اگر عشق شعله ور شود

 و دل را به زخم های بی نشان مبتلا سازد

 

سرریز خونین آن ،

 چونان قطره هایی

از چشمهایت فوران میکند

 

و خوشا آنان که

 این اشکها

 همرهانی همیشگی شان گشته است .

 

محمد صالحی 21/1/95

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 31 خرداد 1395  ساعت 03:30 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مباحث تفكيكي دين و شريعت

  1. منشا دين نياز انسان به آرامش روحانيست
  2. دین یا شریعت ، تفاوت در چیست ؟
  3. کارکرد اصلی وحی چه بود که هنوز پای برجاست ؟
  4. ارزيابي و قضاوت فهم گذشتگان ، با معيارهاي امروزين ، كاري غيرعقلاني است
  5. پلورالیسم دینی
  6. احكام شريعت در دعوت پيامبر(ص) چه جايگاهي دارند ؟
  7. آيا احكام شريعت غير قابل تغيير است ؟
  8. سیری در مبانی فقهی مرحوم احمد قابل
  9. زمان تشريع احكام عبادي در صدر اسلام
  10. هدايت و گمراهي انسان بدست خود اوست نه خداوند
  11. آيا مردمان عصر نزول به اطلاعات علمي و تاريخي قرآن آگاه بوده اند ؟
  12. شريعت و حقوق زن
  13. تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
  14. تمام شروط اجراي حدود ، دال بر لغو آنهاست
  15. استمرار ظواهر یا روح احکام اسلامی
  16. اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟
  17. اگر احكام شريعت امضائي اند چرا خداوند گفته حكم من اينست ؟
  18. راهكاري برای بررسی عقلانی و عادلانه بودن احکام شریعت در صدر اسلام -1
  19. خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل
  20. خدا و بلوغ عقلی انسان قبل و زمان حضرت آدم
  21. نوع و نحوه حكومت از حقوق مردم است – امام علي(ع)
  22. شرط دينداري در عصر حاضر
  23. رجحان عقل بر شرع در كلام فقيه عاليقدر
  24. ویژگی های احکام امضایی در سیره پیامبر چیست ؟
  25. دين و جامعه عصر نزول ، مظروف و ظرف
  26. نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

 

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com/show/662917/

1395/03/31

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 31 خرداد 1395  ساعت 03:24 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

شرط دينداري در عصر حاضر

دعوت پیامبر از سه مقوله تشکیل شده است :

1- اصول ثابتی که برگرفته از همان اصول محتوایی دعوت همه پیامبران بود و شامل ایمان توحیدی و عمل اخلاقی است و در همه ۲۳ سال  دعوت پیامبر ، محیط بر سخنان و رفتار ایشان بوده است . 1 و 2

 

2- احکام اجتماعی و تصمیمات حکومتی پيامبر(ص) در مدینه ، که مبتنی بر شرایط فرهنگی و سنتی و سیاسی و تاریخی و .. مردم آن عصر بوده و از قالبهای موجود خارج نشده است .

و البته ، پیامبر ، در راستای اصول بند ۱ ، همواره سعی در اصلاح و تعدیل آنها داشتند .

 

3- اصول و قواعد برخورد با مسائل مختلف ، که 5 تاي از آنها بشرح زیر است :

  • مواجهه با همه اقوام و افکار مختلف و شنیدن نظرات آنها و انتخاب بهترين روش اجرايي 3
  • مشاوره با صاحب نظران مردمی در امور مرتبط با آنها 4
  • دعوت به خدا و اخلاق ، بر اساس حكمت و عقلانيت و موعظه 5
  • مجادله و مذاکره احسن با مخالفین ، در سطح درک و شعور و پذیرش آنها 6
  • مدارا با فهم و پذيرش مردم ، در برخورد با سنتهاي موجود جامعه و ارائه راه حلهاي جديد 7

امروز چگونه دیندار باشیم ؟

دو بند اول و سوم ، اساس دینداری ماست .

و احکام بند ۲  ، فقط متعلق به سیستم موجود عصر نزول بوده و قابل تسري ظاهري و قالبي به جامعه امروزي نيست ، بلكه امروز بايد با رعایت بندهای ۱ و ۳  ، سیستم اقتصادی ، سیاسی ، قضايي و اجتماعی مبتنی بر عقلانیت مدرن و عدالت ورزی امروزی 8 را با حفظ كرامت انساني 9 بناکرد .

زيرنويسها :

  1. و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه - سوره انبیا 25
  2. ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من و و فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون - سوره بقره ، آیه 62
  3. فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و - زمر ، آيه 17 و 18
  4. و شاورهم في الامر – سوره آل عمران ، آيه 159
  5. ادع الى سبيل ربک بال و - سوره نحل ، آيه 125
  6. و - سوره نحل ، آيه 125
  7. امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض – اصول كافي ج2 ص 117
  8. ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا - سوره نسا ، آيه 58
  9. انا کرمنا بنی آدم – اسرا ، آيه 70

محمد صالحي – 1/3/95

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 31 خرداد 1395  ساعت 07:48 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

الدنیا مزرعه الاخره - پیامبر(ص)

 

آنهایی از مرگ می هراسند که خوب زندگی نکرده اند . اشو

 

در حقیقت ،

آنهایی که سهم خود را از این دنیای زمینی ،

برای ارتقا معنوی خود برنگرفته اند ،

موقع مرگ ، 

نگران  فرصتهایی هستند که از دست داده اند ،

نه از زندگی بعد از مرگ .

 

چونان نهالی که فرصت استفاده از خاک و آب زمینی محل کاشت خود را از دست داده و زمینه رشد خود تا به میوه رسیدن را ، خراب کرده است .

 

ولی آنکه بخوبی از آب و خاک استفاده کرده و رو بسوی نور رفته است ،

به میوه ای تبدیل شده که مرگ او ،

یعنی وقت میوه چینی از آن درخت ، و میوه هم که آماده است و درخت نگران چیزی نیست .

 

و دنیا نیز برای انسان ،

زیباترین و مطمئن ترین مکان فعلیت یافتن همه استعدادهای روحانی بالقوه در وجود انسانست که خداوند در وجود او به ودیعت گذاشته است .

 

باید از همه مواهب دنیا ،

به نحو احسن استفاده کرده و تک تک ویژگیهای خداوندی ،

از قبیل مهربانی ، گذشت ، کمک به دیگران ، فداکاری ، اخلاق نیکو و ... ،

 که در دانه روحانی وجود ما به امانت گذاشته شده را در حضور و با وجود دیگران زندگی کرده و به فعلیت رسانده ،

 

آنگاه متصف به مکارم اخلاقی الهی شده ،

و به مقام " انک لعلی خلق عظیم " نائل گردیده ،

و سپس رخت تن از روح برکنده و تا خداوند اوج گرفت و رفت .

 

و اینجاست که اویی که در این مقام جای گرفته ،

نگران چیزی نیست ،

که مرگ آغاز همزیستی شادمانه و هشیارانه با خداوند است .

 

محمد صالحی - ۲۱/۳/۹۵

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 30 خرداد 1395  ساعت 10:03 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

#عارف واقعی

 

تاریخ سرشار از سرگذشت پادشاهان و حکمرانان بزرگ است .

 

اما از بیدار شدگان کمتر اثری می توان یافت.

 

تعداد بیدار شدگان انگشت شمار است،

 

زیرا آنان در راهی گام گذاشتند که نیازمند تحولی بنیادین بود:

 

تحول از ناخود آگاهی به خود آگاهی و سرانجام از خود آگاهی به آگاهی محض.

 

تو باید نا خودآگاهی ات را به خود آگاهی متحول سازی.

 

وقتی ذره ای ناخود آگاهی در تو باقی نمانده باشد .

و سر شار از نور و انرژی باشی یک عارف می شوی،

 

یک عارف واقعی.

 

#اشو_مراقبه

@http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 30 خرداد 1395  ساعت 10:01 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اما تنها کسی که همیشه هست ،

خودت هستی و خودت .

 

اگر خودت را در خودت احساس کردی ، میشوی دوتا .

 

یکی تو و دیگری خدا .

 

اما هر دو یکی هستید ،

و آنهم تو .

 

با خودت مهربان باش ،

گویی خدا با تو مهربان است .

 

محمد صالحی - ۱۰/۳/۹۵

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 29 خرداد 1395  ساعت 08:18 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

نگاه اسلام به كنيزان ( اسرای ) جنگی

مقدمه :

یکی از ایرادات سنگینی که به دعوت پیامبر(ص) و همچنین عملکرد ایشان در دوران حکومت مدینه می گیرند موضوع اسیران و خاصه کنیزان می باشد .

این ایراد در دو قسمت زیر برجسته شده و بر سر کلیت دعوت توحیدی اخلاقی پیامبر(ص) کوبیده می شود :

  1. اسارت در اسلام
  2. دستور به تصاحب کنیزان ( هر چند شوهر دار )

متاسفانه ، ایراد کنندگان اولیه ، بدون اطلاع درست از مبانی دعوت پیامبر(ص) و شرایط تاریخی عصر نزول و محدودیتهای حکومتی او و همچنین درک مردم از حقوق انسانی و حد پذیرش آنها ، با موضوع اسارت بصورت حتی خصمانه ، با رویکرد نفی دین اسلام ، برخورد کرده و در این راستا ، هر گونه گزارش تاریخی نادر و یا غلطی را از لابلای گزارشهای مختلف انتخاب و برای اثبات ادعاهای خود بکار گرفته اند .

در این مجال اندک ، قصد بررسی موضوع از منظر تاریخی و شرایط عصر نزول نیست ، بلکه ( با توجه به تفسير حضرت آيه اله عابديني از فقهاي نو انديش و صاحب نظر ) اجمالا به سه اصطلاح ‹ ما ملکت ایمانکم = آنچه از گذشته در تملک شماست › و ‹ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ = کنایه از گرفتن اسیر › و ‹ اسیر › می پردازیم :

الف ) ما ملکت ایمانکم

به ادعای شبهه افکنان ، آیاتی که مشتمل بر جمله فوق هستند ، اجازه تصاحب کنیزان ( اسرای زن ) را به سربازان مسلمان می دهد .

جواب :

با نگاهی اجمالی به آیات قرآن ، 15 آیه وجود دارد که به اسرا و کنیزان جنگهای قبل از اسلام اشاره می کند که با  " ماملکت ایمانکم " عنوان میشود .

این جمله از فعل ماضی ( زمان گذشته ) استفاده کرده که به کنیزانی اشاره میکند که در جنگهای قبل از اسلام به اسارت اعراب درآمده و در خانه و یا شهر آنها زندگی می کنند و حداقل ۱۴ سال از اسارت آنها میگذرد و هیچ ارتباطی به اسرای جنگهای پیامبر(ص) ندارند .

و دقیقا  ، دستور به رعایت اخلاق و حقوق در مورد آنها ، در حد زنان آزاد ، در آن آیات موج میزند ، که به بهانه کنیز بودن ، رهایشان نکنند و یا مورد آزار و یا تضییع حقوق انسانی قرار ندهند . **

بطور مثال :

  • وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ ۱

و هر كس كه توانايى ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن با ايمان را ندارد ، مى تواند با زنان پاكدامن از بردگان با ايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كند .

  • وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ۲ 

و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آن ( اسرايي ) را كه از قبل مالك شده ايد .

  • وَ اعْبُدُوا اللهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ۳ 

و خدا را بپرستيد; و هيچ چيز را همتاى او قرار ندهيد; و به پدر و مادر، نيكى كنيد ; همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مستمندان، و همسايه نزديك، و همسايه دور، و دوست و همنشين، و واماندگان در سفر، و بردگانى كه مالك آنها هستيد .

ادامه دارد :

 

ب ) اسیر

آنچه که از آیات قران در مورد ‹ اسارت › و ‹ اسیر › دریافت می شود ، همان اصل عمومی موجود در قوانین همه ملتها در جنگها بوده که لازمه هر عملیات جنگی بوده و هنوز هم هست .

ولی علیرغم رفتارهای غیراخلاقی عرب قبل از اسلام ، با اسرای جنگی ، اخلاقي فراتر از آنچه که در تصور عرف اجتماعی آن عصر بوده ، در دستورات قرآن دیده می شود .

که در سه قسمت قابل توجه است :

  • جواز اسارت گرفتن به شرط خاتمه جنگ

ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ۴

هيچ پيامبري حق ندارد اسيراني [از دشمن] بگيرد، تا كاملاً بر آنها پيروز گردد .

  • الزام به آزاد کردن اسرا

فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً ۵

و هنگامى که با کافران در ميدان جنگ روبه‏رو شديد گردنهايشان را بزنيد ، ( و اين کار را همچنان ادامه دهيد ) تا به اندازه کافى دشمن را در هم بکوبيد؛ در اين هنگام اسيران را محکم ببنديد ؛ سپس يا بر آنان منّت گذاريد ( و آزادشان کنيد ) يا در برابر آزادى از آنان فديه [= غرامت‏] بگيريد .

نکته مهم : نکته بسیار مهم و اخلاقی که در این آیه موج می زند ، لزوم آزاد سازی اسیران می باشد ، که باید یا بدون اخذ معادل و یا گرفتن معادلی انجام گیرد . و هیچگونه دستوری مبنی بر نگهداری به اجبار و یا تملک آنها نمی دهد .

اما مهمتر از نکته فوق ، تقدم آزاد سازی اسیران ، بدون اخذ معادل ( چه مالی و چه غیر آن ) می باشد که بیانگر توجه عمیق اسلام ، به حقوق انسانی اسیران بوده که به هیچ وجه نباید به بهانه های مادی و یا غیره پایمال شود .

  • رعایت همه حقوق انسانی اسرا

إِنَّ الْأَبْرَارَ .....   وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا  6        

و غذاى (خود) را با اينکه به آن علاقه ( و نياز ) دارند، به «مسکين» و «يتيم» و «اسير» مى‏دهند!

همانطور که از آیات مختلف قرآن و بخصوص آیه زیر برداشت می شود ، ابرار و نیکان ، بالاترین مقام را نزد خدا داشته که برجسته ترین ویژگی آنها ، انفاق و بخشش آن چیزی است که به آن دلبسته اند .

لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شي‏ء فان الله به عليم  7

هرگز به (حقيقتِ) نيكوكارى نمى رسيد مگر اين كه از آنچه دوست مى داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد; و آنچه انفاق مى كنيد، خداوند از آن آگاه است.

که در آیه فوق الذکر ( ۸ سوره انسان ) ، یکی از مصادیق این بخشش را ، بخشش به اسیران معرفی می کند .

هر چند در روایات رسیده از پیامبر(ص) و سیره ایشان در جنگها نیز ، موضوع مذکور کاملا صراحت دارد که به یک مورد اشاره می شود :

و روي عن الزهري روى عن النبي قال لأصحابه في الأسرى: استوصوا بهم خيرا.  فكان أبو العاص بن الربيع يقول: كنت مع رهط من الأنصار و كان التمر زادهم و الخبز معهم قليل، وكنا إذا تغدينا أو تعشينا، أكلوا التمر و آثروني بالخبز، حتى إن الرجل لتقع في يده الكسرة فيدفعها إلي، جزاهم الله خيرا. وكان الوليد بن الوليد بن المغيرة يقول مثل هذا ويزيد: وكانوا يحملوننا و يمشون. 8

از زهری برایم ( واقدي نويسنده كتاب مغازي ) روایت کردند که پیامبر (ص) فرمود: درباره اسیران نیکو رفتار کنید .

در این باره ابو العاص بن ربیع می‌گوید: من در دست گروهی از انصار اسیر بودم، خدا خیرشان دهد، هر گاه شام یا نهار می‌خوردیم نان را که بسیار کم بود به ما اختصاص می‌دادند و خودشان خرما می‌خوردند. گاه در دست بعضی فقط یک قطعه کوچک نان بود، و همان را هم به من می‌دادند . ولید بن مغیره هم این موضوع را تأیید کرده و افزوده است: انصار ما را سوار می‌کردند و خود پیاده می‌رفتند.
و در یک کلام :

آنچه که از آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) در مورد اسیران جنگی فهمیده می شود به شرح زیر است :

  • مسلمانان ، در صورتی مجاز به گرفتن اسیر هستند که جنگ مختومه شده باشد .
  • پس از خاتمه جنگ ، بایستی همه اسرا آزاد شوند ( بدون اخذ معادل و یا با اخذ آن ) .
  • در مدتی که اسیری دست شماست ، موظف به رعایت حقوق انسانی او مثل بقیه هستید .

** البته آن دسته از اسراي زني كه در جنگهاي اسلام ، به هر دليلي حاضر به بازگشت به قبيله و منطقه خود نبودند ، جهت امكان تهيه يك سرپناه براي آنها و جلوگيري از آسيبهاي رواني و اجتماعي ، شامل اين احكام نيز مي شدند .

زيرنويسها :

  1. نساء – 25
  2. نساء – 24
  3. نساء – 36
  4. انفال – 67
  5. محمد – 5
  6. انسان آيات 5 تا 8
  7. آل عمران 92
  8. المغازی، واقدی، ج 1، ص 119ص 80 عربی ، ص۷۳ترجمه دامغاني ( متن۸۸)

محمد صالحي – 20/1/95

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 29 خرداد 1395  ساعت 07:56 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


‌ یک زن و شوهر تمام عیار شوید


تو روز مرا می سازی
همسر شما کسی است که روز شما را آغاز می کند و باید کسی باشد که آن را به پایان می رساند. تا زمانی که مشکل تان حل نشده نخوابید زیرا این کار آن را بدتر و سخت تر می کند.
 
💯آسان بگیرید
شما همسری دارید که باعث خوشحالی شماست. شما هم باید شوهری باشید که عامل شادمانی او است.
 
💯سخت نگیرید
یک همسر خوب همیشه باید مراقب احساسات همسرش باشد. اینکه او را از تمام علایق، سرگرمی ها، دوستان و اقوامش دور کنید به طور کلی غلط است.
 
💯همیشه نسبت به هم مشتاق باشید
یکدیگر را ببوسید، بگویید که دوستش دارید. همدیگر را در آغوش بگیرید و یا دست هم را بگیرید تا احساس عشق و محبت بین تان زنده باقی بماند.
 
💯مصالحه و سازش کنید
شنیدن توضیحات همسر خیلی بهتر و آرامبخش تر از نق زدن و غرغر کردن است.


💯وفای به عهد را فراموش نکنید و همیشه قولهایتان را به خاطر داشته باشید.
تا جایی که ممکن است با هم در تماس باشید تا احساس فقدان دیگری سراغ تان نیاید.

💟نکات انتهایی

🍂برای مردان : خانمها دوست دارند که مورد قدردانی و تشکر قرار گیرند.

🍃برای خانمها : آقایان دوست دارند آنطور که هستند پذیرفته شوند.


http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 26 خرداد 1395  ساعت 01:16 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

نخستين گام راه حقيقت، خندان بودن و به رقص درآمدن درژرفاي وجود است.

 

بايد تمام مانعها را از راه اين رقص برداري.

 

بايد تمام چيزهايي را كه از تبديل شدن زندگي به جشن شادي جلوگيري مي كنند دور بريزي.

 

و ما دروجود خود بارهايي را حمل مي كنيم كه ضد شادماني است.

 

دينداري با عبوس بودن مترادف گشته است.

 

انسانهاي ديندار بسيار غمگين بنظر مي رسند.

 

انگار كه خنديدن گناه است.

نمي توانند آواز بخوانند.

نمي توانند برقصند.

نمي توانند شادي كنند.

از زندگي گريزانند.

 

اين راه رسيدن به حقيقت نيست!

 

زندگي را دوست بدار.

چيزهاي كوچك زندگي، چيزهاي بسيار كوچك زندگي را دوست بدار.

 

خوردن، راه رفتن، خوابيدن.

فعاليتهاي معمولي زندگي را به شادماني تبديل ساز.

 

آنها را با چنان شوري به انجام برسان كه به رقص دگرگون شوند.

 

آنگاه حقيقت دور نخواهد بود.

لحظه به لحظه به حقيقت نزديك خواهي شد.

 

همين كه شادي در وجودت فوران كند، حقيقت در تو فرود مي آيد.

و حقيقت رهايي بخش است.

 

@oshoi

#اشو_مراقبه_شبانه

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 26 خرداد 1395  ساعت 08:03 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

تو چون خورشید باش !

فقط عشق را بتاب !

 

و الا ، هرگز کسی ،

بتو سلام صبحگاهان ،

نخواهد کرد .

 

محمد صالحی - ۲۰/۳/۹۵

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 25 خرداد 1395  ساعت 07:54 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

دیگران را ، به دیده خوب نگاه کنید

 

* خداوند فرمود : قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون 1 : بگو عمل کنید که خدا و رسولش و مومنین آن را می بینند .

معصوم فرمود : غضوا ابصارهم عما حرم الله 2: ( مومنین ) از نگاه به آنچه خدا حرام نموده است ، چشم می پوشند .

خدا و او لیائش به عمل زشت عباد نگاه نمی کنند ، فقط به کارهاي خوب آنها نگاه می کنند ؛ لذا پیامبر (ص) به علی (ع) که چشم از دیدن گناه پوشیده بود ، فرمود : تو جوانمرد این امتی .

مصباح الهدی – 377

 

* انسان جاهل همیشه نقاط منفی افراد را می بیند و با بدبینی به مسائل نگاه می کند ؛ اما انسان عارف همیشه حسن و خوبی ها را می بیند .

هنر آن است که از خار گل بساز ي ، نه اینکه از گل خار درست کنی . زیاد عیوب و بد ي ها را د یدن ، چشم و د ید دل را معیوب وگاهی کور می کند و به عکس ، د یدن خو بی ها و نقاط مثبت ، د ید دل را بینا و نورانی می سازد و انسان را به آرامش کامل و نفس مطمئنه می رساند .

کسی که چشمش به د یدن زشت ها عادت کرده  خدا و او لیاي خدا و ملائکه الله را  هم که خوبی و  زیبایی محضند ، نخواهد د ید .  اگر کسی طالب د یدن آنهاست ، باید دیده ي خود را از د یدن بدي ها و زشتی ها پاك کند و به دیدن زیبایی ها و خوبی ها عادت دهد.

منم که شهره ي شهرم به عشق ورزیدن                                   منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن 3     مصباح الهدی – 377

 

* اگرچه ائمه  فرمودند : احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی 4 : محبوب ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب هاي من را به من هدیه کند و خبر دهد ؛ اما دوست در دوستش عیب نمی بیند تا بخواهد به او گوشزد کند. مصباح الهدی – 378

 

* به خودت تلقین کن و تسکین بده و بگو هر چه ز یبایی هر کس گفت ، راست است . اگر به دروغ هم بگو ید ، باز هم راست است .

خدا اذن نداده است زشتی ها را باورکنیم . اگر این کار را بکنی ، خدا هم با تو همین کار را می کند . مصباح الهدی – 379

 

* خداوند از گناهان مؤمن غض بصر کرد و از نگاه به آن چشم فرو پوشید و به توگفت از نظر من تو اصلا گناه ندار ي . تو هم ناچار ي بپذیري و قبول کنی ، چون نمی توانی به خدا بگو یی شما خبر ندار ید و من گناه دارم . حالا که خدا با تو این کار را کرد ، تو هم با زیردست هایت همین کار را بکن .  مصباح الهدی – 380

 

 

منبع : عارفانه های دولابی از کتاب " مصباح الهدی – مهدی طیب – ص 377 - 380 "

 

  1. سوره توبه – آیه 105
  2. نهج البلاغه – خطبه 193 - فی صفه المتقین
  3. حافظ
  4. امام صادق (ع)

 

محمد صالحی – 14/3/89

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 25 خرداد 1395  ساعت 07:50 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

تو فقط مهربان باش ،

 که ذات تو مهربان بودنست .

 

انتظار جبران داشتن ،

بی معناست .

 

مگر خورشید وقتی که میتابد ،

منتظر است جایی برایش جبران شود ؟

 

اگر خورشید نتابد

دیگر خورشید نیست .

 

محمد صالحی - ۱۴/۳/۹۵

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 24 خرداد 1395  ساعت 07:53 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

دنيا محل انعكاس است.

اگر خشم ابراز كنيم خشم به ما بر مي گردد.

اگر عشق بدهيم عشق به ما برمي گردد.

 

عشق نبايد خواسته اي داشته باشد زيرا بال هايش را از دست مي دهد .

و نمي تواند پرواز كند. در زمين ريشه مي كند و زميني مي شود آنگاه به شهوت بدل مي شود .

و فلاكت و رنج عظيمي به بار مي آورد.

 

عشق نبايد مشروط باشد. نبايد از عشق هيچ انتظاري داشت.

عشق را بايد فقط بخاطر خودش پذيرفت نه بخاطر پاداش يا نتيجه،

اگر انگيزه اي در عشق باشد نمي تواند آسماني شود.

 

انگيزه عشق را محدود به خود مي كند و فضاي آن را در اختيار مي گيرد.

عشق عاري از انگيزه حد و مرزي ندارد متعالي و پاك است.

پربار است. عطر قلب است.

 

اگر ميلي به نتيجه نباشد بدان معنا نيست كه نتيجه اي وجود نخواهد داشت .

بلكه نتيجه اي هزار لا پديدار خواهد شد.

 

زيرا هر چه بدنيا بدهيم بما باز مي گردد.

دنيا محل انعكاس است.

اگر خشم ابراز كنيم خشم به ما بر ميگردد.

اگر عشق بدهيم عشق به ما بر مي گردد و اين پديده اي طبيعي است.

 

لازم نيست درباره آن فكر كنيد.

فقط مي توان اعتماد كرد به خودي خود اتفاق مي افتد.

 

اين همان قانون كارماست.

هر چه بكاريد همان را برداشت مي كنيد.

هرچه بدهيد همان را دريافت مي كنيد.

نيازي نيست فكر كنيد چرا كه عمل و عكس العمل در اينجا خودكار است.

نفرت بورزيد آنگاه از شما متنفر خواهند شد.

عشق بورزيد و به شما عشق خواهند ورزيد. 

@oshoi

#اشو_مراقبه

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 23 خرداد 1395  ساعت 08:05 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

عشق یک اعتقاد نیست .

یک تحول است .

یک کیفیت است .

 

به سوزان بودن آتش ، اعتقاد لازم نیست . 

کیفیتی است که باید لمسش کرد .

 

محمد صالحی - ۲۰/۳/۹۵

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 22 خرداد 1395  ساعت 02:05 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 4

اما رفع یک ابهام :

آیات و روایاتی که احکام و اعمال را از منظر ثواب بهشت و ترس از جهنم به مخاطب القا می کنند ، چه می شوند ؟

پاسخ :

اولا : آیات احکام و عبادات قرآن کمتر از 10% آیات آن می باشد و نوعا دستور به انجام و یا نحوه آنهاست ، اما عمده تکیه قرآن ، مبانی خداشناسی ، جهان بینی الهی و سوق انسان بسوی جایگاه حقیقی اش از مسیر تخلق به اخلاقیات و فضایل می باشد . و اگر در سطح ثواب و عقاب نیز سخنهایی دارد ، در بیان نتیجه اعمال انسان است و به مخاطبینی می اندیشد که در ابتدای راه بوده و از اعراب بادیه نشینی هستند که به شوق رسیدن به لذاتی که هرگز نداشته اند ، در عوض کارهایی که می کنند ، مسلمان شده اند ،

آنجا که می فرماید :

" قالت الاعراب امنا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لما يدخل الايمان في قلوبکم و ان تطيعوا الله و رسوله لا يلتکم من اعمالکم شيئا ان الله غفور رحيم ." 25

" عربهاى باديه‏نشين گفتند: «ايمان آورده‏ايم» بگو: «شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنيد، چيزى از پاداش کارهاى شما را فروگذار نمى‏کند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» "

اما وقتی سخن خداوند با مومنان حقیقی است ،

  •  تنها از کرامت انسانی سخن می گوید ،

آنجا که می فرماید :

" و لقد کرمنا بني ادم . " 26

" و محققا که بنی آدم  در تکریم خداوند است "

  • و دنیا را محل رشد و تعالی و خداگونه شدن او می داند ،

آنجا که حضرتش در حديث قدسي می فرمایند :

" عبدى اطعنى اجعلك مثلى ؛ انا حىّ لا اموت اجعلك حىّ لا تموت ؛ انا غنى لا افتقر اجعلك غنياً لا تفتقر ؛ أنا مهما أشاء يكون اجعلك مهما تشاء يكون " 27

" بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم . من زنده اى هستم كه مرگ ندارم ، پس به تو نيز حياتى جاودانه مى دهم . من بى نيازى هستم كه فقر ندارم ، تو را چنان غنا بخشم كه محتاج نگردى . من هر چه اراده كنم هستى مى يابد ، تو را مقامى مى دهم كه هر چه اراده كنى پديد آيد . "

  • و مقصد را بارگاه ملکوتی خود معرفی می کند ،

آنجا که می فرماید :

" في مقعد صدق عند مليک مقتدر . " 28

" در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! "

  • و همنشینی با خود را اوج لذتی می خواند که انسان می یابد ،

آنجا که می فرماید :

" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" 29

" تو اى روح آرام‏يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."

و همه اینها ، نتیجه شدت محبت و عشق به خدا ست ،

آنجا که می فرماید :

" و الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ . " 30

" کسانی که ایمان آورده اند، در دوستی و محبت خدا سخت تر و شیداترند . "

و عشق نه با ترس می سازد و نه به امید ثواب معامله .

بلکه هرچه هست لذت است و شور و شیدایی ،

آنجا که می فرماید :

" انما المؤمنون الذين اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم اياته زادتهم ايمانا و على ربهم يتوکلون ." 31

" مؤمنان، تنها کسانى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان به وجد و شور آید؛ و هنگامى که آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند. "

ثانیا : وقتی که انسان عصر ظهور اسلام ، در سرزمینی زندگی می کرد که حتی در امور بهداشتی اولیه اش ، حضرات معصومین (س) برای ترغیب آنها ، مجبور به استفاده از عبارات مستحب و مکروه و شیطانی بودن و .. بوده اند ،

  آنجا که امام علی (ع)می فرمایند :

"  الشيطان مولع بالغمر، و اذا اوى احدكم الى فراشه ، فليغسل يديه من ريح الغمر "  32        

" شيطان علاقه زيادى به بوى چربى (غذا) دارد، پس ‍ هرگاه يكى از شما خواست به بستر خواب برود بايد، دستانش را از مانده چربى غذا بشويد ."

آیا در امور عبادات واجب چه می توانستند بگویند ؟

هرچند خیل عظیم روایات و ادعیه از معصومین (س) در دست داریم که وقتی با خواص و نخبگان جامعه صحبت می کنند ، دیگر هر چه هست ، سخن از عشق الهی است و جذبه و شور و یگانگی با معبود ،

آنجا که امام علی (ع) در دعای کمیل چنین مناجات می کنند :

" َاللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ کُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا . اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْکَ بِذِکْرِکَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِکَ إِلَى نَفْسِکَ ‏وَ أَسْأَلُکَ بِجُودِکَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِکَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي شُکْرَکَ وَ أَنْ تُلْهِمَنِي ذِکْرَکَ .... إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُکَ .... إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ رَبِّي أَ تُرَاکَ مُعَذِّبِي بِنَارِکَ بَعْدَ تَوْحِيدِکَ‏ وَ بَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِکَ‏ وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِکْرِکَ وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّکَ ‏وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِکَ ‏هَيْهَات َ أَنْتَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ أَوْ تُبَعِّدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ ‏أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلاَءِ مَنْ کَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ ‏وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ سَاجِدَةً وَ عَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِکَ صَادِقَةً وَ بِشُکْرِکَ مَادِحَةًوَ عَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِکَ مُحَقِّقَةً وَ عَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِکَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً وَ عَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِکَ طَائِعَةً وَ أَشَارَتْ بِاسْتِغْفَارِکَ مُذْعِنَةً مَا هَکَذَا الظَّنُّ بِکَ وَ لاَ أُخْبِرْنَا بِفَضْلِکَ عَنْکَ يَا کَرِيمُ يَا رَبِ " 33

" خدایا هر گناهى که مرتکب شده‏ام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش . اى خدا ، من به یاد تو بسوى تو تقرب مى‏جویم و تو را سوى تو شفیع مى‏آورم و از درگاه جود و کرمت مسئلت مى‏کنم که مرا به مقام قرب خود نزدیک سازى و شکر و سپاست را به من بیاموزى و ذکر و توجه حضرتت را بر من الهام کنى ..... خدایم و پروردگارم ، چه کسی جز تو را دارم ؟ ... اى خداى من اى سید و مولاى من آیا باور کنم که مرا در آتش مى‏سوزانى با وجود آنکه به توحید و یکتائیت گرویدم و با آنکه دلم به نور معرفتت روشن گردید و زبانم به ذکرت گویا شد و در باطنم عقد محبت استوار گردید و بعد از آنکه از روى صدق و خضوع و مسکنت به مقام ربوبیتت اعتراف کردم . بسیار دور است که تو کریمترى از اینکه از نظر بیاندازى کسى را که پرورش داده‏اى آن را ، یا آنکه دور کنى کسى را که نزد خود کشیده ، یا برانى آنکه را که به او جا داده‏اى ، یا بسپارى بسوى بلاء آنکه را که به او کفایت کرده‏اى و رحم نموده‏اى . و اى کاش اى خداى من و سید و مولاى من بدانستمى که تو آتش قهرت را مسلط مى‏کنى بر آن رخسارها که در پیشگاه عظمتت سر به سجده عبودیت نهاده‏اند یا بر آن زبانها که از روى حقیقت و راستى ناطق به توحید تو و گویا به حمد و سپاس تواند یا بر آن دلها که از روى صدق و یقین به خدایى تو معترفند یا بر آن جانها که از علم و معرفت در پیشگاه جلالت خاضع و خاشعند یا بر آن اعضایى که مشتاقانه به مکانهاى عبادت و جایگاه طاعتت مى‏شتابند و به اعتقاد کامل از درگاه کرمت آمرزش مى‏طلبند و هیچکس به تو این گمان نمى‏برد و چنین خبرى از تو اى خداى با فضل و کرم به ما بندگان نرسیده " .

اما در عصر امروز ، که بشر در ورای کشف کهکشانها پای گذارده ، همه شاهد آن هستیم که سیر در درون خود و کشف حقیقت معنوی جهان هستی را نیز به کنکاش در آورده و به این حقیقت معتقد شده که نه تنها خودش ، که تمام جهان هستی از یک پیکره واحد بسوی جایگاهی بس متعالی در حرکت است و امکانات مادی دنیایی برای زندگی در رسیدن به آن مقصود می باشد ، و به همین دلیل است که خودش ، هر روز در پی ایجاد و فراخوانی به یک مکتب و مشرب عرفانی جدید ، جهت تعیین مسیر و نحوه حرکت در آن می باشد .

او دیگر بدنبال عاقبتی که لذات مادی ، شاخصه آن باشد نیست ، چرا که آن را همین جا و سریعتر یافته است ،

آنجا که حکیم عمر خیام می سراید :

" گویند : بهشت و حور عین خواهد بود                       و آنجا می و حور و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک                          چون عاقبت کار چنین خواهد بود    "

و یا حافظ شیرازی نیز می سراید :

  " من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود                    وعده فردای زاهد را چرا باور کنم  "

و بلکه ، او بدنبال مقصدی است که روحش را به لذت آرامش ابدی در جایگاه اصلی که از آن آمده است ، برگرداند ،

آنجا که حضرت مولانا می فرماید :

                    هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست    ما به فلک می‌رویم عزم تماشا که راست

                    ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم                   باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

                    خود ز فلک برتریم و ز ملک افزونتریم                 زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

                    گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا                    بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

 

پس وقتی در تربیت فرزندان ، صراحت بزرگان دینی ، ما را به توجه به شرایط ، اقتضائات و نیازهای آینده جامعه فرامی خواند و از روشها و گفتمانهای گذشته ، در برخورد با آنها حذر می دارد ،

آنجا که امام علی (ع)می فرمایند :

" لاتقسرو اولادکم علي آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غير زمانکم؛" 34

 " فرزندانتان را برآداب خود تربيت نکنيد؛ چرا که آنها براي [آينده و] زماني غير از زمان شما آفريده شده اند."

بنابراین ، در این جهان پرغوغا ، که انسان بدنبال معنویت ، در مسیری پرشتاب می باشد ، و علاوه بر ادیان ابراهیمی موجود و مکاتب فلسفی تاریخی ، صدها مشرب عرفانی و مسلکهای معنوی ، طرح ریزی شده و هر کدام نیز حرفهایی برای گفتن دارند ، و هزاران راهرو را جلب خود کرده اند ،

بر راهبران دینی ماست که :

از لاک دفاعی بیرون آمده و از همان شیوه خداوند و پیامبر الگو گرفته که عقل جمعی جهانی را با عنوان " یا ایها الناس " ، مخاطب قرار داده و به شیوه های استدلالی قابل فهم با آنها سخن گویند ، تا بتوانند ذهن کاوشگر آنها را قانع و نگاهشان را به اینسو برگردانند .

و از سنگر هجوم به شعور نسل جوان و تحصیلکرده امروزی خارج شده و هر روزه با همان شیوه های مخاطب نگری دیروزی ، او را از دایره ایمان شعاری خود خارج ندانسته و دائم فریاد و انگ بی دینی و بی خدایی به آنها نزنند .

و اگر چنین تحول و رنسانسی در فهم خود از دین و روشهای بیان آن و نحوه خطاب های خود بوجود نیاورند ، مطمئن باشند ، فردا در پیشگاه حضرت ربوبی ، هیچ عذر و بهانه ای از آنها پذیرفته نخواهد شد .

زیرنویسها :

  1. المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
  2. بحارالانوار، ج 84، ص 198
  3. سوره ذاریات – آیه 56
  4. بحارالانوار- ج 58- ص 129
  5. فرازی از دعاهای عرفه
  6. اصول كافى جلد 1 ص :131 رواية: 6
  7. نهج البلاغه ، آیه 237
  8. المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
  9. سوره لقمان ، آیه 20
  10. سوره رعد ، آیه 6
  11. بلدالامین، صفحه 332
  12. سوره نسا ، آیه 43
  13. سوره ماعون ، آیه های 4 تا 7
  14. امالى صدوق / 327
  15. سوره مومنون ، آیه 14
  16. نهج البلاغه – حکمت 324
  17. سوره مطففین ، آیه 1
  18. سوره فجر - آیه 27 تا 30
  19. الجواهر السنیه، ص 94 - بحارالانوار، ج 67، ص 25
  20. تفسير صافى، ص 87.
  21. سوره قمر – آيه 55
  22. نهج البلاغه ، حکمت 131
  23. کتاب تندیس عشق – خاطراتی از عارف فرزانه کل احمد آقا – ص 72
  24. سوره مومنون ، آیات 99 و 100
  25. سوره حجرات ، آیه 14
  26. سوره اسرا ، آیه 70
  27. جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.
  28. سوره قمر – آيه 55
  29. سوره فجر - آیه 27 تا 30
  30. سوره بقره ، آیه 165
  31. سوره انفال ، آیه 2
  32.  موسوعه احاديث طبيه حديث 1294
  33. دعای کمیل
  34. ابن ابي الحديد، معتزلي، شرح نهج البلاغه، ج20، ص267

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 1

تحقیق : محمد صالحی – 1 / 5 / 91 مصادف با اول ماه مبارک رمضان – 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 22 خرداد 1395  ساعت 08:23 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 3

جز آنکه یاد بگیریم ، فقط عبادت عاشقانه که عبادت احرار و آزادگان از قید و بند بهشت و جهنم است ، ما را به سر منزل مقصود می رساند و لایق بهشت خداوندی که همنشین آن خود خداوند می باشد و رضوان بنده و معبود ، نه باغ انگور و حور وشراب .

آنجا که می فرماید :

" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" 18

" تو اى روح آرام‏يافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."

چرا که در عشق ، نه معامله با معشوق جایی دارد ، که از او در و دیوار و باغ و بوریای او را بخواهد و نه ترس از اخم و عذاب معشوق .

که در عشق ، هر چه هست ، معاشقه است و همبازی و همراهی است .

آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :

" یا داود بلغ اهل الارض انی حبیب من احبنی و جلیس من جالسنی و مونس لمن انس بذکری و صاحب لمن صاحبنی و مختار لمن اختارنی و مطیع لمن اطاعنی و ما احبنی احد من خلقی عرفت ذلک من قلبه الا احببته حبا لایتقدمه احد من خلقی . من طلبنی بالحق وجدنی و من طلبه غیری لم یجدنی . فارفضوا یا اهل الارض ما انتم علیه من غرورها و هلموا الی کرامتی و مصاحبتی و مجالستی و مؤانستی و آنسوا بی أو انسکم و اسارع الی محبتکم؛19 "

" خداوند به حضرت داود می فرماید: ای داود من دوست کسی هستم که مرا دوست بدارد، همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند، مونس کسی هستم که با ذکر من مأنوس باشد، همراه کسی هستم که با من همراهی کند، برگزیده کسی هستم که مرا برگزیند، مطیع کسی هستم که از من اطاعت کند و دوست نمی دارد مرا هیچ کس از بندگانم که من این دوستی را از قلب او بدانم ، مگر این که او را دوست می دارم دوست داشتنی که هیچ کس از خلق من قبلا او را دوست نداشته . هر کس به راستی مرا طلب کند خواهد یافت و هر کس غیر مرا جستجو کند مرا نخواهد یافت . پس ای اهل زمین دور بیندازید از خودتان آنچه را بر آن هستید از غرور دنیایی و بشتابید به سوی کرامت من و همراهی و همنشینی و انس با من و با من مأنوس شوید تا با شما انس بگیرم و بشتابم به سوی محبت شما "

  • دیگر کسی نماز به جماعت نمی خواند تا ثواب 70 سال نماز فرادی را طلبکار شود .
  • دیگر کسی به زیارت نمی رود تا ثواب حج را به طلب بستاند .
  • دیگر کسی حج نمی کند تا ثواب بهشت را طلب کند و نام حاجی را ( به ریا ) از مردمان طلبکار شود .
  • دیگر کسی روزه نمی گیرد تا ثواب جهاد را طلبکار شود .

و ...

چرا که می داند ، دین ، جز محبت و عشق بین بنده و معبود و جلوه آن بین مردمان نیست ،

آنجا که امام صادق (ع) می فرماید :

" هَلِ الدّینُ اِلّا الحُبُّ . "  20

" آیا دین غیر از دوستی و محبت است؟ "

و نیز می داند ، برای تخلق به اخلاق الهی ، باید هر آنچه نفس اماره می خواهد و به غیر خدا می خواند ، همه را به فنا بسپارد و آرام آرام وجود خود را به شکل رحیم و علیم و حکیم و غفور و کریم و شاکر و محب و ... آذین کند و آنگاه در جوار حضرت حق در بارگاه ملکوتیش ، به بقا و جاودانگی برسد ،

آنجا که می فرماید :

" في مقعد صدق عند مليک مقتدر . " 21

" در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! "

و این مهم میسر نخواهد شد ، جز آنکه بر نفس اماره و اعمال خود مراقبه کند و لحظه لحظه های خود را به یاد حضرتش ، به عبادات بسپارد ، چه آنجا که حلاوت گفتمان با خدایش را در نماز می چشد و چه آنجا که لذت نه گفتن به خواهشهای نفسانی در سختی روزه را با وجود خود عجین می کند و چه آنجا که شوق دیدار حضرتش او را به صحنه دفاع از مظلوم در جهاد می کشاند و یا ...

و این همه که گفته شد ، فقط مسئولیت راهبران دینی را بلندتر می کند ، چرا که دیگر ، نه آن زمانست که مردمان را با وعده های بهشت و حوری و ثواب های جانبی خداوندی ، آنهم معامله گرانه ، به انجام عبادات رساله ای فراخوانیم ، بلکه به یاد آوریم که این احکام و عبادات ، برای مراقبه نفس و تزکیه آن بوده ، تا زمینه شکل گیری اخلاق خداوندی در وجود ما انسانها فراهم شده و آنگاه ، عبادت ، عبادت عاشقانه خداوند خواهد شد .

از طرف دیگر ، ما نیز باید بفهمیم ، در این دنیا ی زمینی ، نیامده ایم تا بهشت آخرت را معامله کنیم ، بلکه خداوند ما را برای جلوه گری خود ، خلق کرده و زندگی چندساله دنیای زمینی را بستر شکل گیری آن جلوه گری قرار داده است ،

آنجا که در کلام زیبای امام علی (ع) داریم :

" ان الدنيا دار صدق لمن صدقها-  و دار عافية لمن فهم عنها-  و دار غنى لمن تزود منها-  و دار موعظة لمن اتعظ بها-  مسجد احباء الله و مصلى ملائکة الله-  و مهبط وحي الله و متجر اولياء الله-  اکتسبوا فيها الرحمة و ربحوا فيها الجنة . " 22

" همانا دنيا سراى راستى براى راست گويان، و خانه تندرستى براى دنيا شناسان، و خانه بى‏نيازى براى توشه‏گيران، و خانه پند، براى پندآموزان است. دنيا سجده‏گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهى، فرودگاه وحى خدا، و جايگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آوردند، و بهشت را سود بردند. "

پس بیائیم ، فقط به رضایت حق که منجر به رضایت باطنی خودمان خواهد شد ، و نهایتا دخول در جنت خداوند و همنشینی با او ، بیندیشیم ، و اعمالمان نه برای دیگرانی از جنس خودمان و نه برای باغهای بهشتی که تمام دارائیش ، شراب و حور است و خدا نیست ، تباه نکنیم .

آنجا که در ظزیفه ای از حضرت عارف بالله کل احمد آقا شنیده ایم که می گفت :

 " من یک زمانی یکی از زهاد را در خواب دیدم که در بهشت ، سلطنتی برای خودش داشت و از همه نعمات بهشتی برخوردار بود ،

اما در عین حال ، خیلی ناراحت و افسرده به نظر می رسید .

نزدیک او رفته و از احوال و اوضاع وی سوال کردم و گفتم : چرا در میان این همه نعمات بهشتی افسرده و دلگیری ؟

او سری تکان داد و گفت :

فلانی ! من در اینجا همه چیز دارم ، ولی افسوس که خدا را ندارم ! چون من در دنیا در گروه کسانی بودم که همه اعمالشان را تنها برای ثواب و پاداش انجام می دهند ، و به همین خاطر ، در اینجا نیز به من آنچه را که می خواستم دادند و نتیجه اش هم این شد ، ولی الان خوب که نگاه می کنم ، می بینم فر یب خورده ام و اصل کاری را از دست داده ام . " 23

و اگر اینگونه عمل کردیم ، آنچه در آخرت ، عایدمان خواهد شد ، فقط حسرت است و حسرت ، که بهشت و شراب و حور داریم ، اما آنچه نداریم ، خداوند است و همنشینی با او در بهشت خداوندیش ، و التماس که به دنیای زمینی برگردیم و راه بدرستی بپیمائیم ،

آنجا که می فرماید :

" حتى اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما ترکت . " 24

" (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى‏دهند) تا زمانى که مرگ يکى از آنان فرارسد، مى‏گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد!  شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم! "

ادامه دارد :

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 4

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 1

محمد صالحي

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 22 خرداد 1395  ساعت 08:16 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 2

 

پس متصف شدن به اوصاف حضرتش و جلوه حق شدن با تخلق به اخلاق الهی ، چگونه با امر معامله گری با او جمع می شود ، وقتی که :

** بسیار ما مسلمانها ، در اعمال خود ، دائم به امید پاداش بهشت و لذات آن بسر می بریم و خدای را به فراموشی سپرده ایم .

** هر عمل که قصد انجامش داریم ، و یا توصیه ای برای آن می کنیم ،  اول و آخر کلاممان ، جمله " ثواب دارد " را بر زبان می آوریم ، و وقتی او را می خوانیم ، از او بهشت و حورالعین می خواهیم نه خودش را ،

آنجا که در دعاهایمان عاجزانه می خوانیم :

" رَبّاهُ یا اَللهُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بِنا ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَ نَجِّنا مِنَ النّارِ بِعَفْوِکَ، وَ اَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ، وَ زَوِّجْنا مِنَ الْحُورِ الْعِینِ . " 11

" پروردگارا اى خدا درود فرست بر محمّد وآل محمّد و انجام ده درباره ما آنچه را تو شایسته آنى و ما را با عفو خود از آتش نجات ده و به رحمت خویش ما را داخل بهشت گردان و با جود خود ما را به حورالعین تزویج فرما  "

** و یا بسیار دیگرمان ، نه در طلب بهشت ، که از ترس عذاب و جهنم ، خلافی را انجام نمی دهیم ، بی آنکه بدانیم در محضر بزرگ و عزیزی بنام حضرت دوست قرار داریم و خلاف و حرام ، جایی در میدان جاذبه کبریائیش ندارد .

و از آنجا که انسان در انجام اعمال خود ، نتیجه گراست و در معاملات خود ، بدنبال نتیجه و سود سریع و در دسترس می باشد ، باعث می شود که : این هر دو تلقی از محرکه اعمالمان ( معامله با شراب و حور بهشت و یا ترس از شعله های سرکش عذاب جهنم ) ، بدلیل امکان سالیان سال زنده ماندنمان قبل از مرگ و زود نبودن دست یافتن به بهشت و یا افتادن در جهنم ، ما را به خلافهایی می کشاند که ذره ای با هدف عبادت گونه خداوند از هستی همخوانی ندارد .

  • اگر به نماز می ایستیم ، فقط به ظاهر چند رکعت نشست و برخاست اکتفا می کنیم ، چرا که شنیده ایم ، نحوه نشست و برخاست تکلیف گونه مان در نماز ، چگونه جبران شک کردن ، کجا بلند و آهسته خواندن و... بطلان و صحت نماز را معلوم می کند . و این در حالیست که خداوند ، در نماز ، توجه ما را می خواهد و هشیاری را ، چرا که هر چه هست ، کلام گویی با حضرت اوست و این با بیقراری دنیوی و یا نعشه جسمانی ، سازگاری ندارد ،

آنجا که می فرمایند :

" يا ايها الذين امنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سکارى حتى تعلموا ما تقولون . " 12

" اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! در حال مستى به نماز نزديک نشويد، تا بدانيد چه مى‏گوييد! "

او ، نماز را نمی خواهد ، مگر با هشیاری و توجه ، و الا حفظ ظاهر آن ، ارزشی جز انجام یک تکلیف نداشته و نه تنها جلوه ای از عشق بهمراه ندارد که اخطار و توبیخ خداوند را نیز یدک خواهد کشید ،

آنجا که می گوید :

" فويل للمصلين  الذين هم عن صلاتهم ساهون  الذين هم يراؤن  و يمنعون الماعون . " 13

" پس واى بر نمازگزارانى که... در نماز خود سهل‏انگارى مى‏کنند، همان کسانى که ريا مى‏کنند، و ديگران را از وسايل ضرورى زندگى منع مى‏نمايند! "

  • و اگر به روزه می پردازیم ، فقط هم و غممان آنست که چیزی نخوریم و یا عمل لذت گونه ای انجام ندهیم ، چرا که هر چه شنیده ایم ، ثواب تشنگی در آفتاب بمنزله جهاد در راه خدا و یا .. بوده است و یا خوابمان هم با ارزش .
  • و یا وقتی قصد حج می کنیم ، باید اموالمان را به محاسبه بگذاریم تا خمس آنرا بگیرند و حلال شود ، حال در رفتارهای فردی و اجتماعی خود از چه کسی باید حلالیت بطلبیم و کجا جبران چه چیز را بنماییم و کدام قهر را باید به آشتی مبدل کنیم ، و یا دستگیری کدام نیازمند را باید انجام دهیم و ... دیگر مهم نیست ، چرا که با پرداخت سهم خمس ، سفرت مجاز می شود و حجت مقبول .
  • و یا آنگاه که به تکلیف امر بمعروف و نهی از منکر می پردازیم ، جز خشونت و نادانی ، به چیز دیگری فکر نمی کنیم ، و این در حالیست که ، خودمان غرق در ریا و تظاهر بوده و از انجام مثلا وظیفه مان ، هم کرامت انسانی را زیر سوال برده ایم و هم نفرت عمومی را به ارمغان آورده ایم .
  • و هم چنین دیگر اعمال عبادی فروع دین ، که انتقال و تعلیم آنها از منظر فقهی ، همگی از دو چهره تجارت مابانه منتج به بهشت و یا از ترس و بیم از جهنم برخوردار بوده و جایی برای عبادت عاشقانه خداوند نگذاشته اند .

و اینها همه منتج به آن شده اند که جامعه اسلامی ما که متشکل از فرد فرد ما مسلمانهاست ، علیرغم انجام همه آن عبادات ، غرق در رذایل اخلاقی دروغ ، ریا ، رشوه ، ربا ، توهین و غیبت ، تهمت ، خودخواهی و تکبر ، خشونت ، تجاوز به حقوق دیگران و ... بوده ، آنچنان که زشت ترین چهره ها را از معصومین به دنیا عرضه کرده ایم ، بگونه ایکه مصداق فریاد امام صادق شده ایم ،

آنجا که می فرماید :

" معاشر الشيعه كونوا لنا زينا و لا تكونوا علينا شينا قولوا للناس حسنا احفظوا السنتك . " 14

" اى گروه شيعه! براى ما زينت باشيد نه ننگ و عار، با مردم خوش گفتار بوده و از سخنان بيهوده و زشت برحذر باشيد . "

و این یعنی ، نه تنها آئینه تجلی اخلاق خداوندی نشده ایم ، که نمایشگر بسیار کریه و زشتی از حضرات معصومین گشته ایم .

و خود به قضاوت بنشینیم ، آیا هدف خداوند را از خلقت ما ، که به آن مباهات کرده است ، به انجام رسانده ایم .؟

آنجا که می فرماید :

" فتبارک الله احسن الخالقين . " 15

" پس مبارک باد بر خدایی که نیکوترین خلق را آفرید . "

هر چند اگر هم معامله می کنیم ، باید بدانیم خریدار کسی است که همه چیز را شاهد است و ترازوی قضاوت هم بدست اوست ،

آنجا که در کلام امام علی (ع) داریم :

" فان الشاهد هو الحاکم " 16

" پس همان کس که شاهد اعمالست ، خود نیز به داوری خواهد بود . "

پس بیائیم و اگر معامله ای هم می کنیم در آن خیانت نکرده و کم فروشی نکنیم که ،

خداوند می فرماید :

"  ويل للمطففين  . " 17

" وای بر کم فروشان "

ادامه دارد :

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 3

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 1

محمد صالحي

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 22 خرداد 1395  ساعت 08:14 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 1

وقتی که خداوند انسان را آفرید ، او را از برای خود برگزید ،

آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :

" يابن آدم ......... خلقتك لاجلي و انت تفرمني " 1

اي فرزند آدم ! ...... تو را براي خودم آفریدم، در حالي كه تو از من مي گريزي ؟

و این ، فقط به آن خاطر بود که گنجینه عالی و گوهر گرانسنگ خدایی اش ، که از دیگر مخلوقات غیر انسانی مخفی مانده بود ، به عرفان و کشف این انسان درآمده و آنگاه ، خداوند ، خود را در آئینه معرفت او بیند ،

آنجا که در حدیث قدسی دیگر می فرمایند :

       " كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 2

       " من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم " 

و این مهم ، میسر نخواهد شد ، جز آنکه ، انسان ، تنها به عبادت عاشقانه او جلوه گر شود ،

آنجا که می فرمایند :

" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " 3

" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "

و این عبادت ، مفهوم و بروندادی جز متخلق و متصف شدن به اخلاق خداوندی ندارد ،

آنجا که در کلام رسول مکرم (ص) داریم :

" تخلقوا باخلاق الله "  4

" به اخلاق الهی متصف و به شاکله او درآیید . "

حال ، سوال اینجاست که :

آیا تخلق به اخلاق خداوندی و متصف شدن به اوصاف حضرتش و به شاکله او در آمدن ، از کدام منظر در عبادت ، محقق می شود ؟

  1. عبادت تجارت مابانه ؟
  2. عبادت از ترس و بیم؟
  3. یا عبادت آزاد از هر دو قید ؟

آنچه که از سیره و صراحت کلام معصومین (س) و اولیا الهی ، فهمیده می شود ، آنها رابطه خود و خداوند را نه در یک معامله می دیدند که پیوند شان بمعنای حضور در بر یار بود و رابطه شان در حد عشق بازی ،

آنجا که امام حسین(ع) به خداوند عرض می کند:

 

" اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک " 5

" خدایا مرا آن چنان به خشیت در مقابل بزرگیت متصف گردان که گویی تو را می بینم ."

و یا امام علی (ع) می فرمایند :

" ما کنت اعبد ربا لم اره " 6

 " من خدایی را که ندیدم ، نپرستیدم . "

و به همین دلیل است که وقتی به عبادت انسانها می نگریستند ، آنها را از سه حالت فوق الذکر خارج نمی دیدند ،

آنجا که در کلام امام علی (ع) داریم :

" ِانَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ-  وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ-  وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ  " 7

" همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى کنند که آن یک معامله و تجارت خواهد بود .

و عدّه اى دیگر از روى ترس ، خداوند را عبادت و ستایش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت نوکر از ارباب باشد .

و طائفه اى هم به عنوان شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع ، عبادت آزادگان است ."

حال سوالی که همگان باید به جواب درست آن برسند و ما نیز قصد بازگفت آنرا داریم ، اینست که :

آیا در اخلاق خداوندی ، رفتار معامله گرانه و یا ترس از دست دادن چیزی هست که ما نیز باید چنان کنیم ؟

  • وقتی خداوند ، جهان خلقت را به تمام و کمال ، برای بنی آدم خلق کرده ، بدون هیچ منت و یا انتظار ،

آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :

" يابن آدم : خلقت الاشياء كلها لاجلك " 8

اي فرزند آدم ! همه چیز را از براي تو و بخاطر تو آفریدم .

  • و یا همه چیز را در تسخیر او درآورده بدون طلبی از او ،

آنجا که می فرمایند :

" ا لم تروا ان الله سخر لکم ما في السماوات و ما في الارض و اسبغ عليکم نعمه ظاهرة و باطنة" 9

" آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما کرده، و نعمتهاى آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! "

  • و یا وقتی که رحمت عامش ، شامل همه کس از کافر و مسلم می شود ، بدون اخم و ناراحتی ،

آنجا که صدها بار فرموده است :

" هوالرحیم "

" و او بر همگان رحیم و مهربان است "

 

  • و یا بندگانش را علیرغم تخلفاتشان ، به بخشش ، بشارت می دهد ،

 

آنجا که می فرمایند :

" و ان ربک لذو مغفرة للناس على ظلمهم  . " 10

 

 " و پروردگار تو نسبت به مردم -با اينکه ظلم مى‏کنند- داراى مغفرت است؛ "

 

 و ...

ادامه دارد :

عبادت ، بندگی عاشقانه خداست - 2

محمد صالحي

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 22 خرداد 1395  ساعت 08:11 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

عشق پدیده ای است که همیشه از ماوراء جاری می شود .

عشق چیزی نیست که انسان خود بتواند آن را بسازد .

در نهایت انسان می تواند پذیرا باشد و آنرا دریافت کند یا بسته باشد و آن را رها  کند .

انسان می تواند به آن "بله" یا "نه" بگوید .

بله گفتن به عشق به معنای تسلیم شدن به هستی است.

در صورتی که انسان بتواند با تمام وجود به هستی بله بگوید، کار تمام است.

و این تسلیم شدن خالص است.

در این تسلیم، عشق شروع به جاری شدن می کند.

این کیفیتی است که هر فردی در جستجوی آن است ولی همه به طور نا خود آگاه از وقوعش جلوگیری می کنند.

انسان مصرانه در جستجوی چیزی است ولی دائما پل رسیدن به آن را خراب می کند.

 

#اشو

#عشق_رقص_زندگی

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 19 خرداد 1395  ساعت 01:36 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

این عمر چه بی خبر ولی چه پر شتاب میگذرد ؟

ما همه در راه مقصدی هستیم ،

 که بسی دور است .

 

لیک چرا سرگرم نقش و نگار ماندنيم ؟

آيا ميدانيم ،

نه کسی ساعتمان متوقف میکند که استراحتی بکنیم !

و نه مجازیم حتی حساب سود و زیانی بنماییم .

اینجا گرفتار بازی عقلی شده ایم که خود نیز بازیچه ذهن گشته است .

او مسئله میسازد و این به حل آن در تلاش .

اما چرا هیچگاه این بازی تمام نمیشود ؟

 

مسئله ها تکراری شده اند و جوابها در تطابق با آگاهی زمانه در تغییر .

اما بشر هنوز در تحیر است و سرگشته معنای حیات .

نه خدایش در استدلالهای عقلی میشکفد !

و نه هستی برایش مفهوم میشود !

و نه زندگی معنای زیبایی از آرامش میابد .

 

عمر چون ابری ، آرام و بی خبر در گذر است .

باید رها کرد .

باید عقل را به پای دل قربانی کرد .

و  فرمان رفتن را به دست عشق داد .

هر چه بادا باد .

که خدای ، در انتظار حضور است و مشتاق بوسه ای شیرین از لبان عشق .

 

محمد صالحي – نيمه شب 29/1/95

@naghmehsokout

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 19 خرداد 1395  ساعت 07:21 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :5
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
Powered By Rasekhoon.net