فرمایشات اخلاقی حضرت آیت الله مرتضی تهرانی

 

 

‫ ﻣﺮﺣﻮم ﺣﺎج آﻗﺎ ﺧﻮدش ﺑﺮای ﻣﻦ ﻧﻘﻞ ﻛﺮد.‫اﻳﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮد ﻣﺮﺗﻀﻲ ﻣﻦ از ﺷﺎﻧﺰده ﻫﻔﺪه ﺳﺎﻟﮕﻲﺷﺮوع ﻛﺮدم ﺑـﻪ رﻳﺎﺿـﺎت ﺷـﺮﻋﻲ ﻣﺎﻧﻨـﺪ ارﺑﻌﻴﻨﻴـﺎت و ﺗـﺮک‫ﺣﻴﻮاﻧﻲ. ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﻫﻢ اﻳﻦ ﻛﺎرﻫﺎ را اﻧﺠﺎم ﻣﻲدادم ﻛﻪ ﻣﺎدرم اﻃﻼع ﭘﻴﺪا ﻧﻜﻨﺪ. ﭼﻮن اﮔﺮ اﻃـﻼع ﭘﻴـﺪا ﻣـﻲﻛـﺮد‫ﻣﻲﮔﻔﺖ ﺿﻌﻴﻒ ﻣﻲﺷﻮی، راﺿﻲ ﻧﻴﺴﺘﻢ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﺑﻜﻨﻲ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻼف ﺷﺮع ﻧﻤﻲﺧﻮاﺳﺘﻢﺑﻜﻨﻢ. اﻳﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮد‫در روز ﭼﻬﻠﻢِ ﻳﻜﻲ از اﻳﻦ ارﺑﻌﻴﻨﻴﺎت دﻳﺪم رﻧﮓ ﻣﺎدرم ﭘﺮﻳﺪه و ﺿﻌﻒ دارﻧﺪ رﻓﺘﻢ از ﻗﺼﺎﺑﻲ ﮔﻮﺷﺖ ﮔﺮﻓﺘﻢ آوردم ‫ﻛﺒﺎب ﻛﺮدم، ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺎﻧﻢﺟﺎن، ﺑﺨﻮر اﻧﺸﺎ اﷲ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺷﻮﻳﺪ. اﻳﺸﺎن ﮔﻔﺘﻨـﺪ اول ﺑﺎﻳـﺪ ﺧـﻮدت ﺑﺨـﻮری. ﻧﺘﻮاﻧـﺴﺘﻢ ‫ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻣﻦ ﭼﻬﻞ روز اﺳﺖ ﺗﺮک ﺣﻴﻮاﻧﻲ ﻛﺮدم. ﺷﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻧﺨﻮاﺑﻴﺪم و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﺘﻴﺠﻪﻣﻌﻨﻮیاش ﻫﺴﺘﻢ. اﻳﺸﺎن ‫ﮔﻔﺖ ﻳﻚ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻀﻄﺮب ﺷﺪم. ﭼﻪ ﻛﺎر ﻛﻨﻢ. ﻣﻦ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣـﺎدر ﺑﮕـﻮﻳﻢﻧﻤـﻲﺧـﻮرم. ﭼـﻮن ﺧﻴﻠـﻲ‫اﻳﺸﺎن ﻣﻄﻴﻊ ﻣﺎدر ﺑﻮد. ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﺷﺐ ﻣﻲﺧﻮرم، ﺣﺎﻻ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﻞ ﻛﻨﻴﺪ. دﻳﺮ ﻧﻤـﻲﺷـﻮد. ﺷـﻤﺎ ﺿـﻌﻴﻒﺗـﺮ از ﻣـﻦ ‫ﻫﺴﺘﻴﺪ. ﮔﻔﺖ اﻣﻜﺎن ﻧﺪارد، اﻻن ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺨﻮری. ﻇﺎﻫﺮش ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲآﻳﺪ ﻛﻪ ﻗﻀﻴﻪﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ. وﻟـﻲ ﺑـﺎﻃﻦ اﻣـﺮ‫اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪا اراده ﻛﺮده آن ﻛﺴﻲ را ﻛﻪ ﺑﺎ ﺻﺪاﻗﺖ ﺑﻪ او ﻋﺮض ﻛﺮده ﻛﻪ ﻣﻦ را درﻳﺎب، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﻬـﺸﻲ ‫ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮد. اﻳﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮد در ﻟﺤﻈﻪ دوم ﺑﻪ ﺧﻮدم ﮔﻔﺘﻢ از ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻛﺎرت را ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ. از ﺧﺪا ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ ‫ﻳﺎ از ﭼﻬﻞ روز ﺣﻴﻮاﻧﻲ ﻧﺨﻮردن؟ اﮔﺮ از ﺧﺪا ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ رﺳﻮل او ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻬﺸﺖ زﻳـﺮﭘـﺎی ﻣـﺎدران اﺳـﺖ. ﮔﻔـﺘﻢ ‫ﭼﺸﻢ ﺧﺎﻧﻢﺟﺎن و ﮔﻮﺷﺖ را در دﻫﺎﻧﻢ ﮔﺬاﺷﺘﻢ. از آن ﻟﺤﻈﻪای ﻛﻪ اﻳﻦ ارﺑﻌﻴﻦ را ﺷﻜﺴﺘﻢ، دﻳﺪم ﭼﺸﻢ دﻟﻢ ﺑـﺎز‫ﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ را ﻣﻲﺑﻴﻨﻢ. ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ را ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻢ.

 

‫اﮔﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻓﻼن ذﻛﺮ را ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻳﻚ ﺟﻦ را ﺗﺴﺨﻴﺮ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ. اﮔﺮ ﻓﻼن ﭼﻠّﻪ را ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺟﻦ ﺗﺴﺨﻴﺮ‫ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ. اﮔﺮ ﻓﻼن ﭼﻠّﻪ را ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ذﻫﻦ ﻃﺮف را ﻣﻲﺧﻮاﻧﻴﺪ، ﺗﺎ اﻳﻦﺟﺎ در آن ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰی از ﺧﺪا ﻧﻴـﺴﺖ. ﺧﻴﻠـﻲ‫اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻇﺮﻳﻒ اﺳﺖ.

 

ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﺧﻠﻖ ﺷﺪه ام ﻛﻪ ذﻫﻦ ﻃﺮف ﻣﻘﺎﺑﻠﻢ را ﺑﺨﻮاﻧﻢ؟ ﻣﮕﺮﻣﻦ ﺧﻠﻖ ﺷـﺪه ام ﻛـﻪ ﻏﻴـﺐ ‫ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻳﺎ ﺗﺴﺨﻴﺮ ﺟﻦ ﻛﻨﻢ ﻳﺎ ﻃﻲاﻻرض ﻛﻨﻢ؟ اﺑﺪا. اﮔﺮ ﻛﺴﻲ دﻧﺒﺎل ﻧﺴﺨﻪ ﻃﻲاﻻرض ﺑﺮود، ﺷﻴﻄﺎن ﺑﺮ او ﻏﺎﻟـﺐ ‫ﺷﺪه. ﻧﺴﻴﺎن ذﻛﺮ ﺧﺪا و رﺿﺎی او را ﻛﺮده. ﻃﻲاﻻرض ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ ﭼﻪ ﻛﻨﻲ؟ ﻛﺠﺎی ﻗﺮآن و رواﻳﺎت دارﻳﻢ ﻛﻪ اﮔﺮ‫ﻛﺴﻲ ﻃﻲاﻻرض داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﺰد ﺧﺪا ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺑﻨﺪه ارزش دارد؟ اﮔﺮ ﻣـﺮدم وﻗﺘـﻲ ﭼﻨـﻴﻦ ﻗﺎﺑﻠﻴـﺖﻫـﺎﻳﻲ ‫ﻣﻲﺑﻴﻨﻨﺪ ﺧﻮدﺷﺎن را ﻣﻲﺑﺎزﻧﺪ ﺧﻮب ﻣﺮدم ﻣﺸﻜﻞ دارﻧﺪ. ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ ﺑﺮای ﭼﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﺪه اﻳﻢ؟



 

اﻳﻦ راه، راه ﺻﺤﻴﺤﻲ ﻧﻴﺴﺖ، اﮔﺮﭼﻪ ﻣﺮدم ﻣﻲﭘﺴﻨﺪﻧﺪ. ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ آدم ﺧﻮﺑﻲ اﺳﺖ. ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ دوﺳﺖ دارم ﻣﺮدم ‫ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ آدم ﺧﻮﺑﻲ اﺳﺖ ﺧﻮد آن ﻧﻔﺲ اﺳﺖ و ﻏﻴﺮ ﺧﺪا.




 

اﮔﺮ ﺷﻨﻴﺪﻳﺪﮔﻔﺘﻨﺪ ﻓﻼنﻛﺲ ﻛﺮاﻣﺖ دارد، ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻣﺎ ﺑﺮای ﻛﺮاﻣﺖ ﺧﻠـﻖ ﻧـﺸﺪه اﻳـﻢ. ﻣـﺎ‫ﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ اﮔﺮ اﻳﺸﺎن دﻧﺒﺎﻟﻪروی اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺻﻠﻮات اﷲﻋﻠﻴﻬﻢاﺟﻤﻌﻴﻦ اﺳﺖ ﺑﺎ او رﻓﻴﻖ ﻣﻲﺷﻮﻳﻢ. اﮔﺮ ﻧﻴـﺴﺖ روزی ‫دو ﻫﺰار


ادامه مطلب


[ سه شنبه 19 آبان 1394  ] [ 12:24 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مجموعه سخنان گوهربار استاد دولابی

دعا نیاز عاشق ناز معشوق

تفاوت خدای فیلسوفان و خدای پیامبران در این است که خدای پیامبران را میتوان به دعا خواند، اما دربارهی خدای فیلسوفان فقط باید جدال و جنجال کرد. فیلسوفان همچون ریاضیدانانی که به حل معمای ریاضی مشغولند، گره از کار فروبستهی خدا میگشایند، اما پیامبران همچون عاشقانی که با معشوقی نازنین نرد عشق میبازند، سخن از لطف و لطافت آن محبوب جمیل میگویند و دست مردم را در دستان نرم و پرنوازش او میگذارند. آنکه حسین بن منصور حلاج میگفت که "معشوق همه ناز باشد نه راز" حق میگفت. خداوند، نه رازی است عقل ستیز، که نازنینی است عشق پسند و همین است راز آنکه پیامبران، بر خلاف فیلسوفان، چنین مقبول خلایق افتادهاند و دل از خدا جویان بردهاند.

دعا ونیایش قبل از آنکه ابزار زندگی باشند، ابزار بندگیاند و بیش از آنکه خواهش تن را ادا کنند، حاجت دل را روا میکنند و برتر از آنکه سفرهی نان را فراخی بخشند، گوهر جان را فربهی میدهند.

دعا تنها صحنهی خواند خدا نیست که عرصهی شناختان او هم هست، مونولوگ نیست، دیالوگ است؛ سخن گفتن دوسویه است و در این مکالمه و مخاطبه است که هم انس حاصل میشود، هم شناخت؛ هم پالایش روح می­شود، هم تقویت ایمان؛ هم دل خرسند میگردد، هم خرد.

در دعا هم از نیاز عاشق سخن میرود، هم از ناز معشوق؛ هم از احتیاج این و هم از اشتیاق، او هم از انس هم از خوف، هم از محبت هم از معرفت، هم از توبه و انابت هم از کرم و اجابت، هم حاجتی معیشتی و زمینی هم از مطلوبات آرمانی و آسمانی، هم از تسلیم و هم از تعلیم.

و چنین است آدمی به تمامیت خویش در محضر تمامیت طلب ربوبی حاضر میشود و نه دستار که سر را هم میبازد و نه به اضطرار عاقلانه که به اختیار عاشقانه میشکند.

عشق چون وافی است وافی میخرد در حریف بی وفا می ننگرد
.
 


ادامه مطلب


[ جمعه 15 آبان 1394  ] [ 12:27 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دستور العمل های عرفانی (1)

بسم الله الرحمن الرحیم

دستور العمل های عرفانی (1)

 

جمع آوری و تنظیم : علی نیکی

 

توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره)

 

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم. باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد.

نماز

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است ].

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا

 وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

دعا در قنوت نماز

آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 14 آبان 1394  ] [ 1:26 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه‌هایی از آیه الله کوهستانی

توصیه‌هایی از آیه الله کوهستانی

شکی نیست که یکی از مهم ترین خط کش ها در طلبگی که هر طلبه ای می تواند مسیر خودش را با آن بسنجد و تا حدودی (البته نه به طور کامل) از درستی یا نادرستی راهش با خبر شود، نگاهی به سیره علما است.

بسیاری از بزرگان که در حوزه های علمیه درس خوانده اند و به جایی رسیده اند و گروهی را نیز با خود برده اند و به سر منزل مقصود رسانیده‌اند، راهکارهای کلیدی و مهمی را بیان کردند، که هر نکته از کلام گهربارشان می‌تواند باری ازتجربه را به ما هدیه کند تا سالها به کج راهه نرویم و بعد از این که به مقصد نرسیدیم بفهمیم تا کنون به بیراهه می‌رفتیم.

 

کلمات گهرباری که باری از نورانیت، صفا و مهربانی را به همراه دارد و استادانه، هر طلبه را به سمت و سوی هدفش رهنمون می‌کند:

 

«طلبه باید از مکروهات اجتناب کند تا دیگران از محرمات بپرهیزند و به مستحبات روی آورد تا مردم به واجبات اهمیت بدهند.»

 

آیه الله العظمی کوهستانی بارها در موعظه های خود می فرمود:

«روحانیت مثل پارچه سفیدی است که اگر لکه یا سیاهی کوچکی به آن برسد، فوراً از دور پیدا می شود، پس روحانیت باید وظیفه خود را بدانند و مواظب باشند.»

 

در نصیحت به طلبه ها می فرمود:

«طلبه ای که نماز شب نخواند و به نماز جعفر طیار (در هفته یک بار) اهتمام نداشته باشد، من او را طلبه کامل نمی دانم. طلبه باید از مکروهات اجتناب کند تا دیگران از محرمات بپرهیزند و به مستحبات روی آورد تا مردم به واجبات اهمیت بدهند.»

 

در ضمن اندرزهای همیشگی خویش به طلاب می فرمود:

«آقایان اگر دنیا می خواهید لطفاً راه دیگری در پیش گیرید، در اینجا از دنیا خبری نیست عمرتان را تلف نکنید و بروید و اگر آخرت را طالبید، بکوشید که با تنبلی به دست نمیآید. تقوا پیشه کنید، خود را بسازید که شما باید نمونه فضیلت جامعه باشید.»

 

آقای دانشمند نقل می کند که آقا درباره چند چیز به من توصیه نمودند:

1. «منبر و روضه سیدالشهدا را ترک نکن.»

2. «نماز شب را ولو هفته ای یک بار به جای آور.»

3. [هرگاه در شهیدآباد هستی] «نماز جماعت را اقامه کن هر چند یک نفر به شما اقتدا نماید.»

 

در جمله ای دیگر به یکی از مدرسین حوزه فرمودند:

«به طلبه ها سفارش کنید همان طور که بعد از نماز صبح قرآن قرائت می کنند، دو صفحه کتاب اخلاقی مرحوم ملا احمد نراقی را هم مطالعه کنند.»

 

در باب اهمیت تقوی می گفتند:

«طلبه اگر نتوانست به حد بالایی از علم و سواد برسد حتماً باید تقوا داشته باشد، چرا که همان تقوای او خدمت می کند.»

 

طلبه ای نزد معظم له آمد و گفت: «خرجی من تمام شد، از شما کمک می خواهم.»

 آقا پرسید: «نماز شب می خوانی؟»

گفت: «بله!»

 آقا جان در جواب فرمود: «راست نمی گویی طلبه ای که نماز شب بخواند بی خرجی نمی ماند.»

 

در خصوص والدین و نحوه برخورد با آنها می فرمودند:

«از بزرگترین قله ها با هزار زحمت و مشقت بالا رفتن بهتر از منت کشیدن است، ولی منت پدر و مادر را کشیدن جهت ادامه تحصیل، عیبی که ندارد، بسیار هم بجا و شایسته است.»

 

به یکی از طلابی که جهت ادامه تحصیل عازم مشهد مقدس بود، چنین موعظه کرد:

«اگر آدم کنار چشمه ای باشد و تشنه هم باشد، آب نخورد و از تشنگی بمیرد مردم او را ملامت می کنند و او را عاقل نمی دانند. شما داری می روی کنار چشمه جوشان امامت و ولایت نکند که از آب زلال ولایت استفاده نکنی و تشنه برگردی.»

 

آقا جان در مقام اهمیت و جایگاه لباس روحانیت می فرمود:

«گرچه عمامه یک پارچه ای بیش نیست و شاید چندان وزنی هم نداشته باشد، ولی از کوه احد هم سنگین تر است.»

منبع:  پایگاه صالحین


ادامه مطلب


[ شنبه 18 مهر 1394  ] [ 1:25 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

روزی تو انقلاب خواهی کرد

امام ره
امــــام خمینی (ره) به آیت الله شاه آبادی بسیار علاقه داشتند تا آنجا که هرگاه از ایشان نامی به میان می آوردند ، می فرمود: روحی له الفداء «جانم فدای او باد» این مطلب در کتابهای امام بخصوص در کتابهای عرفانی ایشان کاملاً مشهود است.

آیت الله شاه آبادی پس از تحصن به قم مهاجرت کرده و هفت سال در قم اقامت گزید. در قم ایشان از تعلیم و تربیت غافل نماندند و به تربیت شاگردان برجسته ای اقدام کردند.

 

 از جمله شاگردان ایشان حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) و آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی(ره) بوده اند.

 

 امــــام خمینی (ره) به آیت الله شاه آبادی بسیار علاقه داشتند تا آنجا که هرگاه از ایشان نامی به میان می آوردند ، می فرمود: روحی له الفداء «جانم فدای او باد» این مطلب در کتابهای امام بخصوص در کتابهای عرفانی ایشان کاملاً مشهود است.

امام خمینی حیات روحانی خود را مرهون استاد خویش دانسته و با عباراتی نظیر شیخ عارف کامل از او یاد می‌کند. در تایید این علاقه روحی و الهی بین استاد و شاگرد حکایتی نقل شده که استاد مشاهدات غیبی و اسرار الهی را به شاگرد بازگو می‌نماید، آقای حاج شیخ نصرالله شاه‌آبادی از امام نقل می‌فرمایند که امام به بنده فرمودند:

 

«من یک نکته به تو می‌گویم ولی باید تا زمانی که من زنده هستم جایی بیان نشود. زمانی که در قم در خدمت مرحوم والد شما بودم بسیار به ایشان علاقه داشتم، به طوری که تقریباٌ نزدیکترین فرد به ایشان بودم و ایشان هم مرا نامحرم نسبت به اسرار نمی‌دانستند.

 

روزی ایشان برای من مسیر حرکت را بیان کردند و فرمودند:

«تو انقلاب خواهی کرد و پیروز هم می‌شوید و جنگی برایتان رخ می‌دهد که یکی از اقوام ما نیز در آن جنگ به شهادت نایل خواهد شد»، سپس فرمودند: «حالا البته زود است تا آن زمانی که این مسیر شروع شود، زود است اما می‌رسد.»

توصیه‏هایى از آیت اللّه شاه آبادى

 

روح لطیفش تجلى واقعى عرفان و رفتار و خُلق كریمانه‏اش نمادى از حضور عالمان آگاه در سطح جامعه بود سخن از عارف كامل آیت اللّه میرزا محمد على شاه آبادى است، در این نوشتار براى بهره مندى از دریاى ژرف معارف از منظر آن حكیم الهى دست به دامان بزرگى شده‏ایم كه به تعبیر خودش شاید هیچ كس به اندازه ایشان، آیت اللّه شاه آبادى را نشناخته است.

 

 برخى از نكته‏هاى نابى كه در پى مى‏آید، نقل قول‏هایى است كه حضرت امام خمینى(ره) در كتاب هایشان از مرحوم شاه آبادى بیان نموده‏اند.

 

بهت فرشتگان‏

 

«سه آیه آخر سوره مباركه حشر را تلاوت كنید تا ملكه شما شود و اولین اثرى كه از آن مترتب مى‏شود، پس از مرگ و شب اول قبر است.

 

 وقتى كه ملكین از طرف پروردگار براى سؤال و جواب مى‏آیند، در جواب «مَن ربُّك؟»(1)

 

بگوئى: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»(2)

 

وقتى این طور پاسخ بگویى ملائكه الهى مبهوت و متحیر مى‏شوند، چون این معرفى حق است به زبان حق، نه معرفى حق به زبان خلق.»(3)

 

گوش كردن به تَغَنّیات(4)

 

اى عزیز، بكوش تا صاحب عزم و داراى اراده شوى،(5) كه خداى نخواسته اگر بى‏عزم از این دنیا هجرت كنى، انسان صورى بى‏مغزى هستى كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوى.

 

 زیرا كه آن عالم، محل كشف باطن و ظهور سَریره است و جرأت بر معاصى، كم كم انسان را بى‏عزم مى‏كند و این جوهر شریف(6) رااز انسان مى‏رباید. استاد معظم ما مى‏فرمودند:

«بیشتر از هر چه، گوش كردن به تغنیات، سلب اراده و عزم از انسان مى‏كند.»(7)

 

سگ درگاه خدا

 

به قول شیخ بزرگوار ما: «شیطان، سگِ درگاه خداست. اگر كسى با خدا آشنا باشد، به او عوعو نكند و او را اذیت نكند.»

سگِ درِ خانه، آشنایان صاحب خانه را دنبال نكند.

 

 شیطان نمى‏گذارد كسى كه آشنایى با صاحب خانه ندارد، وارد خانه شود. پس اگر انسانى با صاحب خانه در ارتباط است، مى‏تواند از او بخواهد كه شرّ سگ خانه‏اش را از او كم كند و از صاحب خانه بخواهد كه صداى آن سگ را بخواباند.(8)

 

راهى براى اصلاح نفس‏

 

جناب عارف بزرگوار مى‏فرمودند كه:

 

«مواظبت به آیات شریفه آخر سوره حشر، از آیه شریفه: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ(9) تا آخر سوره مباركه، با تدبّر در معنى آن‏ها در تعقیب نمازها، خصوصاً در اواخر شب كه قلب فارغ البال است، خیلى مؤثر است در اصلاح نفس.»(10)

 

محبت دنیا، در وقت مردن‏

 

بدان كه «نفس» در هر حظّى كه از این عالم مى‏برد، در «قلب» اثرى از آن واقع مى‏شود... و سبب تعلّق آن است به دنیا، و التذاذات هر چه بیشتر باشد، قلب از آن بیشتر تأثیر پیدا مى‏كند و تعلق و حُبّش بیشتر مى‏گردد تا آن كه تمام وِجهه‏ى قلب، به دنیا و زخارف آن گردد، و این منشأ مفاسد بسیارى است.

 

 تمام خطاهاى انسان و گرفتارى به معاصى و سیّئات، براى همین محبت و علاقه است، و از مفاسد بزرگ آن ،چنان چه حضرت شیخ عارف ما، روحى فداه مى‏فرمودند آن است كه:

 

«اگر محبت دنیا، صورت قلب انسان گردد و اُنس به او شدید شود، در وقت مردن كه براى او كشف شود كه حق تعالى او را از محبوبش جدا مى‏كند و ما بین او و مطلوباتش افتراق مى‏اندازد، با سخطناكى و بُغض به او از دنیا برود.»

 

و این فرمایش كمر شكن، باید انسان را خیلى بیدار كند كه قلب خود را خیلى نگاه دارد.(11)

 

حضور قلب‏

 

همه ارباب صنایع و حِرَف(12) و اهل لذّات و معاملات و عادات، اعمال خود را به حضور قلب انجام مى‏دهند، به جهت آن كه قلب داراى محبوب است و لذا متوجه به محبوب خواهد بود؛ فقط اهل عبادت، محروم از قلب‏اند! با آن كه اُسّ اساس پرستش و ستایش بر حضور است و حقیقتاً تمام عاملین، اخطار مى‏كنند به اهل عبادت كه ما عملى نكرده‏ایم مگر به حضور قلب، آیا شما در تمام عمر عبادت كرده‏اید به حضور قلب یا نه؟(13)

 

آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی می گوید:

 

- مرحوم والد می‌فرمودند : مگر در ماه رمضان آدم شب هم می‌خوابد ! شب است که انسان را به روز روشن می‌رساند، اگر تاریکی شب را با توجه بگذرانیم ما را به صبح روشن می‌رساند، لذا مرحوم والد خیلی اهتمام به این مسئله داشتند هر چند در این اوآخر به خاطر بیماری و ضعف قادر به امساک و روزه نبودند، ولی باز هم به بیداری و احیا شب اهتمام داشتند و اصرار می‌ورزیدند،‌ مساجد باید در شب‌های ماه رمضان پر باشد.

 

- ایشان علاوه بر دستورات عامه بر ذکر « لا اله الا الله » خیلی تاکید داشتند در سحرها به خصوص ماه رمضان به خواندن آیات آخر سوره حشر و خواندن آیت الکرسی تاکید فراوانی داشتند خلاصه بر اموری که دال بر وحدانیت حق داشت اصرار داشتند.

 


 پی نوشت ها :

1. یعنى: خداى تو كیست؟

2. سوره حشر، آیه 24 - 22.

3. آیت اللّه نصراللّه شاه‏آبادى، برنامه رادیویى سیماى فرزانگان، سال 1365.

4. آوازها و موسیقى‏هاى مُطرِب.

5. امام خمینى(ره) در كتاب آداب نماز مى‏فرمایند كه شیخ بزرگوار، شاه آبادى روحى فداه، از عزم و اراده به «مغز انسانیت» تعبیر مى‏كردند.

6. عزم و اراده.

7. چهل حدیث، امام خمینى(ره)، حدیث 1، ص 8.

8. چهل حدیث، امام خمینى (ره)، ص 52.

9. سوره حشر، آیه 18.

10. چهل حدیث، امام خمینى، ص 207 و 208.

11. چهل حدیث، امام خمینى(ره)، ص 123 و 124.

12. حرفه‏ها.

13. شذرات المعارف، شذره چهارم، معرفه 146.


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 15 مهر 1394  ] [ 11:51 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

همسایه دیوار به دیوار کیست؟

همسایه دیوار به دیوار کیست؟

استاد معظم حضرت آیت الله شوشتری (حفظه الله) در کتاب خرمن معرفت فرموده اند :

یک وقت دیگر در حال خواندن دعای مشلول بودم، به این قسمت رسیدیم (یا جاری اللصیق... ) ای همسایه ی دیوار به دیوار. من چطور همسایه دیوار به دیوار خداوند هستم. دیوار ظاهری که نیست، منظور دیوار باطنی است. ای نزدیکترین موجودات به من، ای همسایه ی چسبیده به دیوار من، برقش ما را گرفت و رهایش نکردیم و مرتبا تکرار کردیم آنجا هم اتفاق هایی افتاد.

"حلوای لن ترانی تا نخوری ندانی"

 

کتاب خرمن معرفت، تالیف جناب حجت الاسلام والمسلمین موسوی مطلق، صفحه ی ۸۶

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 29 تیر 1394  ] [ 4:46 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیت الله سوخته آیت الله محمد جواد انصاری همدانی(ره)

الحق که مقام عرفانی آیت الله انصاری همدانی(ره) مجهول مانده است و مجبوریم برای شناخت بیشتر ایشان تنها به بیانات شاگردان و اقوام و نزدیکان ایشان بسنده کنیم . وگرنه چگونه می توان به اسراری که در آن وجود مقدس نهفته است راه یافت ؟

در سایت راسخون چند مطلب درباره حیات آیت الحق و العرفان مرحوم انصاری همدانی نورالله تربته دیدم که از چند کتاب برگرفته شده است . مناسب دیدم با توجه به اهمیت سیره ایشان بخشی جدید در وبلاگ با نام " آیت الله سوخته " افتتاح کرده و مطالب مربوط به این بزرگوار را دسته بندی کنم . امیدوارم که روح آن بزرگوار مرحمتی بفرمایند .

فقط ببینید : این بزرگواران خودشان را خرج خدا کردند . چه با عبادت و انجام مستحبات کثیره چه با خدمت به خلق . ما کجای این دنیا داریم دور خودمان می چرخیم ...

سیر و سلوک آیت‌الله العظمی  حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی( قدس‌سره)- (1)

آیت الله انصاری برای رسیدن به مقامات بالای سیروسلوك زحمات طاقت فرسایی كشیدند، سالهای متوالی زیادی تمام ایام سال را به جز روزهای حرام و مكروه روزه می‌گرفتند و نحوه شب زنده ‌داری ایشان بدینگونه بود كه ابتدای شب می‌خوابیدند و بعد از دو ساعت استراحت بر می خاستند و وضو می ساختند و به نافله مشغول می‌شدند بعد از خواندن چند ركعت نافله و قرائت قرآن سپس می‌خوابیدند و مجدداً بعد از مقدار كمی استراحت برمی‌خاستند و پس از وضو به نافله و قرائت قرآن می‌پرداختند، آنگاه دوباره به استراحت می‌پرداختند و قریب یك ساعت به اذان صبح بیدار می‌شدند و تا صبح به نوافل، قرائت قرآن، ذكر،‌ مناجات، توسل، تفكر و سجده‌های طولانی می‌پرداختند.
آیت الله انصاری می‌فرمودند كه:
بیابانهای اطراف مسجد جمكران بسیار پر بركت است و خود استفاده‌های شایانی از این بیابانها برده‌ام.
این مرد الهی، اعتكافهای زیادی در مسجد جمكران داشتند و بهره‌های خود را از این مسجد می‌گرفتند.
آیت الله انصاری نقل فرمودند كه:
در همان اوائل سیر وسلوك بود كه مرحوم پدرم را در خواب دیدم كه دو تا تسبیح به من دادند و تسبیحها منقش بودند، بعد كه بیدار شدم از قرآن استخاره باز كردم تا تعبیر خوابم را بدانم، این آیه شریفه آمد:
« یسبحون الیل و النهار لا یفترون: همه به شب و روز بی آنکه هیچ سستی کنند به تسبیح او مشغولند. انبیاء/20 ».
از این آیه شریفه فهمیدم كه بدون سستی باید شب و روز به سوی مقصد در حركت باشم.
حضرت آیت الله صدرالدین حائری شیرازی می‌فرمودند: من خیلی جستجو كردم كه بدانم استاد كامل ایشان در این راه چه كسی بوده وقتی از خود آقا سؤال كردم فرمودند:
« این انتباه الهی بود كه شامل حالم شد. »

نماز و معراج

دکتر علی انصاری بیان می کند:
« آقای انصاری در شبستان حاج محمد طاهر، در مسجد جامع همدان نماز می خواند و افرادی که با ایشان نماز می خواندند همان افراد خاصی بودند که نسبت به آقا شناخت داشتند. و بعد از نماز مغرب و عشاء ایشان همراه چند تن از شاگردانشان به منزل می آمدند و من هم همراه پدرم بودم. این ها بعد از نماز طوری حالشان منقلب می شد که هیچ کدام یارای صحبت کردن نداشتند و کاملاً در سکوت و خلوت خودشان فرو رفته بودند.
یک بار که از مسجد بر می گشتیم یکی از دوستان آن چنان انقلاب روحی شدیدی پیدا کرده بود که به نفس نفس افتاده بود و بلاانقطاع اشک می ریخت.
هوا هم سرد و زمستانی بود. به منزل که رسیدیم، همه رفتند زیر کرسی نشستند، ولی ایشان از شدت حرارتی که داشت بیرون کرسی افتاده بود و آن قدر سینه اش حرارت داشت و نفس نفس می زد که مرحوم ابوی فرمود:
« بروید برف بیاورید و روی سینه اش بگذارید. »
برف را که روی سینه ایشان گذاشتند، مثل این بود که برف را روی بخاری گذاشته بودند، جیز ... این طور صدا می کرد. »
آقای اسلامیه از نمازهای او می گوید:
« گاهی بعد از نماز همین طور که رو به قبله بودند، شاگردانشان متوجه می شدند که ایشان در حالت عادی نیست و از خود بی خود است. »
گاه که با شاگردانش به صحرا می رفت، از جمع کناره می گرفت و در گوشه ای به ذکر و فکر و عبادت خود می نشست و آن گاه که به منزل دوستان می رفت می فرمود:
« چرا بیکار بنشینیم؟ و بلند می شدند برای نماز و عبادت »
دکتر علی انصاری ادامه می دهد:
دو وضعیت بود که ایشان کاملاً از حالت عادی خارج می شد. یکی در زیارات و یکی بعد از نماز. به خصوص بعد از نماز مغرب و عشاء که یارای حرف زدن نداشت و جلساتی هم که بعد از آن داشتند عموماً به سکوت می گذشت و گاهی هم منقلب می شدند، قلبشان می گرفت و حالت گریه به ایشان دست می داد.
می فرمود:
« خداوند تمام اسرار عرفان را در نماز جمع کرده است. »
و براستی:
چنین نمازی است که معراج مؤمن است.
از دکتر علی انصاری در این باره سؤال می کنیم و ایشان فقط برنامه شبانه آن بزرگوار را می داند و از احوالات او کسی خبر ندارد!
ایشان اضافه می کند:
« چون کارهایشان را من انجام می دادم، گاهی شب به سراغشان می رفتم می دیدم که در حال عبادت بودند. برنامه شان این طوری بود که شام خیلی مختصری می خوردند و استراحت می کردند و نوافل را می خواندند. بعد مدتی استراحت می کردند و دوباره بلند می شدند و نماز شفع و وترشان را می خواندند و تا نزدیکی های صبح که هوا روشن می شد بیدار بودند با این که این اواخر بدنشان خیلی ضعیف بود. »
آقا در توصیه به شاگردانشان بر نماز شب و انجام فرایض و نوافل تأکید بسیار زیادی داشتند، و به بعضی از شاگردانشان می فرمودند:
« اگر نوافلتان ترک شد، قضای آن را بجا آورید. »
دکتر انصاری این طور ادامه می دهد:
« بعضی شب ها که سایر شاگردان نظیر آقای نجابت، آقای دستغیب، آقای دولابی و... منزل ما بودند، آقا می رفتند آن طرف منزل، در اندرونی، و این ها با هم در یک اتاق دیگر مشغول عبادت بودند و من گاهی می رفتم پیش آن ها. انگار فضا، فضای بهشت بود. هر کدام از رفقا یک طرف مشغول عبادت بودند. از این چراغ های فانوسی در اتاق روشن بود، بعضی سرشان را به دیوار تکیه می دادند و خلاصه هر کدام در حال خودشان بودند و ما مشغول تماشای این ها...»

آداب نماز

روی نماز اول وقت خیلی تأکید داشت. به نوافل نماز بسیار توصیه می کرد و خود نماز را با جمیع مستحباتش به جا می آورد.
آقای اسلامیه می گوید:
« غالباً ذکری که در سجده می گفتند: دو تا سبحان ربی الاعلی و بحمده بود و سه تا سبحان الله، البته گاهی هم یک حالت مخصوصی داشتند، با صوت می خواندند و رکوع و سجده ها را طولانی تر می کردند و صلوات می فرستادند با "و عجّل فرجهم و لعن". و در قنوت هم آن دعای "یا من اظهرالجمیل" را می خواندند. وقتی آن دعا را می خواندند حالشان عجیب بود، عجیب! »
« ... ایشان در قنوت و رکوع و سجده نماز پس از صلوات، والعن اعدائهم می گفتند و اگر کسی میآمد و یا الله می گفت ایشان رکوع را طول می دادند و عجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعین می گفتند. »

تمام اسرار عرفان در نماز

فرزند ایشان آیت الله انصاری چنین نقل می‌كردند:
مرحوم آقا را در مكاشفه دیدم كه در اتاق بیرون نشسته بودند، فضای روحانی عجیبی بود، حالت بین الطلوعین داشت من با قلب پر سوز و ناآرام خدمت می‌كردم، آقا گاهی زیر چشمی، نظر خاصی به من می‌كردند، تحت الحنك انداخته بودند، ایشان هم با سوز و اضطراب (بطوریكه دستشان می‌لرزید) گاهی به طور موجز و كوتاه پاسخ سؤالات دوستان را می‌دادند، چندی گذشت و من بعد از فاصله بیخودی متوجه شدم جز من و آقا كس دیگری باقی نمانده و حالت بكاء عجیبی به من دست داد آخرالامر دیدم جز من و ایشان كه مطالبی ردّ و بدل می‌كردیم كسی در آن وضعیّت نیست (گفتگو غیر لسانی بود) از ایشان سوال كردم: آیا تاكنون از اسرار معرفت مطلبی هست كه كسی بیان نكرده؟ گفتند:
بلی « خدای تعالی تمام اسرار عرفان را در نماز جمع كرده ‌است » و ... .

نور قرآن

آقای احمد انصاری درباره انس ایشان با قرآن می گوید:
« با قرآن بسیار مأنوس بود و به آن اهتمام داشت. بین الطلوعین بیدار بود و تلاوت قرآن داشت و مابین نماز ظهر و عصر یک ساعت، یک ساعت و نیم قرآن می خواند و به عبارتی در قرآن محو می شد.
در زمان آقای بروجردی، کربلایی کاظم ساروقی که قرآن به او افاضه شده بود منزل ما آمد، عدّه ای از روحانیون از جمله آخوند ملاعلی معصومی آمده بودند و می خواستند امتحانش کنند، ایشان بی سواد بود ولی هم قرآن را از حفظ می خواند و هم برعکس می خواند و مهم تر این که حروف را هم به عکس می توانست بخواند مثل این که دارد می بیند. با این که بی سواد بود.
ولی پدرم گفت:
احتیاج به امتحان ندارد. قرآن به او افاضه شده، شما زحمت نکشید. گفتند شما از کجا می دانید؟ فرمود: در صورت ایشان نوری است که در دیگران نیست. »
آقای انصاری می فرمود:
« دو چیز برای انسان نور می آورد، ببینید این روضه خوان ها چقدر نورانی اند، علتش مطالعه اخبار و احادیث محمد و آل محمد(ع) است، هم این ها نور می آورد و هم قرآن و آیات کلام الله مجید، منتهی نور این دو با هم فرق می کند.

ادامه مطلب


[ شنبه 13 تیر 1394  ] [ 3:15 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه های عرفانی و اخلاقی حاج آقا دولابی

چقدر این نکته ها خواندنی است . خواستم تبویب و مرتبش کنم اما شیرینی آن به همین وضع است . بخوانید و خود مطابق حالتان برگزینید... آخر برخی حرفها مناسب حال برخی است نه همه آنها. این شما و این بیانات گهربار استاد...
 

ـ اگر نمی‌توانی خدا را ببینی، لااقل غیر خدا را نبین!

ـ هر کجا اختلاف باشد «جیب بر»ها جمعند، از کنار آنجا رد شو و به کار خود مشغول باش.

ـ منعم بهتر از نعمت است.

ـ در مباحثه، اصولاً نفس دخالت می‌کند و به جدل تبدیل می‌شود: «لا جدال فی الحج (ألقصد)«.

ـ اگر انبیاء رشد نداشتند، ما برای آنها صلوات نمی‌فرستادیم.

ـ مؤمن سالک، بدون شک به مرحله‌ای می‌رسد که دیگران او را غیر عادی می‌بینند.

ـ تو حسنت را مخفی کن، خدا آشکار می‌کند. 

ـ حضرت وقتی تشریف می‌آورند توبه را از کافرین نمی‌پذیرند چون وقت عملشان سر آمده است. از مؤمنین هم نمی‌پذیرند، چون می‌گویند حالا که به ما متصل شدی نیازی به توبه نیست.

ـ راه خدا نقد است. محبت و ولایت هم نقد است.

ـ محبت، اصل دین است.


ـ اگر یک ذره از محبت علی (ع) به قلبتان بیفتد، ذاتتان به جنبش در می‌آید.

ـ هرچه شیرین کاری داری در راه خدا بزن.

ـ مملوکِ دارایی‌های خود نباشید تا بتوانید آنها را در هر راهی خرج کنید.

ـ رفع احتیاجتان که شد، خدا اگر خواست بیشتر می‌دهد.

ـ هر چیزی که به شما نرسید، بدان که از اولش مال تو نبوده است.

ـ باصره و سامعه و ذائقه و لامسه و شامه و شهوت (خواست) و غضب و عقل، هشت در بهشتند و آنها بدون عقل، هفت در جهنم است.

ـ سالک، اول راه پکر است؛ و چون چیزهایی می‌خواهد که خدا برایش صلاح نمی‌داند.

ـ گریه و عزاداری، برای تشفی قلب و محزون شدن برای خون ائمه است، و نباید تمام زندگی انسان را بگیرد.

ـ وقتی غیبتی نزد اصحاب جنت می‌شود، آنها با برودت خود آتش آن را خاموش می‌کنند. ولی انقدر قدرت اهل جنت زیاد است که اصلاً آتش نزدیک آنها نمی‌شود.

ـ از نشانه‌های پیشرفت در سلوک، می‌توان زیاد شدن حب به خدا و در مقابل بی‌علاقگی به دنیا و غیر خدا، خوش رفتاری با دیگران و به طور کلی تمام علاماتی که در عشق‌های مجازی از جمله «ولایخافون لومه لائم» را نام برد.

ـ مواظب باش که مجلس ذکر تنبل خانه تو نشود! و زن و بچه را به حال خود رها ننمایی!

ـ خداوند اول گفت تو عطا کن تا من هم عطا کنم (کما تدین تدان)؛ در عمل «کما تدان تدین» شد.

ـ دنیا میته است؛ ولی استفاده از آن به قدر ضرورت اشکالی ندارد.

ـ گویا خشوع، عناصری از تواضع، خوف و وقار را داراست.

ـ در خیاطی برای خدا، یا اندازه بدوز یا بلند!

ـ شما مؤمنین، آب قلیل هستید. هر وقت خود را گل آلود کنید، خداوند گودالی سر راه شما قرار می‌دهد، تا دوباره صاف شوید.

ـ عارف چون در مرکز دایره است، می‌بینید که همه، روی شعاع‌ها به سوی مرکز در حرکتند. ولی بقیه افراد با هم نزاع می‌کنند.

ـ غصه برای چیزی بخورید که عمرش کم نباشد. «آنها» که هستند که غصه‌ای ندارد، دنیا هم که زود گذر است. ولی اگر عادتتان غصه خوردن است، برای اولی بخورید!

ـ ماه محرم، یکی از ماه‌های تکامل است.

ـ امیدوارم گوشت و پوست و رگتان هم «حسین حسین» بگوید.

ـ از خوبی‌های «هیچی» این است که اولاً حفظ کردن نمی‌خواهد؛ و ثانیاً ادبِ در مقابل مولا است.

ـ هنگام عزاداری، انسان در دلش را باز می‌کند و امام حسین (ع) داخل می‌شوند.

ـ سعی انسان، عین توکل و واگذاردن امور به اوست.

ـ خداوند، شیطان را هم برای تکامل انسان قرار داده است.


ادامه مطلب


[ دوشنبه 8 تیر 1394  ] [ 3:39 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه‌های استاد عرفان امام خمینی/ مگر آدم در شب های ماه رمضان می‌خوابد؟

 

آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی می گوید:

 مرحوم پدرم می‌فرمودند : مگر در ماه رمضان آدم شب هم می‌خوابد ! شب است که انسان را به روز روشن می‌رساند، اگر تاریکی شب را با توجه بگذرانیم ما را به صبح روشن می‌رساند، لذا مرحوم والد خیلی اهتمام به این مسئله داشتند هر چند در این اوآخر به خاطر بیماری و ضعف قادر به امساک و روزه نبودند، ولی باز هم به بیداری و احیا شب اهتمام داشتند و اصرار می‌ورزیدند،‌ مساجد باید در شب‌های ماه رمضان پر باشد.

 ایشان علاوه بر دستورات عامه بر ذکر « لا اله الا الله » خیلی تاکید داشتند در سحرها به خصوص ماه رمضان به خواندن آیات آخر سوره حشر و خواندن آیت الکرسی تاکید فراوانی داشتند خلاصه بر اموری که دال بر وحدانیت حق داشت اصرار داشتند.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 8 تیر 1394  ] [ 3:25 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

2 سوال از محضر آیت الله بهجت

 

(۱)   در مسئله ازدواج مشکل پیدا کرده ام! چه کنم؟

 

نماز جعفر بخوانید و محاسن خود را هم تیغ نزنید.

 

 

(2)   چشم از نعمت های خداوند است و باید از آن بهره برد، اما نمی توان آزادانه به اطراف نگاه کرد به خاطر وجود زنهای بد حجاب! با این محدودیت چه کنیم؟

 

باید از نگاه حرام به شدت پرهیز کرد. علمای اسلام بعضاً آنقدر سرشان پایین بود که گاهی زیر مال (حیوانات) می رفتند و یا به دیوار می خوردند.(۱)

 

 

 

 

پی نوشت:

 

(1)   حدیث دلتنگی، صفحه 263 و 267

 

 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 3 تیر 1394  ] [ 6:02 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کفران نعمت....

به خاطر دارم سال ها قبل روزی که دولت عراق جلوی بازگشت زوّار ایرانی به کشور را گرفت، من در کربلا بودم و سری زدم به حسینه ای که در جوار حرم حضرت اباعبدالله علیه السلام و محل اقامت زوّار ایرانی بود . همه نگران و مضطرب، خواستار بازگشت به ایران بودند و از من میخواستند دعا کنم راه برگشتشان به ایران باز شود تا بتوانند نزد خانواده و کسب و کارشان بازگردند. در دلم گفتم ببین جهالت و قدرناشناسی تا کجاست که در کنار حرم امام حسین علیه السلام التماس می کنند راه باز شود و از کربلا بروند. همین کفران نعمت ها سبب شد سال ها راه زیارت بسته شود. البته شهدای جنگ ایران و عراق که به عشق امام حسین علیه السلام به میدان رفتند یک مقدار جبران  آن کفران نعمت ها را کرد. این بار که راه باز می شود مواظب باشید، اگر موفق به رفتن به کربلا شدید باز کفران نعمت نکنید و بعد از عمری آرزوی زیارت امام حسین علیه السلام  از روز اوّل ورود به کربلا در بازارها دنبال خرید و فروش نباشید.

 

کربلا،عاشورا90.

پـ.نـ : داره بوی ناشکری میاد...

بوی بسته شدنِ راه...

باز بودن فقط به این نیست که مرزها باز باشه، وقتی نتونی بری یعنی راه بسته است

 

منبع: مصباح الهدی(سخنان حاج اسماعیل دولابی)نوشته مهدی طیب-مبحث کربلا، عاشورا، امام حسین علیه السلام، گریه و سوگواری-ص302


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:16 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وقتی حاجتت به تاخیر میوفته....

وقتی حاجاتت را به تأخیر می اندازد

دارد چیزی بزرگتر به تو می دهد

منتها تو حواست به خواسته خودت است و نمی بینی

تو نان خواستی

اوجان می داد

تو هم می گفتی من جان را می خواهم چه کار

من نان می خواهم !

 

(حاج اسماعیل دولابی-مصباح الهدی)


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:15 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عجب خدایی...

 

 

هر مصنوعی صانعش را نشان میدهد. 

به هر چیزی نگاه کنی، سازنده ی آن را یاد میکنی. 

قالی را میبینی، میگویی عجب قالیبافی داشته است. ساختمان را میبینی، میگویی عجب معماری داشته است. 

خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوی آیینه نگاه کنی، یاد خدا میافتی؟

مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ 
یعنی هر کس نفس خودش را نگاه کند، خدا را دیده است. 

وقتی یاد خدا افتاد، خدایی میشود؛

گوشت و پوستش هم صدا میزنند

لا اله‌ ‌الاّ ‌الله

ذاتش میگوید

لا الهَ ‌‌الاّ الله

(حاج اسماعیل دولابی-مصباح الهدی)


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:14 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خیرخواه دیگران باشید...

 

 

◊همیشه سعی کنید خیرخواه دیگران باشید؛ و برای بندگان خدا چیزِ خوب بخواهید. مؤمن می­تواند با دل خود به اهل آسمان­ها و زمین خیر برساند. با نیّت خوب، با دعا کردن. مثلاً در روایت آمده است؛ کسی که صلوات بر محمد و ال محمد علیهم السلام می­فرستد؛ خیرش به همه­ی موجودات عالم می­رسد.

 

 
 
کمک کردن

 

ما نمی­توانیم با امکانات ظاهری به همه­ی خلق خدا هدیه بدهیم و کمک کنیم. امّا «نِیَّتُ المُؤمِنِ خَیْرٌ مِنْ الْعَمَلِه» این  نیّت در عالم کار می­کند.

با نیّت می­توان اهل آسمان­ها و زمین را مهمان کرد. دعاهایی که می­کنید؛ نیّت­ها و آرزوهای خیری که برای خلق دارید؛ هم برای خودتان سودمند است؛ هم به آنها نفع ­رسانده اید؛ یعنی این دعا مستجاب و این نیّت خیر محقق می­شود. برای همه دعا کنید. ملائکه، مومنین، انبیاء، صلحا، اتقیا و حتی اهل دنیا و غافلان و اهل معصیت را دعا ­کنید.

این همه آدم فقیر در جامعه ما هست. ما توانایی نداریم که همه­ی آنها را بی­نیاز کنیم. امّا می­توان با نیّت برای اینها کار کرد. عبور می­کنی؛ می­بینی یک فقیر گوشه­ای نشسته؛ اگر در جیبت هست کمکش کن. اگر نیست دعایش کن. بگو؛ خدایا شما که غنی هستی؛ از شما کم نمی­شود؛ شما که سخی هستی؛ روزی این بنده را وسیع کن.

کاسبی را می­بینی؛ گوشه ای نشسته، مشتری ندارد. جنسی هم که او دارد به درد تو نمی­خورد. دعایش کن. بگو؛ خدایا کسب این فرد را رونق بده و برایش مشتری بفرست.

ظاهر را رها نکن. فرمود ولو شده  «بِشِقٍّ تَمْبرٍ». به قطعه­ای از یک دانه خرما افطاری بده. با ظاهر هم بکن. امّا با باطن کار بزرگتر بکن. هیچ کدام از این دو، دیگری را نفی نمی­کند. نه اینکه چون با ظاهر مشغولی بگویی دیگر نیاز نیست با باطن و دل و نیّت و دعا کار کنم؛ و نه اینکه چون با دعا و نیّت مشغولی بی نیاز باشی از اینکه در ظاهر هم کار کنی. هر دو لازم و ملزوم اند.

صلوات که می فرستی، فقط خودت فایده نبردی. وقتی گفتی خدایا ریزش کن! صِلِه کن بر پیامبر و خاندانش علیهم السلام؛ وقتی به آن بزرگ صِلِه می­شود؛ همه خلق خدا بهره می­برند. می­دانی وقتی به بزرگ قومی احترام گذاشته می­شود؛ همه­ی آن قوم احساس افتخار می­کنند. وقتی به بزرگ قومی توهین و جسارت می­شود؛ همه طرفداران و علاقمنداش لطمه می­خوردند و ناراحت می­شوند. لذا وقتی خدا بر پیامبر و خاندانش علیهم السلام ریزش می­­کند همه­ی خلق خدا منتفع می­شوند. این دعاست. با یک دعا که از خدا می­خواهید که بر پیامبر و خاندان پیامبر علیهم السلام درود فرستد، به همه­ی خلق بهره می­رسانید. 

خلاصه ای از شرح کتاب مصباح الهدی در جلسات هفتگی-مهدی طیب

 


ادامه مطلب


[ شنبه 30 خرداد 1394  ] [ 12:12 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

جزیره خضرا

 

سؤال: شخصی محل جزیره خضرا را که در آن با حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ملاقات شده،[1] با جزیره مثلث برمودا تطبیق کرده و حدود آن را بیان نموده، آیا این ادعا درست است؟

جواب: آیا جزیره خضرا یک جای ثابتی است یا اینکه هر کجا حضرت باشد آنجا جزیره خضراست؟ مؤید نظر دوم اینکه حضرت خضر علیه‌السلام که از آب حیات نوشیده[2] هر کجا می‌رود در آنجا سبزه می‌روید،[3] آیا امکان دارد حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف که از او بالاتر است، چنین نباشد؟!

حضرت استاد در وقت دیگر فرمودند: دل اهل ایمان، سبز و خرم و جایگاه حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است.

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۸

***

امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در هرکجا باشد، آنجا خضراست. قلب مؤمن جزیره خضراست، هر جا باشد حضرت در آنجا پا می‌گذارد.

قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف آنجا هست.

در محضر بهجت، ج۲، ص۱۷۹

 

***

آری، تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می‌دهند. آیا ما تشنه معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب نمی‌دهد، با آنکه کارش دادرسی به همه است و به مضطرین عالَم رسیدگی می‌کند؟!

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۶۹



[1]. ر.ک: بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۹.

[2]. ر.ک: وسائل‌الشیعة، ج۱۲، ص۸؛ بحارالانوار، ج۱۳، ص۲۹۹؛ ج۵۲، ص۱۵۲؛ قصص‌الانبیاء جزائری، ص۲۹۸؛ کمال‌الدین، ج۲، ص۳۹۰.

[3]. ر.ک: بحارالانوار، ج۱۳، ص۲۸۶؛ الصراط‌المستقیم، ج۲، ص۲۲۱. و نیز درباره حضرت خضر علیه‌السلام است که هر کجا ذکر شود آنجا حاضر است، و هر وقت او را یاد کردید به او سلام کنید؛ وسائل‌الشیعة، ج۱۲، ص۸۵؛ قصص‌الانبیاء جزائری، ص۲۹۸؛ کمال‌الدین، ج۲، ص۳۹۰.

 

 

http://www.bahjat.ir


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 خرداد 1394  ] [ 5:52 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بالاترین ذکر (فیلم منتشر نشده از آیت‌الله بهجت ره)

مراجعه‌کننده: می‌خواهیم برویم اصفهان،‌ یک ذکری یک دعایی یادمان بدهید.

آیت‌الله بهجت قدس‌سره: اصفهان یا مازندران یا خراسان، فرق نمی‌کند. بالاترین ذکر، همین ذکری است که عرض می‌کنم: نیت بکند که اگر خدا به او صد سال عمر داد، یک دفعه عالماً عامداً مختاراً معصیت خدا را نکند. این بالاترین ذکر است. ذکر عملی است! اگر همه ما این ذکر را داشته باشیم، همه ما با فضل خدا اهل بهشتیم، اگر این ذکرمان دوام داشته باشد. دوامش هم [به این است که] اگر حدوث داشته باشد، دوام دارد. چرا؟! به جهت اینکه لطف خدا بیشتر است؛ «من تقرب الیّ شبراً تقربتُ الیه باعاً؛ هر که وجبی به من نزدیک شود؛ یک باع[1] به او نزدیک می‌شوم». خدا بیشتر می‌خواهد که بنده نزدیک او برود، از اینکه بنده بخواهد دوست داشته باشد نزدیک خدا برود، که نمی‌داند نزدیک خدا چه می‌شود و چه هست و چی می‌بیند. بهشت می‌بیند؛ همیشه.

[1]. باع: اندازه دو دست که از هم گشوده باشد.

 

http://www.bahjat.ir


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 خرداد 1394  ] [ 5:48 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مرنج و مرنجان


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 17 اردیبهشت 1394  ] [ 3:38 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نمازشب

 

 

رزقی که از خواندن نماز شب به دست می‌آید چگونه رزقی است ؟

روایت است کسی که نماز شب بخواند روزی‌اش زیاد می‌شود ..
منظور از این رزق پول نیست ، رزق معنوی است ..

استاد خوب گیرش می‌آید، رفیق خوب پیدا می‌کند ، هم اتاقی خوب گیرش می‌آید ، هنگام مسافرت همسفر خوب کنارش می‌نشیند ، نه هرویینی ، نه سیگاری ..
داماد خوب، عروس خوب، پدر زن خوب، این‌ها رزق هستند ..
ما خیال می‌کنیم که رزق یعنی پول بدست آوریم، می‌گوییم پس چرا ما نماز شب خواندیم پول گیرمان نیامد ..
رزق معنوی مهم‌تراست ..
اگر کسی نماز شب بخواند رزق معنوی بدست می‌آورد و بعد از آن به اسلام خدمت می‌کند ، تالیفات کتاب‌ها. اما اگر نماز شب نخواند ، آخوند بخور و بخواب می‌شود ..
« علم یعلم » را نمی‌تواند بسازد اما « نام ینام » را خوب می‌تواند بسازد !
« اکل یاکل » را هم خوب می‌سازد، از علم خبری نیست ..


ادامه مطلب


[ شنبه 12 اردیبهشت 1394  ] [ 4:13 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دل هاي مومن


ادامه مطلب


[ شنبه 12 اردیبهشت 1394  ] [ 4:10 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شکر خدا

 
 


اگر شکر کردید برای شما زیاد می کنم...

یعنی شکر هر چیزی مناسب خود آن چیز است. شکر پول کمک کردن و انفاق به فقیر است، شکر علم تعلیم دادن است، شکر قدرت گرفتن دست ضعیف است. اینها شکر نعمتند. شکر منعم، یعنی خدا را عبادت کنیم چون سزاوار عبادت شدن است نه برای اینکه به ما نعمت داده است. محمداسماعیل دولابی


ادامه مطلب


[ شنبه 12 اردیبهشت 1394  ] [ 4:06 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]