ستایش مصلای استرآباد از میانه دوره قاجار

ستایش مصلای استرآباد از میانه دوره قاجار

دوستانی که سر و کار با دوواین کهن به ویژه دوره صفوی و قاجاری دارند، اهمیت تاریخی و جغرافیایی و شرحِ حالی این آثار را می دانند.

ستایش مصلای استرآباد


نکات تاریخی فراوانی به صورت ماده تاریخ، در این آثار آمده که روشنگری بسیاری از نکات است. اشعار مدح فراوان در باره رجال این دوره هست که برخی از آنها در ارائه اطلاعات در باره آن اشخاص، منحصر به فرد است. بسیاری از رخدادهای اجتماعی که اصلا و ابدا در متون تاریخی نیامده، در لابلای این اشعار درج شده است. به نظرم، نیازمند یک پروژه بزرگ برای تدوین این بخش از دیوانها، خطی و چاپی، ترتیب و توضیح آنها، و تبدیل آنها به متون تاریخ اجتماعی مان هستیم. این شعر در یک دیوان از دوره میانی قاجار، در باره مصلای استرآباد نقل می شود. تقدیم به مردم خوب گرگان که نام اصلی شهرشان استرآباد است:


فلک فانوس ایوان مصلّی
قمر شمع شبستان مصلّی
ز طوبی درگذشت از سرکشیها
چنار و سرو و بستان مصلّی
بود خوشتر ز باد جعفرآباد
نسیم عنبر افشان مصلّی
خجل شد آب رکن آباد شیراز
ز نهر آب حیوان مصلّی
گرش خلد برین خوانم عجب نیست
که رضوانست دربان مصلّی
چو خواهی جنّتٌ تَجری ببینی
ببین انهار و بستان مصلّی
از آن نه طاق گردون بیقراری است
که دیده طاق ایوان مصلّی
ز عفت درکشند از حور دامان
زنان پاک دامان مصلّی
بعهد احمد ار می بود جبریل
رساندی آیه در شان مصلّی


منبع : وبلاگ رسول جعفریان




ادامه مطلب


[ سه شنبه 4 اردیبهشت 1397  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فتوای تاریخی تحریم تنباکو

فتوای تحریم تنباکو از زبان نوه میرزای شیرازی

فتوای تاریخی تحریم تنباکو

الیوم استعمال تنباکو و دخانیات در حکم محاربه با امام زمان (علیه السلام) است.

سید رضی شیرازی

حوزه : یکی از نکات برجسته و مهمدر زندگی مرحوم میرز مساله[ تحریم تنباکو]است . به خاطر آثار شگفتی که این حرکت داشته است برخی از عامل بیگانه سعی دارنداستناد این فتوا را به میرز منکر شوند و یااین که نقش اصلی را به دیگران بخصوص سیدجمال الدین اسدآبادی بدهند. نظر حضرت عالی چیست ؟
 
استاد: یک وقتی حضرت امام رحمه الله علیه از من آقا میرزا باقر آشتیانی آقا سیداحمد شهرستانی آقا سیدعلی محمد سبط و... خواستند که خدمتشان برویم . زمان ریاست جمهوری بنی صدر بود. هنوز جراحت پایم بهبود نیافته بودازاین روی مجبور بودم روی صندلی بنشینم . همین امر موجب شد که حضرت امام اول از من احوالپرسی کند. صحبت از میرزا به


ادامه مطلب


[ دوشنبه 16 بهمن 1396  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شیفتگی و بی قراری نسبت به حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)

شیفتگی و بی قراری نسبت به حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)

هر روز هنگام طلوع و بخصوص هنگام غروب آفتاب گریه می کرد.

شیفتگی و بیقراری نسبت به حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)

از شیخ عباس قوچانی نقل شده : "آقای قاضی در اواخر عمر یک تحیر و شیفتگی و بیقراری نسبت به حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) داشت و هر روز هنگام طلوع و بخصوص هنگام غروب آفتاب گریه می کرد."

منبع:

یادداشت های خطی علامه تهرانی، جنگ۱۸، ص ۱۸۲/ کانال تذکره الاولیاء

 







[ شنبه 30 دی 1396  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

از چوپاني تا مرجعيت

از چوپاني تا مرجعيت

چهل سال از عمرم در غفلتِ آميخته با تنبيه طي‌شده بود. كمتر از چهل سال مراقب گوسفندان بودم و از «خود بي خبر!» ... ناگهان! بين خواب و بيداري، صداي دلنشيني به گوشم رسيد. كسي قرآن مي‌خواند و صداي محزوني داشت....


نور خدا


...  سال‌‌ها مانند ديگران، روز‌ها را به شب مي‌رساندم و شب‌ها در انتظار روزي ديگر به سر مي‌بردم. هميشه روز از نو بود‏‌، ولي روزي از نو نبود! زيرا هر روز در ساعت معيني بايد به كوه و صحرا مي‌رفتم و به جايي به‌نام چراگاه مي‌رسيدم؛ ساعت‌ها در آن‌جا مي‌ماندم و يك روز از عمرِ نه‌چندان با ارزشم را


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 28 دی 1396  ] [ 04:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عالمی که هیچ وقت برای دنیا ننوشت

عالمی که هیچ وقت برای دنیا ننوشت

ایشان بعد از این داستان شدیدا گریه می کردند و فریاد می کشیدند و من هم ناراحت بودم که چه شده است و از ایشان می خواستم که گریه نکند. ولی آنچنان گریه شدید شده بود که اشک از محاسن ایشان می چکید. گریه که تمام شد به من گفتند: برو به حرم و از امام رضا (علیه السلام) تشکر کن که وسط عمرت فهمیدی که مخلص نیستی من امروز که 80 سال دارم می گویم که دم درب باید به من تعارف کنند.

 

آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی

هر انسانی در زندگی خود نیازمند الگویی است که در تمام مراحل زندگی، خط و مشی او را چراغ راه زندگی خود قرار دهد. نکته ی مهم و قابل توجهی که باید به آن توجه کرد و آن را کم اهمیت ندانست این است که باید تمرکز اصلی و تمام توجهمان این باشد که چه کسی یا چه چیزی با


ادامه مطلب


[ شنبه 23 دی 1396  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تعریف عارف

Image result for ‫شیخ الرئیس‬‎

تعریف عارف

شیخ الرئیس در مقام تعریف عارف میگوید: کسی که از متاع دنیا و لذات آن دوری جوید، زاهد و کسی که به انجام عبادت از نماز و روزه و امثال آن همت ورزد، عابد و کسی که ضمیر خود را از توجه به غیر بازداشته و متوجه عالم قدس کرده تا نور حق به آن بتابد، عارف نامیده میشود.

اشارات و تنبیهات







[ یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چگونه عارف شویم و به درجات بالای سیر و سلوک برسیم؟

چگونه عارف شویم و به درجات بالای سیر و سلوک برسیم؟

عرفان ناب

عارف شدن، یعنی این كه انسان با عمل به وظائف خود بتواند نفس خود را به درجه ای از اعتدال و كمال برساند كه شایستگی دریافت فیوضات الهی را داشته باشد.
عارف شدن یعنی تربیت نفس به گونه ای كه تا حد امكان روح انسان ـ تمایلات، خواستها و احساسات او ـ با روح انسانهای كامل شباهت پیدا كند. شرط اول در این توبه از گناهان گذشته، و پس از آن ترك گناه به طور كلی است. پس از این دو شرط روح آماده می شود تا از بركات و فیوضات الهی بهره مند شود. سخن ما ترجمان روایت "من أصبح لله أربعین صباحا یجری الله الحكمة من قلبه علی لسانه" است.
كسی كه همه سعی و تلاش او بر این باشد كه گناه نكند نور هدایت در


ادامه مطلب


[ دوشنبه 4 بهمن 1395  ] [ 09:46 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

این که اولیاء خدا به مقامات رسیدند، همه برای همین است!

Image result for ‫اولياء خدا‬‎

 

خداوند آقا میرزا هاشم قزوینی را رحمت کند. قبر شریف ایشان در مشهد است. ایشان یک وقت در برف سنگین و سرما و یخبندان شدید، در مشهد برای دیدن میرزا مهدی اصفهانی رفته بودند، آن هم در کوچه‌های تنگ آن موقع و آن سرماهای کشنده آن زمان.

وقتی بیرون می‌آیند، چون با نعلین بودند و سوز عجیب و یخبندان بوده است، زمین یک حالت سُری بوده است، یک دفعه آیت‌الله آمیرزا هاشم قزوینی به آقای حکیمی بیان می‌کند، نعلین را دربیاوریم، سُر می‌خوریم.

آقای حکیمی بزرگ می‌گوید: «دیدم آقا نعلین را درآورد، پای برهنه، روی یخ راه رفت در حالی که وقتی کوچکترین چیز روی پا می‌خورد، سوز عجیبی بود و انسان اصلاً دیگر نمی‌توانست حرکت کند،»

تعبیر ایشان این بود که پا به یخ می‌چسبید و دیگر بلند نمی‌شد. می‌گوید: امّا دیدم ایشان آرام آرام، خیلی راحت پاها را برمی‌دارد و اصلاً وضع ایشان تغییری نکرد. تعجّب کردم. من اوّل پایم چسبید. ایشان به من فرمود: «دستت را به من بده.»

وقتی دستم را گرفت، دیدم من هم دیگر راحت می‌توانم پاهایم را بگذارم. دیگر نه سوزی، نه سرمایی! وقتی در مدرسه رفتیم، گفتم: آقا! این چه وضعی بود؟! فرمودند:

عزیز دلم! اگر انسان، انسان شد، به عالم مسلّط است، اینکه یخ است، چیزی نیست.

آقای حکیمی می‌گوید: سؤال کردم که آقا این چطور باید بشود؟ ایشان فرمودند:

اوّل باید بتوانی خطورات ذهنی خودت را کنترل کنی. آن موقع است که اعمال درست می‌شود... این حدیث را شنیدی که پیامبر بیان می‌کند «انما الاعمال بالنیات»؟!

اینجا مرحوم حکیمی می‌گوید: آن موقع این روایتی را که من بارها گفته بودم، خودم هم منبرش را رفته بودم، کأنّ اولین بار بود که می‌شنیدم.

این نیّات همین است. اگر اینجا کنترل شد، اعمال تو هم کنترل شده است امّا اگر اینجا یله و رها شد، وضع درستی پیدا نکرد، حالت، حال درستی نبود، فکرت رها شد، به هر طرف رفت، فکر خطا کردی، معلوم است، ناخوآگاه یک موقعی می‌بینی نعوذبالله، یا در بستر حرامی یا با دستت داری لقمه حرام می‌خوری، یا به زبانت دروغ می‌گویی، یا به چشمت نگاه حرام می‌کنی و اعضاء و جوارحت را نمی‌توانی کنترل کنی.

لذا اوّل مرحله همین خطورات ذهنی است. این که اولیاء خدا به مقامات رسیدند، همه برای همین است.

 

حوزه علمیه حکیمیه، درس اخلاق

 





[ سه شنبه 25 آبان 1395  ] [ 01:06 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ارزش واقعی انسان به چیست؟


[تصویر: 10-1.jpg]

ارزش واقعی انسان به چیست؟


علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ گفتند:

عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.

موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.

بعد وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ ورزد !!!

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است.

آن حضرت در نهج البلاغه می­ فرمایند:

«قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»
 

«ارزش هر انسانی به اندازه­ ی چیزی است که دوست می­ دارد».


وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است!

اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم ميشود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است .

خونی که درواقع آنقدر شرافت و ارزش پیداکرده که فقط بامعیارهای الهی قابل ارزش گذاری است وارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.

 

یاعلی (علیه السلام) مدد است.

 





[ یک شنبه 2 اسفند 1394  ] [ 01:08 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

محبت خالق

ابوالحسن خرقانی می گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد؛
اول: مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد.
دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود می رفت.
به او گفتم؛قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت؛من بلغزم باکی نیست، به هوش باش تو نلغزی شیخ، که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
سوم: کودکی دیدم که چراغی در دست داشت.
گفتم: این روشنایی را از کجا آورده ای؟
کودک چراغ خاموش ساخت و
گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟
چهارم: زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می کرد!
گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست، تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
 
تذکره اولیاء عطارنیشابوری




[ سه شنبه 13 بهمن 1394  ] [ 11:10 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

6 روایت از دستورالعمل مرحوم نخودکی به امام خمینی

سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

 

Nokhodaki

در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی:

چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید

 

روایت اول:

 

(به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)

 

خبرنگار البرز می‌گوید : مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق " ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا" با یکی از روحانیون سرشناس تهران  بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.

 

ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

 

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و ...می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

 

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :

shobeiri

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال


ادامه مطلب


[ شنبه 30 آبان 1394  ] [ 08:35 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نسخه عرفانی برای امام خمینی

آیت الله نخودکی

آوازه مرحوم آقا شیخ حسن‏علی نخودكی و كرامت‏ها و كارهای خارق‏العاده‏اش، اشتیاق دو طلبه جوان را برانگیخت تا از قم راهی مشهد مقدس شوند. آن دو می‏خواستند خدمتش شرفیاب شوند تا از علومش بهره ببرند و قسمتی از آن چه را كه می‏داند و عمل می‏كند، فرا بگیرند.

دو طلبه جوان كه هر دو از ذریّه زهرای مرضیه‏علیها السلام بودند، درخواست خود را نزد مرحوم نخودكی مطرح ساختند.

مرحوم نخودكی به ایشان مطلبی فرمود که به گونه های مختلف نقل شده و اجمال آن چنین است:

مطلبی به شما می‏آموزم كه اگر به آن عمل كنید، در زندگی روزانه خود هیچ گاه نیازمند نمی‏شوید.» آن دو طلبه سراپا گوش بودند و به سخنان او گوش فرا می‏دادند.

آقا شیخ فرمود: «پس از نماز صبح و تعقیب آن، این آیه را سه مرتبه بخوانید:

«و من یَتَّق اللّه یَجْعَل لَهُ مَخْرجاً وَ یَرْزُقُهُ مِن حَیْث لا یَحْتَسِبْ وَ مَن یَتَوَكَّلْ عَلَی اللّه فَهُوَ حَسْبُهْ، إنّ اللّهَ بالغُ أمره قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكُلِّ شَی‏ءٍ قَدْراً». (سوره طلاق (56): آیه، 2 و 3.)

و هر كس از خدا پروا كند، او برایش راه بیرون شدنی قرار می‏دهد و از جایی كه حسابش را نمی‏كند، به او روزی می‏رساند. هر كس به خدا توكل كند، برایش كافی است؛ زیرا خداوند، فرمانش را به انجام می‏رساند ؛ همانا خداوند برای هر چیزی، اندازه‏ای مقرر كرده است.

پس از آن، سه مرتبه سوره «قل هوالله احد» را بخوانید. سپس سه مرتبه بر محمد و آل او صلوات بفرستید.

آن دو طلبه كه سید روح الله و سید احمد نام داشتند، یكی بنیان گذار جمهوری اسلامی در ایران شد و امام خمینی(ره) لقب یافت و دیگری، آیت الله مرحوم سید احمد شبیری زنجانی، پدر آیت الله سید موسی شبیری زنجانی است كه خود اعتراف كرده بود از آن پس هیچ گاه در تأمین هزینه‏های زندگی اش در تنگنا نبوده است. هزینه‏های زندگی دیگرانی نیز كه به این دستور عمل كرده‏اند، به صورت معمولی تأمین شده است.


برگرفته از نشریه قرآنی بشارت، شماره 34، ص 43-42.


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 آبان 1394  ] [ 06:46 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

برنامه های علامه حسن زاده آملی( حفظه الله)

دائما طاهر باش و به حال خویش ناظر باش
عیوب دیگران را ساتر باش، با همه مهر بان باش
و از همه گریزان باش یعنی با همه باش و بی همه باش
خدا شناس باش در هر لباس باش
آزاده باش و دلداده باش
فرزانه باش و جانباخته باش
با همه باش و بی همه باش، آشنای همه باش
بیگانه باش، حاضر و شاهد باش و ناظر و غائب باش
در جمع همه باش و با احدی مباش
دلسوز خلق خدا باش در عین حال از آنان ترس داشته باش



گزیده ای از کتاب نامه ها و برنامه های علامه حسن زاده آملی( حفظه الله)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 21 آبان 1394  ] [ 11:19 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آرزو مرده ها

شیخ رجبعلی خیاط:

پیش از آنکه منزل عوض کنید، آرزوهای مرده ها را عملی کنید:

آنان آرزو می کنند، که حـتـی برای یـک لحظه به دنیا برگردند و

عملی مورد رضایت خدا انجام دهند...


 

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 10:53 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر بزرگان

حضرت آیت الله العظمی بهاءالدینی (رحمت الله علیه)
 
[تصویر: 19324206131147112193175511655015724786228146.jpg]



کسی گفت: «حاج آقا! دعا کنید من آدم بشوم».

 با خنده ی ملیحی گفتند:

«با دعا کسی آدم نمی شود...»

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 19 آبان 1394  ] [ 12:43 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ترسناک‌ترین نزد اولیای الهی

 

رسم بود بعضی از اساتید از جمله میرزای قمی با شاگردانشان پنجشنبه صبح پای پیاده از نجف حرکت می‌کردند، چند جا می‌ایستادند تا شب جمعه به کربلا برسند.به ایشان گفتند: آقا شما نیمه‌های شب می‌آیید، نمی‌ترسید؟ فرموده بودند: چرا، من از یک چیزی می‌ترسم. فکر کردند مثلاً آقا می‌گوید از صدای زوزه گرگی یا چیزی است. فرمودند: این ترس من در روشنایی بیشتر از تاریکی است. گفتند: آقا! آن چه چیزی است که در روشنایی بیشتر می‌ترسید؟ فرمودند: گناه است، من خیلی از گناه می‌ترسم. نسبت به گناه ترسو هستم. می‌ترسم یک موقع من را بگیرد. آقا! شما؟! با این محاسن سفیدتان در کبر سن! شما که آن حرف زدنتان غوغا می‌کند، حال را عوض می‌کند! فرمودند: ولی می‌ترسم. آقا اشک ریختند، فرمودند: این‌طور نگویید من می‌ترسم.

 

اولیاء از گناه می‌ترسیدند. حالا نمی‌دانم چطور است که ما بی‌مهابا، بی‌باک به سمت گناه می‌رویم؟! چون آن‌ها می‌دانند کوچک‌ترین گناه باعث می‌شود انسان از آن مقام انسانیّتی که عرض کردیم «قابَ


ادامه مطلب


[ سه شنبه 19 آبان 1394  ] [ 12:41 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چطور بفهمم زیارت امام رضام قبول شده؟!



از كربلايي   حاج اسماعیل دولابی پرسيدند؟؟
 
هر وقت از خدا راضی شدی حضرت رضا (علیه السلام) را زیارت کرده ای و اگر امام رضا (علیه السلام)را زیارت کنی از خدا راضی می شوی
...

اینکه امام رضا (علیه السلام) دست خالیش را توی دست ما بگذارد یعنی خودش را به ما داده است و این برای ما کافیست،
یعنی ما را قبول کند و به مقام رضا برساند که لا سخط بعد الرضا: بعد از رسیدن به مقام رضا دیگر غضبی وجود ندارد


ادامه مطلب


[ سه شنبه 19 آبان 1394  ] [ 12:37 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

«زهرى»!!!

مرحوم كلینى و شیخ طوسى و طبرسى از «زهرى» نقل كرده اند كه گفت:



مدّتهاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) خرج كردم اما به هدف نرسیدم تا اینكه به خدمت محمّد بن عثمان رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به التماس خواستم كه مرا به خدمت امام زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف كرد و فرمود: «فردا اول وقت بیا.»
 

فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره كرد كه این است آن كس كه در طلبش هستى. به خدمت امام زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤال داشتم، مطرح كردم. ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات، ایشان دوبار به من فرمود:

 

«از رحمت خدا بدور است كسى كه نماز صبح را چندان به تأخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و نماز مغرب را بقدرى به تأخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»
منبع :داستانهاى صاحبدلان، ج 1، ص 131

ادامه مطلب


[ سه شنبه 19 آبان 1394  ] [ 12:33 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کلید سعادت دنیا و آخرت

 
سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛
حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!


و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی:
 

اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛
و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛
و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛
و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛
و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛
و « واقعه» در شبها؛
و مواظبت بر نوافل لیلیه؛
و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛
و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. »

ادامه مطلب


[ سه شنبه 19 آبان 1394  ] [ 12:30 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

كتمان :

كتمان براي پيشرفت روحي سالك اصل مهمي است ، با اين توضيح كه از استادش نبايد چيزي را كتمان كند . سالك نبايد از روحيات، خوابها و مكاشفات خود با كسي حرف بزند و نبايد پيش كسي اذكار،عبادات ، سجده هاي طولاني و كارهاي ديگرش را اظهار كند.و راجع به هر چيزي كه با استادش در ميان گذارده بايد سر نگهدار باشد ، مگر اينكه استاد به او اجازه داده باشد . در حديث داريم كه:در كارهاي خود از پوشاندن و مخفي كردن ياري بجوييد.كتمان ذاتي جز با تمرين عملي و عميق شدن در خود و مراقبت تمام و كمال به دست نمي آيد . اينجاست كه سالك در مي يابد كه كتمان دائمي سببي قوي در اصلاح و تكميل وجود اوست و بستري است براي درك حقايق پنهاني كه بخاطر كوتاهي او در امر سر نگهداري از چشم او پوشيده مانده اند.

از بيانات شيخ كتمان ، عارف سالك آيت الحق

حاج شيخ محمد صالح كميلي خراساني (مدظله الله العالي)


ادامه مطلب


[ سه شنبه 19 آبان 1394  ] [ 12:27 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]