اربعین عطش‏های پرپر

Image result for ‫روز چهلم امام حسين‬‎

کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم ‏های سرخ، از عطش‏های پرپر شده.

این آتشیادها، چهل روز چون اسبان تاخته ‏اند بر پیکر صبر آنان.

بازماندگانِ حادثه تیغ و تاول، رسیده ‏اند به نقطه ‏ای از آغاز؛ به نگاه‏های در خون شناور، به گلوهای بریده شده در دلِ تشنگیِ دشت.

کاروانِ اربعین، با خطبه‏ های گریه، از شام رسوا برگشته است و تصاویر جراحت، در سوزنده‏ ترین بیان قاب می‏شود و در سوزنده ‏ترین بیابان.

بغل بغل شعله ریخته می‏ شود در صحرا.

دوبیتی‏ های پرلهیب، سطح مصیبت ‏زده دشت را گلگون‏تر می ‏کند. اکنون


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 آبان 1395  ] [ 06:18 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا گرفتن ناخن در شب جایز است؟

گرفتن ناخن در شب ,ناخن گرفتن در شب

 از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است

 
از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است، از این رو فقها نیز بر این امر اشاره نمودند. از جمله سید سبزواری (ره) در کتاب مهذب الاحکام می گوید: گرفتن ناخن مستحب و نگرفتن و رها کردن آن مکروه است؛ چون امام صادق (ع) می فرماید: «گرفتن ناخن از سنت و مستحب است». [1] همچنین از آن حضرت نقل شده است: «پنهان ترین و مخفی ترین جایی که شیطان برای چیره شدن بر فرزندان آدم از آن استفاده می کند، زیر ناخن ها است». [2] گرفتن ناخن با دندان مکروه است. امام صادق (ع) از پدرانش (ع) در حدیثی از نهی های پیامبر اسلام (ع) نقل می کند: «پیامبر اسلام (ص) از گرفتن ناخن با دندان و همچنین از حجامت در روز چهاشنبه و جمعه نهی فرمودند. [3] استحباب گرفتن ناخن برای تمام روزها است. موسى بن بکر از امام صادق (ع) نقل می کند که به آن حضرت عرض شد، شیعیان می گویند کوتاه کردن سبیل و ناخن باید در روز جمعه باشد. آن حضرت فرمود: پاک و منزه است خداوند، اگر خواستی در روز جمعه بگیر و اگر خواستی در بقیۀ روزها». [4] البته گرفتن ناخن در روز جمعه بهتر است. ابن سنان از امام صادق (ع) نقل می کند آن حضرت فرمود: «کسی که در روز جمعه سبیلش را کوتاه کند و ناخنش را بگیرد و سرش را با ختمی بشوید، ثواب آن را دارد که بنده‏اى آزاد کند». [5] و «گرفتن ناخن و گرفتن شارب و شستن سر با ختمی موجب از بین رفتن فقر و افزایش روزی می شود». [6] و «هنگامی که مو و ناخن‏ را می‏چینید آن را دفن‏ کنید که سنّت است». [7] 


گرفتن ناخن مستحب است به هر صورتی که باشد، البته بهتر است که از انگشت کوچک دست چپ آغاز و به انگشت کوچک دست راست تمام شود‏. [8]


در نتیجه گرفتن ناخن در هر وقت از شب یا روز باشد، جایز است، و بنا بر جست و جویی که صورت گرفت، روایتی مبنی بر کراهت گرفتن ناخن در شب یافت نشد. پس دیگر بحث از علّت کراهت مطرح شده، معنا ندارد. همچنین روایتی درباره به چاه انداختن ناخن یافت نشد.

 ===========================

[1] . حر عاملى، وسائل الشیعة، ج 2، ص 132، باب 80، من أبواب آداب الحمام، ح 4، مؤسسة آل البیت (ع) قم، 1409ق.
[2] . همان.
[3] . همان، ص 134، ح 1.
[4] . همان، ص 133، ح 6.
[5] . کلینى، کافی، ج ‏3، ص 418، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365ش؛ وسائل الشیعة، ج 7، ص 354، باب 32 من أبواب صلاة الجمعة و آدابها، ح 2.
[6] . وسائل الشیعة، ج 2، ص 60- 62، باب 32 من أ بواب صلاة الجمعة و آدابها، ح 3؛ کلینی، کافی، ج ‏3، ص 418.
[7] . طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 66، شریف رضی، قم، چاپ چهارم، 1412ق.
[8] . مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ، ج ‏59، ص 268، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هـ ق؛  السبزواری، السید عبد الأعلى، مهذّب الأحکام فی بیان الحلال و الحرام، ج ‏4، ص 483- 484، چاپ چهارم، قم، دفتر آیت الله سید سبزواری‏، 1413 هـ ق‏.

منبع:islamquest.net





[ یک شنبه 30 آبان 1395  ] [ 06:14 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

راز زیارت اربعین

Image result for ‫روز چهلم امام حسين‬‎

راز زیارت اربعین

با فرا رسیدن اربعین حسینی  شور غیر قابل وصفی شیعیان و دوستداران حضرت ابا عبدالله علیه السلام را در بر می گیرد. راز و رمز این همه دلدادگی و تکاپو برای زیارت کردن سید الشهداء علیه السلام در روز اربعین چیست؟ این کشش و میل درونی فراتر از یک سفارش معمولی از سوی بزرگان دینی است. که سفارشات بزرگان بر بسیاری از اعمال مستحب و حتی واجب بسیار است اما داستان اربعین و زیارت امام حسین علیه السلام در روز بیستم صفر حساب دیگری دارد. چرا در میان زیارات مخصوصی که برای امام حسین صلوات الله علیه وارد شده است زیارت اربعین جایگاه ویژه ای دارد. درباره اربعین سۆالات دیگری نیز مطرح است: اینکه چرا بزرگان دینی به زیارت اربعین این قدر توصیه کرده اند؟ نقش اربعین در تداوم قیام عاشورا چیست؟

 چرا به زیارت اربعین توصیه شده است؟
 در قرآن توصیه شده است که مۆمنان ایام الله را یاد آور شوند تا این روزهای بزرگ الهی فراموش نشود. اربعین در تداوم واقعه کربلا است؛ از این رو برای پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ایام الله است در روز اربعین عاشقان حسینی با حرکت امام حسین علیه السلام تجدید عهد می کنند و این تجدید عهد را در بهترین وجه خود یعنی رفتن به زیارت کربلا ابراز می نمایند.

از این روست که در روایت امام حسن عسکری علیه السلام، زیارت کردن امام حسین علیه السلام در روز اربعین را از علائم مۆمن دانسته اند. امام حسن‏ عسكرى علیه السلام فرموده است: پنج چیز از نشانه‏هاى مۆمن است. گزاردن پنجاه و یك ركعت نماز واجب و نافله و زیارت اربعین‏ و انگشتر در دست راست كردن و پیشانى بر خاك ساییدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.[1]

یکی از دلایلی که باعث شده این روز، روز مخصوص زیارتی امام حسین علیه السلام باشد این است که در این روز سر مقدس حضرت به بدن شریفش ملحق شد. «سید مرتضى در بعضى از مسائل خود فرموده: سر


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 آبان 1395  ] [ 06:06 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دلیل بزرگداشت اربعین حسینی چیست‌؟

Image result for ‫روز چهلم امام حسين‬‎

دلیل بزرگداشت اربعین حسینی چیست‌؟

اربعین -اعتبار اربعین امام حسین (ع‌) از قدیم الایام میان شیعیان و در تقویم تاریخی‌ وفاداران به امام حسین (ع‌) شناخته شده بوده است‌. کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی که حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ طوسی از روایات‌ فراوان در باره تقویم مورد نظر شیعه در باره ایام سوگ و شادی و دعا و روزه وعبادت است‌، ذیل ماه «صفر» می‌نویسد: نخستین روز این ماه(ماه صفر) (از سال 121)،روز کشته شدن زید بن علی بن الحسین است‌.

 

روز سوم این ماه(صفر) از سال 64روزی است که مسلم بن عقبه پرده کعبه را آتش زد و به دیوارهای آن سنگ‌پرتاب نمود در حالی که به


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 آبان 1395  ] [ 06:04 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا فقط براى امام حسين عليه‏السلام روز اربعين تعيين شده؟

Image result for ‫روز چهلم امام حسين‬‎

چرا فقط براى امام حسين عليه‏السلام روز اربعين تعيين شده و براى امامان ديگر و حتى پيامبر اكرم صلى ‏اللَّه ‏عليه ‏و آله، مراسم روز اربعين نداريم؟

براى توضيح جواب اين سؤال، به اين مطالب توجه كنيد:

1. فداكارى‏هاى امام حسين عليه‏السلام، دين را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دين اسلام، ويژه و حائز اهميت است. اين فداكارى‏ها را بايد زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دين اسلام است. گرامى‏داشت روز عاشورا و اربعين، در حقيقت زنده نگه داشتن دين اسلام و مبارزه با دشمنان دين است.

2. مصيبت حضرت امام حسين عليه‏السلام، براى هيچ امام و پيامبرى پيش نيامده است. مصيبت امام حسين عليه‏السلام، از همه مصيبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل ديگرى هم در كار نبود، همين عامل كافى است كه نشان بدهد چرا براى امام حسين عليه‏السلام بيش از امامان ديگر و حتى بيش از پيامبر اسلام‏صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله عزادارى مى‏كنيم و مراسم متعددى برپا مى‏كنيم.

3. در ماه محرم سال 61ق. امام حسين عليه‏السلام، فرزندان، خويشان و ياران آن حضرت را كشتند و اسيران كربلا را به كوفه و شام بردند و همين اسيران داغديده، روز اربعين شهادت امام حسين عليه‏السلام و يارانش، به كربلا رسيدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجديد شد و آن روز، روز سختى براى خاندان پيامبر بود.

4. دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسين عليه‏السلام، قصد نابود كردن دين اسلام را داشتند. دشمنان امام حسين عليه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلى فراموش شود و حتى كسانى را كه براى زيارت امام حسين عليه‏السلام مى‏آمدند، شكنجه مى‏كردند و مى‏كشتند. در زمان متوكل عباسى، همه قبرهاى كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن براى زيارت قبر امام حسين عليه‏السلام، منع كردند. شيعيان هم براى مقابله با اينها، از هر مناسبتى استفاده مى‏كردند كه يكى از اين مناسبت‏ها، حادثه روز اربعين است.

5. يكى از نشانه‏هاى مؤمن، زيارت امام حسين عليه‏السلام در روز اربعين است. از حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام روايت شده است كه علامت‏هاى مؤمن پنج چيز است؛ پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه‏روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشانى بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏1 و يكى از وظايف شيعيان را اهتمام به زيارت اربعين بر شمرده‏اند.

 

منبع:مفاتيح الجنان،ص 545 





[ یک شنبه 30 آبان 1395  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نمونه ای از عبادت عارفانه مولا علی(ع)

02111301

برگرفته از کتاب حیات عارفانه امام علی(ع)،حضرت آیت الله جوادی آملی،ص۶۲

… دو شتر فربه برای رسول‏ اکرم‏ صلی الله علیه و آله و سلم به‏ عنوان هدیه فراهم شد.آن حضرت… به اصحاب فرمود: آیا در بین شما کسی است که دو رکعت نماز با وضو وخشوعِ تمام، اجزا و شرایط آن را به‏ جا آورد و به‏ هیچ‏ وجه درباره دنیا نیندیشد، تا من یکی از دو ناقه را به او بدهم. فقط علی بن‏ ابی‏طالب(علیه السلام) مدعی شد و… چنین نمازی را انجام داد.

جبرئیل نازل شد وعرض کرد:خدا بر تو سلام می‏ کند ومی‏ گوید یکی از دو شتر را به علی(علیه السلام) عطا کن. رسول‏ اکرم‏ صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شرط،آن بود که‏ به‏ چیزی از امور دنیا فکر نکند و علی(علیه السلام) در تشهد به فکر این بود که کدام شتر را دریافت کند. جبرئیل گفت… فکر علی(علیه السلام) آن بود که فربه‏ تر وبزرگ‏تر را بگیرد ونحر کند وبرای وجه‏ الله صدقه دهد واین فکرْ الهی بود، نه دنیایی و رسول گرامی‏ صلی الله علیه و آله و سلم گریست و هر دو شتر را به علی‏ بن ابی‏طالب(علیه السلام) داد. آن حضرت نیز هر دو شتر را نحر کرد و هر دو را صدقه داد.





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:24 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

برای تشرف آماده باش!

03404





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:23 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه های آیت الله سید علی قاضی(ره)-نماز شب

Image result for ‫سيد علي قاضي‬‎

« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »

علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:19 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ذومراتب بودن بینش‌ها

8

البته فقط این طور نیست که مردم دو دسته باشند؛ یک دسته فقط لذت‌های مادی را درک کنند و دسته دیگر بیش از مادیات را هم درک کنند؛ بلکه بعد از این مرتبه، مراتب بسیار زیادی نسبت به درک مسائل معنوی و لذت‌های فرامادی وجود دارد.

مرحوم آیت‌الله بهجت رضوان‌الله‌علیه از انجیل برنابا نقل ‌کردند که از حضرت عیسی علی‌نبینا‌و‌آله‌و‌علیه‌السلام پرسیدند: آیا در روز قیامت مردم در بهشت همه یکسان هستند یا با هم تفاوت دارند؟ حضرت فرمود: مقامات بهشتیان بسیار متفاوت است. پرسیدند: آیا کسانی که در مقامات پایین هستند غصه مقامات بالاتر را نمی‌خورند؟ حضرت می‌فرمایند: آیا اگر در این عالم لباس بزرگی را بر تن انسان کوتاه قدی کنند خوشحال می‌شود؟ این جوابی تمثیلی و زیباست که مخاطب را قانع می‌کند و دلنشین است. مقصودم این بود که انسان‌ها تنها دو دسته نیستند. بلکه درک‌ و فهم‌ها و قدهای معنوی هم مراتب فراوانی دارند و به هر کس همان لباسی را می‌دهند که برازنده اوست و از داشتن آن خوشحال است. پس یک مربی که می‌خواهد افرادی را در جهات معنوی تربیت کند باید ظرفیت مخاطب خود را درک کند تا بتواند اورا راهنمایی کند.





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:17 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در کارهای مذهبی تان توطئه نکنید

bahaoddini6

 

حضرت آیت الله بهاالدینی (ره) :

کلمات قرآن خیلی روی حساب است، اگر کسی دعوا کند به اینکه بسیاری از جملات قرآن مناسب است یک تدوین مستقل بر یک جمله ترکیبیه شود، خیال نکنید این جزاف است یا خلاف است، اگر افکار رسانه میکند این دلیل بر این نیست که قرآن اینجور نیست، افکار رسانه میکند، شاید معنای اینکه قرآن سبعة بطون یا سبعین بطون، اینها بحسب افق ناظر و متفکر و دانشمندان تفاوت پبدا میکند، هراندازه که پیشروی بکند در مسیر الهی، استفاده اش از کتب زیادتر است و لذا تفسیری که اهل بیت(ع) دارند،علم به کتابی که اهل بیت دارند دیگران ندارند، اینقدر تفاسیر از عامه و خاصه نسبت به کتاب (قرآن) نوشته شده، حالا یا جهات


ادامه مطلب


[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:15 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حواسمان باشد که با چه کسانی معاشرت میکنیم

haghshenas12

آیت الله حق شناس (ره) :

همیشه این شعر (روایت) در نظر بنده است مجالسة أهل الهوی منساة للإیمان و محضرة للشیطان (۱).

وقتی با هواپرستها ، دنیا پرستها، آنهایی که اصلا مات و پات میدانند، آنهایی که برای اوقات خودشان ارزش قائل نیستند، نمی دانند در چه موقعیتی قرار گرفته اند، اکر شما با آنها معاشرت کنید پروردگار منسلخ میکند شما رااز ایمان یعنی در برخورد با آنها، اول ضرری که به شما متوجه میشود مثل اینست که روح ایمان از شما مفارقت میکند و محل حضور شیطان است (می شود).

(۱) : نهج البلاغه، خطبه ى ۸۶





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:13 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ریشه دردهای شما گناهان شماست

zia2

مولی مان میفرمود که این را بدانید ألا اخبرکم بدائکم و دوائکم،نمی خواهید به شما بگویم درد شما چیه؟ دوای شما چیه؟ داؤکم الذنوب ودواؤکم الاستغفار درد شما گناهان شماست، آنرا گردن کسی نیاندازید، ای زمین، ای آسمان و فلان، خودتان گناهکار هستید، دنبال گناه اینهاست، این مجالسنا(مجالس ما) باید شفاخانه علی علیه السلام باشد او طبیب است، دستور بدهد.

ألا اخبرکم بدائکم و دوائکم نمیخواهید به شما بگم درد شما چیه؟ درمان شما چیه؟ گناه شما درد شماست، توبه شما درمان شما، قرآن میگوید ریشه دردهای شما گناهان شماست، اینرا (گناه) ترک بکنیم ولی ما نمیشنویم، نه تنها حرف بزند بلکه عمل بکند. بدتر میشویم ما، سال به سال، ماه به ماه ، روز به روز بدتر میشویم، تا این باشد بلا بر ماست، قرآن میگه هست، حالا شما دنبال چه می روید؟ خانه از پای بست ویرانست         خواجه در فکر نقش ایوان است، غالبا اینجوریه پس چرا ما نمیخواهیم باور کنیم قرآن را که می گوید این فساد در برّ و بحر بخاطر گناهان شماست، گناه نکنید تا من با شما خوب باشم، با من صاف باشید تا من با شما صاف شوم، از ترازو کم کنی من(قرآن) هم کم میکنم،شما که اینقدر طغیان و عصیان می کنید من با شما صاف نمی شوم، استغفروا ربکم ثم توبوا الیه، ألا اخبرکم بدائکم و دوائکم، داؤکم الذنوب ودواؤکم الاستغفار دیگر چه بگویم؟ قرآن اینها را میگوید، مولی امیر المومنین(ع) اینرا میگوید، درد شما گناهان شماست درمان شما توبه شماست، تا توبه نکنی با این حرفها درست نمیشود، هرچه سیاست درست کنی اقتصاد درست کنی فرهنگ درست کنی نمیشود، همه کار را بکنید و در عین حال ریشه را پیدا کنید، اینها ظواهر کار است، باید هم باشد، شکی در آن نیست، اما آنیکه هست ، عمده اینست که قرآن میگوید من اینکار را میکنم ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ اَیْدِی النّاسِ





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:12 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ریحانه ی دیدار خدا

miyaneji3

آیت الله میانجی (ره)

میفرمایند مؤمن اگر خدا را قسم بدهد که او را نمیراند، نمی میراند، ولی وقتی اجلش رسیده و خدا می خواهد او را ببردش، یک ریحانه ای از ریحانهای بهشتی می فرستد که اسمش منسیه است.

دو تا ریحانه است، یکی منسیه یعنی فراموش کننده، یکی مسخیه یعنی گذشت دهنده، ان وقت (آن شخص مؤمن) بو می کند، بچه هایش، زنش و خانه اش را ، همه  را فراموش میکند و از دنیا هم می گذرد و خودش طالب دیدار خدا میشود.





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:10 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توجه به کشف و کرامات باعث انحراف

pah1

آیت الله علی پهلوانی تهرانی (سعادت پرور):

اگر عارفی توجه به کشف و کرامات داشته باشد، این خودش باعث انحراف است. عارف واقعی کسی است که به کشف کرامات دل نبندد و آن را برای خودش حدی نداند. عارف واقعی نظر و دیدش بالاتر از کسی است که یک سری ریاضت‏هایی را به نفس می‏دهد تا به جایی برسد که مثلا اسرار باطنی مردم را بفهمد. اگر اینچنین باشد، نشانه این است که آن شخص به هدف نرسیده است. سالکی که هدفش بلند است و نهایت مسیرش خداست، کشف و کرامات را دام و دانه‏ای می‏داند که برای مرغان راه ریخته‏ اند؛ لذا ایشان در همان منطق‏ الطیرشان که از اولین کتاب‏هایی بود که در جلسات شرح می‏کردند، وقتی به داستان سیمرغ و رسیدن به قله قاف می‏رسیدند، به شرح توصیه‏ های هدهد به مرغان می‏ پرداختند و می‏ فرمودند: در راه- راه رسیدن به حقایق دینی و قله معرفت- کتل‏ها، موانع و مشکلات و رهزن‏ها هست. یکی از همین رهزن‏ها «کشف‏ و کرامات» و توجه به این گونه امور است.

از مرحوم سیدعلی قاضی نقل شده که از ایشان کشف و کرامات خواستند، فرموده بودند: «عالم همه کرامت است» یا «دنیا جزو کشف و کرامت چیزی نیست دنبال چه می‏گردید؟» مرحوم قاضی بر این گونه امور تحفظ داشتند. می‏دانید که مرحوم قاضی «طی ‏الارض» داشتند و افرادی مکرر این را دیده بودند ولی هر بار از ایشان از این موارد سؤال می‏ شد، با یک لطایف الحیلی از کنارش می‏گذشتند تا کسی به این امر چندان بها ندهد و این قبیل امور را برای خودش هدف اساسی در عرفان نداند.بله، رفتن به آن مسیر، همه چیز به دنبال خودش می‏آورد، ولی اگر کسی بخواهد به خاطر کشف و کرامات به عرفان رو کند، در حقیقت‏گویی همان امور را مورد پرستش قرار داده است. یا مثل کسی که خدا را وسیله رسیدن به مال و مقام قرار داده است. طالب عرفان باید این حجاب‏ها را کنار بگذارد. لذاست که می‏بینیم عرفای حقیقی ما به کشف و کرامات چندان بها نداده و نمی‏دهند، گرچه فعل آنها بیرون از کشف و کرامات هم نیست





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:08 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

انتخاب با شماست،هدف خلقت خود رامشخص کنید

mesbah9

آیت الله مصباح یزدی:

انسان برای این‌ که بتواند راه صحیح زندگی را بشناسد و قدر عمر خود را بداند باید بفهمد که برای چه هدفی خلق شده و به کجا می‌تواند برسد. با مروری اجمالی بر آیات قرآن کریم به سه دسته آیات درباره هدف آفرینش برخوردیم. دسته‌ای از آیات قرآن هدف خلقت انسان را رسیدن به رحمت بی‌پایان الهی می‌دانند که عالی‌ترین مرتبه آن را خدا برای انسان مقدر فرموده است (الا من رحم ربک و لذلک خلقهم). دسته دوم آیاتی است که هدف خلقت إنس و جن را در این عالم عبادت خدا می‌داند (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ). دسته سوم هم آیاتی است که امتحان را هدف آفرینش انسان در این عالم معرفی می‌کند (الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا). آیات دیگری هم که فی‌الجمله در آن‌ها اهدافی بیان شده است در یکی از این سه دسته می‌گنجند.
قرآن برای بیان آن رحمتی که مخصوص انسان است تعبیراتی دارد که انسان‌های معمولی نمی‌توانند کنه آن‌ها را درک کنند؛ زیرا همان‌طور که انسان در دوران طفولیت نمی‌تواند بفهمد که وقتی بزرگ شد چه علومی را می‌فهمد و چه لذت‌هایی برای او پیدا می‌شود و اصلا تصوری از آن‌ها ندارد، انسان‌های معمولی هم نسبت به اولیای خدا حکم طفل دو سه ساله را نسبت به جوان‌ها دارند و جز از راه آثار نمی‌توانند به درستی بفهمند که امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه یا سایر ائمه اطهار علیهم‌السلام به چه مقامی رسیده‌اند. اما تعبیراتی که در قرآن به کار رفته است کمک می‌کنند به این‌که ما مفهومی گرچه مبهم از آن مقام داشته باشیم. تعبیر «قرب» تعبیری است که در فرهنگ ما شایع شده است و به آن مقام عالی که انسان می‌تواند به آن برسد اشاره دارد.





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:07 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سلوک سیاسى امیرالمؤمنین از سلوک معنوى و اخلاقى او جدا نیست

seyedali3

آیت الله سید علی خامنه ای:

…این نکته را باید در نظر داشت و توجه کرد که سلوک سیاسى امیرالمؤمنین از سلوک معنوى و اخلاقى او جدا نیست؛ سیاست امیرالمؤمنین هم، آمیخته‌‌‌‌‌ى با معنویت است، آمیخته‌‌‌‌‌ى با اخلاق است، اصلاً منشأ گرفته‌‌‌‌‌ى از معنویت على و اخلاق اوست. سیاست اگر از اخلاق سرچشمه بگیرد، از معنویت سیراب بشود، براى مردمى که مواجه با آن سیاستند، وسیله‌‌‌‌‌ى کمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سیاست از اخلاق جدا شد، از معنویت جدا شد، آن وقت سیاست‌‌‌‌‌ورزى میشود؛ یک وسیله‌‌‌‌‌اى براى کسب قدرت، به هر قیمت؛ براى کسب ثروت، براى پیش بردن کار خود در دنیا. این سیاست میشود آفت؛ براى خود سیاست‌‌‌‌‌ورز هم آفت است، براى مردمى هم که در عرصه‌‌‌‌‌ى زندگى آنها این سیاست ورزیده میشود هم آفت است.

در این سیاست‌‌‌‌‌ورزى، امیرالمؤمنین یکى از خصوصیاتش این است: از مکر و فریب دور است. در یک جمله‌‌‌‌‌اى از حضرت نقل شده که: «لو لا التّقى لکنت ادهى العرب»؛ اگر تقوا دست و پاى مرا نمى‌‌‌‌‌بست، از همه‌‌‌‌‌ى آحاد و مکاران عرب، مکر و حیله را بهتر بلد بودم. یک جاى دیگر در مقام مقایسه‌‌‌‌‌ى معاویه با خودش – چون معاویه به دهاء و مکر در حکومت معروف بود – به حسب آنچه که نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاویة بأدهى منّى»؛ معاویه از من زرنگتر نیست. منتها على چه کند؟ وقتى بناى بر رعایت تقوا و رعایت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش امیرالمؤمنین این است. تقوا که نبود، دست و زبان انسان باز است، میتواند همه چیز بگوید، خلاف واقع میتواند بگوید، تهمت میتواند بزند، دروغ به مردم میتواند بگوید، نقض تعهدات میتواند بکند، دلبستگى به دشمنانِ صراط مستقیم میتواند پیدا کند. وقتى تقوا نبود، اینجورى است. امیرالمؤمنین میفرماید: من سیاست را با تقوا انتخاب کردم، با تقوا اختیار کردم؛ این است که در روش امیرالمؤمنین، مکارى و حیله‌‌‌‌‌گرى و کارهاى کثیف و این چیزها وجود ندارد؛ پاکیزه است.

خطبه‌های نماز جمعه‌ی‌ تهران





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:05 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چه طور آن‏ها مؤدّب به آداب الهی شدند، امّا ما «نمی‌توانیم»!؟

mtehrani1

 

اگر بخواهی دیگران را مؤدّب کنی باید قبل از آن خودت مودّب به آداب الهی شوی یعنی باید کارهایی که می‌خواهی انجام دهی خداپسندانه و مورد رضای الهی باشد. این را می‌گویند: «حسن ادب». از نظر مکتب ما «حسن ادب» این است. به طور کلّی «حسن ادب» در مکتب ما بازتاب توحید بر روی جمیع رفتارها و گفتارهای انسان می‏باشد.

در اینجا بحث مفصّلی وجود دارد و آن این است که ما در روایات داریم: خداوند انسانی را مؤدّب به آداب خود نمود و او را به عنوان الگو به ابنای بشر معرّفی کرد تا به تعبیر من، کسی نتواند بگوید: «نمی‌دانستیم»، «نمی‌توانستیم». دقّت کنید! در اینجا به دو مطلب اشاره کردم، یک؛ «نمی‌دانستیم» و دو؛ «می‌دانستیم ولی نمی‌توانستیم». مشکل ما در همین دو مطلب است. خدا برای اینکه جلوی این دو مشکل را بگیرد، «اُسوه حسنه» برای ما فرستاد. «اُسوه حسنه» یعنی همان کسی که مؤدّب به ادب الهی است.

امام صادق(علیه‏السلام) در روایتی فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزّوَجَلّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ تَأْدِیبَهُ». در جای دیگر می‏فرماید: «إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِیَّهُ حَتَّى إِذَا أَقَامَهُ عَلَى مَا أَرَادَ».شبیه به این روایات نسبت به پیغمبر اکرم باز هم وجود دارد. در بُعد رسالت قرآن نیز رسول الله را «اسوه حسنه» معرّفی می‏کند. امّا در بُعد ولایت می‏توان به این روایت از علی(علیه‏السلام) اشاره کرد که فرمود: «قال: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلّی‏الله‏علیه‏وآله) أَدَّبَهُ اللَّهُ عَزّوَجَلّ»، خدا پیغمبر را ادب کرد، «وَ هُوَ أَدَّبَنِی»، پیغمبر هم من را ادب نمود؛ من دست پرورده او هستم، «وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أُوَرِّثُ الْآدَابَ الْمُکَرَّمِینَ». این‏چنین حجّت بر همه تمام می‏شود، به گونه‏ ای که دیگر


ادامه مطلب


[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:04 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

گول این جمعیت را نخورفقط با خدابساز

005





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:02 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما مى‌آییم

1_1234jpg

حضرت ایت الله بهجت(ره)

بدانید که در وقتى ما خلوت کردیم [خداوند] مطلع است، وقتى جلوى مردم هستیم مطلع است، حرف مى‌زنیم مطلع است، ساکتیم مطلع است.

همین که شخص مطلع شد – صاحب این خانه، صاحب این عالم، از هر فرد فرد، به تمام افعال و تروک، به تمام زوایا مطلع شد، آنچه که نیت کرده و مى‌کند، آن‌ها را هم مطلع است؛ بلکه نیت خیر را مى‌نویسد، نیت شر را نمى نویسد تا شر محقق نشده؛ شر هم که محقق شد، یک مقدار صبر مى‌کند تا ببیند توبه مى‌کند یا نه، برمى‌گردد یا نه؟- کار تمام است. هرگاه انسان به یکى از اهل‌بیت علیهم السلام متوجه شود، مانند آن است که به همه متوجه شده و همه را زیارت و دیدار کرده است. گذشته از این که فرموده‌اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما مى‌آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید.

راه دیگر، توسل به قرآن است، این‌ها شریک قرآن هستند، بلکه با قرآن عینیت دارند. اگرچه اکثر مسلمانان به قرآن اعتقاد دارند، ولى به امامت اهل‌بیت علیهم السلام قایل نیستند. البته جاى شگفتى نیست که اکثریت مسلمانان بر خطا هستند، زیرا مى‌دانیم که اکثر متدینین عالم نیز مسیحى هستند که قایل‌اند قرآن باطل است!

بنابراین، اکثریت میزان برترى نیست. توسل به قرآن هم آرام‌بخش دل‌ها است: «ألنظر إلىالمصحف عبادة.» نگریستن به قرآن عبادت است. همین سلوه و آرامش قلبى براى کسى‌که به شمایل امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف نگاه کند، نیز حاصل مى‌شود





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 08:59 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

به جایی می رسید که ملائکه حیران شما گردند

pahlavani-10

آیت الله علی پهلوانی تهرانی (سعادت پرور):

شخص غیر روحانی اگر هوا پرست شود یا اطاعت شیطان کند ضرر به خودش می رساند؛ ولی شخص روحانی ضررش به یک معنی به جامعه می رسد و لو این که به معنی دیگر هوا پرستی ضررش به تمام عوالم – بشر و موجودات دیگر می رسد.

  •  در عبادت مقید باشید به کیف آن نه کم.
  • در هر عمل عبادی که انجام می دهید توجه داشته باشید چه می گویید و با چه کسی سخن می گویید.
  •  عبادات ظاهری هر چند که انسان را از کارهای ناشایسته باز می دارد. ولی اگر خلوص آنها زیاده گردد، تقرب زیادتر گردد و می تواند شما را به عبودیت رساند.
  •   اخلاص در اعمال را در پیشانی هر عملی قرار دهید. اگر عمری بی خلوص اعمال خود را انجام دهید، مثل حیوانی هستید که برای روغن کشی شب و روز دور خود بچرخد، اما راهی طی نکرده باشد.
  • باید بدانید این جهان جز خواب و خور و اعمال دیگر شبیه آنها بیش نیست، اما اگر از این خواب و خور نتیجه گیری کنید، به جایی می رسید که ملائکه حیران شما گردند و عالم به فرمان شما آیند.
  •  از افراط و تفریط در امور بپرهیزید. به قدری که احتیاج به خواب دارید خواب بروید؛ نه بیداری زیاد بکشید که از تمام امور شایسته اخروی و یا دنیوی بمانید و نه زیاد بخوابید که از مهم باز مانید، بلکه بر طبق نظری که خداوند به وسیله سفرایش معین فرموده عمل کنید.




[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 08:58 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]