سحرخیز باشید كه روزى ها تقسیم مى‌شود

آیت الله میرزا جواد تبریزی قبل از اذان صبح بیدار مى‌شدند و به تهجد و عبادت مى‌پرداختند و مى‌فرمودند: «به طلبه ها بگویید سحرخیز باشند كه روزى ها در آن ساعات تقسیم مى‌شود».

میرزا جواد تبریزی

طلاب به خصوص طلاب جوان همواره از میرزاى تبریزى سؤال مى‌كردند : " انجام چه كارهایى سبب ترقى انسان به درجات رفیع علمى و معنوى و كسب موفقیت و خدمت به دین را فراهم مى آورد؟ " پاسخ این پرسش را از سیر زندگى فقیه مقدس راحل میرزا جواد تبریزى مى‌توان داد:

یكى از خصایل مرحوم میرزا سحرخیزى بود، ایشان دو ساعت قبل از اذان صبح بیدار مى‌شدند و به تهجد و عبادت مى‌پرداختند و مى‌فرمودند: «به طلبه ها بگویید سحرخیز باشند كه روزى ها در آن ساعات تقسیم مى‌شود». نیمه شب به حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) مشرف مى‌شدند و آن زمان را جهت ارتباط معنوى با پروردگار، مناجات و توسل به اهل بیت(علیه السلام) اختصاص داده بودند.

این حركت نیمه شب و تهجد ایشان در حرم مطهر یا مسجد امام حسن عسكرى(علیه السلام) خود درسى بزرگ براى دیگران در مسیر عبودیت و نهایت بندگى در ساحت قدسى پروردگار سبحان بود. یكى دیگر از خصوصیات مرحوم میرزا این بود كه واقعاً مانند یك جوان به درس و بحث اهمیت مى‌دادند و اجازه نمى‌دادند كه لحظه‌اى از وقتشان فوت شود.

در طول شبانه روز و تا آخرین لحظات عمر با جدیت درس و بحث داشتند و همواره مى‌فرمودند: «از درس خواندن مأیوس نشوید و در امر تحصیل از خدا كمك بخواهید و اهل بیت(علیه السلام) را واسطه قرار دهید»و مى‌فرمودند :«تا جوان هستید بنیه علمى خود را قوى كنید و نگذارید عمر كه سرمایه اى گران بها مى باشد تلف شود».

یكى دیگر از مواردى كه مرحوم میرزا به آن اهمیت مى‌داد، نظم در كارها و وقت بود؛ به طورى كه خانواده مرحوم میرزا مى‌گفتند: ما از نظم آقا مى‌توانستیم ساعت خود را تنظیم كنیم، برنامه شبانه‌روزى مشخصى داشتند كه به واسطه این برنامه ریزى از وقت خود به نحو احسن و اكمل استفاده مى‌نمودند.

 

توكل مرحوم میرزا در امور، زبانزد بود و همیشه اهل بیت(علیه السلام) را در كارها واسطه قرار مى‌دادند و به طلاب نصیحت مى‌كردند كه به حبل متین اهل بیت(علیه السلام) چنگ بزنید. اگر اهل بیت(علیه السلام) عنایت كنند، امور حل مى‌شود. مى‌فرمود: «آنان وسیله نجات ما در دنیا و آخرت هستند، وسیله‌اى كه خدا ما را به چنگ زدن به حبل متین آنها سفارش نموده و فرمود:«وابتغوا الیه الوسیله» كه مصداق بارزِ (وسیله)، اهل بیت(علیه السلام) هستند».

یكى دیگر از مواردى كه مرحوم میرزا به آن اهمیت مى‌داد، نظم در كارها و وقت بود؛ به طورى كه خانواده مرحوم میرزا مى‌گفتند: ما از نظم آقا مى‌توانستیم ساعت خود را تنظیم كنیم، برنامه شبانه‌روزى مشخصى داشتند كه به واسطه این برنامه ریزى از وقت خود به نحو احسن و اكمل استفاده مى‌نمودند.

یكى دیگر از خصوصیات مرحوم میرزا تواضع و فروتنى بسیار بود. ایشان خود را بیش از یك طلبه حساب نمى كردند و مى فرمودند: «من یك طلبه هستم و همیشه یك طلبه خواهم ماند و من هیچ گاه فكر نكرده و نمى‌كنم كه مرجع هستم؛ لذت طلبگى از همه لذت‌ها بالاتر است».

ایشان اصلاً راضى نبودند كسى به عنوان مرجع از ایشان یاد كند حتى بارها و بارها در مجالس روضه وقتى منبرى نام ایشان را ذكر مى‌كرد، ناراحت مى‌شدند و مى‌گفتند كه منبر جاى ذكر اهل بیت(علیه السلام) است و مى فرمودند: «اگر مرجعیت وظیفه الهى نبود، هیچ گاه آن را قبول نمى كردم و مانند سایر طلاب تمام وقت را مشغول تحصیل و تدریس بودم؛ ولیكن مرجعیت به عنوان یك وظیفه الهى بر دوش من قرار گرفت و من مجبورم اداى تكلیف نمایم و امیدوارم خداوند به من توفیق دهد كه به بهترین وجه به وظیفه خود عمل نمایم».

منبع :

سایت برنا


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:51 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید

آیت الله فاطمی نیا:

این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید

-در حدیث داریم که از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله پرسیدند در شب قدر چه بخواهیم ؟ ایشان فرمودند: «عافیت بخواهید.»

آیت الله فاطمی نیا در توضیح این حدیث فرمودند: "بیماری ضد عافیت است ، داشتن فرزند نا صالح ضد عافیت است، همسایه بد ضد عافیت است، قرض و گرفتاری ضد عافیه است ، بی آبرویی ضد عافیت است، هر چیز بدی ضد عافیت است، پس در عافیت خواستن همه چیز هست." (نقل به مضمون)

پس بهترین دعا برای خود و دیگران در شب های قدر طلب عافیت است.

همچنین ایشون درباره عافیت خواستن می فرمودند" همه دعا ها را به همراه عافیت بخواهید."

همچنین می فرمودند :

این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید:

"اللهم عافنا فی جمیع الامور/خدایا در همه کارها به ما عافیت بده."


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:50 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مذمت قطع سخن ديگران

 

استاد فاطمي نيا در مذمت قطع سخن ديگران مي فرمايند: نمي دانم ما چرا اين طور هستيم. زنديق به فردي مي گويند که به هيچ چيز معتقد نباشد. يعني فوق کافر است. کافر داريم که بعضي مسائل را قبول دارد ولي زنديق کسي است که هيچ اعتقادي ندارد. زنديق ها نقل کرده اند که ما مي رفتيم با امام صادق (ع) بحث مي کرديم؛ ايشان به قدري زيبا گوش مي داد که فکر مي کرديم در بحث ايشان را محکوم کرده ايم. حرف ما که تمام مي شد ايشان سرشان را بالا مي آوردند همه بافته هاي ما را با يک جمله نقض مي کردند. 

اما ما در برادري و خواهري مان حاضر نيستيم به حرف يکديگر گوش بديم. صبر کن! شکر توي کلامت! اين شکر اين جا به چه دردي مي خورد؟ بيچاره زحمت کشيده، انرژي صرف کرده مي خواهد نتيجه بگيرد بعد بگوييم شکر توي کلامت! يا وسط بحث اگر از يک جمله خوشش نيايد مي پرد وسط حرف. آقا جان کمي صبر کنيد! به خدا معلومات به دست آوردن به اين راحتي ها نيست.

-گفتنی است یکی از صفاتی که برای امام رضا علیه السلام که قرار است ما شیعه و پیروی آن حضرت باشیم، نقل شده است این است که "آن حضرت هیچ گاه سخن کسی را قطع نمی کرد."


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:49 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

هرچه کتاب تعبیر خواب داریم بریزید رودخانه!

استاد فاطمی نیا:هرچه کتاب تعبیر خواب داریم، فارسی، عربی بریزید آب رودخانه! چون یک دانه کتاب تعبیر معتبر تا این ساعت که من خدمت شما نشسته ام چاپ نشده است. نه عربی نه فارسی، این کتاب ها جز اینکه آدم را وسواسی کنند، آدم را گرفتار به مالیخولیا کنند، آدم سرگردان بشود، عصبی بشود، افسرده شود بیفتد یک گوشه ای هیچ ثمره ی دیگری ندارد.

آی روغن بادام دیدی بابات اینطور می شود، روغن بنفشه دیدی مادرت چگونه می شود، اگر دندان بالایت بیفتد از فامیل های پدرت می میرند، از پایین بیفتد از فامیل های مادرت می میرند، اینها چیه؟! این ها مزخرفات است، تعبیر افتادن دندان در خواب اصلاح اخلاق است، هرکس دید دندانش افتاده است اخلاقش خوب می شود، یادتان باشد.

علم تعبیر اصلا این حرف ها نیست، علم تعبیر یک چیزی است که خدا باید بدهد، اصلا در جا داده می شود، همانجا که شخص دارد خوابش را میگوید خدا عنایت می کند آن شخص خواب را تعبیر می کند.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:47 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اخم کردن به پدر و مادر انسان !!!

گاهی یک اخم کردن به پدر و مادر انسان را صد سال عقب نگه می دارد

استاد فاطمی نیا:"گاهی یک اخم کردن به مادر صد سال عقب نگرد می دارد، کجای کاری؟! یک اخم به مادر، یک اخم به پدر نمی گذارد اصلا پیش بروی! حدیث داریم، خودت را بکشی، "قل للعاقه افعل ما شئت. البته حرف زیاد است، می گوید که مثلا پدرم نماز نمی خواند، خب می گویم حالا برو نصیحتش کن، حالا نشد بازهم مودب باش، وقتی می رسی مثل اینکه یهودی را داری می بینی، ساکت باش، حدیث است دیگر ،و ان جالسک یهودی فأحسن مجالسته."

-البته گفتی است نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که عاق والدین  صرفا به این معنا نیست که پدر و مادر به قدری از فرزند عاصی شوند که به زبان بگویند عاقت کردم، این حد بالای آن است، عاق به معنای ناراضی بودن پدر و مادر از فرزند است یعنی همین که رفتار فرزند طوری باشد که موجب رنجش و نارضایتی پدر و مادر شود عاق والدین است و این عاق بودن تا هنگامی است که پدر و مادر از او راضی شوند.

استاد فاطمی نیا در این باره می فرمایند:"هنوز بسیاری از جوان های مابا این که آدم های خوب و متدیّن و چه بسا اهل نماز شب و مستحبات هم هستند، اما معنای عقوق والدین را نفهمیده اند! خیلی ها فکر می کنند عقوق والدین که از گناهان کبیره است و باعث سقوط و هلاکت معنوی انسان می شود فقط این است که خدای نکرده به پدر و مادر فحش و ناسزا داد، یا آنان را مورد ضرب و شتم قرار داد! نمی دانند که عاق والدین شدن مراتب دارد،همین که یک سخن نیمه تلخ هم به آنان بگویی،عاق والدین شده ای!"

همچنین گفتنی است در روایت داریم که ممکن است پدر و مادر فردی در زمان حیات از او راضی باشند ولی بعد از مرگ به خاطر اینکه به فکرشان نیست (ابتدا با ادا کردن حق الله و حق الناسی که به گردنشان مانده و بعد با خیرات و مبرات و تلاوت قرآن و دعا برایشان) عاق شود و برعکس ممکن است کسی در زمان حیاط پدر و مادرش عاق والدین باشد ولی  پس از مرگشان به خاطر اینکه به فکرشان است(در مرحله اول با ادا کردن حق الله و حق الناسی که به گردنشان است و بعد با خیرات و مبرات و تلاوت قرآن و دعایی که برایشان می کند) از او راضی شوند.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:45 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شیعیان صاحب دارند

استاد فاطمی نیا:علامه مجلسی رضوان الله علیه در بحار حدیثی آورده است من این حدیث را در اصفهان روی منبر گفتم، از منبر آمدم پایین یک آقایی آمد گفت یک خانوم آلمانی شش سال است مسلمان شده است، پدر و مادر و کسانش طردش کرده اند، نامه می نویسد، نامه اش را نمی خوانند دوباره به طرف ایران برمی گردانند، خلاصه گفته در این شش سال امروز برای اولین بار من پای منبر فلانی خندیدم، یعنی بنده، فارسی هم بلد بود.

خلاصه آن آقا هم همسر آن خانوم بود، گفت من این را دو دقیقه بیارم پیش شما خودش بگوید، عصری این خانوم با همسر ایرانیش آمد پیش من، آمد با من حرف بزند دیدم گریه اش گرفت، هم می خندید هم گریه میکرد، گفت به خدا من گفتم اسلام می خواهم، پدر و مادرم طردم کردند، نامه می نویسم جواب نمی دهند، خیال کردم به اسلام آمدم صاحب ندارم امروز فهمیدم صاحب دارم و بعد از شش سال خندیدم.

و آن حدیث این بود، مجلسی می نویسد که یک خانومی بود زمان امام صادق علیه السلام، شوهرش رفت مسافرت و بنده خدا در آن سفر از دنیا رفت. این زن ناراحت بود و گریه می کرد، حضرت صادق صلوات الله علیه او را دلداری داد، فرمود: صبر کن آرام باش، این زن برگشت گفت یابن رسول الله "انما ابکی لانه مات فی الغربه" برای این گریه می کنم که او در غربت مرده است، حضرت فرمود:مگر شوهرت شیعه نبود؟ زن گفت بله، حضرت فرمود: پس ما کی هستیم؟ با وجود ما او غریب نیست.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:45 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نهی از اعتراف به گناهان نزد مخلوق

استاد فاطمی نیا:بعضی ها می آیند به مردم میگویند که من یک وقتی فلان گناه را مرتکب شده ام، پشیمان است ها، ولی اصلا چرا می آیی میگویی؟!روایت داریم یک نفر آمد در محضر حضرت سید انبیاء ایستاد گفت که یا رسول الله من زنا کردم، حضرت صورتش را برگرداند که یعنی من نشنیده ام، رفت از آن طرف آمد گفت آقا من زنا کردم حضرت باز صورت مبارکش را برگردوند، رفت از طرف سوم و بالاخره از طرف چهارم آمد، آخر حضرت فرمود: از این مردم تعجب میکنم که خدا عیوب اینها را پرده کشیده است خودشان به دست خودشان عیبشان را فاش میکنند!

چی کار داری بنده خدا، گناهی کردی، پشیمانی، ناراحتی، توبه کن خدای متعال میبخشد اصلا خدا دوست ندارد مومنین لکه دار شوند، شیوه خدا این است که همیشه زیبایی ها را ظاهر میکند، قبیح ها را میپوشاند، از دعاهای خیلی عظیم القدر است که میفرماید: "یا من اظهرالجمیل" ای خدایی که زیبا را ظاهر میکند و "ستر القبیح" قبیح را میپوشاند. الان شما ببینید همه ما در اجتماع یک آبرویی داریم، چرا داریم؟ برای اینکه خدا زیبایی های ما را ظاهر کرده است، اگر خدا بدی های ما را ظاهر میکرد، آیا ما این آبرو را داشتیم؟ یا در دعای کمیل میخوانید که می فرماید: "کم من قبیح سترته" خدایا من چه قدر قبیح داشتم که تو پوشاندی "و کم من ثناء الجمیل لست اهل له نشرته" آدم از این کرم، اکرم اکرمین باید عمری شرمنده بشود.

ببینید شما، اگر من و امثال من از کسی چیزی بدانیم میرویم آن را میگوییم یک چیزی هم میگذاریم رویش، اما خدا قبایحی را از ما می داند که می پوشاند یک آرایشی هم میدهد که می توانیم زنگی کنیم.طرف خوابیده تا دم آفتاب، نماز صبحش قضاست اما بر زبان ها انداخته که این نماز شبش ترک نمی شود!عجب خدایی، عجب کرمی "کم من قبیح سترته" فقط این نیست که قبیح را بپوشاند "و کم من ثناء الجمیل لست اهل له نشرته" چقدر ثناء جمیل برای من منشتر ساختی.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:43 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اخلاق در خانواده

اخلاق خودت را در خانواده درست نکردی و فکر عارف شدنی؟!

استاد فاطمی نیـا:
برخی‌ها هنــوز اخلاق خود را در خانـه درست نکرده‌انــد به فکر عارف و سالک شدن افتاده‌انــد.

 باید اخلاق و عرفان و سلوک را از خانـه آغاز کــرد.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 8:42 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]