خدا ، شیطان ، بقا ، عشق و اخلاق از منظر داستایفسکی در کتاب برادران کارامازوف

 

در طبیعت قانونی نیست که آدمی را به دوست‌داشتن بشریت موظف کند، و اگر تاکنون بر روی زمین عشقی وجود داشته، مربوط به قانون طبیعی نبوده، بلکه به این دلیل بوده که آدمیان به بقا ایمان داشته‌اند .. ص 102 صالح

هر گاه ايمان بشر را به جاودانى بودن روح نابود كنيد ، نه تنها چشمهء عشق به انسانيت را در او خشك مىكنيد ، بلكه همچنين نيروى لازم براى ادامهء زندگى را از بين مىبريد و در اين صورت هيچ چيز قبح نخواهد داشت و همه چيز حتى آدم خوارى مجاز خواهد بود . ص 80 مشفق ( 102 و 103 )

آرى من بارها گفته‌ام ، هر گاه ايمان به جاودانى بودن روح وجود نداشته باشد ، نيكى و نيكو كارى رخت از اين جهان بر خواهد بست . ص 81

 

به نظرم اگر شیطان وجود نداشته باشد و انسان او را آفریده باشد، او را به صورت و شباهت خودش آفریده است ص 335

انسان آنقدرها که در جستجوی اعجاز است در جستجوی خدا نیست. و چون نمی‌تواند تاب بیاورد که بی‌معجزه بماند، دست به خلق معجزات تازه می‌زند و به پرستش جادو و جنبل رو می‌آورد ص 359

پدران و استادان، از خود می‌پرسم جهنم چیست؟ به نظر من رنج ناتوانی از دوست‌داشتن است. ص 452

اى برادران من از گناه انسان نهراسيد ، انسان را حتى بهنگام ارتكاب گناه دوست بداريد ، زيرا اين دوستى مظهرى از عشق الهى و عاليترين نوع دوستى در جهان است . همهء موجودات دنيا را چه به طور كلى و چه به طور جزيى دوست بداريد . بهربرگ درخت و هر شعاع آفتاب مهر ورزيد . حيوانات ، نباتات ، هر شىء را در اين جهان بديدهء محبت بنگريد .
هر گاه همه چيز را دوست بداريد ، در هر چيز سر الهى را در خواهيد يافت و چون دريافتيد آن را بهتر درك خواهيد كرد و سرانجام نسبت بدنيا و كائنات احساس مهر كامل و جهانى خواهيد كرد . بحيوانات نيز ابراز علاقه كنيد ، خدا به آنان جوانهء فكر و لذت بىآلايش ارزانى داشته است .
اين نشاط را بر هم نزنيد . آنان را آزار ندهيد . لذتشان را نرباييد و بدين طريق با عطيهء الهى مخالفت نورزيد .

اى انسان بحيوانات فخر مفروش ، زيرا آنان مرتكب گناهى نشده‌اند و حال آن كه تو با تمام عظمت و جلالت ، از هنگام پيدايش زمين را آلوده مىكنى و متأسفانه مانند همهء ما اثر عفونت از خود به جاى مىگذارى مخصوصاً كودكان را دوست بداريد زيرا آنان نيز مانند فرشتگان گناهى ندارند و براى ايجاد نشاط و تصفيهء قلوب ما زندگى مىكنند و براى ما سر مشق نيكى بشمار مىآيند . ص 387 و 386 مشفق

آدمی همیشه می تواند در هر زنی چیز جالبی بیابد که در زنی دیگر آن را نمی یابد. تنها باید دانست که چطور یافتش، نکته در این است. استعداد در اینست

به نظر من زن زشت وجود ندارد. نَفس زن بودنش، نصف ماجراست. ولی چه کار کنم این را بفهمید؟ حتی در پیر دخترها هم چیزی می یابید که به خود می گویید این مردها چقدر احمق بوده اند که به آنها توجه نکرده اند و گذاشته اند پیر شوند. برادران کارارامازوف / ص  196

آخر اين چه وضعى است ؟ خدا را از خود دور مىكنند و به جايش كليسا را برقرار مىسازند . اينها سفسطهء مذهبى است . حتى خود پاپ گرگوار هفتم چنين انديشه هايى بذهن راه نمی داد . ص 76 ترجمه مشفق همدانى ( ص 98 صالح حسینی )

آه، مخالفتی با خدا ندارم. البته، خدا فرضیه ای بیش نیست، اما...اقرار می کنم که به وجودش نیاز هست..برای نظم جهان. اگر خدا هم وجود نداشته باشد، باید اختراع شود . ص 776

میتیا گفت: خداست که عذابم می دهد. این تنها چیزیست که عذابم می دهد. اگر او وجود نداشته باشد چی؟ اگر راکیتین راست گفته باشد چی - که خدا اندیشه ای است ساخته و پرداخته انسان؟ پس اگر او وجود نداشته باشد، انسان سرور زمین می شود، سرور کائنات. محشر است! منتها انسان بدون خدا چطور می خواهد خوب باشد؟ بحث در این است. همیشه به این سوال باز میگردم. چون آن وقت انسان می خواهد دوستدار که باشد؟ شکرگذار که باشد؟ سرودش را برای که بخواند؟ ص 883

بدون رنج، لذت زندگی چیست؟ زندگی به مناسکی بی پایان مبدل می شود؛ مقدس اما ملال آور می شود.  904

محمد صالحی – 24/4/97

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 14 مهر 1397  ساعت 09:00 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net