اوصاف بهشت

طبق آیه شریفه: «مثل الجنّه التّی وُعد المتّقون تجری من تحت‌ها الانهار اُکلها دائمٌ و ظلّها تلک عقبی الّذین اتّقوا» (1) بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده است نهرهای آب از زیر درختانش جاری است میوه های آن همیشگی و سایه‌هایش دائمی است و این سرانجام کسانی است که پرهیزکاری پیشه کرده‌اند.
جریان دائمی نهرها و میوه های دائمی و سایه همیشگی سه وصف بهشت متّقین است. میوه های آنجا مانند دنیا فصلی نیست بلکه، در همه فصول همه نوع میوه یافت می‌شود؛ و نیز سایه آن‌ها همیشگی است و همانند سایه های دنیا نمی‌باشد که از اول صبح تا مغرب بچرخد و در ظهر نیز اندکی سایه موجود نباشد بلکه سایه های آنجا نیز مانند سایر نعماتش جاویدان است.




نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود چه کسی است؟

در بسیاری از آیات قرآن در مورد مقام والای شهیدان بحث و گفتگو می‌شود از جمله: «ولا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون»(2) نپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند بلکه زنده‌اند و در نزد پروردگارشان روزی می‌خورند؛ و نیز در آیه ای دیگر می‌فرماید: «والذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم سیهدیهم و یصلح بالهم و یدخلهم الجنه عرف‌ها لهم»: کسانی که در راه خدا کشته شدند خداوند هرگز اعمالشان را نابود نمی‌کند و بزودی آن‌ها را هدایت کرده و کار آن‌ها را اصلاح می‌کند و آن‌ها را به بهشتی که اوصاف آن را برای آنان بازگو کرده وارد می‌کند.

در روایتی از نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) است که می‌فرماید:

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:56 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا جهنم در همین دنیا نیست؟

جهنم

آنچه روشن است اینکه زندگی بشر در دنیا از سختی و رنج ها خالی نیست و خدای متعال نیز سوگند یاد کرده که زندگی انسان همراه سختی ها و رنج هاست:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ كَبَدٍ[بلد/۴] كه ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگى او پر از رنجهاست)»
و البته هر کدام از سختی ها و رنج ها، حکمت هایی زیبا دارند. که اگر انسان نگاهی صحیح و عالی داشته باشد، از این سختی ها، نمی رنجد. همانگونه که ورزشکاری که چشم به مسابقات دوخته، سختی تمرین برایش زجر دهنده نیست و همان گونه که انسان مشتاق قله، از کوهپیمایی منزجر نمی شود.

به عنوان نمونه بیماری و مرگ و فقدان ها حداقل سختی هایی هستند که هر انسانی با آن دست به گریبان خواهد شد. و این ها خود عاملی می شوند که انسان از تکبر فاصله گرفته و به عبودیت (که سعادت او را تضمین می کند) نزدیک گردد.

پیامبر خدا (ص) فرمود: «اگر سه چیز در فرزند آدم نبود، هرگز چیزى سر او را خم نمى ‏كرد: بیمارى و فقر و مرگ»[۱]

به تعبیر زیبای استاد صفائی : «ما را با درد و ضربه پیش مى‏برند. و دنیا


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:31 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا معقول است که لذت نقد را با بهشت نسیه عوض کنیم؟

بهشت

انسان در تمام عمر خود مشغول چنین کاری است و همه عاقلان این راه را می روند. کشاورز به جای آنکه یک گونی گندم خود را آرد کرده و نان بخورد و از آن لذت ببرد، آن یک گونی را زیر خاک می کند تا در فصل درو بتواند محصولی به دست آورد. تاجر به جای آنکه پول خود را صرف لذت بردن کند، با آن وارد تجارت شده و ریسک ضرر را می پذیرد تا شاید بتواند سود خوبی به دست آورد. کارگران به جای بهره بردن از خواب خوش، یک ماه کار می کنند تا آخر ماه بتوانند مزدی دریافت کنند.

داروی تلخ و بدمزه را می خوریم و برای خوشی آینده، زمان حال خود را ناخوشایند می کنیم. همان گونه که از غذای سمی پرهیز می کنیم و به دلیل خطر آینده آن، از لذت زودگذرش صرف نظر می کنیم.

خلاصه اینکه در جای جای زندگی ما مشغول این عمل هستیم که حال خود را فدای آینده می کنیم و این عمل ما کاملا عاقلانه و منطقی است.

حال چگونه رها کردن لذت نقد دنیا در مقابل بهشت بی معنا باشد، آن هم بهشتی که در وصف آن گفته شده: بهشت جایی است که در آن


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا فقط مسلمانان به بهشت می روند؟

آیا فقط مسلمانان به بهشت می روند؟ پس تکلیف کافرانی که کار خوب انجام می دهند، چیست؟

خدای متعال که خالق و مالک بهشت است، برای ورود به بهشت دو شرط قرار داده است: ایمان و عمل صالح

«وَ أُدْخِلَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ[ابراهیم/۲۳] و كسانى را كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهاى بهشت وارد مى‏ كنند باغهایى كه نهرها از زیر درختانش جارى است به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مى‏ مانند.»

در واقع این گونه نیست که هر مسلمانی  وارد بهشت شود و تنها کسانی مستحق بهشت هستند که قلبشان و عملشان همان گونه است که خدای متعال از آنها خواسته است. و کسانی که نور حقیقت را


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:27 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بهشت بریم که چی شود؟

اگر این سوال برای کسی مطرح شود، شاید برای آن است که معنای بهشت را درست متوجه نشده است. در واقع این گونه سوالات ناشی از نوعی سطحی نگری و به کار بردن کلمات بدون توجه صحیح به معانی آن است.

و الا آیا انسان لحظه ای از سعادت خود دست می کشد و نسبت به آن بی تفاوت می شود؟

انسانی که به هر نحو تلاش می کند تا اموال و دارایی بیشتری داشته باشد، چگونه می تواند از بهشتی که امکانات فوق تصور در اختیارش قرار می گیرد، چشم بپوشد؟

انسانی که برای سلامتی خود اقدامات متعدد انجام می دهد و در صورت بیمار شدن هزینه های متعدد و سنگینی را می پردازد، چگونه از زندگی ای روی برگرداند که در آن هیچ بیماری ای وجود ندارد؟

انسانی که برای چند روز عمر بیشتر مشکل ترین راه ها را می پیماید، چگونه از زندگی جاویدان و همیشگی روی برتابد؟
رویه عادی انسان به گونه ای است که بهشت، مطلوب ترین حالت برای اوست.

البته ممکن است کسانی دچار نوعی پوچی شده و اظهار بی میلی و


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:25 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا قرآن بامسائل شهوانی انسان در بهشت...

چرا قرآن با طرح مسائل شهوانی انسان در بهشت، انسان ها را جذب می کند؟

اولا شیوه قرآن استفاده از بشارت و انذار هم زمان است. در واقع قرآن با نشان دادن راه صحیح و درست، به انسان گوشزد می کند که در صورتی که راه صحیح را انتخاب کند، مستحق بشارت هاست و خوبی ها در انتظار اوست. و در صورتی که راه غلط را انتخاب کند، مصیبت ها و آلام در انتظار اوست:

«فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ[بقره/۱۲۳] خداوند، پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‏ كرد.»

ثانیا قرآن در کنار پاداش ها و عذاب هایی که برای جسم انسان است، از پاداش ها و عذاب هایی سخن گفته که جنبه جسمانی ندارند. اما چون اکثر انسان ها در مادیات فرو رفته و از درک لذت ها و آلام روحی بی خبرند، تنها بخش مربوط به مسائل جسمانی را درک می کنند و آن


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:22 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

که خود در آرزوی آغوش حور العین هستند؟

چرا کسانی ما را از دوستی با جنس مخالف نهی می کنند، که خود در آرزوی آغوش حور العین هستند؟

کار پاکان را قیاس از خود مگیر گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر

جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسی ز ابدال حق آگاه شد.

چشم دوختن به شباهت های ظاهری و غفلت از حقایق، در بسیاری از مقاطع سبب گمراهی می شود. انسان باید دقت کند که شباهت های ظاهری هرگز معیار قضاوت او قرار نگیرند. دو نفر با چاقو شکم کسی را پاره 

دل بستن به دختران زیباروی در دنیا با توقع مومنان در وصول به حوری، علیرغم شباهت جزئی فرق هایی نیز دارد:

۱-همه مومنان در شوق وصول به حور العین عبادت نمی کنند. بلکه بعضی با انگیزه هایی عالی تر به عبادت خدای متعال می پردازند.

حضرت علی (ع) بندگان خدا را سه دسته می کند: مردمى خدا را به


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:20 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کسانی که قبل از بلوغ می میرند، وارد بهشت می شوند؟

کسانی که قبل از بلوغ می میرند، وارد بهشت می شوند؟

ظاهرا حکم فرزندان مومنین، با فرزندان مشرکین متفاوت است. برای فرزندان مومنین روایات فراوانی دلالت می کند که آنها به بهشت می روند و بهشتی شدن آنها یکی از پاداش های والدینشان است که با دیدن فرزندان خود شاد می شوند.


اما درباره حکم فرزندان کفار، بنا بر اصول عقلی آنها عذاب نخواهند شد.  چرا که در دنیا تکلیفی نداشته اند تا با سرپیچی از آن گرفتار عذاب شوند. مگر اینکه در عالم دیگر، میدانی برای آزمایش و ابتلای آنها فراهم شود و آنها در آنجا مرتکب سرپیچی شوند و مستحق عذاب شوند. و اگر در روایاتی حکم به ورود آنها به دوزخ می شود، اشاره به همین مطلب است.

 

در کتاب من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۴۹۰ چندین حدیث در این باره بیان شده است که با ذکر شماره احادیث بعضی از آنها را ذکز می کنیم:  حدیث شماره ۴۷۳۲ درباره فرزند مومنین می نویسد:

و عبید اللَّه حلبى گوید: امام صادق علیه السّلام: فرمود: خداوند تبارك و


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:18 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فلسفه وجود برزخ چیست؟

برزخ

بعضی معتقدند که برزخ به عنوان فاصله ای میان دنیا و قیامت، انسان را آماده می کند تا از مرحله دنیایی وارد مرحله اخروی شود. از جمله علامه طباطبایی می فرمایند: دنیا دار عمل، و برزخ دار آماده شدن براى حساب و جزاء، و آخرت دار حساب و جزاء است.[۱]


همچنین ایشان در جای دیگری می نویسند: حال انسان در زندگى برزخى بسیار شبیه است به حال كسى كه براى رسیدگى اعمالى كه از وى سر زده به یك سازمان قضایى احضار شود و مورد بازجویى و بازپرسى قرار گرفته به تنظیم و تكمیل پرونده اش بپردازند، آنگاه در انتظار محاكمه در بازداشت بسر برد.[۲]

 

و شاید یکی از دلایل دیگر وجود عالم برزخ این باشد که با مرگ یک نفر پرونده اعمال او به طور کامل بسته نمی شود. مثلا کسی که وقفی انجام


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:17 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا گریه کردن برای مرده، سبب رنج او در آن دنیا می شود؟

انسان پس از مرگ اسیر اعمال خویش است و عمل دیگران تاثیری در حال او ندارد. کما اینکه قرآن به این مطلب با تعابیر مختلف اشاره کرده است.

«أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا یَعْمَلُونَ[بقره/۱۳۴] اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نیز مربوط به خود شماست و شما هیچ گاه مسئول اعمال آنها نخواهید بود.»

و اگر اطلاع از احوال بازماندگان سبب رنج یا خشنودی متوفی می شود، این نیز در گرو اعمال خود متوفی است که اگر خدای متعال به خاطر اعمالش بخواهد به او پاداش بدهد، یکی از پاداش ها، با خبر کردن از اخبار مسرت بخش بازماندگان است و اگر خدای متعال بخواهد شخص را به سبب اعمالش معذب کند، یکی از عذاب ها، با خبر کردن از اخبار ملالت بار بازماندگان است.

امام صادق (ع) فرموده اند: روح مؤمن اجازه مى‏‌یابد و به دیدار خانواده‏اش مى‏آید تا از حال و روزگار آنان با خبر گردد، اما آن چه براى او محبوب و مسرت آمیز باشد، مشاهده مى‌‏كند و آن چه براى او مكروه و نفرت آمیز باشد، مشاهده نخواهد كرد. روح كافر نیز به دیدار خانواده‏اش موفق


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:14 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا خداوند عذاب آخرت را با آتش دنیا مقایسه کرده است؟

چرا خداوند عذاب آخرت را با آتش دنیا مقایسه کرده است؟

یرای آموختن یک امر جدید راههایی وجود دارد. از جمله آن راهها استفاده از آموخته های قبلی است. به عنوان مثال کسی که مزه میوه ای را نمی داند و هنوز آن را نخورده، برای اینکه مزه آن میوه را برایش توضیح دهند، از تجربه های قبلی او استفاده کرده و مزه میوه جدید را شبیه یکی از میوه های قبلی معرفی می کنند.

آتش جهنم نیز در این دنیا به تجربه هیچ کس در نیامده، به همین دلیل برای توضیح آن از تجربیات فعلی بشر استفاده می شود. البته در کنار این تشبیه با تعابیری، فرق ها را هم بیان کرده اند، تا انسان فرق آن آتش با آتش دنیا را درک کند که در ذیل دو نمونه از بیانات مرتبط به این مساله را ذکر می کنیم:حضرت صادق علیه السّلام فرمود روزى رسول خدا نشسته بود ناگاه جبرئیل فرود آمد پس رسول خدا فرمود: اى برادر جبرئیل چرا ترا غمگین و


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:12 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا خوانندگان لس آنجلسی ترانه هایی برای اهل بیت خوانده اند

آیا خوانندگان لس آنجلسی که ترانه هایی برای اهل بیت خوانده اند، از محبین آنها و بهشتی می شوند؟

نظیر ترانه هایی که با غنا برای اهل بیت (علیهم السلام) خوانده می شود، قرآن خواندن با غناء است که در روایات مذمت آن و وجود آن در آخر الزمان بیان شده است:

پيغمبر خدا (ص) در آخرين حج خود فرمود: از نشانه‏ هاى قيامت: تباه كردن نماز، پيروى شهوات، گرايش به هوسها، بزرگ شمردن مال دنيا و دين را به دنيا فروختن است، در اين هنگام است كه‏ ... قرآن را با آهنگ آلات موسيقى همساز مى ‏كنند، و ... آن را به غنا مى ‏خوانند.[۱]

پس آنچه روشن است اینکه نه تنها این عمل، بدی های دیگر چنین افرادی را نمی پوشاند، بلکه همین عمل آنها نیز، فعلی ناروا است. و همه شنیده ایم که هدف وسیله را توجیه نمی کند که یکی از مصادیق آن، همین مساله می باشد.

چگونه ممکن است کسی با هدف دوست داشتن اهل بیت (علیهم السلام) و ابراز محبت به آنها، فعل حرام انجام داده و مثلا بدون حجاب در انظار ظاهر شود یا آنکه غنا خوانی کند و ما فعل زشت او را ممدوح بدانیم؟

علاوه بر اینکه خدای متعال شرطی برای پذیرش اعمال قرار داده است و حتی اگر این فعل صحیح بود، از چنین افرادی پذیرفته نمی شد! چرا که خدای متعال تنها اعمال متقین را می پذیرد. نه آنان که سراسر زندگی شان را گناه و زشت کاری فرا گرفته است:

«إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ[مائده/۲۷] خدا، تنها از پرهيزگاران مى‏ پذيرد.»

همچنین محب اهل بیت (علیهم السلام) کسی است که در عمل تابع آنها باشد و محبت او در رفتارش بروز بیابد. و این گونه نیست که خدای متعال به صرف ادعای کسی به او پاداش دهد. همان گونه که در قرآن بارها بیان نموده که صرف ادعا را نپذیرفته و ادعاها را در میدان عمل محک زده و مدعیان بیهوده گو را از مومنان حقیقی متمایز می کند.

«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ[عنکبوت/۲] آيا مردم گمان كرده ‏اند به صرف اينكه بگويند ايمان آورده ‏ايم رها مى‏ شوند و آزمايش نمى‏ شوند؟!»

 

[۱]. وسائل الشيعة، ج‏۱۵، ص ۳۵۰.





[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:10 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اگر شراب بد است چرا در آخرت حرام نیست؟

وجود تفاوت های دنیا و آخرت، نشان می دهد که این گونه مطالب "قیاس مع الفارق" است. و به دلیل همین تفاوت ها، نمی توان از مجاز بودن یک چیز در آخرت، مجاز بودن آنها در دنیا را برداشت کرد.

تفاوت ها نیز در وجوه متعددی قابل بیان است. مثلا در شراب، شرابی که در آخرت وجود دارد، اصلی ترین خاصیت شراب این دنیا را ندارد. که همان خاصیت سبب زشت بودن استفاده از شراب در دنیا است. پس شراب بهشتی، معنای عام نوشیدنی را دارد نه اینکه به معنای مست کنده  باشد پس  هیچ ارتباطی به شراب دنیایی ندارد:

«لا فیها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها یُنْزَفُونَ[صافات/۴۷] شرابى كه نه در آن مایه تباهى عقل است و نه از آن مست مى‏ شوند! »

یا مثلا پرخوری در دنیا، سبب مریضی می شود. در حالی که در بهشت مریضی وجود ندارد و به همین دلیل بهشتیان می توانند انواع و اقسام غذاها را بدون هیچ محدودیتی مورد استفاده قرار دهند.

همچنین یکی از وجوه عمده تفاوت دنیا و آخرت، محدودیت های عالم مادی است که سبب ناپسند بودن رویکرد به بعضی از مسائل می شود. چرا که در عالم مادی و محدود، توجه به بعضی از مسائل ممکن است مانع شکوفایی استعدادهای خاص انسان شده و آنها را تباه کند. برای همین آنها مورد نهی قرار گرفته اند، در حالی که جزو نعمات بهشتی به شمار می آیند. چون اصولا در بهشت محدودیتی وجود ندارد. علاوه بر آنکه آنجا محل شکوفا کردن استعدادها نیست. از جمله مواردی که در این قالب می توانیم به آنها اشاره کنیم، ممنوع بودن حریر و طلا برای مردان است، در حالی که این ها، جزئی از نعمات بهشتی مردان است:

«جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها یُحَلَّوْنَ فیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فیها حَریرٌ[فاطر/۳۳] (پاداش آنان( باغهاى جاویدان بهشت است كه در آن وارد مى ‏شوند در حالى كه با دستبندهایى از طلا و مروارید آراسته ‏اند، و لباسشان در آنجا حریر است.»

 





[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:08 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

هر شهید میلیون ها حوری دارد؟

آیا صحیح است که مطابق بیان شهید دستغیب هر شهید میلیون ها حوری دارد؟

پیش از هر چیز، ذکر این نکته مناسب است که این گونه مطالب برای اهل ایمان چندان مهم نیست. چون آنها با فهم قطعی بودن اصول دین، مسیر ایمان را انتخاب کرده اند. و جذابیت این مسائل بیشتر برای کسانی است که دنبال طعنه زدن و خرده گیری می باشند.

گذشته از این، آیا تاکنون پاهای هزار پا را شمرده اید؟ پس نکته اول این است که هفتاد در زبان عربی، عدد کثرت است. و این گونه محاسبه کردن و چرتکه انداختن، نشان دهنده عدم درک صحیح از مطلب ذکر شده است.

نکته دوم اینکه در کتاب شهید دستغیب، هرگز گفته نشده که این همه حوری برای یک نفر است! عبارت ایشان چنین است: "قصری است در بهشت از لولو در آن قصر هفتاد خانه از یاقوت سرخ و در هر خانه هفتاد حجره از زمرد سبز و در هر حجره هفتاد تخت است و بر هر تختی هفتاد فرش از هر رنگی است و بر هر فرشی حور العینی می باشد." (صفحه ۱۳۹کتاب معاد آیت الله دستغیب، چاپ ۱۳۵۷)

نکته سوم آنکه هیچ دلیلی وجود ندارد که هر جا سخن از حور العین می شود، بحث رابطه جنسی در کار باشد. اگر چه ممکن است مقصود در


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:06 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا کسانی که مدت کوتاهی گناه کرده اند!!!

چرا کسانی که مدت کوتاهی گناه کرده اند، باید در آخرت عذاب ابدی بکشند؟

چرا انسان كافر كه براي مثال:۷۰ -۸۰ الي ۱۰۰ سال عمر نموده بايد تا اخر دخيل ودر خهنم و اتش جهنم باقي بماند؟


به وجود آمدن این پرسش به علت غفلت از یک اصل اساسی است و آن ، فرق میان مجازاتهاى قرار دادى و مجازاتهاى طبیعی (تکوینى) است که نتیجه ی طبیعى اعمال و یا زندگى کردن در کنار خود اعمال است.

توضیح اینکه: گاهى قانونگذار قانونى وضع مى کند که هرکس مرتکب فلان خلاف شود باید فلان مقدار جریمه مالى بدهد، یا فلان مدت در زندان بماند، مسلماً در چنین جایى باید تناسب «جرم» و «جریمه» در نظر گرفته شود، هرگز براى یک کار کوچک مجازات اعدام یا حبس ابد نمى توان قرار داد، و به


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 11:03 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا هدیه کردن برای مردگان، فایده ای به حال آنها دارد؟

 آیا هدیه کردن ثواب عمل نیک برای مردگان، فایده ای

به حال آنها دارد؟

نکته اولی که باید بدان توجه کنیم این است که اصل نجات انسان در مراحل برزخ و قیامت، وابسته به خود اوست و بدون ایمان و عمل صالح، این نجات محقق نمی شود. إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعيمِ (۸ لقمان) در حقيقت، كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند، باغهاى پرنعمت خواهند داشت.

و اگر ایمان نباشد، حتی پیامبر (ص) نیز نمی تواند به آن شخص فایده ای برساند:

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا (۸۰ توبه) چه براى آنان آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى [يكسان است، حتّى‏] اگر هفتاد بار برايشان آمرزش طلب كنى هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزيد، چرا كه آنان كفر ورزيدند.

اما از آن جا که مومنان نیز خلل هایی در اعمالشان دارند و گاهی به گناه آلوده شده اند یا انجام اعمال صالح بیشتر، سبب پاداش بیشتر برای آنها می شود، می توان به این مساله پرداخت .

و طبق آنچه متون دینی بیان کرده است، مردگان به دو نوع پس از مرگشان نیز از پاداش بهره مند می شود.

اول پاداش اعمالی که در زمان زندگی شان انجام داده اند، اما آن اعمال با مرگشان پایان نیافته و همچنان ادامه دارد. و در روایات سه مصداق برای آن بر شمرده اند. ۱-صدقه جاریه مثل مسجد یا بیمارستان و ... که شخص ایجاد کرده و هنوز از آن استفاده می شود. ۲- علم و دانشی که از میت به


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 10:59 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چگونه می توان با وعده بهشت، آنها را جذب دین کرد؟

برای کسانی که بهشتی در دنیا برای خود ساخته اند، چگونه می توان با وعده بهشت، آنها را جذب دین کرد؟

ظرفیت دنیا آن قدر محدود و حقیر است که در مقابل بهشت، جز صفر نخواهد بود.

هر غذایی هر چند لذیذ، کمی بیش از حد معمول خورده شود، غیر از بیماریهای عجیب و غریب آینده، دل درد فوری را در پی خواهد داشت. و لذتش نیز پس از چند دقیقه (زمان خوردن) تمام خواهد شدو جز خیالی باقی نخواهد ماند که از سنخ عالم ماده نیست و ارتباط قطعی ای با ماده غذایی ندارد.

هر منظره ای هر چند بسیار زیبا و جذاب، پس از زمان کوتاه، عادی خواهد شد.

هر تفریحی پس از زمان کوتاه به خستگی منجر خواهد شد. و به همین دلیل است که افراد مرفه، و دارای امکانات هر گونه عیاشی، غالبا به مواد مخدر و انواع اعتیادها روی می آورند. و در واقع کاری می کنند که به قول خودشان به عالم هپروت و بی خبری بروند.

 

و حتی اگر آمیختگی آنی لذت ها، با ناملایمات را نبینیم، یک سوال ساده، لذت را فرو می پاشاند و چیزی از آن باقی نخواهد گذاشت:

أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ [سورة الشعراء ۱۴۶] آیا (می پندارید که) شما در (نعمتهایی) اینجا ایمن رها می کنند ؟!

و این خاصیت دنیاست که غم زمستان، عیش بهار را مکدر می کند. و انسانی که مرگ و مرض و بلا را می بیند، عیش آنی او نیز مکدر خواهد شد. حال چگونه چنین دنیای حقیری را می توان با بهشت مقایسه کرد؟

بهشتی که از حیث زمانی بی انتهاست. مرض و از دست دادن موهبت ها در آن بی معناست. لذت های جسمی در افق عالی عقلی گنجانده شده اند و علیرغم تنوع بسیار و عدم تکرار و عدم تکدر همراه لذت و عدم


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 10:57 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا همین جسمی که درقبرمی گذراند، درقیامت برانگیخته میشود؟

معاد جسمانی

آیات قرآن به روشنی گواهی می دهد که معاد انسان ها در رستاخیز تنها روحانی نبوده، بلکه این بازگشت روحانی و جسمانی است، همچنین جسمی که روح به آن تعلق خواهد گرفت همان جسم عنصری دنیوی است. آیات فراوانی براین مطلب دلالت دارد که در این جا به جهت اختصار تنها به نقل چند نمونه اکتفا می کنیم:
 
۱. برخی از آیات در پاسخ کسانی است که زنده شدن استخوان ها را محال می پنداشتند؛ مانند: " بگو استخوان ها را آن کس که آنها را بار نخست آفرید زنده می کند". [۱] .   "آیا انسان مى‏پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد"؟. "آرى قادریم که (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم"! [۲]
 
۲.تعدادی از آیات گواهی می دهند که انسان روز قیامت از قبر برخاسته و پای محاسبه می آید، آن جا که می فرماید: "آیا نمى‏داند در آن روز که تمام کسانى که در قبرها هستند برانگیخته مى‏شوند". [۳] و "... (بار دیگر) در «صور» دمیده مى‏شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى‏روند". [۴]
 
۳.گاه قرآن امکان معاد جسمانی را از طریق وقوع آن در دنیا روشن می کند؛ مانند سرگذشت شگفت انگیز عزیر (ع) [۵] و داستان حضرت ابراهیم (ع) در پرسش از خداوند از چگونگی معاد جسمانی. [۶]

از این که قرآن کریم گاهی از طریق ارجاع به زندگی نخست و گاهی با


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 10:56 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ديدگاه قرآن كريم درباره شفاعت چيست؟

شفاعت

آيات مربوط به شفاعت را مى توان به سه دسته تقسيم نمود:
۱. آياتى كه شفاعت را نفى مى نمايد؛ مانند: «و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً و لا يقبل منها شفاعه و لايؤخذ منها عدل و لاهم ينصرون;(۱) يعنى: از آن روز بترسيد كه كسى به جاى كسى ديگر، مجازات نمى گردد; و نه شفاعت از او پذيرفته مى شود، و نه غرامت و بدلى قبول خواهد شد، و آنان يارى نمى شوند».
۲. آياتى كه شفاعت را از آن خدا دانسته و آن را به ذات خدا منحصر مى داند; مانند: «مالكم من دونه من ولى و لا شفيع(۲); براى شما(در روز رستاخيز) يار و شفاعت كننده اى جز خدا نيست».
۳. آياتى كه پذيرش شفاعت شفيعان را به اذن خداوند محدود مى سازد; مانند: «من ذا الذى يشفع عنده الا باذنه(۳); كيست كه در پيشگاه خداوند بدون اذن او شفاعت كند».
و نيز مى فرمايد: «يومَئذ لاتنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضى له قولا(۴); در آن روز شفاعت سودى نمى بخشد، مگر شفاعت كسى كه خداوند به او اذن دهد و به گفتار او راضى باشد».


اين آيات به صراحت ثابت مى كنند كه در روز رستاخيز به طور اجمالى شفيعانى وجود دارند كه به اذن پروردگار درباره گناهكاران، شفاعت مى كنند و خداوند نيز شفاعت آنان را مى پذيرد(۵).
با اين آيات صريحى كه در قرآن درباره وجود شفاعت وارد شده است، تكليف كسانى كه درباره آن به خود شك و ترديد راه مى دهند، و يا به طور كلّى به انكار آن برمى خيزند روشن است.

پی نوشت ها :
۱ - سوره بقره، آيه ۴۸ و قريب به همين مضمون آيات ديگرى در قرآن وجود دارد. ر.ك: سوره بقره، آيات ۱۲۳ و ۲۵۴; سوره مدثر، آيه۴۸.
۲ - سوره سجده، آيه ۴; سوره انعام، آيات ۵۱ و ۷۰.
۳ - سوره بقره، آيه ۲۵۵.
۴ - سوره طه، آيه ۱۰۹.
۵-به اين مضمون آيات زيادى در قرآن وارد شده است; به سوره هاى يونس، آيه ۲، سوره انبياء، آيه ۲۸، سوره مريم آيه ۸۷، سوره سبا، آيه ۲۳، سوره زخرف آيه ۸۶، و سوره نجم آيه ۲۶ مراجعه بفرمائيد.





[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 10:54 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فلسفه وجود بهشت و جهنم چیست؟

فلسفه وجود بهشت و جهنم

در این خصوص نیاز است به چند نکته دقت کنیم تا فلسفه وجود جهنم همانند حکمت وجود بهشت نمایان گردد:
وجود بهشت و جهنم‌، از نعمت‌های بزرگ الهی است‌ و فوائدی چند بر آن مترتب است:

۱- اکثر انسان‌ها از ترس جهنم گناه نمی‌کنند یا به شوق بهشت‌، فرمان الهی را اطاعت می‌نمایند . بسیار کم هستند افرادی که خدا را برای خود عبادت کنند. بنابراین قرار دادن بهشت و جهنم عین لطف و کرامت حق تعالی است، کاری حکیمانه و ناشی از صفت حکمت خدا می باشد.
متکلمان اسلامی این مطلب را طبق قاعده لطف اثبات می کنند. قاعده لطف بیان می دارد که اگرکسی امر به کاری کرد و در عین حال می داند که مأمور آن فرمان را بدون تحقق امری دیگر انجام نخواهد داد، بر شخص


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 10:51 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]