رسيدن به آرامش در 5 دقيقه

احساس آرامش,آرامش و تمرکز

بستن چشمها يکي از روش هاي به دست آوردن آرامش است

 

ظرف غذا از دست تان سر خورده و در وسط آشپزخانه ريخته است؟ تلفن ميز کارتان مرتب زنگ مي خورد ودست تان بند است؟ چاي روي شلوارتان ريخته، آن را کثيف کرده و جلسه تان 10 دقيقه ديگر شروع مي شود و شما هنوز تايپ گزارش تان را هم تمام نکرده ايد؟ همه خانه تان به هم ريخته است و مهمان ها تا 10 دقيقه ديگر مي رسند؟ اشتباه نکنيد حالا وقت آن است که آرامش پيدا کنيد!

سفر به يک جزيره خوش آب و هوا، پياده روي در جنگل يا لب ساحل در يک آخر هفته رويايي راه حل ايده آلي براي خداحافظي با نگراني ها و استرس هاست ولي خيلي وقت ها ما فقط 5 دقيقه يا کمتر وقت داريم تا خودمان را پيدا کنيم و به آرامش برسيم. راهش را بلد نيستيد؟ نگران نباشيد ما 8 روش را براي رسيدن به آرامش براي تان پيدا کرده ايم.


8 روش براي رسيدن به آرامش در پنج دقیقه
1 - تمرکز: نيازي نيست به سراغ دشت و کوه برويد! 5 دقيقه سکوت و آرامش مي تواند به شما در انجام بقيه کارهاي تان کمک زيادي کند. شواهدي وجود دارد که نشان مي دهد اختصاص دادن يک زمان کوتاه براي آرامش و سکوت در طول روز مي تواند افسردگي و استرس را در افراد کاهش دهد. روي تنفس تان، تمرکز و احساس کنيد همه اضطراب ها از وجودتان خارج مي شود.

2 - شمارش معکوس: وقتي نگراني هاي تان بيش از حد شد، سعي کنيد از يک تا 10 بشماريد و سپس شروع به شمارش معکوس کنيد. وقتي مشغول شمردن و تمرکز روي اعداد هستيد، فکر مصاحبه هاي کاري و مشغله هاي ديگر خانه تان کمرنگ تر مي شود.

3 - بستن چشم ها: کافي است در شلوغي و هياهوي روزمره چند دقيقه پلک هاي تان را روي هم بگذاريد. اين کار يکي از روش هاي بسيار آسان براي به دست آوردن آرامش و تمرکز است.

4 - نفس عميق کشيدن: نفس هاي آرام، شمرده و عميق به کاهش فشارخون و ضربان قلب کمک مي کند. سعي کنيد روش هاي مختلفي را براي عميق نفس کشيدن امتحان کنيد. همچنين شما مي توانيد سراغ آب خنک هم برويد. وقتي استرس و اضطراب سراغ تان آمد، مقداري آب خنک روي مچ دست تان بريزيد و کمي هم به پشت لاله گوش‌تان بزنيد. اين کار کمک مي کند در تمام بدنتان احساس آرامش کنيد.

 

5 - تنهايي: بعضي افراد فقط به 5 دقيقه زمان براي تنها ماندن نياز دارند تا بتوانند افکارشان را مرتب و آرامش پيدا کنند. يک جاي خلوت پيدا کنيد و به يک برنامه ريزي مناسب براي انجام کارهاي تان فکر کنيد.

6 - تماشاي منظره بيرون: قرار نيست به کوچه يا خيابان برويد تا حال تان را متحول کنيد. وقتي اوضاع کمي پيچيده شد، کار را فقط براي 5 دقيقه رها کنيد و از پنجره منزل يا محل کار نگاهي به بيرون بيندازيد. نگاه کردن به مناظر طبيعي مانند درخت ها، پارک هاي عمومي و رفت و آمد مردم خيلي بيشتر از نگاه کردن به تلويزيون مي تواند فکر شما را آرام کند و اضطرابتان را کاهش دهد.

7 - بخنديد:«من؟استرس؟چي مي گي؟!
ها ها ها» خنده يکي از راه هاي عالي براي مبارزه با استرس است. يک کتاب پر از لطيفه هاي خنده دار کنار دست تان داشته باشيد يا حتي سري به سايت هايي که کليپ هاي خنده دار دارند، بزنيد.

8 - بو کنيد: حتما شما هم موافقيد که عصباني بودن آن هم وقتي مشغول بو کردن گلي هستيد، کار خيلي سخت و دشواري است! يک گلدان پر از گل هاي محبوب تان را نزديک ميز کار قرار دهيد و هرگاه احساس خستگي کرديد سراغ آن ها برويد و بويشان کنيد.
منبع:سلامت نیوز

ادامه مطلب

تاريخ ارسال : شنبه 19 اردیبهشت 1394  10:05 PM | نويسنده : یحیی طاهرزاده

آیا شغل شما شادی بخش است؟

 

شادی در کار،میزان سختی یا آسانی شغل یا حتی میزان درآمدنیست

 

اگر از شما بپرسند شادترین شاغلان در دنیا کدامند، پاسخ شما چیست؟ ستارگان سینما؟ فوتبالیست های ثروتمند؟ راهنمایان تورهای جهانگردی، ما پاسخ این سوال را براساس یافته های دانشمندان می دهیم. بیشتر ما بیش از یک سوم زمان بیداری مان را سر کار می گذرانیم، پس فهمیدن اینکه چگونه این زمان را به شادی و خلاقانه بگذرانیم مهم است. فارغ از اینکه ما در بالاترین درجات شغلی هستیم یا اینکه تازه کاریم و در ابتدای راه، این موضوعی است که باید مدنظر قرار گیرد.

اولین قدم برای  شادی در کار، این است که شغلی انتخاب کنید که برای شما مناسب باشد. میزان سختی یا آسانی شغل یا حتی میزان درآمد آن مشخص نمی کند که آیا شما در آن شغل شاد خواهید بود یا نه بلکه آنچه تعیین کننده است تناسب آن شغل با توانایی ها و تملایلات شماست، بنابراین بهتر است سوال را به این صورت تغییر دهیم؛ چه شغلی شما را شاد می کند؟ راهنمای تور جهانگردی بودن خوب است اما اگر همسر و فرزندتان نتوانند شما را همراهی کنند، مدت های طولانی دوربودن از خانواده خوشایند نخواهدبود.

 

فوتبالیست حرفه ای بودن خوب است، به شرط اینکه بتوانید خود را در بالاترین سطح حفظ کنید و آسیب دیدگی یا دیگر مسائل حاشیه ای شما را از اوج به زیر نکشد. ستاره سینما بودن هم خوب است به شرط اینکه بدانید دوره اوج در سینما کوتاه است. بنابراین، همه چیز به دیدگاه شما بستگی دارد. براساس نتایج تحقیقی در آمریکا مردم 3 دیدگاه در مورد شغل دارند؛ عده ای آن را فقط راهی برای کسب درآمد می دانند. عده ای علاوه بر کسب درآمد به وجهه و جایگاه شغل هم اهمیت می دهند. گروه دیگر به شغل به عنوان بخشی از هویت و معنای زندگی نگاه می کنند.

 

شادی در کار،تناسب شغلتان با توانایی ها و تملایلات شماست

 

در هر کدام از این گروه ها که قرار بگیرید می توانید شاد باشید اما به نوع متفاوتی. درواقع شادی یک انتخاب است. انتخاب اینکه چگونه به شغلتان نگاه کنید و آن را انجام دهید. این 2 عامل میزان رضایت شما را رقم می زنند و هرچه این رضایت افزایش پیدا کند، شادتر خواهیدشد. برای اینکه در شغلتان شاد باشید، باید عواملی را درنظر بگیری؛ آیا می توانید با همکارانتان ارتباط برقرار کنید؟ آیا فرصتی برای ابراز ایده های جدید دارید؟ آیا کاری را که انجام می دهید، دوست دارید یا تنها به امید ارتقای شغلی و موفقیت های آینده در این کار مانده اید؟

آیا کاری که انجام می دهید به بهبود اوضاع جهان کمک می کند حتی شده کمک کوچکی؟ آیا مجبورید هرروز کار یکنواخت و تکراری انجام دهید یا فرصتی برای ایجاد تغییر و کسب تجربه های تازه وجود دارد؟ بسیاری از مردم  کار می کنند تا به زندگی شان معنا بدهند و این موضوع آنها را شاد می کند. بعضی دیگر کار می کنند تا بتوانند صورتحساب هایشان را پرداخت کنند و پولی هم برای تفریح و خرج های اضافه داشته باشند. در هر دو صورت یادتان باشد شغلتان زندگی شخصی تان را تغییر می دهد. پس به جای رویابافی، آنچه را که دوست دارید انجام بدهید. اگر می خواهید شاید باشید، برای امروز کار و تجربه کنید و لذت ببرید.
منبع:هفته نامه زندگی مثبت/برترین ها

ادامه مطلب

تاريخ ارسال : شنبه 19 اردیبهشت 1394  10:05 PM | نويسنده : یحیی طاهرزاده

آیا زنان سبک متفاوتی در مدیریت دارند؟

در سال‌های اخیر، زنان به‌طور روز افزون در حال طی کردن و بالارفتن از پله‌های ترقی شرکت‌ها و گرفتن پست‌های مدیریتی (که قبلا به‌طور انحصاری در اختیار مردان بود) هستند.


زنان در حال حاضر بیش از 15 درصد پست‌های اداری و کرسی‌های هیات‌مدیره شرکت‌های عضو شاخص «فورچون 500» (Fortune 500 companies) (یعنی حدود 9 درصد بیشتر از 15 سال پیش)، و 3 درصد از پست‌های مدیرعاملی شرکت‌ها (که بیشتر از دو دهم درصد بود) را دارا هستند. با توجه به آمار زنانی که هر روزه بیشتر و بیشتر در حال اخذ مدارک تجاری و بازرگانی‌اند- بیش از یک سوم مدارک MBA در ایالات متحده در سال 2010 به زنان اعطا شده است- این روند نه تنها ادامه پیدا می‌کند، بلکه به سرعت در حال افزایش است.

تمام این موارد «دیوید ماتسا»، استادیار مالی دانشکده مدیریت کلاگ را با این سوال روبه‌رو کرده است: آیا زنانی که در راس مدیریت شرکت‌ها هستند، مدیریت متفاوتی نسبت به مردان دارند؟ و آیا این تفاوت‌ها بر کسب‌وکاری که آنها انجام می‌دهند، تاثیرگذار  است؟

مطالعات پیشین در حوزه روانشناسی اجتماعی و مدیریت، نشان می‌داد با توجه به تفاوت تعامل و ارتباط زنان با زیردستان خود نسبت به مردان، درواقع زنان و مردان دارای سبک مدیریت متفاوتی هستند، اما ماتسا می‌گوید: «سبک مدیریتی دارای معنای دیگری برای اقتصاددانان است.» وی به جای اینکه بر این نکته تمرکز کند که رفتار روزمره مدیران اجرایی و اعضای هیات‌مدیره زن ممکن است چگونه باشد، به این نکته علاقه‌مند بود که آنها چه نوع اقدامات استراتژیک را به‌کار می‌گیرند و این اقدامات چگونه می‌تواند شالوده شرکت آنها را شکل دهد. هنگامی که وی به مطالعات پیشین مدیریتی نگاه کرد، باز هم تفاوت‌ها را بین جنسیت مشاهده کرد، اما تعداد کمی از پژوهش‌ها روی مدیریت و رهبری تمرکز کرده بود. در بسیاری از مطالعات، آزمایش‌ها روی عامه مردم انجام شده بود؛ درحالی‌که این آزمایش‌ها باید روی افراد تاجر و کسانی که درگیر کسب‌وکار بودند انجام می‌شد تا بتوان مقایسه کرد که رفتار زنان و مردان در بازی‌های اقتصادی چگونه است.

ماتسا عنوان می‌کند «در تمام الگوهایی که در این مطالعات مشاهده شد، به‌طور واضح مشخص نبود که رفتارهای کسانی که بعدها مدیر شده‌اند یکسان بوده است یا خیر. این نکته را نیز باید عنوان کرد که رهبری شرکت‌ها فرآیندی به شدت گزینشی است.» همچنین بسیاری از ویژگی‌های کلیشه‌ای رهبری، ویژگی‌هایی هستند که بیشتر در مردان مشاهده می‌شوند. به عبارت دیگر، زنانی که در راس شرکت‌ها هستند ممکن است متفاوت از مشاهدات آزمایشگاهی رفتار کنند. (تفکر عمومی این است که بسیاری از ویژگی‌های رهبری در رفتارها و اخلاقیات مردان مشاهده می‌شود، با این وجود زنانی هستند که در راس شرکت‌اندو مدیریت و رهبری شرکت را برعهده دارند این رفتارها را نیز از خود بروز نمی‌دهند؛ به عبارت دیگر نتایج دنیای واقعی متفاوت از آن چیزی است که در آزمایشگاه‌های مطالعاتی رخ می‌دهد).

فرمان نروژی
بنابراین ماتسا وآمالیا میلر، استادیار دانشگاه ویرجینیا، مثال‌های دنیای واقعی را بررسی کردند. در سال 2006، نروژ ابلاغیه‌ای منتشر کرد و در آن تمامی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس و اوراق بهادار کشور را ملزم کرد تا اعضای هیات‌مدیره را بیشتر از میان زنان انتخاب کنند و نتیجه‌ای که دو سال بعد مشاهده شد، نشان داد که حدود 40 درصد از اعضای هیات‌مدیره شرکت‌ها را زنان تشکیل می‌دادند.

ماتسا و میلر بررسی کردند که این افزایش ناگهانی رهبری زنان، چگونه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس و اوراق بهادار نروژ را تحت تاثیر قرار داده است. آنها با استفاده از اطلاعات حسابداری سال‌های 1999 تا 2009 شرکت‌های شمال اروپا، به این نتیجه رسیدند که 104 شرکت نروژی، متاثر از سهمیه‌بندی جنسیتی مزبور هستند. آنها سپس این شرکت‌ها را با شرکت‌های نروژی غیربورسی و همچنین شرکت‌های بورسی و غیربورسی کشورهای شمال اروپا مقایسه کردند. این شرکت‌ها از نظر اندازه، صنعت و سود مشابه بودند؛ اما شامل الزام جنسیتی برای اعضای هیات‌مدیره نبودند.

ماتسا و میلر در بیشتر روش‌ها به این نتیجه رسیدند که سهمیه‌بندی جنسیتی مزبور هیچ تاثیری بر شرکت‌ها ندارد و درآمدها، اکثر هزینه‌ها و نرخ ترکیب و ادغام شرکت‌ها در بیشتر موارد بدون تغییر باقی می‌ماند؛ هرچند هزینه‌ها در یک مورد افزایش داشت. ماتسا عنوان می‌کند «ما مشاهده کردیم که هزینه‌های منابع انسانی بالاتر بود؛ اما دلیل آن افزایش دستمزد نبود، بلکه به خاطر بالاتر بودن اشتغال نسبی بود.» همچنین تحقیقات آنها نشان داد شرکت‌های متاثر از قانون سهمیه‌بندی جنسیتی که ملزم به رعایت سهمیه‌بندی جنسیتی بودند، نسبت به سایر شرکت‌ها دارای نرخ اخراج کمتری هستند.

آیا زنانی که در راس دنیای شرکت‌ها هستند، دارای سبک مدیریت و رهبری متفاوتی نسبت به مردان هستند؟از زمانی که قانون، شرکت‌ها را ملزم به استخدام زنان در سمت‌های رهبری و مدیریتی کرد، فرصتی برای محققان فراهم شد تا کار متفاوتی را در این مطالعه انجام دهند. ماتسا ذکر می‌کند که در محیط کسب‌وکار شرکت‌ها شرایط خاصی وجود ندارد که آنها را به این سمت سوق بدهد که از حضور زنان در رهبری استفاده کنند و باعث تفاوت جنسیتی نیروی کار شود؛ اما در عوض، سهمیه‌بندی جنسیتی تنها یک مورد را در شرکت‌ها تغییر داد و آن، نسبت حضور زنان در هیات‌مدیره بود که این موضوع باعث شد دوره تناوب و نسبت اخراج کارکنان تغییر کند.اطلاعات و داده‌های به دست آمده از مطالعات نمی‌توانند دلیل قطعی این موضوع را بیان کنند؛ اما ماتسا و میلر این دو دلیل را این‌گونه عنوان می‌کنند.

 

رهبران و مدیران زن ممکن است در مقایسه با مردان، دارای ارزش‌های متفاوتی در موقعیت یکسان باشند. به عنوان مثال، نتایج مطالعه‌ای روی اعضای هیات‌مدیره شرکت‌های سوئدی نشان می‌دهد که زنان نسبت به مردان مبالغ بیشتری را در خصوص مواردی که به عنوان ارزش‌های متعالی شناخته می‌شوند، همانند خیرخواهی و عام‌گرایی پرداخت می‌کنند و در مواردی که بر ترفیع افراد تاکید دارد همانند موفقیت و قدرت، مبالغ کمتری را پرداخت می‌کنند. این تفاوت‌ها ممکن است رهبران را به نیازهای کارگران حساس‌تر کند و در این صورت احتمال کمتری وجود دارد که آنها را اخراج کنند حتی زمانی که نیازی به حضور آنان احساس نمی‌شود.از سوی دیگر، ماتسا و میلر اشاره می‌کنند که رهبران زن ممکن است به‌دلیل داشتن استراتژی اقتصادی بلندمدت، به‌سادگی اقدام به حفظ کارگران خود کنند. ماتسا می‌گوید: «پدیده اخراج کارکنان، صرفه‌جویی پول در کوتاه‌مدت است؛ اما به‌طور بالقوه می‌تواند در بلندمدت پر هزینه‌تر شود.» استخدام و آموزش نیروی کار جدید، هزینه زیادی است که می‌توان با نگه داشتن و حفظ نیروی کار از آن اجتناب کرد.

ماتسا و میلر همچنین نشان دادند که اختلاف نرخ اخراج کارکنان پس از اجرایی شدن سهمیه‌بندی جنسیتی را نمی‌توان به حضور مدیران زن نسبتا جوان و بی‌تجربه مرتبط کرد. لازم به ذکر است که متوسط سن و سابقه اعضای هیات‌مدیره در طول اجرایی شدن سهمیه‌بندی جنسیتی ثابت بود و کاهش نسبی در اخراج، در شرکت‌هایی رخ داد که اعضای هیات‌مدیره آنها نسبتا با تجربه‌تر و مسن‌تر از حد میانگین بودند.

جنسیت در هیات‌مدیره
در مطالعه دیگری، ماتسا و میلر روی کاهش نیروی کار در ایالات متحده آمریکا در طول رکود اقتصادی اخیر تمرکز کردند. این‌بار محققان به جای اندازه‌گیری تعادل جنسیتی در هیات‌مدیره (کاری که در نروژ انجام دادند)، روی جنسیت صاحبان شرکت‌های خصوصی تمرکز کردند. آنها بررسی کردند که چگونه صاحبان زن کسب‌وکارهای ایالات متحده آمریکا (همانند کسب‌وکارهای نروژی که اکثریت اعضای هیات‌مدیره آن زنان هستند)، نسبت به همتایان مرد خود کارگران کمتری را اخراج می‌کنند. ماتسا و میلر اطلاعات سال‌های بین 2006 و 2009 مربوط به بیش از 2000 شرکت خصوصی آمریکایی را که در صنعت، اندازه و سودآوری مشابه بودند و صاحبان آن مردان بودند ولی توسط زنان اداره می‌شد، بررسی کردند.

باز هم، آنها مشاهده کردند که شرکت‌هایی که توسط زنان رهبری می‌شوند، 25 درصد کمتر از شرکت‌هایی که توسط مردان اداره می‌شود کارکنان خود را اخراج می‌کنند. نتایج این تفاوت جنسیتی حتی با وجود در نظر گرفتن شرایط مالی شرکت‌ها، سن صاحبان، تجربه، تحصیلات و وضعیت مالی نیز یکسان و پایدار است.ماتسا عنوان می‌کند نتایج این تحقیق به ما کمک می‌کند تا بفهمیم که مشاهدات و نتایج این شرکت‌ها به سهمیه‌بندی جنسیتی مربوط نمی‌شود بلکه به چگونگی مدیریت رهبران زن بستگی دارد. وی می‌گوید حتی در یک محیط بدون سهمیه‌بندی جنسیتی نیز شما یک الگوی مشابه را مشاهده می‌کنید و این احتمال وجود دارد که همان الگوی مشابه حتی با تغییر دادن سایر شرایط سازمانی تکرار شود.
منبع:اقتصاد آنلاین

ادامه مطلب

تاريخ ارسال : شنبه 19 اردیبهشت 1394  10:05 PM | نويسنده : یحیی طاهرزاده

دلایل فضولی بعضی از افراد چیست و با افراد فضول چه باید کرد؟

فضولی,فضولی کردن

فضولی به معنی دخالت کردن در اموری که به او مربوط نمی شود

 

فضولی به معنی کسی است که در اموری دخالت کند که حد یا حق او نیست.

چند خریدی؟ از کجا؟ چرا شوهر نمی کنی؟ چرا بچه نمی یاری؟ دیر شد پس کی قصد داری زن بگیری؟ فلانی به نظرت از کجا پول آورده همچین ماشینی خریده؟ چرا پول داده پای ماشین؟ چرا این همسایه بغلی آنقدر رفت و آمد دارن؟ چرا چرا چرا؟

چرا هایی که فقط از آدم های خاصی بر می آید. خودشان معتقدند فقط کمی کنجکاو هستند و البته خیرخواه دیگران. دیگران اما آنها را با عنوان دیگری می شناسند. فضول. حتماً بارها گیر آدم های فضول افتاده اید.

چرا در موضوعی كه اصلا به ما ربطی ندارد، خودمان را دخالت می‌دهیم؟
با هر توجیه منطقی و غیرمنطقی،بعضی از ما ایرانی‌ها عادت كرده‌ایم در كارهایی كه اصلا به ما مربوط نمی‌شود، دخالت كنیم كه شاید مربوط به این مساله می‌شود كه ذهن ما از كودكی، كاملا قضاوتگر و برچسب زننده به دیگران تربیت می‌شود و با آموزش‌های غیرمستقیم و رفتارهایی كه در رابطه با خود ما صورت می‌گیرد، این رفتار یا ویژگی منفی در ما شكل می‌گیرد و به صورت ناخودآگاه، هرچند خود دوست نداشته باشیم نیز این رفتار را خواهیم داشت و تكرار می‌كنیم.

دخالت همان فضولی است؟
كلمه دخالت یعنی تجاوز به حریم شخصی افراد، البته در جامعه ما برای اكثر افراد این كلمه مترادف با راهنمایی‌كردن است. در حالی كه دخالت‌كردن تنها در صورتی مناسب است كه خطری جدی فرد یا جامعه را تهدید می‌كند.

مرزی بین دخالت و كمك‌كردن به دیگران وجود دارد؟
صددرصد، مرزی بین دخالت‌كردن و كمك به دیگران وجود دارد. این‌كه افراد به حكم كمك به دیگران می‌خواهند از كار و زندگی فرد دیگری سر دربیاورند، توجیهی كاملا غیرمنطقی برای شخص دخالتگر است. برای كمك‌كردن حتما باید درخواستی از طرف مقابل اعلام شود، نه این‌كه بدون خواسته آن شخص صرفا به خاطر این‌كه فرد می‌خواهد كمك كند زندگی او را از اختیارش درآورد و به استقلال او لطمه بزند.

در مورد همسران چطور، مرز دخالت در امور شخصی همسران نسبت به هم چگونه تعریف می‌شود؟
فرزندانی كه در خانواده‌های مداخله‌گر پرورش یافته‌اند، بی‌شك به استقلال همسر خود احترام نمی‌گذارند و به حكم دوست داشتن و علاقه‌مند بودن به هر طریقی در كارهای او دخالت می‌كنند. یك زندگی مشترك به 50 درصد اشتراك و 50 درصد استقلال نیاز دارد. اگر هر یك از زوج‌ها با این ویژگی شخصیتی بخواهد در هر كار همسر خود دخالت كند و به حق این‌كه من باید از همه چیز همسرم مطلع باشم، به حریم شخصی او تجاوز كرده و آن را زیر پا بگذارد، در واقع بدون آن‌كه متوجه باشد به احساسات همسرش لطمه وارد می‌كند. زن یا مردی كه به بلوغ روانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی و عاطفی رسیده است به هیچ عنوان زیر بار دخالت‌های زیاد از حد همسرش نمی‌رود، بلكه از مشاوره و راهنمایی او استفاده و در صورت نیاز درخواست كمك می‌كند.

فضولی کردن,علت فضولی

علت بعضی از فضولی ها،حسادت یا لذت بردن از فضولی می باشد

 

چرا فضولی؟
دلایل متفاوتی پشت فضولی کردن وجود دارد. برخی افراد که از وضع و شرایط زندگی خود راضی نیستند، به کسانی که فکر می کنند زندگی بسیار خوبی دارند، حسادت کرده و سعی در نابودی شان دارند و شروع به مداخله در امور آنها و سپس شایعه پراکنی می کنند و با این کار اندکی احساس بد خود را تسلی می دهند، اما برخی این کار را بسیار هیجان انگیز می دانند. آنها به جای این که سر خود را با کارهای سودمند سرگرم کنند و رفتاری سازنده از خود نشان دهند، مدام به زندگی این و آن سرک می کشند و اطلاعات کسب می کنند و از این کار خود هم بشدت لذت می برند.

بسیاری از افراد گاهی اوقات نمی دانند با سوال هایشان باعث رنجش دیگران می شوند و آنها معتقدند از سر دوستی با دیگران از آنها پرس و جو می کنند و حتی برخی دیگر معتقدند که آنها صرفا کنجکاو هستند نه فضول.

 

کنجکاو کیست؟
کنجکاو، فردی است که آگاهانه تلاش می کند تا به ماهیت رفتارها و موقعیت ها در فضاهای مختلف زندگی پی ببرد. درحقیقت، کنجکاوی نیرویی قدرتمند و محرکی لازم برای انجام تحقیقات علمی است و به انسان کمک می کند هر روز کشف تازه ای کند. کنجکاوی، ویژگی ضروری هر محققی برای موفقیت است. به طور کلی هرکس که می خواهد درحرفه خود موفق باشد باید تاحدی در کار خود کنجکاوی به خرج دهد و به این ترتیب با شناخت کامل حرفه خود بتواند روش های خوبی برای رسیدن به هدف به کار ببندد. کنجکاوی انسان سیری ناپذیر و پایانی برآن نیست. کنجکاوی در سنین خردسالی در بالاترین حد خود قرار دارد و فرد کنجکاو این ویژگی را همیشه حفظ می کند. به کنجکاوی که مفید است و موجب پیشرفت بشر می شود، کنجکاوی مثبت می گویند و فرد با داشتن این نوع کنجکاوی دست به خلاقیت و نوآوری می زند و در نهایت به بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه خود کمک فراوانی می کند، اما کنجکاوی نوع منفی نیز وجود دارد. در این نوع کنجکاوی، فرد با کسب اطلاع از زندگی دیگری قصد صدمه رساندن به او را دارد و به نوعی در امور زندگی او دخالت و فضولی می کند.

 

من کنجکاو هستم یا فضول؟
گاهی اوقات کنجکاوی آدم ها چنان زیاد می شود که نمی توانند تشخیص دهند قدم به وادی فضولی گذاشته اند، بنابراین هر بار که خواستید مطمئن شوید فضولی می کنید یا خیر، چند سوال از خودتان بپرسید:

ـ آیا این شخص را آنقدر می شناسم که چنین سوال هایی از او بپرسم؟
ـ آیا حق دارم کارهای این فرد را زیرنظر بگیرم یا حتی او را به خاطر کارهایی که انجام می دهد، سرزنش کنم؟
ـ آیا می توانم از او علت کارش را بپرسم و اصلا چنین اجازه ای دارم؟
ـ علت این سوال من از او چیست؟ آیا صرفا می خواهم دیدم نسبت به او باز شود یا قصد دیگری دارم؟
ـ از سر حسادت او را سوال پیچ کرده ام؟
ـ حوصله ام سر رفته و دنبال هیجان و شایع پراکنی هستم؟
ـ می خواهم از اطلاعات بدست آمده به نفع خود استفاده کنم؟
ـ اگر کسی چنین سوالی از من بپرسد، خوشم می آید؟

فضولی کردن,دخالت و فضولی

تا آنجا که می توانید از افراد فضول دوری کنید

 

با افراد فضول چه باید کرد؟
وقتی با فردی برمی خورید که فضول است، به جای این که اجازه دهید با رفتارش بقیه روزتان را خراب کند با چند روش کاملا موثر می توانید از شرشان خلاص شوید:

1-موضوع مورد بحث را  به سرعت عوض کنید.
وقتی با رگبار سوال های او مواجه شدید با زبردستی از پاسخ دادن طفره روید و فورا موضوع را عوض کنید.

 

2- تماس چشمی نداشته باشید.
اگر احساس کردید کسی با فضولی هایش دارد، اعصاب تان را به هم می ریزد، نگاه تان را از او برگردانید و وانمود کنید مثلا درون کیف تان دنبال چیزی هستید یا مجله یا روزنامه ای را برداشته و مشغول خواندن شوید.

3- پاسخ های مبهم بدهید.
مجبور نیستید بابت هر پرسش، پاسخی واضح و روشن بدهید. مثلا اگر از شما پرسیدند: «چقدر حقوق می گیرید؟» می توانید بگویید: «مثل هرکس دیگر با شرایطی مشابه من...» یا «آنقدر هست که اموراتم بگذرد.»

4- نفس عمیقی بکشید و سکوت کنید.
هیچ کس نمی تواند شما را مجبور به پاسخ دادن کند. بگذارید همین طور سوال بپرسند، وقتی شما به هیچ یک از سوال هایشان پاسخ ندهید بالاخره می فهمند که دیگر فایده ای ندارد و دست از سرتان برمی دارند.

5- حد و حدودشان را مشخص کنید.
اگر فردی به قصد فضولی وارد خانه تان می شود، به او اجازه ندهید به تمام قسمت های خانه سرک بکشد و او را فقط در اتاق مهمانی نگه دارید و تا آنجا که می توانید اجازه ندهید او وسایل جدید خانه تان را ببیند.

6- ارتباط اجتماعی تان با او را کم کنید.
تا آنجا که می توانید از او دوری کنید. به خانه او رفت و آمد نکرده و هرگز در مهمانی هایتان او را دعوت نکنید. با این کار شاید او بفهمد اگر می خواهد با شما ارتباط داشته باشد باید دست از فضولی بردارد.

7- وقتی در مورد دیگران خبرچینی می کنند، علاقه ای نشان ندهید.
کسی که در مورد دیگران پیش شما حرف می زند مطمئن باشید مسائل خصوصی شما را نیز به دیگران می گوید. بنابراین با شنیدن حرف هایش او را به این نوع رفتار تشویق نکنید.

8- روراست باشید.
خیلی راحت و بدون رودربایستی به او بگویید دوست ندارید در مسائل زندگی تان دخالت کند و سوال های شخصی بپرسد.

چطور دخالت‌ نكردن در امور دیگری را تمرین كنیم؟
به نظر می‌رسد درك متقابل یكی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است؛ یعنی آموختن این‌كه خود را به جای دیگری بگذاریم و از نگاه او مساله را ببینیم. متاسفانه چنین نگاه تربیتی در فرهنگ ما وجود ندارد یا خیلی بندرت دیده می‌شود.

در واقع، اگر ما به جای دخالت و فضولی در كار دیگران، خود را به جای فرد مقابل می‌گذاشتیم و این احساس منفی را كه در او ایجاد می‌كردیم، به خودی خود درك می‌كردیم، دست به دخالت نمی‌زدیم. خوب است در همه حال نگاهمان این‌گونه باشد كه آنچه بر خود نمی‌پسندی بر دیگران نیز نپسند. اگر دخالت را دوست نداری و حس بدی به آن پیدا می‌كنی، این رفتار را به كسی روا مدار.

ادامه مطلب

تاريخ ارسال : شنبه 19 اردیبهشت 1394  10:05 PM | نويسنده : یحیی طاهرزاده

1+12 نسخه طبيعي ضد اضطراب

تقويت سيستم ايمني,راههای کاهش استرس

کمي استرس براي بدن خوب است

 

کمي استرس براي بدن خوب است، مثل وقتي که بدن خود را براي مقابله با شرايط سخت، مانند يک سخنراني، آماده مي‌کند. اما اگر دائما در استرس باشيد،‌ براي سلامتي بد است.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد استرس باعث ضعيف شدن سيستم ايمني که به شما در مقابله با بيماري‌ها کمک مي‌کند، مي‌شود. چگونه استرس را کاهش دهيد؟ به هر چيزي که شما را نگران يا مضطرب مي‌کند، نه بگوييد. زماني را براي آرامش خود بگذاريد و کارهايي را انجام دهيد که براي شما لذت بخش است.

رابطه زناشويی داشته باشيد
رابطه جنسي حس خوبي در شما ايجاد مي‌کند، ولي فقط اين نيست. بررسي‌ها نشان مي‌دهد، رابطه زناشويي يکي از نشانه‌هاي سلامت است. محققان به وجود ارتباط ميان ميزان رابطه و حضور ايمونوگلوبين در بدن پي‌برده‌اند. ايمونوگلوبين، پروتئيني است که با سرماخوردگي معمولي مبارزه مي‌کند.

نگرش مثبت داشته باشيد
فکرهاي خوب باعث تقويت سيستم ايمني مي‌شود و استرس را از بین می برد. یک بررسي در دانشجويان حقوق نشان داد، وقتي آنها خوش‌بين بودند، سيستم ايمني آنها قوي‌تر بود. کارهايي را انجام دهيد که از آنها لذت مي‌بريد، در شرايط سخت نيمه پر ليوان را ببينيد و سعي کنيد فکرهاي منفي بر شما غلبه نکنند.

شبکه قوي از دوستان داشته باشيد
همه ما مي‌دانيم داشتن دوست بسيار مهم است،‌ اما داشتن روابط اجتماعي قوي تأثير زيادي روي سلامتي وکاهش استرس دارد. بررسي جديدي نشان مي‌دهد طول عمر افرادي که روابط سالم دارند، بيشتر از افرادي است که روابط اجتماعي ضعيفي دارند. آيا مي‌خواهيد روابط اجتماعي خود را گسترش دهيد؟ مي‌توانيد به صورت داوطلبانه در کلاس‌ها يا گروه‌هايي که براي شما جذابيت دارند،‌ شرکت کنيد. و ارتباطاتي که در حال حاضر داريد را قوي‌تر کنيد.

بخنديد
يک خنده واقعي و از ته دل مي‌تواند براي سلامتي شما مفيد باشد. شواهدي وجود دارد که خنديدن باعث تقويت سيستم ايمني مي‌شود. يک بررسي نشان مي‌دهد، افرادي که با ديدن فيلم طنزي بلند مي‌خندند، عملکرد سيستم ايمني آنها بعد از تماشاي فيلم بيشتر واسترس آنها کمتر است، اما تحقيقات بيشتري براي اثبات اثر خنده در کاهش يا جلوگيري از مريضي بايد انجام شود.

ازبین بردن استرس,راههای کاهش استرس

ويتامين‌هاي مورد نیاز A، C، D،E را به بدن برسانيد

 

ويتامين‌هاي مورد نياز را به بدن برسانيد
اگر فکر مي‌کنيد رژيم غذايي‌تان نياز به تقويت شدن دارد،‌ مولتي‌ويتامين بخوريد. مصرف روزانه مولتي‌ويتامين واحدهاي سازنده سيستم ايمني را مهيا مي‌کند. برخي موادي که براي تقويت سيستم ايمني مهم هستند عبارتند از: سلنيوم،‌ ويتامين‌هاي A، C، D و E، روي و منيزيوم.

مصرف نيکوتين را کنار بگذاريد
يک دليل ديگر براي ترک سيگار: سيگار سيستم ايمني را ضعيف مي‌کند. حتي اگر خيلي سيگار نمي‌کشيد، بازهم نسبت به افرادي که تا به حال سيگار نکشيده‌اند، احتمال مشکلاتي مانند حمله قلب، سکته مغزي و آسم، در شما وجود دارد. اگر براي ترک سيگار نياز به کمک داريد، به پزشک خود مراجعه کنيد.

آنتي‌اکسيدان بخوريد
رژيم غذايي غني از ميوه‌ها و سبزيجات ميزان لازم آنتي‌اکسيدان را به بدن مي‌رساند. اين ترکيبات موجود در غذا سلول‌ها را در مقابل راديکال‌هاي آزاد، مولکول‌هايي که به سلول‌ها آسيب مي‌زنند، محافظت مي‌کند. براي اينکه بدن شما انواع آنتي‌اکسيدان‌ها را دريافت کنيد، ميوه‌ها و سبزيجات در رنگ‌هاي مختلف، مانند پرتقال،‌ فلفل سبز،‌ بروکلي، کيوي،‌ توت‌فرنگي، ‌هويج،‌ ليموشيرين،‌ پاپايا، سبزيجات سبز و طالبي بخوريد.

داشتن خواب خوب در شب
اگر خواب کافي نداشته باشيد، سيستم ايمني توان کافي براي مبارزه با بيماري‌ها را نخواهد داشت. بيشتر بزرگسالان نياز به 7 تا 9 ساعت خواب در شب دارند. چگونه خواب آرامش‌بخش‌تري داشته باشيم؟ برنامه خواب منظمي داشته باشيد، کمي ورزش کنيد،‌ از خوردن کافئين و الکل قبل از خواب پرهيز کنيد، قبل از رفتن به تختخواب کمي ريلکس کنيد و دماي هواي اتاق خواب را خنک نگه داريد.

الکل نخوريد
مصرف بي‌رويه الکل سيستم ايمني را ضعيف مي‌کند و باعث مي‌شود زود به زود بيمار شويد.

گياهان و مکمل‌هاي غذايي بخوريد
بسياري از مردم براي افزايش سلامتي خود از گياهان و مکمل‌هاي غذايي استفاده مي‌کنند. برخي از اين محصولات به تقويت سيستم ايمني کمک مي‌کنند. اين محصولات شامل سير، جين‌سينگ،‌ گياه خار مريم، گون و پروبيوتيک‌هايي مانند لاکتوباسيلوس و بيفدوباکتريوم، است. براي اينکه ببينيد بدن شما به چه مکمل غذايي نياز دارد، با پزشک خود مشورت کنيد.

از خوردن غذاهايي که فقط حاوي کالري هستند، پرهيز کنيد
غذاهاي فراوري شده مانند فست‌فودها، تنقلات،‌شکلات و نوشابه حاوي مقادير زياد ويتامين،‌ فيبر و ديگر مواد مغذي نيستند. بيشتر آنها حاوي ترکيباتي هستند که براي بدن خوب نيستند. اگر اين غذاها را بيشتر از سبزيجات،‌ميوه‌ها و غلات سبوس‌دار بخوريد، ‌مواد مورد نياز به بدن شما نخواهد رسيد.

هميشه ورزش کنيد
ورزش راهي ساده براي تقويت سيستم ايمني است. استرس را کاهش مي‌دهد و احتمال پوکي استخوان، بيماري قلبي و انواع خاصي از سرطان را کم مي‌کند. روزانه 30 دقيقه ورزش ملايم،‌ بيشترين فايده را براي بدن دارد. هر نوع حرکتي مي‌تواند کمک کند، دوچرخه‌سواري، راه رفتن، يوگا، شنا يا ورزش هاي ديگر.

دست‌هاي خود را بشوييد
يکي از راه‌هايي که به سيستم ايمني شما کمک مي‌کند با بيماري‌ها مبارزه کند، شستن مداوم دست‌ها است. همچنين شستن دست‌ها باعث سلامت بيشتر شما و افرادي که با آنها در تماس هستيد، مي‌شود. دست‌ها را با صابون و آب روان و به مدت 20 ثانيه شستشو دهيد. اگر به آب و صابون دسترسي نداريد،‌ از يک ضدعفوني‌کننده الکلي که حداقل حاوي 60 درصد الکل است، استفاده کنيد.
منبع: WebMD/سلامت نیوز

ادامه مطلب

تاريخ ارسال : شنبه 19 اردیبهشت 1394  10:05 PM | نويسنده : یحیی طاهرزاده
کل صفحات :3
1
2
3