[ مثقال ذرّة ]

عکس و تصویر 🌹 [ مثقال ذرّة ] 🌹 در قیامت نوبت حساب کردن مثقال ذرّه هاست ...

[ مثقال ذرّة ]
در قیامت نوبت حساب کردن مثقال ذرّه هاست ...
درشت ها که حساب کردن ندارند !!

 مثقال ذرّه که می گویند :
یعنی همان چند لحظه ای که بوی عطر تو ، تمام مردی را به هم می ریزد ...!

 مثقال ذرّه که می گویند :
یعنی همان چند لحظه ای که با ناز و عشوه برای نامحرمی می خندی ولی فکرش ساعت ها درگیر همان لبخند و عشوه است ...!

 مثقال ذرّه که می گویند :
یعنی همان چند لحظه ای که حواست به حجابت نیست و جوانی نیز در آن حوالی است ...!

مثقال ذرّه حساب و کتاب زمانی است که :
در پایان صحبت هایت با نامحرم از روی ادب ، جانم و قربانت می پرانی ...!

 مثقال ذرّه که میگویند :
یعنی همان چند لحظه ای که با فروشنده صمیمی می شوی بخاطر چند تومان تخفیف !!!

 قدر این ها پیش ما خیلی کوچک است و به حساب نمی آیند ...!!!

 مثقال ذرّه که می گویند همین هاست !

همین کارهای کوچکی که به چشم خیلی کوچک است ، امّا انتهایش را روزی که پرده ها کنار رفت ، خواهیم دید

↩ مواظب مثقال ذرّه ها باشید و آنها را کوچک نشمارید ↪





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:25 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اثبات علمی معراج پیامبر(ص) توسط آلبرت انیشتین

اثبات علمی معراج پیامبر(ص) توسط آلبرت انیشتین:

عکس و تصویر اثبات علمی معراج پیامبر(ص) توسط آلبرت انیشتین: هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر ...


هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است.

اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خریداری کرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:18 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حدیث از امام حسین علیه السلام

عکس و تصویر 🌷حدیث از امام حسین علیه السلام 🌷 telegram.me/akhare_zaman





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:16 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سرگذشت قاتلان امام حسین علیه السلام...

عکس و تصویر سرگذشت قاتلان🔥 امام حسین علیه السلام...🌺 https://telegram.me/akhare_zaman





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:14 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چادرت را در آغوش بگیر و بگو برایت روضه بخواند

عکس و تصویر بانو! این چادر تا برسد به دست تو هم از کوچه های مدینه گذشته هم ...

بانو!

این چادر تا برسد به دست تو

هم از کوچه های مدینه گذشته
هم از کربلا
هم از بازار شام!

چادرت را در آغوش بگیر و بگو برایت روضه بخواند





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:11 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد ، نیامدی ...

عکس و تصویر چه جمعه ها که یک به یک غروب شد ، نیامدی ... چه بغض ها ...

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد ، نیامدی ...
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی ...
خلیل آتشین سخن ! تبر به دوش بت شکن !
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد ، نیامدی ...!؟





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:10 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امشب بپیچ نسخه درمانی مرا

عکس و تصویر روز ازل رقم زده حیرانی مرا مجنون نوشته طالع پیشانی مرا تا روی نی کشانده ...

روز ازل رقم زده حیرانی مرا
مجنون نوشته طالع پیشانی مرا
تا روی نی کشانده پریشانی مرا
زلفت به باد داده مسلمانی مرا

گردن بگیر بی سر و سامانی مرا

ده پشت ایل من در این خانه نوکرند
لب تر کنید کوه سر شانه میبرند
در ری غلام مزرعه ، مشهد کبوترند
در قم گدای خانه ی موسی بن جعفرند

تمدید کن مجوز دربانی مرا

سائل به جود لم یزلی فکر میکند
گاهی به حکمتی ازلی فکر میکند
وقتی به چاره ای عملی فکر میکند
حتما به آن رکوع علی فکر میکند

کی میدهی نگین سلیمانی مرا ؟

اندوه تشت زر پدرم را مریض کرد
چوبش دهان نوحه گرم را مریض کرد
دلتنگی حرم جگرم را مریض کرد
دوری راه بال و پرم را مریض کرد

امشب بپیچ نسخه درمانی مرا


اللهم الرزقنا ...





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:08 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

روایتی قابل تامل از رسول خدا (ص)

عکس و تصویر به نام خدا روایتی #قابل_تامل از رسول خدا (ص) قَالَ النَّبِیُ‏ : إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی ...

روایتی  قابل_تامل از رسول خدا (ص)

قَالَ النَّبِیُ‏ : إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ مَلَکاً یَنْزِلُ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ یُنَادِی:
یَا أَبْنَاءَ الْعِشْرِینَ! جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا
وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّلَاثِینَ! لَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا
وَ یَا أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِینَ! مَا ذَا أَعْدَدْتُمْ لِلِقَاءِ رَبِّکُمْ
وَ یَا أَبْنَاءَ الْخَمْسِینَ! أَتَاکُمُ النَّذِیرُ
وَ یَا أَبْنَاءَ السِّتِّینَ! زَرْعٌ آنَ حَصَادُهُ
وَ یَا أَبْنَاءَ السَّبْعِینَ! نُودِیَ لَکُمْ فَأَجِیبُوا
وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّمَانِینَ! أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ وَ أَنْتُمْ غَافِلُونَ

پیامبر (ص) فرمود:
خداوند تعالی فرشته ای را خلق کرده است که در هر شب ندا می کند :

ای بیست ساله ها ! هم تلاش فیزیکی کنید و هم تلاش علمی.

ای سی ساله ها ! زندگی دنیا فریبتان ندهد.

ای چهل ساله ها ! برای دیدار پروردگارتان چه آماده کرده اید؟

ای پنجاه ساله ها ! هشدار از عذاب به سویتان آمده است (خطر به بالای سرتان رسیده است) .

ای شصت ساله ها! شما بمنزله زرعی هستید که زمان درو کردنش فرا رسیده است

.ای هفتاد ساله ها ! برای رفتن صدایتان می زنند پس جواب این منادی را بدهید.

ای هشتاد ساله ها ! لحظه مرگ فرا رسیده و هنوز غافلید؟

سپس این فرشته ادامه می دهد:

اگر بندگان اهل طاعت و عبادت خدا
و مردان خاشع و خاضع در برابر پروردگار
و کودکان شیرخوار و حیوانات بی گناه نبودند، عذابی بسیار سخت بر شما نازل می شد.

مستدرک الوسائل ، جلد دوم ، صفحه 353 و نیز: ارشاد القلوب الی الصواب ، جلد دوم ، صفحه 32





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:06 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یا صاحب الزمان !

عکس و تصویر یا صاحب الزمان ! فکری برای جمعه ی بعدی نمی کنی ؟ دیگر نفس بدون ...

یا صاحب الزمان !

فکری برای جمعه ی بعدی نمی کنی ؟
دیگر نفس بدون تو بالا نمی رود ... !





[ جمعه 30 مهر 1395  ] [ 09:05 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

به آن چه میدانی عمــــــــل کن!

 bahjat-jalasat

خداوند توفیق بدهد به اینکه هر چه می دانیم عمل نمائیم؛ اگر عمل کردیم به آنچه که می دانیم و زیر پا نگذاشتیم و چشممان را نپوشاندیم [کار درست می شود]؛ ولی اگر چشم را پوشاندیم و [مثلاً] دست روی چشم بگذاریم، قسم می خوریم که الآن روز را نمی بینیم!! راست هم هست، دروغ نیست. تا کسی دستش را جلوی چشمش گذاشته روز و شب را نمی بیند، هیچ چیز دیگر را هم نمی‌بیند. عمل نکردن به معلومات هم همین طور است.

«مَن عَمِل بِما عَلم أورَثَه اللهُ عِلمَ ما لا یَعلَم»؛ هر کسی به معلوماتش عمل کند، خداوند مجهولاتش را معلومات می کند به همان دلیلی که همین معلوماتی را که فعلاً دارد، در زمان کودکی نداشت.

همین معلومات را خداوند به تدریج به او یاد داد؛ پس به طور حتم اگر کسی معلوماتش را زیر پای خودش نگذاشت، بگو برو راحت باش، دیگر خاطرت جمع باشد. سر وقتش به آنچه که محتاجی عالم می‌شوی. بلکه از این هم بالاتر در روایت هست: «مَن عَمِل بِما عُلم کَفی ما لم یَعلم.»

دیگر به او می‌گوید موقوف؛ ای کسی که عمل می‌کنی به معلومات، در فکر چیز دیگر نشو، بقیه امور با آنهاست. همان‌هائی که همین مقدار را به شما اعلام کرده‌اند، زیادی بر این مقدار را هم، آنها اعلام می‌کنند. تو دیگر در فکر نباش، یعنی غصه‌اش را نخور.





[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:54 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دل نبندیم آقــــــــــا!

 

Naseri01

شغل حضرت سلیمان علیه السلام حصیر بافی بود و خوراکش نیز از همین شغلش بود با اینکه صاحب سلطنت عظیمی بود که همه این‌ها را خودش از خدا خواسته بود، در روایت هست که به خاطر حساب و کتاب زیادی که ایشان دارند آخرین پیامبری هستند که وارد بهشت می­شوند.

مال من عمل من است که به همراه خودم می‌برم، اما چیز دیگری نمی­توانم ببرم.

حضرت سلیمان فرزندی داشت که فوت کرد، ایشان خیلی ناراحتی کرد، دو مَلَک آمدند برای دلداری حضرت،‌ یکی از آن‌ها گفت ما دو نفر اختلاف داریم و اختلاف ما را حل کنید. من کشت و زرعی داشتم و ایشان آمده و محصولاتم را از بین برده است، چرا این کار کرده است؟ حضرت سلیمان به او گفتند: چرا این کار را انجام دادی و کشت و زرع ایشان را نابود کرده­ای؟ در جواب گفت: ایشان در جاده و مسیر عبور کشت و زرع کرده،‌ من هم از این جاده عبور می­کنم در نتیجه محصول ایشان از بین رفت.

حضرت به مَلَک اولی گفتند: این شخص ضامن نیست و تو نباید در مسیر عبور و مرور کشت می­کردی.

ملک اول به حضرت گفت: سلیمان! دنیا جاده است،‌ در مسیر رفتن است،‌ چه کسی مانده که بچه تو بماند. این دنیا جای ماندن نیست. نخواهی بروی به زور می­برندت





[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:51 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آدم باید اینجـــــــوری باشه!

mojtahedi01

از امام پنجم علیه السلام روایت هست که سه چیز باعث هلاکت آدم است: این‌ها رو حفظ کنید، برای خانواده‌هاتون بگین.

یکیش بُخلی‌ست که اطاعت بشه.

یه وقت، آدم، بخیل است اما اطاعت بخل رو نمی‌کنه، دلش نمی‌خواد وُجوهات بده اما اطاعت نمی‌کنه و میره می‌ده، اون عیب نداره اما اگر این بخل را اطاعت کرد، این باعث هلاکت میشه. گفتن «یه تاجری سی چهل سال پیش می‌خواست وجوهات بده سختش بود، خیلی سختش بود، بخل شدید داشت اما متدین هم بود. به شاگردش گفت بیا دست و پای منو ببند با طناب، در صندوق رو باز کن وجوهات منو بده آقای خوانساری، هر چی فحشت دادم گوش نکن!»

این رو من خودم شنیدم.

این بخیل بود اما اطاعت از بخلش نکرد؛ ناراحت بود که می خواد پول بده، هر چی فحش داد به شاگردش که پدر سوخته پولای منو کجا می‌بری اون گفت حاجی خودت گفتی.

طبعاً بعضیا بخیلند و دلشون نمی‌خواد پول بدن اما از اون ور، متدین هم هستن و می‌خوان پول بدن.

اما خوش به حال اونایی که با راحتی و خوشحالی پول میدن؛ حدیث داریم که آدم‌های خوب اونایی‌اند که اگر کار خوب کردند، خوشحال باشند. رفته 5 میلیون وجوهات داده حالا همچین سرحاله. آدم باید اینجوری باشه.


 




[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:49 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چمدون آخرت رو ببندیــم...

«حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام در موقع ارتحال خود، به جنادة می‌فرمایند: خودت رو آماده سفر آخرت کن!»

کدوم آماده؟

مالمون رو حلال کردیم؟ کفنمون رو خریدیم؟ قبرمون رو خریدیم؟ حاضره؟

با کسی حسابی نداریم؟ همه از ما راضین؟ حق الناس بدهکار نیستیم به کسی؟ نمی‌دونم!

حضرت فرمودن خودت رو آماده کن. آدم یه مسافرت می‌خواد بره از چند روز قبل چمدونش رو می‌بنده، به عیالش می‌گه حوله بذار پیرهن بذار. مکه می‌خوام برم، خاکشیر بذار، آلو بذار، قرص سرماخوردگی هم بذار،

از یک ماه جلوتر تهیه می‌بینه که یک سفر یک ماهه می‌خواد بره مکه و بیاد.

ما یک سفری در پیش داریم که دیگه برگشتن نداره.

خودمون رو آماده کنیم. بدهکاری داریم بدیم، کسی از ما ناراضیه راضیش کنیم. مالمون حرومه حلالش کنیم. غیبت از کسی کردیم حلالیت بطلبیم. استغفار کنیم.

چمدون آخرت رو ببندیم...





[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:46 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اینجــــــا میشه دروغ گفت!

ما باید یه کاری کنیم که مردم با هم رفیق شن. تا میتونید مردم رو با هم آشتی بدین. حتی جایز هست که آدم برای آشتی دادن دو نفر دروغ هم بگه.

یکی اومد پیش امام صادق علیه السلام گفت: دو نفر با هم قهر کردن، میخوام آشتیشون بدم ولی راضی نمیشن، میتونم دروغ بگم؟ حضرت بهش اجازه دادن. تو هم اگه می‌بینی به یه نفر دروغ بگی که فلانی ازت تعریف کرده، روابطشون حسنه میشه، دروغ بگو.

قدیما به کوچه‌های خیلی باریک که فقط یه نفر ازش رد می‌شد، می‌گفتند «کوچه آشتی‌کنون». چون وقتی دو نفر که با هم قهر بودند، اگر از دو سر کوچه به طرف هم میومدند، وقتی به هم می‌رسیدند، چون نمیتونستند از کنار هم رد شن، مجبور بودن روی همدیگرو ببوسن و با هم آشتی کنن.

قدیما اینقدر کار به طلاق نمی‌رسید، چهار تا فامیل خانم و چهار تا فامیل آقا میشستن با هم صحبت میکردن و این دو تا رو آشتی می‌دادند. روایته که طلاق عرش خدا رو میلرزونه. ولی الان طلاق روز به روز داره بیشتر میشه.

ببین چقدر این آشتی دادن مهمه که خدا براش دروغ گفتن رو جایز دونسته.

کاری نکنید که مردم با هم قهر کنن، سخن چینی و نَمّامی و دروغ گویی نکنید تا دو نفر با هم قهر کنند، یعنی بین مردم فساد ایجاد نکنید، کسی که بین مردم فساد ایجاد می‌کند عاجز و ناتوان و حقیره، اینجوری خدا هم قهرش میگیره. خدا هم که قهرش بگیره عذاب و بلا میاد.

چرا اینقدر تو اسلام به صله رحم سفارش کردن؟ چرا اینقدر به عیادت مریض سفارش کردن؟ چرا به بازدید زوار سفارش شده؟

سفارش شده تا روابط بین مردم حسنه بشه، تا قهر کم بشه. اخلاق اسلامی اینه...





[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:44 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ما نمی‌فهمیـــم ثواب زیارت امام حسین علیه السلام چقدر است!

مگر ثواب زیارت سیدالشهداء را ما می‌دانیم چه خبر است؟ مگه می‌دانیم روایاتی که درباره‌ی زیارت سیدالشهداء وارد شده، به کجا رسیده است؟ هیچ می‌توانیم بگوییم «کان کمن زار الله فی عرشه» یعنی چه؟ (زائر امام حسین علیه السلام در شب جمعه مانند کسی است که خدا را در عرشش زیارت کند.)

آیا این‌ها را ما می‌فهمیم؟

یا همین بکاء بر سیدالشهداء ثوابش چه اندازه است؟ آیا می‌توانیم حدّی برایش بگوییم که دیگر از آن بالاتر نیست؟

ارزش بکاء به حدی است که می‌گویند: «همین که اشک مختصری از اذن دخول سیدالشهداء آمد، فَتِلکَ الدّمعُ عَلامَةُ الاِذن؛ یعنی آن اشک علامت اذن دخول است؛ یعنی داخل شو!»

آخر اینکه من چشمم اشک بیاید چه ربطی دارد که آن‌ها اذن داده‌اند؟! آیا معلوم است که این قضایا چیست؟!

منتهی چیزی که هست این است که ما حالا به امثال معاویه گرفتاریم که همه جور حرف از او هست، حتی کلمه کفر!

 




[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:41 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مراقب باشیم که خودمان را لعــــن نکنیم!

ما در زیارت عاشورا دو گروه را لعن میکنیم:

الف. گروه ظالمان ردهی اول که میگوییم:

 اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد

«پروردگارا! اولین ظالمان و ستمگران به حق محمد و آل محمد را لعنت کن.»

 

 

ب. آنان که پس از آنها آمده و دنبالهرو آنها گشتهاند:

وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِک‏

 

از همان راه که آنها رفتهاند، اینها هم میروند و با نافرمانیها دین خدا را به تباهی میکشند.

ظالمان ردهی اول هم مثل ما، ظواهر دین را حفظ میکردند! آنها هم مثل ما مسجد و محراب و منبر داشتند؛ اذان میگفتند و نماز میخواندند و احیانا پرشورتر از ما جمعه و جماعت داشتند چنانکه هم اکنون فرقههای مخالف مذهب ما اینچنیناند. ولی از روح و حقیقت دین، عاری بودند و با لب و مغز دین میجنگیدند!

ما در زیارت عاشورا که آن را شعار خود قرار دادهایم و مکرراً در مجالس خود میخوانیم، گروه «و آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلَی ذَلِک» را لعن میکنیم، مراقب باشیم که خودمان مشمول لعن خود نگردیم! آخر تنها خواندن و تلفظ به الفاظ که سازندگی ندارد!

در صورتی که زیارت عاشورا خود یک مکتب تربیتی است و باید در دامن خود قهرمانان مبارزه با کفر و الحاد و بیدینی و ظلم بپروراند و بذر برائت از دشمنان آلمحمد علیهم‌السلام را در دل و جانشان بنشاند.

آیا ما در همین زیارت نمیگوییم:

 

فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِکُم‏.

 

«من از خدایی طلب حاجت میکنم که مرا به سبب شناخت شما [آل محمد] و شناخت دوستان شما، گرامی داشته و برائت و بیزاری از دشمنان شما را رزق و روزی من گردانیده است.»

 

آیا برائت از دشمنان آلمحمد علیهم‌السلام که خدا آن را رزق ما قرار داده فقط همین است که روزی صدبار و هزار بار بگوییم: «لعنت بر یزید و شمر و سنان و خولی» و آنگاه به همان اخلاق و اعمال آلوده به رذائلی که آنها داشتهاند به دنبال کار خود برویم و دلمان خوش باشد که اعلان برائت از دشمنان آلمحمد علیهم‌السلام کردهایم؟!

آیا معنای برائت تنفر و انزجار روحی از دشمنان دین خدا نیست؟ «تنها» داد و فریاد و شعار دادن، آن برائت قلبی و رزق روحی که خدا داده است به حساب نمیآید.

 




[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:38 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نکند در روز آخر از اعمال خود پشیمان باشیم!

 

باید بدانیم بندگی خدا در طاعت خداست و طاعت خدا در ترک معصیت خداست؛ هم در اعتقاد و هم در عمل.

غیر از طاعت خدا یا چیزی که مُوَلِّدِ طاعت خداست از معارف و تفکرات، نداشته باشیم.

یا چیزی که طاعت خدا مُوَلِّدِ اون‌هاست از مرضیات خدا (چیزهایی که خدا به ان‌ها راضی است.).

معلوم است که طاعت جز طاعت نمی آورد و طاعت هم از جز طاعت نمی‌آید.

مبادا آنی غفلت بکنیم که همان «آن»، گرگ‌ها ما رو می‌خورند. «آنِ» غفلت، «آنِ» مهیا شدن برای شیاطین انس و جن است.

باید بفمید که ما از خدا بخواهیم «آن به آن» ما را سالم و محفوظ بدارد از جمیع آفات و بلیات، معنویه و صوریه، ظاهریه و باطنیه، دنیویه و اخرویه.

از سعادت هم محروم نباشیم که در آن روز آخر، پشیمان از تمام عمر خودمان نباشیم.

خدا حفظ کند ما را، کاری نکنیم که آخرش پشیمان بشیم. کاری نکنیم که آخرش دست خالی برویم. کاری نکنیم که از اون هدف اصلی که تمام انبیاء و اوصیاء دعوت به آن هدف می‌کنند غافل باشیم برای خوشحالی موقت.





[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:34 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ای که پنجاه رفـــــــت و درخوابی، بابا یه تکونی بخور!

 

حدیث زیاد داریم که تفکر کنید. خیلی تفکر رو به ما سفارش کردن. اما اگر میخوای فکر کنی، به گذشته‌ات فکر کن.

 

خیلی‌ها فکر می‌کنند که دنیا آخرش چیه؟ اما بهتره فکر کنه که اینقدری که از عمرش گذشته چی شده؟ چی کار کرده؟ خوب باقی عمر هم همینه دیگه. پس فکر کن ببین قبلاً چه کردی. شاید بقیه عمرتو درست کنی. چرا غفلت داری؟

 

ای که پنجاه رفت و در خوابی          مگر این پنج روزه دریابی.

 

با خودمون بگیم همه رفقای ما مردن. خیلی هم از ما بهتر بودن، پولدارتر بودن، ولی دیگه مردن. من هم می‌میرم.

 

پس بشینیم فکر کنم، ببینم گذشته چه کردم؟ یعنی به عمر گذشتمون تفکر کنیم.

ببینم از آخرت غافل بودم یا نه؟ الان چی، غافلم یا نه؟ ببینم که تو این زراعت دنیا چه حاصلی برای خودم برداشتم؟ ببینم یاد امام زمانم بودم یا نه؟ به گذشتم فکر کنم ببینم تو کارهام امام زمانو در نظر داشتم یا ازش غافل بودم؟

 

اگر حضرت رو همیشه تو نظرت داشتی، مطمئن باش درخت عمرت میوه داده. اگه نه، که این چند روزه باقی مونده رو دریاب.

 

شاید تو گذشته قلبت مرده، گناه قلب آدمو میکشه. امام چهارم تو دعای «خمسه عشر» میگه قلب من از گناهان مرد. ببین کی داره این حرفو میزنه. حالا اگه میخوای در باقی عمرت قلبت زنده بشه امام زمانو یاد کن. یاد او قلبو زنده میکنه.

پس بهترین تفکر، تفکر در گذشته است. چون بهت میفهمونه که چند مرده حلاجی.

 




[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:32 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دروغ و غیبت؟! پناه بر خــــــــــدا

در روایات هست که دروغ و غیبت از بعضی کبائر دیگر بالاتر است. می‌دانیم که اگر باب دروغ و غیبت باز شود، عصیان و طغیان دیگر حدّی ندارند. چه فتنه‌هایی برای دروغ و غیبت است!

اگر راه دروغ و غیبت باز شود، دیگر خدا می‌داند به کجاها می‌رسد! پرده‌دری از مسلمان‌ها، به مجرد این که انسان یک چیزی از آن‌ها دید، نزد مردم او را خوار کند و مردم هم از او روی برگردانند، خدا می‌داند چه فتنه‌هایی در آن خواهد بود! اگر کشف اسرار و هتکِ حجابِ حرمتِ مؤمنان بکنند، چه نزاع‌هایی واقع می‌شود!!

این مثل عمل نامشروع نیست که شهوات جنسی است و هر وقت شهوتی بود، شد، و هر وقت نبود، نشد. آدمِ پیر که در فکر شهوات جنسی نمی‌باشد؛ اما غیبت این جور نیست. هر چه عمر آدم بالاتر برود و بخواهد جلوی آن را باز کند، بیشتر مایل می‌شود که مجلس با حرف این و آن، نقل و شیرینی داشته باشد!

منبع: گوهرهای حکیمانه، ص47.


 




[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا خداوند متعال گناهـــــــان مرا می‌بخشد؟

آیت الله وحید خراسانی

سوال: من گناه خیلی بزرگی مرتکب شدم که فکر نمیکنم خدا ببخشد چه کار کنم؟

پاسخ: هیچ گناهی نیست الا اینکه در شرع مقدس اسلام برای آن توبه قرار داده شده است حتی شرک به خداوند متعال که توبه آن عبارت از توحید و یکتا پرستی است.

منتهی توبه بایستی واقعی باشد که در روایات اسلامی از آن به توبه نصوح یاد گردیده یعنی گنه‌کار، واقعاً از کرده خود پشیمان بوده و دیگر سراغ گناه نرود و اگر گناهی که مرتکب شده تبعاتی دارد مثل قضاء نماز و روزه فوت شده یا بدهی به مردم یا از بین بردن مال یا حق کسی باید جبران نماید و توجه داشته باشد که شعبه‌ای از رحمت خداوند، بخشش و مغفرت گناه است تا جایی که گویا تازه متولد گشته، نامه‌ی عمل توبه کننده مثل روز اول پاک و سفید می‌شود.

بایستی امیدوار به رحمت خداوند بوده و به اصلاح آینده خویش بپردازد و برای آخرت زاد و توشه تهیه نماید و بداند ناامیدی از رحمت خدا و این فکر که خدا مرا نمی‌بخشد از گناهان کبیره است و در قرآن نکوهش شده تا مبادا کسی دچار یأس از رحمت خدا نشود.





[ چهارشنبه 28 مهر 1395  ] [ 11:28 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]