هدف انبیا ، توسعه نگرش توحیدی به هستی بوده است و بس

مهمترین برداشت غلطی که در طول تاریخ دینی بشر از هدف ارسال پیامبران شده است ، ایجاد یک جامعه نو با ایده های نظری و رویکردهای عملی خاص و منفک از ساختار تاریخی خود آن جامعه بوده است .

و همین امر باعث پدید آمدن نهادهایی شده که مدعی مالکیت انحصاری آن دین و اداره آن جامعه بوده و هستند . نهادهایی که از نام دین بعنوان پرچم رسمی خود استفاده کرده ولی چیزی جز اعمال سلیقه های شخصی خود در لباس آن دین بر جوامع مربوطه تحمیل نکرده اند و این امر هیچ خروجی ای جز ارتداد و تکفیرهای جمعی تا خشونتها و جنگهای عقیدتی نداشته و هنوز هم ادامه دارد .

اما وقتی به کتاب مقدس قرآن نگاه می کنیم ، سخنی بوضوح غیر از این امر می بینیم و می فهمیم . سخنی که بیانگر اتخاذ نگرش توحیدی به هستی و دعوت مردم به انتخاب آن است :

و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون 1

ما پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم ، جز آنكه به او وحي كرديم كه جز، من خدايي نيست پس مرا بپرستيد .

مشابه همه شیوه های انسانی ، که برای هر امری علاوه بر اصل اساسی خود ، به ملزوماتی نیز در بیان و تصریح آن اشاره می شود ، این دعوت به توحیدی نگری به هستی نیز به دو زیرشاخه مهمی که از ملزومات آن می باشد تصریح کرده که مبادا به قیدهای بشری  آلوده گردد :

  • ایمان به آخرت
  • عمل صالح و اخلاقی

ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون 2

بر اساس این سخن مهم قرآن ، هیچ پیامبری در پی فروریزی ساختار اجتماعی و یا حتی سنتهای زندگی مردم عصر خود نبوده است ، مگر سنگین تر کردن وزنه توحیدی نگری به هستی و گزینش رویکردهای اخلاقی در حوزه عمل ، بگونه ای که مردم در انتخاب از بین نگرشهای نظری و رویکردهای عملی موجود ، نظر خداوند را نیز مد نظر قرار دهند .

انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا 3

در این راستا به شش نکته مهم باید توجه کرد که متاسفانه در همه این سالها مورد غفلت مردم و یا سرقت متولیان واقع شده است :

  1. مردم در طول تاریخ ، همواره با ای در رابطه با و روابط بینافردی خود روبرو بوده و قطعا برای این سوالها ، در معرض که توسط افراد و متخصصین و مکاتب مختلف بیان می شده بوده اند . پاسخهایی از قبیل نگرش مشرکانه به هستی تا توحیدی و .
  2. در چنین فضای شلوغ انتخاب ، که مردم یا بر خود دست به گزینش می زنند و یا بر جامعه ، انتخاب خود را انجام می دهند ، خداوند ضمن تایید ضمنی شیوه مواجهه مردم با سوالها و دغدغه های خود ، وارد میدان گزینش آنها شده و و سعی در کمک کردن به افزایش فهم عقلانی آنها جهت امکان گزینش درست آنها داشته است .

لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي 4

  1. در این دعوت پیامبرانه ، سعی بر آن بوده که مردم را از و یا موجودات دیگر برهانند و تنها

لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا 5

  1. و در پس آن اعتقاد توحیدی ، سعی بر نشان دادن بوده که انسان مسیری بس طولانی در راستای اتصاف به فضایل اخلاقی و خداگونه شدن در پیش دارد و ویژگی برجسته این عالم دوسرایی ، محوریت عدالت در آن است .
  2. و در ادامه این دعوت پیامبرانه ، مردم را از بین ، به انتخاب رویکردهای اخلاقی برای تمرین فضایل خداگونگی دعوت نموده است .

و این بدین معناست که خداوند به قابلیت انسان در طراحی و بکارگیری شیوه های مختلف اخلاقی و غیر اخلاقی اذعان داشته ، و از باب لطف خود سعی نموده است که مطلوبات خداوند را نیز برای او بیان کرده ، تا در انتخاب خود به آن نیز نظر داشته باشد .

نه اینکه در تکاپوی تعطیلی عقل او بوده و تلاش در تدوین آیین نامه ای اجرایی و فراتاریخی برای او داشته باشد . و اتفاقا هر مثال عملی که در قرآن بیان شده است ( مانند توصیه به ، عبادات مذمت کم فروشی ، زشتی ظلم ، لزوم مجازات مجرمین متناسب با جرمهای آنها و ... ) در زمینه تحریک عقلانیت او و ترغیب به اخلاقی شدن او بوده است :

كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تعقلون 6

يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون 7

 

  1. از آن همه و یا توصیه ها و مذمتها در قرآن شاهد هستیم ، و نیز تحت امر خود ، تنها نتیجه ای که می توان دریافت آنست که ، و همین شیوه کلی است که می تواند الگوی مواجهه ما با موضوعات اجتماعی باشد ، نه اینکه بدنبال کشف قواعدی فراتاریخی از لابلای حجم محدود موضوعات و احکام عصر نزول باشیم که منجر به با تحمیل اندیشه ها و سلایق گروهی خاص بر جامعه شده و عقلانیت و اخلاق را به محاق ببرد .

شیوه ای که مبتنی بر دو اصل زیر است :

  • توجه به قواعد و اصول و سنتهای موجود و گزینش عقلانی رویکردهای اخلاقی آنها در مواجهه با موضوعات محتلف و مبتلا به ، با استفاده از مشورتهای جمعی .

و شاورهم في الامر 8

  • توجه به حد فهم و پذیرش مردم و امکانات حکومت و جامعه ، در تغییر و یا عملیاتی کردن آنها .

امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض 9

زیرنویسها :

  1. انبیا 25
  2. بقره 62
  3. انسان 3
  4. بقره 256
  5. نامه 31 نهج البلاغه
  6. بقره 242
  7. بقره 21
  8. آل عمران 159
  9. کافی ج۲ ص ۱۱۷

محمد صالحی – 14/4/97

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 30 آبان 1397  ساعت 11:26 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net