پاورپوینت عبرتهای عاشورایی

پاورپوینت عبرتهای عاشورایی

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:52 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حجت الاسلام قرائتي : برکات عزاداری های ماه محرم

 برکات عزاداری های ماه محرم

تاسوعا و عاشورا فرصت استثنایی است. یعنی زمانی است که مردم بازارها را می بندند و به نفع مظلوم داد می زنند. همه تعطیل می کنند تا بر سر ظالم داد بزنند. همه می گویند :ای دنیا، اگر مظلومان را کشتید ،این مظلوم کشی تمام نشده است. تاسوعا و عاشورا بعضی از آیات قرآن را تعبیر می کند. در قرآن داریم: پیامبر نام تو را بلند نگه می داریم .این کار برای امام حسین(ع) اتفاق افتاد. در قرآن داریم :ای پیامبر کسانی که تو را مسخره می کردند آنها را از بین می بریم. در داستان کربلا حرفی از بنی امیه نمانده است. در قرآن داریم: آنها نقشه کشیدند و خدا هم نقشه کشید، نقشه ی خدا بهترین نقشه است. خواستند امام حسین(ع) را با 72 یاران بکشند و از بین ببرند. ولی خدا دستور داد که خاک حسین را تسبیح کنند و دائم در گردش باشد.یعنی اگر خون مظلومی در زمین ریخته بشود فراموش نخواهد شد. نمایشگاه آیات قرآن در کربلاست. خدا می فرماید: عاقبت برای متقین است. چه کسی در کربلا پیروز شد؟ چه کسی ماندگار شد؟ خدا می فرماید ما پیامبران و یاران آنها را در همین دنیا یاری می کنیم. پیامبر پیروز شد یا ابولهب؟ پس صحنه ی کربلا ،نمایشگاهی است برای برجسته شدن وعده های خدا.

بعضی سخنرانی ها بیدارباش است یعنی برای کسانی است که خواب هستند، بعضی سخنرانی ها برای کسانی است که نگاه می کنند و بعضی سخنرانی برای کسانی است که بلند نمی شوند و بعضی سخنرانی ها برای کسانی است که نمی روند. بعضی سخنرانی ها برای کسانی است که تند نمی روند و بعضی سخنرانی ها برای کسانی است که نیفتند. در شب عاشورا سخنرانی باید برای کسانی باشد که نیفتند. زیرا آنها بیدار شده اند و می دانند حق و باطل کیست، قیام کرده اند، راه افتاده اند و فقط باید مواظب باشند که نیفتند و عبادت هایشان خراب نشود. در روزعاشورا و تاسوعا نباید به مردم گفت که بیدار شوید یا بروید یا بدوید، فقط باید گفت: نیفتید. باید مواظب سرمایه ها(اشک ها)باشید. اشک برای مظلوم یعنی من زنده


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:50 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شفاعت امام حسین علیه السلام

شفاعت امام حسین علیه السلام

واسطه شدن در آمرزش گناهان نزد خداوند. مقام برجسته‏اى كه خداوند به پيامبر و ائمه و علما و شهدا داده است. مفسران تعبير «مقام محمود» را در قرآن، به شفاعت تفسير كرده‏اند.

يكى از شفيعان هم حسين بن على‏ علیه السلام است. شفاعت‏ حسين علیه السلام هم در آخرت‏ سبب نجات گنهكاران از عذاب دوزخ است، هم در دنيا سبب فلاح و رستگارى‏ علاقه‏مندان به آن حضرت و سوگواران در عزاى اوست. به فرموده پيامبر، همه ديده‏ها در قيامت گريانند مگر چشمى كه در عزاى حسينى گريسته باشد كه خندان و مژده يافته به ‏بهشت است‏ «كل عين باكية يوم القيامة الا عين بكت على مصاب الحسين فانها ضاحكة ‏مستبشرة بنعيم الجنة‏».[۱]

طبق احاديثى، رسول خدا پاداش شهادت حسين‏ علیه السلام را به صورت ‏حق شفاعت براى گنهكاران امت از خدا دريافت كرده است.

حسين بن على‏ علیه السلام شفيع شيعيان است. در زيارتنامه او هم آمده است: «و ان شفعت‏ شفعت‏».[۲] «فكن لى شفيعا الى الله‏»[۳] و «اللهم ارزقنى شفاعة الحسين يوم الورود»[۴]در حديث است: «ثلاثة يشفعون الى الله عز و جل فيشفعون: الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء».[۵]

نه ‏تنها امام حسين‏ علیه السلام بلكه هر شهيدى حق شفاعت دارد و اين مقام را در سايه شهادت يافته‏ است. محبان امام حسين‏ علیه السلام به شفاعت او معتقدند و باور دارند كه بخاطر گريه و عزادارى‏ و محبت نسبت به ابا عبدالله‏ علیه السلام، خداوند آنان را عذاب نخواهد كرد.

ناگفته نماند كه حسين بن على‏ علیه السلام گرچه شفيع محشر است و گريه بر او گرچه ‏بيمه كننده از عذاب دوزخ است، ليكن لياقت‏ شفاعت ‏يافتن براى ما، در سايه صلاح و پاكى است.

عقيده به شفاعت ‏حسين علیه السلام نبايد دوستداران را به گناه و معصيت، گستاخ و جرى سازد. اين كه بگوييم: «تمام غرق گناهيم و يك حسين داريم‏»، مجوزى براى ارتكاب‏ گناه نيست. همان گونه كه مسيحيان معتقدند مسيح به دار آويخته شد تا موجب آمرزش‏ مسيحيان شود، عده‏اى نيز از شيعيان فكر مى‏كنند فلسفه شهادت سیدالشهدا آمرزش ‏گناهان امت مصطفى‏ صلی الله علیه و آله است و اين خطاست و چنين تفكرى زمينه‏ساز جرات بر معصيت است.

شفاعت ابا عبدالله‏ علیه السلام درست است ولى ارتكاب گناه و بى مبالاتى در امر دين، به اميد شفاعت آن حضرت، انحراف است. شفاعت آن حضرت شامل كسانى‏ مى‏شود كه نماز و واجبات دينى را سبك نشمارند و حق مردم را تضييع نكنند و لايق ‏شفاعت او باشند.

پی نوشت:

  1.  بحارالانوار، ج 44، ص 293. روايات مربوط به آثار و پاداش گريه بر آن حضرت در بحارالانوار، ج 44، ص 278 به بعد.
  2.  مفاتيح الجنان، ص 419، اعمال حرم مطهر امام حسين علیه السلام.
  3.  همان، ص 442، زيارت نيمه رجب.
  4. همان، ص 458، زيارت عاشورا.
  5.  بحارالانوار، ج 8، ص 34.

منابع

جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:49 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیات قرآن كریم در شأن امام حسین (علیه السّلام)

برخی از روایات اهل بیت (علیهم السلام)، پاره ای از آیات قرآن را بر وجود امام حسین (علیه السلام) و مقامات آن حضرت تطبیق می نمایند. در این مقاله برخی از این آیات و روایاات مربوط به آنها فهرست شده است:
 

1. لؤلؤ و مرجان

“ يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان” ( الرحمن 22)
و خارج كرد از آن دو دريا ، لؤ لؤ و مرجان را .
از امام صادق (علیه السلام) روايت است كه منظور از” لؤلؤ و مرجان “ امام حسن و امام حسين عليهماالسلام است . ( تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 265، حديث 3)

2. عروه الوثقي

“ ... فقد استمسك بالعروه الوثقي لاانفصام لها ...” ( بقره 256)
به رشته محكم و استواري چنگ زده و هرگز گسسته نخواهد شد . 
امام باقر (علیه السلام) از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود: هر گاه مي خواهيد به رشته محكمي چنگ بزنيد ، پس علي و حسن و حسين را به ولايت بگيريد . ( کامل الزيارات ، ابن قوليه ، ص 51، حديث 6)

3. پيروزي بزرگ

“ يا ليتني كنت معهم فافوز فوزاً عظيما ً” (نساء73)
مي گويند: اي كاش ما هم با آنها بوديم و به رستگاري بزرگي مي رسيديم . 

امام رضا (علیه السلام) به “ ريان بن شبيب“ فرمود: اي پسر شبيب! اگر دوست داري كه در مكان هاي بنا شده در بهشت با پيامبر و خاندانش باشي ، پس قاتلان حسين (علیه السلام) را لعنت نما ، اي پسر شبيب ! اگر دوست داري به ثواب كشته شدگان در راه حسين برسي پس چون او را ياد كني بگو: “ اي كاش با


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:48 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حکایاتی از امام حسین علیه السلام و کربلا

باکی از مرگ نیست

کاروان امام حسین "ع" از منزلگاه قصر بنی مقاتل به سوی کربلا حرکت کرد مقداری راه طی شد. امام حسین "ع" در حالی که سوار بر اسب بود اندکی به خواب رفت. سپس بیدار شد، دو یا سه بار فرمود: انا لله و انا الیه راجعون الحمدلله رب العالمین. فرزندش علی با حسین (علی اکبر) رو به پدر نمود و عرض کرد: پدر جان! سبب این استرجاع و حمد چه بود؟
امام فرمود: سواری در خواب بر من ظاهر شد و گفت: اهل این کاروان می روند ولی مرگ، ایشان را تعقیب می کند. من فهمیدم خبر مرگ به ما داده می شود.
علی عرض کرد: پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم؟ امام حسین "ع" فرمود: پسرم سوگند به خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست ما بر حقیم. علی عرض کرد: بنابراین باکی از مرگ نیست. امام فرمود: فرزندم! خداوند بهترین پاداش را که از سوی پدر به فرزند مقرر فرموده، به تو عنایت کند.


(بحارالانوار، جلد 44، صفحه 379)


امام حسین "ع" به عبادت عشق می ورزید

امام حسین "ع" که به عبادت و ذکر پروردگار عشق می ورزید به حضرت عباس "ع" فرمود: برو به سوی دشمنان و اگر توانستی تا بامداد فردا برای ما مهلت بگیر، باشد که ما امشب برای پروردگار خود نماز بخوانیم و دعا کنیم و در پیشگاه پروردگار آمرزش بخواهیم، خدا می داند که من نماز خواندن و قرآن خواندن زیاد دعا کردن و استغفار کردن را بسیار دوست دارم.


(ارشاد مفید، صفحه 212 ؛ گذرنامه بهشت؛ شرح موضوعی زیارت جامعه کبیره، سید کاظم ارفع،صفحه 202)


مرگ برای مؤمن پلی است به بهشت

روز عاشورا چون جنگ شدت گرفت و کار بر حسین "ع" بسیار سخت شد، بعضی از اصحاب آن حضرت دیدند برخی از یاران امام "ع" در اثر شدت جنگ و با مشاهده بدن های قطعه قطعه شده دوستانشان و فرا رسیدن وقت شهادت آن ها، رنگ چهره شان دگرگون گشته و ترس دل هایشان را فرا گرفته است، اما خود سیدالشهداء و تعدادی از خواص یارانش، هر چه فشار بیشتر، و مرحله شهادت نزدیکتر می شود رنگ صورتشان درخشان تر گشته و سکون و آرامش بیشتر می یابند. بعضی از این شهادت فوق العاده تعجب کرده به امام حسین "ع" اشاره کرده، به یکدیگر می گفتند: به حسین نگاه کنید که ابداً از مرگ و شهادت باکی ندارد.
امام حسین "ع" متوجه گفتارشان شده، فرمود: ای بزرگ زادگان قدری آرام بگیرید! صبر و شکیبایی پیشه کنید! چون مرگ پلی است که شما را از گرفتاری ها و سختی ها عبور داده و به بهشت های پهناور و نعمت های جاودانی می رساند. و امام برای دشمنان پلی است که از قصر به زندان می رساند. و کدامیک از شما نخواهد از یک زندان به قصر مجلل منتقل گردد.
پدرم از پیامبر "ص" برایم نقل کرد، که می فرمود: دنیا برای مؤمنان همانند زندان و برای کافران همانند بهشت است. و مرگ پلی است که مؤمنان را به بهشت، و کافران را به جهنم می رساند.


(بحارالانوار جلد 6 صفحه 154 و جلد 44 صفحه 297)
 


گریه حضرت آدم برای امام حسین "ع"

در الدرالثمین، در تفسیر قول خداوند: این گونه آمده است: حضرت آدم "ع" بر ساق عرش، نام های پیامبر "ص" و ائمه "ع" را مشاهده کرد و جبرئیل به او تلقین کرد که بگوید: "یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمۀ، یا محسن بحق الحسن و الحسین منک الاحسان" . هنگامی که حضرت آدم "ع" نام امام حسین "ع" را بر زبان ساخت، گریان شد و قلبش خاشع گردید. حضرت آدم "ع" گفت: ای جبرئیل! چرا پس از گفتن نام حسین، قلبم شکست و اشکم جاری گردید؟!
جبرئیل خبر شهادت امام حسین "ع" و چگونگی مصائب او را تشریح نمود و هر دو چون مادر جوان مرده، عزاداری و گریه و ناله نمودند.


(بحارالانوار، جلد 44، ص 245)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:47 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : هدیه برتر

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

قرآن کریم می فرماید: 
 «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها ...». «نساء/86»
و چون بر شما درود گفته شده است، شما بهتر از آن، پاسخ دهيد يا همان را [در پاسخ‏] برگردانيد ....
اين آيه، چگونگى رفتار انسان را با كسانى كه به او تحيت مى ‏فرستند و به وى احترام مى‏ گذارند، بيان فرموده است. خلاصه مضمون آيه، اين است كه خوبى، تحيّت و احترام فرد را ناديده نگيريد و از كنار آن، بى ‏توجه عبور نكنيد، بلكه دست كم، همانند تحيت، احترام و بزرگ‏داشتى كه او براى شما به كار برده است، درباره او به كار بريد و البته كرامت نفس، ايجاب مى‏كند كه با كيفيت بهتر و بالاترى، احسان او را جبران كنيم.
انس مى‏گويد: من در نزد حضرت امام حسين عليه السلام بودم كه كنيزى وارد شد و دسته گلى را به آن حضرت تقديم كرد. حضرت فرمود: «تو در راه خدا آزادى و من تو را براى خاطر خداوند، آزاد كردم».
انس مى‏ گويد: من عرض كردم: كنيز به شما، يك دسته گل تقديم كرد، دسته گلى كه مهم نيست و بهاى چندانى ندارد؛ ولى شما او را آزاد مى ‏سازيد؟!. امام حسين عليه السلام در پاسخ فرمود: «و كذا أدَّبنا اللَّه؛ (خداوند، ما را اين‏گونه تأديب كرده است). او مى ‏فرمايد: «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها» و بهتر از دسته گل او آزادى وى بود. « كشف‏ الغمّه، ج 2، ص 31»
امام حسين عليه السلام در اين رفتار والا به قرآن كريم استناد كرده، به صراحت، اخلاق بسيار والاى خود را الهام گرفته از تعليم و تربيت خداوندى و از رهگذر آيه شريفه قرآنى مى ‏داند.
راستى چه افتخارآفرين است كه امام بزرگوار شيعه، خود و خاندان خود را تربيت ‏يافته خداوند و ادب شده مكتب قرآن كريم قلمداد و بدان فخر و مباهات مى‏ كند. چه اندازه جمله «كذا ادّبنا اللَّه»، كه امام حسين عليه السلام فرمود، زيبا و دلربا است و چه قدر كلام خداوند: «وَ إِذا حُيِّيتُمْ ...» شيرين و جذاب است!
اينك بر رهبران جهان است كه اين ادب الهى را از قرآن مقدس و از ترجمان آن، امام حسين عليه السلام فرابگيرند تا خوبى‏ هاى مردم را به بهتر از آن پاسخ دهند.

منبع: امام حسين و قرآن‏, محمد جوادمغنيه‏

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:45 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : احسان به خطاکار

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

قرآن می فرماید:
 «... وَالكاظِمِينَ الغَيْظَ وَالعافِينَ عَنِ النّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ المُحْسِنِينَ ...». «آل عمران/134»
 [بهشت از براى اهل تقوا آماده شده است‏] آنان‏كه خشم و غضب خود را فرو مى‏برند و از خطا و لغزش مردم درمى‏گذرند و خداوند، نيكوكاران را دوست دارد.
يكى از دستورالعمل‏هاى والاى اخلاقى، براى حفظ روابط اجتماعى، در اين آيه كريمه بيان شده است. اگر مردم در روابط ميان خود، به اين روش‏هاى‏ والاى انسانى پايبند مى ‏شدند، بسيارى از كشمكش‏هاى فضاحت ‏بار پيش نمى ‏آمد و جامعه، روى آرامش به خود مى ‏ديد. اكنون به رفتارى سازنده و افتخارآميز، از امام حسين عليه السلام هم سو با اين آيه كريمه بنگريم كه آن سيد ابرار، چگونه با استناد به قرآن كريم، رفتار خود را تنظيم مى‏ كرد.
 
آن حضرت، غلامى داشتند كه به علت ارتكاب كار خلافى، مستحق كيفر شده بود. حضرت دستور داد كه او را تأديب كنند. غلام عرض كرد: «اى مولاى من! «وَالْكظِمِينَ الْغَيْظ». حضرت فرمود: «او را رها كنيد». او در ادامه گفت: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاس». حضرت فرمود: «من تو را عفو كردم و از خطاى تو درگذشتم». او گفت: «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين» (خداوند نيكوكاران را دوست دارد). امام حسين عليه السلام فرمود: «تو براى خدا آزاد هستى و آن‏چه تاكنون از سوى من براى تو بوده است، از هم اكنون دو برابر آن از براى تو خواهد بود». «كشف ‏الغمّه، ج 2، ص 241»
اين سه رفتار بزرگ و انسانى امام حسين، هيچ مستندى جز دستورالعمل آيه قرآن نداشت. در حقيقت بايد گفت: آيه قرآن كريم، خشم آن حضرت را فرو نشاند و موجب شد كه غلام، بخشيده شود، كيفر قطعى از او برداشته شود و از بردگى به آزادگى برسد. هر كدام از اين سه رفتار، متأثر از بخشى از يك آيه قرآن بود كه امام حسين عليه السلام آن را در نظر گرفت‏

 منبع: امام حسين و قرآن‏, محمد جوادمغنيه‏

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:44 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : پندی جاویدان

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم

قرآن کریم می فرماید:

 «... وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما ...». «عنکبوت/8»
 و اگر آنان(پدر و مادر) بكوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى، با من شريك گردانى، از ايشان اطاعت مكن ....
ابن ‏شهر آشوب نقل مى‏ كند كه
امام حسين عليه السلام بر عبداللَّه، فرزند عمروعاص گذشت. عبداللَّه گفت: هر كس دوست دارد انسانى را كه محبوب‏ترين اهل زمين نزد اهل آسمان است، بنگرد، به اين شخص نگاه كند، هر چند من خود از زمان جنگ صفين تاكنون با او سخن نگفته ‏ام. ابوسعيد خدرى او را به سوى امام حسين عليه السلام آورد.
امام به او فرمود: «آيا مى‏دانى كه من محبوب‏ترين اهل زمين، نزد اهل آسمانم و با وجود اين، با من و پدرم در روز صفين جنگيدى؟ به خدا سوگند! پدرم از من بهتر است [و تو با او جنگيدى‏]». عبداللَّه در مقام عذرخواهى برآمد و گفت: پيامبر به من فرمود: پدرت را اطاعت كن. امام حسين عليه السلام فرمود: «آيا تو گفتار خداوند را نشنيده‏اى كه مى ‏فرمايد: «وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»؛ اگر پدر و مادر، تلاش كردند كه براى من همتايى قائل شوى كه به آن علم ندارى، از آنان پيروى مكن؟ و آيا نشنيده‏اى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مى ‏فرمايد: تنها اطاعت از ديگران، در كار نيك است و نيز مى ‏فرمايد:
روا نيست كه انسان، مخلوق را در چيزى كه عصيان و نافرمانى خالق است، اطاعت كند؟». « مناقب آل ابى‏طالب، ج 4، ص 73»
اكنون بنگريم كه امام حسين عليه السلام فرزند عمرو عاص را- با اين كه از مقام والاى آن حضرت تجليل مى‏كند، ولى به اميرالمؤمنين عليه السلام بدبين بوده، با وى جنگيده و مخالفت كرده است- تخطئه مى‏كند و تجليل او را از خود، غير مستقيم رد مى‏كند و چون او در جدايى خود از اميرالمؤمنين به سخن پيامبر تمسك مى‏كند (كه بايد از پدر اطاعت كرد) امام حسين چنين عذرى را نمى ‏پذيرد و آن را نادرست و غير منطقى قلمداد مى‏كند. آن گاه به قرآن كريم استناد كرده، آيه شريفه را قرائت مى‏فرمايد. بنابراين، در مخالفت و عصيان‏گرى با خدا و اولياى الهى، بايد جانب خدا و اولياى او را گرفت؛ چنان‏كه امام عليه السلام پس از استناد به آيه كريمه، دو حديث نيز از رسول ‏اكرم صلى الله عليه و آله به همين مضمون نقل مى ‏فرمايد.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:43 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : نامه اعمال


قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 

 

قرآن کریم می فرماید:

 «... يا وَيْلَتَنا مالِ هذا الكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلاكَبِيرَةً إِلّا أَحْصاها ...». «کهف/49»
... اى واى بر ما! اين چه نامه‏اى است كه هيچ [كار] كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته، جز اين‏كه همه را به حساب آورده است ....
 
مروان حكم گزارشى از مدينه به معاويه داد كه بزرگان اهل حجاز با امام حسين رفت و آمد دارند و ممكن است او در آينده قيام كند. به دنبال اين گزارش، معاويه نامه ‏اى به امام حسين نوشت و از امام خواست تا از كارهاى تحريك‏ آميز، دورى كند و به سخن اين و آن، دل ‏نبندد و در ميان مسلمانان جدايى نيندازد. امام حسين عليه السلام در پاسخ، نامه ‏اى مبسوط و بسيار كوبنده نوشت و ضمن يادآورى‏ اين كه من در پى جنگ و اختلاف نيستم و سخن‏ چينان چنين گزارشى كرده‏ اند، بسيارى از جنايات معاويه را برشمرد؛ از جمله نوشت:
آيا تو نبودى كه حجر بن عدى و دوستان او را كشتى؟ آن گروه اهلِ عبادت، كه زير بار ظلم نمى ‏رفتند و از آن نهى مى‏ كردند و با بدعت‏ها مبارزه مى‏ كردند و در راه خدا از ملامتِ هيچ ملامت‏كننده‏اى نمى‏ هراسيدند؟
آيا تو نبودى كه عمرو بن حمق، هم‏نشين رسول ‏اللَّه، آن عبد صالحى كه عبادت، او را فرسوده ساخته، بدنش را نحيف و رنگش را زرد كرده بود، كشتى؟ بعد از آن‏كه به او امان‏ نامه دادى كه اگر به پرنده‏ اى مى ‏دادى، از قله كوه به سوى تو مى ‏آمد؟
آيا تو نبودى كه حضرمى‏ ها را كشتى و بسيارى از آنان را بى هيچ جرمى، جز اين كه فضايل ما را ذكر مى ‏كردند، به قتل رسانيدى؟ پس اى معاويه! بشارت باد تو را به اين كه قصاص در پيش دارى و به حساب پروردگار يقين داشته باش. و بدان كه براى خداوند، كتابى است كه هيچ عملى را، چه كوچك و چه بزرگ، فروگذار نمى ‏كند و همه را ثبت و ضبط خواهد كرد. «بحارالانوار، ج 44، ص 212- 214»
جمله اخير، كه مهم‏ترين ضربه و تهديد امام حسين در برابر معاويه است، برگرفته از آيه كريمه قرآنى است كه مى ‏فرمايد:
 «وَوُضِعَ الكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا مالِ هذا الكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلاكَبِيرَةً إِلّا أَحْصاها وَوَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَلايَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً». «2»و كتاب اعمال انسان‏ها در آن‏جا گذارده مى‏شود. پس مى‏بينى كه گناهكاران از آن‏چه در آن است، هراسانند و مى‏ گويند: اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه كوچك و بزرگى ازعمل ما را فرونگذاشته، مگر اين كه آن را به شمار آورده است و همه اعمال خود را حاضر مى‏بينند و پروردگار تو به هيچ‏كس ستم نخواهد كرد.
 
امام حسين عليه السلام از اين آيه، براى تهديد معاويه ستم‏كار استفاده كرده، سخنان كوبنده خود را به آيه كريمه قرآنى درآميخته است تا بالاترين اثرگذارى را داشته باشد. در تاريخ آمده است كه معاويه با يزيد و عمروعاص، درباره آن نامه مشورت كرد. هر دو نظر دادند كه بايد نامه‏ اى مشتمل بر تهديدهاى شديد، به امام حسين نوشت؛ ولى او خود مصلحت در اين دانست كه نامه امام را بى پاسخ گذارد.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه 

 

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:41 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : امر به معروف و نهى از منكر

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در

آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 

قرآن کریم می فرماید:

«وَالمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنْكَرِ ...». «توبه/71»

و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى ناپسند بازمى دارند ....

امام حسين عليه السلام همواره در راه امر به معروف و نهى از منكر كوشا بود و امت اسلام و به ويژه پيشوايان دينى را به اين دو فريضه مهم الهى تشويق مى‏فرمود. آن حضرت، در مقام تشويق دانشمندان و پيشوايان مذهب و نشان دادن اهميت آن دو واجب بزرگ، به آيات قرآنى تمسك مى‏فرمود؛ چنان‏كه در يكى از سخنان ارزشمند خود مى‏فرمايد:
هان اى مردم! به آن‏چه خداوند، اولياى خود را بدان موعظه فرموده، از ملامت و سرزنشى كه بر پيشوايان مذهبى يهود كرده است، عبرت بگيريد، آن‏جا كه مى‏فرمايد:
«لَوْلا يَنْهاهُمُ الرَّبّانِيُّونَ وَالأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإِثْمَ» «مائده/63»
چرا دانشمندان نصارا و علماى يهود، آنان را از سخنان گناه‏ آلود، نهى نمى ‏كنند؟
 
و مى ‏فرمايد:
«لُعِن الَّذِينَ كَفَرُوا مِن بَنِى إِسْرائِيلَ عَلى‏ لِسانِ داوُدَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذ لِكَ بِما عَصَوْا وَكانُوا يَعْتَدُونَ* كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ» «مائده 78/79» كافران بنى ‏اسرائيل، بر زبان داود و عيسى بن مريم، لعن و نفرين شدند. اين بدان علت بود كه گناه كردند و تجاوز مى‏كردند. آنان يكديگر را از اعمال زشتى كه انجام مى‏دادند، نهى نمى‏كردند. چه بد كارى انجام مى ‏دادند.
 
و همانا خداوند، آنان را بدين‏گونه سرزنش فرمود؛ زيرا ستم‏گران را مى ‏ديدند كه پيش رويشان گناه و فساد مى‏ كنند؛ ولى آنان را براى دست‏يابى به ثروت و مقامات آنان يا به علت ترس از آزار ايشان، نهى نمى ‏كردند و حال آن كه خداوند مى‏فرمايد:
«فَلا تَخْشَوُا النّاسَ وَاخْشَوْنِ» «مائده/44»
از مردم نترسيد و تنها از من بترسيد 
و مى ‏فرمايد:
«وَالمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنْكَرِ ...»
(مردان با ايمان و زنان با ايمان، دوست و ياور يكديگرند، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند).
پس خداوند، به امر به معروف و نهى از منكر آغاز كرده [و نماز و زكات را بعد از آن ذكر كرده است‏] و نخست آن را واجب ساخته است؛ زيرا مى‏داند كه اگر اين فريضه ادا شد و برپا گرديد، همه فرايض، استوار و پابرجا مى‏گردند، سخت باشند يا آسان؛ زيرا امر به معروف و نهى از منكر، دعوت به اسلام است، به اضافه بازگرداندن حقوق ستم‏ديدگان به آنان و مخالفت با ظالم و كوشش براى اين كه غنايم و اموال عمومى، عادلانه تقسيم شود و صدقات از مواضع آنها گرفته شده، در جاى خود مصرف گردد. «تحف‏ العقول، ص 237؛»
مى ‏نگريد كه آن بزرگوار، براى پيش‏برد هدف خود، كه برپايى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه بود، به چندين آيه قرآن كريم استناد كرده، براى اين‏كه‏ دانشمندان و رهبران دينى، در مقام اظهار حق و امر به معروف و نهى از منكر، از حاكمان ستم‏ گستر، هراسى در دل احساس نكنند، به آيه «فَلا تَخْشَوُا النّاسَ ...» استناد مى ‏فرمايد.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:40 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : اهل‏بيت، برگزيدگان الهى در قرآن


قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 

قرآن کریم می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ* ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ». «آل عمران/33و34»

تحقيقاً خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد و انتخاب فرمود. آنان ذريه و دودمانى بودند كه بعضى از بعض ديگر به وجود آمدند و خداوند، شنواى دانا است.

آيه نخست، به وضوح دلالت مى‏ كند بر اين كه خداوند براى اين بزرگواران، فضيلت و مزيت قائل است و هر يك از آنان ويژگى‏هايى داشته‏اند كه موجب شده است خداوند بزرگ و حكيم، آنان را از ميان مردم انتخاب كند.
از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه:
محمد بن اشعث بن قيس كندى- لعنه اللَّه- به امام حسين عليه السلام گفت: اى حسين بن فاطمه! چه حرمت و احترامى براى تو از رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه براى غير تو نيست؟ حضرت اين آيه را قرائت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ* ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ ...
آن‏گاه فرمود: «و اللَّه كه محمد از آل ابراهيم است و تحقيقاً عترت هدايت كننده، از آل محمد هستند». «تفسير صافى، ج 1، ص 256»
امام حسين عليه السلام در پاسخ اين سؤال محمد بن اشعث كه چه حرمتى براى شما است كه ديگران ندارند، پس از قرائت آيه ياد شده، توضيح مى‏دهد كه محمد از آل ابراهيم‏ است- كه خداوند انتخاب كرده و اختيار فرموده است- و با اين آيه، به اثبات رساند كه ما عترت پيامبر اسلاميم و پيامبر هم از آل ابراهيم است؛ در نتيجه، ما از آل ‏ابراهيم هستيم. اين است آن حرمت و پيوندى كه ائمه طاهرين عليهم السلام با رسول خدا دارند و ويژه آن بزرگواران و فرزندان و بستگان آنان است.
اكنون بنگريم كه خداوند، بزرگِ اين خاندان مكرّم و معظّم را انتخاب كرده است و همه مى ‏دانيم كه خداوند پاك‏ترين و منزّه ‏ترين را بر مى‏ گزيند. پس آل محمد و امامان شيعه، پاك‏ترين افراد و منزّه ‏ترين اشخاص و نخبگان انسانيتند و بدين رو، خداوند حكيم، آنان را انتخاب فرموده است. در نتيجه، اين آيه كريمه، از آياتى است كه دلالت تام بر عصمت خاندان پيامبر و امامان بزرگوار شيعه دارد.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:39 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : اوج گذشت


قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 
قرآن کریم می فرماید: 
 «خُذِ العَفْوَ وَأْمُرْ بِالعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلِينَ* وَ إمّا يَنْزَغَنَّك مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ*
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ‏الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ* وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِى الغَىِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ».
«اعراف/199-2-2»
راه و روش عفو را بگير و به نيکی ‏ها فرا بخوان و از جاهلان دورى كرده، روى بگردان و هر گاه وسوسه‏اى از شيطان به تو رسد،به خدا پناه ببر؛ دانستى كه او شنواى دانا است.كسانى كه تقوا پيشه كرده‏اند، هنگامى كه وسوسه‏هاى شيطان به آنان برسد، به ياد خدا مى‏افتندو در اين هنگام، بينا و روشن‏بين مى‏گردند؛ ولى افراد بى‏تقوا را برادران شيطانى‏شان به سوى ضلالت و گمراهى به پيش مى‏برند و كوتاهى نمى‏ كنند.
 
اين آيه‏ ها، روش رفتار با مخالفان و نادانان را بيان كرده‏ اند كه بايد ملاك كار انسان در جامعه، عفو باشد و نيز به خوبی ‏ها امر شود و از جاهلان- كه كار را از سر انديشه صحيح انجام نمى ‏دهند- دورى شود؛ اگر انسان دچار وسوسه ‏هاى شيطان شد، به خداوند پناه برد؛ تقوا است كه هنگام هجوم افكار شيطانى به انسان، روشن‏ بينى مى ‏دهد و آدمى مى ‏تواند آبرومندانه، خود را از ماجراهاى خطرناك بيرون بكشد.
اكنون امام حسين عليه السلام را در مواقف مشكل و خطرناكى كه بيش‏تر مردم در آن هنگام، به بيراهه مى ‏روند، مانند هنگامه‏ هاى رويارويى با مخالفان و بدخواهان بنگريم و واكنش آن پيشواى بزرگ انسانى را در برابر تندى‏ها، خشونت‏ها و درشت‏گويى‏هاى دشمنان قسم ‏خورده‏ اش ببينيم. محدّث بزرگوار، قمى رحمه الله مى‏گويد:
 
در بعضى كتاب‏ها ديدم كه عصام بن مصطلق مى‏گويد: وارد مدينه شدم و امام حسين بن على عليه السلام را ديدم. وضع آرام و بهجت‏ انگيز او و جلالت قدر وى مرا به شگفتى واداشت و حسد مرا به او برانگيخت و آن‏چه از دشمنى و كينه‏ توزى به پدر او در دل، پنهان مى ‏داشتم، يك‏باره ظاهر شد. به او گفتم: تو فرزند ابوترابى؟ فرمود: «آرى». در اين هنگام، با شدت، زبان را به ناسزاگويى او و پدرش گشودم. او نگاهى به رأفت و مهربانى‏ به سوى من افكند. آن گاه فرمود: «اعوذُ بالله من الشيطان الرجيم. خُذِ العَفْوَ وَأْمُرْ بِالعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلِينَ* وَ إمّا يَنْزَغَنَّك مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ* إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ* وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِى الغَىِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ». «1»آن گاه فرمود: 
«كار را بر خود سبك و آسان گردان و از خداوند، براى من و خودت طلب آمرزش كن. اكنون اگر از من يارى بخواهى، من تو را يارى مى ‏كنم و اگر درخواست عطا كنى، به تو عطا مى ‏كنم و اگر از من ارشاد بخواهى، تو را ارشاد مى‏كنم».
عصام گفت: من از گفته و جسارت خويش پشيمان شدم و آن حضرت به فراست، پشيمانى مرا دريافت و فرمود: «لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ اليَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِينَ». «یوسف/92»امروز عتاب و سرزنشى بر شما نيست. خداوند شما را بيامرزد و او ارحم الراحمين است‏].
  فرمود: آيا تو از اهل شامى؟ عرض كردم: آرى. فرمود: «شنشة اعرفها من اخزم». اين مَثَلى است كه حضرت آن را به مناسبت آوردند و غرض آن است كه دشنام دادن به ما، عادت اهل شام است كه معاويه آن را در ميان آنان رواج داده است.
بعد فرمود: «خداوند ما و تو را به سلامت بدارد. هر حاجتى كه دارى، با گشاده‏رويى از من بخواه كه مرا در نزد بهترين ظن و گمان خود مى‏يابى. ان‏شاء اللَّه تعالى».عصام مى‏گويد: از اين اخلاق شريف آن حضرت، در برابر آن جسارت‏ها و دشنام‏ها كه از من سرزده بود، چنان شدم كه زمين بر من تنگ شد و دوست داشتم كه به زمين فرو روم. به ناچار آهسته از آن حضرت دور شدم، در حالى كه به مردم پناه مى‏ بردم؛ ولى پس از آن مجلس، كسى نزد من محبوب‏تر از آن حضرت و پدرش نبود. «منازل الآخره، ص 207»
در اين جريان، چون آن شخص از جسارت خود شرمنده شد و امام عليه السلام اين مطلب‏ را به فراست دريافتند، راضى نشدند كه او حتى چند لحظه هم در شرمسارى بماند.
از اين رو، بى ‏درنگ آيه كريمه را خواندند، همان آيه ‏اى كه سخن حضرت يوسف صدّيق، در مقام عذرخواهى از برادرانش را بيان مى‏ كند؛ به اين معنا كه ملامتى بر شما نيست، خجل نباشيد، كه خداوند شما را مى‏ آمرزد و او رحم ‏كننده‏ ترين رحم ‏كنندگان است. بدين ترتيب، آن شخص را در فضايى از شفقت و مهربانى قرار دادند.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:37 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسين و قرآن : سازش نکردن با ستمگران

 

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 

 

 «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً». «احزاب/33»
خداوند مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل‏بيت دور كند و شما را به طور كامل پاك گرداند.
 
اين آيه كريمه، از آياتى است كه در بيان شأن و جايگاه رفيع خاندان پيغمبر فرود آمده است، بلكه بزرگ‏ترين فضيلت آنان به شمار مى‏ رود؛ زيرا اولًا، آيه با كلمه «إنّما» كه از ادات حصر است، آغاز مى ‏شود؛ يعنى «تنها اراده پروردگار، اين است» و سپس با لفظ «عَنكم»، كه براى خطاب است، خاندان مكرّم پيامبر را معيّن مى‏كند و دنبال آن، از آن بزرگواران با عنوان افتخارآميز (اهل‏بيت) ياد كرده، آنان را مشخص ‏تر مى ‏سازد و با ذكر اين كلمه، حصر ديگرى را افاده مى‏كند كه آن «اذهاب رجس»، منحصر به شما اهل‏بيت است و سرانجام، مطلب را به دو صورت بيان مى‏كند:
الف) «لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرّجْس»، كه لازمه از بين بردن رجس و پليدى، طهارت و پاكيزگى است.
ب) «وَ يُطَهّرَكُم»، كه به طهارت آنان تصريح مى‏كند. افزون بر آن، تعبير دوم را با مفعول مطلق، يعنى «تَطْهِيراً» تأكيد مى‏ كند.
 
از آن جا كه كسانى كه در زير رداى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله گرد آمده بودند، حضرت اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه و دو سبط پيامبر، حسن و حسين عليهما السلام بودند، پس آيه به آنان اختصاص دارد و ديگران، مانند همسران پيامبر، از آن بهره‏اى ندارند؛ چنان‏كه روايات نقل شده بسيارى از طريق شيعه و سنى، دلالت دارند كه آيه هنگام جمع شدن همين پنج نفر در زير ردا نازل گرديد. «كافى، ج 1، ص 294»
در روايات فريقين وارد شده است كه بعد از نزول اين آيه، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تا مدتى  به هنگام فرا رسيدن وقت هر نماز، به درِ خانه حضرت فاطمه آمده، مى‏ فرمود: «سلام بر شما اهل‏بيت، رحمت خدا بر شما، وقت نماز است و بعد تلاوت مى‏كرد: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».
 
ازاين‏رو، حضرت سيدالشهدا عليه السلام براى بيان قداست مقام و رفعت شأن و منزلت آسمانى خود، به اين آيه كريمه تمسك نموده، بدين ترتيب، خوددارى خود را از بيعت ننگين با يزيد بن معاويه، به آيه شريفه تطهير مستند مى‏سازد.
حاكم مدينه، امام حسين عليه السلام را احضار كرد و از آن حضرت خواست كه با يزيد بيعت كند. حضرت پاسخ مثبت نداد و تعلل كرد. مروان حكم از حاكم مدينه خواست كه در همين جلسه، از آن حضرت بيعت بگيرد. در اين هنگام، امام حسين عليه السلام رو به مروان كرده، فرمود:
ويلك يا مروان! اليك عنّى فانّك رجس و انّا اهل‏بيت الطّهارة الذين انزل اللَّه فيهم على نبيّه صلى الله عليه و آله: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».واى بر تو اى مروان! از من دور شو! زيرا تو پليد و ناپاكى و ما اهل‏بيت طهارت و پاكى هستيم كه خداوند درباره آنان اين آيه را بر پيغمبرش نازل فرمود: خداوند اراده فرموده كه پليدى را از شما خانواده دور سازد و شما را به صورت كامل پاك گرداند.
مروان از شنيدن اين منطق نيرومند و مستند به قرآن كريم، سر به زير افكند و چيزى نگفت. «الفتوح، ج 5، ص 17»
آرى، آن مظهر شهامت، با اين كلام كوبنده و مستند به آيه قرآنى، پايگاه رفيع و بى‏نظير خود را آشكار كرد و يك‏سره، مروان و حاكم مدينه را از پذيرش بيعت، نوميد ساخت و با تعبير «رجس» درباره مروان و ياد كردن از خود و خاندان مقدس خويش، با عنوان اهل‏بيت طهارت و تمسك به آيه تطهير، فضاحت مروان- كه دست نشانده دستگاه جنايت‏كار معاويه و يزيد بود- و نيز رسوايى خودِ يزيد را اثبات كرد و زبان آلوده مروان و هم‏فكرانش را بست.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:35 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : يزيد، مصيبت بزرگ جهان اسلام‏

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:
 
 «... إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ...». «بقره/156»
ما از آنِ خدا هستيم و به سوى او بازمى‏گرديم ....
 
معاويه- لعنة اللّه عليه- در سال شصتم هجرى، به هلاكت رسيد و همان سال، يزيد از عمّال خود، در شهرهايى كه تحت حكومت وى بودند، خواست كه از مردم براى وى بيعت بگيرند. استاندار مدينه، امام حسين عليه السلام را طلبيد و ماجرا را به عرض رساند؛ ولى از آن حضرت، پاسخ مثبتى دريافت نكرد و آن نشست با نگرانى پايان يافت.
صبح روز بعد، امام عليه السلام از خانه بيرون آمد تا اخبار را به دست آورد. در راه، با مروان حكم روبه‏رو شد. او كه وابسته به حكومت يزيد بود، به امام حسين عليه السلام عرض كرد:
يا اباعبداللَّه! من خيرخواه توام. سخن مرا بشنو و بپذير كه رشد و صلاح تو در آن است. امام فرمود: «سخن تو چيست كه من بپذيرم؟» او گفت: من تو را امر مى‏كنم كه با يزيد بن معاويه بيعت كنى، كه خير دين و دنياى تو است. حضرت نخست در پاسخ او اين آيه را قرائت فرمود: «إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»؛ ما براى خداييم و ما به سوى او باز مى‏ گرديم. آن‏گاه فرمود:
 
و  بايد فاتحه اسلام را خواند هنگامى كه امت اسلامى دچار زمامدارى مانند يزيد شود و من خود شنيدم كه جدم رسول خدا مى‏فرمود: «خلافت بر آل ابى‏ سفيان حرام است».« لهوف، ص 20»
امام حسين عليه السلام درباره بيعت مردم با يزيد، آيه «إِنَّا لِلَّهِ» را مى‏خواند، آيه‏ اى كه‏ نشان از وقوع يك بلاى بزرگ داشته، از پيش آمدن حادثه‏اى دردناك و رنج آور و مصيبتى سنگين خبر مى دهد. و آن‏گاه خود، رمز قرائت اين آيه را بيان مى‏ كند كه يزيد مى‏ خواهد قدرت را به دست بگيرد و زمامدار امت اسلامى گردد، رويدادى كه با محو و نابودى اسلام، همراه و مساوى است و پيامبر بزرگوار اسلام حكم به تحريم آن فرموده، آن را حتى براى يك لحظه هم مجاز نشمرده است.
درباره زمامدارى يزيد و فرمان‏فرمايى آن عنصر پليد، امام حسين «إِنَّا لِلَّهِ» مى‏گويد، و «إِنَّآ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» مى ‏سرايد و به اشاره يا صراحت، به ديگران مى‏ فهماند كه كسى كه بنده خدا است، تن به هر كارى نمى‏دهد و در برابر هر جريانى سكوت نكرده، آرام نمى‏نشيند. نيز اظهار مى‏دارد كه ما كاروان انسان‏ها رو به سوى خدا در حركتيم و بازگشت همگان به سوى او خواهد بود.
به بيان ديگر، آن حضرت، بندگى خدا و مالكيت ذات الهى و نفى مالكيت هر كس ديگر و هر چيزى را اعلام مى‏كند و براى لقاء اللَّه و رها كردن اين حيات مادى زودگذر و پيوستن به ابديت و ارواح پاك اولياى خدا و انبيا اظهار آمادگى مى‏فرمايد. به بيان سوم، در چنين مراحل خطرناك و وحشت‏زاى ضد دينى، زندگى ارزشى ندارد و بايد آماده شهادت گرديد و به جوار پيامبران خدا و اوصياى گرامى آنان در جهان ابدى شتافت.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:34 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : شجاعت، زاييده خدامحورى‏


قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 

«أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِككُّمُ المَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِى بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ...». «نساء/78»

هر جا باشيد، مرگ شما را درمى‏يابد، هر چند در برج‏هاى استوار باشيد ....

نقل شده است كه چون حضرت سيدالشهدا عليه السلام از مدينه بيرون آمدند، گروه‏هاى فراوانى از مؤمنانِ جن، خدمت آن حضرت آمده، سلام كردند و گفتند:
اى سيد ما! ما شيعيان و ياوران توييم. آن‏چه خواهى درباره دشمنان خود و غير آنها به ما بفرما تا اطاعت كنيم و اگر بفرمايى، همه دشمنان تو را در همين ساعت، هلاك مى‏كنيم، بدون آن‏كه خود شما حركتى كنى و زحمتى بكشى. حضرت، آنان را دعا كرد و فرمود: «مگر اين آيه قرآن را نخوانده ‏ايد:«أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِككُّمُ المَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِى بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ» و نيز فرموده است:«قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِم القَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ»؛ «آل عمران/154»(اى پيامبر! به منافقان بگو كه اگر در خانه‏هاى خود مى‏بوديد، البته كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده است، به سوى محل قتل و آرامگاهشان بيرون مى‏ آمدند)
و اگر من به جهاد بيرون نروم، اين خلق گمراه، به چه كسى امتحان خواهند شد؟ و اين مردم تباهكار به چه چيز آزمايش شوند؟ و چه كسى در قبر من در كربلا ساكن خواهد گرديد؟ همان قبرى كه خداوند براى من در روزى كه زمين را پهن كرده، برگزيده است و آن را پناهگاه شيعيان من قرار داده، آن را موجب امن و امان آنان گردانيده است؛ ولى در روز عاشورا، كه من در آخر آن كشته مى ‏شوم، به نزد من آييد».آنان عرض كردند: اى حبيب خدا! اگر نه آن بود كه اطاعت امر تو واجب است و مخالفت تو جايز نيست، همه دشمنان تو را پيش از آن كه به تو برسند، مى‏ كشتيم.
امام حسين عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند كه قدرت ما بر آنان از شما بيش‏تر است و ليكن «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى‏ مَنْ حَىَ‏عَن بَيِّنَةٍ» «انفال/42» (تا كسى كه راه هلاكت را مى‏پويد، بعد از اتمام حجت و روشن شدن مطلب باشد و هر كسى كه به حيات ابدى مى ‏رسد، بعد از اتمام ‏حجت و روشن ‏بينى باشد». «بحارالانوار، ج 44، ص 330- 331»
ترجمان قرآن، يعنى امام حسين عليه السلام در پاسخ مؤمنان جنّ و براى اقناع و جلوگيرى از اقدام و حركت آنان و در تبيين سفر و مهاجرت خود، به آن آيات كريمه استناد مى ‏فرمايد كه مفاد آيه نخستين اين است كه از مرگ چاره‏اى نيست و اين سرنوشتى تغييرناپذير است و آدمى در هر جا باشد، هر چند در محفوظترين و محكم‏ترين دژهاى استوار هم كه پناه بگيرد و از هر دشمن و مزاحمى خود را مصون بدارد، راه فرارى از مرگ ندارد.
آيه دوم نيز با توجه به كشتگان راه خدا مى‏ فرمايد كه اگر مردمِ ترسو، از مرگ بترسند و بهراسند و از حضور در ميدان جنگ خوددارى كنند، اين را بدانيد كه آنان كه سرنوشتشان در صحيفه قضاى الهى، كشته شدن است، با پاى خود، از خانه به سوى قتلگاه روانه خواهند شد. گويا امام مى‏خواهد با قرائت اين آيه، به آنان بفهماند كه من و يارانم، همان گروه سعادتمنديم كه قلم قضاى الهى، شهادت در راه خدا را براى ما رقم زده است و ما حركت مى‏كنيم و به سوى سرنوشت محتوم خويشتن رهسپاريم.
مفاد آيه سوم اين است كه حركت و هجرت من، روشن‏گرى، ضرورى و اجتناب‏ناپذير است. با اين حركت، ماهيت شوم بنى‏ اميه و دودمان خبيث آل ابى سفيان، به ويژه يزيد و حاميان او روشن مى‏ گردد و چهره زيباى حق، تبلور مى‏يابد و از اين رهگذر، حجت بر مردم تمام خواهد شد و راه اعتذار براى كسى باقى نخواهد ماند. در نتيجه، دنباله ‏روان بنى اميه، از روى علم و آگاهى، از حق به باطل گرويده، مستحق عذاب الهى خواهند شد و حاميان عترت پيامبر نيز با شناخت حق، به دنبال من آمده، سپس به رحمت و رضوان الهى دست خواهند يافت.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 07:33 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : موعظه، راهكارى اساسى براى بيان حقايق

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 «... وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ...». «طلاق/2و3»
و هر كس از خدا پروا كند، [خدا] براى او راه بیرون شدنى قرار مى‏دهد، و از جايى كه حسابش را نمى‏كند، به او روزى مى‏رساند ....
 
 
يكى از رفتارهاى امام حسين عليه السلام با مردم، ارشاد و راهنمايى آنان بود. مواعظ آن حضرت از بيانات دل‏نشين و بسيار جالب خاندان پيغمبر صلى الله عليه و آله است و چون انديشه آن حضرت، نشأت گرفته از قرآن كريم و افق اعلا است، مواعظ ايشان نيز عطر دلاويز قرآن را دارد و در مواردى آميخته با آيات قرآنى و يا برگرفته از آن است. از جمله مواعظ آن بزرگوار، اين است:
اوصيكم بتقوى اللَّه فانّ اللَّه قد ضمن لمن اتّقاه ان يحوّله عمّا يكره الى ما يحبّ و يرزقه من حيث لايحتسب. « تحف‏ العقول، ص 240» شما را به تقواى الهى سفارش مى‏كنم؛ زيرا خداوند، تحقيقاً براى كسى كه تقواى او را داشته باشد، ضمانت كرده است كه او را از نگرانى‏ها و ناراحتى‏هايش بگرداند و به آن‏چه دوست دارد و موجب خوشى و نشاط و انبساط خاطر او است، وارد كند و او را از جايى كه خود گمان نمى‏برد روزى دهد.
اين سخن به وضوح، آشنايان به قرآن را به آيه شريفه‏اى متوجه مى‏ كند كه مى‏فرمايد:
 «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ...»
 
آرى، ديدن يا شنيدن اين كلام زيباى امام حسين عليه السلام آيه كريمه را در ذهن انسان تداعى مى‏ كند و آن بزرگوار، مضمون آيه قرآنى را ذكر مى‏ كند؛ زيرا آيه شريفه، مشتمل بر شرط و جزا است كه هر كس تقوا را پيشه خود سازد، خداوند اين دو پاداش بزرگ را به او مى ‏دهد. اكنون امام عليه السلام تعبير به ضمانت كرده، مى‏فرمايد: «خداوند، براى انسانى كه با تقوا باشد و خويشتن را در محضر خداوند ببيند، ضمانت كرده است كه دو پاداش بزرگ به او بدهد: يكى آن‏كه او را از مهالك و مشكلات، رهايى بخشد و راه بيرون رفتن از گرفتارى‏ ها را براى او قرار دهد و ديگر اين‏كه روزى او را از جايى برساند كه گمان آن را هم نداشته باشد».

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 04:52 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : بهترين پناهگاه، خدا است

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

«وَمن أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صالِحاً وَقالَ إِنَّنِى مِنَ المَسْلِمِينَ». «فصلت/33»

و كيست خوش‏گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا بخواند و كار نيك كند و گويد: من [در برابر خدا] از تسليم ‏شدگانم.

 
امام حسين عليه السلام از روز سوم ماه مبارك شعبان، تا هشتم ذى‏حجه، در مكه ماند. در اين مدت، ملاقات‏هايى صورت مى‏ گرفت و گاهى سخنرانى و روشن‏گرى‏ هايى مى ‏فرمود. آن گاه در روز هشتم ذى‏حجه- كه يوم الترويه ناميده مى‏شود- مكه را به قصد عراق و كوفه ترك كرد.
عمروبن سعيد، والى يزيد در مكه، به سبب خواهش عبداللَّه بن جعفر نامه‏ اى به امام حسين نوشت و به او امان داد كه اگر برگردد، هيچ‏گونه جاى نگرانى نيست. او در آن نامه نوشته بود:
به من خبر رسيده كه تو آهنگ حركت به سوى عراق كرده‏اى و از اين‏كه تو ايجاد اختلاف كنى، به خدا پناه مى ‏برم؛ زيرا بر تو از هلاكت بيمناكم و من عبداللَّه بن جعفر و يحيى بن سعيد را به سوى تو فرستادم؛ با آن دو برگرد كه نزد من براى تو امان و احسان و نيكى است و خدا را بر اين موضوع، شاهد مى‏گيرم.
امام حسين عليه السلام گويا از لحن دور از نزاكتِ والى، ناراحت شد و نه تنها بازگشت را نپذيرفت، بلكه در پاسخ او نوشت:
اما بعد؛ فانّه لم يشاقق اللَّه و رسوله من دعا الى اللَّه عزّوجل و عمل صالحاً و قال اننى من المسلمين و قد دعوت الى الامان و البرّ و الصلة فخير الامان امان اللَّه و لن يؤمن اللَّه فى الآخرة من لم يخفه فى الدنيا فنسأل اللَّه مخافة فى الدنيا توجب لنا امانه يوم القيامة فان كنت لزيت بالكتاب صلتى و برّى فجزيت خيراً فى الدنيا و الآخرة. «نفس المهموم، ص 173- 174» پس از حمد و ثنا، هرگز از در دشمنى با خدا و رسول وارد نمى شود كسى كه مردم را به سوى خدا فرا بخواند و عمل صالح و كار نيكو انجام دهد و بگويد: من از مسلمانانم و تو مرا به امان و نيكى و بخشش فراخوانده ‏اى؛ ولى بهترين امان، امان خدا است و هرگز در آخرت امان ندارد كسى كه در دنيا از خداوند نترسد. پس ما از خداوند درخواست ترسى را در دنيا مى‏كنيم كه موجب امان ما در روز قيامت باشد. اكنون اگر تو با اين نامه‏ات قصد احسان به من را داشتى، خداوند در دنيا و آخرت به تو پاداش خير عطا فرمايد.
چنان‏كه از نامه حاكم مكه استفاده مى ‏شود، او امام حسين عليه السلام را فردى اخلال‏ گر و اختلاف‏ افكن معرفى كرده، ايشان را از اين كار برحذر مى‏دارد و امام عليه السلام در پاسخ او براى بيان اين‏كه حركت و مهاجرت وى از سنخ اختلاف‏ افكنى و ايجاد شكاف بين مردم و امت پيامبر نيست، بلكه از مقوله دعوت الى اللَّه و عمل صالح و تسليم در برابر اوامر خدا است، از اين آيه كريمه قرآن اقتباس مى ‏فرمايد:
 «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صالِحاً وَقالَ إِنَّنِى ‏مِنَ المَسْلِمِينَ»
چه كسى خوش گفتارتر از آن كسى است كه دعوت به سوى خدا مى‏كند و عمل صالح انجام مى‏دهد و مى‏گويد: من از مسلمانانم.
سخن مبارك امام، مشعر بر آن است كه اى استاندار مكه! دور از نزاكت سخن گفتى و از مرز ادب در محاوره و نامه‏ نگارى، عبور كردى و از منطق صواب، كنار رفتى و حركت و خروج مرا اختلاف افكنى معرفى كردى، در حالى‏ كه من مصداق بارز گفتار خدايم. دعوت من به سوى اللَّه است و من همه جا مردم را به سوى او فرا مى‏ خوانم و جامعه را به او نزديك مى ‏سازم. من داعى الى اللَّه هستم و اساس دعوت من، ذات لايزال او است.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 04:51 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : موسی و فرعون زمان

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

«فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِى مِنَ القَوْمِ الظّالِمِينَ». «قصص/21»

موسى ترسان و نگران از آن‏جا بيرون رفت [در حالى ‏كه‏] مى‏گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستم‏كاران نجات بخش.
 
امام حسين عليه السلام دو روز مانده به آخر ماه رجب، مدينه را ترك گفت و به سوى مكه حركت كرد تا در آن‏جا بهتر بتواند روشن‏گرى كند و ستم‏گرى‏ ها و فساد بنى ‏اميه را به همه مردم برساند و به همه بفهماند كه حكومت بنى ‏اميه، دستگاه انحراف، ستم‏گرى، قتل نفوس محترم و غارت‏گر اموال مردم است. مورخان مى‏نويسند:
امام حسين در حال حركت به سوى مكه، اين آيه كريمه را تلاوت مى‏كرد: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِى مِنَ القَوْمِ الظّالِمِينَ». «قصص/21»
 
امام حسين شب جمعه، سوم ماه شعبان، وارد مكه شد و در هنگام ورود، اين آيه را قرائت مى‏كرد:
«وَلَمّا تَوَجَّهَ تِلقْاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى‏ رَبِّى أَنْ يَهْدِيَنِى سَواءَ السَّبِيلِ». «قصص/22»
و چون موسى رو به شهر [مَديَن‏] آورد، با خود گفت: اميد است كه خداوند مرا به راه مستقيم، هدايت فرمايد و به مقصد برساند. «اعلام الورى باعلام الهدى، ج 1، ص 435»
امام حسين عليه السلام در هجرت از زادگاه خود، مدينه طيبه و روى آوردن به حرم امن الهى، يادى از حضرت موسى‏ بن ‏عمران عليه السلام كرد و آيه كريمه مربوط به هنگام خروج موسى از مصر را قرائت فرمود تا بفهماند هم‏چنان كه موسى ناچار شد از شر طاغوت زمان، شهر خود را ترك گويد و آواره بيابان‏ها شود و غربت و سختى‏ها را تحمل كند، من نيز از ستم‏گرى فرعون زمان خود، يزيد و اطرافيان او مدينه را ترك گفته، رو به ديار غربت مى ‏گذارم و همانند موسى، كه با خدا راز دل مى‏ گفت و از او می ‏خواست كه او را از دست مردم ستم‏گر برهاند، از خدا مى ‏خواهم كه مرا از اين ستم‏كارانِ جنايت ‏پيشه برهاند.
نيز هنگامى كه به مكه نزديك مى‏شد، آيه ‏اى را قرائت فرمود كه حضرت موسى، هنگام نزديك شدن به شهر مدين زمزمه مى ‏كرد: «اميد است پروردگارم مرا به راه استوار و صواب، هدايت كرده، به مقصد و مقصود برساند».
استناد امام حسين عليه السلام به اين دو آيه كريمه، به اين مطلب اشعار داشت كه زمان‏ها مختلف است، ولى تاريخ تكرار مى شود. آن روز، حضرت موسى دچار فرعون و اطرافيان او بود. از اين رو، مصر را ترك كرد و به شهرى ديگر روى آورد و امروز بهترين سلاله پيامبر بزرگ اسلام، دچار يزيد و پيروانش گرديده است و بدين علت، شهر خود را رها مى‏ كند و به مكه روى مى ‏آورد. اگر موسى آن روز مى‏ گفت: «خدايا! مرا از دست مردم ستم‏كار برهان»، من نيز امروز همان تقاضا را دارم و اگر او در نزديكى شهر شعيب، اظهار اميدوارى كرد كه خداوند او را به بهترين راه (راه خير و سعادتمندى و نيل به مقصود) هدايت كند، من نيز هنگامى كه به حرم امن خدا نزديك مى‏شوم، همان بارقه اميد در دلم هست كه خداوند مرا به راه رشد و خير، هدايت كند و به هدفم برساند.
قرائت اين دو آيه، در آغاز حركت و هنگام نزديك شدن به مكه، بيان‏گر آن است كه حركت و مهاجرت آن حضرت، از سنخ حركت انبياى الهى است؛ هر دو، ضد ظلم است و هر دو رو به خدا رفتن و دنبال راه راست بودن است. پس مردم بدانند كه نمى‏توان بى‏توجه بود و عادى از كنار مسئله گذشت. نبايد موساى كليم را رها كرد و به دست فرعون ظالم سپرد.
اين سنت هميشگى روزگار است كه هرگز تعطيل نمى‏شود و در هيچ زمانى متوقف نخواهد ماند.
          رَگ رَگ است اين آب شيرين، آب شور             با خلايق مى‏ رود تا نفخ صور

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 04:47 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : ارتباط عاشقانه با خدا

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی علیه السلام  چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم

درباره شب عاشورا نكات و مطالبى در تاريخ كربلا و سيره امام حسين عليه السلام ذكر شده است كه اتصال آن حضرت به قرآن، الهام گرفتن از كتاب آسمانى و استناد در رفتار و كردار خود را به قرآن كريم، روشن مى ‏سازد.

آن حضرت، برادر عزيز خود، حضرت ابوالفضل عليه السلام را مأمور كرد كه از آن مردم ناب‏كار (كه نزديك غروب تاسوعا حمله ‏ور شده، مى‏ خواستند كار را در همان ساعت يك‏سره كنند) يك شب مهلت بگيرد تا به عبادت خداوند مشغول و سرگرم باشند و در همين باره فرمود:
فهو يعلم انّى قد كنتُ احبّ الصلاة له و تلاوة كتابه و كثرة الدعاء و الاستغفار. «ارشاد، ج 2، ص 91؛»
چه آن كه خداوند، خود مى‏داند كه من همواره دوست داشته و دارم كه نماز بخوانم و تلاوت كتاب خدا و دعا و استغفار فراوان كنم.
اين عبارت، به وضوح مى‏رساند كه تلاوت قرآن كريم، محبوب امام حسين عليه السلام بوده، بدان عشق مى ورزيده است؛ چنان‏كه در آن شب خطرناك، يك شب را مهلت مى‏ طلبد تا با نماز و تلاوت قرآن كريم به صبح برساند.
آن حضرت، در شب عاشورا، سخنى بسيار جالب و كلامى آسمانى دارد:
اثنى على اللَّه احسنَ الثناء و احمده على السّرّاء و الضرّاء اللّهم انى احمدك على‏ان اكرمتنا بالنبوة و علّمتنا القرآن و فقّهتنا فى الدين و جعلت لنا اسماعاً و ابصاراً وافئدة فجعلنا من الشاكرين. « ارشاد، ج 2، ص 91»
ثنا و ستايش مى‏كنم خدا را به بهترين ثنا و ستايش و حمد و سپاس مى‏كنم او را در خوشى و ناخوشى. بار خدايا! من تو را حمد مى‏كنم بر اين كه ما رابا نبوت جدمان،پيامبر اسلام،گرامى داشتى و قرآن را به ما آموختى و به ما فهم در دين عطا كردى و براى ما گوش و چشم و دل قرار دادى. پس ما را از شاكران قرار ده.
 
اين طمأنينه بى‏ نظير و اين تسليم به تمام وجود، هنگام گرفتارى و بلا و از الطاف و نعمت‏هاى الهى سخن گفتن، به قرآن افتخار كردن وخداى را در برابر نعمت آموزش قرآن، در سطح عالى ستودن، حاكى از آن است كه امام حسين عليه السلام در سايه و پرتو نفوذ قرآن در اعماق جانش، چنين دل آرام و مطمئنى پيدا كرده است و وقار و طمأنينه الهى، سراسر وجودش را گرفته است.

منبع:امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 04:46 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امام حسین و قرآن : آرامش حقيقى، ميوه بندگى خدا

قلب اولیاء خدا تجلیگاه آیات قرآن و همه شئون حیات  ایشان  آیینه تمام نمای آیات الهی است. امام حسین علیه السلام, آن حجت آسمانی و قرآن ناطق, هر لحظه از حیات با برکتش تصویری از آیات قرآن بود. حسین ابن علی علیه السلام  چنان زیست که اگر تاریخ زندگیش را چون صفحاتی گرد هم آریم چیزی جز قرآن کریم فرا هم نیاید. در نوشتار پیش رو آیه ای از قرآن را در آیینه حیات او به نظاره می نشینیم:

 

 «... إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ». «بقره/156»
ما از آنِ خدا هستيم و به سوى او بازمى‏ گرديم.
 
امام حسين عليه السلام از قصر بنى ‏مقاتل، كه يكى از منازل بين راه بود، كوچ كرد. شخصى به نام عقبة بن سمعان نقل مى‏كند كه
ساعتى با آن حضرت رفتيم. در اين هنگام، آن حضرت، همان گونه كه بر پشت اسب بود، خواب مختصرى بر ايشان چيره شد و سپس بيدار شده، فرمود: «إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمِين» و دو يا سه بار اين جمله را تكرار كرد. فرزند آن حضرت، على‏ بن ‏الحسین  عليه السلام هم‏چنان‏كه سوار بر اسب بود، رو به پدر كرد و گفت: پدرم! براى چه حمد خدا و استرجاع كردى (إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ گفتى)؟ آن حضرت فرمود: «اى فرزندم! مختصر خوابى بر من چيره شد. در آن حال، سوارى براى من ظاهر شد و گفت: اين گروه مى‏ روند و مرگ به همراه آنان مى ‏رود. دانستم كه خبر مرگ ما را مى‏دهد».على ‏بن ‏الحسين عرض كرد: خداوند براى شما نگرانى پيش نياورد. آيا ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: «آرى، سوگند به كسى كه بازگشت بندگان به سوى اوست [ما بر حقّيم‏]». على بن الحسين گفت: در اين هنگام، هيچ باكى نداريم كه مرگمان در راه حق فرا رسد. امام حسين عليه السلام فرمود: «خداوند، بهترين پاداشى كه به فرزندى از سوى پدرش مى‏دهد، به تو عطا كند». «روضةالواعظين، ص 180»
 
در اين ماجرا مى‏بينيم كه امام حسين عليه السلام آيه شريفه «إِنّا لِلَّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»  را خواند و آن را تكرار كرد. اكنون بايد ديد كه مضمون اين آيه چيست و چرا امام عليه السلام آن را زمزمه مى‏ كرد؟
خداوند در معرفى صابران مى‏ فرمايد: «آنانى كه چون دچار حادثه‏اى تلخ و ناگوار شوند، مى‏گويند: ما از آن خداييم و ما به سوى او بازگشت خواهيم كرد»اين كلمه، رمز توحيد و مملوكيت انسان، در برابر خدا است؛ چنان‏كه مشتمل بر اقرار به گذشتن از اين جهان و رفتن به جهان ابدى است.
امام حسين عليه السلام از سخن سوارى كه در خواب ديد، خبر مرگ و شهادت خود، برادران و ياران را دريافت كرد. اكنون بنگريم كسى كه خبر هجوم هزاران بلا و گرفتارى، از جمله، كشته شدن خود و همه عزيزانش را دريافت مى‏كند، چه حالى به او دست خواهد داد و چگونه خود را مى ‏بازد و به وحشت و اضطراب مى‏ افتد؛ ولى از امام حسين عليه السلام جز متانت و آرامش، چيزى ديده نشد و با قرائت آيه كريمه، اعلان كرد كه ما مملوك خدا و از آنِ خداييم. او هرگونه خواست، در ما تصرف مى‏ كند و ما هم پذيراى تصرفات و تقديرات او هستيم؛ زيرا او خير و صلاح بنده خود را مى‏داند. بنابراين، آرامش و متانت خود را در پرتو الهام از قرآن كريم و نشأت گرفته از آن مى‏داند.
نيز آن حضرت، آيه مباركه «الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمِين» را خواند و خداى متعال را بر آن همه بلا و مصيبت، حمد و ستايش كرد. اين آيات روح‏بخش توحيدى بود كه آن همه طمأنينه و سكون را در جان امام حسين عليه السلام ايجاد مى‏كرد و آن حضرت، با استناد به اين آيات و مضامين بلند آنها، آن‏گونه خويشتن‏دارى از خود نشان مى‏داد.

منبع: امام حسین و قرآن, محمد جواد مغنیه

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 مهر 1394  ] [ 04:45 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]