مورچه اي كه حضرت سليمان سخن گفته ...

آيا مورچه اي كه با حضرت سليمان سخن گفته از نوع همين مورچگان بوده است؟

مورچه يكي از قديمي‌ترين جانواران كره خاك است

الف) آيا مورچه اي كه با حضرت سليمان سخن گفته از نوع همين مورچگان بوده است. ب) و نحوه كلام آن چگونه بوده؟ ج) و آيا آن مورچه نر بوده يا ماده؟

در جواب بخش الف بايد گفت: هيچ دليلي نداريم كه آن مورچه از نوع همين مورچگان بوده يا نبوده است. علاوه بر اين كه كار حضرت سليمان به عنوان كار فوق‌العاده و معجزه‌ مطرح بوده است، همچنين آشنايي با زبان پرندگان را خداوند به حضرت سليمان ياد داد، شايد هم بتوان گفت: آن مورچگان از همين نوع مورچگان بوده اند. چون اگر گفته شود مراد از مورچگان و پرندگاني كه حضرت سليمان با آن‌ها حرف‌زده اين مورچگان و پرندگان نبوده‌اند. بلكه، يك نسل پيش‌‌رفته‌اي بوده‌اند نبايد كار سليمان كار فوق‌العاده‌اي بوده باشد.

كلماتي كه در قرآن به‌كاررفته است، به صورت مطلق و بدون قرينه و قيد مي باشند و بايد آن‌ها را بر معاني عرفيه و آن‌چه كه عرف مردم مي‌فهمند، حمل كرد.

بعضي از دانشمندان جانورشناس گفته‌اند: مورچه يكي از قديمي‌ترين جانواران كره خاك است و هر قدر عقب برويم باز مي بينيم كه مورچگان در دنيا وجود داشته‌اند.[1]

اما دربارة نحوه كلام مورچگان با حضرت سليمان: براي روشن شدن بحث بايد نطق را تعريف كرد و ديد نطق چيست؟ نطق عبارت است از هر صوتي كه دلالت به مقصود و مرادي بكند. بخاطر همين مي‌شود گفت: حيوانات هم براي خودشان نطق و اصواتي دارند كه به وسيله آن، آنچه در نهان دارند ديگران را آگاه مي‌سازنند. به همين خاطر به صداي مورچه از آن جايي كه براي حضرت سليمان ـ عليه‌السّلام ـ مفهوم بوده اطلاق قول شده، چون در قرآن فرموده است و «قالت نمله»

و از آية: وقال يا ايها الناس علمنا منطق الطير[2] استفاده مي‌شود، پرندگان و حيوانات هم نطق و تكلم دارند، كه حضرت سليمان ـ عليه‌السّلام ـ با عنايت خداوند مي‌توانست اصوات پرندگان را تشخيص بدهد و با آن‌ها سخن بگويد، آنچه

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 11 شهریور 1397  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

داستانهای علما: سبک زندگی شهید مدرس (+ عکس نوشته)

http://ahlolbait.com/files/65/image/modras_1.jpg

داستانهای علما:

سبک زندگی شهید مدرس (+ عکس نوشته)

روزی یکی از دوستان مرحوم مدرس طلبه ‏ای را نزد مدرس آورد تا سید حجره‏ ای در مدرسه سپهسالار(شهید مطهری) جهت تحصیل به وی بدهد، دوست سید ضمن معرفی طلبه به مدرس گفت: این آقا از آقازاده های شیراز است.

سید نگاهی به سر و وضع طلبه انداخت و گفت: آقا شیخ این آقازاده طلبه نمی ‏شود بی ‏خود حجره را اشغال نکند.

شیخ عرض کرد: آقا چطور شما این فرمایش را می‏ فرمائید پدرش فلان مجتهد است.مدرس گفت:

 




[ سه شنبه 16 مرداد 1397  ] [ 04:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دو کتاب خواندنی از آقا نجفی قوچانی دو کتاب خواندنی از آقا نجفی قوچانی

علی صفائی

سلسله مباحث تربیتی استاد علی صفایی حائری(عین-صاد)

آنجا که بصر نیست چه خوبی چه زشتی!

تبیان قصد دارد مباحث تربیتی استاد علی صفایی را برای علاقه مندان به آثار ایشان منتشر کند. مباحث پیش رو برگرفته از کتاب مسئولیت و سازندگی استاد صفایی می باشد.

بیوگرافی
علی صفایی حائری در سال ۱۳۳۰، در شهر قم، دیده به جهان گشود. در سنّ سیزده سالگی، شروع به تحصیل علوم دینی و حوزوی نمود. او هم‌زمان با تحصیلات حوزوی و در آستانه چهارده سالگی پس از آشنائی با ادبیات کودکان در سطح مجله‌های کودک آن روزگار و دستیابی به آثار ادبیات نوجوان در سطح وسیع، به مطالعه تاریخ ادبیات ایران، عرب، ژاپن، چین، یونان، اسپانیا، آفریقا، آمریکای لاتین آشنا گشت.

صفائی بیش از پنجاه عنوان کتاب در زمینه‌های گوناگونی چون تربیتی، نقد و روش نقد، ادبیات هنر، روش تدریس و آموزش، قرآن کریم و روش برداشت از آن، تفسیر و دیدارهای تازه با قرآن، دعا و حدیث، ولایت و امامت، معارف اسلامی و آموزه‌های اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی اسلام نگاشته است.

نوشتار پیش رو
تبیان قصد دارد مباحث تربیتی استاد علی صفایی را برای علاقه مندان به آثار ایشان منتشر کند. مباحث پیش رو برگرفته از کتاب مسئولیت و سازندگی استاد صفایی می باشد.

بخش اول: مسئولیت
مسئوليت درختی است که زمینه اشی شناختها هستند و ریشه اش اعتقادها و بهارش بحرانها و حادثه ها و گرفتاری ها.

هنگامی که زمینه ها غنی بودند و سرشار و ریشه ها محکم بودند و زنده، در هر بهاری این درخت شکوفه می دهد و بار می آورد و حتی هیچ آفتی نمیبیند؛ چون افتها از کمبود تغذیه و فقر زمینه ها مایه میگیرند. در


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 9 خرداد 1397  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وقتی نگاهمان به زندگی دیگران باشد

وقتی نگاهمان به زندگی دیگران باشد

از شکرگزاری باز می ماند

وقتی نگاهمان به زندگی دیگران باشد

آیت الله حبیبی : هر فردی که نگاهش به زندگی ِدیگران باشد ، از این عمل ِمعنوی که شکر گزاری خدای سبحان باشد ، باز می ماند.


منبع:
کانال تذکرة الاولیاء







[ دوشنبه 20 فروردین 1397  ] [ 08:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دو کتاب خواندنی از آقا نجفی قوچانی

دو کتاب خواندنی از آقا نجفی قوچانی


سید محمدحسن حسینی (۱۲۹۵-۱۳۶۳ق) مشهور به آقا نجفی قوچانی، از عالمان و فقیهان قرن چهاردهم قمری. او نویسنده کتاب‌های سیاحت غرب و سیاحت شرق است.
دو کتاب خواندن از آقا نجفی قوچانی
پدرش سیدمحمد که در خسرویه به کشاورزی اشتغال داشت، به تحصیل فرزندش رغبت بسیار نشان می‌داد، بنابراین محمدحسن در راه کسب علم و فضیلت تا آن جا پیش رفت که در سن ۳۰ سالگی به درجه اجتهاد رسید و پس از آن تا هنگام مرگ در سال ۱۳۶۳ قمری در قوچان، به تدریس، ارشاد و رتق و فتق امور مردم پرداخت، در گرفتاری‌ها از مردم حمایت می‌کرد و با آن که در هنگام مرگ در منطقه قوچان و حتی برخی شهرستان‌های اطراف نفوذ معنوی داشت، از مال و منال دنیا هیچ نداشت.[۱]

گذری بر اخلاقیات آقا نجفی قوچانی
با همه طبقات حشر و نشر داشت، در صدور احکام مردی قاطع، در محضر درس، استادی بزرگ و والامقام و در برخورد با مردم انسانی ساده و بی پیرایه و بسیار متواضع و در عین حال بسیار شجاع و صریح و با هیبت بود.

خود مرحوم آقا نجفی یک شخصیت بسیار ممتازی بوده، یک انسان معنوی بوده. مرحوم شهید مطهری ایشان را دیده بود در قم. و به من می‌گفت ایشان اهل مکاشفه و اهل معنا بودند.
کتاب دیگری ایشان دارد به نام سیاحت غرب که در احوال عالم برزخ و پس


ادامه مطلب


[ یک شنبه 5 فروردین 1397  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تحلیل واقعه نهضت تحریم تنباکو

میرزای شیرازی، نهضت تنباکو
فتوایی که اقتصاد ایران را نجات داد


یکی از نکاتی که پیرامون نهضت تحریم تنباکو وجود دارد، پویایی مرجعیت و علمای دین است. علمای آن دوره نه تنها درد دینداری مردم را داشتند، بلکه نگران وضع اقتصاد و معیشت مردم نیز بودند، در حالیکه آن ها اساسا قدرت نداشتند یعنی حکومت در دست آن ها نبود.

میرزای شیرازی، نهضت تنباکو

یکی از نمونه های موفق حضور روحانیت و علمای شیعه در عرصه فعالیت های سیاسی اجتماعی، نهضت تحریم تنباکو و فتوای تاریخی میرزای شیرازی است که ابعاد تحلیلی تاریخی مهمی را در بر دارد.

گذری بر تاریخ نهضت تنباکو

استعمار سال ها امتیاز استفاده از منابع طبیعی و یا حاصل دسترنج کشاورزان و کارگران این سرزمین را بدون هیچ زحمتی، و با سوء استفاده از نالایق بودن پادشاهان ایران بدست آورده بود. اما درآمدهای بدست آمده از آن به جای اینکه به مردم خودمان برسد، بیشتر جیب استعمارگران خارجی را پر می کرد.
اما یکی از این امتیاز دادن ها صدای مردم مظلوم و علمای دین را درآورد و سرانجام با یک فتوای تاریخی بساط استعمارگران را بر هم زد.
به موجب قراردادی امتیاز انحصار تنباکو حتی نظارت بر زراعت آن، به مدت 55 سال به یکی از اتباع انگلیسی به نام "ماژور تالبوت" و شریکان او واگذار شد. [1] بدین ترتیب امتیاز تنباکو منحصرا بدست کمپانی رژی افتاد. این واقعه ضرر مالی بزرگی را به کشاورزان، تجار و کسبه ایرانی وارد ساخت، تا جایی که جنبش هایی برای مقابله با این امتیاز به وجود آمد.

یکی دیگر از ظرافت های ماجرای نهضت تحریم تنباکو تبعیت مردم از علما و بزرگان دینی است. امروزه به دلائل مختلف مردم کمتر تابع مراجع علمی


ادامه مطلب


[ شنبه 4 فروردین 1397  ] [ 08:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عالمی که ده قرن تاثیر گذار بوده است

نگاهی به زندگی امام محمد غزالی

عالمی که ده قرن تاثیر گذار بوده است

غزالی نمونه ای از عالمان راستین و به دور از ریا و تزویر بود که بدون تحجر و ظاهر سازی و با جرات و شجاعت عقیده خودش را بیان می کرد و از اینکه روزی از آراء و نظرات علمی خودش پشیمان شود هیچ باکی نداشت.

  امام غزالی


امام غزالی را باید از معدود عالمان اسلامی دانست که توانست چندین قرن بر تفکرات مختلف در علوم اسلامی تاثیر گذار باشد و تا امروز بسیاری از اندیشمندن از او تاثیر پذیرفته اند. غزالی چنان تاثیر گذار بود که عده ای را به سمت خود جذب کرد و عده ای را مجبور ساخت تا با افکار او درگیر شوند و با هر زحمتی هست نقدی بر او بنویسند.
شناخت بزرگان دین می تواند در شناخت حقیقت و راه حق راهگشا باشد، به همین دلیل به مناسبت رحلت ابو حامد محمد غزالی نگاهی اجمالی به زندگی وی خواهیم انداخت.

 

زندگی تا رحلت
ابو حامد محمد بن محمد بن محمد بن احمد غزالی از دانشمندان بزرگ اسلامی است که در سال 450هـ.ق در طابران طوسی دیده به جهان گشود. او از پیروان مکتب شافعیه بوده و رونقی به این مکتب بخشیده بود.
غزالی در نیشابور کسب علم می‌کرد و استاد معروفی که در آن‌جا داشت؛ جوینی معروف به امام الحرمین بود. او در همان نیشابور نیز به شهرتی دست یافته بود. وی ثمره کسب علم خود را در ملاقاتی که با خواجه نظام الملک وزیر ملک شاه سلجوقی داشت، نمایان کرد.

غزالی در سال 484هـ.ق به منصب استادی در مدرسه نظامیه بغداد منصوب شد و چهار سال در آن مقام که بزرگ‌ترین پایگاه علمی آن زمان بود، ماند و


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 23 اسفند 1396  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زهرا اجلال گودرزی

عالمی که هیچ وقت برای دنیا ننوشت

ایشان بعد از این داستان شدیدا گریه می کردند و فریاد می کشیدند و من هم ناراحت بودم که چه شده است و از ایشان می خواستم که گریه نکند. ولی آنچنان گریه شدید شده بود که اشک از محاسن ایشان می چکید. گریه که تمام شد به من گفتند: برو به حرم و از امام رضا (علیه السلام) تشکر کن که وسط عمرت فهمیدی که مخلص نیستی من امروز که 80 سال دارم می گویم که دم درب باید به من تعارف کنند.

آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی

هر انسانی در زندگی خود نیازمند الگویی است که در تمام مراحل زندگی، خط و مشی او را چراغ راه زندگی خود قرار دهد. نکته ی مهم و قابل توجهی که باید به آن توجه کرد و آن را کم اهمیت ندانست این است که باید تمرکز اصلی و تمام توجهمان این باشد که چه کسی یا چه چیزی با چه خصوصیات و خط فکری برای الگو بودن در زندگی مناسب هستند 
در این میان زندگی علما، کسانی که در این عرصه ی پرهیاهوی دنیا و زر و زیور فریبنده، همانند دیگر مردم زندگی کرده اند اما با همین هیاهو


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 آذر 1396  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه آیت الله کمپانی(ره) در مورد روضه واشک برامام حسین

آیت الله کمپانی(ره) 

آیت الله کمپانی در مجلس روضه خوانی که داشتند مقید بودند که خودشان پای سماور بنشینند و خودشان همه کفش ها را جفت کنند.







[ یک شنبه 7 آبان 1396  ] [ 08:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مصیبت حسین علیه السلام تا عمق جان نفوذ می کند

شیخ محمد شوشتری(ره) 

کسانی که نام این بزرگوار را می شنوند و تغییر حالی در خود نمی بینند جدا نگران ایمان خود باشند.نام آقا امام حسین «علیه السلام» محک دین است







[ یک شنبه 7 آبان 1396  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا ابن سيرين بوى خوش مى داد؟

تعبیر خواب محمد بن سيرين,تعبیر خواب ابن سيرين

محمد بن سيرين یكى از مشاهير اهل علم و ادب ميباشد

 

محمد بن سيرين هميشه پاكيزه بود و بوى خوش مى داد. روزى شخصى از او پرسيد: علت چيست كه از تو هميشه بوى خوش مى آيد؟ گفت قصه من عجيب است . آن شخص او را قسم
داد كه : قصه خود را براى من بگو.


ابن سيرين گفت : من در جوانى بسيار زيبا و خوش صورت و صاحب حسن و جمال بودم و شغلم بزازى بود، روزى زنى و كنيزكى به دكانم آمدند و مقدارى پارچه خريدند، چون قيمت آن معين شد.


گفتند: همراه ما بيا تا قيمت آن را به تو پرداخت كنيم .


در دكان را بستم و همراه ايشان راه افتادم تا به جلوى خانه آنان رسيدم ، آنها به درون رفتند و من پشت در ماندم . بعد از مدتى زن - بدون آن كه كنيزش ‍ همراهش باشد - مرا به داخل خانه دعوت كرد، چون داخل شدم ، خانه اى ديدم از فرشها و ظروف عالى آراسته ، مرا


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 25 مرداد 1396  ] [ 11:59 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دیدگاه ملاصدرا درباره مرگ چيست؟

بعد از مرگ,دنیای بعد از مرگ

ملاصدرا مرگ را اعراض نفس از بدن و ترك آن می داند

 

نظر صدرا درباره مرگ را از چند منبع معتبر برایتان بیان می کنم:

۱- در پایگاه اطلاع رسانی حکمت اسلامی صدرا، نظر صدرا را چنین نگاشته اند:

یكی از مسائل مباحث فلسفی نفس، موضوع مرگ است كه ملاصدرا آنرا از علوم طبیعی به فلسفه وارد ساخته و درباره آن بحث كرده است. ملاصدرا مرگ را اعراض نفس از بدن و ترك آن می داند. وی عقیده زیست شناسان و پزشكان كه مرگ را معلول تباهی و خرابی بدن و درهم ریختن نظم طبیعی آن می دانند و به كسی تشبیه می كنند كه خانه اش خراب شود و ناچار بجای دیگری پناه ببرد، نمی پذیرد و می گوید:


مرگ بر دو گونه است: مرگ طبیعی و مرگ با حادثه اتفاقی (مرگ اخترامی). در مرگ طبیعی، نفس در سیر كمالی خود هنگامی كه نیازی به بدن نبیند آنرا رها می كند و ما آنرا مرگ طبیعی می گوییم. وی بدن را


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 19 مرداد 1396  ] [ 10:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کیست مثل خدیجه (س)؟! (عکس نوشته)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ‏ وَ وَازَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب؛ مثل خديجه پيدا نخواهد شد. خديجه در آن هنگام كه مردم مرا تكذيب كردند، مرا تصديق نمود، و مرا با ثروت خود براى پيشرفت دين خدا يارى نمود. خدا به من دستور داد خديجه را به قصر زمرّدى كه در بهشت دارد و هيچ رنج و زحمتى در آن نيست بشارت دهم. بحار الأنوار : ج‏43 ، ص131

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :

أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ‏ وَ وَازَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب؛

مثل خديجه پيدا نخواهد شد. خديجه در آن هنگام كه مردم مرا تكذيب كردند، مرا تصديق نمود، و مرا با ثروت خود براى پيشرفت دين خدا يارى نمود. خدا به من دستور داد خديجه را به قصر زمرّدى كه در بهشت دارد و هيچ رنج و زحمتى در آن نيست بشارت دهم.

بحار الأنوار : ج‏43 ، ص







[ دوشنبه 15 خرداد 1396  ] [ 11:20 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

و عالم دنیا عالم گرفتاری است

عکس و تصویر ‍ ⚜ اگر انسان بدنبال این باشد که یک فرصت طلایی بدست آورد که هیچ ...

‍ ⚜ اگر انسان بدنبال این باشد که یک فرصت طلایی بدست آورد که هیچ گرفتاری نداشته باشد و هیچ غمی بر دل او سنگینی نکند وتازه آنگاه به سلوک بپردازد باید بداند این خیالی بیش نیست و خیالی است شیطانی و باطل.

⚜ چنین فرصتی هیچگاه نصیب او نمیشود و با این تسویف، اجلش فرا میرسد ...

⚜ و عالم دنیا عالم گرفتاری است و تمام اولیاءالهی که به جایی رسیده اند با همین گرفتاری ها بوده است حتی گرفتاری گذشتگان از گرفتاری ما بمراتب بیشتر بوده است.

✨ علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی اعلی الله مقامه







[ یک شنبه 6 فروردین 1396  ] [ 09:22 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مسیر ملکوت

عکس و تصویر مرحوم حاج محمد مداح از ذاکرین با اخلاص امام حسین علیه السلام در کتاب سفرنامه ...
مرحوم حاج محمد مداح از ذاکرین با اخلاص امام حسین علیه السلام در کتاب سفرنامه کربلا می ‏نویسد:
در سال 1328 شمسی که به کربلا مشرف شده بودم. یکی از منبری‏ های کربلا منو به منزل خودش دعوت کرد در ضمن صحبتها و گفتگوها گفت: پدر من پشت تلّ زینبیه مغازه نانوایی داشت. می ‏گفت: یه سال کربلا بارون نیومد و تو کربلا گندم کمیاب شد از طرفی نزدیک ایام اربعین بود و همه نانواهای کربلا نگران این بودن که امسال تکلیف زائرین اربعین با کمبود آرد و نان چی می ‏شه.
چند روز به اربعین مونده بود که یه نفر اومد و گفت: من دلال آرد هستم. آرد می ‏خای؟ گفتم آره. گفت: بیا بریم. منو با خودش به یه انبار بزرگ





[ چهارشنبه 2 فروردین 1396  ] [ 03:16 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

انس

Image result for ‫حضرت استاد کریم محمود حقیقی  تجلی‬‎

انس

در خلوت آدمی با یاد خدا انس می گیرد و برای همین یکی از عرفا گوید: آدمی وقتی از فضیلت خالی است از خود  وحشت می کند و بیشتر به دیدار مردم می رود تا با همنشینی با آنان وحشت را از خود دور کند ،ولی اگر اهل فضل باشد تنهایی را دوست دارد ،تا در خلوت بتواند به فکر و استخراج حکمت بپردازد و گفته اند که : "استیناس علامت افلاس است،  یعنی انس گرفتن با مردم ،نشانه افلاس و فقر درونی است."

 

حضرت استاد کریم محمود حقیقی  تجلی




ادامه مطلب


[ سه شنبه 1 فروردین 1396  ] [ 11:33 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نصایح و کرامات الاولیاء

عکس و تصویر داستانی زیبا از امام زمان عج و توجه آقا به مؤمنین.... (داستانی بسیار امیدوار کننده) ...

داستانی زیبا از امام زمان عج و توجه آقا به مؤمنین.... (داستانی بسیار امیدوار کننده) دوستان اطمینان خاطر داشته باشن که حضرت مهدی عج در همه ی حالات از احوال مؤمنین آگاه هستند و نظر لطف به محبین خودشون دارند....


مرحوم ،شیخ صدوق، طوسی، راوندی و برخی دیگر به نقل از شخصی به نام أبومحمّد فرزند وجناء حکایت نمایند:
روزی در کنار کعبه الهی زیر ناودان طلا در مقابل عظمت خداوند متعال سر به سجده نهاده و مشغول دعا و گریه و زاری بودم، ناگهان متوجّه شدم شخصی مرا تکان داد و سپس اظهار داشت: ای حسن بن وجناء! بلند شو.
وقتی بلند شدم، دیدم یک جاریه ای بسیار لاغر و ضعیف که قریب چهل سال داشت، نزد من ایستاده و گفت: همراه من بیا.
پس دنبال او به راه افتادم تا آن که وارد خانه حضرت خدیجه کبری علیها السلام شدیم و جاریه از پلّه هائی که به طبقه بالا راه داشت بالا رفت؛ و من متحیّر و سرگردان ایستادم.
ناگهان صدائی را شنیدم که فرمود: ای حسن! بالا بیا.
سپس من نیز از پلّه ها بالا رفتم و حضرت صاحب الزّمان صلوات اللّه علیه را دیدم که داخل اتاق نشسته است، موقعی که وارد بر حضرت شدم سلام کردم، مرا مخاطب قرار داد و فرمود:
ای حسن! آیا فکر می کنی از دید من مخفی و پنهان هستی؟
نه چنین نیست، به خدا قسم! من در تمام اعمال و مناسک حجّ همراه تو بوده ام.
بعد از آن تمام جاهائی را که من رفته بودم و اعمالی را که انجام داده بودم با تمام خصوصیّات و جزئیات بیان و معرّفی نمود و من بسیار حیرت زده شدم و از خود بی قرار گشتم و بی هوش روی زمین افتادم؛ و پس از لحظه ای حالم بهتر شد و احساس کردم دستی به من خورد و مرا حرکت می دهد.
هنگامی که برخاستم و نشستم فرمود:
زمانی که به شهر مدینه وارد شدی، قصد اقامت کن و محلّ سکونت خود را منزل حضرت ابو عبداللّه، جعفر بن محمد الصّادق علیه السلام قرار بده؛ و از جهت لوازم خوراکی و آشامیدنی ناراحت نباش، همچنین فکر لباس نکن، انشاءاللّه همه آن ها مرتّب خواهد بود.
بعد از آن دفتری را که در آن دعای فرج و نیز دعای صلوات بر حضرت بود، تحویل من داد و فرمود: برای فرج و ظهور من این دعا را بخوان و برای من درود و صلوات فرست.
سپس افزود: مواظب باش این دفتر را در اختیار هرکس قرار ندهی مگر آن که از دوستان و علاقه مندان به ما اهل بیت رسالت باشد، خداوند متعال تو را موفّق گرداند.
عرضه داشتم: ای مولا و سرورم! آیا بار دیگر موفّق به دیدار شما خواهم شد؟
فرمود: اگر خداوند متعال بخواهد.
حسن وجناء گوید: پس چون مناسک حجّ را انجام دادم، طبق فرمایش حضرت عازم مدینه منوّره گشتم و پس از قصد اقامت، در منزل امام صادق علیه السلام وارد شده و ساکن شدم.
و طبق وعده حضرت ولیّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف، هر روز به طور مرتّب مقداری غذا و نان و آب برایم آورده می شد، همچنین لباس مورد نیاز جهت هر فصلی برایم فراهم می گردید، بدون آن که در این مورد تلاشی داشته باشم....

منابع:
إکمال الدّین شیخ صدوق: ص 443، ح 17، خرائج راوندی: ج 2، ص 961، الثّاقب فی المناقب: ص 612، ح 6، إثبات الهداة: ح 3، ص 670، ح 38، بحار: ج 52، ص 31، ح 27.

نصایح و کرامات الاولیاء







[ سه شنبه 1 فروردین 1396  ] [ 02:56 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

راه زیاد شدن محبّتِ معصومین

عکس و تصویر آیت اللّہ #فاطمی_نیا : راه زیاد شدن #محبّتِ_معصومین (عج) در #قلب ، #عمل_صالح و دوری ...

 

آیت اللّہ فاطمی نیا :راه زیاد شدن محبّتِ معصومین (عج) در قلب ، عمل صالح و دوری از گناه می باشد ...







[ دوشنبه 16 اسفند 1395  ] [ 09:40 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یکی از موانع کمال انسان عادت است

ترک عادت

مرحوم آیت الله خوشوقت:

...باید حواسمان جمع باشد مخالفت فرمان خدا را نكنيم،‌ و الّا اگر گناه را انجام بدهيم كم كم عادت مي­‌شود، عادتی که خودش آدم را به سوی گناه حركت مي‌­دهد، لذا یکی از موانع کمال انسان، عادت است.

آدمی که زياد گناه كرد گناه براي او عادت مي‌­شود، معتاد مي­‌شود. ديگر راحت و خودكار دنبال گناه مي­‌رود، دیگر لازم نيست فكر كند، عاقبت انديشي كند، گناه برايش عادي شده است، مثل معتادها مي­‌شود، شما هر چه به او بگويي این کار را نکن آن اعتياد باعث مي‌­شود که گوش ندهد، لذا امام حسن عسکري صلوات الله و سلامه عليه فرمودند: ترك عادت كالمُعجز است، این قدر سخت است. براي خيلي­‌ها گناه عادي شده است، بدون هيچ مشكلي انجام مي‌­دهند و چون عادي شده است فكر عاقبتش را هم نمي­‌كنند، بنابراين اگر عملي مثل گناه تكرار پيدا كرد اين كم كم عادي مي­‌شود و ديگر آدم بدون زحمت انجام مي­‌دهد، اين هم جلوي آن ورود به صراط مستقيم را مي­‌گيرد، آدم را مي‌­كشد به طرف آنچه كه عادت شده است، ولو مضرّ است.

این‌هایی كه معتاد هستند چه كار مي­‌كنند؟! ديگران را مي­‌بينند به چه بلا و روزگاري افتاده‌­اند، می‌­بینند که گدايي مي­‌كنند و بدبخت مي­‌شوند باز هم دنبال آن مي‌­روند، گناه نبايد براي اشخاص عادت شود، اگر عادت بشود به اين زودي­‌ها نمي­‌توانند توبه بكنند تا روحيه گناه در انسان متمكّن نشده است بايد توبه كند و الّا به هيچ وجه نمي­‌تواند برگردد الّا موارد استثنائی.

 

درس اخلاق





[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 07:10 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

برخورد آیت الله گلپایگانی با حوریان بهشتی در بهشت دوزخی

golpaye-hori

وی می فرمودند: روزی نشسته بودم ، ناگاه وارد باغی شدم که بسیار مجلل و با شکوه بود و مناظر دلفریبی داشت، ریگهای زمین آن بسیار دلربا بود و درخت ها بسیار با طراوت و خرم و نسیم های جان فزا از لابه لای آنها جاری بود.

من وارد شدم و یک سره به وسط باغ رفتم، دیدم حوضی است بسیار بزرگ و مملو از آب صاف و درخشان ،بطوری که ریگهای کف آن دیده می شد.

این حوض لبه ای داشت و دختران زیبائی که چشم آنها را ندیده ، با بدنهای عریان دور تا دور این حوض نشسته و به لبه دیواره حوض یک دست خود را انداخته و با آب بازی می کنند، و با دست آبهای حوض را بر روی لبه و حاشیه می ریزند

و آنها یک رئیس دارند که از آنها مجلل تر و زیباتر و بزرگ تر بود و او شعر می خواند و این دختران همه با هم رد او را می گفتند و جواب می دادند.

او با آواز بلند یک قصیده طولانی را بند بند می خواند و هر بندش خطاب به خدا بود که :«به چه جهت قوم عاد را هلاک کردی، و قوم ثمود را هلاک کردی و فرعونیان را غرق دریا کردید و…»

و چون هر بند که راجع به قوم خاصی بود تمام می شد این دختران همه با هم می گفتند : به چه حسابی به چه کتابی؟

و همینطور آن دختر رئیس اعتراضات خود را بیان می کرد و اینها همه تاییدا پاسخ می دادند.

من وارد شدم ، ولی دیدم همه اینها با من نامحرمند . لذا دور استخر که حرکت کردم از همان راهی که آمده بودم به بیرون باغ رهسپار شدم.

 

منبع:

وب سایت «جنبش سایبری موعود»





[ جمعه 1 بهمن 1395  ] [ 12:05 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]