چرا خدا را با نام هاى متعدد مى خوانیم؟

اسم های خدا

نام هاى خدا باید همچون صفاتش بى پایان باشد، تا بتواند بیانگر گوشه ای از ذات آن شود

 

پرسش : چرا خدا را با نام هاى متعدد مى خوانیم؟
با توجه به اینکه الفاظ محدود است و خداوند وجودش از هر نظر بى نهایت است، باید نام هاى او همچون صفاتش بى پایان باشد، تا بتواند بیانگر گوشه ای از آن ذات شود. ضمن اینکه همه این اسماء به یک نقطه منتهى مى گردد و به هیچ وجه از توحید ذات و صفات او نمى کاهد، چرا که خداوند بزرگ 99 اسم دارد که اگر هر اسمى مسمائى داشت باید 99 خدا داشته باشیم، ولى«اللّه» نامى است که به همه این صفات اشاره مى کند. پاسخ تفصیلی: قرآن مجید در آیه 110 سوره اسراء به یکى از بهانه هاى سست و بى اساس مشرکان پاسخ مى دهد، و آن، این که: آنها مى گفتند: چرا پیامبر، خدا را به نام هاى متعددى مى خواند با این که: مدعى توحید است قرآن در پاسخ آنها مى گوید:


(بگو! شما او را به نام اللّه بخوانید و یا به نام رحمان، هر کدام را بخوانید فرق نمى کند، براى او نام هاى متعدد نیک است)؛ «قُلِ ادْعُوا اللّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیّاً ما تَدْعُوا فَلَهُ الاْ َسْماءُ الْحُسْنى».
این کوردلان، حتى از زندگى روزمره خود غافل بودند که: گاه، براى یک شخص، یا یک مکان و مانند آن اسم هاى مختلفى مى گذارند که هر


ادامه مطلب


[ جمعه 23 تیر 1396  ] [ 10:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تا به حال خدا را امتحان کرده اید؟

افزایش صبر,صبر و شکیبایی

هر کس صبر بر معصیت کند، خداوند نهصد درجه برایش مى نویسد

 

آدم های دنیا این گونه اند؛ اگر بخواهیم آن ها را از خودمان راضی نگه داریم یا خیلی سخت است و یا اصلا نشدنی است و جز درگیری ذهنی و آشفتگی روحی چیزی برایمان ندارد.

این حسی که گاهی آدمی را قلقلک می دهد که باید برای دل کسی کاری بکنیم را چگونه ارضا کنیم؟

در زندگی حتما برای شما هم اتفاق افتاده است که از لذتی و یا کاری که مورد علاقه شما بوده اما چون معشوق شما، همسر شما یا فردی که برای شما عزیز است، آن را دوست نداشته، شما آن را ترک کرده اید ... این چشم پوشی شما از آنچه دوست دارید گاهی به نظر آن طرف رسیده و برایتان جبران کرده، یا حتی زبانی از شما تشکر کرده که در این صورت خیلی خوب و خوشایند است و انسان از کار و چشم پوشی اش خوشحال می شود اما گاهی این چشم پوشی از لذت و چیزی که به


ادامه مطلب


[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 6:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نردبان رسیدن به هر بلندایی...





[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 2:12 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چگونه دو میلیون حسنه کسب کنیم!

این دنیا برای انسان به منزله زمین زراعتی است که هر آنچه در آن بکارد در قیامت درو می نماید.
مومن دائما نگران است که در زمین زراعتی اش چه محصولی بکارد که در قیامت سود کند. لذا تلاش می کند که بواسطه اعمال خیر، حسنات جمع آوری کند و هر چقدر این حسنات بیشتر شود، سوددهی افزودن خواهد شد. گاهی بدست آوردن این حسنات دشوار و سخت می باشد و گاهی براحتی می توان حسنات را در این دنیا جمع آوری کرد.

 روشنایی، نورخدا، عاقبت بخیر

یکی از دغدغه هایی که افراد مؤمن دارند این است که چگونه می توانند از گناه دوری کنند و به جای آن بر حسناتشان بیافزایند تا ان شاء لله در آخرت دست پر باشند.
در ادامه به نکاتی در این باب می پردازیم.

چه کنیم تا بتوانیم از گناه حذر کنیم؟

عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم

اصل توجه و درک نکته «  عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم» در این راه می تواند کمک بزرگی بکند. توجه کامل به این اصل، می تواند انسان را به طور کامل از ارتکاب به گناه بر حذر دارد.
با این وجود در دنیای امروز، تاثیر جمله «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است»، از جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا نکنیم» بیشتر است؛ زیرا انسان مطمئن است که در صورت ارتکاب یک خطا و


ادامه مطلب


[ جمعه 28 آبان 1395  ] [ 12:45 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اولياء خدا

Image result for ‫اولياء خدا‬‎





[ سه شنبه 25 آبان 1395  ] [ 1:17 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

هر زمان و هر مکان می توان او را یافت!

هر کس در هر زمان و هر مکان می تواند با یگانه معبود خود ارتباط برقرار نماید. ارتباط  قلبی، صمیمی و عاشقانه. آری آنگاه که قلبی می شکند، اشکی می ریزد و دل به شوق وصال معشوق ره می پوید، می توان اذعان نمود که این لحظه، شیرین ترین لحظه ی عبادت است و دل شکسته بنده قیمت پیدا کرده و خریداری همچون خدا دارد.

ارتباط با خدا

در این نوشتار  قصد داریم تحلیل مختصری از ارتباط با خدا داشته باشیم. و برخی از راههایی را بررسی کنیم که برای ارتباط با خداوند متعال به ما کمک می کند.
اصولا روح هر عبادتى ارتباط و قرب به خدا است و این امر با نماز، روزه، دعا، نیایش و راز و نیاز در درگاه خداوند کریم میسر خواهد شد. البته ارتباط با خدا مشروط به زمان و مکان خاصی نیست، هر چند بعضی از زمان ها مانند نیمه شب بهترین زمان ارتباط با خدا است، و یا عده ای با دعای بعد از نماز و یا در حال روزه داری بهتر ارتباط برقرار می کنند و یا عده ای دیگر تلاوت قرآن را بهترین راه ارتباط با خدا می دانند.
ما در این مقاله به بررسی برخی از راههای ارتباط با خدا می پردازیم:

الف) شناخت

اولین گام برای ارتباط با خداوند، شناخت خدا، خود و جهان است. انسان باید، معرفت خویش را نسبت به این امور بالا ببرد و هر چه شناختش بالاتر رود، مقاومت او در برابر گناهان و اطاعت او نسبت به دستورات خدا بیشتر می شود. این شناختها، همان طور كه در روایات هم به آن تصریح شده است، با فكر و تأمل و مطالعه و سؤال از دیگران، آرام آرام برای انسان حاصل می شود. این مرحله از ارتباط با خدا، نقش حساسی را در رسیدن به خدا ایفا می كند.

ب) انجام واجبات و ترك گناهان

برای رسیدن به خدا، اولین گام عملی، انجام دادن واجبات و ترك تمام گناهان است و برای راه پیدا كردن به درگاه ربوبی، اصلی ترین و مهم ترین گام، همین است.
اگر كسی تمام واجباتش را انجام دهد و گناهان را ترك كند، بنده صالح خداوند است و خداوند را در آنچه دستور داده، اطاعت كرده است و رابطه صمیمی با خداوند پیدا خواهد كرد ولو اینكه مستحبات را انجام ندهد.

ذكر خدا، عبارتست از یك حالت خدابینی روحانی و توجه باطنی به خدای جهان، كه در آن بنده خدا را حاضر و ناظر و خودش را در محضر پروردگار جهان بداند؛ در نتیجه كسی كه این چنین خدا را یاد كند، به دستورات خدا عمل می كند، و واجبات را انجام می دهد و محرمات را ترك می كند.

امام سجاد علیه السّلام می فرمایند: كسی كه به واجبات خدا عمل كند، او بهترین مردم است. (كافی، ج 2، ص 81) و همین جهاد او با گناهان باعث می شود كه خداوند راههای هموارتری جلوی گام او نهد و بیشتر و بیشتر به خدا نزدیك می شود. در قرآن آمده است كه: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا: كسی كه در راه ما مجاهده كند، هر آینه او را به راههای خود هدایت می َكنیم. (عنكبوت/ 69)

ج) انجام مستحبات و نوافل

بعد از اینكه انسان كاملاً به واجبات عمل كرد و گناهان را ترك كرد، به اندازه توان خود به مستحبات مشغول شود. البته شخص می تواند این دو مرحله را با هم انجام دهد و هیچ منافاتی بین این دو مرحله نیست. حضرت علی علیه السّلام در این باره می فرمایند: نزدیك شونده به خدا، با ادای واجبات و مستحبات، سودهایش دو چندان است. (غررالحكم، ج 1، ص 108، ح 2079)
البته اگر انجام مستحبات به واجبات، صدمه بزند، باید ترك شود. اول باید واجبات را انجام داد، سپس در صورت توان، به مستحبات و نوافل مشغول شد. امام علی علیه السّلام در حدیثی در این باره می فرماید: مستحبات، چنانچه به واجبات زیان رساند، موجب قرب به خدا نشوند. (نهج البلاغه، حكمت، 39)
و خلاصه اینکه انسان با انجام مستحبات، خدایی می شود و خدا را در تمام زندگی خود حاضر می یابد.

د) ذكر و یاد خدا

یاد خدا به منزله روح عبادتها و بزرگترین هدف تشریع آنها می باشد؛ زیرا ارزش هر عبادت، به مقدار توجه و یاد بنده، نسبت به خداست. انسان سالك، به وسیله ذكر، به تدریج از دنیای ماده بالا می رود و به عالم صفا و نورانیت قدم می گذارد و كامل و كامل تر می شود، تا به مقام قرب حق تعالی نائل گردد. در آیات و احادیث درباره ذكر و یاد خدا سفارشهای فراوانی شده است.
باید توجه داشت که ذكر خدا، عبارتست از یك حالت خدابینی روحانی و توجه باطنی به خدای جهان، كه در آن بنده خدا را حاضر و ناظر و خودش را در محضر پروردگار جهان بداند؛ در نتیجه كسی كه این چنین خدا را یاد كند، به دستورات خدا عمل می كند، و واجبات را انجام می دهد و محرمات را ترك می كند. (خودسازی، ص 168)

خلاصه آنکه:

اینها فقط نمونه های مختصری بود که عرض کردیم وگرنه هر کس در هر زمان و هر مکان می تواند با یگانه معبود خود ارتباط برقرار نماید. ارتباط  قلبی، صمیمی و عاشقانه. آری آنگاه که قلبی می شکند، اشکی می ریزد و دل به شوق وصال معشوق ره می پوید، می توان اذعان نمود که این لحظه، شیرین ترین لحظه ی عبادت است و دل شکسته بنده قیمت پیدا کرده و خریداری همچون خدا دارد. نتیجه آنکه هر زمان و هر مکان می توان با معبود خود ارتباط برقرار نمود و از او طلب کرد هر آنچه را که دل طلبد.


منابع:
سایت اندیشه قم
سایت اسلام کوئیست
کافی ج 2
غررالحكم، ج 1





[ شنبه 22 آبان 1395  ] [ 1:24 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اسما وصفات

*. هر اسم عیناً اسم دیگر است ، کریم ، رحیم است و رحیم حی است و حی عالِم است و کلّ عالم ظهور یک ذات بیش نیست و در نتیجه کل اسماء در اسم جلاله حق تعالی یعنی "الله" محومی شوند. 

(عبادت عاشقانه ص169)

 سبزه  خط تو  دیدیم  به صحرای  وجود 

به طلب کاری  این  مهرگیاه  آمده ایم


ای عزیز! این مهر گیاه اسماء و صفات اوست؛ مهر گیاه را به هر که می دادند عاشق می شد. اگرت بر این اسماء و صفات هم معرفت حاصل آمد دوستش داری و چون چندی از سر دوستی در آمدی عاشق می شوی؛ هدف را یافته ای، سعادت سرمدی را در آغوش کشیدی و از گلزار عالم شهود جز تجلی او نیافتی که فرمود حضرت امیرالمؤمنینMjN : « منزّه باد آن خداوندی که با آفرینش برای خلق متجلّی گشت.»

(ساغرسحر ص14)

* . اگر به گفتار قرآن معتقدی ما را عهدی و امانتی بوده است. امانت ، پذیرش ولایت الهی است از اسماء و صفات او که به امانت تو را داده اند؛ سوء استفاده نکنی و جز در آنجا که ولی تو را اذن داده  به کار نگیری. 

(همان ص19)

* . ای دوست! خداوند غیور است و غیور را طاقت غیر نیست؛ تو با خدا چند محبوب دیگر در دل داری ؟! این رسم عاشق نیست بنگر تا چه فرماید: « بگو اگر پدران و فرزندانتان دوست داشتنی تر از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش می باشند کمی درنگ کنید تا امر خداوند در رسد.»

(همان ص 104)

*. هر آنگاه دیدی از خلق و از خویش وحشت کنی اما دلت با حق بیارامد بدانکه انیس خدایی و در دعای جوشن خوانده ای «یا مونس کل انیس» آنجا که خداست به که انس گیری و کجاست که خدا نیست؟ 

(همان ص 119)

*. دیدار آن دارد که در سایه رحمت هر درخت، «رحیم» بیند و بر بخشش روزی هر نهال، «کریم» نگرد، در حرکت جویبار،« محیی» شناسد و بر وزش نسیم،« یا مرسل الرّیاح» بر زبان آرد. بر جمال گل به یاد «جمیل» افتد. بر خنده غنچه « یا من هو اضحک» سراید و بر گریه ژاله « یا من هو ابکی» گوید.

( تخلی ص24)

* . این جهان جلوه گاه محبوب است. هر چه بینی اسماء و صفات و
 افعال او بینی. کدام جاهل است که دل در گرو این همه آثار ننهد و این جهان را دوست ندارد. چون سپیده بر جیب افق لبخند زند از« یا من هو اضحک» گوید. و چون ابر بر دامان زمین گرید از « یا من هو ابکی»  دم زند. وقتی گندم ها خوشه می آورند با تو از « یا جواد لا یبخل» گویند. زمانی که سر بر آسمان می کنی آسمانت « یا عظیماً لا یوصف » خواند. و چون به عظمت کهکشان بیندیشی « یا کبیر لا یصغر» شنوی. سایه های نوازشگر درختان در دمای تابستان با تو « یا من لطفه ظاهر» گویند. اوراق فرسوده تاریخ با زبان عبرت آموزش « یا من ملکه قدیم» آموزد.

( تزکی ص56)
 





[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 8:02 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

رنگ خدا

عکس و تصویر





[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 12:47 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

معنای ثبات ایمان یا ثابت قدم بودن در دین چیست؟

 
ثبات ایمان و ثابت قدم بودن
ثبات ایمان و ثابت قدم بودن

ثبات ایمان تنها راه نجات انسان از فتنه های آخر الزمان و گام نهادن در طریق سیر و سلوک می باشد.

امیر المؤمنین على (ع) فرموده است:
پارسایى و پرهیزکاری مایه ثبات و پایدارى ایمان است.

امیر المؤمنین علیه السّلام به اصحابش فرمود:
… خوشا بحال کسى که محبّت ما اهل بیت در قلب او رسوخ داشته باشد، ایمان در قلب چنین کسى ثابت‏تر از کوه احد در مکانش خواهد بود.

 

ثبات ایمان یا ثابت قدم بودن در دین

خدای تعالی درباره ی ثبات می فرماید:
«یُثَبِّتُ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا بالقَولِ الثابِتِ فِی الحَیوهِ الدُّنیا وَ فِی الاخِرَهِ» (سوره ی ابراهیم، آیه ی ۲۷)
خداوند مومنان را با قول ثابت در زندگی دنیا  و آخرت تثبیت می کند.

ثبات حالتی است که تا با ایمان همراه نگردد اطمینان نفس و در نتیجه


ادامه مطلب


[ دوشنبه 24 خرداد 1395  ] [ 3:06 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تسخیر قلب به محبت الهی

 

منبع : طوبى(25)، ص: 1 ,
کلمات کلیدی ماشینی : محبت الهی،اخلاق اسلامی
 
 
بر پایه آیات قرآن، گروهی از مردم که از عشق خدا بی نصیبند، کسانی هستند که اموال، کسب و کار، فرزند و اقوام و دوستان را در عرض خدا قرار داده اند و در مقابل، مؤمنان و خدامحوران لبریز از عشق پروردگارند و هیچ محبتی را بر محبت خداوند مقدّم نمی دارند. خداوند در قرآن مجید از آنان چنین یاد می کند: «الَّذینَ آمَنوا اشَدُّ حُبّاً لِللّهِ؛ دوستی آنان که ایمان آورده اند، به خداوند، شدیدتر است.»

محبت، در فرهنگ اسلامی معنایی بس والا دارد و شایسته است که محبت خوبان را در قلب خود جای دهیم؛ زیرا به هرچه محبت پیدا کنیم، به تدریج، با همان چیز، انس و الفتی ناگسستنی خواهیم یافت.

پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «انسان با کسی است که او را دوست می دارد.»[1] البته بالاترین محبت ها، محبت به خداوند است. در انس و الفت با خداوند، چنان لذتی نهفته است که هیچ چیز را یارای برابری با آن نیست. پیامبر گرامی اسلام می فرماید:

خدا به موسی بن عمران وحی کرد: مرا دوست بدار و دوستی مرا در دل های دیگران بگستران. موسی عرض کرد: ای خدا! من دوستت دارم، ولی چگونه تو را
 

ادامه مطلب


[ شنبه 11 اردیبهشت 1395  ] [ 4:35 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وعده خدا حتما تحقق یافتنى است

 

خداوند در سوره مریم آیات 61 تا 63 به توصیف بهشت می پردازد و می گوید:

«جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّهُ كانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا *

لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً إِلاَّ سَلاماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُكْرة وَ 

عَشِیًّا * تِلْكَ الْجَنَّه الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا؛

باغهایى است جاودانى كه خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است،

هر چند آن را ندیده اند، وعده خدا حتما تحقق یافتنى است.

آنها هرگز در آنجا گفتار لغو و بیهوده اى نمى شنوند و جز سلام در آنجا سخنى نیست

و هر صبح و شام روزى آنها در بهشت مقرر است.

این همان بهشتى است كه ما به ارث به بندگان پرهیزگار مى دهیم».





[ سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  ] [ 2:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

همدیگر را ببخشید...

اگر می‌خواهید خدا شما را ببخشد، شما هم دیگران را ببخشید ...

این کُدش است. قرآن می‌گوید :

«وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا» (نور/22) همدیگر را ببخشید.

«أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ» (نور/22) مگر نمی‌خواهی خدا تو را ببخشد؟

اگر می‌خواهی خدا تو را ببخشد، تو هم مردم را ببخش. حالا یک چیزی گفته یک فحشی، غیبتی، یک سیلی زده، یک پولی خورده، دیگر قورتش بدهید گیر ندهید. گیر ندهید تا خدا هم به ما گیر ندهد.

 


حجت الاسلام قرائتی





[ سه شنبه 11 اسفند 1394  ] [ 3:59 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تو را چه به عاشقی؟

آیت الله مجتهدی تهرانی :

آدم باید عاشق باشد. یک وقتی کسی عاشق دیگری شده بود. معشوق به عاشق گفت: فلان ساعت می‌آیم. وقتی معشوق آمد دید که عاشق خواب است ، یک مشت گردو در جیب عاشق ریخت و رفت. بعد از چند روز عاشق گله کرد و گفت چرا نیامدی؟ معشوق گفت: تو را چه به عاشقی؟! تو باید بروی گردو بازی کنی! عاشق که خواب ندارد...
آیه‌الله حسن زاده آملی در کتاب الهی ‌نامه‌‌شان دارند که: هر که سحر ندارد ، از خود خبر ندارد. خدایا کمک کن که از خودمان باخبر شویم و بفهمیم که هستیم، ما باید خودمان را پیدا کنیم. عاشق خواب ندارد





[ سه شنبه 11 اسفند 1394  ] [ 3:54 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

المومنون أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ

در حدیث داریم که اگر کسی به درِ خانه خدا برود و حتی چیزی هم طلب نکند، خداوند حاجتش را می دهد. خدا می خواهد که ما عاشق خود او باشیم، می گوید: المومنون أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ ، مومن خدا را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارد.
گر شبی در منزل جانانه مهمانت کنند/ گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش!
به صاحب خانه که برسی، به تمام خواسته هایت هم دست پیدا می کنی.



استاد الهی قمشه ای





[ یک شنبه 2 اسفند 1394  ] [ 1:06 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درِ آتش را بسته بودند

استاد فاطمی نیا :
از صبح که پا میشه،
فلان کس چی گفت، فلان کس چی کرد،
فلان روزنامه چی نوشت.. ول کن..
روایت داریم که اغلب جهنمی ها جهنمی زبان هستند.
فکر نکنید همه شراب می خورند و از در و دیوار مردم بالا می روند.
یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم.
این آقا تو صفوف جماعت می نشینند آبرو میبرند.
امیرالمومنین به حارث همدانی فرمودند:
اگر هر چه را که می شنوی بگویی، دروغگو هستی!
سیدی در قم مشهور بود به سید سکوت ، با اشاره مریض شفا میداد از آیت ا.. بهاالدینی راز سید سکوت را پرسیدم.
با دست به لبانش اشاره کردند و فرمودند:
"درِ آتش را بسته بودند..."

علامه حسن زاده آملی:
تا دهان بسته نشود، دل باز نمیشود و تا عبدالله نشوی عندالله نشوی
آنگاه از انسان اگر سَر برود، سِر نرود . . . !

 





[ یک شنبه 2 اسفند 1394  ] [ 12:58 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نشانه های مردم در زمان غیبت - نفاق و دورویی

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

« بر امت من زمانی خواهد آمد که به طمع دنیا باطن هایشان زشت و پلید و ظاهرشان زیبا و نیکو می شود. آنان آنچه را نزد خداست خواستار نیستند، کارهایشان از روی ریا و خودنمایی است و ترس از خدا در آن دخالت ندارد. خداوند آنان را دچار عذابی (سختی) می‌کند ، پس همانند غریق دعا می کنند ولی اجابت نمی شوند.»


در حدیث دیگری آمده است:

« پوست میش بر قلبهای گرگان می پوشانند و قلب هایشان متعفن تر از مردار و تلخ تر از صبر ( نوعی زهر ) است.»


منابع : ‌
بحارالانوار، ج 52 ،ص 190، حدیث 20 --------- ثواب الاعمال ص 192 حدیث 26

 

 





[ شنبه 28 آذر 1394  ] [ 4:31 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مقام صبر و رضا

 
آورده اند كه : جابر بن عبد الله انصارى كه يكى از اكابر صحابه بود در آخر به ضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود. محمد بن على بن الحسين عليه السلام معروف به باقر به عيادت او رفت و او را از حال او سوال فرمود، گفت : در حالتى ام كه پيرى از جوانى و بيمارى از تندرستى مرگ از زندگانى دوست تر دارم .
محمد گفت كه : من با وى چنانم كه اگر مرا پير دارد پيرى دوست تر دارم و اگر جوان دارد جوانى دوست تر دارم و اگر بيمار دارد بيمارى و اگر تندرست دارد تندرستى و اگر مرگ دهد مرگ و اگر زندگانى زندگانى را دوست تر مى دارم .
جابر چون اين سخن شنيد به روى محمد بوسه داد و گفت : صدق رسول الله صلى اله عليه و آله كه مرا گفت كه يكى از فرزندان مرا ببينى هم نام من و هو يبقر العلم بقرا كما يبقر الثور الارض و به اين سبب او را باقر علوم الاولين و الاخرين گفتند و از معرفت اين مراتب معلوم شود كه
جابر در مرتبه اهل صبر بوده است و محمد در رتبه رضا.
 
منبع:هزار و يك نكته_علامه حسن زاده آملی، ص 171.

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 آبان 1394  ] [ 12:59 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

راهکارهای معنوی رهایی از مشکلات

برای از بین بردن حوادث و گرفتاری‌‌هایی که به ‌طور عجیبی زیاد هستند، چه باید کرد؟
 
ذکر

نخست باید به این نکته توجه داشت که علت وجود گرفتاری و مشکلات در زندگی انسان‌ها به یکی از این دو جهت بر می‌گردد:

الف. برخی از گرفتاری‌ها و مشکلات، برای امتحان و آزمایش بشر از سوی پروردگار حکیم هستند؛ چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ»؛[1] البته شما را به ترس و گرسنگى و بینوایى و بیمارى و نقصان در محصول مى‌‏آزماییم. و شکیبایان را بشارت ده.

ب. برخی از مشکلات، نیز به خاطر اعمال و رفتار ناشایست ما است، چنان‌که پروردگار حکیم در آیه دیگر از قرآن کریم فرموده‌اند: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ»؛[2] اگر شما را مصیبتى رسد، به خاطر کارهایى است که کرده‌‏اید. و خدا بسیارى از گناهان را عفو مى‌‏کند.

در هر صورت، هدف خداوند از به وجود آوردن مشکلات و گرفتاری برای انسان، لزوماً آزار و اذیت او نیست، بلکه این بلاها و گرفتاری‌ها می‌تواند دارای اثرات سازنده‌‌ای باشد که برای اطلاع بیشتر این پاسخ‌ها را مطالعه فرمایید: بلایای طبیعی (سیل، زلزله، طوفان و...) و عذاب الهی.

اگرچه بهترین عکس العمل در برابر مشکلات و گرفتاری‌ها، صبر است و خداوند به صابران وعده بشارت و پاداش داده است، ولی در روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: خداوند متعال فرمود: به عزت و جلال خودم سوگند من بنده خود را گرفتار مى‌‏کنم تا مرا بخواند و صداى او را بشنوم اما کافر هر چه بخواهد مى‌‏دهم تا فریاد او را نشنوم.[3] 

هدف خداوند از به وجود آوردن مشکلات و گرفتاری برای انسان، لزوماً آزار و اذیت او نیست، بلکه این بلاها و گرفتاری‌ها می‌تواند دارای اثرات سازنده‌‌ای باشد که برای اطلاع بیشتر این پاسخ‌ها را مطالعه فرمایید: بلایای طبیعی (سیل، زلزله، طوفان و...) و عذاب الهی

استغاثه به خدا

یکی از راهکارهایی که خداوند برای رهایی از مشکلات و مصیبت ها بیان می کند، استغاثه به خداست. خداوند دراین باره در آیه 63 سوره انعام می فرماید: قُلْ مَن یُنَجِّیکُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ 

«بگو: چه کسی شما را ازتاریکی های خشکی و دریا رهایی می بخشد؟درحالی که او را با حالت تضرع


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 آبان 1394  ] [ 6:55 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه قرآنی شیخ نخودکی

فرزند مرحوم شیخ نخودکی اصفهانی در کتاب نشان از بی نشانها، حکایتی شنیدنی از قول آقای انتظام کاشمری واعظ، نقل می کند که:

به خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی عرض کردم: دستوری مرحمت فرما که توفیق تهجد یابم و گشایشی در کارم حاصل شود. فرمودند:

« هر صبح، از تلاوت قرآن مجید مخصوصاً (سوره یس) غفلت منما، انشاء الله توفیق رفیق خواهد گشت. »

به کاشمر بازگشتم و هر بامداد، در حین راه رفتن، به قرائت سوره یاسین مداومت می کردم، اما نتیجه ای به دست نمی آمد.

سال دیگر در ایام عید به مشهد مشرف شدم و در یک شب بارانی برای اصلاح کاری به خانه یکی از علماء شهر رفتم چون در آن شب آقا به بیرونی نیامده بود، دست خالی بیرون آمدم و اندیشیدم: خوب است به خدمت حاج شیخ حسنعلی شرفیاب شوم و ازعدم حصول نتیجه او را آگاهی دهم. با این فکر به منزل حاج شیخ آمدم، دیدم که جماعتی در اطاقند و در بسته است و ایشان، مشغول گفتار و موعظه هستند.

با خود گفتم: اگر در اینحال به اطاق روم، ممکن است که جائی برای نشستن من نباشد و دیگر آنکه شاید سخن شیخ به سبب ورود من به اطاق، قطع شود. از این رو بود که پشت در نشستم و به سخنان ایشان گوش دادم تا مجلس تمام شد و به حضورش شرفیاب شوم.

در همین زمان، ناگاه شنیدم که مرحوم حاج شیخ موضوع فرمایشات خود را تغییر دادند و فرمودند:

« برخی از من دعای توفیق سحری و گشایش امور می خواهند، دستور می دهم که قرآن تلاوت کنند، لیکن به جای آنکه رو به قبله و در حال توجه به قرائت پردازند، در حال راه رفتن، سوره یاسین می خوانند و بعد به قصد گله می آیند که از دستور من حاصلی نگرفته اند.

تازه در شب بارانی ابتدا، به منظور انجام کار دنیایی خود، به در خانه دیگران می روند و چون به مقصد نمی رسند، به فکر آخرت افتاده، سری هم به منزل من می زنند؛ این که شرط انصاف نیست، خوب است بروند و هر بامداد رو به قبله با توجه و تدبر و نه بالقلقه لسان، به تلاوت کلام الله پردازند آنگاه اگر مقصود شان حاصل نشد گله مند گردند. »


ادامه مطلب


[ دوشنبه 25 آبان 1394  ] [ 7:08 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نکته دارد

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT8PCxqFTqyuJJQSmNbhbyvh5fUyAAZMioLs0vyo4BNrzNGs0_5

قطاری به سوی خدا شروع به حرکت کردن کرد مردم سوار شدند قطار به بهشت که رسید همه پیاده شدند و فراموش کردند مقصد خدا بود نه بهشت...!!!؟؟؟؟؟؟

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 14 آبان 1394  ] [ 11:52 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]