چرا روزه مان بازهم تاثیری در دفع شهوت جنسی ندارد؟

cuqeu2lugfj6.jpg (727×214)

برخی می‌گویند ما روزه می‌گیریم لیکن تحریکات جنسی همچنان ادامه دارد. چرا؟!

در پاسخ می‌گوییم : آری! روزه‌ای که تنها دست کشیدن از خوردن و آشامیدن باشد این چنین است  لیکن آن روزه‌ای که مورد سفارش دین است، روزه کاملی است که در آن چشم، گوش، زبان، پوست، مو و اندیشه نیز عفیف شوند و از گناه دوری گزینند. چرا که به گفته روانشناسان، محرک‌هایی که سبب تحریکک غریزه جنسی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند سه دسته‌اند: 1 ـ هورمون‌های جنسی 2 ـ گیرنده‌های حسیی (بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی ) 3 ـ محرک‌های محیطی و تخیلات.[1]

توضیح مطلب آنکه درگذشته تا مدتها تصور‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد که هورمون های جنسی، تنها عامل محرک غریزه جنسی هستند، لیکن در تحقیق‌های بعدی، مشخص شد که این هورمون‌ها با اینکه در تحریک غریزه جنسی تأثیر دارند لیکن تنها محرّک قطعی به‌شمار نمی‌آیند.

محققان با برداشتن گوناد (بیضه و تخمدان ) حیوانات و در نتیجه قطع ترشح هورمون‌ها، مشاهده کردند که رفتار جنسی آنان همچنان ادامه دارد.[2]

پس نتیجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیریم، روزه‌ای که فقط چند ساعت، دست کشیدن از خوردن و آشامیدن باشد حداکثر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند فعالیت هورمون‌های جنسی را کاهش دهد لیکن اگر گیرنده‌های حسی و یا محرک‌های محیطی و تخیلات فردی فعال باشند تحریک­ها و لذت­های جنسی نیز ادامه خواهد داشت.

البته انکار نمی‌کنیم که همین روزه نیز روح و اراده انسان را تقویت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و به­ تدریج شخص روزه‌دار را از بسیاری از گناهان باز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارد لیکن نتیجه سریع و مطلوب زمانی بدست می‌آیدکه گیرنده‌های حسی و محرک‌های محیطی(مثل خلوت و اختلاط) و تخیلات فردی نیز کنترل شوند.


[1]- روانشناسی عمومی دانشسرا، ص95.

[2]- روانشناسی عمومی دانشسرا، ص96.

 







[ دوشنبه 22 خرداد 1396  ] [ 12:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دعای روز هفدهم ماه رمضان (مفاتیح الجنان)

 

دعاهای روزها؛ از ابن عباس روایت کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله برای هر روز، دعایی ذکر فرموده اند ؛ روز هفدهم

 

اللَّهُمَّ اهْدِنِي فِيهِ لِصَالِحِ الْأَعْمَالِ وَ اقْضِ لِي فِيهِ الْحَوَائِجَ وَ الْآمَالَ يَا مَنْ لاَ يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ وَ السُّؤَالِ‏

اى خدا در اين روز مرا به اعمال صالح راهنمايى كن و حاجتها و آرزوهايم برآورده ساز اى كسى كه نيازمند به شرح و سؤال بندگان نيستى

يَا عَالِماً بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ‏

اى خدايى كه به سراير خلق است آگاهى درود فرست بر محمد و آل اطهار او.

 







[ دوشنبه 22 خرداد 1396  ] [ 11:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا روزه با دین اسلام آغاز شد یا پیش از این نیز وجود داشته است؟

قدمت روزه در تاریخ زندگی بشر
می‌توان تاریخ تولد روزه را از زمان آدم ابوالبشر معرفی کرد. اگرچه در چگونگی و نحوه وجوب روزه اختلافاتی وجود داشته ولی اصل این عبادت بزرگ از همان ابتدا تا کنون، ثابت بوده است. روزه، عبادت دیرینى است که پیدایش آن را مى توان با حضور آدم (ع) در زمین و پس از خروج وى از بهشت، مقرون دانست .روایت ها و احادیث مختلف که در ادامه آنها را مرور می کنیم به قدمت روزه و چگونگی آن در میان ملت های مختلف پرداخته است.


- مفسر معروف، علامه طبرسى مى نویسد: «روزه در میان انبیاء و امت آنان، از زمان آدم تا کنون مورد توجه بوده است. امیرالمومنین(ع) مى فرماید: روزه، عبادت قدیمى است که خداوند هیچ امتى را از آن معاف نکرده است. در آیات قرآن نیز می خوانیم: اى کسانى که ایمان آورده اید! روزه بر شما واجب شد همان گونه که بر پیشینیان مقرر شده بود.»


- امام باقر(ع) در این باره فرمود: «همواره در ماه رمضان، روزه واجب بود و این وجوب فقط براى انبیاء مقرر و براى امت آنان در غیر رمضان، روزه واجب بوده، ولى امت محمد (ص) مورد لطف ویژه خدا واقع گشته از این حیث در


ادامه مطلب


[ دوشنبه 22 خرداد 1396  ] [ 9:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مثل داروی تلخ!

عکس نوشته درباره اهمیت نماز

مثل داروی تلخ!

دارو تلخ است؛ خاصیت آن هم به تلخی است، اما شیرینی سلامت و بهبود در پی دارد.
به شرط این که در وقت و زمان خود مصرف شود، و دیر یا زود نشود.
و دیگر آن که اندازه آن هم مراعات شود و کم یا زیاد نشود، اگر گفته اند شربتی را دو پیمانه مصرف کن و دیگری را سه یا چهار پیمانه، به همان میزان باید مصرف شود.
از طرفی هم البته باید پرهیز را مراعات کرد، یعنی در کنار آن هر چیزی را نباید خورد.
حال، نماز چیزی دقیقاً شبیه داروست.
یعنی مثل دارو تلخ است، هر کس بگوید شیرین است شیرین عقل است.
مگر می شود صبح سرمای زمستان توی جاده از اتوبوسی پیاده شوی، و در هوای سرد وضویی بسازی و با لرز و سرما نماز بخوانی و شیرین باشد؟ یا غرق فیلم یا غرق گفتگو باشی و مؤذن اذان بگوید و بلند شوی و راهی مسجد شوی و شیرین باشد؟
البته نه فقط نماز بلکه هر عبادت دیگری هم همین طور است، اساساً حق، اینگونه است امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: الحق مُرّ، یعنی حق تلخ است. نماز هم که حق است پس تلخی های خود را دارد.
بله، اگر انسان نسبت به حقیقت نماز فهم و معرفت پیدا کند تلخی آن شیرین و آسان می شود. از این رو در دعا از خدا می خواهیم، خدایا شیرینی ذکر خودت را به ما بچشان. یعنی خدایا به ما معرفت کرامت کن!
دیگر آن که نماز مثل دارو زمان دار است و باید زمان آن را رعایت کنیم، یعنی در وقت خود بخوانیم.
چون فلسفه نماز احساس عظمت حق است و این احساس برای کسی اتفاق می افتد که نماز را در اول وقت خود بخواند. کسی که با تأخیر، نماز خود را می خواند در حقیقت با تأخیر خود فریاد می کند که خدایا! تو عظیم نیستی، پول عظیم است، کسب و کار عظیم است، تفریح و تفرج عظیم است. اگر تو عظیم بودی که من همان ابتدا حرف تو را گوش می دادم.
دیگر این که مثل دارو باید کنار نماز پرهیز هم باشد، پس اگر نماز حق است باید از باطل فاصله گرفت، یعنی نباید به منکر و فحشایی آلوده شد. وگرنه خاصیت نماز را از بین می برد.
شما وقتی یک فضا را با وسایل گرمایشی گرم نگه می داری باید تمام روزنه ها و دریچه ها و درها را ببندی، و گرنه انرژی را هدر داده ای. چرا نماز برای ما حرارت و گرمایی ایجاد نمی کند، چون پنجره گوش، پنجره چشم، پنجره دهان باز است و هر چیزی را می شنویم، هر چیزی را می بینیم، هر چیزی را می گوییم.
درست مثل انباری که پر از گندم باشد اما روزنه ها هم باز باشند. اینجاست که همه چیز طعمه موش و مور و ملخ شده و از دست می رود.
«گر نه موشی دزد در انبار ماست
گندم اعمال چل ساله کجاست»
خلاصه این که هر کس می خواهد از اندوخته نماز خود و از حرارت و گرمای آن برخوردار باشد باید این پنجره ها و روزنه ها را یکی پس ازدیگری بسته نگه دارد و تنها به ضرورت باز کند، نه این که پیوسته از سر هوا و هوس و میل، چشم و زبان و گوش خود را باز بدارد.
منبع: مثل شاخه های گیلاس، محمدرضا رنجبر






[ دوشنبه 22 خرداد 1396  ] [ 8:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

پیشنهاد شراب و تریاک ناب به استاد شیخ حسین انصاریان!

پیشنهاد شراب و تریاک ناب به استاد شیخ حسین انصاریان!

جوان با قیافه اى جدى و گفتارى محکم بدون اینکه لباس ما دو نفر را که لباس پیامبر(ص) است لحاظ کند، گفت : مشروب ناب خارجى در یخچال حاضر دارم و تریاک خالص افغانى در بساطم موجود است تا چاى و میوه میل کنید هرکدام را مى خواهید براى شما حاضر کنم.

 حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان، در کتاب«معاشرت» که از تألیفات او است به بیان خاطره‌ای پرداخته‌است که خواندنی است:

 

از طرف یکى از دوستان که در عشق به امام زمان(ع) زبان زد اهل ایمان در نیشابور است و با شنیدن نام آن حضرت و یاد آن یادگار انبیاء و امامان (علیهم السلام) چون باران بهار از دیده اشک مى بارد ، در دهه دوم ماه ذو الحجه به مناسبت عید ولایت جهت تبلیغ دعوت شدم .

چند شبى از مجلس نورانى تبلیغ گذشته بود که یکى از دوستان روحانى ام که در مشهد زندگى مى کند به دیدنم آمد و به تقاضاى من بنا شد تا آخرین شب اقامتم در نیشابور نزد من باشد .

در آن زمان مشغول نوشتن تفسیر صحیفه سجادیه امام زین العابدین(ع) بودم ، روزى هنگام عصر دوست روحانى ام جهت رفع خستگى به من پیشنهاد پیاده روى در بلوار کمربندى شهر را داد ، خواسته او را پذیرفتم ، قلم بر زمین گذارده ، همراه او وارد بلوار که نزدیک محل اقامتم بود شدیم .

از پیاده روى ما دو نفر چیزى نگذشته بود که جوانى همراه با ماشینى لوکس کنار ما ترمز کرد و با لحنى محبت آمیز از ما خواست تا مقصدى که در نظر داریم سوار ماشین شویم . دوستم با اشاره دست و چشم از من


ادامه مطلب


[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 5:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کم دادن مزد کارگر

- 🌸✨در محضر اولیاء الله✨🌸

کم دادن مزد کارگر

پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» 

کم دادن مزد اجیر(کارگر) از گناهان کبیره است 

میزان الحکمه،ج1،ص44







[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 5:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

داستان از زندگی امام خمینی (ره) (+پوستر)

يك خانه اجاره كردند و جهاز خانم را آوردند. تنها چيزهايي كه آقا روح‌الله به اثاثيه اضافه كرد، يك گليم بود، يك دست رختخواب، يك چراغ خوراك‌پزي، يك قابلمه‌ي كوچك، يك قوري با استكان و نعلبكي.

http://ahlolbait.com/files/u65/yade-emam(5).jpg




ادامه مطلب


[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 3:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري" قیامت "

🌸✨در محضر اولیاء الله✨🌸

عنوان درس: قیامت

شماره درس:  14     

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۴/۲

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 2/4/1395
 

متن درس:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

فصل نوزدهم بحث ما دربارۀ معاد بود. يعنی وقتی انسان مرد و به عالم برزخ رفت و عالم برزخ تمام شد، نوبت به معاد می‌رسد، يعنی معاد روز قيامت.

اين معاد اوّلاً ناگهانی است، به اين معنا که عالم نابود می‌شود. آنچه مسلّم است ‌اين منظومۀ شمسی ما نابود می‌شود، اما همۀ اين کرات نابود شود، در قرآن و روايات نيامده و آن کرات و کهکشان‌ها مربوط به اين عالم هم نيست و آنچه مربوط به عالم است، خورشيد و سیاره‌هايش است. خودش با يازده سیاره که يکی از آن سیاره‌ها کرۀ زمين است، معلّق در فضاست. به قول قرآن ستون هم دارد، اما ستون نامرئی دارد:

«بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا»[1]

ستونش هم اينست که قوۀ جاذبه در خورشيد اين سیاره‌ها و از جمله اين کرۀ زمين را در فضا نگاه داشته است. اگر فقط اين قوۀ جاذبه بود، همۀ سیاره‌ها در خورشيد جذب می‌شدند و آب می‌شدند. پس هرکدام از اين


ادامه مطلب


[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 2:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تلنگر زندگی"فریب"

فریب

امام علی «علیه السلام»

نادان به نیرنگهای باطل فریب می خورد

میزان الحکمه،ج8،ص368

در محضر اولیاء الله







[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 12:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دعای روز شانزدهم ماه رمضان (مفاتیح الجنان)

دعاهای روزها؛ از ابن عباس روایت کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله برای هر روز، دعایی ذکر فرموده اند؛ روز شانزدهم

 

اللَّهُمَّ وَفِّقْنِي فِيهِ لِمُوَافَقَةِ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِي فِيهِ مُرَافَقَةَ الْأَشْرَارِ

 اى خدا در اين روز مرا بر موافقت نیکان عالم موفق بدار و از رفاقت اشرار جهان دور گردان

وَ آوِنِي فِيهِ بِرَحْمَتِكَ إِلَى (فِي) دَارِ الْقَرَارِ بِإِلَهِيَّتِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ‏

 و مرا در بهشت دار القرار به رحمتت منزل ده به حق الهيت و معبوديتت اى خداى عالميان.







[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 11:21 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زندگی امام خمینی (ره) (+پوستر)

كسي را نپسنديده بود. الّا دختر آقای ثقفی، که او هم رضایت نمی‌داد.با صحبت‌هاي زياد و چند بار خواب ديدن، بالأخره حاضر شد با آقا روح‌الله ازدواج كند. عقد را در حرم حضرت عبدالعظيم خواندند و ماه مبارک يك عروسي ساده گرفتند. همان اول به خانم گفت:هر كاري مي‌خواهي بكن، فقط گناه نكن

 🌸✨در محضر اولیاء الله✨🌸







[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 9:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حریص همواره ...

امام علی «علیه السلام»

حریص همواره  در رنج است

میزان الحکمه،ج3،ص21

در محضر اولیاء الله, بزرگان معنویت







[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 8:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اخلاق امام‏ حسن مجتبی علیه السلام

در محضر اولیاء الله, بزرگان منعویت

اخلاق امام‏ حسن مجتبی علیه السلام

بسيارى از دانشمندان به اين معنى اشاره كرده‏ اند كه در بخشش و كرم و سعه صدر هيچ كس به پايه امام حسن (ع) نمى ‏رسيد. مدائنى مى‏ گويد: امام حسن (ع) بزرگترين فرزند على (ع) و شخصى كريم و بزرگوار و در سخاوت و حلم و بردبارى بى ‏نظير بود و رسول خدا (ص) او را دوست مى‏ داشت.

شيخ صدوق در كتاب امالى به سند خود از امام صادق (ع) و او از پدر خود و او نيز از جدّ خود آورده است كه: 

امام حسن بن على بن ابى طالب در عبادت و زهد و تقوى و فضيلت چنان بود كه در زمان خود هيچ كس به پايه وى نمى ‏رسيد. همين كه قصد سفر حج مى‏ كرد پياده به راه مى ‏افتاد و گاهى پاى خود را نيز برهنه مى ‏ساخت هرگز به كارى نمى ‏پرداخت مگر اينكه خداى سبحان را ياد مى ‏كرد. راستگوترين مردم و در نطق و بيان از همه والاتر بود. چون به نزديك مسجد مى ‏رسيد عرض مى‏ كرد: بار خدايا مهمان تو به در خانه ‏ات آمده است. اى احسان‏ كننده، بنده گناهكار تو به درگاهت ايستاده. اى كريم، تو از بدي هايم به زيباييها و خوبيهاى خود درگذر.

زبير بن بكار در كتاب انساب قريش آورده است كه:

زينب دختر ابى رافع حديث كند كه فاطمه (س) دو فرزندش حسن و حسين (ع) را هنگام بيمارى رسول خدا (ص)، كه در همان بيمارى از دنيا رحلت كرد، به نزد آن حضرت آورد و گفت: اى رسول خدا اينان فرزندان تو هستند؛ پس چيزى به آن دو ميراث بده. پيامبر فرمود: شكوه و بزرگى و سيادت من براى حسن است. و اما حسين، پس كرم و شجاعتم براى اوست. الخ.

طبرسى در كتاب اعلام الورى مى ‏نويسد:

 حسن بن على را در راه مكه ملاقات كردم كه از مركب خود فرود آمد و پياده به راه افتاد. همه كسانى كه در كاروان بودند به وى اقتدا كردند و پياده به راه افتادند. حتى سعد بن ابى وقاص نيز پياده شد و در كنار آن حضرت راه افتاد. واصل بن عطاء مى‏ گويد: در حسن بن على، سيماى پيمبران و درخشندگى پادشاهان بود.

شيخ مفيد در ارشاد مى ‏نويسد:

حسن بن على وصىّ پدرش امير المؤمنين (ع) بود و امير المؤمنين او را ناظر بر صدقات خود و آنچه وقف كرده بود قرار داد، و در اين باره عهدنامه‏ اى براى وى نوشت كه مشهور است. وصيّت او به امام حسن ظاهر در معالم و مبانى دين و چشمه‏هاى حكمت و آداب است. اين وصيّت را اكثر دانشمندان نقل كرده‏ اند و بسيارى از فقها در دين و دنياى خود از آن استفاده كرده‏ اند و موجب بينايى آنان گشته است.


منبع: سيره معصومان /سيد محسن امين عاملى / مترجم على حجتى كرمانى‏,ج5, ص17

 







[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 11:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

پندهایی از امام حسن علیه السلام به نقل از جد بزرگوارشان

در محضر اولیاء الله

پندهایی از امام حسن علیه السلام به نقل از جد بزرگوارشان

مناجات با پروردگار:

القريشى در كتاب خود «حياة الحسن (ع) (زندگى امام حسن) احاديث زير را همان گونه كه در مسند نامبرده آمده ‏اند، نقل كرده است:امام حسن از جدش نقل كرده كه فرموده است:

پروردگارا از لغزشهايم بكاه و هول و هراسم را تبديل به آرامش و امان كن و از آنها بر من جفا روا مى‏ دارند، امانم بدار و مرا بر آن كس كه بر من ستم روا دارد، يارى ده و چيره بگردان و انتقام مرا از او نشانم ده.

تضمین بهشت در گرو انجام سه کار:

و عبد اللّه بن الحسن از پدرش و او از جدش امام حسن به نقل از رسول خدا (ص) روايت كرده كه مى ‏فرمود: اى مسلم [مسلمان‏] سه مورد را برايم تضمين كن من بهشت را برايت تضمين مى‏  كنم:

  • اگر تو به آنچه كه قرآن بر تو واجب دانسته عمل كنى از همه عابدترى
  • و اگر به آنچه خداوند روزيت داده بسنده كنى و قانع باشى، غنى ‏ترين مردمى
  • و اگر از آنچه كه خداوند بر تو حرام دانسته اجتناب ورزى، پرهيزكارترين مردم هستى.

درامان بود از آتش جهنم: 

و گفت كه شنيدم جدم پيامبر خدا (ص) مى ‏فرمود: هر كس كه نماز صبح بجاى آورد و تا طلوع خورشيد در جاى خود بنشيند خدا از آتش در امانش مى‏ دارد.

مهر و محبت مادرنسبت به فرزندانش:

در مسند نامبرده آمده است كه زنى با دو فرزندش نزد پيامبر (ص) آمد پيامبر سه عدد خرما به او داد او نيز به هر يك از فرزندانش يك خرما داد. آنگاه نگاهى به مادر انداخت او خرماى سوم را نيز ميان آنها تقسيم كرد در


ادامه مطلب


[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 9:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بهترین مردم در نظر امام حسن علیه السلام

در محضر اولیاء الله

امام حسن علیه‌السلام در خطبه‌ای یکی از برادران دینی‌اش را ستود و او را الگوی مؤمنان معرفی نمود و فرمود: اگر نمی‌توانید همه اوصاف او را در خود پیاده کنید بهره‌گیری از اندک آنها بهتر از ترک همه است. حدیث این است: 

 

قال علیه‌السلام: 

انی أخبرکم عن أخ لی و کان من أعظم الناس فی عینی و کان رأس ما عظمه فی عینی صغر الدنیا فی عینه کان خارجا من سلطان بطنه فلا یشتهی ما لا یجد و لا یکثر اذا وجد و کان خارجا من سلطان فرجه فلا یستخف له عقله و لا رأیه، و کان خارجا من سلطان الجهلة فلا یمد یدا الی علی ثقة المنفعة، کان لا یسخط و لا یتبرم، کان اذا جاء مع العلماء یکون علی أن یسمع أحرص منه علی أن یتکلم، کان اذا غلب علی الکلام لم یغلب علی الصمت کان اکثر دهره صامتا فاذا قال بذل القائلین. 

کان لا یشارک فی دعوی و لا یدخل فی مراء و لا یدلی بحجة حتی یری قاضیا، کان یقول ما یفعل، و یفعل ما لا یقول تفضلا و تکرما، کان لا یغفل عن اخوانه و لا یختص بشی‌ء دونهم، کان لا یلوم أحدا فیما یقع العذر فی مثله، کان اذا ابتدأه أمران لا یدری أیهما أقرب الی الحق نظر فیما هو أقرب الی هواه فخالفه کان لا یشکو وجعا الا عند من یرجو عنده البر، و لا یستشیر الا من یرجوا عنده النصیحة، کان لا یتبرم و لا یتسخط و لا یتشکی و لا یتشهی و لا ینتقم و لا یغفل عن العدو، فعلیکم بمثل هذه الأخلاق الکریمة، ان اطقتموها، فان لم تطیقوها کلها فأخذ القلیل خیر من ترک الکثیر و لا حول و لا قوة الا بالله.  

ترجمه :

من در مورد برادری به شما خبر می‌دهم که در چشم من بزرگترین مردم است. و سرآمد آنچه که او را در چشم من بزرگ کرد، کوچکی دنیا در چشم او بود. او خارج از قلمرو شکم خویش بود، در نتیجه آنچه را که نمی‌یافت، هوس نمی‌کرد و وقتی می‌یافت، ذخیره نمی‌کرد و از قلمرو شهوت خود نیز خارج بود، پس عقل و دیدگاه او را خوار نمی‌کرد و از قلمرو نادانی و بی‌فکری خارج بود، بنابراین جز به آنچه که سودش مطمئن است دست دراز نمی‌کند. نه خشمناک می‌شود و نه ناراحت و وقتی با دانشمندان می‌آید چنان است که بیش از آن که بخواهد سخن بگوید دوست دارد شنونده باشد. 

و چنان است که اگر در سخن گفتن مغلوب گردد، در سکوت مغلوب نشود. بیشتر روزگار خود را به سکوت می‌گذراند و اگر سخن بگوید، داد سخن می‌دهد. نه در دعوایی شرکت کند و نه در جدالی وارد شود و هرگز برهانی نشان ندهد، مگر آن که به داوری خوانده شود. 

آنچه را که می‌گوید انجام می‌دهد «یعنی چیزی که انجام آن حتمی است که می‌شود و یا اساسا از قبل انجام شده است؛ را بر زبان می‌آورد» و از راه بزرگواری و کرم حتی آنچه را که نگفته انجام می‌دهد «یعنی اول انجام می‌دهد، بعد می‌گوید». از برادرانش غافل نمی‌شود برای خود چیز خاصی را اختصاص نمی‌دهد. به طوری که دیگران را از آن محروم سازد. 

هیچ کس را به خاطر چیزی که قابل عذرخواهی است ملامت نمی‌کند. و وقتی که دو کار در برابر او باشد که نداند کدام یک از آنها به حق نزدیک‌ترند، می‌نگرد تا کدام آنها به خواسته‌ی نفس او نزدیک‌تر است که با آن مخالفت کند. هرگز از دردی شکایت نمی‌کند مگر نزد آن کس که امید عافیت از او دارد و از کسی مشورت نمی‌خواهد مگر از آن کس که امید خیرخواهی از او دارد. 

نه ناراحت می‌شود و نه خشمگین و نه گله گزاری می‌کند و نه هوس می‌کند و نه انتقام می‌کشد و نه از دشمن غافل می‌ماند. پس اگر توانستید بر شما باد به مثل این اخلاق پسندیده را در خود ایجاد کنید. و اگر نتوانستید که همه‌ی آن را انجام دهید. پس بهره‌گیری از اندک بهتر از ترک همه‌ی آن است. هیچ قدرتی وجود ندارد، مگر بواسطه‌ی خداوند.

 

منبع :

دانشنامه امام حسن علیه السلام، جمعی از نویسندگان، ج1، ص125، به نقل از احقاق الحق، ج 11، ص 219 و 220. 







[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 7:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

الگوى رفتارى امام حسن مجتبى علیه السلام‏

در محضر اولیاء الله

عبودیت امام حسن عليه السلام

حضرت امام صادق عليه السلام می فرمايد: پدرم از پدرش نقل می كرد كه حسن بن على بن ابى طالب در زمان خودش عابدترين و زاهدترين و برترين مردم بود. هنگامى كه به حج می رفت پياده می رفت و چه بسا با پاى برهنه به سوى حرم امن حركت می كرد.
هنگامى كه ياد مرگ و قبر و برانگيخته شدن در قيامت و عبور بر صراط می افتاد، گريه می كرد و چون ياد عرضه شدن بر خدا می كرد، فريادى می كشيد و غش می نمود و هنگامى كه در نماز قرار می گرفت بدنش در پيشگاه خدا می لرزيد و زمانى كه ياد بهشت و دوزخ می كرد چون مار گزيده به خود می پيچيد و از خدا درخواست بهشت می نمود و از دوزخ به حق پناه می برد.«1»

كمك و بخشش‏

حضرت امام صادق عليه السلام می فرمايد: مردى به عثمان بن عفان (خلیفه سوم) در حالى كه در مسجد نشسته بود گذشت، از او درخواست كمك كرد. به دستور عثمان، پنج درهم به او پرداختند، مرد به عثمان گفت: مرا به جايى كه دردم را دوا كنند راهنمايى كن، عثمان گفت: نزد آن جوانمردان كه آنان را می بينى برو و با دستش اشاره به ناحيه اى از مسجد كرد كه حضرت امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و عبدالله بن جعفر در آن قرار داشتند.
آن مرد به سوى آنان رفته، سلام كرد و از آنان درخواست كمك نمود.
امام حسن عليه السلام به او فرمود: سؤال از ديگران جز در سه مورد جايز نيست يا براى ديه اى كه دل سوختگى دارد، يا وامى كه دل شكستگى آرد، يا فقرى كه غير قابل تحمل است؛ تو دچار كدام يك از اين سه موردى؟
گفت: دچار يكى از آنها هستم. امام مجتبى عليه السلام فرمان داد پنجاه دينار به او بپردازند و حضرت امام حسين عليه السلام دستور به چهل و نه دينار داد و عبدالله بن جعفر فرمان به چهل و هشت دينار.
آن مرد پس از دريافت دينارها برگشت و بر عثمان گذر كرد، عثمان گفت:
چه كردى؟ مرد گفت: بر تو گذشتم، جهت كمك به من به پنج دينار فرمان دادى و چيزى هم از من نپرسيدى ولى آن بزرگوارى كه گيسويى پرپشت دارد چيزهايى را از من پرسيد و پنجاه دينار به من عطا كرد و دومى آنان چهل و نه دينار و سومى چهل و هشت دينار؛ عثمان گفت: چه كسى براى دواى درد تو مانند اين جوانمردان است؟ اينان دانش و آگاهى را به خود اختصاص داده اند و خير و حكمت را در خود جمع كرده اند.«2»

فروتنى شگفت‏

فروتنى حضرت امام حسن عليه السلام و تواضع آن انسان الهى چنان بود كه:
روزى بر گروهى تهيدست می گذشت و آنان پاره هاى نان را بر زمين نهاده، روى زمين نشسته بودند و می خوردند، چون حضرت امام حسن عليه السلام را ديدند گفتند: اى پسر رسول خدا! بيا و با ما هم غذا شو! به شتاب از مركب به زير آمد و گفت: خدا متكبران را دوست ندارد و با آنان به خوردن غذا مشغول شد.
سپس همه آنان را به ميهمانى خود دعوت فرمود، هم به آنان غذا داد و هم لباس‏.«3»

حاجتت را بنويس‏

مردى به محضر امام حسن عليه السلام حاجت آورد، آن بزرگوار به او فرمود:
حاجتت را بنويس و به ما بده، چون نامه اش را خواند دو برابر خواسته اش به او مرحمت فرمود.
يكى از حاضران گفت: اين نامه چقدر براى او پربركت بود!
فرمود: بركت آن براى ما بيشتر بود زيرا ما را اهل نيكى ساخت، مگر نمی دانى كه نيكى آن است كه بی خواهش به كسى چيزى دهند، اما آنچه پس از خواهش می دهند بهاى ناچيزى است در برابر آبروى خواهنده. شايد آن كس كه شبى را با اضطراب ميان بيم و اميد به سر برده و نمی دانسته كه آيا در برابر عرض نيازش دست رد به سينه او خواهى زد يا شادى قبول به او خواهى بخشيد، و اكنون با تن لرزان و دل پرتبش نزد تو آمده، آنگاه تو فقط به اندازه خواسته اش به او ببخشى در برابر آبرويى كه نزد تو ريخته بهاى اندكى به او داده ای.«4»
______________________________
پی نوشت:
(1)- الأمالى، صدوق: 178، المجلس الثالث والثلاثون، حديث 8؛ عدة الداعى: 151؛ بحار الأنوار: 43/ 331، باب 16، حديث 1.
(2)- الخصال: 1/ 135، حديث 149؛ بحار الأنوار: 43/ 332، باب 16، حديث 4.
(3)- المناقب: 4/ 23؛ بحار الأنوار: 43/ 351، باب 16، حديث 28.
(4)- صلح حسن: 42- 43.
 

منبع: اهل بيت عليهم‏ السلام عرشيان فرش نشين، شیخ حسین انصاریان




ادامه مطلب


[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 5:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امامت امام حسن مجتبی علیه السلام در احادیث

در محضر اولیاء الله

تصريح به امامت آن بزرگوار

امام باقر عليه السلام :

إنّ أميرَ المؤمنينَ صلواتُ اللّه ِ علَيه لمّا حَضرَهُ الّذي حَضرَهُ قالَ لابنهِ الحسنِ : اُدْنُ منّي حتّى اُسِرَّ إليكَ ما أسرَّ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله إليَّ ، و أئتَمِنَكَ على ما ائتَمنَني علَيهِ ، فَفعَلَ .
چون وفات امير المؤمنين صلوات اللّه عليه فرا رسيد، به فرزندش حسن فرمود: نزديك من آى تا رازى را كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من گفت به تو بگويم و آنچه را به من امانت سپرد به تو بسپارم. سپس، اين كار را كرد.

الكافى ـ به نقل از سليم بن قيس ـ :

شَهِدتُ وَصيّةَ أميرِ المؤمنينَ عليه السلام حينَ أوصى إلَى ابنهِ الحسنِ عليه السلام و أشهَدَ على وصيّتِه الحسينَ عليه السلام و محمّدا و جميعَ وُلدِهِ و رؤساءَ شيعتهِ و أهلَ بيتهِ ، ثُمّ دفَعَ إليهِ الكِتابَ و السِّلاحَ .
 زمانى كه امير المؤمنين عليه السلام به فرزند خود حسن عليه السلام وصيّت مى كرد، من حاضر بودم. او حسين عليه السلام و محمّد [بن حنفيه] و همه فرزندان خود و سرانِ شيعيانش، و خانواده خويش را بر


ادامه مطلب


[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 3:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حضرت آية‌الله العظمي مظاهري" ولادت امام حسن مجتبی ع"

🌸✨در محضر اولیاء الله✨🌸

عنوان درس: بیاناتی به مناسبت ولادت امام حسن  مجتبی «سلام‌الله‌علیه»

شماره درس: 13                                   

تاريخ درس:                             ۱۳۹۵/۴/۱

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 1/4/1395
 

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

ميلاد پربرکت امام دوّم حضرت امام حسن مجتبی«سلام‌الله‌عليه» را به همۀ شما تبريک می‌گويم و از طرف همۀ شما اين عيد بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» تبريک می‌گويم و از طرف همۀ شما از حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» می‌خواهم نظر لطفی به جلسه کنند و صاحب جلسه شوند و با عيدی گرفتن از حضرت زهرا از جلسه بيرون رويم. اظهار ارادت کنيد خدمت امام دوّم، امام حسن مجتبی«سلام‌الله‌عليه»، با سه صلوات.

بحث ما باشد برای فردا و به تناسب عيدی که داريم، دو روايت می‌خوانم و ارزش هرکدام از اين روايت‌ها از دنيا و آنچه در دنياست، بيشتر است. يک روايت مربوط به امام دوّم است و  در حساس‌ترين مواقع گفته شده است و معلوم می‌‌شود روايت از نظر اخلاقی خيلی بالاست. يعنی دم مرگ


ادامه مطلب


[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 3:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زندگینامه امام حسن علیه السلام

زندگینامه امام حسن علیه السلام

امام حسن عليه السّلام نخستين فرزند امام على (عليه السّلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است كه در نيمۀ ماه مبارك رمضان سال سوم هجرى قمرى در مدينه منوره، ديده به جهان گشود و با تولد خويش، در جدش پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) و ساير اهل بيت (عليهم السّلام) شادى و نشاط ويژه اى پديد آورد.

پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) در گوش راست حسن، اذان و در گوش چپ او اقامه خواند و او را در دامن مهرانگيز خويش قرار داد و دستور داد كه در روز هفتم تولدش، گوسفندى را ذبح كرده و براى وى عقيقه كنند و موى سرش را تراشيده و به وزن او، نقره صدقه دادند.(1)

امام حسن (عليه السّلام) بنا به روايت شيعه و اهل سنت، شبيه ترين انسان ها به رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) بود و در اين باره گفته شده است: «و كان الحسن اشبه النّاس برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خلقا و هَديا وَ سؤ ددا»؛ حسن از جهت سيما، روش و رهبرى از همه بيشتر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شباهت داشت.(2)

امام حسن عليه السّلام به همراه برادرش امام حسين (عليه السّلام) عزيزترين انسان ها در نزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) بودند و از آن حضرت، مهربانى هاى فراوانى ديدند و در مكتب توحيدى وى، رشد و تربيت يافتند.لطف بى كران الهى در عالم وجود، نصيب اين دو بزرگوار شد و آن دو را از تربيت پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) و دخترش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و اميرمؤ منان (عليه السّلام) برخوردار کرد و آن دو را به عنوان دو انسان كامل و اسوه به جامعه بشريت ارزانى داشت و در روز


ادامه مطلب


[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 2:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سخنرانى امام حسن (ع) در كودكى، براى مادرش حضرت زهرا (س)

 

روایت شده: آن حضرت در دوران كودكى در سنّ هفت سالگى، در محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حاضر مى ‏شد، و گفتار وحى را از آن حضرت مى ‏شنيد و به خاطر مى ‏سپرد، سپس نزد مادرش حضرت زهرا عليها السّلام مى ‏آمد، و همان گفتار را به حضرت زهرا عليها السّلام مى‏ رسانيد.
و هر وقت على عليه السّلام نزد فاطمه عليها السّلام مى ‏آمد، مى‏ ديد كه او به آيات قرآن و مطالب وحى شده، آگاهى دارد. از او مى ‏پرسيد: «كه اين آگاهى را از كجا تحصيل كرده ‏ا ى؟».
حضرت زهرا عليها السّلام مى‏ گفت: «از پسرت حسن عليه السّلام به دست آورده ‏ام».
روزى امام على عليه السّلام در خانه مخفى شد، حسن عليه السّلام كه وحى تازه‏اى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده بود، خواست تا آن را به مادرش ابلاغ كند، ناگاه اضطراب پيدا كرد، مادرش از اضطراب او تعجّب نمود [كه چرا اين بار حسن عليه السّلام مانند گذشته نيست و پريشان است؟!].
حسن عليه السّلام به مادر گفت:

لا تعجبين يا امّاه! فانّ كبيرا يسمعنى، و استماعه فقد اوقفنى‏
 «مادرم! تعجّب نكن؛ چرا كه شخص بزرگى صداى مرا گوش مى‏دهد، و گوش دادن او مرا درمانده نموده است».

و طبق روايت ديگر، حسن عليه السّلام به مادر گفت:

يا امّاه! قلّ بياني و كلّ لساني، لعلّ سيّدا يرعانى‏
«اى مادرم! بيانم كوتاه، و زبانم نارسا شد، گويا شخص بزرگى مراقب من است».

انس بن مالك مى‏ گويد: هيچ‏كس همانند امام حسن عليه السّلام شباهت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نداشت.


منبع: الأنوار البهية( ترجمه)،شيخ عباس قمى / مترجم محمد محمدى اشتهاردى‏، قم‏:1380،ص121







[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 12:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]