خدای مداخله گر یا خدای قانونگذار عادل ؟

بقول خانم سیمون وی عارف فرانسوی قرن 20 در کتاب نامه به یک کشیش ، سه جور به نسبت بین خداوند و انسان می توان نگاه کرد :

  1. خدایی که مداخله گر است و دایم در شرایط مختلف و بر اساس خواسته های انسانها ، به نفع و یا ضرر آنها وارد عمل می شود.
  2. اصلا خدایی وجود ندارد و انسانها مسیول ساختن سرنوشت خود هستند .
  3. خداوند وجود دارد ولی جهان و دنیای زمینی را با نظامات مشخصی خلق کرده و به نغع و ضرر کسی وارد عمل نمی شود .

آنچه که به نظر قابل توجیه تر است ، نظر سوم است ، چرا که ما دایم شاهد اتفاقات مختلف و متضادی در سرنوشت جوامع و انسانها بوده و هستیم و چه بسیار دعاها و نفرینهایی که می شود ولی ترتیب اثری داده نمی شود و چه بسا عکس آنها نیز اتفاق می افتد .

اینگونه به نظر می رسد که :

  • خداوند بعنوان یک خالق ، جهان را خلق کرده است (الله الذي خلق السماوات و الارض ، انعام 1 - و لقد خلقناكم ، اعراف 11)
  • و بعنوان یک حکیم ، نظام قانونمند مشخصی را در آن وضع کرده است که تمام تحولات و تغییرات تکوینی و انسانی مختلف را در آن پیش بینی کرده و برای آنها قواعد و نتایج مربوطه را ( بعنوان قضا و قدر ) بگونه ای قرار داده است که با حادث شدن هر سلسله علل مشخص ( قدر ) ، نتیجه آن بوقوع می پیوندد ( قضا ) (قد جعل الله لكل شي ء قدرا ، طلاق 3 )
  • و از آنجا که بعنوان یک عالِم همه شرایط تاریخی و جزء جزء عالم هستی را می دانسته است و در وضع قوانین هستی دخالت داده ، لذا هیچگونه تغییری در آن نظامات و قواعد بوقوع نخواهد پیوست . ( سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا ، احزاب 62 - فهل ينظرون الا سنت الاولين فلن تجد لسنت الله تبديلا و لن تجد لسنت الله تحويلا ، فاطر 43 )
  • و چون بعنوان یک عادل ، جهان را عدالت محور خلق کرده است ، بگونه ای که با توجه به قواعد و نظامات فوق الذکر ، هر انسانی به اندازه استحقاق خود ، و منطبق بر سلسله عللی که محقق می شوند ، از هستی برخوردار می شود ، بنابراین دخالتی به نفع و یا ضرر کسی نمی کند که از چارچوب عدالت و قواعد ساختاری عالم خارج شود (تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عما كانوا يعملون ، بقره 141 - لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت ، بقره 286 )
  • با توجه به موارد فوق ، خواستن از خدا و دعا کردن ، جهت دادن سرمایه های مادی و معنوی خود است بسمت هدفی مشخص بگونه ای که بیشترین انطباق را با قواعد موجود هستی داشته باشد و حذف موانع و زوایدی که در انطباق ما با هدف ، ایجاد مشکل می کند و یا رفتارهای ما را با قوانین جاری زاویه دار می نماید . ( ادعوه مخلصين له الدين ، اعراف 29 )
  • از طرف دیگر کارهای نیک ، همراه شدن با هستی ، در هماهنگی با نظامات حاکم بر آن بوده ، که کمترین زاویه را با آن دارد و تبعا طبق قواعد مربوطه ، نتایج آن نیز محقق خواهد شد . ( من كفر فعليه كفره و من عمل صالحا فلانفسهم يمهدون ، روم 44 )
  • و البته این دو آخر ، به معنای هماهنگ شدن با خواست خداوند است ، که هر چه پر رنگ تر شود ، بهره مندی از هستی را بیشتر می کند . (ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك ، نسا 79 )

 

و در یک کلام :

جهان هستی با نظامات و قواعد خود ، رو بسوی هدفی مشخص در حرکت است ( و هو الذي خلق الليل و النهار و الشمس و القمر كل في فلك يسبحون ، انبیا 33 ) ؛

و انسان تنها موجودی است که می تواند با آن زاویه گرفته و کج راهه برود .( انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا ، انسان 3 )

اما باید توجه داشته باشد که جهان با همه قواعد جاری در آن ، در حرکت خود بگونه ای موازی ما در حرکت است که گویی به دغدغه های ما هیچ بهایی نمی دهد و ترسها و اضطرابات و خواسته های ما در سیرگشت او ، تاثیری ندارد .

اگر موازی او و در هماهنگی با او حرکت کنیم ، کمترین برخورد را با آن خواهیم داشت و بیشترین حمایت معنوی را از آن برخوردار خواهیم شد و در غیر اینصورت ، با هر برخوردی که با آن بکنیم ، این ما هستیم که بدلیل ناچیز بودن در برابر آن عظمت بی انتها ، خرد خواهیم شد.

جهان گویی قطاری است که در حرکتی مدام بسویی مشخص است ، و ما راهروانی که بر خلاف همه دیگر موجودات ، اختیار همراهی با آن و یا کج راهی را داریم .

اگر در کنار و موازی آن به حرکت افتادیم ، در حوادث مسیر ، او چون سپری خواهد بود که می توانیم زیر آن جان سالم بدر ببریم . اما اگر راه فرمان خود کج کردیم ، یا به او برخورد کرده له می شویم و یا آنقدر از او دور می شویم که در کوره راه های پر از مرگ ، تلف خواهیم شد .

و البته اگر تسلیم او شده و خود به او سپردیم ، و هر اتفاقی را بجای جنگیدن ، بعنوان تابلویی در مسیر آگاهی خود پذیرفتیم ، دیگر اوست که ما را می برد آنجا که بیشترین بهره شادمانی را به ما بچشاند .

آری ! این جهان در مقابل ما آنقدر بزرگ است که ذره ای به ما محتاج نیست که بخواهد ضرری به ما بزند ، و لیکن اگر همراه او شدیم ، آنقدر زیاد دارد که هر چه به ما بدهد ، ذره ای از او کم نخواهد شد .

و خداوند نیز چون پدری قدرتمند و دانا و عادل ، با ما که چون کودکانی ناآزموده و بازیگوش او هستیم ، همواره در کنار ما است ، ( الخلق عیال الله ، بحارالانوار ، ج 74، ص .316).

اگر همراه او شدیم بی کمترین زاویه و انحراف ، خودمان بیشترین احساس امنیت و حمایت را خواهیم داشت ، و با آرامش به زندگی خود می پردازیم و کسی نیز جسارت صدمه زدن به ما را نخواهد داشت ، اما اگر خودمان به جان یکدیگر افتادیم و هر گونه ظلم و جفایی بر خود روا داشتیم ، در این دنیا به حمایت هیچکدام نخواهد آمد ، چرا که قبلا پیش بینی های لازم را در نظام و قواعدی که برای آن مقدر کرده است ، کرده و ما به تبع اعمال خود و آن قواعد موجود هستی ، تنبیه لازم را خواهیم شد . (جزاء بما كانوا يكسبون ، توبه 95 )

و اینجاست که سخن خداوند مبنی بر عدم دخالت او در تغییر سرنوشت جوامع مشخص می شود ، که تا زمانی که در افکار و روان خودشان تغییر رویه نداده و خود را با نظام عدالت محور هستی هماهنگ نکنند ، تحت همان قواعد موجود باقی می مانند ، تا آنکه خود شرایط استحقاق قواعد جدید را فراهم نمایند . ( ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم – رعد 11)

و اینکه چرا خداوند خود را از هرگونه دخالت خارج از علل و اسباب در امور هستی ، مبرا دانسته است . ( ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها - الکافی، ج1، ص183، ح7 )

و این همه تا آنگاهست که پای بر آن سرا بگذاریم و در محاسبات اوست که چقدر در راه بوده ایم و چقدر کج رفته ایم و جزایی که خواهیم چشید .

 

محمد صالحی – 25/2/97

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 30 مهر 1397  ساعت 08:59 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net