زیباترین حدیث از امام محمد باقر(ع)

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمودند:

اگر خواستى بدانى كه در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت كن، اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندى، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد. ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدى، پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد. و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

.اصول كافی  ج 2 ص 126، ح 11.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 31 خرداد 1394  ] [ 8:44 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نبوغ و استعداد حضرت زینب (س)

 

 در تاریخ آمده كه روزى امیرمؤ منان (ع) در میان دو فرزند خردسالش عباس و زینب نشسته بود كه رو به عباس نموده فرمود: (( قل واحد )) بگو یك .

عباس آن را گفت .

سپس فرمود: (( قل اثنان )) بگو دو.

عباس در پاسخ گفت : (( استحیى ان اقول باللسان الذى قلت واحد، اثنان )) ؛ شرم دارم با زبانى كه یكى گفته ام ، دو بگویم .

آن گاه امیرمؤ منان (ع) چشمان عباس (ع) را بوسه زد؛ چرا كه كلام این فرزند خردسال اشاره به وحدانیت خداى تعالى و توحید او مى كرد.

سپس رو به زینب (س) كرد، ولى زینب منتظر سؤ ال پدر نمانده ، خود سؤ الى مطرح كرد و گفت : پدر! ما را دوست دارى ؟

امیرمؤ منان (ع) فرمود: آرى دخترم ، فرزندان پاره هاى قلب ما هستند.

زینب (س) با این مقدمه ، وارد سؤ ال اصلى شد و پرسید: پدر! دو محبت - محبت خدا و محبت اولاد - در قلب مؤ من جا نمى گیرد. پس اگر باید دوست داشته باشى ، شفقت و مهربانى را نثار ما كن و محبت خالص را تقدیم خداوند.

على (ع) كه این درك ، و شناخت و استعداد را در این دختر و پسر خردسالش مشاهده نمود، بر علاقه اش نسبت به آنان افزوده شد. )) زینب (س) به دلیل همین نبوغ و استعداد و دیگر كمالاتى كه در وجودش بود، از احترام ویژه خانواده پدر برخوردار شد.

منبع:سایت شهید آوینی


ادامه مطلب


[ یک شنبه 31 خرداد 1394  ] [ 8:43 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ای کاش هر روز زیارت عاشورا می خواندم

http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:Rq5ky9sVgTJ5QM:http://80.190.202.79/pic/a/abc-graphic/ziyarat.jpg

 

شیخ عبدالهادی حائری مازندرانی از پدر خود حاج ملاابوالحسن نقل می کند:
من حاج میرزا علی نقی طباطبائی را بعد از رحلتش در خواب دیدم و به او گفتم:

آرزویی هم در آنجا داری؟
گفت: هیچ آرزویی ندارم جز این که چرا در دنیا هر روز زیارت عاشورای امام حسین علیه السلام را نخواندم.
رسم سید این بود که دهه محرم زیارت عاشورا می خواند نه در تمام سال؛ از این رو افسوس می خورد که چرا تمام سال نمی خواندم.

 

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 31 خرداد 1394  ] [ 8:21 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

داستانی از بهلول

آورده اند که بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست و روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود وهارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید گفت : بهلول چه می کنی ؟
بهلول جواب داد : به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه من را اذیت و آزار می دهند . هارون گفت :
آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی ؟
بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و ...

تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد . آنگاه بهلول گفت :
ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم و خود را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم و سپس تو هم باید پای خو د را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی و
آنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی . هارون قبول نمود .
آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت : بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد که ابداً پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید به محض اینکه خواس ت خود را معرفی نماید نتوانست و
پایش بسوخت و به پایین افتاد .سپس بهلول گفت :
ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است . آنها که درویش بوده ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند .

http://goleleila.com


ادامه مطلب


[ یک شنبه 31 خرداد 1394  ] [ 8:20 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کفران نعمت....

به خاطر دارم سال ها قبل روزی که دولت عراق جلوی بازگشت زوّار ایرانی به کشور را گرفت، من در کربلا بودم و سری زدم به حسینه ای که در جوار حرم حضرت اباعبدالله علیه السلام و محل اقامت زوّار ایرانی بود . همه نگران و مضطرب، خواستار بازگشت به ایران بودند و از من میخواستند دعا کنم راه برگشتشان به ایران باز شود تا بتوانند نزد خانواده و کسب و کارشان بازگردند. در دلم گفتم ببین جهالت و قدرناشناسی تا کجاست که در کنار حرم امام حسین علیه السلام التماس می کنند راه باز شود و از کربلا بروند. همین کفران نعمت ها سبب شد سال ها راه زیارت بسته شود. البته شهدای جنگ ایران و عراق که به عشق امام حسین علیه السلام به میدان رفتند یک مقدار جبران  آن کفران نعمت ها را کرد. این بار که راه باز می شود مواظب باشید، اگر موفق به رفتن به کربلا شدید باز کفران نعمت نکنید و بعد از عمری آرزوی زیارت امام حسین علیه السلام  از روز اوّل ورود به کربلا در بازارها دنبال خرید و فروش نباشید.

 

کربلا،عاشورا90.

پـ.نـ : داره بوی ناشکری میاد...

بوی بسته شدنِ راه...

باز بودن فقط به این نیست که مرزها باز باشه، وقتی نتونی بری یعنی راه بسته است

 

منبع: مصباح الهدی(سخنان حاج اسماعیل دولابی)نوشته مهدی طیب-مبحث کربلا، عاشورا، امام حسین علیه السلام، گریه و سوگواری-ص302


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:16 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وقتی حاجتت به تاخیر میوفته....

وقتی حاجاتت را به تأخیر می اندازد

دارد چیزی بزرگتر به تو می دهد

منتها تو حواست به خواسته خودت است و نمی بینی

تو نان خواستی

اوجان می داد

تو هم می گفتی من جان را می خواهم چه کار

من نان می خواهم !

 

(حاج اسماعیل دولابی-مصباح الهدی)


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:15 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عجب خدایی...

 

 

هر مصنوعی صانعش را نشان میدهد. 

به هر چیزی نگاه کنی، سازنده ی آن را یاد میکنی. 

قالی را میبینی، میگویی عجب قالیبافی داشته است. ساختمان را میبینی، میگویی عجب معماری داشته است. 

خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوی آیینه نگاه کنی، یاد خدا میافتی؟

مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ 
یعنی هر کس نفس خودش را نگاه کند، خدا را دیده است. 

وقتی یاد خدا افتاد، خدایی میشود؛

گوشت و پوستش هم صدا میزنند

لا اله‌ ‌الاّ ‌الله

ذاتش میگوید

لا الهَ ‌‌الاّ الله

(حاج اسماعیل دولابی-مصباح الهدی)


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:14 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خیرخواه دیگران باشید...

 

 

◊همیشه سعی کنید خیرخواه دیگران باشید؛ و برای بندگان خدا چیزِ خوب بخواهید. مؤمن می­تواند با دل خود به اهل آسمان­ها و زمین خیر برساند. با نیّت خوب، با دعا کردن. مثلاً در روایت آمده است؛ کسی که صلوات بر محمد و ال محمد علیهم السلام می­فرستد؛ خیرش به همه­ی موجودات عالم می­رسد.

 

 
 
کمک کردن

 

ما نمی­توانیم با امکانات ظاهری به همه­ی خلق خدا هدیه بدهیم و کمک کنیم. امّا «نِیَّتُ المُؤمِنِ خَیْرٌ مِنْ الْعَمَلِه» این  نیّت در عالم کار می­کند.

با نیّت می­توان اهل آسمان­ها و زمین را مهمان کرد. دعاهایی که می­کنید؛ نیّت­ها و آرزوهای خیری که برای خلق دارید؛ هم برای خودتان سودمند است؛ هم به آنها نفع ­رسانده اید؛ یعنی این دعا مستجاب و این نیّت خیر محقق می­شود. برای همه دعا کنید. ملائکه، مومنین، انبیاء، صلحا، اتقیا و حتی اهل دنیا و غافلان و اهل معصیت را دعا ­کنید.

این همه آدم فقیر در جامعه ما هست. ما توانایی نداریم که همه­ی آنها را بی­نیاز کنیم. امّا می­توان با نیّت برای اینها کار کرد. عبور می­کنی؛ می­بینی یک فقیر گوشه­ای نشسته؛ اگر در جیبت هست کمکش کن. اگر نیست دعایش کن. بگو؛ خدایا شما که غنی هستی؛ از شما کم نمی­شود؛ شما که سخی هستی؛ روزی این بنده را وسیع کن.

کاسبی را می­بینی؛ گوشه ای نشسته، مشتری ندارد. جنسی هم که او دارد به درد تو نمی­خورد. دعایش کن. بگو؛ خدایا کسب این فرد را رونق بده و برایش مشتری بفرست.

ظاهر را رها نکن. فرمود ولو شده  «بِشِقٍّ تَمْبرٍ». به قطعه­ای از یک دانه خرما افطاری بده. با ظاهر هم بکن. امّا با باطن کار بزرگتر بکن. هیچ کدام از این دو، دیگری را نفی نمی­کند. نه اینکه چون با ظاهر مشغولی بگویی دیگر نیاز نیست با باطن و دل و نیّت و دعا کار کنم؛ و نه اینکه چون با دعا و نیّت مشغولی بی نیاز باشی از اینکه در ظاهر هم کار کنی. هر دو لازم و ملزوم اند.

صلوات که می فرستی، فقط خودت فایده نبردی. وقتی گفتی خدایا ریزش کن! صِلِه کن بر پیامبر و خاندانش علیهم السلام؛ وقتی به آن بزرگ صِلِه می­شود؛ همه خلق خدا بهره می­برند. می­دانی وقتی به بزرگ قومی احترام گذاشته می­شود؛ همه­ی آن قوم احساس افتخار می­کنند. وقتی به بزرگ قومی توهین و جسارت می­شود؛ همه طرفداران و علاقمنداش لطمه می­خوردند و ناراحت می­شوند. لذا وقتی خدا بر پیامبر و خاندانش علیهم السلام ریزش می­­کند همه­ی خلق خدا منتفع می­شوند. این دعاست. با یک دعا که از خدا می­خواهید که بر پیامبر و خاندان پیامبر علیهم السلام درود فرستد، به همه­ی خلق بهره می­رسانید. 

خلاصه ای از شرح کتاب مصباح الهدی در جلسات هفتگی-مهدی طیب

 


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:12 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

رمز راه یافتن به محضر اولیای خدا- یکه شناسی در سلوک-

 

بسم الله

(ادامه حدیث) فَدَخَلْتُ مَسْجِدَ الرَّسُولِ ص وَ سَلَّمْتُ عَلَیْهِ ثُمَّ رَجَعْتُ مِنَ الْغَدِ إِلَى الرَّوْضَةِ وَ صَلَّیْتُ فِیهَا رَکْعَتَیْنِ وَ قُلْتُ أَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ أَنْ تَعْطِفَ عَلَیَّ قَلْبَ جَعْفَرٍ وَ تَرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِهِ مَا أَهْتَدِی بِهِ إِلَى صِرَاطِکَ الْمُسْتَقِیمِ وَ رَجَعْتُ إِلَى دَارِی مُغْتَمّاً وَ لَمْ أَخْتَلِفْ إِلَى مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ لِمَا أُشْرِبَ قَلْبِی مِنْ حُبِّ جَعْفَرٍ.

پس به مسجد پیامبر صل الله علیه و اله و سلم وارد شدم و بر آن حضرت سلام کردم [و بیرون آمدم]. فردای آن روز به روضه بازگشتم و در آن محل دو رکعت نماز گزاردم و عرضه داشتم: یا الله یا الله از تو درخواست میکنم قلب امام جعفر صادق علیه السلام را به من متوجه و متمایل سازی و از علم ایشان آنچه را به وسیله ی آن به صراط مستقیم و راه راست تو هدایت یابم، روزی ام کنی. آنگاه اندوهگین به خانه ام بازگشتم و به خاطر شراب محبت امام صادق علیه السلام که قلبم نوشیده بود، دیگر به نزد مالک بن انس آمد و شد نکردم. (هیچ جا احساس آرامش نمی کردم و رغبت نداشتم به جای دیگری بروم.)

حدیث دوست

رمز راه یافتن به محضر اولیای خدا

از این عبارت حدیث می توان آموخت که اگر میخواهید به محضر ولی خدا راه پیدا کنید و او شما را بپذیرد، راهش این است که از خود خدا بخواهید قلب او را متوجه شما کند و کاری کند که شما را بپذیرد. اولیای خدا به امر حضرت حق عمل می کنند و از خود خواست و اراده ای ندارند؛ کسی را که خدا امر کند می پذیرند و کسی را که دستور دهد، رد می کنند. بنابراین به جای اصرار و لجاجت ورزیدن و فشار وارد آوردن به آنها، باید از خدا خواست راه را برای بهره بردن از آنان بگشاید.

یکه شناسی در سلوک

انسان در سلوک نباید پرسه زن و هرجایی باشد. بلکه باید یک جا سر بسپارد. در سلوکِ سالک الی الله، در هر زمان، تنها یک محور باید وجود داشته باشد.

اگر سالک هم زمان تحت تربیت چند مربی باشد، گرچه ممکن است همگی آنها اشخاص برجسته و بزرگی باشند، اما سالک به ثمر نمی رسد. زیرا هر کدام از آنها روشی خاص خود دارد و تداخل روش ها چه بسا مشکلاتی به بار آورد.

اگر سالک به عارفان دیگر مراجعه می کند، باید صرفا در این حد باشد که آنها انسان هایی مومن و دوست داشتی و والا هستند که می توان از مجالست و محضر و مواعظ آنها بهره گرفت، نه اینکه آنها محور سیر و حرکت عرفانی و معنوی او قرار گیرند.

محبت رمز تعالی بخشی و تعالی یابی

در تعلیم تربیت، محبّتِ شاگرد نسبت به استاد و علاقه ی متربّی به مربّی، یک اصل است و بدون آن، نه تعلیم سود می بخشد و نه تربیت ثمر می دهد. دانش آموز و دانشجو درسی را دوست دارد و خوب فرا می گیرد که به معلّم و استاد آن درس علاقه و عشق داشته باشد. در سیر و سلوک هم این اصل حاکم و جاری است. سالک اگر به انسان کاملی دل بسپرد و در جاذبه ی محبت او قرار گیرد، در اثر این دل سپردگی و محبت، کمالات آن انسان کامل به او منتقل و در او ظاهر می گردد و مواعظ و دستوراتش به عمق جان او می نشیند و مبدا تحول او می شود.

عنوان بصری گفت: مهر امام صادق علیه السلام چنان بر دل و جان من نشست که محبت هر کس دیگر که  قبلا او را دوست داشتم، مثل مالک بن انس که سال ها دلداده و سرسپرده ی او بودم و به مجلس درس او می رفتم، همه از دلم بیرون رفت.

منبع: حدیث دوست، رهنمودها و دستورالعمل های سلوکی امام صادق علیه السلام به عنوان بصری، مهدی طیب، ص34تا38

 

 


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:07 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دعا در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

حضرت حجت و دعاي اللّهم عرّفني نفسك

حاج غلام عباس حيدري دستجردي ساكن قم مي‌گويد:

عصر روز جمعه‌اي بود كه در مسجد بالا سر حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ نشسته، مشغول دعا بودم كه يك دفعه دستي از بالاي سرم پايين آمد و كتاب مفاتيح را از دستم گرفت، دعائي را از مفاتيح به من نشان دادند و فرمودند: اين دعا را بخوان من كتاب را گرفتم و دعائي را كه قبلا مي‌خواندم، شروع كردم، مجدداً همان را خواندم ديدم براي مرتبه دوّم و سوّم دستور خواندن همان دعاي مخصوص كه چند مرتبه خواندم را دادند. در اين حال يك دفعه به خود آمدم كه اين چه دعايي است كه سه نوبت اين سيد كه بالا سر من ايستاده، امر به خواندن مي‌كند؟

نگاه كردم: ديدم دعا در غيبت امام زمان ـ عليه السّلام ـ است.

سر بلند كردم تا از او تشكر كنم، كسي را نديدم به خود گفتم: واي بر من كه امام خود را ديدم و نشناختم.

آن دعائي كه سفارش شد و چند مرتبه خواندم اين بود:

 

معرفت، حجت، دعا، غیبت، امام، زماندعا در زمان غیبت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ

اَعْرِف نَبِيَّكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى

رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ

لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى

 

پروردگارا! خود را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناساني، نميتوانم پيغمبرت را بشناسم.
پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نميتوانم حجت تو را بشناسم.
پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، كه اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست ميدهم، و گمراه خواهم شد.
 

ادامه مطلب


[ جمعه 29 خرداد 1394  ] [ 6:01 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر بهجت 6

برای تسهیل طاعت، و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم که متوجه شویم و یقین کنیم که: طاعت، نزدیکی به تمام نعمت ها و خوشی ها و دارایی ها و عزّت ها است. و معصیت، عبارت است از محرومیّت و ناخوشی و نداری و ذلّت... [در محضر بهجت]

 

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 خرداد 1394  ] [ 5:29 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر بهجت 5

ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت و دوستی و همنشینی با غنیّ قادر و دانای کریم هستیم؛ و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم. [در محضر بهجت]

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 خرداد 1394  ] [ 5:28 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر بهجت 4

در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین این که: با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مریض خانه و دکتر و خزانه و ثروت... به دست او است مجالست کنیم، یا با کسی که هیچ ندارد؟[در محضر بهجت]


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 خرداد 1394  ] [ 5:20 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

3سنگی که از بهشت نازل شده اند !

مقام إبراهیم

مقام إبراهیم یکی از سنگهای بهشتی است

 

رسول رحمت صلی الله و علیه و آله که ثقلین را به یادگار گذشت فرمود که این دو از هم جدا ناپذیرند و نیز خبر داد که هدایت در گرو تمسک به قرآن و عترت علیهم السلام است و بس.

قرآن این کتاب هدایت و نور که یکی از این ثقلین است وقتی ما را به آن سعادت واقعی می رساند که از ثقل دیگر جدا نشود. آن که قرآن را کافی دانست و مکتب خود را بی نیاز از عترت دانست به شهادت همین حدیث نورانی که قرآن و عترت را جداناپذیر معرفی می کند از هر دو آنها محروم مانده است.

توجه به این پیوند ناگسستنی، مفسرین آگاه را بر آن می دارد تا بی توجه به روایات اهل بیت علیهم السلام دست به تفسیر قرآن نزنند. همین امر سبب شده تا تفاسیر شیعه آمیخته با روایاتی باشد که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به یادگار مانده است.

این روایات که گاه، تنها کلید فهم آیه است به صورت پراکنده در منابع روایی ما موجود است.

برخی از دانشمندان گذشته و حال تلاش کرده اند تا روایاتی را که به گونه ای به تفسیر و یا بیان آیه ای اشارت دارد در کتاب های مستقل جمع آوری کنند که حاصل این زحمات، کتاب های ارزشمندی شده که نمونه های زیر از آن دسته اند:

1. تفسیر قمى در 2 جلد، نوشته على بن ابراهیم قمى (قرن 3)

2.  البرهان فى تفسیر القرآن در 5 جلد، نوشته سید هاشم بحرانى (قرن 11)

3. تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب در 14 جلد، نوشته محمد بن محمدرضا قمى مشهدى (قرن 12)

4.  تفسیر جامع در 7 جلد، نوشته سید محمد ابراهیم بروجردى (معاصر)

حجم بالای این کتاب ها و نداشتن ترجمه نوع این آثار از یک سو و لزوم ترویج این نوع روایات و توجه به آنها در کنار کلام قرآن کریم ما را بر آن داشت تا به صورت گزینشی برخی از این روایات را استخراج کرده و با ترجمه روان و ارائه توضیح در هر جا که لازم به نظر می آید این معارف را به جامعه قرآن دوست و ارادتمند به اهل بیت علیهم السلام تقدیم نماییم.

کوتاهی متن، تخصصی نبودن در رشته خاصی مانند فقه، وجود آن در منابع معتبر و اصیل شیعه از مهمترین معیارهای ما در گزینش این روایات است که امیدواریم مقبول خداوند رحمان قرار گیرد.

وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَیْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ (50/ بقره)
و به یاد آورید زمانى را كه دریا را برایتان شكافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق كردیم.

دعایی که حضرت موسی علیه السلام خواند و خدا دریا را شکافت. نقل شده است در جنگ حنین که در نهایت با امداد الهی [1] به پیروزی لشگر اسلام انجامید بعد از شکست ابتدایی لشگر اسلام و فرار تعداد


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 خرداد 1394  ] [ 5:18 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

رمضان ماه بركت و رحمت و مغفرت

 

شروع رمضان,اعمال ماه رمضان

ماه رمضان ماهى است كه  روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها است

 

شیخ صدوق (رحمه الله ) در كتابهاى امالى و عیون اخبارالرضا (علیه السلام ) و كتابهاى دیگر خود به سندش از امام هشتم حضرت على موسى الرضا (علیه السلام ) و ایشان از پدرش و آن حضرت از امیرالمؤمنین (علیه السلام ) روایت كرده اند كه فرمود:

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره ماه مبارك رمضان براى ما خطبه خوانده و سخنرانى كرده ، فرمود:

ایها الناس انه قد اقبل الیكم شهرالله بالبركة و الرحمة و المغفرة شهر هو عندالله افضل الشهور و ایامه افضل الاءیام و لیالیه افضل اللیالى و ساعاته افضل ساعات ، هو شهر دعیتم فیه الى ضیافة الله ….(18)


ترجمه خطبه :
اى مردم ؛ ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است ،ماه رمضان  ماهى است كه پیش خدا بهترین ماهها است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش ‍ بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است ، رمضان ماهى است كه در آن دعوت شده اید به مهمانى خدا و اهل كرامت خدایید در آن ، نفسهاى شما در آن تسبیح است و خواب شما در آن عبادت است . كردارتان در آن پذیرفته و دعایتان مستجاب ، از خدا بخواهید با نیتهاى درست و دلهاى پاك كه شما را براى روزه در آن و خواندن قرآن موفق دارد. بدبخت آنكه از آمرزش خدا در این ماه محروم گردد. به گرسنگى و تشنگى خود در آن ، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را یاد كنید، و بر فقرا و مساكین خود صدقه دهید، و بزرگان خود را احترام كنید و


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 خرداد 1394  ] [ 5:16 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فضیلت ماه مبارک رمضان

 

نماز های ماه رمضان,اعمال مستحبی رمضان

رمضان تنها ماه قمری است که نامش در قرآن آمده است

 

«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن می باشد. چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب؛ ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می سوزاند.»

رمضان نام یکی از ماه های قمری و تنها ماه قمری است که نامش در قرآن آمده است و یکی از چهار ماهی است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)

در این ماه کتاب های آسمانی قرآن کریم، انجیل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.

این ماه در روایات اسلامی ماه خدا و میهمانی امت پیامبر اکرم(ص) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در این ماه در نهایت کرامت و مهربانی پذیرایی می کند؛ پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است، هر کس همه این ماه را روزه بگیرد بر خدا واجب است که همه گناهانش را ببخشد، بقیه عمرش را تضمین کند و او را از تشنگی و عطش دردناک روز قیامت امان دهد.»

این ماه، در میان مسلمانان از احترام، اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار و ماه سلوک روحی آنان است و مؤمنان با مقدمه سازی و فراهم کردن زمینه های معنوی در ماه های رجب و شعبان هر سال خود را برای ورود به این ماه شریف و پربرکت آماده می کنند، و با حلول این ماه با شور و اشتیاق و دادن اطعام و افطاری به نیازمندان، شب زنده داری و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه داری و... روح و جان خود را از سرچشمه فیض الهی سیراب می کنند.

فضائل ماه رمضان
گرچه ذکر تمام فضائل ماه مبارک رمضان از حوصله این مقال خارج است؛ ولی پرداختن و ذکر برخی از فضائل آن از نظر قرآن و روایات اسلامی خالی از لطف نیست.

1. برترین ماه سال
ماه مبارک رمضان به جهت نزول قرآن کریم در آن و ویژگی های منحصری که دارد در میان ماه های


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 خرداد 1394  ] [ 5:14 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر بهجت 3

خدا می داند که صاحبان مقامات معنوی در اوقات خلوت و مناجات، چه حالی دارند؛ و خاموشی فکر، چگونه آنها را در اثر مشاهدۀ انوار الهی می سوزاند ولو در مدت کوتاه! [در محضر بهجت:1/11]


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 خرداد 1394  ] [ 6:03 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر بهجت 2

 

برخی از مقربین، از شوق لقای بهشت مرده اند؛ زیرا شنیدن آیات رحمت و نعمت و یا عذاب و نقمت، در انسان موحّد تکویناً اثر می گذارد... [در محضر بهجت]


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 خرداد 1394  ] [ 5:58 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر بهجت 1

خدا کند گرمی باطنی و اُنس باطنی به قرآن و دین و مقدمات و لوازم دینداری داشته باشیم و کتاب و عترت، ما را کافی باشد، تا حقّانیّت دین نزد ما یقینی گردد. [در محضر بهجت:1/1]

 



ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 خرداد 1394  ] [ 5:55 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

جزیره خضرا

 

سؤال: شخصی محل جزیره خضرا را که در آن با حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ملاقات شده،[1] با جزیره مثلث برمودا تطبیق کرده و حدود آن را بیان نموده، آیا این ادعا درست است؟

جواب: آیا جزیره خضرا یک جای ثابتی است یا اینکه هر کجا حضرت باشد آنجا جزیره خضراست؟ مؤید نظر دوم اینکه حضرت خضر علیه‌السلام که از آب حیات نوشیده[2] هر کجا می‌رود در آنجا سبزه می‌روید،[3] آیا امکان دارد حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف که از او بالاتر است، چنین نباشد؟!

حضرت استاد در وقت دیگر فرمودند: دل اهل ایمان، سبز و خرم و جایگاه حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است.

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۸

***

امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در هرکجا باشد، آنجا خضراست. قلب مؤمن جزیره خضراست، هر جا باشد حضرت در آنجا پا می‌گذارد.

قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف آنجا هست.

در محضر بهجت، ج۲، ص۱۷۹

 

***

آری، تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می‌دهند. آیا ما تشنه معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب نمی‌دهد، با آنکه کارش دادرسی به همه است و به مضطرین عالَم رسیدگی می‌کند؟!

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۶۹



[1]. ر.ک: بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۹.

[2]. ر.ک: وسائل‌الشیعة، ج۱۲، ص۸؛ بحارالانوار، ج۱۳، ص۲۹۹؛ ج۵۲، ص۱۵۲؛ قصص‌الانبیاء جزائری، ص۲۹۸؛ کمال‌الدین، ج۲، ص۳۹۰.

[3]. ر.ک: بحارالانوار، ج۱۳، ص۲۸۶؛ الصراط‌المستقیم، ج۲، ص۲۲۱. و نیز درباره حضرت خضر علیه‌السلام است که هر کجا ذکر شود آنجا حاضر است، و هر وقت او را یاد کردید به او سلام کنید؛ وسائل‌الشیعة، ج۱۲، ص۸۵؛ قصص‌الانبیاء جزائری، ص۲۹۸؛ کمال‌الدین، ج۲، ص۳۹۰.

 

 

http://www.bahjat.ir


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 خرداد 1394  ] [ 5:52 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]