 223، بند 10

13 – سوره تکویر – آیه 26

14- سهراب سپهری – چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید .

15- كل نفس بما كسبت رهينه -  هركس در گرو كاري است كه كرده (مدثر/38)

16- رسول خدا فرمودند: « المؤمن مرآه المؤمن » « مؤمن آئینه‌ مؤمن است » سفینهالبحار، ج 1، ص 40.

17-  چرایی رابطه دو فرد درازدواج – خانم باربارا دي آنجليس - http://mahsan.parsiblog.com/-1234808.htm

18- قواعد دنیای کودکان -  مصاحبه دکتر محمد ولی سهامی http://mahsan.parsiblog.com/-994510.htm

19- رسول حق (ص) فرمود : مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللّهُ لَهُ حَسَنَةً ، وَ مَنْفَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ، وَ مَنْ عَلَّمَهُالْقُرْآنَ دُعِيَ بِالاَْبَوَيْنِ فَيَكْسِيانِ حُلَّتَيْنِ يُضيئُ مِنْنُورِهِما وُجُوهُ اَهْلِ الْجَنَّةِ . كسى كه فرزندش را ببوسد ، حسنه اى براى او ثبت مى شود، و هر كه اولادش را خوشحال كند، خداوند او را قيامت خوشحال مى كند ، و هر كس به فرزندش قرآن تعليم دهد، پدر و مادرش را درقيامت مى خوانند، و به آنان دو لباس مى پوشانند كه از نور آن دو چهره، اهل بهشت روشن مى گردد .- كافى، ج 6، ص 49، ح 1

20- مرحوم دولابي : بچه ها خوبند ؛ قشنگند ؛ به بچه ها خيلي ور نرويد . اغلب پدر و مادرها به قصد خوبي كردن به بچه ها و تربيت آنها ؛ بچه ها را خراب مي كنند ؛ چون علم ندارند . حالا كه علم نداريم و نمي توانيم درست كنيم اقلا به حال خودشان بگذاريم و دائم به آنها امر و نهي نكنيم و اذيتشان نكنيم . با همين به اصطلاح تربيت كردنهاست كه پدر و مادر بچه اي را كه با فطرت متولد شده است را به راست يا چپ منحرف مي كنند . ( پيامبر (ص) : كل مولود يولد علي الفطره ) .

*  به نظر من تو اصلا به بچه دست نزن . خودت درست راه برو ؛ بچه در كنار توست همين كه تو را مي بيند ؛ براي ساخته شدنش كافيست . - ص 392 تا 398 – كتاب مصباح الهدي – مهدي طيب

21- لا تزر وازره وزر اخري - هیچ کس بار (گناه ) دیگری را به دوش نمی کشد – انعام – آيه  164

22- انيشتين به دلیل  گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل ، توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل انیشتین ، او را کند ذهن بدانند. - http://fizikstan.blogfa.com/post-25.aspx

* اشو : من کودکی تنها بودم ... در آن اوایل ، در آن سال های نخست آنقدر تنها بودم که شروع کردم به لذت بردن از آن؛  و تنهایی به راستی که یک لذت است. بنابراین تنهایی برای من چیزی مشئوم و نفرینی نبود که موهبتی را نیز فراهم آورد.

شروع کردم به لذت بردن از آن، و شروع کردم به حس خودکفایی. به هیچ کس وابسته نبودم. هرگز مجذوب بازی ها نشده ام، فقط به دلیل ساده که از اوان کودکی ام نه جایی برای بازی وجود داشت و نه هیچ کسی که با او بازی کم. هنوز هم میتوانم خود را در آن سال های آغازین ببینم که صرفا تنها نشسته ام. – كتاب  " اینک برکه ای کهن "

23- اشو - خلاقيت ، بزرگترين عصيان در عالم هستي است .  براي خلق كردن بايد از همه قيد و بندها رها شد ، و گرنه خلاقيت تو چيزي جز تقليد و نسخه برداري نخواهد بود ؛ فقط يك نسخه بدل ! - ص 7 و 8 كتاب – " خلا قيت " – اشو

* " يادداشت هاي استاد شهيد مطهري – ص 249 " : پيامبران از حالت عصيان مردم استفاده مي كردند و اين عصيان را در نسل جوان به وجود مي آوردند ."

24- لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه – سوره احزاب  - آیه 21

25- " لقد جائَكم رَسولٌ مِن انفسِكم عَزيزٌ عَليهِ مَا عَنِتمْ حَرِيصٌ عَليكم بالمُؤمِنِين رَوُفٌ رَحيم " ( توبه/ 128) - فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفظوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم .. – سوره آل عمران – آیه 159

27- و لله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله – سوره بقره – آیه  115

چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1

محمد صالحی  10 / 4 / 89

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 27 اردیبهشت 1395  ساعت 07:20 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 1

 

دیگران ( و حتی فرزندان ) ، فقط وجود دارند تا محکی باشند برای سنجش میزان رشد ما ، همین و بس *

مقدمه :

 

ما انسانها ، روح هایی هستیم که در این زندگی دنیایی ، در حال تجربه جسمانی هستیم 1 . گویی ، خداوند در فرایند خلقت خود ، بسته هایی روحانی با مجموعه ای  لا یتناهی از صفات 2 بصورت بالقوه و فشرده خلق کرده ، که بایستی در یک سیر تکاملی از " خدا – بسوی خدا 3 " تک تک آن صفات و خصائص را زندگی کرده 4 و به کمال رسانده ، آنگونه که با تمام هستی اش آمیخته شده و ملکه وجودی او گشته و نهایتا خلق و خوی الهی گرفته 5 و آنگاه  در جوار آن ملیک مقتدر 6 ، آرام گیرد 7 .

بدین منظور ، هبوط آدم به زمین 8 ، تمثیلی است که خداوند از نشاندن روح خود در بدن جسمانی ما انسان ها 9 ، برای تجربه جسمانی و حیات زمینی و نهایتا زندگی رو به کمال تک تک آن صفات آورده است ؛ و این آن چیزی است که خداوند خودش ادعا کرده که فقط خود می داند و نه هیچ موجود غیر انسانی دیگر ، حتی فرشتگان 10 .

حال ما در حیات زمینی و دنیایی خود ، یا به مسیر کمال الی الله که بستری جز عشق و محبت ندارد 11 ، می رویم و یا فریفته 12 دنیای زمینی و ظواهر آن شده ، راه گم کرده ، آن چنان که خداوند فریاد برآورده که : " این تذهبون ؟ ! 13

 

در این مقال اندک ، نگاه دیگری به جایگاه دیگران ( بصورت عام ) و فرزندان ( بصورت خاص ) در زندگی دنیایی خود ، داشته 14 ، باشد که یک لحظه فراموش کنیم آنچه که تا اکنون ، از دیگران و فرزندان در ذهن خود تصویر کرده ایم .

 

الف ) تصویر غلط همیشگی از خود و دیگران :

 

& ما بدلیل علم و سواد و فقه خود ، بدلیل مدرک دانشگاهی و حوزوی خود ، بدلیل جایگاه سیاسی و پست سازمانی خود و بدلیل ......  از دیگران برتریم و بهتر می فهمیم ؛ پس :

  1. باید دیگران را تعلیم کنیم ؛ آن هم با معیارها و ملاک ها و اصول منطقی و علمی خودمان
  2. باید دیگران را اصلاح کنیم ؛ تا به راهی بروند که ما صلاح می دانیم .
  3. باید دیگران را در مسیر تربیت درست ، کمک کنیم ؛ تا مباد به گونه ای رفتار کنند که با ملاک های ما غلط است .
  4. باید دیگران ( و فرزندان خود) را کنترل کنیم ؛ آن گونه که بدلیل کوچک بودن ، راه به غلط نروند و آینده ، به نادانی ، خراب نکنند .

ب ) حقیقت ، آن گونه که درواقعیت هست :

 

& ما انسان ها ، به این دنیای زمینی ( و مادی ) آمده ایم تا خصائص انسانی و ملکات اخلاقی " محبت ، عشق ، بخشش ، رضا ، خشنودی و .... " را در درون خود نهادینه کنیم و البته دیگران ( و بخصوص فرزندانمان ) ، ابزاری هستند که زمینه بروز این خصائص و ملکات اخلاقی را فراهم کرده و طبیعتا ،" هدیه ای الهی هستند به ما ، در کمک به بازسازی سرنوشت رو به کمال خود " ،و تمرين تحقق " تخلق به اخلاق الهي " و يگانگي با ملكوت  ، پس ؛ باید بپذیریم :

  1. هر کس  در این دنیا شخص منحصر به فردی است که خداوند برای او برنامه خاص او را مقرر کرده است . ( در حقیقت ، قطعه ای است از پازل  آفرینش که فقط به شکل و جایگاه خود تعلق دارد و فقط با همان نقش و اندازه  خود می تواند در جایگاه خود قرار گیرد . 15 )
  2. هر کس در مسیر زندگی ما ، محکی است که می توانیم خصائص انسانی و ملکات اخلاقی وجود خود را به نقد بکشیم و یا نمره بدهیم .
  3. هر كس آئینه ایست که حد کمال و فعلیت یافته ملکات اخلاقی که خداوند در وجود ما بالقوه گذاشته را با تمام نقصان و یا ضعف هایمان ، جلو چشمانمان قرار می دهد 16 . ( اگر او را رقیب نخوانیم و یا به حسادت به او ننگریم . )
  4. هر کس و بخصوص ، همسرمان ، برای این در کنار ما قرار گرفته  که آئینه تمام نمای وجود ما باشد و ما با پی بردن به نقطه ضعف ها و عیب ها ، و برطرف کردن آنها ، پیش بسوی کمال الهی برویم  17.

 

ج ) فرزندانمان ، نمونه ای از ظهور و جلوه خالقیت الهی است در وجود ما ؛ پس بپذیریم :

 

& فرزندانمان علاوه بر آنکه جایگاه ابزاری سنجش میزان رشد ما بسوی کمال در ویژگی های " عشق ورزیدن ، محبت کردن ، بخشش ، تلاش و ... " می باشند ، بدلیل وابستگی شدید ما به آنها ، هرگونه رفتاری که با آنها داشته باشیم ( محبت یا فشار ، عشق یا وظیفه و ... ) نتیجه ای کاملا چند برابر در تثبیت آن ویژگی اخلاقی در روحمان خواهد داشت ؛ پس :

 

  1. آنها را بپذیریم ، آنگونه که هستند که : پذیرش آنچه که آنها هستند ، بسیارسخت تر از پذیرش دیگران است  18 .
  2. بدون منت و یا گلایه ، به آنها خدمت کردن ، زیباترین است .
  3. محبت و عشق و بخشش ، در حد اعلای خود ، به بچه ها بروز می کند ، اگر از نگاه وظیفه با آنها برخورد نکنیم .
  4. ما وظیفه نداریم به بچه ها خدمت کنیم یا زندگی آنها را تامین کنیم ؛ بلکه آمده ایم تا عشق ، محبت ، رضا و اخلاص را در خودمان به اوج برسانیم و فرزندان  لوازم این کار هستند که ما خروجی آن خصائص را ببینیم و خود را محک بزنیم .
  5. شادی اولین و اساسی ترین اصل رضا است و مبنای عشق ورزیدن ؛ پس حق نداریم که بخاطر انجام وظایف خود و یا تمرین نهادینه کردن خصائص فوق در وجود خود ، دیگران و بخصوص بچه ها را سرزنش کنیم و یا بخاطر کارهایی که برای آنها می کنیم منت بگذاریم  و یا شادی آنها را قربانی کنیم .
  6. هیچ کس ، بخصوص بچه ها ، قصد تخریب ، ضربه زدن و ... ندارند ، بلکه بر اساس معیارها و دیدگاه های خود قصد انجام کار مفید ( واحیانا امید تایید و تشویق دارند ) ، پس قبل از ایراد و یا اعتراض به آنها ، بین هزینه تخریبی که توسط آنها انجام شده و یا مشکلی که فکر می کنیم قرار است بوجود آید و هزینه ای که از بابت اعتراض ما و " از بین رفتن آرامش خود و بچه ها ، بی اعتماد شدن آنها ، در دلهره دائم بودن آنها و ... "  پرداخت می شود ، مقایسه کرده و سپس اقدام  کنیم . ( اکثر اوقات ، پس از اعتراضی که می کنیم ، جریمه ای که قائل می شویم و حتی تنبیهی که انجام می دهیم ، متوجه می شویم که کارمان یا بسیار کم ارزش بوده ( و ضربه بیشتری به اعتماد فیمابین خورده است ) و یا خود را کوچک کرده ایم و یا اصلا اعتراض بیمورد بوده است .)
  7. موقع تذکر دادن به بچه ها ، دورنمای آن را بسنجیم که آیا منجر به ناشاد کردن ، نگران نمودن و منزوی کردن آنها و یا احیانا حتی پرخاش کردن آنها نمی شود ؟
  8. به لذت آنها فکر کنیم . و از لذتی که خداوند بدست ما برای بچه ها فراهم نموده  شاد باشیم و خشنود . و همین است لذتی که خداوند در جای جای کائنات عجین کرده است 19 .
  9. بخود بگوئیم : بچه ام زیباست و هدیه خدا ؛ تا روحمان لطیف شود و محبت سرازیر . و تبعا  ایرادهایش هم حتی ، قابل اغماض و شاید هم قابل پذیرش .
  10. فقط ما آن گونه باشیم و یا آن چنان رفتار کنیم ، که دوست داریم بچه هایمان آن گونه باشند . مطمئنا راه خلاف و یا رفتار ناهنجار نخواهند داشت . هر چند راه درست ، رفتار مطابق و همسان رفتار ما نیست و نخواهد بود 20 .
  11. ما هرچه می خواستیم ، شده ایم ( و یا هنوز هم فرصت داریم که ادامه بدهیم ) ، و حق نداریم آرزوهای خود را در آینده بچه هایمان جستجو کنیم . آنها قرار نیست ، ناکامی های ما را جبران کنند .
  12. قرار نیست ، دیگران ما را تایید و یا رفتار و اعتقاد ما را اثبات کنند ؛ که بگوئیم : دیگران از رفتار بچه هایمان ، دائم انتقاد می کنند که چرا هر وقت می آیی  تنها هستی و بچه ات با تو نیست و هزار انتقاد دیگر .
  13. قرار نیست برای انجام کارهای خود ، به دیگران توضیحی بدهیم که آنها قضاوت درست بکنند و یا غلط  21 . ( ما برای قضاوت کردن ، با دیگران رابطه نداریم ) ، اگر می توانیم کمکی بکنیم ( و یا دیگران می توانند کمکی بکنند ) ، به آنها گوش می دهیم  ( و یا به ما گوش می کنند ) ؛ و الا حق انتظار این که ، حرفهایشان را به ما بزنند نداریم .( و آنها نیز این حق را ندارند . )
  14. قرار نیست ما بخاطر خوشامد دیگران ، بچه هایمان را تحت فشار قرار دهیم و یا کلیشه ای بار بیاوریم . ( آنها زمانی که بزرگتر شوند ، هرگز ما را نخواهند بخشید . )

ادامه دارد :

چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما - 2

محمد صالحی  10 / 4 / 89

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 26 اردیبهشت 1395  ساعت 07:27 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

قوام به معنای برتری نیست ، به معنای پشتوانه است .

آيه اي كه مورد توجه بسياري از شبهه گيران بر آموزه هاي قرآني واقع شده است ، آيه زير بوده كه به زعم آنها ، شخصيت زن را تحقير و در ذيل مرد و درجه دوم معرفي كرده است .

الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم ( سوره نسا ، آيه 34 )

مردان، پشتوانه زنانند ، بخاطر ( و مشروط به ) وجود ( برتريهاي طبيعي ) که خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است ، و بخاطر ( و مشروط بر ) انفاقهايى که مردان از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند.

آنچه از آيه فوق برداشت غلط شده ، افضل دانستن جنس مرد نسبت به زن بوده است ، در حاليكه خداوند در دو حالت و مشروط به دو شرط ، مرد را قوام و پشتوانه زن معرفي كرده است نه برتر .

  1. تفاوتهاي طبيعي مرد نسبت به زن

 مردان بدلیل شرایط فیزیکی و احیانا ویژگیهای روحی خود که امکان برخورد با سختیهای بیرونی و زندگی و دفاعی را بیشتر دارا هستند ، بطور ذاتی مورد تکیه زنان ( همسر ) قرار میگیرند . و اين يك سنت و قاعده كلي در هستي است .

بطور مثال ، حتی در گروهها و اردوهاي دسته جمعي نیز معمولا چنین است .

ولي اين شرط تا زماني محقق است كه مقدمات آن از قبيل شرايط فيزيكي و روحي مرد براي برخورد با سختيهاي مشترك زندگي ، نسبت به زن ، متناسبتر باشد .

بنابر این اگر زنی شرایط فوق الذكر را داشت ، که امکان مدیریت سختی و .. را داشته باشد ، طببعتا شامل آیه نشده و موضوع منتفي خواهد بود .

  1.  نفقه خور بودن زن

قسمت دوم آیه ، اختصاص به زنان عصر نزول دارد که نفقه خور مرد بودند .

و امروز در صورتی که خود زنان ، حاضر به حذف آن و مشارکت در زندگی بشوند ، عملا دیگر مصداق آیه نمیشوند . پس این بخش نيز عرضی و تابع وجود شرط مذكور است نه ذاتی و ثابت .

 

بهر حال خداوند ، از زنان و مردانی صحبت میکند که آن شرایط فوق الذکر را دارا هستند ، نه همه زنان اعصار عالم .

تذكر : خداوند در قرآن كريم اصول ثابت و فراتاريخي مشخصي را مطرح كرده است ( مانند يكساني زن و مرد از نظر ارزش ذاتي = وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ، اسرا آيه 70 ) كه با توجه به آنكه پيام او در يك فضاي بشري با همه محدوديتهاي درك و پذيرش مردم نازل شده ، اين اصول در يك روند تدريجي و مرحله اي ، قابل حصول بوده و تبعا آياتي كه ناظر به موضوعات و احكام اجتماعي ، در دوران حكومت پيامبر در مدينه نازل شده است ، از اين فرايند تدريج و مرحله اي خارج نبوده و شخص منصف بايستي كل آيات قرآن را در يك مجموعه به هم پيوسته و در هم تنيده مورد مطالعه و بحث قرار دهد .

و الا بدون توجه به اصول و روح حاكم بر قوانين و موضوعات مطرح در احكام اجتماعي قرآن ، و بر اساس يك نگاه نادرست " احكام محوري " ، سعي بر تثبيت و ابقاي آن احكام داشته باشيم ، قطعا قرآن را در چالشي بس بزرگ و تخريب كننده قرار خواهيم داد ، كه فردا مورد مواخذه جدي خداوند قرار خواهيم گرفت .

محمد صالحي – 30/1/95

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 25 اردیبهشت 1395  ساعت 07:38 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

محبت به کسی که به ما محبت کرده ،

فقط یک معامله است .

محبت به کسی که به ما محبت نماید ،

فقط یک رشوه دادن است .

 

اما محبت بی قید و شرط ،

به هر کس و در هر لحظه ، 

نشان از طلوع خورشید تابان الهی در درون ماست .

 

محمد صالحی - ۲۱/۲/۹۵

 

@naghmehsokout

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 25 اردیبهشت 1395  ساعت 07:28 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مرواريدهاي امام سجاد (ع) در مورد خانواده

  1. كانَ إذا أوى إلى مَنزِلِهِ جَزَّءَ دُخولَهُ ثَلاثَةَ أجزاءٍ : جُزءا لِلّهِ و جُزءا لِأهلِهِ و جُزءا لِنَفسِهِ ؛1

پيامبر وقتى به خانه خويش مى‏رفت ، اوقاتش را سه قسمت مى‏كرد : بخشى براى خدا ، بخشى براى خانواده و بخشى براى خود .

 

  1. إنَّ أرضاكُم عِندَاللّه‏ِ أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ ؛2

خداوند از آن كس خشنودتر است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه و نعمت قرار دهد .

 

  1.  لَأن أدخُلَ السُّوقَ و مَعي دِرهَمٌ أبتاعُ بِهِ لَحما لِعِيالي و قَد قَرِمُوا إليهِ أحَبُّ إلَىَّ مِن أن اُعتِقَ نَسَمَةً ؛3

چنان‏چه وارد بازار شوم و درهمى داشته باشم و با آن براى خانواده‏ام گوشتى بخرم كه بدان رغبت كرده‏اند ، براى من محبوب‏تر است از اين‏كه بنده‏اى را آزاد كنم .

 

4- إنَّ أرضاكُم عِندَ اللّه‏ِ أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ .4

 

خداوند از آن كس از شما خشنودتر است كه خانواده خود را بيشتر در رفاه و نعمت قرار دهد .

      5-  جاءَ رَجلٌ إلى النبيِّ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فقالَ : يا رسولَ اللّه‏ِما مِن عَمَلٍ قَبيحٍ إلّا قَد عَمِلتُهُ ، فهَل لِي مِن تَوبَةٍ ؟ فقالَ لهُ رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : فهَل مِن والِدَيكَ أحَدٌ حَيٌّ ؟ قالَ : أبي ، قالَ : فاذهَبْ فَبَرَّهُ . قالَ : فلَمّا ولّى ، قالَ رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : لَو كانَت اُمُّهُ!6

مردى خدمت پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله آمد و به ايشان عرض كرد: هيچ كار زشتى نيست كه نكرده باشم. آيا راه توبه و بازگشت برايم وجود دارد؟ حضرت فرمود : آيا از پدر و مادرت كسى زنده هست؟ عرض كردم: پدرم. فرمود: برو و به او نيكى كن. وقتى آن مرد رفت، رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: كاش مادرش مى‏بود!

 

زيرنويسها :

1- جایگاه حدیث در کتاب: آينه يادها > حدیث شماره : 200543

2- جایگاه حدیث در کتاب: آينه يادها > حدیث شماره : 201032

3- جایگاه حدیث در کتاب: آينه يادها > حدیث شماره : 201034

4- جایگاه حدیث در کتاب: منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1202819

5- جایگاه حدیث در کتاب: منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1206753

 

محمد صالحی – 17/ 4 / 90

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395  ساعت 01:20 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مرواريدهاي امام سجاد(ع) در مورد اخلاق اجتماعي

  1.  لاحَسَبَ لِقُرَشيًّ و لاعَرَبِيٍّ إلاّبِتواضُعِ و لاكَرَمَ إلاّ بِتَّقوى ؛1

قريشى (از خاندان جد پیامبربودن) و عرب را افتخارى نيست مگر به فروتنى ، و هيچ كرامتى نيست مگر به تقوا .

 

  1. اَللّهُمَّ... وَ اَجْرِ لِلنّاسِ عَلى يَدِىَ الْخَيْرَ وَ لا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ وَ هَبْ لىمَعالىَ الاَْخْلاقِ وَ اعْصِمْنى مِنَ الْفَخْرِ؛2

خدايا به دست من براى مردم خير و نيكى جارى ساز و آن را با منّت‏ گذارى من تباه مكن، و مرا اخلاق والا عطا فرما و از فخرفروشى نگاه‏ دار.

 

  1.  اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَـيِّرُ النِّعَمَ: اَ لْبَغْىُ عَلَى النّاسِ وَ الزَّوالُ عَنِ الْعادَةِ فِىالْخَيْرِ وَ اِصْطِناعِ الْمَعْروفِ وَ كُفْرانِ النِّعَمِ وَ تَرْكِ الشُّكْرِ قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ: «اِنَّ اللّه‏َ لايُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِاَ نْفُسِهِمْ...»؛ 3

گناهانى كه باعث تغيير نعمت‏ها مى ‏شوند، عبارت‏ند از: تجاوز به مردم، ترك نمودن عادت‏هاى كار خير و خوب و كفران نعمت و ترك شكر، زيرا خداوند عزّوجلّ مى‏ فرمايد:«خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمى دهد، مگر اين‏كه خودشان تغيير روش دهند... ».

  1. قُلْتُ لِعَلىِّ بْنِ الْحُسَينِ عليه‏السلام اَخْبِرنىِ بِجَميعِ شَرايِـعِ الّدينِ، قالَ عليه‏السلام:قَوْلُ الْحَقِّ وَ الْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ؛ 4

به امام سجّاد (ع) عرض كردم: مرا از تمام دستورهاى دين آگاه كنيد، امام (ع) فرمودند : حقگويى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد.

 

  1. مَن كَرُمَت عَلَيهِ نَفسُهُ هانَت عَلَيهِ الدُّنيا؛ 5

هركه خود را ارجمند شمارد ، دنيا را پست انگارد.

 

  1. مَن قَنَعَ بِما قَسَمَ اللّه‏ُ لَهُ فَهُوَ مِن أغنَى النّاسِ؛ 6

هر كه به قسمتى كه خدايش داده قانع باشد ، همو ، بى ‏نيازترينِ مردم ‏است.

 

  1. اِتَّقُوا الكِذبَ الصَّغيرَ مِنهُ وَالكَبيرَ في كُلِّ جِدٍّ وهَزلٍ؛ 7

از دروغ بپرهيزيد ، چه خُرد و چه بزرگ ، چه به جدّ و چه به هزل.

 

  1.  إنَّ اليَهودَ أحَبّوا عُزَيرًا حَتّى قالوا فيهِ ما قالوا ، فَلا عُزَيرٌ مِنهُم ولا هُم مِن عَزَيرٍ . وإنَّ النَّصارى أحَبّوا عيسى حَتّى قالوا فيهِ ما قالوا ، فَلا عيسى مِنهُم ولا هُم مِن عيسى .
    وإنّا عَلى سُنَّةٍ مِن ذلِكَ ، إنَّ قَومًا مِن شيعَتِنا سَيُحِبّونَنا حَتّى يَقولوا فينا ما قالَتِ اليَهودُ في عُزَيرٍ وما قالَتِ النَّصارى في عيسَى بنِ مَريَمَ ، فَلا هُم مِنّا ولا نَحنُ مِنهُم 8

يهود، عزير را چندان دوست داشتند كه درباره او گفتند آن چه گفتند [و با اين حرفها كار را به جايى رساندند كه] نه عزير از آنان است و نه آنان از عزير؛ نصارا نيز عيسى را چندان دوست داشتند كه درباره او گفتند آن چه گفتند، پس نه عيسى از آنان است و نه آنان از عيسى.
درباره ما نيز همين شيوه پيموده خواهد شد؛ گروهى از شيعيان ما، آن قدر ما را دوست خواهند داشت كه راجع به ما همان چيزى را بگويند كه يهود درباره عزير گفتند و نصارا درباره عيسى بن مريم؛ اين گروه از ما نيستند و ما نيز از آنان نمى باشيم.

 

  1.  كَثرَةُ النُّصحِ يَدعوإلَى التُّهمَةِ 9

نصيحت زياد باعث‏ بدبينى و تهمت مى ‏شود.

 

  1.  لا عِبادَةَ إلّا بالتَفَقُّهِ .10

هيچ عبادتى جز با شناخت ارزش ندارد.

 

  1. كانَ آخِرُ ما أوصى بِهِ الخِضرُ مُوسى بنَ عِمران عليهم االسلام أن قالَ لاتُعَيِّرَ نَّ أحَدا بِذَنبٍ ؛ 11

آخرين سفارش حضرت خضر به حضرت موسى اين بود كه : هرگز كسى را به سبب گناهش خوار نكن .

 

زيرنويسها :

  1. آينه يادها > حدیث شماره : 200458

 

  1. چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 300157
  2. معانى الاخبار، ص 270

     4-  چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 300848

     5-  گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500120

     6-  گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500121

 

                7-  گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500122

                    8-  اهل بيت در قرآن و حديث ج2 > حدیث شماره : 801249

        9- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1206095

    10- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1203935

    11-  آينه يادها > حدیث شماره : 200819

 

 

 

محمد صالحی – 17/ 4 / 90

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395  ساعت 01:18 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

5- باور غلط: زن ها زیادی احساساتی هستند


یکی از زیباترین ویژگی های زنها این است که قابلیت این را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و این احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و این موهبتی بس گران بهاست. اما باور غلط این است که نشان دادن احساسات ،کیفیتی ضعیف تر و ناخواستنی تر از پنهان کردن احساسات می باشد.

این همان پیامی است که اغلب مردها در کودکی وهنگامی که پسربچه ای بودند دریافت کرده اند. این که گریه نکردن، بهتر از گریه کردن است. خشن و قوی بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نیازمند بودن است.

بنابراین مردها، اغلب احساسات طبیعی زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقی می کنند و توانایی آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زیاده روی احساسی تعبیر می کنند.

مردها معمولاً زن را متهم می کنند که زیاده از حد احساساتی هستند. به این دلیل که مسئولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را نپذیرند.

بیشتر زن ها زیادی احساساتی نیستند، بلکه فقط احساساتی هستند! مردها هم همینطور. اما نمی توانند به راحتی احساسات خود را نشان دهند یا ابراز کنند. حقیقت آن است که مردها به همین دلیل زن ها را بسیار دوست دارند، همین حساس بودن، احساساتی بودن و توانایی حس کردن زن، دلیل آن است، زیرا همین احساساتی بودن زنهاست که به آنها امکان می دهد به مردها محبت بورزند و چنین احساسات خوبی را در آنها تولید کنند.

 
6- باور غلط: زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند


اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف این که زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد و این گونه نیست که هرگز خسته، ترسیده، وحشت زده و بی رمق نمی شوند.

واقعیت این است که اگر زنی به تنهایی هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمایت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زنی قوی و مستقل باشد، همچنان نیاز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت می شود.

زن هایی بیش تر نیاز به توجه، حمایت و مراقبت دارند که از دیگران بیش تر حمایت و مراقبت می کنند.

 7- باور غلط : زن ها آزادی مرد را مختل می کنند


مردها اغلب به اشتباه، درخواست های طبیعی و منطقی زن ها را مبنی بر شرکت در رابطه، با تلاش زن برای سلب آزادی مرد اشتباه می گیرند. زن ها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمانه ایجاد کنند.

هر کسی به مجرد این که به رابطه ای وارد می شود، مقادیری از آزادی های شخصی خود را از دست می دهد. چرا که از حالا به بعد شخصی که با او رابطه برقرار کرده اید، به آنچه می گویید یا رفتار می کنید، واکنش نشان خواهد داد.

آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهایی می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید. بلکه به معنای آزادی در محبت ورزیدن آن هم بدون ترس و دریافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.

زن ها هرگز سعی ندارند چیزی را از مرد سلب کنند. برعکس آنها می خواهند محبت، فداکاری، از خودگذشتگی، تعهد، پایبندی و وفاداری خودشان را به مرد هدیه کنند.

تمام تلاش های یک زن برای ایجاد رابطه با همسرش و صمیمی بودن و حل مشکلات است نه برای سلب آزادی از مرد.

در مقاله ی بعدبه بررسی10عادت ارتباطی مردهاکه زن هارا عصبی می کند می پردازیم.


پا نوشت:


دی آنجلیس، باربارا، رازهایی درباره ی زنان، چکیده ای از بخش 2

7باورغلط مردها درباره ی زنها - 1

محمد صالحي

@eshghonava

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395  ساعت 07:17 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

شناخت صحیح و درک زن ها


به گفته ی روان شناسان ، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود.

این باورهای غلط ناشی از عدم شناخت صحیح و عدم درک روحیه ی لطیف زن هاست و آن ها را برای شناخت بیش تر آقایان از همسرانشان بیان می کنیم:


هفت باور نادرست مردها درباره ی زن ها


1- زن ها سیری نا پذیرند

2- حفظ و نگهداری آن ها مشکل است

3- زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند

4- زن ها حسود هستند

5- زن ها زیاده از حد احساساتی هستند

6- زن هایی که قوی و توانا هستند، نیازی به مراقبت ندارند

7- زن ها آزادی مرد را مختل می کنند

 
1- باور غلط: زنها سیری ناپذیرند


مردها ، تمایل و گرایش همیشگی زن مبنی بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سیری ناپذیری مزمن او اشتباه گرفته اند. این طبیعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چیز است.

زنها- دست کم بیش تر آنها- بسیار کم توقع اند و می توان به راحتی با کوچک ترین چیزها خوشحالشان کرد. با یک لبخند، اظهار محبت و دلتنگی در آغوش گرفتن و ... خواهید دید چطور از شادی لبریز خواهند گشت.

 

2- باور غلط: حفظ و نگهداری زن ها مشکل است


واقعیت این است که حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است. زن ها می خواهند رابطه شان سالم و صمیمی باشد و بدین جهت ازمردها توقع دارند برای این منظور وقت بگذارند و بر روی صمیمیت رابطه تلاش کنند.

زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی خود دارند، نه از آن رو که ایرادگیر و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عمیقاً متعهد و پایبند بوده و می خواهند که موفق باشند.

 

3- باور غلط: زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند


مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.

واقعیت این است که زنها می خواهند کمک کنند، ایفای نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.

یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مرد زندگی شان آن است که بیش تر مردها، در فرآیند تصمیم گیری خود، زن ها را دخالت نمی دهند.

از آن جا که زن ها از این احساس بیزارند، پس تلاش می کنند تا خود را به نحوی در جریانات زندگی همسرشان وارد کنند.

بدین معنا که سوال می پرسند و راه حل ارایه می دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معنای تلاش برای مداخله و سلطه جویی معنا می کند.

اولویت اول یک زن در زندگی محبت است. اگر همسرش را ناراحت ببیند، دوست دارد به او کمک کند.

اگر او را در مواجهه با مشکلی ببیند، می خواهد راه حلی ارایه کند، همه ی اینها به خاطر این است که همسرش را دوست دارد و به او عشق می ورزد.

4-  باور غلط: زن ها حسود هستند


واقعیت این است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صمیمی و نزدیک خود هستند و می خواهند از رابطه ی خود با مردی که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غریزی و فطری، زنان از هر چه برایشان ارزشمند باشد، مراقبت می کنند.

ادامه دارد :

دی آنجلیس، باربارا، رازهایی درباره ی زنان، چکیده ای از بخش 2

7باورغلط مردها درباره ی زنها - 2

 محمد صالحي

@eshghonava

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395  ساعت 07:15 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مرواريدهايي از زبان امام حسين ( ع )

 

  1. لاتَقولُوا بِألسِنَتِكُم ما يَنقُصُ عَن قَدرِ كُم ؛ 1

چيزى را بر زبان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد .

 

  1. اَ يُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى الْمَكارِمِ وَ سارِعوا فِى الْمَغانِمِ وَ لا تَحْتَسِبوابِمَعْروفٍ لَمْ تَجْعَلوا... ؛2

اى مردم در خوبى‏ها با يكديگر رقابت كنيد و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نماييد و كار نيكى را كه در انجامش شتاب نكرده‏ايد، به حساب نياوريد.

 

  1.  اِتَّخِذُوا عِنْدَ الْفُقَراءِ اَيادى فَاِنَّ لَهُمْ دَوْلَةٌ يَوْمَ الْقيامَةِ؛3

[با نيكى و كمك به نيازمندان] نزد آنان جايگاهى براى خود بيابيد، كه آنان روز قيامت مقام و منزلتى دارند.

 

  1.  إيّاكَ أن تَكونَ مِمَّن يَخافُ عَلَى العِبادِ مِن ذُنوبِهِم ويَأمَنُ العُقُوبَةَ مِن ذَنبِهِ؛ 4

مبادا از كسانى باشى كه به سبب گناهانِ مردم، بر سرنوشت آنان بيمناك است ، ولى خود را از سزاى گناه خويش ايمن مى‏داند .

  1. إنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه‏َ رَغبَةً فَتِلكَ عِبادَةُ التُّجّارِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه‏َ رَهبَةً فَتِلكَ‏عِبادَةُ العَبيدِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه‏َ شُكرا فَتِلكَ عِبادَةُ الأَحرارِ وهِيَ أفضَلُ العِبادَةِ؛ 5

برخى خدا را به شوق [بهشت] مى‏پرستند . اين ، پرستشِ سوداگران است . گروهى خدا را از ترس مى‏پرستند . اين ، پرستشِ بردگان است . و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى مى‏پرستند كه اين ، پرستشِ آزادگان و برترين نوع پرستش است.

 

  1. أحِبّونا بِحُبُّ الإِسلامِ ،فَإِنَّ رَسولَ اللّه‏ِ (ص) قالَ : لا تُعَرِّفوني فَوقَ حَقّي ؛ فَإِنَّ اللّه‏َ تَعالَى اتَّخَذَني عَبدًا قَبلَ أن يَتَّخِذَني رَسولاً 6

ما را به عشق اسلام دوست بداريد؛ زيرا رسول خدا (ص) فرمود: مرا بيش از آن چه سزاوارم معرفى نكنيد؛ چرا كه خداوند متعال پيش از آن كه مرا به رسالت برگزيند، به بندگى برگزيد.

 

  1. القُنوعُ راحَةُ الأبدانِ . 7

قناعت، مايه آسايش تن است.

 

  1. إنّ أجْوَدَ النّاسِ مَن أعطى مَن‏لا يَرجو . 8

همانا بخشنده‏ترين مردم ،كسى است كه به آن كه به او چشم اميد نبسته ، بخشش كند.

 

  1. مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ .9

هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.

 

زيرنويسها :

1- آينه يادها > حدیث شماره : 200800

2- چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 301483

3- چهل چلچراغ (چهل چهل حديث) > حدیث شماره : 301498

4- گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500097

5- گزيده تحف العقول > حدیث شماره : 500100

6- اهل بيت در قرآن و حديث ج2 > حدیث شماره : 801236

7- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1205377

8- منتخب میزان الحکمه > حدیث شماره : 1201298

9- مستدرك الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.

 

محمد صالحی – بمناسبت ولادت امام حسين (ع) – 14/ 4 / 90

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 21 اردیبهشت 1395  ساعت 01:32 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

احاديث نقل شده از پيامبر(ص) و ائمه (س) در چه صورتي قابل اعتنا است ؟

بر اساس شواهد تاريخي كه جعل حديث يك امر كاملا تكرار شده اي بوده كه توسط هم افراطيون مذهبي ، هم ناآگاهان متعصب و هم دشمنان انجام گرفته و اعتقادات شيعه را دستخوش تضادهاي مختلف و متعددي كرده است ، لذا شناخت حديث صحيح به دو شرط زير بستگي دارد :

  1. اطمينان به صحت زنجيره راويان آن از امروز تا شخص پيامبر يا امام (س)
  2. موافقت مفهوم و مضمون حديث با اصول اعتقادي برآمده از قرآن

پیامبر(ص) فرمودند :

 

اي مردم : هر حديثي از من نقل كردند و مطابق قرآن بود ، اعتراف ميكنم كه مال من است . در غير اينصورت از من نبوده و نسبت دروغ به من بسته اند .

أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب الله فأنا قلته و ما جاء‌كم يخالف كتاب الله فلم أقله – 860 نهج الفصاحه  و وسائل الشيعه، ج 18، ص 79، ح 15

 

امام علي (ع) :

 

در روزگار پيامبر (ص) آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد که ايستاد و خطابه ايراد کرد و فرمود:

( هر کس از روي عمد به من دروغ نسبت دهد جايگاه او پر از آتش است.)

 

لقد کذب علي رسول الله -ص- علي عهده، حتي قام خطيبا، فقال: « من کذب علي متعمدا فليتبوا مقعده من النار" . خطبه 201 (در بيان اقسام حديث )

 

 امام صادق (ع) مي‌فرمود:

 

بر ما تنها حديثي را بپذيريد كه با قرآن و سنت موافق باشد يا همراه آن شاهدي از احاديث پيشين ما بيابي؛ چون مغيرة بن سعيد كه نفرين خدا بر او باد، در كتابهايِ شيعيان پدرم احاديثي را كه نفرموده بود، جاي داد؛

پس از خدا پروا كنيد و آنچه را كه با سخن پروردگارمان و سنت پيامبرمان مخالفت دارد، به ما نسبت ندهيد؛ زيرا ما هرگاه حديث نقل مي‌كنيم، مي‌گوييم: خداي عز و جل فرمود؛ رسول خدا(ص) فرمود .

 

لا تقبلوا علينا حديثاً الا ما وافق القرآن و السنة، أو تجدون معه شاهداً من أحاديثنا المتقدمة، فان المغيرة بن سعيد لعنه الله دس في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي فاتقوا الله و لا تقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالي و سنة نبينا محمد (ص) فانا إذا حدثنا قلنا : قال الله عز و جل، و قال رسول الله (ص) . بحار‌الأنوار- مجلسي، ج48 ، ص103-

 

تذكر : ضمنا معيار سومي نيز كه مكمل معيارهاي فوق است در كلام پيامبر(ص) وارد شده است :

قال رسول الله، (ص) ، إذا سمعتم الحديث عني تعرفه قلوبكم و تلين له أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم قريب فأنا أولاكم به ، و إذا سمعتم الحديث عني تنكره قلوبكم و تنفرمنه أشعاركم و أبشاركم و ترون أنه منكم بعيد فأنا أبعدكم منه.

هرگاه حديثي از من شنيديد كه دلهايتان آن را مي‌شناسد و شعور و احساستان در برابر آن خاصع است و احساس مي‌كنيد به شما نزديك است ، من بدان از شما سزاوارترم و اگر حديثي را از من شنيديد كه دلهايتان آن را انكار مي‌كند و شعور و احساستان از آن نفرت دارد و احساس مي‌كنيد از شما دور است، من از شما بدان دورترم.

الطبقات الكبرى - محمد بن سعد بن – ج 1 ص 387                                            

قال رسول الله، (ص) : ما ورد عليکم من حديث ال محمد (ص) فلانت له قلوبکم و عرفتموه فاقبلوه و ما اشمأزت قلوبکم و انکرتموه فردوه الي الله و الي الرسول و الي العالم من آل محمد(ص) .

از احاديث خاندان رسالت آنچه دل شما گواهي به صحت آن مي‌دهد و احساس آشنايي آن داريد را بپذيريد، و آنچه دل شما از آن مي‌رمد و عقل شما آن را انکار مي‌کند را به خدا و رسول و دانشمند از خاندان رسالت ارجاع دهيد.

مجلسى، ج 2، ص 189، ح 21

محمد صالحی – 5/ 1/ 93

@beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 21 اردیبهشت 1395  ساعت 08:27 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

امشب ،

بر تارک امواج

می نشینم چون پر !

 

شاید اما بی هوا ،

غرق دریای بیخودی گشتم !

 

و زان پس ،

می روم ، گم می شوم !

 

در اعماق دل بی رنگ،

 اما رنگین و سرخین فام جگر !

 

محمد صالحی  27/11/94

@naghmehsokout

http://mahsan.rasekhoonblog.com/

 

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 20 اردیبهشت 1395  ساعت 11:20 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

موضوعات عمومي

  1. گسست عاطفي والدين ، عامل اصلي ناهنجاريهاي اخلاقي جامعه امروز ما
  2. نگاه جامعه به جايگاه زن بر مبناي نظام سنتي ، او را به كالايي صرف تبديل كرده است !
  3. چرا کسی بفکر راهکاری برای طلاق نیست ؟
  4. خروجی سیستم قضایی موجود در رابطه با خانواده ، به یک نظام غیر اخلاقی منجر می شود
  5. لزوم تغییر ساختار خانواده از سنتی به جدید
  6. آیا مطالبه شغل توسط بانوان ، ظلم به جامعه نیست ؟
  7. چرا روند تمایل مردان جوان ، به ازدواج با زنان مسن تر از خود رو به افزایش است ؟
  8. هفت اشتباهی که زنان در ارتباط با مردان مرتکب می‌شوند - 1
  9. 7 باورغلط مردها درباره ی زنها -
  10. مردها تشنه روز مرد نیستند!!!
  11. یک زن و شوهر تمام عیار شوید
  12. چگونگی رفتار ما با دیگران منعکس کنندهٔ رفتار و احساس ما نسبت به خود می‌باشد.
  13. مهارت های دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق
  14. 14 روش ساده براي رسيدن به آرامــش!
  15. دلزدگی زناشویی چیست ؟
  16. چطور اشتباه همسرمان را بهش بگوییم؟
  17. افسردگی زوجین در زندگی به دلیل مشکلات جنسی
  18. انتظاری که در ارتباط با مردان نباید داشته باشید
  19. چگونه در زندگی مشترک عمل کنیم؟
  20. با انسانهاي مثبت معاشرت کن
  21. نامه دختر زیبای 24 ساله و پاسخ رئیس ثروتمند
  22. قسمتی از وصیت نامه ادوارد ادیش ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن 76 سالگی ..
  23. ﻣﺮﺩ ﻫﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺻﺒﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ.
  24. همسرم را چطور آرام کنم؟!
  25. همسر اولویت اصلی زندگی است و #فرزند فرع زندگی
  26. آقای_زندگی ، #خانمت را عاشقانه تحویل بگیر
  27. خانم_عزیز ، #لطافت زنانه ات را از زندگی مگیر
  28. مواظب باشید جای یکدیگر را در زندگی نگیرید :
  29. بانو و آقای عزیز زندگی تنبیه خانه نیست
  30. اشتباهات مشهور در ابیات آغازین مثنوی
  31. مثنوی را چگونه بخوانیم ؟
  32. سخنرانی آرش نراقی با عنوان جهان اندیشگی حافظ

http://mahsan.rasekhoonblog.com/show/595999/

 

1395/02/20

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 20 اردیبهشت 1395  ساعت 07:38 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


هفت اشتباهی که زنان در ارتباط با مردان مرتکب می‌شوند - 2

اشتباه سوم– توقعی است که زنها دارند که وقت مرد به جز زمان‌هایی که زنان فکر می‌کنند برای کارش لازم است و یا موارد ضروری، بقیه‌اش حتما به زنان اختصاص یابد در حالی که مردان زندگی را این طور نگاه نمی‌کنند و آنها فکر می‌کنند که وقت‌شان تمام و کمال برای خودشان است.

آنها باید تصمیم بگیرند که چطور این وقت را پر کنند و یکی از اشتباهات زنان که در اول ارتباط با مردان دارند این است که به محض اینکه به یک مردی نزدیک می‌شوند و حالا مثلا دو بار او را دیده‌اند فکر می‌کنند که آن مرد باید بیاید برنامه روزانه‌اش را با خواسته آنها تطبیق دهد، یعنی آن موقع که آنها آزادند او هم آزاد باشد، آن موقع که آنها می‌خواهند بروند بیرون او هم برود بیرون، آن موقع که زن‌ها می‌خواهند بهشان زنگ بزند و یا چندین بار در روز که آنها می‌خواهند بهشان ایمیل یا تلفن یا اس ام اس بزند و هر چند باری که آنها می‌خواهند همدیگر را ببینند، جای دیگر هم نرود و … این نوع برخورد با یک مرد اشتباه بزرگی است که ما زنان مرتکب می‌شویم و به محدوده یک مرد تجاوز می‌کنیم.

اشتباه چهارم– ما زن‌ها وسط حرف مردها می‌پریم و حرف آنها را قطع می‌کنیم مثلا یک پرسشی را از آنها می‌کنیم بعد تا آنها می‌خواهند جواب بدهند می‌پریم وسط حرفشان و اجازه نمی‌دهیم حرف‌شان را تمام کنند.
مردها نسبت به اینکه صحبت‌شان قطع شود سه حالت دارند: یکی، تمرکزشان را از بین می‌بریم و رشته کلام از دست‌شان خارج می‌شود، دوم اینکه عصبانی می‌شوند و وقتی که عصبانی می‌شوند دو حالت دارد، یا داد می‌زنند یا سکوت کامل می‌کنند و یا می‌خواهند اصلا رها کنند و بروند.

سومین حالتی هم که برایشان پیش می‌آید این است که شروع می‌کنند بلندتر حرف زدن و به ما بر می‌خورد و به این ترتیب صحبت از آن چیزی که بود به آن چیزی که نبود، ختم می‌شود .

به این ترتیب است که ما زن‌ها می‌گوییم که مردها حرف زدن بلد نیستند، مسایل‌شان را با ما در میان نمی‌گذارند و ما را شریک خودشان نمی‌کنند ولی این اشتباه از ما است که وقتی آنها حرف می‌زنند ما به آنها احترام نمی‌گذاریم و به حرف‌شان گوش نمی‌دهیم.

پس وقتی یک مردی صحبت می‌کند صحبت‌اش را قطع نکنید و بگذارید تمام حرف‌اش را بزند.

من به شما توصیه می‌کنم که حتما نت بردارید و در حال نت برداشتن اصلا حرف نزنید و خیلی به دقت گوش بدهید به حرف‌هایی که می‌زنند بعد از اینکه حرف‌شان تمام شد مکث کنید و بگویید ممنونم از اینکه همه حرف‌ها را گفتی چیز دیگری هم هست؟

من می‌خواهم بقیه حرف‌ها را هم بشنوم، اگر چیز دیگری هم هست من باز هم گوش می‌دهم.

با این کار آنها تشویق می‌شوند بیشتر با شما حرف بزنند و آن وقت می‌بینید که آنها چقدر حرف دارند که با ما شریک شوند ولی ما به آنها فرصت نمی‌دهیم.

اشتباه پنجم– این است که ما زنها چون خودمان با حواس پراکنده توانایی انجام دادن چند کار را در آن واحد داریم فکر می‌کنیم که مردان نیز این توانایی را دارند ولی تنبل هستند و نمی‌خواهند به خودشان زحمت بدهند.

حال آنکه مرد از تمرکز واحد برخوردار است برای اینکه اصل وجودشان شکارچی است و فقط می‌توانند در یک موضوع تمرکز کنند و آن کار را انجام بدهند وبعد بروند سراغ موضوع دیگری.

آنها مثل زنان نیستند که حواس‌شان به چند تا کار هم‌زمان باشد، هستند معدود آقایانی که این توانایی را دارند ولی ۹۹ درصد آنها توانایی انجام چند کار هم‌زمان را ندارند.

اشتباه ششم– این باور است که مردها به شما بی‌توجه اند و به شما اهمیت نمی‌دهند ، اگر یک مردی دارد تلویزیون نگاه می‌کند، دارد تلویزیون نگاه می‌کند و این دلیل نمی‌شود که به شما اهمیت نمی‌دهد. مردها هر کاری را که دارند می‌کنند دارند واقعا آن کار را انجام می‌دهند و این نیست که به شما توجه ندارند.

این ما هستیم که این را می‌گوییم و بر این باوریم که این موضوع واقعیت دارد.

اشتباه هفتم– این اشتباه مهم‌ترین اشتباه زنان در برخورد با مردان است.  

زنان با کار، حرفه، درس و یا هر چیزی که برای یک مرد اهمیت دارد رقابت می‌کنند و فکر می‌کنند که مثلا اگر الان مادر مردی مریض است و به مادرش اهمیت می‌دهد پس باید با مادر او رقابت کنند یا باید با کارش رقابت کنند یا با درس‌اش یا هر چیز دیگر، کلا این رقابت که ما زنها باید اول باشیم در زندگی یک مرد، اشتباه است و ما زنان بر این باور هستیم که ما جایگاه خودمان را نداریم اگر که ما اول نباشیم.

اینها هفت اشتباهی است که ما زنان در رابطه با مردان مرتکب می‌شویم و رابطه‌های خودمان را خراب می‌کنیم.

 

هفت اشتباهی که زنان در ارتباط با مردان مرتکب می‌شوند - 1

http://kayhanlondon.biz/fa/1394/02/07/در-گفت-و-گو-با-دکتر-آزیتا-ساعیان-روان‌/

@eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 20 اردیبهشت 1395  ساعت 07:26 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

هفت اشتباهی که زنان در ارتباط با مردان مرتکب می‌شوند - 1

گزیده ای از محورهای اساسی صحبت های خانم دكتر آزیتا ساعیان :

در سال۱۹۹۴ در لس آنجلس با شیوه درمانی «Transpersonal Psychology» آشنا شدم و در همان زمان کار روان‌ درمانی خصوصی را هم شروع کردم.

پس از این مرحله از طریق آشنایی با شیوه «Depth Psychology» و «Jungian Psychology» با انرژی‌های زنانه و مردانه آشنا شدم و در این راه دکتر «پاتریسیا آلن» به من کمک کرد که اشکالات روابط زنان و مردان را بهتر بشناسم و راه برقراری ارتباط صحیح بین زنان و مردان را کشف کردم.

به طوری که قبلا اصلا در ارتباط با مردان موفق نبودم.

در این روش به این نتیجه رسیدم که ما زنان به چهار کهن‌ الگو تقسیم می‌شویم:

اول - کهن‌الگوی زن جنگجو و ملکه آمازون که زنی است هدف‌مند، توانا، رهبر و باهوش که اغلب زنان این الگو مجردند.

دوم - زن لوند و دلبر

سوم – زن مادر

چهارم – زن روحانی

در این تحقیقات به این نتیجه رسیدم که وقتی این چهار الگو در توازن با هم قرار می‌گیرند موفق می‌شوند.
.
.
.
كیهان لندن : به نظر شما هفت اشتباهی که زنان در ارتباط با مردان مرتکب می‌شوند کدام‌اند؟

 -زبان مردان با ما زنان فرق می‌کند و این احساس به زنان دست می‌دهد که گاهی وقتی دارند با مردی به عنوان مثال، برادر، پدر، همسر و غیره فارسی حرف می‌زنند آنها چینی جواب می‌دهند، یعنی فاصله زیادی بین این دو زبان وجود دارد و گاهی ما متوجه نمی‌شویم که زبان درک و فهم و شنیدن و صحبت و دریافت و تعبیر ما با همدیگر خیلی فرق می‌کند. زن و مرد یک جور دنیا را نمی‌بینند و نمی‌فهمند.

اشتباه اول – این است که فکر می‌کنیم مردان موجودات بداخلاق، بی ادب و بی نزاکتی هستند و این را نمی‌فهمیم که آنها در مقایسه با مردان دیگر هیچ کدام از اینها نیستند، ولی در مقایسه با یک زن این طور به نظر می‌رسند.

حالا ما این رفتارهای مردان را شخصی می‌گیریم و به این معنی تفسیر می‌کنیم که او با رفتارش دارد به ما بی احترامی می‌کند.

حال آنکه او هیچ کدام از این کارها را نمی‌کند بلکه کاری را می‌کند که فکر می‌کند درست است .

جالب این است که ما اگر یک اشتباهی بکنیم، مثلا اگر مردها فکر ‌کنند که ما بی نزاکتیم، بی ادبیم و غیره… ما را زود می‌بخشند و از ما خیلی بخشنده‌ترند و این کارهای ما را به حساب عجیب بودن، پر رمز و راز بودن و زن بودن ما می‌گذارند و برایشان جالب است که ما چه موجوداتی هستیم .

. در صورتی که ما آنها را با معیارهای خودمان قضاوت می‌کنیم، و در واقع مردی را می‌خواهیم که شکل و قیافه و هیبت مردانه داشته باشد ولی اخلاق و نزاکت و رفتار یک زن را، یعنی در اصل یک مرد ناقص باشد.

اشتباه دوم– تعبیرهای خودمان را از صحبت‌های یک مرد واقعیت می‌دانیم ولی در اصل این طور نیست مثلا اگر یک مرد خسته است به این معنا نیست که حوصله تو را ندارد بلکه واقعا خسته است، وقتی می‌گوید من هنوز گرسنه‌ام به این معنا نیست که دست پخت تو را دوست ندارد بلکه یعنی هنوز سیر نشده است.

اگر مردی می‌گوید پول ندارد به این معنا نیست که می‌خواهد به شما کم بدهد و برای خانواده‌اش خرج کند بلکه یعنی پول ندارد.

یعنی اگر یک مردی حرفی می‌زند ما زنان حرف‌های او را تعبیر می‌کنیم و باورمان هم این است که آن تعبیرها واقعی بوده و منظورش همین تعبیرهای ماست و نه آنچه واقعا خودش می‌گوید.

ادامه دارد :

هفت اشتباهی که زنان در ارتباط با مردان مرتکب می‌شوند - 2


@eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 20 اردیبهشت 1395  ساعت 07:24 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 2

آیات مطلقه :

تعدادی آیه نیز در قرآن وجود دارند که بدون بیان شرط خاصی دستور به جنگ داده ( و همین آیات است که مستمسک دست نادانان شده و اسلام را زیر سوال برده اند ) ، که ذیلا به آنها اشاره شده و توضیح منطقی در مورد آنها داده خواهد شد :

  1. کتب عليکم القتال و هو کره لکم و عسى ان تکرهوا شيئا و هو خير لکم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شر لکم و الله يعلم و انتم لا تعلمون ۱۴
  2. فليقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحياة الدنيا بالآخرة و من
    يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجرا عظيما ۱۵
  3. و ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک وليا و اجعل لنا من لدنک نصيرا ۱۶
  4. الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ کَفَرُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا
    أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ کَيْدَ الشَّيْطانِ کانَ ضَعيفاً. ۱۷
  5. قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله و لا باليوم الاخر و لا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الکتاب حتى يعطوا الجزية عن يد و هم صاغرون ۱۸
  6.  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ. ۱۹
  7. فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتىَّ إِذَا أَثخنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً. ۲۰

همانطور که در آیات فوق دیده می شود ، دستور به جنگ ، ظاهرا مشروط به شرط خاصی نشده است .

ولی به دو دلیل زیر آیات فوق در هنگام اطلاق ، باید به آیات مقیده قسمت قبل تخصیص خورده و معنا شوند :

  •  همانطور که به یک کتاب قانون به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته نگاه می‌شود و مطلقات آن ، حمل بر مقیدات می‌گردد، به آیات قرآن به ضمیمه حدیث‌های معتبر نیز باید به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته نگاه کرد که در این نگاه به طور طبیعی ، مطلقات به وسیله مقیدات تقیید می‌شوند و در نتیجه به اطلاق آنها نمی‌توان تمسک کرد.

پس: « طبق قاعده ، باید آیات مطلقه حمل بر آیات مقیده شود و در حقیقت آیات دارای قید و شرط ، آیات بی‌قید و شرط را تفسیر می‌کند و در نتیجه آیات دارای قید و شرط بر آیات بی‌قید و شرط حاکم خواهند بود .

  • در قواعد و فضای مدیریتی نیز وقتی که قاعده و مبنایی اعلام شده باشد ، و شرطی برای انجام تصمیم و عملی بیان شده باشد ، هنگامی که طبق شواهد و قرائن ، آن شرط محقق شده باشد ، بدون مطرح کردن آن ، دستور به انجام نتیجه آن صادر می شود .

بطور مثال ، فرض شود که اعلام شده باشد « دانشجویی که دو ترم متوالی مشروط بشود ، اخراج است » . حال اگر قسمت معاونت دانشجویی ، موقع بررسی شرایط معدل دانشجویان ، اسامی افرادی را در موقع ثبت نام اعلام و دستور به اخراج بدهد ، کسی نمی پرسد چرا ؟ چونکه می داند علت آن ، اجرای بخشنامه مشروطی بوده است ، مگر اینکه کسی نسبت به خود مشروط شدن اعتراضی داشته باشد .

و همین امر نیز در شرایط نزول آیات اتفاق می افتاده که یا به قرینه محاوره فضای نزول و یا قرینه معنوی مندرج در آنها ، شرط تهاجم و یا پیمان شکنی مطرح بوده ، و پیامبر(ص) طبق قاعده عقلانی دفاع در برابر تهاجم ، دستور به جنگ ( دفاعی ) داده است .

ج ) سیره پیامبر(ص) و امامان علی و حسن و حسین (ع) :

شواهد تاریخی ، دال بر عدم شروع جنگ توسط بزرگان فوق حتی در زمانیست که دو سپاه روبروی هم آرایش نظامی گرفته بوده اند .

  • عملكرد پيامبر در ماجرای جنگ بدر

وقتي لشگر قريشيان آماده جنگ با مسلمانان مي شوند ، پيامبر(ص) در پيامي كه بوسيله عمر براي آنها فرستاد ، خواهان جلوگيري از وقوع جنگ مي شود .

أرجعوا ، فانه يلي هذا الأمر مني غيركم أحب إليّ من أن تلوه مني ، و اليه من غيركم احب الي من ان اليه منكم . 21
شما برگرديد و از جنگ بپرهيزيد ، اگر كساني غير از شما اين موضع گيري را درباره من مي كردند ، نزد من بهتر بود از اينكه شما اين كار را بكنيد ، و اگر من درباره كساني غير از شما اين موضع گيري را مي كردم نزد من بهتر بود از اينكه درباره شما بكنم .

  • دعوت امام علی(ع) در جنگ صفين به مذاكره بجاي جنگ

... فَقُلْنَا : تَعَالَوْا نُدَاوِ مَا لاَ يُدْرَکُ الْيَوْمَ بِإِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ تَسْکِينِ الْعَامَّةِ، حَتَّي يَشْتَدَّ الْأَمْرُ وَ يَسْتَجْمِعَ، فَنَقْوَي عَلَي وَضْعِ الْحَقِّ مَوَاضِعَهُ . فَقَالُوا : بَلْ نُدَاوِيهِ بِالْمُکَابَرَةِ ! فَأَبَوْا حَتَّي جَنَحَتِ الْحَرْبُ وَرَکَدَتْ ، .. 22

پس به آنان گفتيم: بياييد با خاموش ساختن آتش جنگ ، و آرام کردن مردم، به چاره‏جويي و درمان بپردازيم ، تا کار مسلمانان استوار شود، و به وحدت برسند ، و ما براي اجراي عدالت نيرومند شويم ، اما شاميان پاسخ دادند: (چاره‏اي جز جنگ نداريم .) پس سر باز زدند، و جنگ درگرفت ، و تداوم يافت، و آتش آن زبانه کشيد .

  • جلوگيري از آغاز جنگ در روز عاشورا توسط امام حسين(ع) :

در همان ابتدای صبح عاشورا ، مسلم بن عوسجه به امام (ع) گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .

امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 23

و در يك كلام :

جنگ هاي پيامبر(ص) در تبعيت از اصل عقلاني دفاع در برابر تهاجم دشمن ، انجام گرفته و دستورات قرآن نيز ، چيزي فراتر از دستور به تبعيت از عقلانيت نبوده ، كه بعنوان دستور جهت اجبار به دين ورزي كسي ، زير سوال برده شوند .

همانطور كه نه تنها در انتخاب دين كسي را اجبار نكرده است ،

آنجا كه مي فرمايد :

" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " 24

( اي پيامبر(ص)) پس ( ايمان و اخلاق و عقلانيت را ) يادآوري كن كه تو فقط يادآوري كننده اى ! تو بر آنان سلطه ندارى كه به ايمان مجبورشان كنى .

 

" لااکراه في الدين ، قدتبين الرشدمن الغي" 25

( براي تو انسان ) اكراهى در قبول دين ، نيست . (زيرا ) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است .

" نحن اعلم بما يقولون و ما انت عليهم بجبار فذکر بالقران من يخاف وعيد " 26

ما به آنچه آنها مى‏گويند آگاهتريم، و تو مأمور به اجبار آنها (به ايمان) نيستى .

بلكه پيامبر(ص) را پس از مسلمان شدن و پذيرش دعوت توسط مردم ، از محافظت نتيجه آن و تحت نظر قرار دادن اعتقاد و رفتار آنها ، كه مبادا از آن اعراض كنند ، برحذر داشته است ،

آنجا كه مي فرمايد :

" فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . " 27

و اگر ( از آيين تو ) روى گردان شوند ( غمگين مباش ) ، ما تو را حافظ آنان ( و مأمور اجبارشان ) قرار نداده ايم ; وظيفه تو تنها ابلاغ است و بس .

زیرنویسها :

  1. و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون انبیا 25
  2. تخلقوا باخلاق الله- بحارالانوار- ج 58- ص 129-
  3. از جمله آیه : " ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " سوره بقره - آیه 62
  4. کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " مرحوم صالحی نجف آبادی – ص 67 تا 71
  5. مرحوم قابل : اکثر احکام اسلام ، احکامی امضائی‌اند . ( شریعت عقلانی ،8، بخش 22 ) . احکام امضائی شریعت محمدی (ص) مبتنی بر درک و فهم عقلای بشر در زمان نزول وحی صادر شده اند و آنچه رایج بوده است را با اندکی دخل و تصرف ، امضاء کرده و به رسمیت شناخته است . ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )
  6. بقره  256
  7. بقره 190
  8. بقره 191
  9. بقره 193
  10. بقره 194
  11. حج 39 و 40
  12. توبه 36
  13. توبه 12
  14. بقره 216
  15. نسا 74
  16. نسا 75
  17. نسا 76
  18. توبه 29
  19. توبه 123
  20. محمد 4
  21. مغازي واقدي ج 1 ص 61
  22. نامه امام درباره جنگ صفين ( نامه 58 )
  23. طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )
  24. سوره غاشیه – 21 و 22
  25. همان بند 6
  26. سوره  ق 45
  27. سوره شوری 48

 

تحقيق با استفاده از كتاب : جهاد در اسلام مرحوم آيه اله صالحي نجف آبادي ، ص 15 تا 35

جنگهای پیامبر(ص) بر اساس یک قاعده حکومتی بودند نه دستور الهی - 1

محمد صالحي – 29/1/95

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو

@beshnofekrkon

بلاگ اينترنتي

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  ساعت 07:27 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
Powered By Rasekhoon.net