آیا بدحجابی بدتر است یا دزدی و اختلاس؟

 منظور از بدتر بودن چند چیز می تواند باشد:

اول آنکه بدتر، یعنی آنچه در نزد خدا مبغوض تر است و گناه سنگین تری می باشد. در این صورت باید بگوییم: بدترین گناه، گناهی است که در آن سرکشی بزرگتری در مقابل خدا تحقق می یابد. و به عبارتی گناه، مقابله و قد علم کردن در مقابل خداست که با همین معیار، می توانیم گناه سنگین تر را تشخیص دهیم.

در واقع خود فعل پوسته ای است که اغراض متفاوتی ممکن است در آن قرار گرفته باشد، به همین دلیل فعل با شکل ثابت می تواند درجه های متفاوتی از گناه بودن را داشته باشد. زنا از جوانی که تحت فشار شدید شهوت است و پس از آن دچار عذاب وجدان می شود، ممکن است بخشیده شود، اما وقتی یک پیر زنا می کند، بدون محاسبه وارد جهنم می شود (۱) چون در پیر فشار شهوتی وجود ندارد و عمل او، نشانه قوی تری از سرکشی است.

با این حساب در موضوع حجاب و دزدی ، گناه سنگین تر مشخص می شود که کدام بدحجابی، بدحجابی ناشی از سست بودن اراده یا بدحجابی برای دهن کجی به دین خدا؟ کدام دزدی؟ دزدی به خاطر فشار شرایط یا دزدی به خاطر ضربه زدن به نظام دینی و ...

 

دوم آنکه بدتر به معنای وجود اثر منفی بیشتر باشد. در این جا فاکتورهای متعددی وجود دارد که محاسبه آن ساده نیست.

یک زمان دزدی، نسل حرام خوری ایجاد می کند که تمام وجودش از حرام رشد یافته، در این صورت جمله امام حسین (ع) را به خاطر می آوریم که در روز عاشورا در مقابل یزیدیان می فرمایند: شما با من مخالفت می کنید و سخنم را نمی شنوید، چون شکم هایتان پر از مال حرام است. که این جمله نشان دهنده خطر بزرگ مال حرام خوری است. اما از آن طرف، بدحجابی ها و بی عفتی ها هم به روابط نامشروع دامن می زند که در اثر آن زنازادگانی متولد می شوند و می دانیم تمام قاتلین ائمه زنازاده بوده اند. (۲) پس این گناه نیز می تواند اثرات بسیار مخربی داشته باشد.

از جنبه های دیگری هم اندازه اثر این دو گناه متفاوت می شود. مثلا دزدی از بیت المال، اگر سبب فقر بخشی از جامعه شود، علاوه بر بحث حق الناس بودن، می تواند زمینه ساز آسیب برای ایمان فقرا باشد. و از طرفی هم بدحجابی کانون خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد و انواع و اقسام آفات را در پی خواهد داشت و ... به هر حال، برای سنجش اثر منفی این دو، باید حجم و گستره هر کدام از زاویه های متعددی بررسی شود و نمی توان به سادگی درباره آن قضاوت نمود.

 

سوم آنکه بدتر به این معنا باشد که به کدام باید بیشتر توجه کرد. در این صورت نیز باید مدل توجه و توجه کننده را مشخص کرد.

اگر توجه کننده، دستگاه قضایی است، دزدی اولویت دارد. چون دزد معمولا با نصیحت و موعظه، دست از دزدی نمی کشد. و بدحجابی نیز بیش از اقدام قضائی، اقدام فرهنگی می خواهد.

اما اگر توجه کننده عموم مردم یا خطبا هستند، بی عفتی ( که از جمله مصادیق آن پوشش است) اولویت دارد. چون موعظه و فرهنگ سازی در این موضوع نقشی جدی و موثر دارد. خصوصا در فضایی که بعضی از شیاطین می خواهند بدحجابی را عادی نشان دهند و زشتی آن را از بین ببرند.

 

پی نوشت:

۱- خصال شیخ صدوق ، ج۱، ص ۸۰ .

۲- علل الشرائع، ج‏۱، ص: ۵۸

 





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:46 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دعا کردن به فارسی بهتره یا عربی؟

دعا کردن به فارسی بهتره یا عربی؟ و اینکه ایا در اجابت دعا به فارسی یا عربی دعا کردن موثر است؟
 

 هر چند لازم نیست دعاها به عربى خوانده شوند؛ حتى دعا در نماز به زبان فارسى جایز است، ولی بهتر است دعاهایى که از ائمه‏(ع) صادر شده ‏اند با عنایت و توجه به معانى آنها، به زبان عربى خوانده شود. مطلب زیر دلیل این امر را براى ما واضح مى‏سازد:
همان گونه که قرآن سخن خداوند با بشر است، دعا های ائمه(ع) سخن بشر با خداوند است، و به آن قرآن صاعد می گویند؛  از این روى  این دعاها همچون قرآن، مشتمل بر حقایق و معارف عمیقى هستند که زبان عربى بهترین زبان براى بازگو کردن آنهاست.
و به همین جهت خوب است هر مسلمان با معناى نماز و دعاها آشنا گردد تا بفهمد با خداى خود چه مى‏گوید، و در این صورت است که اعمال او خشک و بى‏روح تلقى نخواهند شد و سکوى پرواز او به سوى ابدیت خواهند گشت.
نکته مهم تر این که انسان باید شرایط دیگر تأثیر گذاری دعا را نیز رعایت کند، مانند این که: دعا نباید بر خلاف سنت الاهى باشد؛ همراه با صلوات بر پیامبر (ص) و آل او باشد؛ دعا کننده تنها امیدش به خدا باشد و بر غیر او تکیه نداشته باشد؛ حالت اخلاص و نیاز در او باشد؛ زبان و قلبش با هم هماهنگ باشند؛ واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند ؛ طلب استغفار از گناهان خود نماید؛ اصرار بر دعا کند و با یقین از خدا بخواهد و مأیوس نباشد[۱]

پی نوشت :
[۱] فلسفى، محمد تقى، شرح دعاى مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۲.

دانشنامه‏ى قرآن و قرآن پژوهى به کوشش بهاء الدین خرمشاهى، ج ۱، ص ۱۰۵۴.

سید محمد باقر شهیدى و هبة الدین شهرستانى (ره)، دعاها و تهلیلات قرآن، ص ۴۳.

قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، واژه‏ى دعا





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:44 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا در اسلام کشتن حیوانات جایز است؟

در اسلام حقوق متعددی برای حیوانات بیان شده است. و یکی از موارد محاسبه الهی در روز قیامت، حقوق حیوانات می باشد.[۱]  تا آنجا که از جهنمی شدن انسانی به خاطر بستن حیوان و ممانعت از آب خوردن آن تا حد مرگ، سخن گفته شده است.[۲]

دستورات اسلام درباره حیوانات طیف وسیعی دارد از مواردی چون:

نهی از قطع اعضاء حیوانات[۳]  نهی از جنگ انداختن حیوانات[۴]  نهی از زدن به صورت حیوان[۵]  نهی از ذبح حیوان در پیش چشم حیوان دیگر[۶]   حتی نهی از نشستن در پشت حیوان در حال سخن گفتن و عدم حرکت[۷]   و نهی از دشنام دادن و لعن حیوان[۸]

تا لازم بودن آب و غذای حیوانات به گونه ای که طبق مسلمات فقهی، اگر آب به اندازه وضوء یا رفع عطش سگی باشد، باید آب را به حیوان داد و حتی گفته شده، آب بینی گوسفند هم پاک شود[۹] (شاید به خاطر راحت شدن تنفس حیوان)

اما انسان همیشه باید مرز بین افراط و تفریط را بیابد. که حرکت بر مدار افراط یا تفریط، عمل جاهلان است. [۱۰]حیوانات اگر چه شعور دارند، و حقوق بسیاری برای آنها ثابت شده است، اما نه شعور آنها در حد شعور انسان است و نه آنکه حقوق شان به اندازه حقوق انسان می باشد. و نه آنکه نیازهایشان به مثابه نیازهای انسان است.

لذا اجازه داده شده است که برای جلوگیری از آزار دیدن توسط حیوانات موذی، آنها را از بین ببریم. و همچنین برای رفع نیازهای ضروری بدن، بعضی از حیوانات را با شیوه منطقی، ذبح کرده و از گوشت آنها استفاده کنیم. اما اگر حیوانی بی آزار است، از کشتن و  آزار او نهی شده ایم. [۱۱] و حتی شکاری که بدون نیاز و از روی تفریح باشد، نیز حرام اعلام شده است.

بنابراین نه شیوه افراطی در مقابل حیوانات صحیح است که بعضی حیوان را مثل یکی از اعضای خانواده خود حساب کرده و حتی آن را در رختخواب خود می خوابانند! و فکر می کنند حیوان نیز به مثابه و هم شکل انسان نیازهای عاطفی دارد. یا از خوردن گوشت آن هم اجتناب می کنند. و نه شیوه تفریطی صحیح است که بدون دلیل منطقی و موجه، آسیبی به حیوانی رسانده شود. [۱۲]

به هر حال دنیا دار تزاحمات است. حیوانات از گیاهان و حیوان های دیگر تغذیه می کنند. و چرخه غذایی بین حیوانات که از خوردن حشرات شروع می شود، تا به خورده شدن توسط حشرات امتداد می یابد. و چیزی برای باقی ماندن در دنیا، ایجاد نشده است. دنیا محلی برای آزمایش است و انسان باید در همین مسیر قرار گرفته و آنچه متناسب با این امتحان است را رعایت نماید.

 


[۱] - نهج البلاغه، خطبه ۱۶۷

[۲] - بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۲۶۸

[۳] - المجازات النبوية، ص: ۳۶۵

[۴] - من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۶۰

[۵] - تفسير العياشي، ج‏۲، ص: ۲۹۴

[۶] - الكافي ج‏۶، ص: ۲۳۰

[۷] - الكافي،  ج‏۶، ص: ۵۳۷

[۸] - هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج-۵، ص: ۱۲۲

[۹] - الكافي ، ج‏۱۳، ص: ۲۸۴

[۱۰] - نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۷۰

[۱۱] - الكافي ، ج‏۶، ص: ۲۲۴

[۱۲] - برای مطالعه بیشتر: http://marifat.nashriyat.ir/node/2627

 

 





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:43 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بیش تر لغزش ها سببش زبان است !

آیت الله سعادت پرور

آیت الله سعادت پرور(ره):

کسی که روی جانب خدا دارد ،

باید سکوت را شعار خود قرار دهد مگر به قدر احتياج ؛

زيرا بيشتر لغزش‏ها، سببش زبان است.





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:39 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یکی از موانع کمال انسان عادت است

ترک عادت

مرحوم آیت الله خوشوقت:

...باید حواسمان جمع باشد مخالفت فرمان خدا را نكنيم،‌ و الّا اگر گناه را انجام بدهيم كم كم عادت مي­‌شود، عادتی که خودش آدم را به سوی گناه حركت مي‌­دهد، لذا یکی از موانع کمال انسان، عادت است.

آدمی که زياد گناه كرد گناه براي او عادت مي‌­شود، معتاد مي­‌شود. ديگر راحت و خودكار دنبال گناه مي­‌رود، دیگر لازم نيست فكر كند، عاقبت انديشي كند، گناه برايش عادي شده است، مثل معتادها مي­‌شود، شما هر چه به او بگويي این کار را نکن آن اعتياد باعث مي‌­شود که گوش ندهد، لذا امام حسن عسکري صلوات الله و سلامه عليه فرمودند: ترك عادت كالمُعجز است، این قدر سخت است. براي خيلي­‌ها گناه عادي شده است، بدون هيچ مشكلي انجام مي‌­دهند و چون عادي شده است فكر عاقبتش را هم نمي­‌كنند، بنابراين اگر عملي مثل گناه تكرار پيدا كرد اين كم كم عادي مي­‌شود و ديگر آدم بدون زحمت انجام مي­‌دهد، اين هم جلوي آن ورود به صراط مستقيم را مي­‌گيرد، آدم را مي‌­كشد به طرف آنچه كه عادت شده است، ولو مضرّ است.

این‌هایی كه معتاد هستند چه كار مي­‌كنند؟! ديگران را مي­‌بينند به چه بلا و روزگاري افتاده‌­اند، می‌­بینند که گدايي مي­‌كنند و بدبخت مي­‌شوند باز هم دنبال آن مي‌­روند، گناه نبايد براي اشخاص عادت شود، اگر عادت بشود به اين زودي­‌ها نمي­‌توانند توبه بكنند تا روحيه گناه در انسان متمكّن نشده است بايد توبه كند و الّا به هيچ وجه نمي­‌تواند برگردد الّا موارد استثنائی.





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:36 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توبه چه مراتبى دارد؟

مراتب توبه

همان‏طورى که گناهان، درجه و مراتب دارد، توبه نیز با توجه به موقعیت و رتبه معنوى افراد داراى مراتب خاصى است. امام صادق علیه السلام درباره مراتب توبه مى ‏فرماید:« براى هر فرقه و طائفه‏ اى توبه مخصوصى است. پس توبه پیامبران الهى از مضطرب شدن باطن و به هم خوردن حالت اطمینان است. توبه اولیا از عوارض رنگارنگ و تلون خاطر است [امور نامناسبى که به فکر آن‏ها مى‏ گذرد].  توبه أصفیا (برگزیدگان حق) از نَفَسى است که به یاد غیر او مى‏ کشند. توبه افراد خاص (نخبگان) از مشغول بودن به غیر پروردگار است و توبه عوام، بازگشت از گناهان است. هر کدام از آن‏ها داراى نوعى معرفت و آگاهى در آغاز و انجام توبه است» .۱
علامه طباطبایى در تبیین مراتب توبه مى‏ گوید: توبه به معناى بازگشت به خدا براى تقرب به اوست. بى‏ گمان معناى قرب و بُعد، نسبى و تشکیکى است. بنده ‏اى که در مقامى قرار دارد، گرچه در مقایسه با برخى از مقامات داراى قرب است اما نسبت به مقامات بالاتر داراى بُعد است.۲

پی نوشت ها:

۱. بحارالانوار،علامه مجلسی ، ج ۶، ص ۳۱ .

۲. المیزان، ج ۴، ص ۲۵۴





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:32 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا توبه پیامبران و امامان واقعی بوده‏؟ توبه با عصمت چگونه قابل جمع است ؟

توبه

به نظر مى‏ رسد پیامبران و امامان علیهم السلام با توبه خود چند هدف مشخص را دنبال مى‏ کرده‏ اند:
۱- تعلیم و تربیت: عده ‏اى از بزرگان از جمله ملامهدى نراقى معتقدند پیامبر و امام با توبه و استغفار، طریق بازگشت به خدا را به مردم آموخته ‏اند،(۱) یعنى ادب بندگى و روش توبه و آداب آن، موضوعى است که مى‏ توان از کلام و عمل معصومان فراگرفت.
۲- توجه به خدا: بعضى از بزرگان مانند مرحوم خواجه نصیرالدین طوسى، توبه پیامبر(ص) و امامان علیهم السلام را توبه از التفات به غیر خدا و اشتغال و سرگرمى به امور دنیا دانسته ‏اند.(۲)

توضیح:

پیامبر(ص) و امام (ع)  تنها براى تعلیم و یاددادن به دیگران توبه نمى‏ کردند، بلکه واقعاً با توبه، به دنبال بازگشت به خدا بودند، اما نه بازگشت از گناه؛ بلکه آن بزرگواران چون توجه به امور مادى را (که لازمه ضرورى زندگى مادى است) دور از شأن بندگى و مقام عصمت خود و گناه تلقى مى ‏کردند، از این امور اجتناب‏ ناپذیر توبه مى‏ کردند. کردارى که براى دیگران مباح یا مکروه شمرده مى‏ شود، براى آنان گناه است. جمله معروف « حسنات الابرار سیئات المقربین؛ اعمال نیک خوبان، گناه مقربان خدا محسوب مى‏ شود » بیانگر همین حقیقت است.

براین اساس امام سجاد علیه السلام در مناجات خود مى‏ گوید: « أَسْتَغْفرک مِنْ کُلِّ لَذٍَّْ بِغَیْرِ ذِکْرِکَ وَ مِنْ کُلِّ راحٍَْ بِغَیْرِ اُنْسِکَ وَ مِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِکَ وَ مِنْ کُلِّ شُغْلٍ بِغَیْرِ طاعَتِکَ؛ خدایا، آمرزش مى‏خواهم از هر لذتى که با ذکر و یاد تو نباشد، و از و راحتى و آسودگى که جز از طریق انس با تو حاصل آید، و از هر سرور و شادى که به جز از راه قرب به تو حاصل شود، و از هرکارى به جز طاعت تو درخواست مغفرت مى‏کنم.»(۳)

 

پی نوشت ها :
۱. ملامحمدمهدى نراقى، جامع السعادات، ج ۳، ص ۸۱ .
۲. جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۲۸ با تلخیص.
۳. مفاتیح الجنان، مناجات ذاکرین.





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا جایز است که مخالفان حق را با تهمت و فحش، مفتضح کنیم؟

این بحث در ذیل حدیثی از پیامبر ص مطرح شده است: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: إذا رَأَیتُم أهلَ الرَّیبِ وَ البِدَعِ مِن بَعدی ، فَأَظهِرُوا البَراءَةَ مِنهُم وَ أَكثِروا مِن سَبِّهِم وَ القَولِ فیهِم وَ الوَقیعَةِ وَ باهِتوهُم كَی لا یطمَعوا فِی الفَسادِ فِی الإِسلامِ وَ یحذَرَهُمُ النّاسُ وَ لا یتَعَلَّمونَ مِن بِدَعِهِم، یكتُبِ اللّهُ لَكُم بِذلِكَ الحَسَناتِ وَ یرفَع لَكُم بِهِ الدَّرَجاتِ فِی الآخِرَةِ.» پس از من، هر گاه شکاکان و بدعتگذاران را دیدید، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان ناسزا گویید و درباره‌شان بدگویی و افشاگری کنید و آنان را مبهوت [و محکوم] سازید تا به تباه کردن اسلام، طمع نکنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعت‌هایشان چیزی نیاموزند. برای این کار، خداوند برایتان ثواب‌ها می‌نویسد و در آخرت بر درجات شما می‌افزاید.

آنچه به طور قطعی درباره این روایت می توان گفت اینکه اگر کسی به دنبال گمراه کردن مردم و بدعت گزاری و ... است باید مقبولیت او را از بین


ادامه مطلب


[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:29 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اگر هزینه ساخت مسجد را برای رفع فقر بدهیم، بهتر نیست؟

بعید است که در پس این گونه تفکرات و سخنان اندیشه نیکی وجود داشته باشد و تصور می شود که این گونه سخنان، بیشتر مبارزه با نیکی ها، با مخفی شدن در پشت یک امر نیک دیگر باشد که با مغالطه و مقابله سازی ناموجه، انجام می گیرد. و شاید عده ای نیز با ساده اندیشی یا فریب شیطان آن را تکرار می کنند.

هر انسان منصف و نیک اندیشی دقت کند، می فهمد ریشه فقر، در زیاده طلبی عده ای است که یا با بر پا کردن جنگ و ناامنی و استکبار، ملت یا ملت هایی را به فقر می کشانند. یا در سطحی کوچکتر با گران فروشی و احتکار و تقلب و ... خون عده ای را در شیشه می کنند تا خودشان در تجملات و عیاشی ها غوطه خورند.

این در حالی است که مساجد و کانون هایی شبیه آن، نگاه دارنده اصل اندیشه توجه به ضعیفان و محرومان است. و علاوه بر آنکه نمی گذارد عده ای پایمال کردن ضعفا را تئوریزه کنند، کانون امید محرومان می باشند. از همین رو شاهد هستیم که هر روزه، عده ای به مساجد مراجعه می کنند و معمولا در اکثر مساجد در اکثر شب ها، برای محرومان به جمع آوری کمک ها می پردازند.

همین واقعیت ها، سبب شده است که در هر جای جهان بنگریم، حمایت های مادی از مراکز مذهبی صورت می گیرد. تا آنها به صورت خودجوش به محرومان کمک کنند. مثلا در کشور آمریکا اماکن عبادي از ابتدای تاسیس کشور به صورت غیر رسمی از  پرداخت ماليات معاف بوده‌اند و به طور رسمي از سال ۱۸۹۴ با تصويب کنگره از پرداخت ماليات بر درآمد معاف شدند. یعنی حتی می توانند مراکز تجاری ایجاد کنند بدون آنکه نیازی به پرداخت مالیات داشته یاشند.  و علاوه بر آن کمک‌هاي مردمي به اين اماکن نيز قابل کسر از ماليات هستند. یعنی هر کسی که پولی برای این مراکز پرداخت کند، می تواند با ارائه سند، همان مبلغ را به عنوان مالیات لازم برای پرداخت به دولت محسوب کند. (۱)

و در دفاع از این قوانین گفته اند: اين مؤسسات و اماکن خدمات اجتماعي فراواني نظير اطعام و اسکان فقرا انجام مي‌دهند که در صورت اخذ ماليات از انجام آنها باز مي‌مانند.
این قانون سبب شده رستورانی که صرفا به شکل کشتی نوح در کنتاکی آمریکا ساخته شده است، از پرداخت مالیات معاف باشد.

این گونه قوانین در بسیاری از کشورها دیده می شود و علاوه بر معافیت مالیاتی، حتی هزینه اموری نظیر آب و برق و ... نیز از این مراکز اخذ نمی شود. و بعضی از هزینه های آنان نیز توسط دولت ها پرداخت می شود.

حال جالب است بدانیم که در جمهوری اسلامی ایران، کمبودها و نقص ها در بخش مساجد بسیار جدی است. در حالی که گفته می شود در تهران سرانه مسجد به ازای هر نفر، تنها ۱۵ سانتی متر می باشند، و سرانه مسجد در ایران برای شیعیان، از سرانه کلیسا برای مسیحیان و ... کمتر می باشد و اکثر مساجد نیز نیازمند تعمیرات اساسی می باشند، دغدغه عده ای به این اختصاص یافته که چرا همین تعداد مسجد نیز ساخته می شود که در شیطانی بودن این اندیشه ها، جای اندک تردیدی نیست.

در حالی که کشورهای لائیک و مراکز کفر از نظر ما، این گونه به خدمات دهی برای اماکن مذهبی می پردازند، در کشور ما، دولت به بهانه مردمی بودن مساجد، خود  را از مسئولیت معاف نموده است و حتی ریشه مشکلات خود را در عدم دریافت مالیات از آستان قدس می جوید! عده ای حتی برنمی تابند که با هزینه های مردمی مسجد ساخته شود. و شاید هیچ کشور اسلامی در جهان یافت نشود که مساجد آن به اندازه ایران محدود باشد. به گونه ای که بعضی از توریست های خارجی از کمبود مساجد در ایران متعجب می شوند.





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:28 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دهه فجر مبارک

Related image





[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 5:41 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نظر جالب استاد شهید مطهری

نظر جالب استاد شهید مطهری درباره «گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک»

استاد مطهری

مكتبهاى اخلاقى دنيا كه همه، اخلاق پيشنهادى خود را به عنوان «اخلاق خوب» [نیک] پيشنهاد كرده‏ اند،تفاوتشان با يكديگر «در حد تضاد» است! يعنى حداكثر تباين [اختلاف] ميانشان هست؛ يك عمل را، مكتبى اخلاقى مى‏داند و مكتب ديگر ضد اخلاقى!

اخلاق علم دستورى است، يعنى علم «چگونه بايد بود» و فرمان اين كه «اين‏طور باش».

سؤال اين است كه: «چگونه» باشيم؛ از نظر اين مكتب خوب خواهيم بود؟
پس صرف توصيه كردن به اينكه اخلاق خوب داشته باشيد، معرّف يك


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 5:35 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یکی از اقوام نزدیک من در نماز کاهلی می کند ، چطور می تونم کمکش کنم ؟

تشویق به نماز

فردی از خانواده من نسبت به ادای نماز کمی کاهل است و معمولا آنرا به آخر وقت موکول می کند.وقتی مستقیما تذکر می دهم ناراحت می شود. من چطور اورا امر به معروف کنم که اهمیت بیشتری به نماز بدهد؟

تلاش و کوشش جهت هدایت و تشویق افراد به طرف خدا و تقویت ایمان آنها کاری بس ارزشمند است . دعوت مردم به آشنایی با دین و عبادت خداوند از برجسته ترین و متعالی ترین امور است. چنانچه در روایتی رسول خدا(ص) فرمود: هر کس بتواند یک نفر را هدایت کند و به طرف دین جذب نماید، ارزش آن برتر از تمام چیزهایی است که خورشید بر آنها می تابد.
برای ترغیب و تشویق به انجام فرائض دینی ، ابتدا باید زیربناهای فکری افراد را مورد بررسی قرار داده و در اصلاح آن کوشید. دیدگاه فرد در مورد


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 5:33 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چقدر غافلیم و توجه نداریم !

آیت الله بهجت

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود:

چه مصائبی بر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که مالک همه ی کره ی زمین است و تمام امور به دست او انجام می گردد، وارد می شود، و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟

او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد، و ما چه قدر از مطلب غافلیم و توجه نداریم!

کسانی که در خواب و بیداری تشرف حاصل نموده اند، از آن حضرت شنیده اند که فرموده است: برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید. خدا می داند تعداد این دعاها باید چه قدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آید.

قطعاً اگر کسانی در دعا جدی و راستگو باشند و به هم و ناراحتی اهل بیت (علیهم السلام) مهموم، و به سرور آنان مستبشر باشند، مبصراتی خواهند داشت و قطعاً مثل ما چشم بسته نیستند.

باید دعا را با شرایط آن کرد. و توبه از گناهان از جمله شرایط دعا است، چنان که فرموده اند:

دعاء التائب مستجاب.

دعای شخصی که توبه کند، اجابت می گردد.

نه این که برای تعجیل فرج دعا کنیم و کارهایمان برای تبعید و تأجیل فرج آن حضرت باشد!

 

کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص ۱۱۸





[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 5:31 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آن كس كه تقوافروش‏ است متقى نيست!

تقوافروشی

 آن كس كه تقوافروش‏ است متقى نيست
و آن كس كه هنرفروش است هنرمند نيست
و آن كس كه علم‌فروش است عالم نيست.
 
( حکمت‌ها و اندرزها، ج۲، ص۱۳۵)

 





[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 5:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چگونه در این وضع جامعه می توان نگاه به نامحرم رو کنترل کرد ؟

کنترل نگاه

قطعا چنین کاری سخت است و به همین خاطر است که از کنترل نفس به جهاد اکبر تعبیر فرموده اند.
اولا توجه بفرمایید که اگر کار راحتی بود، چنین اجر و پاداشی برایش منظور نمی شد.
نابرده رنج، گنج میسر نمی شود.
 ثانیا راهکارهای عملی براى کنترل نگاه را نیز توجه بفرمایید:
۱- خداباورى: اعتقاد به خدا و یقین داشتن به این که انسان در محضر او است و خدا ناظر بر تمام احوال و درون آدمى است، به انسان کمک مى‏کند نگاه خود را کنترل نماید. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «فروبستن چشم از گناه میسّر نیست مگر این که انسان عظمت و جلال پروردگار را در قلبش دیده باشد».
از امام على(ع) سؤال شد: توانایى بر کنترل چشم چگونه حاصل مى‏شود؟ فرمود: «این که خود را تحت قلمرو سلطان آگاه از همه مسائل


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 5:27 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

همیشه آنچه دوست داریم ، به نفع ما نیست

اعتماد به خدا





[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 5:26 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

برای هدایت باید با رفق و مدارا رفتار کرد.

آیت الله بهجت

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود:
نقل کرده‌اند در اثر یک منبر عالمی، چهار هزار نفر شیعه شدند. کسی که این گونه بیان داشته باشد، در ثواب از مراجع بالاتر است، زیرا در روایت آمده است:
لان یهدی الله علی یدیک رجلا، خیر مما طلعت علیه الشمس و غربت.
اگر خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت کند، قطعاً بهتر از تمام آن چه آفتاب بر آن می‌تابد و غروب می‌کند، خواهد بود.
خدا می‌داند هدایت نفوس چه قدر ارزش دارد. البته نباید از اول کار چنان بار تکلیف را سنگین کرد که طرف مقابل از مذهب بی‌زار گردد، و ادخله فی‌شی‌ء اخرجه منه؛ (او را از چیزی که در آن وارد نموده بود، خارج کرد.) صدق کند؛ بلکه باید با رفق و مدارا رفتار نمود.
در هر حال، مرحوم آقا میرزا حبیب الله رشتی که خیلی معتقد بوده و از روی ایمان مطالب را تحصیل می‌کرده است - پیشانی آن آقا را بوسید و گفت:
حاضرم همه ریاضت‌هایی را که کشیدم به تو بدهم و در عوض ثواب این یک منبر را به من بدهی.
خدا کند آثار گرانبهایی را که بالوراثة داریم، اختیاراً از دست ندهیم و گرگ‌ها از دست ما نگیرند!

کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص ۱۳۰
 





[ سه شنبه 12 بهمن 1395  ] [ 12:36 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چه کنیم تا حالات معنوی و اخلاقی که ...

چه کنیم تا حالات معنوی و اخلاقی که ایام محرم به دست آوردیم حفظ کنیم ؟

حفظ اخلاق خوب

انسان براي اين كه بتواند به اعتقاداتش پايبند باشد و به ارتقاء آنها بپردازد لازم است كه ايمان و دين خود را در ابعاد شناختي، رفتاري ، عاطفي و انگيزشي تقويت نمايد. البته اين ابعاد به نحوي با يكديگر مرتبط بوده و با هم تعامل دارند. مثلا هر چه شناخت انسان به خدا و به دين قوي باشد، انگيزه انسان تقويت شده و رفتار هاي مثبت بيشتري از او سر ميزند و از طرف ديگر هرچه رفتارهاي مثبت بيشتري انجام دهد زمينه رشد شناختي و انگيزشي او نيز بالا مي‌رود. ازسوي ديگر عواطف مثبت انسان نيز مي تواند در افزايش انگيزه ودر نتيجه استمرار رفتارهاي ديني تاثير گذاشته و باعث گردد انسان ، سرعت بيشتري در طي مسير معنوي و ارتقاء باورهاي ديني داشته باشد.
از جمله اموري كه مي تواند به باورها و اعتقادات انسان، رشد و تعالي دهد اولا فعالیت علمی ست.
هرچه شناخت و آگاهی نسبت به دین و اعتقادات بالاتر باشد، احتمال انحراف او در عمل کاهش پیدا می کند. لذا لازم است انسان قبل از ورود به وادي عمل و طي مسير، شناخت جامع و كاملي از راه داشته باشد تا موانع بر سر راه را به راحتي پشت سر گذاشته و به مقصود برسد. از اين رو توصيه مي شود كه اولا يك برنامه مطالعاتي براي خود تنظيم نموده و سعي كنيد در حوزه هاي اعتقادي و انديشه اي, اخلاق اسلامي, زندگي, سياسي و اجتماعي, تاريخ و تمدن اسلامي مطالعه کنید و سطح آگاهي خود را افزايش دهيد.

ثانيا در صورتي كه در مورد عقايد دچار شك و شبهه شُديد، در شك باقي


ادامه مطلب


[ سه شنبه 12 بهمن 1395  ] [ 12:32 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا خداوند غم و غصه و مشکلات بنده هایش را درک می کند؟

یاد خدا آرام بخش دلهاست

این سوال را (حتی گاهی در قالب شکایت) از زبان خیلی‌ها  می‌شنویم که: «چرا خداوند در مشکلاتم کمکی به من نمی‌کند؟»

قطعا خداوند متعال که خالق انسان هاست، درک صحیحی از مخلوقات خود دارد و در همین راستا برنامه زندگی اش را کارگردانی می کند. این مشکل ماست که اعتماد به این کارگردان نداریم!

خیلی از افراد از اینکه بخواهند چرای چیزی را از خداوند سوال کنند یا اینکه بخواهند این بحرانی که برایشان پیش آمده را حل کنند، می‌ترسند. از اینکه تصور کنند ایمانشان به اندازه کافی قوی نیست یا قدرت نداشته‌اند با این مشکلات کنار بیایند. و نمی‌خواهند هم که دیگران چیزی بدانند چون ممکن است فکر خوبی درموردشان نکنند.

اگر شرایط زندگی برایمان سخت می‌شود، باید بدانیم چرا و اینکه چه باید بکنیم. در غیر اینصورت سردرگم، خسته و ناامید خواهیم شد. لذا باید نگرش خود را به زندگی اصلاح کنیم.

خیلی از ما بااینکه افرادی مذهبی هستیم اما گاهی با گوش دادن به آموزش های غلط و توصیه‌های مخرب، دیدگاه‌ها و انتظارات اشتباهی پیدا می‌کنیم. قبل از هر چیز باید بدانیم که


ادامه مطلب


[ سه شنبه 12 بهمن 1395  ] [ 12:26 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا با وجود نذر و نیاز و دعا، برخی از آرزوهای ما برآورده نمی شود؟

استجابت دعا

خداوند کریم امر به دعا و ضمانت به استجاب کرده است، پس دعا را مستجاب می‌نماید، ولی استجابت دعا این نیست که فرمانبردار دستورات دعا کننده باشد و یا حتماً همان چیزی که او خواست را در همان زمانی که او خواست بدهد.

بدیهی است که اگر خداوند دعای همه بندگانش را مستجاب نمی‌نمود، یا همه هلاک شده بودند و یا حتی مؤمنین و دعا کنندگان نیز در شرایط خیلی خیلی ناخوشایندی به سر می‌بردند، چرا که از نظر لطف الهی محروم شده بودند. لذا به پیامبرش (ص) به بندگانم بگو اگر دعا شما نبود که به شما نظر نمی کردم، و بدیهی است هر کس تکذیب کند، خودش لوازم عذاب خود را فراهم کرده است:
« قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا» (الفرقان، ۷۷)
ترجمه: بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‏كند در حقيقت‏ شما به تكذيب پرداخته ‏ايد و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد.

خداوند کریم دعا را مستجاب می‌نماید، اما دنیا را دار جبر نیافریده که اگر هیچ شرطی نیز برای تحقق امری فراهم نبود و یا به قولی مصلحت نبود نیز به زور و یا به صورت معجزه‌ای آن را به مصلحت نماید. قضا و قدر، علت


ادامه مطلب


[ سه شنبه 12 بهمن 1395  ] [ 12:23 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]