مرحوم حاج محمّد اسماعیل دولابی کتاب طوبای محبت جلد اول

بزرگِ خانه ، اگر تکان نخورد خانه محفوظ تر است . اگر بچه ها به سر یکدیگر می زنند وقتی بزرگ خانه از جا در نرود ، تمام آنها سلامت می مانند . وقتی سفره پهن کردند می بینید که همه مثل آدم حسابی آمدند و نشستند و غذا خوردند . اما اگر بزرگ خانه تکان بخورد . همه می ترسند و خیلی شلوغ می شود .

ان شاء اللّه شما از بزرگان و دوستان و شیعیان امیرالمؤمنین (ع) باشید . راحت باشید . خداوند راحتی را برایتان آفریده است و نشانتان می دهد . بچه ها هرچه شلوغ کنند ، آخرش ساکت می شوند . غصه نخورید ، پیش خودتان می آیند . هر جا اضطرابی باشد پیش شما می آیند . یک روز هم ان شاء اللّه خبر می آید که آنها هم خود را اصلاح کردند . هرچه دنیا ساکت تر و آرام تر باشد ، مؤمنین کیفشان بیشتر است .

اگر همسایه های خوب ، آخرتشان روبه راه باشد و همسایه های بد هم شکمشان سیر باشد ، شما راحتید . همسایه ها دو قسمند : بعضی شکم می خواهند و پول و ثروت ، و بعضی عزّت و ایمان و... و آدمهای خوب و متّقی و پاک خوش نیّتی هستند . خلاصه ما می خواهیم یک چرتی بزنیم و خیالمان راحت باشد . بنده به رفقا می گویم : ما می خواهیم در دنیا یک غذایی بخوریم و یک چرت هم بخوابیم .

از هر طرف تا چهل خانه همسایه اند . ببین مؤمنین چقدر ریشه دارند . آن وقت سور همۀ ما از جانب خدا و ائمه (ع) است . شما الآن در این جا با قلبهای پاکتان برای همۀ روی زمین دعا می کنید . خدا هم دوست دارد . می خواهی همه همسایه ها سیر باشند تا اذّیت نکنند .

                مرحوم حاج محمّد اسماعیل دولابی کتاب طوبای محبت جلد اول


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:36 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(2) ]

عفو و غفران

 

عفو و غفران، انسان را خیلی بزرگ می کند. اگر همسرت بوده، پدرت بوده، خواهر و برادرت بوده اند و اذیت کرده اند گذشت کن، این صفت خدایی است. خداوند صاحب عفو گذشت را خیلی دوست دارد. چون صفت خدایی است. خداوند است که خلق را می آمرزد، شما هم اگر گناهکاری را که تو را اذیت و آزار رسانده است یا مالت را خورده است، عفوش کنی، این کار کار خدایی است. شبیه کار خداوند است. خدا هم صفت و فعل خودش را خیلی دوست دارد.

دیدید که ائمه (علیهم السلام) ما همه عزیز  و با ایثار و گذشت بودند و مورد محبت خدا. ما هم اگر با گذشت بودیم مورد محبت ائمه  (علیهم السلام) واقع می شویم. عفو کنید، گذشت کنید، شب که می خوابید استغفار کنید! هر روز هفتاد بار برای خودتان یا کسانی که شما را اذیت کرده اند استغفار کنید. کسی که برای اذیت کنندگانش استغفار کند قلبش راحت و بزرگ می شود.

چگونه می شود انسان برای کسی که اذیتش کرده است استغفار کند و قلبش بزرگ شود؟ این استغفار چگوه خاصیتی را دارد؟

سرش در این است که وقتی کسی انسان را اذیت می کند انسان دلتنگ می شود. ناراحت می شود که فلانی مرا اذیت کرده است. قلبش تنگ می شود. وقتی برای او استغفار می کند، قلبش راحت می شود، بزرگ می شود، خنک می شود. دل او باز می شود. می گفت اذیتم کرده بود از دستش پکر بودم. دلم تنگ شده بود. ناراحت بودم. برای او استغفار کردم راحت شدم.

هر وقت کسی شما را اذیت کرد و ناراحت شدید، نمی خواهد به کسی بگویید، بلکه استغفار کنید؛ هم برای خودتان و هم برای کسی که شما را اذیت کرده است. بگو: بیچاره کار بدی کرده است. اگر فهم داشت نمی کرد. وقتی استغفار می کنی خداوند دوست دارد. خودت باز می شوی. اصلاً قلبت باز

می شود. این قلب یک جوری است که اگر کسی به او خوبی کند . از او تشکر نکند ناراحت می شود. اگر کسی هم اذیتش کرد ناراحت می شود. در این جا باید استغفار کرد تا قلب انسان باز شود. آن وقت می بینی که چقدر بزرگ شده ای . اگر دو مرتبه ای کار را کردی دیگر غم نمی تواند شما را بگیرد. چون راهش را بلد هستی .


منبع :

كتاب طوبای محبت، مجالس حاج محمد اسماعيل دولابي

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:34 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حاج محمد اسماعیل دولابی(ره)

 


    هر چه کار خوب به جا می آوریم مال ما نیست. حالااگر خدا لطف کرده و به حساب ما می گذارد حرف دیگری است. والافرمود هر چه خوبی از ما سر می زند، مال خداو اولیای اوست که آنها را بر سر ما ریخته اند. هر چه معصیت و خطا و نقص هم هست، مال ماست . پس معلوم شد ازاول، چیز خیری نداشتیم وهمه قشنگی ها مال آنها بود. آخر سر هم که یک آ دم حسابی ساخته شده مال کیست؟ مال خداست. مال خداییم. شاید شنیده اید در یک بیانی یا کتابی آمده است که ما مال خدا هستیم - خدا مال ما نیست! یک وقت نگویید خدا مال ماست.البته اگر هم بگویی گناه نکرده ای . از بس که دوست داریم واز بس که سرگردان و محتاجیم، هر چیز خوبی گیرمان می آید می گوییم این مال ماست. چاره ای هم نداریم.حالاراستش را بگو “ ما مال خدا هستیم” بهتر نیست؟! وقتی من بگویم من مال خدایم تو هم بگویی من مال خدا هستم آیا کیف ندارد؟ همین که گفتی من مال خدا هستم، یک مرتبه می بینی یک چیزی در دلت آمد. من مال خدا هستم؟ راستی راستی من مال خدا هستم؟مال، مال صاحبش است . حفظ مال با کیست؟ با صاحب آن، یا با کس دیگر است؟ معلوم است با صاحب آن است. صاحب مال ، حفظ مال می کند.
    کتاب طوبای محبت - جلد 4


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:32 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

پاداش عبادات

 

چقدر نمازی که حمد خدایش را بکند لذیذ و پاک است، آیا این بابِ مزاج نیست؟ به هنگام نماز با صاحبش تماس می گیرد، آیا جا دارد که از بابت آن مزد بخواهد؟ آیا هیچ مزدی بهتر از نماز می شود تصور کرد؟ از الان تا پنجاه روز دیگر قرار می گذاریم که یک چیزی بنویسید که بتواند مزد نماز باشد و از خود نماز بهتر باشد. لابد مزد، باید بهتر از خودِ کار باشد... برای روزه هم همین طور. برای دست سر یتیم کشیدن چیزی را پیدا کن که از آن بهتر و مزد آن باشد...

گفت پس چرا آدمی به هنگام عبادت کُره دارد؟ گفت چون نمی داند که چه کاره است. خیال می کند خداوند کار شاقی بر عهده اش گذاشته است. لذا با خُلق تنگ می رود و می دانید که خلق تنگ قرب نمی آورد. 

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 161 و 162)


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:31 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فقط نان و آب خواستیم

 


ما یک روز هم با آنها (امامان علیهم السلام) ننشستیم. من که ننشستم. شما که نشسته اید گوارایتان باشد. همیشه در خانه ام بود ولی یک روز هم پیش او درس نخواندم. با این وجود به من یاد داده است. چه رسد به آنکه اگر پهلویش می نشستم، آشنا بودم و می دانستم.

همه اش بیرون به تقلا بودم. برای رزق و دنیا و آخرت. خوشا به حال جماعتی که یک بو بردند که انگاری معلم اینجاست. البته گاهی دوستان اهل بیت و همه ی مملکتمان درِ خانه شان رفته ایم.

اما انصافا در را شل زدیم. آن جور نبود که زانو بزنیم و او را معلم خود کنیم تا علم لدنی در ذاتمان بریزد. از او فقط نان و آب خواستیم.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 124)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

محبت به خدا

 

شما محبت به خدا و ائمه داشته باشید و شب و نیمه شب هم انتظارش را داشته باشید، او هم کم کم دیر یا زود خود را نشان می دهد. آن وقت آیا جان نرود؟

گفت: او طوری جان ما را می گیرد که حالی مان نمی شود. یک وقت می بینید در شهر و عالم دیگری نشسته ایم و داریم یکدیگر را نگاه می کنیم.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 154)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 3:24  توسط   |  2 نظر

شرط قبولی اعمال

در حج کسی را دیدم گفت التماس دعا دارم. گفتم التماس دعا یعنی چه؟ گفت یعنی حجی که آمده ام قبول کند.

گفتم خودت آن را قبول داری؟ گفت نه.

گفتم: «اگر من بگویم قبول کند مرا هم می گیرند. می گویند صاحبش آن را قبول ندارد، آیا تو بیشتر از صاحبش دلت می سوزد.اقلا خودت اول بپذیر که خدا به تو توفیق داده است و تو را به سرزمین مکه آورده است.»

نماز می خوانی و عبادت می کنی و خدا را می خوانی بگو الهی شکر. چهار پنج بار الهی شکر بگو تا لااقل شیرینی شکر به لبت برسد. کم کم از خدا ممنون می شوی.

دستگاه قلب و جان چنین است. از خدای خود که راضی شدید خدا هم از شما راضی می شود. می شوید راضیه مرضیه. شاکر و مشکور.

 

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 145. 146)


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وقتی خوبی می کنی...

 


فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره

خوبی می کنی به خودت برمی گردد. حتی وقتی دست کسی را می گیری، خدا مرحمت می کند و نگاه می کنی که به خودت خوبی کرده ای.

وقتی او را می بینی که نمی تواند بلند شود، خودت بوده ای که نمی توانستی بلند شوی. دستش را می گیری و بلند می شود، راحت می شوی.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 110)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:29 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مزدِ کار ِ نکرده


اگر مزدِ عمل را می خواهی، آنها آن را خیلی زود می دهند. قبل از عمل می دهند.

به ما فرموده است مستحب است وقتی کارگر می گیرید، مزدش را صبح بدهید تا با دلِ خوش کار کند. با اینکه زمانه بد است اما همین الان هم اگر کسی این کار را بکند، ضرر نمی کند.

می گویند کم کار می کند، اما آیا می دانی همان کم را چقدر زیبا انجام می دهد؟ اگر وجدان داشته باشد تا غروب با رغبت برایت کار می کند.

آیا آنها به ما گفته اند این کار مستحب است و خودشان چنین نمی کنند؟ نکند صفات و اخلاق و فعل خودشان باشد که بر من و شما منت گذاشته اند و آن را به ما یاد داده اند؟ می گویم «نکند»، تا این معنا را خودتان درک کنید.

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 94)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:29 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نفس نماز و روزه

 


خدا نصیب بعضی از شما کرده است که از نماز لذت می برید.

آیا حاضرید نمازتان را بدهید و چیز دیگری بگیرید؟ حاضر نیستید آن را با چیز دیگری عوض کنید. می گویید این را بدهم چه چیز از آن بهتر بگیرم. روزه را بدهم چه چیز بهتر از آن بگیرم.

امیدوارم نفس عمل هایی که خدا نصیبتان کرده است را هم حساب کنید که حاضر نیستید آن را با چیز دیگر عوض کنید.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 96)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:28 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کارهای خوبت را اظهار نکن!

 


امیدوارم وقتی نماز می خوانی یا اعمال خوب انجام می دهی، یا در مجالس ذکر و دعا شرکت می کنی، نفس موفقیت به انجام عمل را اول حساب کنی و حساب کنی که در این موفقیت چه ها هست.

اگر توجه کنی، در آن خیلی چیزها هست که هیچ جایی برای اظهار باقی نمی گذارد.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 96)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:28 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

جفا نمی کند


در حدیث قدسی از پیامبر (ص) است که خداوند فرمود اگر کسی از خواب بیدار شد و وضو نگرفت، به من جفا کرده است. وقتی آدمی غصه دار می شود، از خواب بیدار شده است. هشیار می شود که انگار اینجا خیلی جای بد و خطرناکی است. همین طور است وقتی که خوشحال می شود. و اگر وضو گرفت و دو رکعت نماز نخواند به من جفا کرده است. اگر نماز خواند و دعا نکرد، با من صحبت نکرد که خدایا چنین و چنان کن، مومنین را ببخش، و احتیاجش را نگفت، به من جفا کرده است. و اگر من دعای او را اجابت نکردم من به او جفا کرده ام.

یعنی من خدای جفا کار نیستم و خلقم را اذیت نمی کنم.

همه این مقدمه ها برای این جمله آخر است تا به ما بفهماند که جفاکار نیست و خالقی است که خلق را برای اذیت شدن نیافریده است.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 90)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:27 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

قرض الحسنه

 


خداوند به شما هم عطا کند که وقتی به کسی قرض الحسنه دادی مطالبه نکنی و اگر خودش آورد، به او بگویی اگر لازم داری، من لازم ندارم. قرض الحسنه که هجده برابر عطای عادی ثواب دارد، یعنی همین. زیرا عزت گیرنده محفوظ است.

منتهی یک مقداری از حسن بودنِ آن، به این است که دهنده در باطنِ خود می گوید من پس نمی گیرم. مدت هم تعیین می کنند. اما دهنده در باطن، می گوید کارش را راه انداختم و رفت. تا برود خوش باشد.

شخص بزرگ، قصد گرفتن ندارد. انشاالله خداوند به شما هم وسعت بدهد که این گونه باشید.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 93)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:26 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

هل من ناصر ینصرنی

 


مولایم اباعبدالله علیه السلام نیز در روز عاشورا فرمود: «هل مِن ناصر ینصرنی» چه کسی از میان شما هست که مرا کمک کند؟

آیا این از روی فقر است؟ نه! بزرگ است و می خواهد شنونده را راه بیاندازد.

 

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 62)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:26 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درهای بهشت همین جا هستند

 


وقتی که هشت در ِ بهشت به روی کسی باز باشد، هر کاری که او می کند با بهشت و عطر و بوی آن کار دارد.

وقتی به او می گویند ثواب به تو می دهیم، می گوید ثواب را می خواهم چه کنم. همین کاری که می کنم ثواب است. نماز که می خواند اگر به او بگویند خدا نمازت را قبول کند، می گوید قبول کرده است که دارم می خوانم.

پس ذکر خدا، هشت در بهشت است. تا با هر کدام ذکر او می شود، هر هشت در باز می شود.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 35)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:25 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تاثیر زبان

 


اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی، اوضاع خیلی بی ریخت می شود... همیشه بگویید الحمدلله، شکر خدا.

بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی. اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن وقت غمت را از بین می برد...

امیدوارم جلوی زبانت را بگیری که موثر است.

 

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد یک، صفحه 37)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:24 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مالک و مملوک

 


جوان هستید. از همین الان آزاد باشید.

هر چه در می آوری تا غروب خرج کن. مملوک دنیا نشوید... اگر مملوک دنیا شدی مرتب به شما وحی می کند. فرمان می دهد. دیگر نمی گذارد فرمان خدا و ائمه را ببری و از همین جا راه خدا را عوض می کند.

اگر می خواهی مملوک شوی مملوک خدا شو و مالک بر هر چیز. در این صورت عزت و شئون انسانی شما حتما حفظ می شود. خودت را نفروش!

 

(طوبای محبت، جلد یک، صفحه 32)


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:23 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فلسفه هبوط

 


گفت: چرا (خدا) ما را نعوذ بالله از خود جدا کرد.

گفت: آنجا قرب بود. نمی شد آدم بی ادب باشد. ما هم بی تجربه بودیم. هستی با ما بود، در حالیکه بی ادب بودیم. لذا درست در نمی آمد. اینجا دماغ همه مان به خاک خورد، خدا را سجده کردیم. یا الله گفتیم. دچار اجنبی شدیم. نفس خودمان دشمنمان شد. حالا که برگشتیم مثل آدم وارد می شویم.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 20)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:23 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مقدرات الهی

 


رسول خدا فرمود: «هر کس مقدرات الهی را بپذیرد و مشفقانه و صابرانه با آن برخورد کند، خدا می فرماید من فردای قیامت شرم دارم برای او میزان و عدالت بگذارم. چون این بنده من کارهای مرا در تاریکی دنیا مشفقانه و از روی میل با صبر و تحمل، تحویل گرفت و هیچ اعتراضی نداشت.»

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد یک، صفحه 48)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:22 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شهیدش کن

 


جان دادن همیشه یک جور نیست. با شمشیر می توان سر کسی را بزنی و او را بکشی. با احسان هم می توان.

با عطا و احسان می توانی شهیدش کنی. برای آزمایش، درباره پدرت خوبی کن. امان نده که پدرت تلافی کند. آن وقت ببین پدرت گریه می افتد ... احسان شهید می کند و هم می میراند. خیلی سریع تر از شمشیر.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد یک، صفحه 155)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:21 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وقت نزاع

 


در روایت آمده است که وقتی نزاع می شود ملائکه به سراغ کسی که هنوز حرفی نزده است می روند و از او می خواهند که چیزی نگوید. اگر گوش نکرد او را رها می کنند و به سراغ دیگری می روند.

 

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد یک، صفحه 63)

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 بهمن 1391  ] [ 03:21 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]