بانو و آقای عزیز

 

#زندگی ، را به نام خدایی که هم خودش آرامش محض است و هم وجودش آرامش دهنده دلهاست ، آغاز کنید .

 

که #زندگی :

 

️#تشویق خانه ایست ، که هر دو ، شوق با هم بودن را مدام بیشتر کنند .

 

️#ترغیب خانه ایست ، که هر دو ، رغبت باهم پیشرفت کردن را بیشتر نمایند .

 

️#تکریم خانه ایست ، که هر دو ، مایه کرامت و ارزش یکدیگر بشوند .

 

️#تحسین خانه ایست ، که هر دو ، عامل حسن و جمال یکدیگر گردند .

 

️#تقدیر خانه ایست ، که هر دو ، خود را قدر و بهای دیگری بکنند .

 

️#تمجید خانه ایست ، که هر دو ، مجد و شکوه دیگری بشوند .

 

️#تجلیل خانه ایست ، که هر دو ، جلال و عظمت یکدیگر باشند .

 

️#تسلیم خانه ایست ، که هر دو ، مایه امن و سلام دیگری بشوند .

 

️#تقلیل خانه ایست ، که هر دو ، خود را به اندازه دیگری درآورند .

 

️#تشریک خانه ایست ، که هر دو ، خود را دهنده به آن بدانند نه طلبکار یکدیگر .

 

️#تشریف خانه ایست ، که هر دو ، مایه شرف و افتخار دیگری بشوند .

 

#آری :

 

#زندگی تنبیه خانه نیست ، که هر دو یکدیگر را مدام ، به کلام و عمل ، #تنبیه کنند و در انتها نیز اگر جسارت داشته باشند ، خود را به تنبیه مجدد قاضی بسپارند .

 

که #تسکین خانه ایست ، که هر دو مایه #آرامش یکدیگر شده ، بگونه ایکه شوق با هم بودن ، به هر تلاشی برای بهتر و شکوفاتر زندگیشان ، بیشتر ترغیبشان کند .

 

و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون – روم 21

 

محمد صالحی – 23/9/96

 

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 25 تیر 1397  ساعت 01:41 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

انسان عاقل ، چاره ای جز عاشق شدن ندارد .

 

چرا که ، عشق بقول اونامونو < مقاومت ما در برابر بی اعتباری جهان گذران است > ( کتاب درد جاودانگی ) ؛

و درمانی است بر درد جاودانگی ما ، آنگاه که در خانه_معشوق ساکن می شویم با این باور و امید که بقول گابریل مارسل < او ، لااقل او ، نخواهد مرد > ( گابریل مارسل ترجمه ملکیان ) .

 

و این عشق اگر از خامی بدر آید ، چنان با جاودانگی آمیخته شده و آن را لمس می کند که دیگر نه درد زوال جهان گذران را دارد و نه هراسی از مرگ بر او سایه خواهد انداخت ، حتی اگر دیگر معشوق نباشد . ( ماجرای شمس و مولانا )

 

محمد صالحی - ۱۷/۲/۹۷

 

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 20 تیر 1397  ساعت 01:27 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چرا روند تمایل مردان جوان ، به ازدواج با زنان مسن تر از خود رو به افزایش است ؟

این موضوع از منظرهای روانشناسی ، جامعه شناسی و حقوقی قابل بررسی و ریزبینی است .

اما در این سطور ، سعی می شود نگاهی تلفیقی ولی ساده از هر سه انجام گرفته و در نهایت پیشنهاد همیشگی ام تکرار شود :

  1. مردان از منظر نظام سنتی مسلط بر قوانین خانواده ، موظف به تامین همه نیازهای زندگی اعم از خانه ، ماشین ، باغ ، لوازم لوکس و به روز ، تفریحات مدام و سفرهای مکرر و بسیاری از آنچه که حتی در نظام سنتی بر عهده او نبوده ، است .
  2. این امر باعث شده که مرد بدلیل لزوم تامین نیازهای ثابت و ناثابت و دایما رو به افزایش ، از تمام انرژی و وقت خود مایه گذاشته ، حتی اگر نتواند ساعاتی را در خانواده خود طی کرده و از نظر نیازهای عاطفی طبیعی خود ارضا شود .
  3. زنان ، طبق قواعد نانوشته جدیدی که بر زندگیها حاکم شده ( و دقیقا با فضای حاکم بر نظام سنتی مغایر است ) ، حق ورود به جامعه پیدا کرده و این امر باعث افزایش تواناییهای علمی ، شغلی ، اعتبار اجتماعی و مالی آنها گشته است .
  4. طبق همان قوانین حقوقی سنتی ، زن هیچگونه وظیفه ای در تامین نیازهای زندگی و یا حتی همراهی با مرد در برآورده کردن آنها ندارد .
  5. این امر اگر چه باعث محرومیت برخورداری زنان از بسیاری از نیازهای عاطفی خود شده ، ولی کم کم بدلیل آن حقوق و چایگاه اجتماعی که بدست آورده ، حاضر به چشم پوشی اولیه از آنها شده است .
  6. در چنین زندگیی ، زن به حقوقی فراتر از حقوق سنتی خود دست یافته و جایگاهی اجتماعی ورای جایگاه همسری و مادری پیدا کرده که به هیچوجه حاضر به حتی مذاکره بر سر مصالحه ای بین آنها و تغییر شیوه زندگی و انجام مسیولیتهای آن نیست .
  7. و از طرف دیگر ، مرد در جایگاه یک تامین گر نیازهای رو به تزاید زندگی ، آنهم اکثرا با محوریت تصمیمات زن شده و گویی خدمتگزاری است که حتی حق مطالبه نیازهای عاطفی طبیعی خود را ندارد .
  8. با توجه به این امور ، مردان جوانی که در یک زندگی امروزی ، نه تنها نیازهای عاطفی خود را برآورد شده نمی بینند بلکه خود را بیشتر به یک خدمتگزار و کارت بانک شبیه می دانند ، هیچ تمایلی به چنین بیگاری و یا از دست دادن آزادی و اعتبار خود در قبال بدست آوردن هیچ ، نشان نمی دهند ، و تبعا به افزایش شدید مجردان جامعه منجر شده است .
  9. از آنجا که نیازهای عاطفی و جنسی هر دو جنس زن و مرد ، از اموری است که غیر قابل چشم پوشی است ، لذا جایگزینهای نانوشته و تابوشکنانه ای از قبیل ازدواج سفید و یا ازدواج پسران جوان با زنان مسن تر از خود ، در حال شکل گیری و حتی تبدیل به خرده فرهنگ شده است .
  10. در ازدواج نوع دوم که پسری جوان با زنی مسن تر ازدواج می کند ، از آنجا که زن به مطلوبات علمی ، شغلی و مالی خود رسیده و در سنی قرار دارد که از تلاطمهای جوانی و خواستهای بی ثبات آن رهایی یافته و نیازهای عاطفی خود را جستجو می کند ، سعی می کند در رابطه ای قرار گیرد که بتواند روح لطافت و طراوت در آن دمیده و به همراه شریک زندگی اش ، به بیشترین خواسته های عاطفی و لذتهای طبیعی از هم برسند و این همان چیزی است که آن مرد جوان هم بدنبال آنست .
  11. در این ازدواج ، مسیولیت تامین نیازهای زندگی ، فرع بر تامین نیازهای عاطفی طرفین قرار می گیرد و لذا مرد مجبور به کار تمام وقت و بدون لذت نبوده و زن نیز بدلیل مشارکت در آن ، ضمن برخورداری از طراوت و جوانی مرد ، احساس رضایت باطنی و شادمانی درونی بیشتری می کند .

نتیجتا اینکه شیوه زندگی امروزین جامعه ما که تابع قوانین حقوقی سنتی بوده ، ولی در عین حال ، مردان هر چه بیشتر در حال از دست دادن جایگاه سنتی خود در آن هستند ، خروجی ای جز فروپاشی عاطفی خانواده ها در بر نداشته و نه تنها هر دو همسر را به ورطه طلاقهای عاطفی سوق داده است ، بلکه فرزندان نیز ، مانند دانه هایی هستند که در زمینی آلوده و در حال خشک شدن کاشته شده اند .

لذا اگر نگران افزایش ازدواجهای فوق الذکر هستیم به تکرار ، پیشنهاد می شود که :

  1. بایستی شیوه نگرش به زن و مرد در نظام خانواده عوض شده و نبعا قوانین حقوقی آن نیز تغییرات اساسی نماید .
  2. بجای بستر فعلی سنتی خانواده که مبتنی بر دهنده بودن مرد و گیرنده بودن زن می باشد ، نظام جدید مشارکتی تعریف شود .
  3. در این نظام جدید ، همه فاکتورهای سنتی اعم از مهریه و نفقه و مزد زن و حق طلاق مرد و ارث نامساوی و ... کنار گذاشته می شود و یک نظام مشارکت با قوانین حقوقی مشارکتی تاسیس می گردد که در آن ، زن و مرد در همه هزینه ها ، سرمایه گذاریها ، سود و زیانها ، آینده فرزندان و ... حق و مسیولیت مشارکتی پیدا می کنند .

و اینجاست که مهر و عاطفه نیز تابع دید مشارکتی طرفین بوده که هر دو برای تامین آنها ، مسیولیت اخلاقی و حقوقی یکسانی پیدا می کنند . (هن لباس لكم و انتم لباس لهن – بقره 187 )

  1. برای تحقق پیشنهاد فوق ، لازم است کمیته های تخصصی شامل سه گروه روانشناس ، جامعه شناس و حقوق دان تشکیل و بررسی ای کاملا جدی و اجرایی در آنها انجام گیرد .

 

توضیح بیشتر در سخنرانی تکمیلی زیر :

https://telegram.me/beshnofekrkon/1052

محمد صالحی – 16/2/97



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 16 تیر 1397  ساعت 12:35 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

من در هوای کوی تو سنگلاخها طی نمودم ؛

و اینک که رسیده ام ،

گویی مرا #سهمی از هوای کوی تو نیست !

 

تنها آنچه مرا مانده ،

#پاهایی است پر از زخمهای بی مرهم؛

و #قلبی شکسته ،

که آماج تیرهایی است ،

که جز زهر #جدایی به همراه ندارند !

 

چه #شبها که به امید روشنای امروز ، نخسبیدم !

و چه #روزها که در آرزوی تنفس در هوای کوی تو ، بی نان و آب بسر کردم .

 

و این نیست جز #سرنوشت هماره آنان ،

که با دل به راه پر از سنگ و خار می افتند .

 

و مرا جای هیچ #شماتت نیست ،

که خود به #سرنوشت خودم ،

پای نهادم و با آن بسر خواهم کرد !

 

محمد صالحی - ۲۹/۲/۹۷

 

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 13 تیر 1397  ساعت 12:29 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

انسان هیچ راهی جز حضور در بهشت لقای الهی ندارد ( چه درست رفته و چه خطا کرده )

  1. آخرت ، جایی برای ظهور تصویر نگاتیوی روح ماست .

من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من يعمل مثقال ذره شرا يره - سوره زلزال آيات 7 و 8

اقرا كتابك – اسرا 14

يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون – نور 24

 

  1. آنجا کسی محاکمه نمیکند ، بلکه هر کس خودش قاضی خود است   ( تنها جایی است که انسان بجای قضاوت دیگران به قضاوت خود می پردازد ) .

اقرا کتابک کفى بنفسک اليوم عليک حسيبا - اسرا 14

  1. خداوند کسی را عذاب نمی کند بلکه هر کس خودش مجری احکام خود است .

جزاء بما کانوا یکسبون – توبه 95

قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون – انعام 31

 

  1. جهنم ، حمام جایی است برای پاکسازی روح .

لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر - سوره مدثر ،آیات 28 و 29

ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا - سوره  مریم ،آیه 72

 

  1. خداوند هر کاری بتواند برای پاکسازی روح انجام می دهد ( بخشیدن ، جایگزینی و شفاعت ) .

فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما – فرقان 70

نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم – حجر 49

***** قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم – زمر 53

يومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضي له قولا – طه 109

و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له حتي اذا فزع عن قلوبهم قالوا ما ذا قال ربكم قالوا الحق و هو العلي الكبير – سبا 23

قل لله الشفاعة جميعا – زمر 44

 

  1. جهنم و بهشت ، هیچکدام ابدی نیستند .

فاما الذين شقوا ففي النار ......  خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ- هود 107

وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ – هود 108

قالوا ربنا امتنا اثنتين و احييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الي خروج من سبيل ذلكم بانه اذا دعي الله وحده كفرتم و ان يشرك به تؤمنوا فالحكم لله العلي الكبير – غافر 11 و 12

 

  1. همواره راه استعلای روح باز است و انسان مقصدی جز جنت ماوای الهی ، وجود ندارد .

افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون - سوره مومنون ،آیه 115

یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی – سوره فجر،آیه 27

  1. نیک کاران در آن دنیا ، راه را از بهشت شروع و ادامه می دهند .

بشر الذين آمنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجري من تحتها الانهار – بقره 25

  1. بد کاران در آن دنیا ، راه را از جهنم شروع و ادامه می دهند .

و نسوق المجرمين الي جهنم وردا – مریم 86

  1.  سرعت تغییرات در مسیر رشد داشته های وجودی در این سرا 365000 برابر در آن سراست .

ان يوما عند ربك كالف سنة مما تعدون – حج 47

  1. و در نهایت ، انسان روحانی که نفخه الهی است ، به جایگاه اصیل خود باز گشته و با خداوند جاودانه می شود .

انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156

الى ربك يومئذ المستقر –  سوره قیامت – آیه 12

 

محمد صالحي – 1/3/97

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 6 تیر 1397  ساعت 01:56 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مظلومیت قرآن ( دین ) در بین مدعیان راهبری دینی

 

وقتی به گذشته تاریخ و سرگذشت شرایع مختلف نگاهی اجمالی بیندازیم ، متوجه می شویم که مردم در ظاهر زندگی خود ، به عالمان دینی خود اعتماد و جز تبعیت از آنها نکرده و هیچگاه نیز نگاه محققانه ای به محتوای کلام الهی نداشته اند و این امر نه تنها به هدایت و رستگاری انها نینجامیده ، که بیشتر به گمراهی و هلاکت آنها منجر شده است :

و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و كبراءنا فاضلونا السبيلا 1

و آن عالمان نیز با سوء استفاده از این روحیه تقلیدگری عوام ، بدنبال منافع مادی و دنیوی خود ، از هرگونه تحریف و یا خود جااندازی بجای کلام خدا ، دریغ نکردند تا آنجا که هر پیامبری که ظهور می کرد ، فریاد اعتراض خداوند را بر سر عالمان شرایع قبلی خود چنین فرود می آورد :

  • فریاد عیسی(ع) بر عالمان یهود :

ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید: شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید . وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ 2

  • فریاد محمد(ص) بر عالمان یهود و نصارا :

يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله 3

از آنجا که ، روحیه تقلیدگری عوام و منفعت طلبی و دنیا دوستی عالمان ، امری است بشری که ارتباطی با هیچ دینی ندارد ، لذا حضرت پیامبر(ص) و امام علی (ع) ضمن پیش بینی منطقی این زشت صفتیهای عالمان و راهبران دینی ، درد خود را اینگونه به گوش آیندگان رسانده اند :

  • آفه الدین ثلاثه : فقیه فاجر و امام جائر و مجتهد جاهل 4

 آفت دين سه چيز است : فقيه فاجر و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان

  • ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین  5

منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد ، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران .

  • و انه سياتي عليکم من بعدي زمان ... لا اکثر من الکذب علي الله و رسوله، ... فقد نبذ الکتاب حملته، و تناساه حفظته; فالکتاب يومئذ و اهله طريدان منفيان، ...; فالکتاب و اهله في ذلک الزمان في الناس و ليسا فيهم، ومعهم وليسا معهم! ... کانهم ائمة الکتاب و ليس الکتاب امامهم، فلم يبق عندهم منه الا اسمه، و لا يعرفون الا خطه و زبره، .... 6

همانا پس از من روزگاري بر شما فرا خواهد رسيد که چيزي پنهانتر از حق، و آشکارتر از باطل، و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش، نباشد، و نزد مردم آن زمان، کالايي زيانمندتر از قرآن نيست ...  آنگاه که آن را تحريف کنند و معاني دلخواه خود را رواج دهند..

.. حاملان قرآن، آن را واگذاشته و حافظان قرآن، آن را فراموش مي‏کنند، پس در آن روز ، قرآن و پيروانش از ميان مردم رانده و مهجور مي‏گردند، و هر دو غريبانه در يک راه ناشناخته سرگردانند، و پناهگاهي ميان مردم ندارند، ...

.. آنان در آن روز ، ... ( چنان رفتار می کنند که ) گويي آنان پيشواي قرآن بوده و قرآن پيشواي آنان نيست، پس از قرآن جز نامي نزدشان باقي نماند و آنان جز خطي از قرآن نشناسند، ...

 

  • ترد علي احدهم القضية في حکم من الاحکام فيحکم فيها برايه، ثم ترد تلک القضية بعينها علي غيره فيحکم فيها بخلاف قوله، ثم يجتمع القضاة بذلک عند الامامهم الذي استقضاهم، فيصوب آراءهم جميعا- و الههم واحد! و نبيهم واحد! و کتابهم واحد! افامرهم الله ـ سبحانه ـ بالاختلاف فاطاعوه! ام نهاهم عنه فعصوه! 7

دعوايي نسبت به يکي از احکام اجتماعي نزد عالمي مي‏برند که با راي خود حکمي صادر مي‏کند، پس همان دعوي را نزد ديگري مي‏برند که او درست برخلاف راي اولي، حکم مي‏دهد، سپس همه قضات نزد رييس خود که آنان را به قضاوت منصوب کرد، جمع مي‏گردند، او راي همه را بر حق مي‏شمارد!!

در صورتيکه خدايشان يکي، پيغمبرشان يکي، و کتابشان نیز يکي است، آيا خداي سبحان، آنها را به اختلاف فرمود؟ که اطاعت کردند؟ يا آنها را از اختلاف پرهيز داد و معصيت خدا نمودند؟

آيا خداي سبحان، دين ناقصي فرستاد و در تکميل آن از آنها استمداد کرده است؟

آيا آنها شرکاء خدايند که هر چه مي‏خواهند در احکام دين بگويند، و خدا رضايت دهد؟

آيا خداي سبحان، دين کاملي فرستاد پس پيامبر (ص) در ابلاغ آن کوتاهي ورزيد؟

 

و اینجاست که امام همام علی(ع) ، درست ساعاتی قبل از شهادت به فرزندان خود اینگونه درد خود را از مظلومیت و مهجوریت قرآن در بین مدعیان آن بیان می کند ، که دیگرانی که در مقام نظر ، مدعی ایمان به آن نیستند ، در مقام عمل ، چنان اخلاقی و انسانی رفتار می کنند که گویی قرآن بر دلهای آنها حکم می راند :

  • الله الله في القرآن، لا يسبقکم بالعمل به غيرکم 8

خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا ديگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پيشي گيرند.

 

زیرنویسها :

  1. احزاب 67
  2. انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
  3. توبه 34
  4. پیامبر(ص) میزان الحکمه ج 4 6453
  5. پیامبر(ص) نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
  6. امام علی (ع) : و انه سياتي عليکم من بعدي زمان ليس فيه شيء اخفي من الحق، و لا اظهر من الباطل، و لا اکثر من الکذب علي الله و رسوله، و ليس عند اهل ذلک الزمان سلعة ابور من الکتاب اذا تلي حق تلاوته، و لا انفق منه اذا حرف عن مواضعه، و لا في البلاد شيء انکر من المعروف، و لا اعرف من المنکر! فقد نبذ الکتاب حملته، و تناساه حفظته; فالکتاب يومئذ و اهله طريدان منفيان، و صاحبان مصطحبان في طريق واحد لا يؤويهما مؤو; فالکتاب و اهله في ذلک الزمان في الناس و ليسا فيهم، ومعهم وليسا معهم! لان الضلالة لا توافق الهدي، و ان اجتمعا. فاجتمع القوم علي الفرقة، و افترقوا عن الجماعة، کانهم ائمة الکتاب و ليس الکتاب امامهم، فلم يبق عندهم منه الا اسمه، و لا يعرفون الا خطه و زبره، و من قبل ما مثلوا بالصالحين کل مثلة، و سموا صدقهم علي الله فرية، و جعلوا في الحسنة العقوبة السيئة. و انما هلک من کان قبلکم بطول آمالهم وتغيب آجالهم، حتي نزل بهم الموعود الذي ترد عنه المعذرة، و ترفع عنه التوبة، و تحل معه القارعة و النقمة. – خطبه 147
  7. امام علی(ع) : ترد علي احدهم القضية في حکم من الاحکام فيحکم فيها برايه، ثم ترد تلک القضية بعينها علي غيره فيحکم فيها بخلاف قوله، ثم يجتمع القضاة بذلک عند الامامهم الذي استقضاهم، فيصوب آراءهم جميعا- و الههم واحد! و نبيهم واحد! و کتابهم واحد! افامرهم الله ـ سبحانه ـ بالاختلاف فاطاعوه! ام نهاهم عنه فعصوه!

الحکم القرآن ام انزل الله سبحانه دينا ناقصا فاستعان بهم علي اتمامه! ام کانوا شرکاء له فلهم ان يقولوا وعليه ان يرضي؟ ام انزل الله سبحانه دينا تاما فقصر الرسول صلي الله عليه و سلم عن تبليغه وادائه والله سبحانه يقول: (ما فرطنا في الکتاب من شيء) وفيه تبيان لکل شيء، وذکر ان الکتاب يصدق بعضه بعضا، وانه لا اختلاف فيه، فقال سبحانه: (ولو کان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا کثيرا). وان القرآن ظاهره انيق، وباطنه عميق، لا تفني عجائبه، ولاتنقضي غرائبه، ولا تکشف الظلمات الا به. – خطبه 18

  1. نامه 47 - وصیت امام علی(ع) به حسنین بعد از ضربت خوردن

 

محمد صالحي – 25/11/96

 

مهجوريت قرآن در حوزه هاي علميه – علامه طباطبايي

https://telegram.me/beshnofekrkon/336

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 3 تیر 1397  ساعت 10:07 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net