سحرخیز باشید كه روزى ها تقسیم مى‌شود

آیت الله میرزا جواد تبریزی قبل از اذان صبح بیدار مى‌شدند و به تهجد و عبادت مى‌پرداختند و مى‌فرمودند: «به طلبه ها بگویید سحرخیز باشند كه روزى ها در آن ساعات تقسیم مى‌شود».

میرزا جواد تبریزی

طلاب به خصوص طلاب جوان همواره از میرزاى تبریزى سؤال مى‌كردند : " انجام چه كارهایى سبب ترقى انسان به درجات رفیع علمى و معنوى و كسب موفقیت و خدمت به دین را فراهم مى آورد؟ " پاسخ این پرسش را از سیر زندگى فقیه مقدس راحل میرزا جواد تبریزى مى‌توان داد:

یكى از خصایل مرحوم میرزا سحرخیزى بود، ایشان دو ساعت قبل از اذان صبح بیدار مى‌شدند و به تهجد و عبادت مى‌پرداختند و مى‌فرمودند: «به طلبه ها بگویید سحرخیز باشند كه روزى ها در آن ساعات تقسیم مى‌شود». نیمه شب به حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) مشرف مى‌شدند و آن زمان را جهت ارتباط معنوى با پروردگار، مناجات و توسل به اهل بیت(علیه السلام) اختصاص داده بودند.

این حركت نیمه شب و تهجد ایشان در حرم مطهر یا مسجد امام حسن عسكرى(علیه السلام) خود درسى بزرگ براى دیگران در مسیر عبودیت و نهایت بندگى در ساحت قدسى پروردگار سبحان بود. یكى دیگر از خصوصیات مرحوم میرزا این بود كه واقعاً مانند یك جوان به درس و بحث اهمیت مى‌دادند و اجازه نمى‌دادند كه لحظه‌اى از وقتشان فوت شود.

در طول شبانه روز و تا آخرین لحظات عمر با جدیت درس و بحث داشتند و همواره مى‌فرمودند: «از درس خواندن مأیوس نشوید و در امر تحصیل از خدا كمك بخواهید و اهل بیت(علیه السلام) را واسطه قرار دهید»و مى‌فرمودند :«تا جوان هستید بنیه علمى خود را قوى كنید و نگذارید عمر كه سرمایه اى گران بها مى باشد تلف شود».

یكى دیگر از مواردى كه مرحوم میرزا به آن اهمیت مى‌داد، نظم در كارها و وقت بود؛ به طورى كه خانواده مرحوم میرزا مى‌گفتند: ما از نظم آقا مى‌توانستیم ساعت خود را تنظیم كنیم، برنامه شبانه‌روزى مشخصى داشتند كه به واسطه این برنامه ریزى از وقت خود به نحو احسن و اكمل استفاده مى‌نمودند.

 

توكل مرحوم میرزا در امور، زبانزد بود و همیشه اهل بیت(علیه السلام) را در كارها واسطه قرار مى‌دادند و به طلاب نصیحت مى‌كردند كه به حبل متین اهل بیت(علیه السلام) چنگ بزنید. اگر اهل بیت(علیه السلام) عنایت كنند، امور حل مى‌شود. مى‌فرمود: «آنان وسیله نجات ما در دنیا و آخرت هستند، وسیله‌اى كه خدا ما را به چنگ زدن به حبل متین آنها سفارش نموده و فرمود:«وابتغوا الیه الوسیله» كه مصداق بارزِ (وسیله)، اهل بیت(علیه السلام) هستند».

یكى دیگر از مواردى كه مرحوم میرزا به آن اهمیت مى‌داد، نظم در كارها و وقت بود؛ به طورى كه خانواده مرحوم میرزا مى‌گفتند: ما از نظم آقا مى‌توانستیم ساعت خود را تنظیم كنیم، برنامه شبانه‌روزى مشخصى داشتند كه به واسطه این برنامه ریزى از وقت خود به نحو احسن و اكمل استفاده مى‌نمودند.

یكى دیگر از خصوصیات مرحوم میرزا تواضع و فروتنى بسیار بود. ایشان خود را بیش از یك طلبه حساب نمى كردند و مى فرمودند: «من یك طلبه هستم و همیشه یك طلبه خواهم ماند و من هیچ گاه فكر نكرده و نمى‌كنم كه مرجع هستم؛ لذت طلبگى از همه لذت‌ها بالاتر است».

ایشان اصلاً راضى نبودند كسى به عنوان مرجع از ایشان یاد كند حتى بارها و بارها در مجالس روضه وقتى منبرى نام ایشان را ذكر مى‌كرد، ناراحت مى‌شدند و مى‌گفتند كه منبر جاى ذكر اهل بیت(علیه السلام) است و مى فرمودند: «اگر مرجعیت وظیفه الهى نبود، هیچ گاه آن را قبول نمى كردم و مانند سایر طلاب تمام وقت را مشغول تحصیل و تدریس بودم؛ ولیكن مرجعیت به عنوان یك وظیفه الهى بر دوش من قرار گرفت و من مجبورم اداى تكلیف نمایم و امیدوارم خداوند به من توفیق دهد كه به بهترین وجه به وظیفه خود عمل نمایم».

منبع :

سایت برنا


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:51 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید

آیت الله فاطمی نیا:

این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید

-در حدیث داریم که از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله پرسیدند در شب قدر چه بخواهیم ؟ ایشان فرمودند: «عافیت بخواهید.»

آیت الله فاطمی نیا در توضیح این حدیث فرمودند: "بیماری ضد عافیت است ، داشتن فرزند نا صالح ضد عافیت است، همسایه بد ضد عافیت است، قرض و گرفتاری ضد عافیه است ، بی آبرویی ضد عافیت است، هر چیز بدی ضد عافیت است، پس در عافیت خواستن همه چیز هست." (نقل به مضمون)

پس بهترین دعا برای خود و دیگران در شب های قدر طلب عافیت است.

همچنین ایشون درباره عافیت خواستن می فرمودند" همه دعا ها را به همراه عافیت بخواهید."

همچنین می فرمودند :

این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید:

"اللهم عافنا فی جمیع الامور/خدایا در همه کارها به ما عافیت بده."


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:50 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مذمت قطع سخن ديگران

 

استاد فاطمي نيا در مذمت قطع سخن ديگران مي فرمايند: نمي دانم ما چرا اين طور هستيم. زنديق به فردي مي گويند که به هيچ چيز معتقد نباشد. يعني فوق کافر است. کافر داريم که بعضي مسائل را قبول دارد ولي زنديق کسي است که هيچ اعتقادي ندارد. زنديق ها نقل کرده اند که ما مي رفتيم با امام صادق (ع) بحث مي کرديم؛ ايشان به قدري زيبا گوش مي داد که فکر مي کرديم در بحث ايشان را محکوم کرده ايم. حرف ما که تمام مي شد ايشان سرشان را بالا مي آوردند همه بافته هاي ما را با يک جمله نقض مي کردند. 

اما ما در برادري و خواهري مان حاضر نيستيم به حرف يکديگر گوش بديم. صبر کن! شکر توي کلامت! اين شکر اين جا به چه دردي مي خورد؟ بيچاره زحمت کشيده، انرژي صرف کرده مي خواهد نتيجه بگيرد بعد بگوييم شکر توي کلامت! يا وسط بحث اگر از يک جمله خوشش نيايد مي پرد وسط حرف. آقا جان کمي صبر کنيد! به خدا معلومات به دست آوردن به اين راحتي ها نيست.

-گفتنی است یکی از صفاتی که برای امام رضا علیه السلام که قرار است ما شیعه و پیروی آن حضرت باشیم، نقل شده است این است که "آن حضرت هیچ گاه سخن کسی را قطع نمی کرد."


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:49 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

هرچه کتاب تعبیر خواب داریم بریزید رودخانه!

استاد فاطمی نیا:هرچه کتاب تعبیر خواب داریم، فارسی، عربی بریزید آب رودخانه! چون یک دانه کتاب تعبیر معتبر تا این ساعت که من خدمت شما نشسته ام چاپ نشده است. نه عربی نه فارسی، این کتاب ها جز اینکه آدم را وسواسی کنند، آدم را گرفتار به مالیخولیا کنند، آدم سرگردان بشود، عصبی بشود، افسرده شود بیفتد یک گوشه ای هیچ ثمره ی دیگری ندارد.

آی روغن بادام دیدی بابات اینطور می شود، روغن بنفشه دیدی مادرت چگونه می شود، اگر دندان بالایت بیفتد از فامیل های پدرت می میرند، از پایین بیفتد از فامیل های مادرت می میرند، اینها چیه؟! این ها مزخرفات است، تعبیر افتادن دندان در خواب اصلاح اخلاق است، هرکس دید دندانش افتاده است اخلاقش خوب می شود، یادتان باشد.

علم تعبیر اصلا این حرف ها نیست، علم تعبیر یک چیزی است که خدا باید بدهد، اصلا در جا داده می شود، همانجا که شخص دارد خوابش را میگوید خدا عنایت می کند آن شخص خواب را تعبیر می کند.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:47 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اخم کردن به پدر و مادر انسان !!!

گاهی یک اخم کردن به پدر و مادر انسان را صد سال عقب نگه می دارد

استاد فاطمی نیا:"گاهی یک اخم کردن به مادر صد سال عقب نگرد می دارد، کجای کاری؟! یک اخم به مادر، یک اخم به پدر نمی گذارد اصلا پیش بروی! حدیث داریم، خودت را بکشی، "قل للعاقه افعل ما شئت. البته حرف زیاد است، می گوید که مثلا پدرم نماز نمی خواند، خب می گویم حالا برو نصیحتش کن، حالا نشد بازهم مودب باش، وقتی می رسی مثل اینکه یهودی را داری می بینی، ساکت باش، حدیث است دیگر ،و ان جالسک یهودی فأحسن مجالسته."

-البته گفتی است نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که عاق والدین  صرفا به این معنا نیست که پدر و مادر به قدری از فرزند عاصی شوند که به زبان بگویند عاقت کردم، این حد بالای آن است، عاق به معنای ناراضی بودن پدر و مادر از فرزند است یعنی همین که رفتار فرزند طوری باشد که موجب رنجش و نارضایتی پدر و مادر شود عاق والدین است و این عاق بودن تا هنگامی است که پدر و مادر از او راضی شوند.

استاد فاطمی نیا در این باره می فرمایند:"هنوز بسیاری از جوان های مابا این که آدم های خوب و متدیّن و چه بسا اهل نماز شب و مستحبات هم هستند، اما معنای عقوق والدین را نفهمیده اند! خیلی ها فکر می کنند عقوق والدین که از گناهان کبیره است و باعث سقوط و هلاکت معنوی انسان می شود فقط این است که خدای نکرده به پدر و مادر فحش و ناسزا داد، یا آنان را مورد ضرب و شتم قرار داد! نمی دانند که عاق والدین شدن مراتب دارد،همین که یک سخن نیمه تلخ هم به آنان بگویی،عاق والدین شده ای!"

همچنین گفتنی است در روایت داریم که ممکن است پدر و مادر فردی در زمان حیات از او راضی باشند ولی بعد از مرگ به خاطر اینکه به فکرشان نیست (ابتدا با ادا کردن حق الله و حق الناسی که به گردنشان مانده و بعد با خیرات و مبرات و تلاوت قرآن و دعا برایشان) عاق شود و برعکس ممکن است کسی در زمان حیاط پدر و مادرش عاق والدین باشد ولی  پس از مرگشان به خاطر اینکه به فکرشان است(در مرحله اول با ادا کردن حق الله و حق الناسی که به گردنشان است و بعد با خیرات و مبرات و تلاوت قرآن و دعایی که برایشان می کند) از او راضی شوند.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:45 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شیعیان صاحب دارند

استاد فاطمی نیا:علامه مجلسی رضوان الله علیه در بحار حدیثی آورده است من این حدیث را در اصفهان روی منبر گفتم، از منبر آمدم پایین یک آقایی آمد گفت یک خانوم آلمانی شش سال است مسلمان شده است، پدر و مادر و کسانش طردش کرده اند، نامه می نویسد، نامه اش را نمی خوانند دوباره به طرف ایران برمی گردانند، خلاصه گفته در این شش سال امروز برای اولین بار من پای منبر فلانی خندیدم، یعنی بنده، فارسی هم بلد بود.

خلاصه آن آقا هم همسر آن خانوم بود، گفت من این را دو دقیقه بیارم پیش شما خودش بگوید، عصری این خانوم با همسر ایرانیش آمد پیش من، آمد با من حرف بزند دیدم گریه اش گرفت، هم می خندید هم گریه میکرد، گفت به خدا من گفتم اسلام می خواهم، پدر و مادرم طردم کردند، نامه می نویسم جواب نمی دهند، خیال کردم به اسلام آمدم صاحب ندارم امروز فهمیدم صاحب دارم و بعد از شش سال خندیدم.

و آن حدیث این بود، مجلسی می نویسد که یک خانومی بود زمان امام صادق علیه السلام، شوهرش رفت مسافرت و بنده خدا در آن سفر از دنیا رفت. این زن ناراحت بود و گریه می کرد، حضرت صادق صلوات الله علیه او را دلداری داد، فرمود: صبر کن آرام باش، این زن برگشت گفت یابن رسول الله "انما ابکی لانه مات فی الغربه" برای این گریه می کنم که او در غربت مرده است، حضرت فرمود:مگر شوهرت شیعه نبود؟ زن گفت بله، حضرت فرمود: پس ما کی هستیم؟ با وجود ما او غریب نیست.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:45 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نهی از اعتراف به گناهان نزد مخلوق

استاد فاطمی نیا:بعضی ها می آیند به مردم میگویند که من یک وقتی فلان گناه را مرتکب شده ام، پشیمان است ها، ولی اصلا چرا می آیی میگویی؟!روایت داریم یک نفر آمد در محضر حضرت سید انبیاء ایستاد گفت که یا رسول الله من زنا کردم، حضرت صورتش را برگرداند که یعنی من نشنیده ام، رفت از آن طرف آمد گفت آقا من زنا کردم حضرت باز صورت مبارکش را برگردوند، رفت از طرف سوم و بالاخره از طرف چهارم آمد، آخر حضرت فرمود: از این مردم تعجب میکنم که خدا عیوب اینها را پرده کشیده است خودشان به دست خودشان عیبشان را فاش میکنند!

چی کار داری بنده خدا، گناهی کردی، پشیمانی، ناراحتی، توبه کن خدای متعال میبخشد اصلا خدا دوست ندارد مومنین لکه دار شوند، شیوه خدا این است که همیشه زیبایی ها را ظاهر میکند، قبیح ها را میپوشاند، از دعاهای خیلی عظیم القدر است که میفرماید: "یا من اظهرالجمیل" ای خدایی که زیبا را ظاهر میکند و "ستر القبیح" قبیح را میپوشاند. الان شما ببینید همه ما در اجتماع یک آبرویی داریم، چرا داریم؟ برای اینکه خدا زیبایی های ما را ظاهر کرده است، اگر خدا بدی های ما را ظاهر میکرد، آیا ما این آبرو را داشتیم؟ یا در دعای کمیل میخوانید که می فرماید: "کم من قبیح سترته" خدایا من چه قدر قبیح داشتم که تو پوشاندی "و کم من ثناء الجمیل لست اهل له نشرته" آدم از این کرم، اکرم اکرمین باید عمری شرمنده بشود.

ببینید شما، اگر من و امثال من از کسی چیزی بدانیم میرویم آن را میگوییم یک چیزی هم میگذاریم رویش، اما خدا قبایحی را از ما می داند که می پوشاند یک آرایشی هم میدهد که می توانیم زنگی کنیم.طرف خوابیده تا دم آفتاب، نماز صبحش قضاست اما بر زبان ها انداخته که این نماز شبش ترک نمی شود!عجب خدایی، عجب کرمی "کم من قبیح سترته" فقط این نیست که قبیح را بپوشاند "و کم من ثناء الجمیل لست اهل له نشرته" چقدر ثناء جمیل برای من منشتر ساختی.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:43 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اخلاق در خانواده

اخلاق خودت را در خانواده درست نکردی و فکر عارف شدنی؟!

استاد فاطمی نیـا:
برخی‌ها هنــوز اخلاق خود را در خانـه درست نکرده‌انــد به فکر عارف و سالک شدن افتاده‌انــد.

 باید اخلاق و عرفان و سلوک را از خانـه آغاز کــرد.


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:42 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

از بیانات استاد عبدالقائم شوشتری در مورد دعای جوشن کبیر

 

بیانات استاد معظّم حضرت آیت الله شوشتری (حفظه الله)

در شب بیست و یکم رمضان المبارک 1434 :

این دعای جوشن کبیر مثل یک چمنزار سبزی می ماند که انسان برای تفرّج به آنجا رفته باشد . این چمنزار سبز و خرّم هزار گل ریز دارد و بعضی گل های ریز خیلی درشت میشوند . در عالم مکاشفه برای یکی از دوستان پیش آمد که چمنزار سرسبزی را دید ، فراوان ، وسیع ، پر از گل های زیبا و دلربا ، معطر ، خوشبو ولی بعضی گل ها خیلی درشت و خیلی جذاب بودند .

لذت مناجات را از دست ندید و با هیچ چیزی معاوضه نکنید.

یک وقتی بنده در همین اصفهان مسجد امام منبر رفته بودم ، قبل از منبر آیت الله شیخ حسن صافی (ره) که رئیس حوزه علمیه اصفهان بود ، ایشون به بنده فرمود که امشب شما باید منبر بری و انشاالله از تجلّیات خدا صحبت کنی، بنده رسیدم به این اسم شریف "یا خیر ذاکرٍ و مذکور" یک حالی به من دست داد که به هیچ وجه نمیتوانم توصیف کنم .

"در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد          حالتی رفت که محراب به فریاد آمد"

سال هاست 25 سال 30 سال از آن موضوع میگذره ولی هنوز اون مزّه نرفته. "یاخیر ذاکرٍ و مذکور"

حالا امشب طوری (دعای جوشن کبیر) بخونید که برق یکی از اسماء الله شما رو بگیره . وقتی هزار تا نام خدا رو خوندیم و زبان ما معطر به نام خدا شد به یاد خدا شد ،

"هزار مرتبه شویم دهن به مشک و گلاب          هنوز نام تو بردن کمال بی ادبیست"

وقتی زبانمان منور شد به نام خدا ، بعد بلافاصله دعای قرآن به سر را شروع میکنیم . اونجا دیگه معرکه هست ، مخصوصا در جمله ی اول "بک یا الله" خدایا تو را به خودت قسم ، دیگه از این بهتر نمیتونیم بگیم ، خدایا تو را به خودت قسم می دهیم . انشاالله امشب حوائجتان را از خداوند متعال خواهید گرفت ، خیلی روی حوائجتون تکیه نکنید . بخواهید ، بگیرید ، ولی فشار روی اون مسئله ی ارتباط قلبی با خدا باشه . ما خدا داشته باشیم و امکان ارتباطش هم باشه ولی ارتباط نداشته باشیم خیلی ضرره

" چنین معشوقه ای در شهر و آنگه دیدنش ممکن    هر آن کز پای بنشیند به غایت بی بصر باشد" .

http://abdolghaem.ir/bayanat

 


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:42 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

به شب های عزا، شب عزیز نگوییم بگوییم : شب های بزرگ

استاد فاطمی نیا: دقت دارید که من به شب های عزا میگویم شب بزرگ نمیگویم شب عزیز، چون عوام ها به این شبها میگویند شب عزیز! این شب ها بزرگ است آقا، عزیز چیه؟! من خیلی ناراحات میشوم شب عاشورا میگویند شب عزیز! شب عاشورا، شب شومی است، کجا شب عزیز است؟! فردا خاک ریخته بر سر مسلمین، خاک یتیمی، آنوقت عزیز بشود؟! کجاش عزیز است، این شب ها، شب های مهمی هستند، شب های میلاد شب های عزیز هستند، مثل شب غدیر.

-متاسفانه علی رغم این که، این تذکرات بارها از صدا و سیما هم پخش شده است، باز هم بسیار شاهد این هستیم که مجریان از این لفظ درمورد شب های عزا استفاده می کنند که به کار بردن این لفظ آن هم توسط شیعیان بسیار زشت است. لازم است برنامه سازان توجه بیشتری به این نکته داشته باشند و مجریان را در این زمینه توجیه کنند.

http://a-fateminiya.blogfa.com

 


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:40 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کمال اخلاص پیدا نمی شود مگر با محبت

 

عالم ربّانی حضرت آیت الله حاج سید حسین یعقوبی قائنی (حفظه الله) در کتاب شریف سفینه الصّادقین می فرمایند :

"کرامات و کارهای خارق العاده هیچ کدام نمی تواند برای انسان اسباب دلخوشی باشد ؛ زیرا اینها به خودی خود دلیل قرب انسان به خداوند متعال نیست. بلعم باعورا با اینکه اسم اعظم داشت و دعایش مستجاب بود ، ولی عاقبتش به گمراهی انجامید و مورد غضب الهی قرار گرفت . پس به این چیزها نمی توان اعتماد کرد .  استاد ما آقای ا     

استاد ما آقای انصاری قدس سره می فرمودند : تنها دو چیز است که اگر سالک آن را در خود یافت می تواند به آن دلخوش و امیدوار شود : یکی محبت و دیگری اخلاص. اگر انسان در کارهایش اخلاص دید و در قلبش نسبت به خدای متعال محبت یافت ، جای دلخوشی است .

میزان قُرب انسان به خدای متعال به محبت او است . اگر خداوند ذره ای محبت عطا کند همه ی کارها آسان می شود . و در واقع اخلاص هم به معنای حقیقی آن از غیر محب ساخته نیست ؛ زیرا تا انسان حبّ نفس را دارد نمی تواند برای خدا کار کند . اگر خدا را هم بخواهد برای خودش می خواهد ، اما اگر محبت خداوند نصیب کسی شود اول قدم او این است که پا روی خودش میگذارد و دیگر خودش را نمی بیند و طالب چیزی جز او نیست . آن وقت تمام اعمال او خالص و برای خدا می شود . پس کمال اخلاص هم پیدا نمی شود مگر با محبت .

کتاب سفینه الصّادقین ، صفحات 470 و 471


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:39 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

6 روایت از دستورالعمل مرحوم نخودکی به امام خمینی

سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

 

Nokhodaki

در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی:

چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید

 

روایت اول:

 

(به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)

 

خبرنگار البرز می‌گوید : مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق " ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا" با یکی از روحانیون سرشناس تهران  بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.

 

ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

 

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و ...می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

 

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :

shobeiri

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:35 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بیانات استاد معظّم حضرت آیت الله شوشتری (حفظه الله)

متن بیانات استاد معظّم حضرت آیت الله شوشتری (حفظه الله) در حرم مطهر حضرت امام علیّ بن موسی الرّضا صلوات الله علیه - شعبان 1390

 

 

در این قسمت متن بیانات استاد معظّم حضرت آیت الله شوشتری (حفظه الله) در حرم مطهر حضرت امام علیّ بن موسی الرضا صلوات الله که در ماه شعبان سال 1390 صورت گرفته ، آورده شده است. ضمنا این بیانات در جلد اول کتاب مشکات از انتشارات آستان قدس رضوی صلوات الله علیه که شامل منتخب سخنرانی های حرم مطهر رضوی صلوات الله می باشد آورده شده است.

آمادگی جهت کسب فیض از ماه رمضان

قال الله تبارک و تعالی : "یاأیّهاالَّذین آمَنوا اتَّقوا اللهَ وَ کونوا معَ الصّادقین"[1]

مقدمه

موضوع سخن آمادگی در پایان ماه شعبان جهت پذیرایی از ماه مبارک رمضان است . ماه رمضان " شهرالله الاعظم" است . اگر انسان درست سیر و سلوک در این ماه کند ، خیلی چیزها به دستش می رسد. در ماه شریف رمضان هر کس بتواند سی روز خدا را خالصانه بندگی کند از مصادیق حدیث شریف پیامبر صلی الله علیه و آله است که : "مَن أخلَصَ لِلهِ أربَعینَ یَوماً فَجَّرَاللهُ یَنابیعَ الحِکمتِ مِن قَلبِهِ علی لِسانِهِ" [2]  در غیر ماه رمضان چهل روز لازم است ، اما در ماه رمضان سی روز کافی است . در ماه رمضان قرآن از طرف خدا نازل شده است . در ماه رمضان خودِ پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفته اند . ماه مبارک رمضان برکات زیادی دارد ، بیایید خودمان را قبل از اینکه ماه شعبان تمام شود آماده کنیم تا از مواهب ماه رمضان بهره مند گردیم .

در چنین ایّامی اباصلت خدمت امام رضا صلوات الله علیه آمد ، حضرت رضا صلوات الله علیه فرمودند : یا اباصلت چند روزی بیشتر از ماه شعبان نمانده است ، خودت را برای ماه رمضان آماده کن - تلاش کنیم در این مدت باقی مانده از ماه شعبان ، خودمان را برای ماه مبارک رمضان آماده کنیم تا بتوانیم از مواهب بی پایان خداوند در ماه مبارک رمضان بهره مند شویم - بعد حضرت حدیثی فرمودند که در این حدیث دوازده دستور هست ، من از این دوازده دستور مواردی را برایتان میخوانم .

فرمایشات امام رضا صلوات الله علیه در ماه شعبان به اباصلت

1. زیاد دعا خواندن

اولین دستوری که امام رضا صلوات الله علیه به اباصلت فرمودند دعا و مناجات زیاد بخوانید . درباره یدعا خداوند در آخرین آیه ی سوره ی مبارکه فرقان میفرماید : " قُل ما یَعبَوُا بِکُم رَبَّی لا دُعائُکُم "[3]  ای پیامبر ! به امّتت بگو اگر دعاهای شما نباشد ، خداوند هیچ اعتنایی به شما


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:33 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درجات مردم - روایت عبدالعزیز قَراطیسی

علامه طهرانی رحمه الله رحمه واسعه در کتاب شریف روح مجرد میفرمایند:حضرت‌ آقا(مرحوم حاج سيد هاشم حدادكراراً و مراراً ديده‌ شد كه‌ روايت‌ عبدالعزيز قَراطيسي‌ را براي‌ رفقا قرائت‌ مي‌نمودند؛ كه‌ حتماً بايد اين‌ راه‌ با رفق‌ و مدارا طيّ شود، أعمال‌ سخت‌ و سنگين‌ سالك‌ را مي‌كُشد و نفس‌ وي‌ را مي‌شكند، بطوريكه‌ ديگر قادر بر حركت‌ نمي‌باشد، عيناً مانند مسافر پا شكسته‌؛ وي‌ چگونه‌ ميتواند بيابان‌ را طيّ كند؟!

اين‌ روايت‌ را كلينيّ در «اصول‌ كافي‌» نقل‌ كرده‌ است‌ و عين‌ مضمونش‌ اينستكه‌: عبدالعزيز قَراطيسي‌ روايت‌ كرده‌ كه‌ قَالَ لِي‌ أَبُو عَبْدِاللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ:

يَا عَبْدَ الْعَزِيزِ! إنَّ الإيمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ السُّلَّمِ يُصْعَدُ مِنْهُ مَرْقَاةً بَعْدَ مَرْقَاةٍ وَ لَا يَقُولَنَّ صَاحِبُ الاِثْنَيْنِ لِصَاحِبِ الْوَاحِدِ: لَسْتَ عَلَي‌ شَيْءٍ! حَتَّي‌ يَنْتَهِيَ إلَي‌ الْعَاشِرِ.

فَلَا تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَكَ فَيُسْقِطَكَ مَنْ هُوَ فَوْقَكَ. وَ إذَا رَأَيْتَ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْكَ بِدَرَجَةٍ فَارْفَعْهُ إلَيْكَ بِرِفْقٍ، وَ لَا تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لَا يُطِيقُ فَتَكْسِرَهُ! فَإنَّ مَنْ كَسَرَ مُؤْمِنًا فَعَلَيْهِ جَبْرُهُ.

«حضرت‌ صادق‌ عليه‌ السّلام‌ به‌ من‌ گفتند: اي‌ عبدالعزيز! ايمان‌ ده‌ درجه‌ دارد مثل‌ نردبان‌ كه‌ بايد از آن‌ پلّه‌پلّه‌ يكي‌ پس‌ از ديگري‌ بالا رفت‌. نبايد كسي‌ كه‌ داراي‌ دو درجۀ از ايمانست‌ به‌ آنكه‌ داراي‌ يك‌ درجۀ از ايمانست‌ بگويد: تو داراي‌ منزلت‌ و مقامي‌ از ايمان‌ نمي‌باشي‌! و همينطور درجه‌ به‌ درجه‌ تا برسد به‌ درجۀ دهم‌.

و نبايد تو ساقط‌ كني‌ و از ارزش‌ بيندازي‌ آن‌ كس‌ را كه‌ پائين‌‌تر از تست‌؛ كه‌ در اينصورت‌ ساقط‌ ميكند و از ارزش‌ مي‌اندازد تو را آن‌ كس‌ كه‌ بالاتر از تست‌!

و چون‌ نگريستي‌ كسي‌ را كه‌ پائين‌تر از تست‌، بايد وي‌ را با رفق‌ و ملايمت‌ به‌ سوي‌ خود بالا بري‌؛ و بر او تحميل‌ ننمائي‌ گفتاري‌ و مطلبي‌ را كه‌ طاقت‌ آنرا نداشته‌ باشد كه‌ در اينصورت‌ او را خواهي‌ شكست‌! و كسي‌ كه‌ مؤمني‌ را بشكند، بر عهدۀ اوست‌ زخم‌ بندي‌ و التيام‌ شكستگي‌ استخوانهايش‌.»

جَبر به‌ معني‌ شكسته‌ بندي‌ است‌، و جابر و جبّار به‌ شكسته‌ بند ميگويند. يعني‌ كسيكه‌ موجب‌ شكستگي‌ و ضعف‌ و ترديد و شكّ در ايمان‌ مؤمني‌ گردد، بواسطۀ إلقاء مطالب‌ سنگين‌ توحيدي‌ و أسرار إلهيّه‌ كه‌ وي‌ طاقت‌ تحمّل‌ و ادراكش‌ را نداشته‌ باشد، بر عهدۀ اوست‌ كه‌ جبران‌ كند و آنقدر رنج‌ و زحمت‌ بر خود تحمّل‌ نمايد تا رفع‌ شبهه‌ گردد؛ و گرنه‌ در روز بازپسين‌ وي‌ را قاتل‌ يا جارِح‌ به‌ حساب‌ آورده‌ و مطالبۀ ديه‌ از او مي‌كنند.

http://entezari63.blogfa.com

 


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:32 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حکایتی زیبا از گلستان سعدی

پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه بدر آمد و همراه ما شد و معلومی نداشت و خرامان همی‌رفت و می‌گفت

نه به استر بر سوارم نه چه اشتر زیر بارم        نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم

غم موجود و پریشانی معدوم ندارم         نفسی می‌زنم آسوده و عمری می‌گذارم

اشتر سواری گفتش ای درویش کجا می‌روی برگرد که به سختی بمیری نشنید و قدم در بیابان نهاد و برفت چون به نخله محمود در رسیدیم توانگر را اجل فرا رسید درویش به بالینش فراز آمد و گفت ما به سختی بنمردیم و تو بر بختی بمردی

شخصی همه شب بر سر بیمار گریست      چون روز آمد بمرد و بیمار بزیست

ای بسا اسب تیز رو که بماند      که خر لنگ جان بمنزل برد

بس که در خاک تندرستان را         دفن کردیم و زخم خورده نمرد

 


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:31 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سفارشات شیخ حسنعلی نخودکی برای علاقمندان به سلوک الی الله

توصیه‌های شیخ حسنعلی نخودکی

آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی

 

زندگی و درس‌های مردی که تمام همش در نماز بود:
 شیخ حسنعلی نخودکی

تولد و تربیت دینی

حدود 150 سال پیش، مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی در نیمه ماه ذی القعدة الحرام سال 1279 هجری قمری با در اصفهان در محلّه معروف به جهانباره دیده به جهان گشود.

 شیخ حسنعلی اصفهانی(ره) فرزند علی اکبر فرزند رجبعلی مقدادی اصفهانی(ره) بود. پدر وی، مردی زاهد و پرهیزگار و معاشر اهل علم و تقوی و ملازم مردان حق و حقیقت بود و در عین حال از راه کسب، روزی خود و خانواده را تحصیل می‌کرد و آنچه عاید او می‌شد، نیمی را صرف خویش و خانواده می‌کرد و نیم دیگر را به سادات و فرزندان حضرت زهرا علیها السلام اختصاص می‌داد.

 پدر ایشان، فرزند دلبند خود را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود به تهجّد و عبادت می‌پرداخت، بیدار و او را با نماز و دعا و راز و نیاز و ذکر خداوند آشنا می‌ساخت و او را از هفت تا یازده سالگی تحت تربیت حاج محمد صادق(ره) قرار داد.

 مرحوم حاج شیخ حسنعلی از دوازده تا پانزده سالگی، تمام سال، شبها را تا صبح بیدار می‌ماندند و همه روز، بجز ایّام محّرمه، روزه می‌گرفتند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام البیض را روزه دار بودند و شبها تا به صبح نمی‌آرمیدند.

تحصیلات و اساتید

خواندن و نوشتن و همچنین زبان و ادبیات عرب را در اصفهان فرا گرفتند و در همین شهر، نزد استادان بزرگ زمان، به تحصیل فقه و اصول و منطق و فلسفه پرداخت.

 از درس فقه و فلسفه عالم عامل مرحوم آخوند ملا محمد کاشی فایده ها برد و فلسفه و حکمت را از افاضات ذیقیمت مرحوم جهانگیرخان و تفسیر قرآن مجید را از محضر درس مرحوم حاجی سید سینا پسر مرحوم سید جعفر کشفی و چند تن دیگر از علمای عصر آموخت.

سپس برای تکمیل معارف به نجف اشرف و به کنار مرقد مطهر حضرت امیرالمؤنین علیه السلام مشرف شد. در این شهر، از جلسات درس مرحوم حاجی سید محمد فشارکی و مرحوم حاجی سید مرتضی کشمیری و ملا اسماعیل قره باغی استفاده می‌کردند.

مرحوم حاج شیخ حسنعلی ( نخودکی )، پس از مراجعت از نجف اشرف، در مشهد مقدّس رضوی سکونت اختیار کردند و در این دوره از زمان، از محضر درس و تعالیم استادانی چون مرحوم حاجی محمد علی فاضل و مرحوم آقا میر سید علی حائری یزدی و مرحوم حاجی آقا حسین قمی و مرحوم آقا


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:29 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

3نصیحت طلایی از سه معصوم(علیهم السلام)

 

نصایح معصومین علیهم السلام همیشه چراغ راه پویندگان جاده کمال و انسانیت بوده و هست، برای این روزگار درهم و پر از هیاهوی که هر کس بلندگویی دست گرفته و با فریاد میخواهد مطاع ناچیز و فاسد زاییده فکر خودش را در قالب یک ایدوئولوژی به خورد مردم دهد ، هیچ چیز نمی تواند شفافیت، نورانیت و تأثیر گذاری سخنی ناب از انسانی معصوم و بی خطا را داشته باشد .
عترت
پیغمبر اکرم در آخرین روزهای حیات مبارک، به مسجد آمدند و به‌خاطر وضعیّت نامساعد جسمانی، نماز را نشسته خواندند و مأمومین ایستاده اقتدا کردند. سپس روی پله اوّل منبر نشستند و جمله‌ای را که شاید بیش از هزار  مرتبه در هر فرصتی برای مردم فرموده بودند، بازگو کردند. این سخن رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» افتخاری برای شیعه است و علمای مسلمان، اعمّ از شیعه و سنّی، آن را در کتاب‌های معتبر خود، نقل کرده‌اند[1]:

«إِنِّی قَدْ تَرَكْتُ فِیكُمْ أَمْرَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ أَنَّهُمَا لَنْ‏ یَفْتَرِقَا حَتَّى‏ یَرِدَا عَلَیَ‏ الْحَوْضَ‏ كَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ مُسَبِّحَتَیْهِ وَ لَا أَقُولُ كَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ الْمُسَبِّحَةِ وَ الْوُسْطَى فَتَسْبِقَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لَا تَزِلُّوا وَ لَا تَضِلُّوا وَ لَا تَقَدَّمُوهُمْ فَتَضِلُّوا»[2]

من از میان شما می‌روم و دو چیز گران‌بها برای شما می‌گذارم: یکی قرآن و دیگری عترت؛ قرآن منهای عترت ناقص است و عترت منهای قرآن ناقص است. دین شما وقتی تامّ و تمام است که به یک دست شما قرآن و به دست دیگر عترت باشد.

پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرمودند: مسلمان کسی است که به یک دست قرآن و به دست دیگر عترت دارد؛ اگر تمسک به این دو باشد، سعادت است؛ امّا اگر تمسّک به هر دو نباشد و یا یکی از این دو نباشد، آنگاه شقاوت و گمراهی است.

توصیه امام مجتبی(علیه السلام) هنگام شهادت

یکی از یاران امام مجتبی«سلام‌الله‌علیه» در آخرین لحظات حیات مبارک آن حضرت خدمت ایشان رسید و دید حال آن حضرت وخیم است. از فرصت استفاده کرد و برای افزایش معرفت دینی، از ایشان خواست نصیحتی به او بفرمایند. امام«سلام‌الله‌علیه» در یک روایت، سه نصیحت به او فرمودند:

«اسْتَعَدَّ لِسَفَرِكَ وَ حَصِّلْ زَادَكَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِكَ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ تَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُكَ... وَ اعْمَلْ لِدُنْیَاكَ‏ كَأَنَّكَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً وَ إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَةٍ وَ هَیْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»[3]

شیعه حقیقی کسی است که از نظر عقیده، ولایت داشته باشد، از نظر زبان و شعار، ولایت داشته باشد و از نظر عمل، بهترین متابعت‌ها را از سیره اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشد

 

در نصیحت اول فرمودند: پیش از آن‌که شب اوّل قبرت برسد و زاد و توشه‌ای نباشد، مهیّای مرگ باش. یاد مرگ، در روند زندگی انسان بسیار تأثیرگذار است و علمای علم اخلاق دستور می‌دهند در هر روز هفت هشت مرتبه به یاد مرگ باشید.

جمله دوّم آن بود که فرمودند در زندگی باید کوشا و جدّی و فعال باشید و هم برای دنیا و هم برای آخرت کار کنید. در دنیا چنان جدی و فعّال و محکم‌کار باشید که گویی می‌خواهد آن کار تا قیامت باقی بماند، راجع به آخرت نیز باید چنان جدّی باشید که گویا امشب، شب اوّل قبر شماست. اگر بدانید امروز از دنیا می‌روید، چگونه زاد و توشه تهیه می‌کنید؟ باید همیشه چنین باشید. ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» همیشه به شیعیان سفارش می‌کردند که باید دو بال برای پرواز داشته باشند، یکی بال جدیت و تلاش و کوشش برای دنیا و دیگری بال تلاش برای آخرت. مۆمن حقیق هم باید دنیای خود را اباد کند و هم آخرت خویش را بسازد.

آن حضرت در سوّمین نصیحت فرمودند: اگر می‌خواهید در میان مردم عزیز باشید، اگر می‌خواهید در میان مردم دارای ابهّت و شخصیّت باشید، اگر می‌خواهید محبّت شما در دل‌ها باشد و بر دل مردم حکومت کنید، باید از گناه اجتناب کنید و رابطه خود را با خدای سبحان محکم نمایید. لباس ذلّت  معصیت را از تن درآورید و لباس تقوا بپوشید. در این صورت، در دنیا و آخرت عزیز هستید و ابهّت اجتماعی پیدا می‌کنید.

شہادت امام رضا علیہ السلام کے بارے میں مختلف آراء ( حصّہ پنجم )

 

روایت مهم و ارزشمند امام رضا(علیه السلام)

حضرت امام رضا«سلام‌الله‌علیه» را به اجبار، امّا با ظاهرسازی و تشریفات، از مدینه به سمت طوس حرکت دادند. در طی مسیر از مدینه تا خراسان، معمولاً از بیابان‌ها و بی‌راهه‌ها می‌رفتند، امّا وقتی به نیشابور رسیدند، چاره‌ای جز گذر از میان شهر ندیدند؛ لذا کاروانیان مجبور شدند در نیشابور بمانند تا مردم به استقبال بیایند. خصوصیات دقیق آن استقبال را نمی‌د‌انیم؛ امّا آنچه تاریخ‌نویسان سنّی و شیعه نوشته‌اند، حاکی از آن است که استقبال عجیب و بی‌نظیری از امام رضا«سلام‌الله‌علیه» صورت گرفت. استقبال چنان گسترده بود که نگذاشتند امام رضا«سلام‌الله‌علیه» به میان مردم بیایند و آن حضرت در هودجی سوار بودند. مردم همه می‌خواستند امام رضا«سلام‌الله‌علیه» را ببینند، امّا مأموران اجازه‌ ندادند. وقتی حضرت رضا«سلام‌الله‌علیه» در وسط جمعیت قرار گرفتند، خود حضرت پرده کجاوه را کنار زدند. مسلّماً با دیدن چهره مبارک امام رضا«سلام‌الله‌علیه» شور و شعف و احساسات مردم برانگیخته شد. همه از آن حضرت خواستند تا یک جمله و روایتی برای ایشان بگویند. حضرت نیز روایتی فرمودند که به روایت «سلسلة الذهب» معروف شد؛ زیرا سندهای آن بسیار عالی و طلایی است. امام رضا«سلام‌الله‌علیه» روایت را قول پدرشان و ایشان از پدرشان تا امیرالۆمنین«سلام‌الله‌علیه» نقل کرده‌اند و امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» از پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ایشان از جبرئیل و جبرئیل هم از طرف خدا آن را نقل کرده است. حضرت با این سلسله سند فرمودند که خداوند سبحان فرمود:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی‏ فَمَنْ‏ دَخَلَ‏ حِصْنِی‏ أَمِنَ‏ مِنْ‏ عَذَابِی»

خداوند متعال کلمه «لا اله الاّ الله» را حصن و قلعه محکم خود قرار داده که هرکسی در آن وارد شود، از آتش جهنّم ایمن است.

حضرت رضا «سلام‌الله‌علیه» پرده هودج را انداحتند و احساسات بالا گرفت. حضرت دوباره پرده را کنار زدند و به مردم رو کرده و فرمودند: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»[4]

یعنی کلمه «لا اله الاّ الله» برای کسی که ولایت داشته باشد، قلعه محکمی است. بر این پایه، اگر شیعه با ولایت وارد قلعه «لا اله الا الله» شود، مصونیت دارد و به جهنّم نخواهد رفت. 

امام رضا«سلام‌الله‌علیه» وقتی به طوس آمدند، یکی از کارهای ایشان، برگزاری جلسه‌هایی برای احیاء و گسترش تشیّع بود و بای این کار خود، توانستند تشیّع را سرتاسری کنند. آن حضرت در یکی از جلسه‌های خود، روایتی مشابه روایت قبل را بیان کردند و فرمودند:

«وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»[5]

این روایت نیز «سلسلة الذهب» است؛ یعنی امام رضا«سلام‌الله‌علیه» از پدرشان و پدرشان از پدرشان نقل می‌کنند تا سند به امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» می‌رسد و امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» از پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ایشان از جبرئیل و جبرئیل از طرف خدا فرموده است که ولایت امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» قلعه محکم خداست، هرکه وارد این قلعه شود، از آتش جهنّم مصونیت دارد و بهشت برای اوست. 

پیش از آن‌که شب اوّل قبرت برسد و زاد و توشه‌ای نباشد، مهیّای مرگ باش. یاد مرگ، در روند زندگی انسان بسیار تأثیرگذار است و علمای علم اخلاق دستور می‌دهند در هر روز هفت هشت مرتبه به یاد مرگ باشید

معانی ولایت‌پذیری 

ولایت داشتن سه معنا دارد: یک معنا آن است که از نظر اعتقاد، امیرالمۆمنین علی«سلام‌الله‌علیه» را خلیفه بلافصل پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» بدانیم و معتقد به دوازده امام بعد از پیامبر اکرم باشیم؛ چنان‌که آن حضرت ایشان را معرّفی کردند و مشخصّات هر کدام را بیان فرمودند. الحمدلله شیعه این نعمت بزرگ را دارد و باید از این لحاظ شاکر باشد. جمعیّت مسلمانان بسیار زیاد است، امّا فقط شیعیان هستند که امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» را به عنوان خلفیه بلافصل پیامبر اکرم قبول دارند و اولی‌الامر قرآن را امیرالمۆمنین و یازده فرزند او «سلام‌الله‌علیهم» می‌دانند.

معنای دوم ولایت، تعظیم شعائر است. بحمدالله مجالس عزاداری و جشن اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم»، در سراسر سال، به خصوص در محرّم و صفر به خوبی بین شیعیان برگزار می‌شود و این مجالس، شعار شیعه است. شیعه، شعار «أشهد انّ علیاً ولی الله» دارد و باید شکر این نعمت‌ها را به جا آورد.

سوّم معنا، متابعت از اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» است. علیرغم اعتقاد و شعار که به خوبی بین شیعیان رواج دارد، امّا متأسّفانه آن‌چنان که شایسته است، متابعت وجود ندارد و در عمل به دستورات حضرات معصومین«سلام‌الله‌علیهم» کوتاهی می‌شود. 

شیعه حقیقی کسی است که از نظر عقیده، ولایت داشته باشد، از نظر زبان و شعار، ولایت داشته باشد و از نظر عمل، بهترین متابعت‌ها را از سیره اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» داشته باشد.

 

پی نوشت ها:

1. این روایت به عبارات مختلفى نقل شده كه مهم‏ترین دلیل اختلاف عبارات آن، تعدّد صدور آن در مواقع مختلف است. جهت آگاهی از منابع این روایت در کتب مختلف اهل سنّت ر.ک: احقاق الحق، ج 9، ص 309 تا 375.

2. الکافی، ج 2، ص 415.

3]. کفایة الاثر، ص 226.

4. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 2، ص 135.

5. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 2، ص 136؛ این روایت را اهل سنّت نیز از قول رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل کرده‌اند که حضرت فرمودند: «قَالَ لِی جَبْرَئِیلُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی‏ فَمَنْ‏ دَخَلَ‏ حِصْنِی‏ أَمِنَ‏ مِنْ‏ عَذَابِی.‏»[شواهد التنزیل، ج 1، ص 170]


منبع: سایت آیت الله مظاهری


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:27 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

1- آية المنافق ثلاث : اذا حدث كذب واذا وعد اخلف واذا اؤتمن خان
نشان منافق سه چيز است : 1 - سخن به دروغ بگويد . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خيانت نمايد .

صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ح 89


2- لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید

(بحارالانوار،ج،83ص20)


3- أبغض الحلال الي الله الطلاق .
منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است .

سنن ابي داود ، كتاب الطلاق ، ح 1863


4- خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار

(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )


5- ابن آدم اذا اصبحت معافي في بدنك آمنا في سربك عندك قوت يومك فعلي الدنياالعفاء .
فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740


6- ابن آدم عندك ما يكفيك وانت تطلب ما يطغيك لا بقليل تقنع ولا بكثير تشبع .فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داري و در پي آنچه تو را به طغيان وا مي دارد روز ميگذاري ، به اندك قناعت نميكني و از بسيار سير نمي شوي .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740


7- مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ
هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)


8- اتق دعوة المظلوم فإنما يسال الله حقه وان الله لن يضيع لذي حق حقه
از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش را از خدا ميخواهد و خدا حق رااز حق دار دريغ نميدارد .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 507 ، ح 7650


9- اتقوا الحجر الحرام في البنيان فانه اساس الخراب
از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهيزيد كه مايه ويراني است .

كنز العمال ، ج 15 ، ص 405 ، ح 41575


10- اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ
عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)


11- اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
از فراست مؤمن بترسيد كه چيزها را با نور خدا مي نگرد .

سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052


12- اتقوا الدنيا فوالذي نفسي بيده انها لأسحر من هاروت وماروت
از دنيا بپرهيزيد ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا ازهاروت و ماروت ساحرتر است .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 182 ، ح 6063


13- اتقوا دعوة المظلوم فإنها تصعد الي السماء كأنها شرارة
از نفرين مظلوم بترسيد كه چون شعله آتش بر آسمان ميرود .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 500 ، ح 7601


14- لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام
براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

(الكافى، ج 4، ص 62)


15- اثنان يعجلهما الله في الدنيا البغي وعقوق الوالدين .
دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر .

كنز العمال ، ج 16 ، ص 462 ، ح 45458


16- اجرأكم علي قسم الجد اجرأكم علي النار .
هر كس از شما در خوردن قسم جديتر است به جهنم نزديكتر است .

كنز العمال ، ج 11 ، ص 7 ، ح 30390


17- أجملوا في طلب الدنيا فإن كلا ميسر لما خلق له .
در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد ، زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست مي رسد .

سنن ابن ماجه ، كتاب التجارات ، ح 2133


18- هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار،ج93،ص342)


19- احب الاعمال الي الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدين ثم الجهاد في سبيل الله
بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نيكي به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .

كنز العمال ، ج 7 ، ص 285 ، ح 18897


20- احب العباد الي الله الاتقياء الاخفياء
محبوبترين بندگان در پيش خدا پرهيزگاران گمنامند .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 153 ، ح 5929


21- انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ.
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست.

(جهاد النفس، ص 247)


22- احب الاعمال الي الله أدومها وان قل .
محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است ، اگر چه اندك باشد .

صحيح مسلم ، كتاب صلاة المسافرين و قصرها ، ح 1305


23- احب الاعمال الي الله من أطعم مسكينا من جوع أو دفع عنه مغرما أوكشف عنه كربا
بهترين كارها در پيش خدا آن است كه بينوايي را سير كنند ، يا قرض او رابپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند .

كنز العمال ، ج 6 ، ص 342 ، ح 15958


24- لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل . 
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .

(اصول كافی،ج1،ص30)


25- احب الاعمال الي الله حفظ اللسان
بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 551 ، ح 7851


26- احب الجهاد الي الله عز وجل كلمة حق تقال لامام جائر
بهترين جهادها در پيش خدا سخن حقي است كه به پيشواي ستمكار گويند .

مسند احمد ، باقي مسند الانصار ، ح 21137


27- احب الطعام الي الله ما كثرت عليه الاياديبهترين غذاها در پيش خدا آن است كه گروهي بسيار بر آن بنشيند .

كنز العمال ، ج 15 ، ص 233 ، ح 40716


28- احب اللهو الي الله تعالي إجراء الخيل والرمي .
بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است . 

كنز العمال ، ج 4 ، ص 344 ، ح 10812


29- طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلم
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.

(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35)


30- احب الله تعالي عبدا سمحا اذا باع وسمحا اذا اشتري وسمحا اذا قضي وسمحا اذااقتضي .
خداوند بندهاي را كه به هنگام خريد و هنگام فروش و هنگام دريافت سهلانگار است دوست دارد .

نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 85


31- احب عباد الله الي الله أنفعهم لعباده .
از جمله بندگان آن كس پيش خدا محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است .

نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 86


32- أحثوا التراب في وجوه المداحين .
بر چهره ستايشگران ، خاك بيفشانيد .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 574 ، ح 7960


33- احزم الناس أكظمهم للغيظ
آنكه در فرو بردن خشم از ديگران بيشتر است ، از همه كس دور انديشتر است .

نهج الفصاحه ، ص 17 ، ح 95


34- اختبروا الناس بأخدانهم ، فإن الرجل يخادن من يعجبه
مردم را از معاشرانشان بشناسيد ، زيرا كند هم جنس با هم جنس پرواز .

نهج الفصاحه ، ص 19 ، ح 106


35- اخوف ما أخاف علي امتي الهوي وطول الامل .
بر امت خويش بيش از هر چيز از هوس و آرزوي دراز بيم دارم .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 490 ، ح 7553


36- ادعوا الله وأنتم موقنون بالاجابة واعلموا أن الله لا يستجيب دعاء من قلبغافل لاه .
خدا را بخوانيد و به اجابت دعاي خود يقين داشته باشيد و بدانيد كه خداوند دعارا از قلب غافل بي خبر نمي پذيرد .

كنز العمال ، ج 2 ، ص 72 ، ح 3176


37- ادني أهل النار عذابا ينتعل بنعلين من نار يغلي دماغه من حرارة نعليه .
از مردم جهنم آنكه عذابش از همه آسانتر است دو كفش آتشين بپا دارد كه مغزوي از حرارت كفشهايش به جوش ميآيد .

كنز العمال ، ج 14 ، ص 527 ، ح 39507


38- ادني جبذات الموت بمنزلة مائة ضربة بالسيف .
آسانترين كشش هاي مرگ مانند صد ضربت شمشير است .

كنز العمال ، ج 15 ، ص 569 ، ح 42208


39- اذا ابتلي أحدكم بالقضاء بين المسلين فلا يقض وهو غضبان وليسو بينهم في النظروالمجلس والاشارة
اگر يكي از شما به كار قضاوت ميان مسلمانان دچار شود بايد به هنگام غضب ازقضاوت خودداري كند و ميان ارباب دعوا در نگاه و نشيمنگاه و اشاره تفاوتي نگذارد .

كنز العمال ، ج 6 ، ص 102 ، ح 15034


40- اذا أحب الله عبدا حماه الدنيا كما يظل أحدكم يحمي سقيمه الماء .
وقتي خداوند بندهاي را دوست دارد ، دنيا را از او منع ميكند چنانكه شما مريض خويش را از نوشيدن آب منع ميكنيد .

كنز العمال ، ج 6 ، ص 471 ، ح 16595


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:25 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کسانی که نامشان در دیوان گناهکاران ثبت است!

 

علم و دانش ودیعه و سپرده خدا است در زمینش، و علماء و دانشمندان أمناء و درستکاران اویند بر آن علم، پس کسى که به علم خود عمل کند امانت و سپرده او را اداء نموده و پرداخته، و کسى که به علمش عمل نکرده (نامش) در دیوان و کتاب نادرستکاران نوشته مى‏شود.
 
عمل
ادعای ایمان و اسلام از یک سو و ندانم کاری و غفلت از سوی دیگر. به برخی مسائل در باب دین و دینداری آگاهی و معرفت داریم اما نسبت به بسیاری دیگر جاهل هستیم تا به حال به کدامیک از این اطلاعاتی که داشتیم بها داده و به طور رسمی و جدی کمر به عمل هر یک از آنها بستیم و عالم بی عمل نبوده و  در مقابل برای کسب معرفت نسبت به آنچه نمی دانیم اقدام نموده‌ایم؟

 

عالم بی عمل

عالم بی عمل که می گویند مِثل زنبور بی عسل است پیدا کردنش مشکل نیست، من و شما می توانیم هریک به مثابه یک عالم بی عمل باشیم، حتماً نبایست که علامه و دانشمندی باشیم که به علم خود عمل نمی کند، کافیست کمترین اطلاعاتی را در یک زمینه داشته ولی خود را از به کار بستن آن محروم سازیم، آن وقت می شویم مصداق عالم بی عمل.

 

همگامی علم و عمل

 روایات فراوانی داریم که تأکید به همراهی علم با عمل دارند که دانستن آنها خالی از لطف نیست.

امام صادق علیه السلام فرمود:علم با عمل همدوش است (نجات و رستگارى انسان به هر دو مربوط است) هر که بداند باید عمل کند و هر که عمل کند باید بداند، علم عمل را صدا زند اگر پاسخش گوید بماند و گر نه کوچ کند (مثلا کسى که میداند اطاعت خدا خوبست و لازم گویا همان دانستن او را بزبان حال صدا میزند و میگوید تو که میدانى اطاعت خدا خوبست اطاعت کن، اگر فرمان برد علمش ثابت و برجا ماند و گر نه با


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:21 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ماهیّت گناه

 

در عالم،هر چیز ظاهر و مُلکی دارد که با حواس ظاهری انسان قابل درک است و باطن و ملکوتی دارد که از حواسّ ظاهری پوشیده و با ادراکات باطنی انسان قابل احساس می باشد.چنانکه قرآن کریم برای تمامی موجودات عالم،هم مُلکی قائل است که در ید قدرت الهی قرار دارد،و هم ملکوتی،که آن نیز تحت قدرت الهی است.کارهای انسان و از جمله معاصی او نیز ظاهر و مُلکی دارد،که از حواسّ ظاهری انسان پوشیده است و تنها با بیدار شدن باطن انسان از راه نایل شدن به موت و فعال شدن ادراکات باطنی،احساس می شود،خواه موت اضطراری که همزمان با فوت برای تمامی انسان ها حاصل می شود،و خواه موت اختیاری،که در حین زندگی دنیوی برای کسانی که از راه تهذیب نفس،از دنیا قطع تعلّق و دلبستگی می کنند،حاصل می گردد.

ظاهر معاصی همان لذّت ها و شیرینی های نفسانی و جسمانی است که با حواسّ ظاهری احساس می شوند،اما باطن گناهان،که از حواسّ ظاهری پوشیده اند،آتش،کثافات،سموم و حمیم است.چنانکه قرآن کریم آنچه را شخص معصیت کار با غصب ظالمانۀ اموال یتیمان به دست آورده است و می خورد،یا آنچه را از راه کتمان آیات الهی به بهایی اندک کسب کرده و به خوردن آن مشغول است،جز آتش که به معده ی او وارد می شود ،چیزی نمی داند.گناهکاران،که پیش از نیل به موت،تنها حواس ظاهریشان کار می کند و از اینکه اشیاء و افعال،باطنی دارند،غافلند؛آنچه در دنیا حس می کنند،لذایذ و شیرینی گناه است،اما پس از فوت،که به موت نایل و ادراکات باطنیشان فعّال و بیدار می شود،سوزندگی آتشی را که در دنیا خورده اند،احساس می کنند و شعله های آن را که تمامی وجودشان را در بر گرفته است،مشاهده خواهند کرد و این در حالی است که پیش از فوت نیز این آتش آنها را در بر گرفته بود،امّا آن را احساس نمی کردند.چنانکه قرآن کریم به همین واقعیت در مورد کافران تصریح نموده است.

بر اساس آنچه گفته شد،می توان به این حقیقت پی برد که پاداش و کیفری که اشخاص در آخرت با آن مواجهند،چیزی جز باطن و ملکوت همان اعمال و اخلاق،روحیّات و افکار،و عقاید و ایمانی که در دنیا کسب کرده اند،نیست.قرآن کریم بر این امر بارها تصریح و تأکید نموده است.

بنابراین تمامی عذاب های اخروی که آیات و احادیث بیان کرده اند،از آتش،زَقوم،حَمیم و غِِسلین گرفته  تا دیگر عذاب ها،همه باطنِ معصیت هایی است که ظاهری جذّاب،شیرین و فریبنده دارند؛همچون سم مهلکی که درون شیرینی خوشمزه ای تعبیه شده است.

پی بردن به ماهیّت واقعی گناه که در پشت پرده ی نازک و ناپایدار فریبنده ی آن قرار دارد،یکی از عوامل مهم انزجار،بیزاری،فاصله گرفتن و فراری شدن از گناهان است.

منبع : کتاب شراب طهور،نوشتۀ مهدی طیب،ص69 و 70

تهیه و تنظیم : یار آشنا


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:19 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]