نظر طبری در مورد نحوه تاریخ نگاری خود در کتاب طبری

خواننده این کتاب بداند که استناد ما بدانچه در این کتاب می‌آوریم به روایات و اسنادى است که از دیگران، یکى پس از دیگرى، به ما رسیده و من نیز خود از آنان روایت می‌کنم و یا سند روایت را به ایشان می‌رسانم، نه آنکه در آوردن مطالب تاریخ ، استنباط فکرى و استخراج عقلى شده باشد.

اگر ناظران و شنوندگان اخبار این کتاب به برخى داستان‌ها و قصه‌ها برخورند که عقل وجود آنها را انکار کند و شنونده از شنیدن آنها تنفر حاصل نماید ، نباید به من خرده‌گیرى و عیب‌جویى کنند؛ زیرا این‌گونه اخبار را دیگران و پیشینیان براى ما نقل کرده‌اند و ما نیز آنها را چنان‌که شنیده‌ایم در کتاب خود آوردیم .

ترجمه پاینده ج 1 ص 6

وليعلم الناظر في كتابنا هذا أن اعتمادي في كل ما أحضرت ذكره فيه مما شرطت أني راسمه فيه، إنما هو على ما رويت من الأخبار التي أنا ذاكرها فيه، والآثار التي أنا مسندها إلى رواتها فيه، دون ما أدرك بحجج العقول، واستنبط بفكر النفوس، إلا اليسير القليل منه، إذ كان العلم بما كان من أخبار الماضين، وما هو كائن من أنباء الحادثين، غير واصل إلى من لم يشاهدهم ولم يدرك زمانهم، إلا بأخبار المخبرين، ونقل الناقلين، دون الاستخراج بالعقول، و الاستنباط بفكر النفوس فما يكن في كتابي هذا من خبر ذكرناه عن بعض الماضين مما يستنكره قارئه، أو يستشنعه سامعه، من أجل أنه لم يعرف له وجها في الصحة، ولا معنى في الحقيقة، فليعلم انه لم يؤت في ذلك من قبلنا، وإنما أتى من قبل بعض ناقليه إلينا، و إنا إنما أدينا ذلك على نحو ما أدي إلينا .

الطبری – ج 1 ص 8

معرفی :

اسم : محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب ابو جعفر طبرى؛

تولد : سال 224 هـ.ق در طبرستان - مازندران فعلى

وفات : سال 310 هـ.ق در بغداد

نام اصلی کتاب : تاریخ الامم و الملوک در 11 جلد عربی

ترجمه : ابوالقاسم پاینده ( نجف آبادی ) در 16 جلد

توضیح : لازم است بین " تاریخ نگار " و " دانشمند تاریخ " تفاوت قایل شد :

تاریخ نگار : گزارشات منقول در عصر خود را جمع آوری کرده که برای اعتبار سنجی آنها نیاز به کار تخصصی دارد که به حوزه علم تاریخ مربوط می شود  .

دانشمند تاریخ : طبق اصول و قواعد علمی خود ، آن گزارشات را بررسی و صحیح و ناصحیح می کند ( که آنهم نسبی است (

 هم چنین تفسیر آن گزارشات و نسبت سنجی عقلانی آنها با دیگر حوادث مشابه و هم عصر آن را بر عهده دارد .

تذکر : با توجه به مطالب بالا ، صرف وجود یک گزارش در یک کتاب تاریخی ، دلیل بر صحت وقوع آن نبوده و لازم است توسط دانشمندان و متخصصان علم تاریخ بررسی علمی و اعلام نظر شود .

محمد صالحي – 16/8/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 29 بهمن 1396  ساعت 7:25 AM نظرات 0 | لينک مطلب

آیا مراسم متوفی ، سنت اسلامی است ؟

آنگونه که از تواریخ مختلف بدست می آید ، پیامبر(ص) مراسم خاصی 1 حتی برای مهمترین فرماندهان ارشد شهید خود (حمزه و جعفر طیار ) و یا خانواده خود نداشته اند و بعد از ایشان نیز مراسم امروزین ما ، توسط هیچ یک از ایمه(ع) نه برای پیامبر(ص) و نه برای امام حسین(ع) و یا کسی دیگر برگزار نشده است . 2

آنچه که از گزارشات مختلف فهمیده می شود ، صرفا گریه بر متوفی در روز فوت بوده ( نه به شکل مرثیه خوانی ) است .

یکی از موارد خاصی که در کتب تاریخی گزارش شده ، شهادت جعفر پسر عموی پیامبر(ص) و شوهر خاله حضرت فاطمه(س) 3 در جنگ موته می باشد .

از امام صادق (ع) روایت شده است : وقتی جعفر به شهادت رسید، رسول خدا (ص) به فاطمه (س) دستور داد همراه عده‌ای از زنان نزد اسماء ( همسر جعفر ) بروند و سه روز پیش او بمانند و تا سه روز برایش غذا درست کنند و همین به صورت سنّتی درآمد که برای صاحبان مصیبت تا سه روز غذا درست می‌کردند.4

و دیگر روایت از امام صادق(ع) نیز تاکید دارد که ، ماندن در منزل متوفی و غذا خوردن آنجا ، از رسوم جاهلی بوده که پیامبر(ص) در راستای اصلاح اخلاقی و تعدیل تدریجی سنتهای حاکم بر حجاز ، آن را به دستگیری و کمک به یتیمان متوفی تغییر دادند .5

حال سوال اینست که اگر خداوند ، پیامبر(ص) را الگوی مسلمانی ما قرار داده است 6 ، آیا مراسمات متعدد ما برای متوفی و تحمیل مراسم غذا در ایام وفات و سوم و هفته و چهلم و سالگرد او ، چه نسبتی با سنت پیامبر(ص) دارد ؟

جز آنکه بازگشتی است به رسوم جاهلی گذشتگان که با سنت پیامبر(ص) هیچگونه همخوانی ندارد ؟

آیا نمی شود در وصیتنامه خود ، ضمن تشکر از خانواده و دوستان ، انجام مراسم را نهی کنیم و هر هزینه ای را ( چه از طرف خانواده و چه دوستان ) به نیازمندان هدیه کنیم ؟

و از آن مهمتر ، جمعی از آشنایان متوفی تشکیل و ضمن دلجویی از بازماندگان او و به صلاحدید خود آنها ، تا مدتی خانواده او را تنها نگذارده و در صورت لزوم نسبت به رفع نیازهای مادی و معنوی و عاطفی آنها اقدام نمایند ؟

زیرنویسها :

  1. مانند مراسم سوم و هفته و چهلم و سالگرد و یا تحمیل غذا دادن به مهمانها توسط خانواده متوفی
  2. امام خمینی - ... مراسم و مجالس ، به گونه ای که در قرون اخیره و اکنون رایج است، حقیقتا قبل از عصر صفویّه ، در این حد رایج و مرسوم نبود . و اما در زمان ائمه (ع) و مدت ها ی طولانی پس از آن ، تردیدی نیست که اساسا مجلسی برای مرثیه خوانی برپا نمی شد تا چه رسد به مرثیه خوانی با آواز های غنائی در حضور معصومین (ع) تا از عدم منع آنان، جواز یا استحباب غناء در مراثی ، کشف شود » المکاسب المحرمة ۱/ ۲۲۳ ، چاپ مهر ، قم  ، به نقل از مرحوم استاد قابل
  3. اسماء بنت عمیس از صحابیات محمد بود. پدرش عمیس بن معاذ از قبیله بنی هاشم بود. مادرش هند بنت عوف و خواهر ناتنی‌اش میمونه بنت حارث، از زنان پیامبر(ص) بود .
  4. عن هشام، عن أبي عبد الله (ع)، قال: لما مات جعفر بن أبي طالب (ع) أمر رسول الله (ص) فاطمة (س) أن
    تتخذ طعاما لاسماء بنت عميس، ويأتيها نساؤها ثلاثة أيام، فجرت بذلك السنة من أن يصنع لأهل الميت ثلاثة أيام.امالی شیخ طوسی، ص ۶۵۹ ح ۱۳۶۰.
  5. وقال الصادق عليه السلام: " و كما أمر به النبي ص في آل جعفر بن أبي طالب ع لما جاء نعيه "کتاب من لا یحضره الفقیه، ح 548
  6. لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و ذكر الله كثيرا – احزاب 21

محمد صالحي – 16/8/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 24 بهمن 1396  ساعت 12:30 PM نظرات 0 | لينک مطلب

چرا کسی بفکر راهکاری برای طلاق نیست ؟

همیشه گفته اند و شنیده ایم که طلاق بسیار بد و منفورترین اتفاق نزد خداوند است !

و همین امر باعث شده که هیچ کار کارشناسی در مورد شرایط ، مراحل ، عواقب و مشکلات آن نشود .

فقط شعاری که بر زبان همه رایج است اینکه فرزندان طلاق ضربه می خورند و ... .

اما گویا همه سر خود را زیر برف کرده اند تا مشکلات روانی و انحرافات هر یک از زوجین و عقب افتادگیهای فرزندانی که درگیر طلاق های عاطفی اند را نبینند !

هر از چندگاهی آمارهای وحشتناکی از افزایش تعداد طلاق داده می شود – چه طلاق توافقی و چه طلاق شکایتی ، اما هنوز هیچکس نمی خواهد قبول کند که این امر به یک روال اجتماعی تبدیل شده و بنابراین نیاز است که برای تسهیل آن بدون از بین رفتن حق مثلث " زن ، مرد و فرزندان " فکر اساسی شود و راهکارهای درستی طراحی گردد .

متاسفانه برای امر ازدواج ، همه گونه توصیه به آسان گیری و چشم پوشی و فضل خداوند و ... می شود ولی موقعی که بنیان همان خانواده دچار فروپاشی عاطفی می شود ، سخت ترین راهکارها با از بین رفتن حقوق اولیه هر کدام از اضلاع مثلث فوق ، ارایه می گردد !

چرا کسی نمی خواهد فکر کند که :

  1. هر کدام از اعضا خانواده جدای از حقوق قانونی خود ، دارای حقوقی انسانی نیز هستند که مهمترین آنها حق زیستن سالم و درخور یک انسان ، پس از طلاق است ، که در این زندگی حاصل نشده است !
  2. بخشیدن مهریه ( جدای از اینکه اصل مهریه زیر سوال است و یا حداقل به مقدار آن ) موجب آواره شدن زن در جامعه ای است که مانند گرگ برای دریدن او دهان باز کرده است !
  3. گرفتن انواع پول از مرد به اسامی حق نفقه ، مزد زن در خانه و نصف اموال و ... بدون در نظر گرفتن شرایط مالی و روحی او ، چه ضربه ها که به او می زند و او را با ترس و یا انتقام ، به جامعه تحویل می دهد !
  4. طولانی شدن طلاق با صدها سنگ اندازیهای قانونی و یا یکی از طرفین برای گرفتن امتیاز از او ، بدون توجه کردن قانون به آن ، باعث چه مشکلات روحی برای هر سه ضلع خانواده اعم از مرد ، زن و فرزندان شده است !

 

دوست داشتن امری است روحی و درونی که به هم آوایی بین زن و مرد در ویژگیهای مختلف جسمی ، جنسی و روانی آن دو بستگی دارد .

برای شناختن این تطابقها ، بایستی قبل از ازدواج ، راهکارهای مختلف و سخت گیرانه ، اعم از مشاوره های تخصصی شناختی نه توصیه ای و همچنین معاشرتهای مدت دار برای شناخت طرفین و خانواده ها از یکدیگر ، درنظر گرفته شود و پس از اطمینان بالای 75 درصد به تطابق و هم آوایی فوق ، اقدام به عقد مدت دار و سپس ازدواج گردد .

ولی اگر با گذشت مدتی از زندگی و ایجاد اختلافاتی که مشاورین نیز قادر به حل آنها نبودند و خانواده دچار گسست عاطفی شدید شد ، سخت گیریهای معمول اجتماعی امروز ما برای سرپا نگه داشتن بنایی که پایه هایش فروریخته ، به هیچوجه انسانی و اخلاقی نیست و هر یک روز که جدایی آنها به عقب بیفتد ، هم حق زیستن فردی هر کدام پایمال شده است و هم فرزندان را در فضای پرتنش و پر از اضطراب خانواده ، افسرده تر کرده و آینده نامعلوم آنها را خرابتر می کند .

بنابراین پیشنهاد می شود که :

  1. برای شناخت تطابق های طرفین در امر ازدواج ، لازم است همه گونه سخت گیریهای منطقی و کارشناسی انجام گرفته و از توصیه های سنتی پرهیز شود . ( مشاوره تخصصی و تشکیل پرونده )
  2. در طول زندگی ، مشاوره فوق بعنوان راهنمای زندگی در شرایط مختلف جدی گرفته شود .
  3. در صورت عدم تفاهم همسران و فرو ریختن عاطفه و علاقه بین آنها و تشخیص مشاوره فوق مبنی بر ضرورت جدایی آنها ، از هرگونه سخت گیری های معمول پرهیز شده و دادگاه نسبت به آن اقدام سریع کند .
  4. قبل از تصمیم گیری نسبت به پرداخت حقوق قانونی زوجین اعم از مهریه و نصف اموال و یا بخشیدن آنها و .... ، بررسی کارشناسی دقیق نسبت به امکان آنها بشود و از هرگونه اجحاف به هر کدام که باعث نادیده گرفتن حقوق انسانی و امکان زندگی آبرومندانه آنها پس از طلاق می گردد ، جلوگیری شود .
  5. با توجه به شرایط فعلی جامعه که شخص مطلقه ( بخصوص زن ) مورد بی مهریهای اجتماعی و حتی سو استفاده قرار گرفته ، توسط سازمانهای مربوطه مورد حمایتهای روانی و مالی قرار گیرد .
  6. شرایط زندگی فرزندان ، پس از طلاق در فرایند بررسی کارشناسی های فوق ، مورد توجه جدی قرار گرفته و تکلیف آنها از نظر فراهم کردن حداقلهای لازم برای ادامه زندگی انسانی آنها مشخص گردد . ( حتی با حمایت جدی دولت )

و در یک کلام ، بازنگری در بینش جامعه نسبت به شرایط و عواقب روانی طلاق ، و توجه دستگاههای قضایی به حقوق انسانی زوجین ( و فرزندان ) پس از طلاق امریست لازم که به نظر می رسد باید در کمیته ای تخصصی متشکل از جامعه شناسان ، روانشناسان و حقوق دانان مورد بررسی و ارایه راهکار قرار گیرد .

 

مطلب " گسست_عاطفي_والدين ، عامل اصلي ناهنجاريهاي اخلاقی #جامعه امروز ما " قابل تامل است :

https://t.me/beshnofekrkon/734

 

محمد صالحی – 28/6/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در جمعه 20 بهمن 1396  ساعت 11:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب