« امیرالمؤمنین در احادیث قدسی»

قال الله عزّوجلّ:

【به‌راستی در‌می‌گذرم از مردمان مسلمانی که ولایت امام عادلی‌[امام علی علیه السلام] را که از جانب خداوند است پذیرفته‌اند】(1)
【اگر علی را نیافریده بودم، همسری مناسب فاطمه، از فرزندان آدم و نسل او نبود】(2)
【همانا علی امام پرهیزگاران و رهبر روسفیدان پاک و پادشاه مؤمنان است】(3)
【ولایت علی بن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود】(4)
【برادرت علی را بشارت ده، که من دوست‌دار او را عذاب نمی‌کنم و به دشمن او رحم نمی‌کنم】(5)

منابع:
1-کافی1/376،
2- عیون اخبارالرضا(ع)
3- امالی‌الصدوق352
4- عیون اخبارالرضا(ع)1/146
5- امالی صدوق39)





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

❁«نصایح امام علی ع به کمیل»❁

ای کمیل!

↩به درستی که شیطان (شیاطین) تو را فریب می‌دهند (تو را به خودشان دعوت می‌کنند) پس اگر ایشان را اجابت نکردی، به وسیله خودت، تو را گول می‌زنند،
❦به اینکه خواسته‌ها و تمایلات منفی تو را، مثبت و زیبا جلوه می‌دهند و امر و نهی به تو می‌کنند (امر به گناه و نهی از طاعت و عبادت)
✅【و سپس ظنّ و گمان تو را به خدا نیکو می‌دارند تا تو را امیدوار ساخته و با این رجاء و امید کاذب تو را به گناه وادار کنند و حال آنکه جزای معصیت، آتش است.】

 

‌ ❥⇝♔✿♚⇜❥

ای حـیــــــدر شهسـوار وقت مدد است

ای زُبده‌ی هشت و چار وقت مدد است

من عاجزم از جهـــان و دشمــن بسیار

ای صاحب ذوالفقــــــار وقت مدد است





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:29 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

داره تموم ميشه





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:20 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عشق به اميرالمومنين





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:18 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

«حکمت امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه»


و درود خدا بر او ، فرمود :

کسی که از دنیا اندوهناک می باشد، از قضاء الهی خشمناک است، و آن کس که از مصیبت وارد شده شِکْوه کند از خدا شکایت کرده، و کسی که نزد توانگری رفته و به خاطر سرمایه اش برابر او فروتنی کند ، دو سوم دین خود را از دست داده است، و آن کس که قرآن بخواند و وارد آتش جهنم شود حتماً از کسانی است که آیات الهی را بازیچه قرار داده است ، و آن کس که قلب او با دنیا پرستی پیوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهی رها نشدنی ، حرصی جدا نشدنی و آرزوئی نایافتنی.



منبع حکمت 228 نهج‌البلاغه ص1180





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:14 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خضر و مرد فقير

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

روزى حضرت خضر از بازار بنى اسرائیل مى گذشت ناگاه چشم فقیرى به او افتاد و گفت :

به من صدقه بده خداوند به تو برکت دهد!

خضر گفت :

من به خدا ایمان دارم ولى چیزى ندارم که به تو دهم .

فقیر گفت :

بوجه الله لما تصدقت على ؛ تو را به وجه (عظمت ) خدا سوگند مى دهم ! به من کمک کند! من در سیماى شما خیر و نیکى مى بینم تو آدم خیّرى هستى امیدوارم مضایقه نکنى .

خضر گفت :

تو مرا به امر عظیم (وجه خدا) قسم دادى و کمک خواستى ولى من چیزى ندارم که به تو احسان کنم مگر اینکه مرا به عنوان غلام بفروشى .

فقیر: این کار نشدنى است چگونه تو را به نام غلام بفروشم ؟ خضر: تو مرا به وجه خدا (خداى بزرگ ) قسم دادى و کمک خواستى من نمى توانم ناامیدت کنم مرا به بازار ببر و بفروش و احتیاجت را برطرف کن !

فقیر حضرت خضر را به بازار آورد و به چهارصد درهم فروخت .

خضر علیه السلام مدتى در نزد خریدار ماند، اما خریدار به او کار واگذار نمى کرد.

خضر: تو مرا براى خدمت خریدى ، چرا به من کار واگذار نمى کنى ؟

خریدار: من مایل نیستم که تو را به زحمت اندازم ، تو پیرمرد سالخورده هستى .

خضر: من به هر کارى توانا هستم و زحمتى بر من نیست . خریدار: حال که چنین است این سنگها را از اینجا به فلان جا ببر!

با اینکه براى جابجا کردن سنگها شش نفر در یک روز لازم بود، ولى سنگها را در یک ساعت به مکان معین جابجا کرد.

خریدار خوشحال شد و تشویقش نمود و گفت :

آفرین بر تو! کارى کردى که از عهده یک نفر بیرون بود که چنین کارى را انجام دهد.

روزى براى خریدار سفرى پیش آمد خواست به مسافرت برود، به خضر گفت :

من تو را درستکار مى دانم مى خواهم به مسافرت بروم ، تو جانشین من باش ، با خانواده ام به نیکى رفتار کن تا من از سفر برگردم و چون پیرمرد هستى لازم نیست کار کنى ، کار برایت زحمت است .

خضر: نه هرگز زحمتى برایم نیست .

خریدار: حال که چنین است مقدارى خشت بزن تا برگردم . خریدار به سفر رفت ، خضر به تنهایى خشت درست کرد و ساختمان زیبایى بنا نمود.

خریدار که از سفر برگشت ، دید که خضر خشت را زده و ساختمانى را هم با آن خشت ساخته است ، بسیار تعجب کرد و گفت :

تو را به وجه خدا سوگند مى دهم که بگویى تو کیستى و چه کاره اى ؟ حضرت خضر گفت :

- چون مرا به وجه خدا سوگند دادى و همین مطلب مرا به زحمت انداخت و به نام غلام فروخته شدم . اکنون مجبورم که داستانم را به شما بگویم :

فقیر نیازمندى از من صدقه خواست و من چیزى از مال دنیا نداشتم که به او کمک کنم . مرا به وجه خدا قسم داد، لذا خود را به عنوان غلام در اختیار او گذاشتم تا مرا به شما فروخت .

اکنون به شما مى گویم هرگاه سائلى از کسى چیزى بخواهد و به وجه خدا قسم دهد در صورتى که مى تواند به او کمک کند، سائل را رد کند روز قیامت در حالى محشور خواهد شد که در صورت او پوست ، گوشت و خون نیست ، تنها استخوانهاى صورتش مى مانند که وقت حرکت صدا مى کنند (فقط با اسکلت در محشر ظاهر مى شود.) خریدار: چون حضرت خضر را شناخت گفت :

مرا ببخش که تو را نشناختم . و به زحمت انداختم .

خضر گفت : طورى نیست . چون تو مرا نگهداشتى و درباره ام نیکى نمودى .

خریدار: پدر و مادرم فدایت باد! خود و تمام هستى ام در اختیار شماست .

خضر: دوست دارم مرا آزاد کنى تا خدا را عبادت کنم .

خریدار: تو آزاد هستى !

خضر: خداوند را سپاسگزارم که پس از بردگى مرا آزاد نمود.





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:08 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وقتي خدا محافظت باشد

عکس و تصویر توجه





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:04 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

كليد

عکس و تصویر توجه





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:01 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دلها

عکس و تصویر توجه





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

طعنه

عکس و تصویر





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 5:59 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نعمت

 





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 5:57 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حساب و كتاب





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 5:57 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

لذت عبادت

عکس و تصویر ...





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 5:52 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

براي خدا و براي پول

مرد فقیری نزد هندوانه فروشی رفت وگفت هندوانه‌ای برای رضای خدا به من بده فقیرم وچیزی ندارم.
هندوانه فروش درمیان هندوانه ها گشتی زد وهندوانهٔ خراب و بدرد نخوری را به فقیر داد.فقیر نگاهی به هندوانه کرد و دید که به درد خوردن نمیخورد،و مقدار پولی که به همراه داشت به هندوانه فروش داد و گفت به اندازه پولم به من هندوانه ای بده.
هندوانه فروش هندوانه خیلی خوبی را وزن کرد و به مرد فقیر داد،فقیر هر دو هندوانه را رو به آسمان کرد و گفت:
خداوندا بندگانت را ببین...
این هندوانه خراب را بخاطر تو داده است و این هندوانه خوب را بخاطر پول...

وای اگر این تفکر در کل زندگی ما باشه...





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 5:47 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مسلمان واقعي

گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانائی پرداخت برای خریدن حیوانی جهت سوار شدن  نداشت پیاده سفر كرده و خدمت دیگران میكرد.

تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع آوری هیزم به اطراف رفت، در زیر درختی مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد و دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه آورده است و یک هفته است كه خود و خانواده اش در گرسنگی بسر میبرند.

چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت : برو . مرد بینوا گفت : مرا رضایت نیست تو در سفر حج در سختی باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم . شیخ گفت : حج من ، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم بهتر از آن است که هفتاد بار زیارت آن بنا كنم .

اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد -- معشوق همينجاست بياييد بياييد

معشوق تو همسايه و ديوار به دیوار -- در باديه سرگشته شما در چه هواييد

گر صورت بي صورت معشوق ببينيد -- هم خواجه و هم خانه و هم كعبه شماييد

ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد -- يكبار ازين خانه برين بام برآييد

آن خانه لطيفست نشانه هاش بگفتيد -- از خواجه آن خانه نشاني بنماييد

يك دسته گل كو اگر آن باغ بديديد -- يك گوهر جان كو اگر از بحر خداييد

با اين همه آن رنج شما گنج شما باد -- افسوس كه بر گنج شما پرده شماييد

کعبه را گفتم تو از خاکی من از خاک -- چرا باید به دورت من بگردم

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی -- برو با دل بیا تا من  بگردم





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 5:46 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مرد فقير

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت . مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید . روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند . هنگامى که آنها را وزن کرد ، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود . او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت : دیگر از تو کره نمى خرم ، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است . مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت : ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم !





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 5:43 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سیره عملی امام خمینی و علامه طباطبایی

سیره عملی امام خمینی و علامه طباطبایی در ماه مبارک رمضان

 

سیره عملی امام خمینی و علامه طباطبایی در ماه مبارک رمضان

سیره عملی علامه طباطبایی در ماه مبارک رمضان

علامه در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و مناجات بود. در بین راه که او را می‌دیدیم غالبا ذکر خدا را برلب داشت. درجلساتی که در محضرشان بودیم، وقتی جلسه به سکوت می‌کشید، دیده می‌شد که لب های استاد به ذکر خدا حرکت می‌کرد. به نوافل مقیّد بود و حتی گاهی دیده می‌شد که دربین راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شب های ماه رمضان تا صبح بیدار بود، مقداری مطالعه می‌کرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و ذکر مشغول بود. در قم هفته‌ای حداقل یک بار به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف می‌شد و یا در ایام تابستان غالبا به زیارت حضرت رضا علیه السلام می‌شتافت. شب‌ها به حرم مطهر مشرف می‌شد و در بالای سر می‌نشست و با حال خضوع به زیارت و دعا می‌پرداخت.

 

سیره عملی امام خمینی (ره) در ماه مبارک رمضان

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد            افـطـار بـه مــی کرد بـــرم پیـــر خرابات

گفتـــم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد            بــا بـــاده وضو گیــر که در مذهب رندان

در حــضــرت حـق این عملت بارور افتاد

 

عالمان ربانی، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند كه در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مى‏ درخشند، و با كسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت، بر زمینیان تجلى مى‏ كنند

و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مى‏ سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله علیه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مى‏ دهند.

در میان دین باوران كفر ستیز، چهره محبوب قرن، فقیه تیزبین سیاست مدار، فیلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنیان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى رضوان الله علیه، از موقعیتى والا و ویژه برخودار است، زیرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏ هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آیه قرآن را مجسم ساخت و عینیت ‏بخشید. در این مبحث به سیره عملی امام می‌پردازیم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .حضرت امام (ره) توجه ویژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت،

ادامه مطلب


[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 7:47 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اهمیت صله رحم در قرآن و روایات

اهمیت صله رحم در قرآن و روایات

 

جایگاه صله رحم در اسلام

اسلام تحكیم پیوندهای خویشاوندی واستحكام روابط خانوادگی را به شدت مورد تأكید و توجه قرار داده و صله رحم و رسیدگی به بستگان را به عنوان یك ارزش الهی واجب كرده است و خدای متعال آن را در ردیف پرستش خویش قرار داده، می فرماید:
«وَ اعبُدوا اللهَ وَ لاتُشركُوا بِهِ شَیْئاً وَ بالوالِدینِ احساناً و بِذِی القُربی...».[1]
خدا را بپرستید و هیچ چیز را شریك او قرار ندهید و به پدر و مادر و خویشان نیكی كنید.
در جای دیگر می فرماید:
«و اتَّقوا اللهَ الَّذی تَسائَلونَ بِهِ‌ و الاَرحامَ انَّ اللهَ كانَ عَلیكُمْ رَقیباً».[2]
بترسید از آن خدایی كه به نام او از یكدیگر درخواست می كنید؛ و درباره ارحام كوتاهی نكنید، همانا خداوند مراقب شماست.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره اهمیت آن فرمود:
به آنان كه حاضرند و آنان كه غایبند و آنان كه از صُلب های مردان و رَحِم های زنان تا روز قیامت به دنیا می آیند سفارش می كنم كه صله رحم نمایند، گرچه مستلزم پیمودن یك سال راه باشد، زیرا صله رحم از (مسائل مهم) دین است.[3]
امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نیز به فرزندش چنین سفارش می كند:
«اَكرم عَشیرتَكَ، فَاِنَّهم جَناحُكَ الّذی بهِ تَطیرُ، وَ‌ اَصْلُكَ الّذی اِلیهِ تَصیرُ، وَ‌ یَدُكَ الَّتی بِها تَصوُلُ».[4]
خویشانت را گرامی بدار، زیرا آنان بال و پَرِ تو هستند كه با آنان پرواز می كنی و اصل و ریشه تو می باشند كه به ایشان باز می گردی و دست (یاور) تو هستند كه با آنها (به دشمن) حمله می كنی (و پیروز می شوی).
این همه تأكید وسفارش نسبت به صله رحم در قرآن و احادیث، بیانگر


ادامه مطلب


[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 7:43 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تقوا در دنیای مجازی

کمپین «تقوا در دنیای مجازی» به تمام کاربران شبکه‌های اجتماعی یادآور می‌شود رفتارها و تعاملات اجتماعی بین افراد در دنیای حقیقی تفاوتی با دنیای مجازی ندارد.

استفاده از شبکه‌های اجتماعی به همراه فرهنگ وارداتی خود روز به روز در بین جوانان و نوجوانان در حال افزایش است.
طبیعتاً بخش عمده فرهنگ اجتماعی حاکم بر فضای شبکه‌های اجتماعی و تعریفی که سازندگان و طراحان این نرم‌افزارها برای روابط بین افراد تعریف کرده‌اند با فرهنگ اسلامی، ایرانی و سنتی کشورمان در تضاد است.
اما آیا باید به دلیل این تضاد بزرگ فرهنگی استفاده از این ابزارهای نوین به کلی کنار گذاشته شود؟! به عقیده بسیاری از افراد می‌توان اصول و اعتقادات بکارگیری شده در دنیای واقعی را نیز در دنیای مجازی و در مجاورت ارتباط افراد با یکدیگر در شبکه‌های اجتماعی نیز مدیریت کرد.
بر این اساس به تازگی کمپینی با عنوان «تقوا در دنیای مجازی» در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است که به تمام کاربران شبکه‌های اجتماعی یادآور می‌شود رفتارها و تعاملات اجتماعی بین افراد در دنیای حقیقی را نیز می‌توان در دنیای مجازی در پیش گرفت، فقط با اندکی توجه بیشتر!
در ادامه برخی از مطالب و عکس‌نوشت‌های منتشر شده با این موضوع را می‌توانید مشاهده کنید:

۱- خدای دنیای واقعی همان خدای دنیای مجازی ست؟ اگر خودش را در جهان واقعی ببینی، یحتمل سرت را می‌اندازی پایین و عبور می‌کنی، ولی اسمش را، نوشته‌اش، کامنت‌اش را، چراغ روشن‌اش را که در دنیای


ادامه مطلب


[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 7:26 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دیدگاه قرآن درباره صرفه جویی و مصرف

صرفه جویی به مفهوم مصرف چیزی به شکل درست و مناسب آن است. این مساله برای ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه بسیار مهم و اساسی است و در حوزه اقتصاد خانواده نیز می تواند تاثیرگذار و سرنوشت ساز باشد. با این همه، صرفه جویی علاوه بر اینکه در حوزه اقتصاد شخصی معنا و مفهوم می یابد در حوزه اقتصاد عمومی نیز معنا دارد.
بر همین اساس است که امام خمینی (رحمه الله) مصرف زیاد و بیش از نیاز در آب و برق را نه تنها نادرست و حرام می داند، بلکه آن را ضمان آور دانسته و شخص را نسبت به جامعه مدیون می شمارد.
قرآن نیز به این مساله از ابعاد مختلف پرداخته است؛ زیرا قرآن کتاب هدایت و راهنمایی آدمی به سوی کمال است و به مساله اقتصادی که ارتباط تنگاتنگی با مساله آسایش و آرامش دارد، توجه داشته و برای این که انسان در مسیر کمالی حرکت کند، به مساله اقتصاد و روش های مناسب و درست کسب درآمد و هزینه های آن نیز پرداخته است. بازخوانی نگرش و تحلیل قرآن می تواند در این زمینه برای دست یابی به شیوه های درست کمک کند.

مفهوم صرفه جویی

در علم اقتصاد چون سخن از تولید و توزیع و مصرف است، واژه صرفه جویی به معنای مصرف درست و مناسب چیزی است که در اختیار شخص قرار دارد و در ازای آن کار و یا هزینه ای پرداخت شده است. بنابراین صرفه جویی در ارتباط با مصرف چیزی است که دارای مالیت می باشد و انسان در قبال آن کار و یا هزینه ای می پردازد.

صرفه جویی، کم مصرف کردن نیست

عده ای صرفه جویی را به معنای کم مصرف کردن معنا کرده اند، ولی به نظر می رسد این معنا نمی تواند اقتصادی باشد؛ زیرا هدف از تولید یک شیء اقتصادی، مصرف آن است و مصرف چیزی زمانی به وقوع می پیوندد که آدمی به آن نیاز داشته باشد و با مصرف آن چیز نیازی از نیازهای وی برآورده می شود. بنابراین شخص لازم است تا در حد نیاز و برآورد آن، چیزی را مصرف نماید و کم مصرف کردن نمی تواند نیاز وی را برآورده سازد، مگر آن که در مساله نیاز به نیازهای اساسی و نیازهای غیر اساسی و یا نیازهای لازم و غیر لازم توجه داده شود. در این صورت می توان گفت که مصرف چیزی می بایست در حد برآورد نیازهای اساسی و لازم باشد.

دیدگاه اقتصاددانان درباره صرفه جویی

به هرحال صرفه جویی ارتباط تنگاتنگی با مسأله مالیت و مقدار تولید و توزیع دارد. هر چیزی که ازنظر مالی ارزشمند و از نیاز بشر به آن بیش تر باشد درباره نحوه و چگونگی مصرف آن نیز مسایل و مطالب بیش تری مطرح می شود.
اقتصاددانان درباره نحوه مصرف به این نکته توجه می دهند که مراد از صرفه جویی، کم مصرف کردن نیست؛ زیرا می بایست در هر چیزی که بخشی از نیاز آدمی را برطرف می سازد به مقدار موردنیاز از آن استفاده کرد. بنابراین شخص می بایست در حد نیاز طبیعی خود از هر چیز اقتصادی استفاده کند. تنها مسأله ای که اقتصاددانان آن را مطرح می سازند این است که در زمان بحران های اقتصادی و کاهش توزیع و یا تولید چیزی، می بایست به حد اقل بسنده کرد و درحد رفع حاجت و نیاز ضروری از آن استفاده نمود تا فرصت بیش تری به دیگران داده شود.
در حقیقت در زمان بحران سخن از مصرف درحد ضرورت و رفع نیاز است ولی این بدان معنا نیست که شخص آن چیز را کم مصرف کند. صرفه جویی در این زمان به شکل ضرورت خود را تحمیل می کند و اگر در زمان های دیگر صرفه جویی به معنای مصرف درست و متناسب از کالای اقتصادی است در زمان بحران این نکته از جهات دیگر مورد تأکید قرار می گیرد تا شخص به حد ضرورت بسنده کرده و به قول معروف به مستحبات نپردازد.
به سخن دیگر صرفه جویی در همه حال و هر زمانی چه بحران و چه


ادامه مطلب


[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 7:24 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]