ذکر دعایی سفارشی !

دعا، ذکر، دعای حفظ از بلا، بلایا،

ذکر دعایی سفارشی !

ذکر دعای سفارش شده از مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی به نقل از مرحوم امام خمینی که به شاگردان خویش به جهت دفع بلا و مصیبت توصیه می‌فرمودند:
عصر و غروب جمعه، به نیابت از تمام شیعیان عالم
ده مرتبه:
اللهمَّ صلِّ علی محمّدٍ و آلِ محمّدٍ وَ أدْفَعْ عَنَّا البَلاءَ المُبْرَمَ مِن السَّماءِ إنَّكَ عَلى کُلِّ شَئٍ قَدِیرٌ

خدایا صلوات فرست بر محمد و آل محمد و دفع بنما از ما بلائی را که حتمی شده است از آسمان، همانا تو بر هر امری قادر و توانائی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

کانال سیدالعلماء







[ یک شنبه 16 اردیبهشت 1397  ] [ 6:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

جسد عالمی که پس از سال ها سالم ماند

جسد عالمی که پس از سال ها سالم ماند

مرحوم آيت الله سيد محمّد کاظم قزويني در سال ۱۳۴۸ ه.ق در شهر مقدّس کربلا در خانواده علم و تقوا چشم به جهان گشود.

جسد عالمی که پس از سال ها سالم ماند

نسب اين مرد بزرگ به حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام مي‌رسد.
وي با وجود آن که در آغاز جواني از نعمت والدين محروم شدند، با اين همه در راه کسب علم و کمال از پاي ننشست، پس از تکميل سطح در حوزه علميه کربلا سال‌ها در دروس خارج فقه و اصول علماي بزرگ آن سامان شرکت کرد، آنگاه از راه تأليف و خطابه و منبر و تدريس فقه و اصول و تفسير مشغول خدمت شد.
ديري نگذشت که به واسطه امر به معروف و نهي از منکر و موضع‌گيري‌هاي شجاعانه وي در برابر حاکمان مستبدّ عراق، تحت تعقيب قرار گرفت و بارها به زندان افتاد و متحمل سخت‌ترين زحمات و شکنجه‌ها شد، حتي آخرين


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 فروردین 1397  ] [ 10:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مقام علما بالاتر است یا شهدا؟

مقام علما بالاتر است یا شهدا؟

امام جعفر صادق (ع) در خصوص علم و عالم فرموده اند: در روز قیامت میزان اعمال و علم بشر بر پا می شود؛ یکی از سنجش هایی که در عرصه محشر انجام می شود، خون شهدا و مرکب دانشمندان است و کفه ای که در آن مداد علما است سنگین تر از کفه ای خواهد بود که خون شهدا در آن قرار دارد.

علما


به این سوال به طور کلی  نمی توان پاسخ داد، چون هم مقام شهدا و هم مقام علما مراتب دارد و همه با هم مساوی نیستند.
شهادت نقطه اوج كمال است.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرّ؛ بالاتر از هر كار خير و نيكي (كه به ذهن مي آيد)، نيكي برتري وجود دارد، ( اين پله هاي نردبان فوقيت ادامه


ادامه مطلب


[ سه شنبه 22 اسفند 1396  ] [ 4:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امید به خدا و باز شدن درهای رحمت الهی

امید به خدا و باز شدن درهای رحمت الهی

خدایا من گناه دارم اگر تو مرا بیامرزی تو آقا هستی و اگر من را عذاب بکنی من اهل عذاب هستم. او حق را به خدا نسبت داد و بدی را به خودش نسبت داد. به تعبیری این همان ذکر یونسیه است: لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین. یک وقت همه ی امکانات فراهم است و ما دل مان به اینها خوش است. اما یک وقت همه ی درها بسته شده است و ما نه پول و نه پارتی داریم، در این هنگام ما باید چکار کنیم؟

درهای رحمت خدا

در کتاب شیخ صدوق داریم که امام باقر(ع) می فرماید: یک انسان بیابانگرد چند کلمه با خدا گفتگو کرده است و خدا او را آمرزیده است. کلامش این بود: خدایا من گناه دارم اگر تو مرا بیامرزی تو آقا هستی و اگر


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 26 بهمن 1396  ] [ 12:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

محافظت عبادت از تصرف شیطان

محافظت عبادت از تصرف شیطان

اگر غذاهای روحانی از تصرف شیطان خالص نباشد و دست او در فراهم آمدن آنها دخیل باشد ،علاوه بر آنکه ارواح و قلوب با آنها تربیت نشوند و به کمال لایق خود نرسند، نقصان فاحش برای آن‌ها دست دهد ...

محافظت عبادت از تصرف شیطان

و شاید اشاره ی آیه شریفه"الذین هم علی صلواتهم یحافظون" محافظت از تصرفات شیطانی است ...
زیرا که اگر غذاهای روحانی از تصرف شیطان خالص نباشد و دست او در فراهم آمدن آنها دخیل باشد ،علاوه بر آنکه ارواح و قلوب با آنها تربیت نشوند و به کمال لایق خود نرسند، نقصان فاحش برای آن‌ها دست دهد ...
پس، سالک طریق آخرت در هر رشته از رشته دینی و طریقه های الهی که هست با کمال مواظبت و دقت چون طبیبی با محبت و پرستاری مشفق از حال خود مواظبت نماید و عیوب سیر و سلوک خود را تفتیش ومداقه کند و در خلال آن از پناه بردن به ذات مقدس حق در خلوات و تضرع و زاری به درگاه اقدس ذوالجلال غفلت نورزد... (آداب الصلاه امام خمینی،ص 21)


منبع:کانال تذکرة الاولیاء







[ چهارشنبه 18 بهمن 1396  ] [ 10:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

از چوپاني تا مرجعيت

از چوپاني تا مرجعيت

چهل سال از عمرم در غفلتِ آميخته با تنبيه طي‌شده بود. كمتر از چهل سال مراقب گوسفندان بودم و از «خود بي خبر!» ... ناگهان! بين خواب و بيداري، صداي دلنشيني به گوشم رسيد. كسي قرآن مي‌خواند و صداي محزوني داشت....


نور خدا

...  سال‌‌ها مانند ديگران، روز‌ها را به شب مي‌رساندم و شب‌ها در انتظار روزي ديگر به سر مي‌بردم. هميشه روز از نو بود‏‌، ولي روزي از نو نبود! زيرا هر روز در ساعت معيني بايد به كوه و صحرا مي‌رفتم و به جايي به‌نام چراگاه مي‌رسيدم؛ ساعت‌ها در آن‌جا مي‌ماندم و يك روز از عمرِ نه‌چندان با ارزشم را صرف مي‌كردم. در اين گشت و گذار روزانه، تعدادي گوسفند و بز نيز مرا همراهي مي‌كردند! از همراهي من خوشحال بودند و از خودم سپاسگزار! زيرا شكم‌هاي‌شان سير مي‌شد و سينه‌هاي‌شان پر‌ شير. براي آنان كه فقط


ادامه مطلب


[ یک شنبه 15 بهمن 1396  ] [ 10:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وقتی حال خوش پیدا کردید

وقتی حال خوش پیدا کردید

آرام آرام شروع کنید به صدا کردن نام آن بزرگوار، مثلا در کنار مضجع شریف امام رضا علیه السلام، آرام صدا بزنید: یا رضا، یا رضا

وقتی حال خوش پیدا کردید

بزرگی می فرمود: هرگاه در کنار قبور أئمة علیهم السلام یا بزرگان حال خوشی به شما دست داد و با صاحب قبر ارتباط برقرار کردید، آرام آرام شروع کنید به صدا کردن نام آن بزرگوار، مثلا در کنار مضجع شریف امام رضا علیه السلام، آرام صدا بزنید: یا رضا، یا رضا...
 

منبع:کانال تذکرةالأولیاء @tezkar







[ جمعه 1 دی 1396  ] [ 4:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یک محک برای گناهکاران !

یک محک برای گناهکاران !

"هر وقت گناه کردید و سپس توبه کردید ، اگر دیدید هنوز محبت حضرت زهرا سلام الله علیها در قلبتان هست ،امید وار باشید."


شاه آبادی

هر وقت که در اختناقِ تنهاییِ گناه، دچار خفقان شدید، بعد از توبه ی جدی و عزم رسین بر ترک جدی ، حدیث کسائی با توجه و شکستگی تام بخوانید  و سپس مسافر اعماق وجود خویش باشید و این حقیقت را در لایه های باطنتان محک بزنید که،

‌آیت الله شاه آبادی استاد امام خميني ره فرمود:

"هر وقت گناه کردید و سپس توبه کردید ، اگر دیدید هنوز محبت حضرت زهرا سلام الله علیها در قلبتان هست ،امید وار باشید."







[ جمعه 10 آذر 1396  ] [ 12:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فنای عرفانی در حال عبادت

Image result for ‫هو الاول والاخر والظاهر والباطن‬‎

فنای عرفانی در حال عبادت

چگونه حق متعال هم اول و هم اخر و هم ظاهر و هم باطن است؟
سالک در حال عبادت (بیشتر در حال عبادت) یک لحظه واقع میشود در حال و مقامی که خود را ناطق به نطق حق ،ذاکر به ذکر حق ،قادر به تکلم و قیام حق می بیند.
در این حال، سلب هستی یکجا از او میشود ،در این هنگام آنکه در باطن او را قوام و قرار بخشیده ،که او بعنوان عابد به عبادت قیام دارد ،خود را ظاهر و عابد را محو می سازد و باطن را برای آن عابد مکشوف می سازد.
عابد به این کیفیت و به این واقعیت راه می یابد ،این برهان نیست ،این شهود و دید است که به عیان حقایق مورد رویت قرار میگیرد.

استاد محسن بینا
سراج الصعود لمعاریج الشهود







[ شنبه 2 اردیبهشت 1396  ] [ 6:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ورود به آخرین منزل از عرفان "فنا"

Related image

ورود به آخرین منزل از عرفان "فنا"


پس از طی منازل سلوکی سالک به آخرین منزل از عرفان و بندگی می رسد و شاهد وصل را در آغوش می کشد و فانی در ذات حق می شود .

فنا به معناى نابودى و نیستى است. نقطه مقابل بقا و ماندن است؛ مثلاً خداوند از مقوله بود و بقا است و سایر موجودات از مقوله نبود و فنا هستند.

فنا در اصطلاح؛ به معناى خود را ندیدن و نیافتن است. البته نه به معناى از خود بی گانگى، بلکه آدمى به دلیل حضور در ساحت قدسى پروردگار، خود را هیچ مى‏ بیند و از هر چه غیر خدا است، دل تهى مى‏کند.

مقام فنا در عرفان:

مقام به منزل و مرتبه‏اى گویند که عارف پس از سال‏ها رنج و تهذیب و مرارت بدان دست یافته است، بنابراین، زوال و تغییر چیزى که با صعوبت طى شده، عادتاً و غالباً به سهولت انجام نمى‏گیرد و ثابت و ماندنى است.

در مقام فنا، انسان خود و بندگى خود، تمایلات و تمنیات خود و جهان اطراف را در قبال حضرت حق هیچ مى ‏پندارد و فقط به خدا نظر دارد. اولیاى الهی  هر چه مشاهده مى‏کنند حق است؛ خواه با واسطه یا بى واسطه. این واسطه گاه، همان اسما و صفات الاهی است که براى ارباب سلوک و معرفت، حتى این حجاب‏هاى نورى هم برطرف مى‏گردد: "الاهی هَب لى کمال الانقطاع إلیک... حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور...". آرى این نهایت درجه فنا است که بعد از آن، انسان محو کلى مى‏شود و اضمحلال تام رخ مى‏دهد. این جا است که با گوش حق مى‏شنود، با چشم حق مى ‏بیند و به لسان حق نطق مى‏ کند.


در عرفان دو اصطلاح وجود دارد:
 1. مقام
 2. حال.

"مقام"؛ یعنى به منزل و مرتبه‏اى گویند که عارف، پس از سال‏ها رنج و تهذیب و مرارت با اختیار خود بدان دست یافته است. بنابراین، زوال یا تغییر آن عادتاً یا غالباً تحقق‏ ناپذیر است. به عبارتى، رنج تدریجى و سلوک همواره عارف، در مسیر زهد و از خودگریزى، او را لایق مقام خاص کرده است و چون این مراحل و منازل با صعوبت طى شده، به سهولت از میان نخواهد رفت.

اما "حال" ، بر عکس مقام است. نوعى کیفیت و دگرگونى است که با طی مقامات بدون اختیار بر قلب عارف، حادث مى‏شود. همان گونه که ممکن است به صورت دفعى به وجود آید، به صورت دفعى نیز زایل مى‏شود. پس "حال"، کیفیت ثابتى نیست و دایم در تغییر و تحول است.

در مقام فنا، انسان، خود و بندگى خود، تمایلات و تمنیات و جهان اطراف خود را در قبال حضرت حق، هیچ نمى‏پندارد و فقط به خدا نظر مى‏اندوزد.

در این صورت، فنا، آن معناى لغوى را که نشانه نوعى نقص است، ندارد. بلکه از مراتب عالى کمال است. همین است که عرفا مى‏گویند: نتیجه فنا، بقا و پایندگى در محضر حق است. به تعبیر سعدى:

بلندى از آن یافت کو پست شد
در نیستى کوفت تا هست شد

به این فنا، در اصطلاح عرفا، "فناء فى اللَّه" مى‏ گویند.

نحوه تحصیل مقام فنا

از آن جا که بین انسان و خدا، جز گناه و خودبینى چیزى حایل نیست، تعلق به غیر خدا حجاب محسوب مى‏شود و این حجاب‏هاى ظلمانى مانع از رسیدن به موطن حق مى‏شود. حال اگر هیچ گناه و حجاب و تعلقى نباشد و اصل توجه انسان به هستىِ خود، رخت بر بندد، آن گاه شهود حق به طور محدود، ممکن گشته و پس از آن، مقام فنا حاصل مى‏شود.

البته در این مسیر، مقامات و منزل گاه ‏هاى فراوانى وجود دارد که از حوصله بحث خارج بوده و به دلیل اختصار از ذکر آنها خوددارى مىشود . اما مقصود از دیدار خدا که با عناوینى از قبیل، شهود، بقا و... از آن یاد مى‏شود، دیدن با چشم نیست؛ زیرا به تعبیر آیه شریفه: "لا تدرکه الابصار"،مراد راه‏هاى فکرى هم نیست؛ زیرا راه فکرى را شهود و لقا و... نمى‏گویند؛ بلکه به فرموده قرآن کریم، دست شستن از هر چه غیر خدا است. انجام اعمال صالحه و شرک نورزیدن به حضرت احدیت است که اگر کسى بخواهد خدا را مشاهده کرده و به مقام فنا برسد؛ یعنى حق را بدون واسطه مشاهده کند ،باید از  خود و دیگران چشم بپوشد

با تمام توضیحات و تعبیراتى که در مقام فنا و لقاى خدا گفته شد، باید بدانیم: "اکتناه ذات" براى همیشه محال است؛ یعنى پى بردن به کنه ذات بارى تعالى جز براى حضرت احدیت براى احدى ممکن و میسور نیست و بحث فنا، منافات با این قضیه ندارد.


بعد از این نور به آفاق دهیم از دل خویش
که به خورشیدی رسیدیم و غبار آخر شد







[ شنبه 2 اردیبهشت 1396  ] [ 4:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

برنامه مشتاقان سلوک عارفانه

علمای اخلاق برای مشتاقان سلوک عارفانه نسخه‌ای پیچیده‌اند که 3 مرحله دارد
اول مشارطه: یعنی به هنگام برخاستن از خواب در ابتدای روز با خود شرط کند که امروز می‌خواهم گناه نکنم؛
دوم مراقبه: یعنی رفتار و کردار خود را تحت نظر و مراقبت داشته باشد تا از حدود الهی تجاوز نکند
سوم محاسبه: یعنی در آخر روز بنشیند و چرتکه اندازد که امروز قرار بود چه کنم و چه کردم؟! در این برنامه علمای اخلاق، هم تلقین، هم برنامه‌ریزی و هم تقویت اراده نهفته است که خود به‌ تنهایی برنامه کاملی برای طی طریق بندگی‌ست؛
البته عده دیگری از بزرگان مواخذه را نیز افزوده‌اند؛ بدین معنا که فرد در ازای کارهایی که قرار بود انجام ندهد، ولی مرتکب آن شد، خود را جریمه کند؛ چه مادی و چه معنوی! تا عامل بازدارنده از گناه باشد!





[ دوشنبه 27 دی 1395  ] [ 3:10 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

علم

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : لِينُوا لِمَن تُعلِّمونَ ، و لِمَن تَتَعَلَّمونَ مِنهُ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

با كسى كه به او علم مى آموزيد

و با كسى كه از او علم فرا مى گيريد، نرم و ملايم باشيد.

 





[ دوشنبه 29 آذر 1395  ] [ 5:43 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کدام علم آبرو می برد ؟!نیم نگاهی به سیره اخلاقی بزرگان حوزه


منبع : مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات , رحیمی، -مهدی
 
کلمات کلیدی ماشینی : ارزش علم،سیره بزرگان،علمای ربانی
 
 
 
حضرت علی (ع) می فرمود: «حتی یک لحظه مسامحه و سهل انگاری در مورد نفوس خود نکنید که این سهل انگاریها در مورد نفس، شما را به راههای تاریکی می کشاند». پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت دراین نوشتار به بررسی اجمالی تهذیب نفس درکلام بزرگان حوزه می پردازد.
 
 
تزکیه و تهذیب نفوس از اهداف اولیة بعثت انبیاء به شمار می رود. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ »[1] «او خداوندی است که در میان مردمی امّی پیامبری از خودشان فرستاد تا آیات خدا را بر آنها خوانده و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد» و وقتی به اهمیت بیشتر آن پی می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحیها. .. قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکیها»[2] «هر که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار شد.» و آنچه به این مجاهده ویژگی فوق العاده می دهد دائمی بودن آن است و اینکه انسان همیشه باید مترصد دامهای شیطان و نفس اماره باشد حضرت علی (ع) می فرمود: «حتی یک لحظه مسامحه و سهل انگاری در مورد نفوس خود نکنید که این سهل انگاریها در مورد نفس، شما را به راههای تاریکی می کشاند»[3]از همین روست که در

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  ] [ 3:52 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عارفانه (نامه ای عرفانی)

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

(ای برادر و دوست من، اگر بنده خدایی، بلند همّت باش و کارهایی که نزد تو مهم است و تو را از سلوک باز داشته، به خدا واگذار.) تا می توانی، همتت را بلند نما؛ (زیرا آدمی با همت خود پرواز می کند و اوج می گیرد همان طور که با دو بالش).

;غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود ;ز هرچه رنگ تعلق پذیرد، آزاد است
;هرچه در این خانه نشانت دهند ;گر نستانی به از آنت دهند

یعنی با فکر درست و کثرت یاد مرگ، خانه دل را از غیر حق خالی کن. یک دل داری، بس است یک دوست تو را. «الیس اللّه بکافٍ عبده» (شگفتا: آیا خداوند بنده اش را بس نیست. خداوند در درون مرد، دو قلب قرار نداده است).

;در دو عالم گر تو آگاهی از او ;زو چه بد دیدی که در خواهی از او
;خدایا، زاهد از تو حور می خواهد، قصورش بین ;به جنّت می گریزد از درت، یا رب شعورش بین

امام پرهیزکاران، علی علیه السلام می فرماید: «به طمع بهشت یا از ترس آتش، تو را عبادت نمی کنم. چون شایسته سپاسی سپاست می گذارم».

;هر دو عالم را به یک بار از دل تنگ ;برون کردیم تا جای تو باشد
;تحصیل این کار به هوس نمی شود ;بلکه تا نگذری از هوس نمی شود

(خداوند کارها را از مسیر و با اسباب خودش به جریان می اندازد. ناگزیر، اسباب به سرچشمه اصلی آنها (مسبّبات) گره خورده است، اهداف بزرگ با آرزوی بدون عمل به دست نیاید. در هر فنّی از اهل آن کمک بگیرید و هر کاری را از راه آن وارد شوید).

;آیینه شو، جمال پری طلعتان طلب ;جاروب کن توخانه و پس میهمان طلب
;چو مستعد نظر نیستی، وصال مجو ;که جام جم نکند سود وقت بی بصری

اول از همه راه های هدایت را از انسان کامل (مراد به حق پیوسته) باید پرسید و دست دوستی به دامن


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  ] [ 3:33 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مراقبه

استاد شوشتری:
در سال 1345 شمسی با عارف بزرگوار حضرت سید حسین یعقوبی قائنی آشنا شدم . بعد از مدتی که از محضر ایشان استفاده می کردم قضیه ای رخ داد و آن اینکه : ایشان هفته ای دو جلسه عصر دوشنبه و پنجشنبه شب ها در منزلشان جلسه اخلاقی و عرفانی داشتند که ما از محضرشان استفاده می کردیم . یک روز که فراموش نمی کنم در فصل زمستان بود در منزل خودم فُرادا نماز را خواندم ، حال عجیبی داشتم ، نماز ظهرم با حضور قلب فوق العاده ای خوانده شد ، همراه با گریه مفصّل ، طوری که بعد از نماز ظهر ضعف پیدا کردم . همان شب که جلسه رفتم بعد از پایان جلسه و پس از تشریف بردن شاگردان ، ایشان به بنده فرمودند : شما ها درست مراقبه نمی کنید . امروز از اذان صبح تا اذان مغرب کاملاً مراقبه را حفظ کردی ، دیدی که نماز ظهر چه حالی پیدا کردی ؟ اگر شما دائماً مراقبه را حفظ کنید به مقصد می رسید . ( خرمن معرفت صفحه 150 )





[ یک شنبه 22 آذر 1394  ] [ 9:27 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

هیچ تبلیغی به اندازه علم و عرفان تاثیر ندارد

 

اگر همه دنیا با تو دشمنی کنند اگر همه برعلیه تو دست بدست هم بدهند با جوسازی و سمپاشی و دروغ چند روزی موفق شوند باز دستشان رو می شود و دروغ و نیرنگشان را خداوند بر ملا می کند هر چند چند صباحی موفق باشند دوام ندارد همانطور که درداستان یوسف دیدیم و شنیدیم یوسف با آنهمه صداقت و ایمان صدمه خورد جور و جفا دید اما در پایان عاقبت بخیر شد و دشمنانش رو سیاه شدند همه تلاشهایشان را خدا بی اثر کرد و آبرویشان را برد این پایان دشمنی با مظلومان و فداکاران است و اما چرا عبرت نمی گیرند چون بی سوادند و عاشقانه سوره یوسف را مطالعه نمی کنند و فکر می کنند افسانه است و خیلی راحت بلائی که بر سر برادران یوسف و زنان مصر آمد را به سر خود می آورند به سوی بی آبروئی قدم بر می دارند

با اینکه می دانند پشتیبان فداکاران و مظلومان خداست باز شک و شبهه دارند مردم به دوستان خدا جوانمردانه حمایت برسانید وقتی خداوند خشنود می شود دیگر چه پاداشی می خواهید دیگر چه انتظاری دارید در علم و عرفان تلاش کنید تا برکت بگیرید تا دشمنانتان را خدا بی آبرو کند در صداقت و ایمان پایدار بمانید تا نتیجه بگیرید با ورزش و سحرخیزی و نماز و حافظ و قرآن و دیگر کتابهای آسمانی خود را تقویت کنید از جوانمردان کمک بخواهید از یاران خدا کمک بخواهید تا خداوند خشنود گردد کاری که رنگ و بوی عرفانی داشته باشد عاقبت خوبی دارد

بانگ گاوی چه صدا باز دهد عشوه مخر          سامری کیست که دست از ید بیضاء ببرد

سامری چند روزی مردم را فریب داد تلاش هارون بی نتیجه بود هرچه التماس و خواهش کرد فایده نداشت اما فقط چند روز بود موسی به خاکستری تبدیلش کرد و از بین برد و سامری هم نفرین شد آری باطل نابود شدنی و حق پیروز است

چون سامری مباش که زر دید و از خری           موسی بهشت و از پی گوساله می رود

---------------------------------------------------------------------------

چها می شد اگر تائب نمی شد        اسیر فتنه ظاهر پرستان





[ یک شنبه 15 آذر 1394  ] [ 4:35 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

گنهکار می تواند عارف شود؟؟

 آیا با وجود گناهان بسیار و سالها دوری از مسیر خدا

این سوالی است برای اکثری ما پیش آمده است. تصمیم دارم تا عرایضی را در این باره تقدیم عزیزان نمایم.  شاید از خود بپرسیم من که این همه سال در غفلت بوده ام و دست به گناهان بزرگی زده ام را چه به سیر و سلوک؟

 

چشمی که  به تصاویر و صحنه های حرام باز شده است را چه به دیدن ملکوت سماوات و الارض؟

گوشی که عمری در شنیدن اباطیل و آهنگ های لهو و لعب بوده را چه به شنیدن پیغام سروش؟

زبانی که به فحش و ناسزا و دروغ و غیبت آشناست را چه به کلام الله؟

آیا منی که این ایام عمرم در خطا و جهالت بوده ام را به بارگاه قرب خداوندی راه است؟آیا میتوانم مانند افرادی چون آیت الله بهجت و علامه حسن زاده و آیت الله قاضی و ... شوم؟ آیا راه برای من هم باز است؟

در پاسخ این سوالات باید گفت آری. ای برادر و خواهر عزیز. راه برای تو هم باز است. 

 

بر ضیافتخانه فیض نوالت منع نیست

درگشادست و صلا در داده خوان انداخته

آری . درب باز است و نوای صاحب خانه بر گوش جان طنین افکنده که :

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ      گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست  صد بار اگر توبه شکستی بازآ

مگر نشنیده ای که التائب من الذنب کمن لا ذنب له: توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناهی نکرده

با چه کنم چه کنم که کاری درست نمیشود. با اما و اگر و شاید به جایی نمیرسی. بدان که ان الله یحب التوابین. همانگونه که ان الله یحب المتطهرین.

نمونه ای از مردان خدا را برایت متذکر میشوم که عمری در


ادامه مطلب


[ دوشنبه 2 آذر 1394  ] [ 7:04 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نبایدسالک غذا را بخاطر طعم و مزه تناول کند

 سالک غذا را نباید به خاطر مزه و طعم آن تناول کند؛ غذا بخورید تا قوّت بگیرید و بتوانید اطاعت حضرت حقّ را بنمائید. سالک باید صولت شهوت و میل به طعام را در خود بشکند و اگر غذا را به کیف و رغبت بخورد، موجب زنده‌شدن میل و رغبت در نفس میگردد.

همچنین آن بزرگوار، ترک حیوانى را به طور مطلق، جائز نمى‌دانستند. امّا از إدمان و مصرف بى رویّه آن نیز نهى مى‌کردند.

«أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام مداومت بر خوردن گوشت را ناپسند مى‌داشت و میفرمود: همچنانکه خمر موجب عادت مى‌شود، گوشت نیز عادت آورده و سبب مى‌شود که شخص نتواند از آن اجتناب ورزد.»

و نیز روزى نزد امام صادق علیه‌السّلام، صحبت از گوشت شد، حضرت فرمودند: کُلْ یَومًا بِلَحْمٍ وَ یوْمًا بِلَبَنٍ وَ یَوْمًا بِشَىْ‌ءٍ ءَاخَرَ. «غذاى خود را یک روز همراه با گوشت تناول کن و روز دیگر با شیر و روز دیگر با چیز دیگرى.»

و لذا مى‌فرمودند: خوردن گوشت بیشتر از دوبار در هفته (آن هم به مقدار متعارف، نه بیشتر) مطلوب نیست و موجب قساوت قلب مى‌شود.

--------------------------------------------------------------

برگرقته از کتاب: نور مجرد ، تالبف آیت الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی


ادامه مطلب


[ یک شنبه 1 آذر 1394  ] [ 6:36 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تفاوت عرفان و تصوف

تصوف یعنی حالات بدون رعایت حدود الهی و خالی از جان اما عرفان حال را کنترل می کند و فرد نباید بنده حال باشد بلکه باید بنده تکلیف و چهارچوب باشد اگر کار و حالات در دستورو چهارچوب های شرعی باشد میشود عرفان و اگرخود رای و هرچه حال اقتضا کرد باشد می شود درویشی.

نقد صوفی نه همه صافی و بی غش باشد / ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
 

در اصطلاح عرفان به معنای خداشناسی و شناسایی حق و اسماء و صفات اوست. و همچنین معرفت قلبی است که از طریق کشف و شهود حاصل می شود. و عارف به معنای دانا و شناسنده و کسی است که خدا و اسماء و صفات او را بشناسد. اما تصوف در اصطلاح تزکیه و تصفیه دل است از خواهش های نفسانی و ناپاکی ها و جدا شدن از خلق و خوی طبیعی و رسیدن به صفات روحانی و متخلق شدن به اخلاق الهی است. و صوفی به معنای کسی است که پشمینه پوشد و پیرو طریقه تصوف باشد.

درباره تاریخچه تصوف باید دانست که در زمان پیامبر اکرم (ص ) پیروان آن حضرت را «مسلم» و «مؤمن» می نامیدند و آنانکه محضر پیامبر را درک کرده بودند، «صحابه» نامیده می شدند و نسل بعد را که با صحابه پیامبر محشور بودند «تابعین» خوانده اند.
سپس عناوین زاهد و عابد به میان آمد و به عده ای اطلاق گشت که از دنیا کناره جسته و خود را وقف عبادت و ریاضت نموده بودند. در حدود اوائل قرن دوم هجری کم کم کلمه «صوفی» و طریقه تصوف شنیده شد که خود را سالکان طریق حق و عارفان الهی می دانستند؛ اما عرفان آنها با مبانی طریقه ائمه هدی سازگاری و مطابقت نداشت.

در بین پیروان هر مذهبی ، اکثر آنان به ظاهر آن دین اکتفا کرده و در بسیاری از موارد به آن تعصب نیز می ورزند. چنین کسانی از وسعت دید محدود و اندیشه خشکی برخوردار بوده ، عاری از ذوق ، شور و ادراک لطایف هستند. واژه زاهد در اصطلاحات تصوف و عرفان ایران نماد و نمایانگر این گونه افراد است. اینان در قشر دین و ابتدای راه متوقف شده اغلب دائما مشغول مذمت و تکفیر اهل باطن و معنا هستند و بر آنها خرده می گیرند زیرا قادر به


ادامه مطلب


[ یک شنبه 1 آذر 1394  ] [ 6:34 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه هایی عرفانی از مرحوم میرزا حسینقلی همدانی:

پرهیز کنید! پرهیز کنید از چهار چیز که راه شما را به سوی خدا قطع می کنند:

 

بسیار حرف زدن

بسیار خوردن

بسیار خوابیدن

بسیار با مردم معاشرت کردن.

 

بر تو باد (ای سالک) که آنها را به ذکر پادشاهی که

 بسیار داناست (خداوند متعال)

تعویض کنی.

 

مطالب السلوکیه، صفحه۱۸۳


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 آبان 1394  ] [ 7:32 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]