غار اصحاب کهف کجاست؟+تصویر

غار اصحاب کهف کجاست؟

داستان اصحاب کهف را همه ما شنیدیم، چند جوان و یک سگ که برای سال‌ها در یک غار به خواب رفتند. کسانی که نمی توانستند دین خودشان را به فرمانروای وقت روم باستان اعلام کنند، به این غار می روند و بعد از سال‌ها از خواب بیدار می‌شوند. بعدها بسیاری از باستان شناسان درصدد پیدا کردن غار مذکور برآمدند و گزینه‌های بسیاری هم مطرح شد که ما چند مورد از آنها را بیان می‌کنیم. این گزینه ها حالا به جاذبه های مهم گردشگری تبدیل شدند و افراد زیادی به دیدن آنها می‌روند. با الی گشت در دیدن جاذبه های دیدنی و جذاب غار اصحاب کهف همراه باشید.

غار اصحاب کهف

داستان اصحاب کهف جزء داستان هایی اعتقادی است که در کتاب های مقدس از آن یاد شده است. با توجه به شواهدی که وجود دارد اصحاب کهف در غاری که بسیار وسیع بوده به خواب طولانی رفتند و سپس بیدار شدند تا دلیلی باشند بر اصل روز رستاخیز که همه موجودات در محضر حضرت حق بیدار می شوند. تا کنون غارهایی را در برخی از کشورها پیدا کرده اند که درون آنها تعدادی قبر به همراه سنگ نوشت هایی با مضمون


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 18 بهمن 1396  ] [ 2:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

راز مخفی کعبه که دانشمندان جهان را به حیرت انداخت

راز مخفی کعبه که دانشمندان جهان را به حیرت انداخت

حتما شما هم در مورد راز مخفی کعبه و معجزه کعبه چیزهایی شنیده اید. اگر می خواهید از جزییات راز مخفی کعبه آگاه شوید این بخش آسمونی را تا پایان مطالعه نمایید.

راز مخفی کعبه که دانشمندان جهان را به حیرت انداخت

آیا تابحال به این اندیشیده اید “چرا «کعبه» در «مکه» واقع است؟ “مکه” محل تجمع میلیونها مسلمان شناخته میشود. و “کعبه” (که در آن واقع است) را بنام قبلۀ مقدس مسلمانان میدانند. بزودی شاهد معجزۀ غیرقابل باور این مکان مقدس خواهید بود که برای هزاران سال در خفی باقی مانده بود. الله اکبر براستی که این معجزه بی نظیر و خارق العاده است.

(فی) عدد طلایی در ریاضیات (1.618)

خالق مدبر در سراسر جهان هستی این عدد (1.618) را به کار برده است؛ از ضربان قلب تا مارپیچ دی.ان.آی (DNA) طرح خاص کیهانی که (Dodecahedron) یاد می شوند.از نظم موجود در نموی برگ نباتات که به نام (phylotaxy) یاد می شوند تا کریستال های موجود در دانه های برف و اشکال مارپیچی کهکشان ها در





[ سه شنبه 17 بهمن 1396  ] [ 8:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چه کنم تا در زندگی زمین نخورم

http://ahlolbait.com/files/286/image/khoda.jpg

همه ما در زندگیمان بارها شکست خورده ایم. برخی دوباره کمر راست کرده ایم و به راهمان ادامه داده ایم و بسیاری دیگر برای همیشه مأیوس و نا امید شده ایم. گاهی انسان در پی راه حلی می گردد که هنگام شکست و زمین گیر شدن بتواند دوباره برخیزد و به راه خود ادامه دهد و شکست خود را جبران نماید. اما شاید از آن مهمتر این سوال است که چه کنم که اصلاً در زندگی شکست نخورم؟

پاسخ را با یک مثال ساده بیان خواهم کرد. تصور کن در اتوبوس ایستاده ای. با هر ترمزی که راننده محترم می گیرد همه کسانی که مثل تو ایستاده اند به جلو پرتاب می شوند. در این شرایط اگر کسی دستش را به دستگیره ای نگرفته باشد حتما به زمین خواهند خورد.  حتی گاهی با وجود اینکه دستگیره را گرفته اند ممکن است به خاطر شدت حرکت اتوبوس دستگیره از دستشان رها شود و زمین بخورند. 

زندگی هم مثل همین اتوبوس در حال حرکت است. پستی و بلندی مسیر ممکن است انسان را زمین بزند در این شرایط انسان باید به دستگیره محکمی چنگ بزند تا خودش را حفظ کند. 

آن دستگیره چیست؟

تنها دستگیره ای که میتوان به آن اعتماد کرد خداست. انسان باید به خدا ایمان و اعتماد داشته باشد و تنها راهی را برود که او فرمان داده است. این راه, راه امن است 

لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ‏ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (بقره 256)

در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنا بر اين، كسى كه به طاغوت [بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست. 

بله. پروردگار انسان که خیر و صلاح او را می خواهد هر گز کسانی را که به او تمسک کنند گمراه نمیکند. 

وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ‏ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ (22لقمان)

كسى كه روى خود را تسليم خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد، به دستگيره محكمى چنگ زده (و به تكيه‏گاه مطمئنى تكيه كرده است)؛ و عاقبت همه كارها به سوى خداست. 


نویسنده: سید مهدی خدایی







[ چهارشنبه 22 شهریور 1396  ] [ 12:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آيا مورچه اي كه با حضرت سليمان سخن گفته از نوع همين مورچگان بوده است؟

زندگی حضرت سليمان,پرندگان و حيوانات

مورچه يكي از قديمي‌ترين جانواران كره خاك است

 

الف) آيا مورچه اي كه با حضرت سليمان سخن گفته از نوع همين مورچگان بوده است. ب) و نحوه كلام آن چگونه بوده؟ ج) و آيا آن مورچه نر بوده يا ماده؟

در جواب بخش الف بايد گفت: هيچ دليلي نداريم كه آن مورچه از نوع همين مورچگان بوده يا نبوده است. علاوه بر اين كه كار حضرت سليمان به عنوان كار فوق‌العاده و معجزه‌ مطرح بوده است، همچنين آشنايي با زبان پرندگان را خداوند به حضرت سليمان ياد داد، شايد هم بتوان گفت: آن مورچگان از همين نوع مورچگان بوده اند. چون اگر گفته شود مراد از مورچگان و پرندگاني كه حضرت سليمان با آن‌ها حرف‌زده اين مورچگان و پرندگان نبوده‌اند. بلكه، يك نسل پيش‌‌رفته‌اي بوده‌اند نبايد كار سليمان كار فوق‌العاده‌اي بوده باشد.


كلماتي كه در قرآن به‌كاررفته است، به صورت مطلق و بدون قرينه و قيد


ادامه مطلب


[ سه شنبه 20 تیر 1396  ] [ 12:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زیـــبــاتـــریــن هـــای مــــا...

عکس و تصویر زیـــبــاتـــریــن هـــای مــــا... زیباترین شروع: بسم الله زیباترین دین: اسلام زیباترین خانه: کعبه زیباترین استاد: ...

زیـــبــاتـــریــن هـــای مــــا...


زیباترین شروع: بسم الله

زیباترین دین: اسلام

زیباترین خانه: کعبه

زیباترین استاد: امام صادق(علیه السلام)

زیباترین عمو: حضرت ابوالفضل(علیه السلام)

زیباترین غنچه: حضرت علی اصغر(علیه السلام)

زیباترین سرانجام: شهادت

زیباترین لباس: احرام

زیباترین ندا: فطرت

زیباترین دوست: کتاب

زیباترین روز: جمعه

زیباترین بیابان: عرفات

زیباترین میعاد: معاد

زیباترین کلام: لااله الاالله

زیباترین آواز: اذان

زیباترین شهید: امام حسین(علیه السلام)

زیباترین بنّا: حضرت ابراهیم

زیباترین پرچمدار: حضرت عباس(علیه السلام)

زیباترین پیرمرد: حبیب ابن مظاهر

زیباترین آواره: سلمان

زیباترین شب: قدر

زیباترین خاک: تربت

زیباترین رحمت: باران

زیباترین کلمه: محبت

زیباترین لحظه: پیروزی

زیباترین سوره: حمد

زیباترین سلسله: انبیاء

زیباترین بانگ: تکبیر

زیباترین پارسا: حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)

زیباترین زندانی: امام موسی بن جعفر(علیه السلام)

زیباترین صابر: حضرت ایوب(علیه السلام)

زیباترین مهاجر: هاجر

زیباترین عمل: عبادت

زیباترین چشمه: زمزم

زیباترین نیکی: نیکی به پدر و مادر

زیباترین عهد: وفا

زیباترین ناله: نیایش

زیباترین جنگ: جنگ با نفس

زیباترین انسان: پیامبر (صلی الله علیه و آله)

زیباترین ستون: نماز

زیباترین مادر: حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

زیباترین منتقم: حضرت مهدی(عج)

زیباترین سخن گو: حضرت زینب(سلام الله علیها)

زیباترین قربانی: حضرت اسماعیل

زیباترین کوشش: فی سبیل الله

زیباترین سنگ: حجرالاسود

زیباترین آغوش: آغوش مادر

زیباترین سرمایه: زمان

زیباترین زمین: کربلا

زیباترین خیابان: بین الحرمین

زیباترین ابزار: قلم

زیباترین شعار: صلوات برمحمد وآل محمد

(اللهم صل علی محمد و آل محمد)







[ شنبه 2 اردیبهشت 1396  ] [ 10:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خلق الله

عکس و تصویر





[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 5:34 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حیوانات مأموران خدا هستند

 
 

حيوانات مأموران خدا هستند

 

«فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى‏ مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ

فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ» (سبا 14)

پس چون مرگ را بر سليمان مقرّر داشتيم، كسى جنّيان را از مرگ او آگاه نساخت مگر جنبنده ‏ى زمين (موريانه) كه عصايش را (به تدريج) مى‏خورد، پس چون سليمان به زمين افتاد جنّيان دريافتند كه اگر غيب مى‏دانستند، در آن عذاب خوار كننده (كارهاى سخت) نمى‏ ماندند.

1ـ تكّه‏ اى از بدن گاو، مقتول را زنده مى‏كند و او قاتل خود را معرّفى مى‏كند. (در ماجراى گاو بنى اسرائيل) «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً» (بقره، 63 73)

2ـ عنكبوت، پيامبر را در غار حفظ مى‏كند. «إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ» (توبه، 40)

3ـ كلاغ، معلّم بشر مى‏شود. «فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً» (مائده، 31)

4ـ هدهد، مأمور رساندن نامه سليمان به بلقيس مى‏شود. «اذْهَبْ بِكِتابِي هذا» (نمل، 28)

5ـ ابابيل، مأمور سركوبى فيل سواران مى‏شود. «وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ»( فيل، 3)

6ـ اژدها، وسيله‏ ى حقّانيّت موسى مى‏شود. «هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ»( اعراف، 107)

7ـ نهنگ، مأمور تنبيه يونس مى‏شود. «فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ» (صافات، 142)

8ـ موريانه وسيله‏ ى كشف مرگ سليمان مى‏شود. «تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ»( سبأ، 14)

سگ اصحاب كهف مأمور نگهبانى مى‏شود. «وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ» (كهف، 18)

10ـ چهار پرنده سبب اطمينان ابراهيم مى‏شود. «فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ»( بقره، 260)

11ـ الاغ، سبب يقين عُزير به معاد مى‏شود. «وَ انْظُرْ إِلى‏ حِمارِكَ» (بقره، 259)

12ـ شتر، گاو و گوسفند در حج، شعائر الهى مى‏شوند. «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ» (حج، 36)

13ـ حيوان، وسيله‏ ى خداشناسى مى‏شود. «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ» (غاشيه، 17)

14ـ حيوان، وسيله‏ ى آزمايش انسان مى‏شود. «تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِماحُكُمْ» (مائده، 94)

15ـ حيوان، معجزه الهى مى‏شود. «هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ» (اعراف، 73)

16ـ حيوان، وسيله‏ ى قهر الهى مى‏شود. «الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ»( اعراف، 133)

و نيز در قرآن چندين سوره به نام حيوانات است: بقره، انعام، نحل، نمل، عنكبوت و فيل.

 




[ سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  ] [ 2:36 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بعضی انسان ها از سوسک هم کمترند





[ سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  ] [ 2:06 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بدترین خصلتی که انسان را بیچاره می کند

حرص

 


بدترین خصلت برای انسان، حرصی است که او را بی تاب کند و ترسی است که بند دلش را پاره کند.


همان خدایی که به ما و فرستاده‌اش ( پیامبر اسلام ) می‌گوید از اهل دنیا دوری گزینید! همو در مرحله نخست، پیامبرش را به‌ سوی همه مردم ـ از جمله دنیاپرستان ـ فرستاد [سبأ (۲۴)، آیه ۲۸] و تمام آنچه را که برای هدایت، سعادت ، تکامل و رستگاری بشر ضروری بود، برای آنان تبیین کرد.[نحل (۱۶)، آیه ۴۴]

آنان را به‌سوی خوبی‌ها رهنمون کرد و از بدی‌ها هشدار داد.[نساء (۴)، آیه ۱۶۵]

 

روش اهل دنیا 

اهل دنیا نیز در زمره همین مخاطبان بوده‌اند. آنان نیز به این بشارت‌ها و انذارها آگاهی داشتند، راه هدایت از گمراهی برایشان روشن شد؛ [بقره (۱)، آیه ۲۵۶] اما آنان برخلاف مومنان به‌جای اینکه راه آخرت و سعادت را برگزینند که سرای ابدی است، به متاع دنیا چنگ زده‌اند و گمان کرده‌اند که دنیا و هر آنچه در آن است، جاودان خواهد بود!

آنان به‌ جای لبیک به دعوت الهی، به خواسته‌های نفسانی جواب مثبت داده‌اند. لذا این‌گونه نبوده که خدا و رسولش گامی در جهت اصلاح اهل دنیا برنداشته باشند؛ بلکه برعکس، تمام حجت‌ها بیان، و صفوف اهل آخرت و اهل دنیا از هم جدا شد، و معلوم شد که آنان اهل بازگشت به ارزش‌های اخروی نیستند، پس از این بود که خداوند به مومنان و رسولانش دستور داد تا از آنها فاصله بگیرند.

نکته ی قابل توجه این است که اسلام از ما خواسته که نسبت به دنیا حرص و طمع نداشته باشیم.

وجود مقدس خاتم الانبیاء، حضرت محمد مصطفی( صلی الله و علیه وآله) راجع به این که در دنیا حریص نباشیم که این خودش شر است، نکته بسیار مهمی بیان می فرمایند.

ایشان می فرمایند: «شر ما فی الرجل شح هالع و جبن خالع» بدترین خصلت برای انسان، حرصی است که او را بی تاب کند و ترسی است که بند دلش را پاره کند.
«هلوع» یعنی کسی که حریص است و «شح هالع»آن کسی است که حریص بودن او را بی تاب کرده و دیگر آرامش روحی ندارد.

طبق فرمایش پیامبر، چنین شخصی، بدترین انسان ها است. حالا حرص او در مال باشد، در قدرت طلبی باشد و ... فرقی نمی کند، مهم این است که این حریص بودن، انسان را بیچاره می کند.
یک روایت در باب حرص داریم که حرص، چشم انسان را کور می کند و دیگر حقایق را نمی بیند. لذا کسی ک نسبت به مال، دنیا و ... حرص دارد؛ چشمش کور می شود و دیگر حق بین نخواهد بود.

جهل و عدم معرفت از طبیعت و ساختار زندگی صحیح ومعقول، انسان را به پیروی از هوی و هوس فرا می خواند، و اثر آن شکل گیری این صفت رذیله در روح وروان انسان خواهد بود. فکر این که، این جمع آوری مال دنیا عزت و هیبت انسانی است و مباهات به این داشته ها بدون این که از آن استفاده بهینه ای شود ریشه در جهل و نادانی دارد

معلوم است چنین کسی اگر با پیامبر عظیم الشأن هم همنشینی کند(مثل همان عده ای که همنشین ایشان بودند)، دیگر نور و نفس نبی در او اثر نمی کند. از این رو در مقابل مولی-الموالی ایستادند و ایشان را نشناختند و اهانت و جسارت کردند؛ برای این که در شر بودند.
بنابراین حضرت می فرمایند: بدترین شر، این است که انسان حریص باشد. حرص و ولع به دنیا، قدرت، مال، جاه، مقام و ... انسان را بیچاره می کند، طوری که در مقابل حجت خدا می ایستد و دیگر اصلاً حق شناس نمی شود.
پیغمبر اکرم حضرت محمد مصطفی(صلی الله و علیه وآله) در روایت شریفی فرمودند: «شِرارُ الناسِ شِرارُ العُلَماءِ فی الناسِ» بدترین مردم، بدترین عالمان در میان مردم است. آن کسی که خودش را تزکیه نکند، ولو علم هم داشته باشد؛ گرفتاری اش بیشتر است و مردم را هم به انحراف می کشاند و گرفتار می کند.

لذا مهم تر از همه این است که انسان از شر، دور باشد و إلا این وجود شرش عامل می شود که دیگر حق را هم نشناسد.
یکی از دعاهایی که اولیاء خدا برای خودشان فرض می دانستند، داشته باشند، این بود که می گفتند: خدایا ما را از شرور انفس محافظت بفرما که اگر این شر در درون انسان وجود پیدا کند، او را بیچاره خواهد کرد.

 

سوء ظن و بدبینی به خدا

امام علی(علیه السلام) به مالک اشتر می نویسد «بخل و ترس و حرص غراىٔز مختلفی هستند که  یک ریشه دارند و آن بد گمانی به خداست.[نهج الباغه]

وقتی تفکر و منطق انسانی بر این مبنا باشد که  برای داشتن عزت و نهایت سر افرازی وترس و دلهره  ازآینده و موقعیت باید به فکر جمع کردن مال دنیا شد، و بزرگی و نشاط زندگی را به داشتن ثروت و مال و منال دنیا بداند دیگر بندگی خدای متعال در زندگی این اشخاص جایگاهی نخواهد داشت، این تفکرات خیالی در حقیقت نوعی سوء ظن و بدگمانی نسبت به خداست. چرا که غافل  و جاهل از این مسىٔله هست ، که هر جنبنده ای در این عالم هستی روزیش مقدر و تنظیم شده است، و جمع آوری ثروت کاذب برای وی ذره ای خیر و برکت ندارد.

بدترین مردم، بدترین عالمان در میان مردم است. آن کسی که خودش را تزکیه نکند، ولو علم هم داشته باشد؛ گرفتاری اش بیشتر است و مردم را هم به انحراف می کشاند و گرفتار می کند

جهل و نادانی

امام علی (علیه السلام) : می فرمایند: حرص و ولع و بخل نتیجه نادانی است.[غررالحکم،حدیث1671]

جهل و عدم معرفت از طبیعت و ساختار زندگی صحیح ومعقول، انسان را به پیروی از هوی و هوس فرا می خواند ، و اثر آن شکل گیری این صفت رذیله در روح و روان انسان خواهد بود. فکر این که ،این جمع آوری  مال دنیا عزت و هیبت انسانی است و مباهات به این داشته ها بدون این که از آن استفاده بهینه ای شود ریشه در جهل و نادانی دارد.


سستی و ضعف دینی

امام علی (علیه السلام) : حرص زیاد از قدرت هوس و ضعف دینداری است.
از جمله ریشه های رشد و تقویت این صفت رذیله اخلاقی سستی و ضعف دینی است، وقتی باور و اعتقاد شخص به طور صحیح و عادلانه پایه ریزی نشد ، نتیجه آن تلاش و ولع برای جمع آوری مال و منال دنیا خواهد بود. ضعف ایمان به خدا و پیروی از هوی و هوس برای هر بشری مضر است و آفات بسیاری در قبال آن نصیب زندگی شخص خواهد شد.


منابع:

افکار نیوز

ویکی پرسش

سایت ذی طوی


ادامه مطلب


[ جمعه 17 مهر 1394  ] [ 4:41 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تأثير «بسم‌الله‌الرحمن الرحيم» بر آب زمزم در ژاپن بررسی شد

مركز پژوهشی «هادو» توكيو در تحقيقی جامع با استفاده از فن‌آوری نانو، تأثير تلاوت آيه «بسم‌الله‌الرحمن الرحيم» بر آب زمزم را مورد بررسی‌ قرارداد.
ماسارو ايموتو، رئيس مركز پژوهشی«هادو» توكيو با بيان اين‌كه در اين تحقيق به نتايج ارزنده و عجيبی دست‌يافته‌اند، گفت: تلاوت آيه «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» تأثير عجيبی بر روی بلورهای آب زمزم دارد به طوری كه هنگام تلاوت اين آيه مبارك حباب‌های زيبايی بر روی آب تشكيل‌می‌شود. 

اين پژوهشگر ژاپنی تصريح‌كرد: از بزرگ‌ترين تجاربی كه در نتيجه آزمايش بر روی آب زمزم به‌دست‌آمده، اين است كه هنگامی كه در كنار ظرفی از آب زمزم آياتی از قرآن‌كريم تلاوت‌‌شود،‌ بلورهايی رمزگونه و زيبا بر روی آن شكل‌می‌گيرد. 

رئيس مركز پژوهشی«هادو» با اشاره به اين‌كه آب زمزم ويژگی‌های خاصی دارد كه تغيير در آن امكان‌پذير نيست، افزود: اين آب ويژگی‌های منحصر به فردی دارد كه در ساير آب‌ها يافت‌نمی‌شود. 

وی گفت: با توجه به آزمايش‌ها و مطالعات زيادی كه بر روی آب زمزم انجام‌‌شد، اين نتيجه به دست‌آمد كه اگر يك قطره از آب زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوط‌شود، بلورهای تشكيل‌دهنده آن تغيير شكل‌داده و خاصيت آب زمزم را پيدامی‌كنند.

منبع: پايگاه اخلاقي و عرفاني الله


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 مهر 1394  ] [ 3:37 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عجایب حروف در قرآن

کتاب آسمانی ما قرآن سراسر معجزه است . معجزه ای که کهنه نمی شود و هر چه می گذرد شگفتی ها و رازهای دیگری را نمایان می سازد . حروف مقطعه قرآن در ابتدای سوره از شگفتی های این کتاب آسمانی به شمار می رود و منشاء بحث ها و بررسی های زیادی بوده است . برخی گفته اند از نامهای خداوند هستند . بعضی هم می گویند « اسم اعظم » پروردگار را ارائه می دهند . 

گروهی در مورد آیه ی شریفه « الم ذلک الکتاب لاریب فیه » می گویند بدین معنی است که : ما به وسیله همین حروف کتابی را که در آن هیچ شک و تردیدی نیست حفظ و حمایت کردیم و این حروف در دسترس هم هست قرآن کسی که ادعا می کند می تواند شبیه آن را بیاورد به مبارزه می طلبیم . و بالاخره بسیاری دیگر می گویند : الله اعلم . 

اما با ظهور کامپیوتر ، زمنیه برای تحقیق بیشتر بر روی قرآن باز شد ، چند سال پیش ، یک محقق مصری به نام « رشاد خلیفه » به نتایج جالبی رسید . رشاد خلیفه به وسیله شمارش دریافت که آغاز هر سوره با حروفی مشخص است که این حروف در مقابل حروف دیگر به نسبت بیشتی در آن سوره تکرار شده اند و به کار رفته اند . بدین ترتیب می بینم که حروف ق در یک سوره بیشتر از دیگر حروف تکرار شده و تعداد به کار رفتن آن در آن سوره بیشترین نسبت را در قرآن مجید دارد . همین طور ا ل م در سوره ی بقره و از سویی تعداد همین حروف نیز به ترتیب سیر نزولی دارند . یعنی به ترتیب الف و بعد لام و بعد میم بیش از بقیه به کار رفته اند . به تعداد هر یک توجه کنید :

الف : 4592 بار ل : 3204 بار م : 2195 بار

الف : 2578 بار - ل : 1885 بار م : 1251 بار

یا در سوره ی عنکبوت باز هم این سیر نزولی میان سه حرف را می بینیم :

الف : 784 بار ل : 554 بار م : 344 بار 

و یا در سوره های مبارکه ی روم و رعد نیز بدین ترتیب .

همان طور که دیدیم در همه ی موارد ، این حروف بیش از ... ا ل م آغاز گشته اند . نیز در میان سوره های دیگری که در مدینه نازل شده اند از نظر محاسباتی به میزانی بیشتر از سوره های دیگر مکی موجود در قرآن هستند . 

جالب این که ، سورهایی که با ا ل ر آغاز شده اند ، یعنی سوره های « ابراهیم ، یونس ، هود ، یوسف و حجر » که چهارتای آنها به صورت متوالی نازل شده اند و وقتی به هم اضافه شوند نسبت به تکرار سه حرف ا ل ر در آنها در مقایسه با همه سوره های مکی ذکر شده در قرآن مجید بیشتر است .

اطلاعات جمع آوری شده در مورد سوره اعراف هم به همین نتیچه رسیده است ، یعنی ا ل م ص بیشتر از سایر حروف در این سوره آمده اند . 

ولی جالب تر این که در سوره « یس » این موضوع به صورت عکس به خود گرفته ، زیرا ترتیب حروف برعکس شده است . در این سوره بر خلاف سایر سوره ها حرف ی که به حساب ابجد پس از س قرار دارد قبل از آن آمده ( در حالی که در سایر سوره ها ، ترتیب ابجد رعایت شده بود ) و شاید به همین جهت تکرار حروف ی و س در این سوره کمتر از دیگر سوره های مکی و مدنی است . 

رشاد خلیفه در مورد نقش عدد 19 در قرآن به نتایج خاصی رسیده است . وی می گوید خداوند با این عدد بر کفار برهان می آورد ؛ آنهایی که می گویند قرآن ساخته ی دست بشر است ( آیات 18 تا 26 سوره مدثر ) : « اوست که فکر و اندیشه بدی کرد پس خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود . باز اندیشه کرد ، پس روی ترش نمود و چهره در هم کشید . انگار روی از اسلام و قرآن گردانید و تکبر آغاز کرد و گفت که این سحر و پیمان سحر انگیزی هیچ نیست . این آیات جز گفتار بشری بیش نیست . ما این منکر و مکذب قرآن را به آتش دوزخ افکندیم . تو چه دانی که سختی و عذاب دوزخ تا چه حد است . شراره آن هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند . آن آتش بر آدمیان در نهد . بر آن آتش نوزده تن موکلند . ماخازنان دوزخ را غیر از فرشتگان عذاب ، قرار ندادیم و تعداد آنها را جز برای گمراهی و محنت کفار نوزده نگردانیدیم و اهل کتاب هم یقیین کنند و بر آن یقیین مومنان بیفزایند . » 

رشاد خلیفه در تفسیر این معما ها می گوید : بسم الله الرحمن الرحیم از 19 حرف تشکیل شده است و هر یک از کلمات آن نیز نوزده بار یا مضربی از 19 تکرار شده است . مثلا ً : اسم 19 بار ، الله 142*19=2698 بار ، الرحمن 3*19 = 57 بار ، الرحیم 6*19= 114 بار . و از طرف دیگر ، تمامی حروف مقطعه در اوایل سوره آمده اند و به اندازه مضربی از عدد نوزده در قرآن تکرار شده اند : حرف ق در سوره ق 3-19=57 بار ، حرف کهیعص در سوره مریم 42*19=798 بار ، حرف ن در سوره القلم 7-19=133 بار ، دو حرف ی و س در سوره یس 15*19=285 بار ، دو حرف ح و م 114*19=2166 بار . در همه ی سوره هایی که با آنها شروع می شدند : حروف ع س ق در سوره شورا 11*19=209 بار ، حروف الف لام میم در سوره رعد 19*79=1501 بار و ... 

همچنین ، آیه « حسبی ا ... و نعم الوکیل » از 19 حروف تشکیل شده است . یا « لا حول ولا قوت الا باا... » ، 19 حرف دارد . و هم آیاتی که مومنان برای دفع شر و در امان ماند از بدی به کار می برند .

آیا همه ی اینها تصافی است ؟ آیا قوانین ، احتمال وجود این همه تصادفات منظم و پی در پی را نفی نمی کند ؟ آیا جز این است که اینها ترتیب خاصی و با نظم و قدرتی فرای قدرت بشری ترتیب داده شده اند ؟ هیچ نویسنده ای نمی تواند با خود این قرار را بگذارد که مثلا ً من فلان حرف را در نوشته هایم الزاما ً این قدر تکرار کنم و یا مجموع حروف جمله ای را طوری تنظیم کنم که 19 حرف بشود .

از طرف دیگر برخی آیات از وسط سوره بر پیامبر نازل می شدند و یا به تدریج بود که یک سوره بر پیامبر نازل می شد و شاید هم تکمیل آن مدتی به طول می انجامید و پیامبر ( ص ) از ابتدا و انتهای سوره هم اطلاعی نداشتند . 

اطلاعات جمع آوری شده همچنین نشان داده است که در میان برخی کلمات متضاد هم تساوی عددی وجود دارد : 

حیات 145 بار - ممات 145 بار

دنیا 115 بار - آخرت 115 بار

ملائکه 88 بار - شیطان 88 بار

حر ( گرما ) 4 بار - برد ( سرما ) 4 بار

آیا اینها هم تصادفی است ؟ کتابی که هم از لحاظ معنا بی همتاست و هم از لحاظ لفظ و هم عجایب آن تمامی ندارد چگونه می تواند جای انکار باقی بگذارد ؟ کتابی که هر چه می گذرد باز هم جای حرف و بحث باقی دارد و همان طور که پیامبر اکرم ( ص ) فرموده اند « انه کتاب لا تنقضی عجائبه » . که آنچه ذکر شد نیز ذره ای از دریای بیکران شگفتی های قرآن است . همان طور که پروردگار نیز فرمونده اند « ا... الذی انزل الکتاب بالحق و المیزان - - - سوره شورا ، آیه 17 » 

و این کدام میزان است ؟ این همان میزانی است که همه چیز ، حتی یک مو را به سنجش می گیرد و فرو گذار نمی کند .

منبع: پايگاه اخلاقي و عرفاني الله


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 مهر 1394  ] [ 3:36 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

قرآن و كامپيوتر

مقاله قرآن و كامپيوتر نوشته « دكتر رشاد خليفه» دانشمند مسلمان مصري داراي درجه پي اچ دي در رشته مهندسي سيستمها و استاد دانشگاه آريزوناي آمريكاست كه مدتي معاون سازمان توسعه صنعتي ملل متحد بوده است . وي با كمك عده اي از مسلمين متخصص و صرف وقت بسيار تحقيقات گسترده اي را در نظم رياضي كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آيات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كليد رمز اعجاز آميز قرآن و آسماني بودن آن معرفي ميكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم رياضي حيرت انگيز و اعجاز آميز حاكم بر حروف قرآني را كشف نمايد. دكتر رشاد خليفه ، نخستين بار ترجمه قرآن مجيد از عربي به انگليسي را در 12 جلد نگاشت . اين ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ايالت آريزوناي آمريكا بچاپ رسيد. مقاله قرآن و كامپيوتر در پايان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اينك متن مقاله : 
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بيشمار ادبي شامل كتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن برشته تحرير در آمده است . دراين نوشته ها فصاحت بيان ، فضيلت ادبي، معجزات علمي، سبك و حتي جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشريح شده است. با وجود اين، تحقيق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشري، بيطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقيده نويسنده برعليه آن قلم فرسايي شده است . چون مطالعات وپژوهش هاي قبلي به بوسيله بشر انجام شده خواهي نخواهي تمايلات ونظرات ضد ونقيض نويسندگان در آنها به چشم ميخورد ، اين نوشته ها نتوانسته اند افراد غيرمسلمان را قانع كنند كه قرآن كتاب آسماني است و دلايل نويسندگان درايشان مؤثر نبوده است. معجزه اي كه در اين رساله پژوهشي ارائه مي شود برمبناي اصولي بي چون و چرا و خالي از شك و شبيه و غيرقابل تغيير استوار است بدين ترتيب كه فن كامپيوتر با كشف سيستم اعدادي اعجاز آميز قرآن مدلل مي دارد كه قرآن مجيد بدون شك ساخته فكر بشر نمي تواند باشد. خواست خداي توانا بوده است كه اين نظم پيچ در پيچ عددي قرآن مخفي نماند تا تايپ شود كه سرچشمه غيبي قرآن از جانب خداوند متعال است و نيز در عرض گذشت قرون بوسيله ذات او محافظت ميشده و از گزند تغيير ، افزايش يا كاهش در امان مانده است. رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند :

1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است. 
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19). 
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است. 
4- سوره علق 19 آيه دارد. 
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. 
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است. 
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است. 
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) . 
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19). 
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) . 
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است. 
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد : 
الف) بي ايمانان را آشفته سازد. 
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است. 
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد. 
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد. 
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد. 
13- آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي 15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.
چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است .
17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد.
18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره از قرآن با اين علامات شروع ميشود.تعداد حروف الفبا دراين رموز14وتعداد خود رمزها نيز14ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جم ع كنيم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
22- خداوند توانا بما ياد ميدهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند،بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است.
بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه رادر اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند.
بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است.
23- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25- بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند.
26- آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد ) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است.
27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود.
28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19). 
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند . 
33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19).
34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19).
35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19).
36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19).
39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).


41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19).
42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19).
43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19).
درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً : 
1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است. 
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است. 
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند. 
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار 
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند. 
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند. 
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آيا اينها تصادفي است؟
ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست.
نتيجه: 
1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد.
آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.
3- عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است.
حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود:
«عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي از دهانش خارج شود.»
«اميدوارم خوانندگان گرامي در انجام وظيفه ديني و كتب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار ، تاجايي كه مي توانند اين معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بيش از پيش روشن گشته و اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و قانون زندگي واقعي گردد.

در پايان با تمام وجود و با فريادي بلند به امت اسلامي مي گويم اي ملت اسلامي قرآن را بخوانيد و عمل كنيد كه سعادت بشر در آن نهفته است.

منبع: پايگاه اخلاقي و عرفاني الله


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 مهر 1394  ] [ 3:35 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تأثير قرائت سور فاتحة و توحيد در كيفيت زندگی بيماران

به گزارش پایگاه خبری رحمائ به نقل از ايكنا، قرآن كريم كتاب آسمانی مسلمانان است كه كل ابعاد حيات انسان را در بر می‌گيرد و طبيعتا درمان بيماری‌ها می‌تواند بعدی از ابعاد بی‌شمار آثار آيات قدسی قرآن باشد. حكيمان مسلمان در درمان بيماران از آيات الهی استفاده می‌كرده‌اند و در متون مذهبی و اعتقادی مسلمانان بر تأثيرات درمانی فاتحةالكتاب و سوره توحيد، تأكيد شده است. 

بر اساس اين مستندات مذهبی متقن و باور عميق به اين آيات الهی، تأثير آيات فاتحةالكتاب و توحيد بر 12 بيمار مبتلا به بيماری مولتيپل اسكلروز مطالعه شد. اين مطالعه از نوع مطالعات مداخله‌ای بوده و نتايج قبل و بعد از مداخله مقايسه شده است. 

بيماری تحت مطالعه شامل بيماری مولتيپل اسكلروز بوده، 12 بيمار وارد مطالعه شدند. تمام بيماران از مداخله اطلاع داشته و فرم رضايتنامه را تكميل كرده‌اند. مداخله شامل قرائت سوره‌های فاتحةالكتاب و توحيد برای بيماران و قرار دادن دست‌های درمانگر بر سر بيمار و اعضای درگير بيماران به هنگام قرائت آيات مذكور بوده است. مداخله به مدت 8 هفته و در هر هفته يكبار از راه نزديك و دوبار از راه دور (خواندن آيات ذكر شده با تمركز بر بيماران) انجام شد. 

مقاله «دعادرمانی (قرائت سوره فاتحةالكتاب و سوره توحيد) و كيفيت زندگی در بيماران مولتيپل اسكلروز (ام . اس)»، نوشته فرزانه مفتون، اكرم جهانگير، ژيلا صديقی، مژگان كاربخش، فرانك فرزدی و شهناز خدايی در اولين شماره از فصل‌نامه تخصصی پژوهش‌های ميان‌رشته‌ای قرآن كريم منتشر شده است.

منبع: پايگاه اخلاقي و عرفاني الله

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 مهر 1394  ] [ 3:34 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

گرایش دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام

معجزه خداوند در قرآن کریم سبب گرایش دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام

به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده استدانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت.بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است ".زمانی که آیه تلاوت شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .براون شهادتین را گفت و مسلمان شد.

منبع: پايگاه اخلاقي و عرفاني الله


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 مهر 1394  ] [ 3:32 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کشف قطره ی چشم از قرآن کریم

دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد توانست با ساختن قطره ی چشم برای درمان آب مروارید با الهام گرفتن از سوره یوسف به دو مجوز اختراع بین المللی یکی از آمریکا و دیگری از اروپا دست یابد.

دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد سید پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات وابسته به وزارت پژوهش علمی و فناوری مصر یک روز صبح هنگامی که در حال تلاوت سوره ی یوسف علیه السلام بود آن قصه ی عجیب وی را به تأمل واداشت و شروع به تدبر در آیات قرآن کریم کرد که داستان توطئه ی برادران یوسف علیه السلام و سرنوشت پدر آن حضرت را بیان میکرد و اینکه چگونه چشمان حضرت یعقوب کور شد و دچار آب مروارید گردید و سپس چگونه خداوند متعال به واسطه ی پیراهن یوسف (ع) آن حضرت را شفا داد .

دکتر عبدالباسط با خود می اندیشید که پیراهن یوسف علیه السلام چه می تواند داشته باشد که باعث شفای چشمان پدرش شد؟ وی ایمان داشت که داستان یوسف معجزه ایست که خداوند متعال به وسیله ی یکی از پیامبران خود آن را به اجرا گذاشته است. ولی دکتر معتقد بود که در کنار محتوای روحی داستان ، محتوای مادی دیگری نیز دارد که از طریق تحقیق و مطالعه می توان به آن دست یافت تا دلیلی باشد بر راستگویی قرآن کریم. وی همچنان در حال تحقیق و جستجو بود تا اینکه با یاری خداوند به رابطه ی بین غم و غصه و دچار شدن به آب مروارید پی برد. چرا که غم و غصه باعث افزایش هرمون ادرینالین می شود که این ماده، ماده ای ضد هرمون انسولین به شمار می رود. بنابراین اندوه و یا شادی شدید باعث افزایش مستمر هرمون ادرینالین می شود که به نوبه ی خود باعث افزایش قندخون می گردد که این یکی از دلایل تار و کدر شدن دید چشم می باشد. و این بر هم زمان بودن گریه و اندوه می باشد که نخستین بارقه ی امید در سوره ی یوسف برای وی زده می شود آنجا که خداوند در مورد حضرت یعقوب علیه السلام می فرماید : ﴿ وتولى عنهم وقال يا أسفي على يوسف وابيضّت عيناه من الحزن فهو كظيم ﴾ (يوسف 84) حضرت یوسف علیه السلام با وحی پروردگار از برادرانش خواست که پیراهنش را برای پدرش ببرند ﴿ اذهبوا بقميصي هذا فألقوه على وجه أبي يأت بصيرا وأتوني بأهلكم أجمعين﴾ (يوسف 93)

خداوند متعال می فرماید : ﴿ ولما فصلت العير قال أبوهم إني لأجد ريح يوسف لولا أن تفندون، قالوا تالله إنك لفي ضلالك القديم، فلما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتد بصيرا قال ألم أقل لكم إني أعلم من الله ما لا تعلمون﴾(يوسف 96) 

آغاز پژوهش از اینجا بود که چه چیزی در حضرت یوسف علیه السلام بود که باعث شفا شده است ؟

بعد از فکر و تأمل دکتر عبد الباسط به جوابی جز عرق (بدن) نرسید؛ بنابراین شروع به جستجو در مورد عناصر عرق کرد و لنزهای خارج شده از چشم را در عرق فرو می برد که باعث شفافیت تدریجی این لنزهای کدر شده می گردید.

و سؤال دوم این بود که :

آیا تمام عناصر و اجزای عرق فعال و تأثیر گذار می باشند؟

بدین وسیله و با یکی از این عناصر در نهایت دکتر عبدالباسط توانست ترکیبی از "پولین جوالدین" بسازد و آن را روی 250 داوطلب آزمایش کندکه در بیش از 90% از موارد آب مروارید و سفیدی چشم از بین رفت و این افراد بینایی خود را باز یافتند. و از طریق آزمایش ثابت شد که استفاده از این قطره 2 بار در روز به مدت 2 هفته باعث از بین رفتن آب مروارید چشم و بهبود بینایی می گردد. 

دکتر عبد الباسط می گوید که با شرکتی که قرار است این دارو را تولید و توزیع کند شرط کرده است که هنگام ارائه ی آن به مردم به این مسأله اشاره کند که آن یک داروی قرآنی است تا مردم به راستگویی این کتاب بزرگ و تأثیر آن در خوشبختی دنیوی و أخروی مردم پی ببرند.

دکتر عبدالباسط اضافه می کند که : با استفاده از تجربیات علمی خود عظمت و بزرگی قرآن را احساس می کنم و آنگونه است که خداوند فرموده : ﴿ وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين ﴾

" صدق الله العلي العظيم"
 
منبع: پايگاه اخلاقي و عرفاني الله

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 مهر 1394  ] [ 3:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اعجاز علمی قرآن کریم در انجیر و زیتون

رئیس گروه تحقیقاتی ژاپنی بعد از اینکه مطمئن شدند قرآن کریم 1427 سال قبل از آنان نتیجه ی پژوهش آنها را بیان کرده است اسلام آورد.
دکتر طه ابراهیم خلیفه، استاد بخش گیاهان داروئی دانشگاه الأزهر مصر و رئیس قبلی این دانشگاه در مورد ماده ی متالویثوندز می گويد :

این ماده ایست که مخ انسان و حیوانات دیگر به میزان بسیار کمی ترشح می کنند. این ماده ی پروتئینی دارای گوگردی می باشد که به راحتی می تواند با روی ، آهن و فسفر مخلوط گردد. این ماده برای زنده ماندن انسان بسیار مهم می باشد. ( کاهش کولسترول – جنبه ی غذائی – تقویت قلب و تنظیم تنفّس ) 

ترشح این ماده از مخ انسان بعد از سن 15 سالگی تا سن 35 سالگی افزایش می یابد. و بعد از این سن تا 60 سالگی ترشح آن کم می گردد. بنابراین این ماده در انسان به راحتی قابل دستیابی نمی باشد.

در حیوانات دیگر نیز میزان این ماده بسیار کم است. از این رو گروهی از دانشمندان ژاپنی اقدام به جستجوی این ماده ی سحرآمیز که باعث از بین رفتن عوارض پیری می شود در میان گیاهان کردند و تنها این ماده را در دو گیاه پیدا کردند :

انجیر و زیتون

و راست گفته است خداوند متعال در آنجا که فرموده است : ﴿ و التين والزيتون (1) وطور سنين(2) وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِين (3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ﴾ 

دکتر طه ابراهیم در این قسم خداوند متعال به انجیر و زیتون و ارتباط آن با خلقت انسان در بهترین زمان و برگرداندن آن به بدترین زمان می اندیشد...

بعد از نتیجه گیری از انجیر و زیتون فهمید که به کارگیری آن از انجیرِ تنها یا از زیتون تنها فایده مورد نظر را برای سلامتی انسان ندارد پس باید آن دو را باهم مخلوط کرد.

دانشمندان ژاپنی نیز بهترین میزان را برای بهترین تأثیر در میزان ( یک انجیر و هفت زیتون ) یافتند.

استاد طه ابراهیم خلبفه به جستجو در قرآن کریم ادامه داد و فهمید که انجیر یک بار در قرآن کریم ذکر شده و زیتون 6 بار به صورت صریح و یک بار به صورت ضمنی در سوره مؤمنون به آن اشاره شده است آنجا که می فرماید : ﴿ و شجرة تخرج من طور سيناء تنبت بالدهن وصبغ للآكلين ﴾ استاد ابراهیم طه تمام اطلاعاتی را که از قرآن کریم جمع آوری نموده بود را برای گروه تحقیقاتی ژاپنی فرستاد . و بعد از اطمینان این گروه از اینکه قرآن کریم 1427 سال قبل از آنان به نتیجه ی علمی آنان رسیده است رئیس آن گروه اسلام آورد و مجوز این کشف بزرگ را گروه ژاپنی به دکتر طه ابراهیم خلیفه داد.

منبع: پايگاه اخلاقي و عرفاني الله


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 مهر 1394  ] [ 3:28 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]