چکونه بد بینی خود را درمان کنیم ؟

چکونه بد بینی خود را درمان کنیم ؟

برای مداوای این اخلاق بد که گاه در جان آدمی ریشه می دواند لازم است به نکات زیر دفت شود :

1- ذهن و ضمیر ما همچون ظرفی بزرگ و بهتر بگوییم مثل کامپیوتری پیچیده، اطلاعات، تجربیات و اخبار را در خود جای داده، آن ها را پردازش نموده و دستورات لازم را صادر می کند. آدم بدبین به دلیل دیدن و شنیدن مکرر و مداوم بدی ها و شکست و ناکافی های فراوان، اطلاعاتی منفی و سیاه از محیط در مخزن ذهن خود بایگانی نموده و تحت تأثیر آن ها به مرور به تجربه و تحلیل ورودی ها می پردازد. اگر چه انسان می‌تواند بر خلاف اطلاعات عمل کند و با اراده و اعتقاد خویش در برابر تمامی تحمیلات و تلقینات و تعلیمات بایستد، امّا این گروه جزو اقلیت بسیار ناچیز قرار می گیرند. اکثریت مطلق افراد بشر بر اساس فرایند تعلیم و تربیت عمل نموده و تحت تأثیر وراثت و داده های محیطی، رویکرد و عملکردشان همآهنگ با این دو عنصر هم تربیتی می شود.

بنابراین برای معالجه و درمان ریشه ای سوءظن و بدبینی می بایست ورودی های ذهن و ضمیر خود را کنترل کنید چشم و گوش و دهان سه شاهراه مهم ورودی های ذهن ما می باشند، لذا مراقب دیدنی ها و


ادامه مطلب


[ دوشنبه 25 تیر 1397  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چکونه بد بینی خود را درمان کنیم ؟

چکونه بد بینی خود را درمان کنیم ؟

 

http://ahlolbait.com/files/field/image/bad%20bini.jpg

برای مداوای این اخلاق بد که گاه در جان آدمی ریشه می دواند لازم است به نکات زیر دفت شود :

1-    ذهن و ضمیر ما همچون ظرفی بزرگ و بهتر بگوییم مثل کامپیوتری پیچیده، اطلاعات، تجربیات و اخبار را در خود جای داده، آن ها را پردازش نموده و دستورات لازم را صادر می کند. آدم بدبین به دلیل دیدن و شنیدن مکرر و مداوم بدی ها و شکست و ناکافی های فراوان، اطلاعاتی منفی و سیاه از محیط در مخزن ذهن خود بایگانی نموده و تحت تأثیر آن ها به مرور به تجربه و تحلیل ورودی ها می پردازد. اگر چه انسان می‌تواند بر خلاف اطلاعات عمل کند و با اراده و اعتقاد خویش در برابر تمامی تحمیلات و تلقینات و تعلیمات بایستد، امّا این گروه جزو اقلیت بسیار ناچیز قرار می گیرند. اکثریت مطلق افراد بشر بر اساس فرایند تعلیم و تربیت عمل نموده و تحت تأثیر وراثت و داده های محیطی، رویکرد و عملکردشان همآهنگ با این دو عنصر هم تربیتی می شود.

بنابراین برای معالجه و درمان ریشه ای سوءظن و بدبینی می بایست ورودی های ذهن و ضمیر خود را کنترل کنید چشم و گوش و دهان سه شاهراه مهم ورودی های ذهن ما می باشند، لذا مراقب دیدنی ها و


ادامه مطلب


[ جمعه 24 شهریور 1396  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نحوه درمان چشم‌چرانی

علت چشم چرانی مردان,عاقبت چشم چرانی

چگونه می‌توان از چشمان خود محافظت کرده و چشم‌چرانی را ترک کرد؟

 

درمان چشم‌چرانی مانند دیگر آلودگی‌ها و بیماری‌‌های روحی و روانی، باید از دو راه و در دو مرحله صورت ‌گیرد: یک) از راه فکری و نظری. دو) از طریق عملی...

قرآن کریم می فرماید: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است و خدا به آنچه می کنند، آگاه است؛ پس خواست قرآن رعایت عفت عمومی برای زن و مرد است و این کار را وظیفه ضروری و واجب مومنین شمرده شده است.
روش های زیادی برای درمان چشم چرانی ارائه شده است که به شرح زیر است:


نحوه درمان چشم‌چرانی چگونه است توضیح دهید؟

پاسخ اجمالی
درمان چشم‌چرانی مانند دیگر آلودگی‌ها و بیماری‌‌های روحی و روانی، باید از دو راه و در دو مرحله صورت ‌گیرد: یک) از راه فکری و نظری. دو) از طریق عملی؛

انسان را می‌توان به کامپیوتری تشبیه کرد که از نرم افزار و سخت افزار تشکیل شده است، نیروی فکر و اندیشه‌ی انسان به ‌‌منزله‌ی نرم افزار و نیروهای عملی و بدن او به‌‌‌منزله‌ی سخت افزار می‌باشد. همان‌گونه که


ادامه مطلب


[ شنبه 21 مرداد 1396  ] [ 04:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ظالمین چه کسانی هستند؟

ریشه ظلم کردن

  علّت ظلم را بیش از هر چیز باید در کمبودها و نارسایی های روحی و روانی فرد ظالم جستجو کرد

 

در قرآن مجید، آیات زیادی در مذمت ظلم و نیز در معرفی این گروه بیان شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود ...


یکی از گناهانی که به حکم عقل و شرع بسیار مذمت شده است؛ ظلم است. این رفتارهای ظالمانه به نوع های مختلفی در زندگی افراد نمود دارد و می توان برایش مصادیق فراوانی را در یک نوع تقسیم بندی به دو حیطه ی ظلم های فردی و اجتماعی و در یک تقسیم بندی دیگر در بیان علمای اخلاق؛ ظلم به خدا، ظلم به خود و ظلم به دیگران تقسیم کرد.

نکته ای که همه ی ما انسان ها باید مد نظر داشته باشیم این است که در همه ی این مصادیق و اقسام ظلم، در حقیقت انسان ظالم بیش از این که به دیگران ظلم کند؛ به خود ظلم کرده است. چرا که اگر انسان کار خوبی انجام دهد؛ در اصل به خودش خوبی کرده است. کسی که مثلا دست فقیری را می گیرد، به خویشتن لطف کرده است؛ بله فرد کمک کننده به فقیر کمکی رسانده است؛ ولی در واقع، دنیا و آخرت خود را آباد کرده است. در دنیا دوست پیدا می کند؛ خدا چند برابر در دنیا به او می دهد و در آخرت هم بهره ای صد چندان دارد.

کسی هم که در حق دیگران بدی می کند؛ در اصل به خودش ستم کرده است. زیرا در دنیا و آخرت ضرر می کند. اولین ضرر دنیوی او این است که دوست شفیقی را از دست داده و یا دشمنی برای خودش ساخته است و دومین آن، تقاص است در همین دنیا؛ زیرا یکی از گناهانی که نتیجه اش در همین دنیا دیده می شود، ستم به دیگران است و نتیجه شوم دیگرش در آخرت است.


ریشه ی ظلم کردن به دیگران در چیست؟
اگر بخواهیم ریشه و علت ظلم را در رفتارهای افراد بدانیم، متخصصان تا حدودی این عوامل را روشن کرده اند و بیان کرده اند که علّت ظلم را بیش از هر چیز باید در کمبودها و نارسایی های روحی و روانی و خود کم بینی ها و حقارت های نفسانی مشخص ظالم جستجو کرد، زیرا کسی که دارای نفس مطمئنّه و روح آرام و شخصیت قائم به صفات کاملة وجود خویش باشد، هیچ گاه ستمی به دیگران روا نخواهد داشت.


چنانچه بررسی زندگی بزهکاران اجتماعی که مرتکب جنایات بزرگ و ستم های هولناک نسبت به افراد شده اند، نشان می دهد که خود مجرمین مورد تهدید و ستم های مکرّر واقع شده اند. گاهی هم جهالت و نادانی انسان موجب ظلم و جور ناخواسته ای می شود که معمولاً دامنة آن فراتر از خود و خانواده می شود. غفلت از یاد خدا و بی ایمانی به مبدأ و معاد نیز زمینه ساز انواع ستم ها می شود.


منابع:
سایت حوزه
پرسمان
سایت پویش






ادامه مطلب


[ یک شنبه 25 تیر 1396  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نهی شدید قرآن از همجنس بازی !!

قرآن,احکام دینی,حکم همجنس بازی از نظر قرآن

آیا در قرآن از همجنس بازی صحبتی شده است، اگر آمده حکم آن چیست؟ و اگر نیامده چرا می گویند حرام است؟

«همجنس بازی چه حکمی در قرآن دارد؟» را می‌توان به دو مقصود حمل کرد: یکی منظر «فقهی»، یعنی احکام حلال و حرام و مجازات آن چیست؟ و دیگری منظر نگاه و جایگاه. یعنی مثلاً قرآن به این رفتار چه نگاهی دارد و چه فرموده است؟

بدیهی است که «منظر فقهی» موضوع بحث ما نمی‌باشد، چرا که اولاً تمامی احکام فقهی در قرآن نیامده است، بلکه فرموده است از حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله اخذ کنید، مثل احکام رکعات نماز که اصلی‌ترین عبادت و ستون دین است و دیگر آن که ما نوعاً فقیه و مجتهد نیستیم که بخواهیم با رجوع به قرآن کریم و حتی احادیث و سایر منابع، استنباط و استخراج و بیان احکام نماییم. لذا برای اطلاع از احکام جزایی همجنس‌بازی مردان یا زنان، باید به فقه رجوع کرد.

این یک حقه‌ی وهابیت است که رایج کرده‌اند هر حکم فقهی را می‌پرسند در کدام سوره و آیه آمده است؟ چرا که آنان بدون هیچ حجتی به «حسبنا کتاب الله» و ظاهر آیات بسنده کرده‌اند و ما به حکم خداوند متعال در آیات


ادامه مطلب


[ جمعه 2 تیر 1396  ] [ 11:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بدگمانی و پیامدهای آن (عکس نوشته)

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید، زیرا که برخی از گمان‌ها گناه‌اند. حجرات آیه 12

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛
ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید، زیرا که برخی از گمان‌ها گناه‌اند.
حجرات آیه 12






[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396  ] [ 11:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

غرور،آفت پند پذیری

عکس و تصویر







[ جمعه 8 اردیبهشت 1396  ] [ 12:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

طمع

عکس و تصویر شب عرفه و شب آشتی باخدا مهربون پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: ...

داستان:

روزی (شبلی) به مسجد رفت تا نماز بخواند ، در آن مسجد کودکان مشغول کتابت بودند . وقت نان خوردن آنها بود و با هم نان می خوردند .

دو کودک ، نزدیک شبلی نشسته بودند ، یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری فرزند فقیری . پسر ثروتمند مقداری حلوا داشت و پسر فقیر ، مقداری نان خشک ، پسر ثروتمند حلوا می خورد

و پسر فقیر از او حلوا می خواست . پسر ثروتمند به پسر فقیر گفت: اگر حلوا می خواهی باید سگ من باشی . و او قبول کرد .!

پسر ثروتمند گفت : پس صدای سگ در آور ! آن بیچاره ، صدای سگ در آورد و او مقداری حلوا پیش پسر فقیر انداخت . و این کار چند بار تکرار شد .. شبلی به آن ها نگاه می کرد و می گریست !

مریدان از او پرسیدند : برای چه گریانی ؟ گفت: نگاه کنید که طمع چه بر سر مردم می آورد ، اگر آن پسر فقیر به همان نان خشک قناعت می کرد و به حلوای آن پسر طمع نمی ورزید ، هرگز سگ فردی همانند خود نمی شد.







[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 03:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زمانی بر مردم خواهد آمد که ...

عکس و تصویر ✨ بِسمِ الله الرَّحمـ‗َ_‗ـنِ الرَّحیـ‗_‗ـمِ✨ :black_left-pointing_triangle:️حضرت علی علیه السلام فرمود: زمانی بر مردم خواهد آمد ...

✨ بِسمِ الله الرَّحمـ‗َ_‗ـنِ الرَّحیـ‗_‗ـمِ✨

حضرت علی علیه السلام فرمود:

زمانی بر مردم خواهد آمد که چند گناه بزرگ و عمل زشت در بین آنها پدید می آید.

۱- کارهای زشت آشکار می گردد و معمولی می شود.

۲- پرده های عفت و شرم پاره می گردد.

۳- زنا کاری و تجاوزهای ناموسی علنی می شود.

۴- مالهای یتیمان را حلال می شمارند و می خورند.

۵- رباخواری شیوع پیدا می کند.

۶- در کیل و وزنها ، کم و کاست می کنند.

۷- شراب را به اسم نبیذ حلال شمرده و می خورند.

۸- رشوه را به عنوان هدیه و شیرینی می گیرند.

۹- به نام امانت داری خیانت می نمایند.

۱۰-مردها خود را به شکل زنان و زنان خویش را به صورت مردها درمی آورند.

۱۱- به احکام و دستورات نماز بی اعتنائی می کنند.

۱۲- حج خانه خدا را برای غیر خدا (برای ریا و یا تجارت) بجا می آورند.







[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عجب و خود پسندی

Image result for ‫عجب و خود پسندی‬‎

عجب و خود پسندی :

 سالك إلى الله هرچه بيشتر سير ميكند خداوند كمالات عاريتى بيشترى درو نفس او قرار داده و بهره ‏اش از علم و قدرت حقّ متعال افزون میگردد.

🔹‌در اين حال اگر لحظه‏ اى به غفلت دچار شده و به خود نظر كند و آنچه خداوند در او به  وديعت نهاده از خود ببيند، مبتلا به عُجب و خودپسندى شده و از مرتبه عبوديّت خارج شده و به شرك خفىّ دچار میشود و هرچه درجه ‏اش بالاتر باشد، چون كمالات عاريتی اش بيشتر است، درجه شركش نيز شديدتر می‏گردد.

🔶 هرگاه ديده شود كه سالكى در مقام عمل  يا  گفتار كمالات را به خود نسبت ميدهد، اين امر نشان از توقّف يا سقوط او و ابتلاء به عُجب است و معلوم میشود كه اين سالك از مسير خارج شده و ديگر حائز شرائط رفاقت سلوكى كه هم‏ جهتى در راه لقاء و فناء است نمی ‏باشد.

                     〰〰〰〰

يكى از رفقاى سلوكى مرحوم علامه طهرانی كه بسيارزحمت‏ كشيده بود و حالاتى خوش و كراماتى داشت يكبار كه به مشهد مشرّف شده بود خدمت مرحوم علامه طهرانی رسيد و ايشان نيز براى بازديد او تشريف بردند.

🔶 در آن مجلس ايشان مفصّل از كرامات و شفاى افراد كه به وسيله او انجام شده بود تعريف نمود كه فلان مريض را اينطور شفا دادم و براى مرضاى ديگر چنين و چنان كردم؛ از منزل كه بيرون آمديم حضرت علامه فرمودند:
ايشان فقط میگفت من چنين كردم، من چنان كردم؛ آقا! اين نسبتها را انسان بايد به خدا بدهد، مرض را خدا شفا میدهد، ما كه هستيم كه كارى انجام دهيم؟!

🔷👈 شما اگر حمد خواندى و بيمار شفا يافت، به قدرت و عنايت خدا بوده است، ما چكاره ‏ايم؟
لا حول و لا قوّة إلاّ بالله؛ هر حول و قوّه‏ اى، هر حركت و قدرتى، بالله است؛ از او و به قدرت اوست.
همين امر سبب شد كه اين آخرين ديدار ايشان و اين رفيق قديمى باشد و پس از آن دیگر ملاقاتى ننمودند.

🔷🔷🔷مرحوم علاّمه والد معظّم مكرّر ميفرمودند: انسان نبايد در مراحل و مراتب راه خدا متوقّف شود و به مادون توحيد قانع گردد.
 اهل توحيد هر كارى میكنند  به خدا نسبت میدهند، اوست كه اين كار را می‏كند.
اهل توحيد اين نسبت را از ميان برداشته‏ اند، هيچگاه نمیگويند:
ما چنين كرديم، ما چنان كرديم؛ من و مائى در كار نيست.

🔷🔷🔷می‏ فرمودند: سالك إلى الله در همان قدمهاى اوّل بايد منيّت را بريزد و نابود كند!
 

🍂گر رنج پيشت آيد و گر راحت اى حكيم
 نسبت مكن به غير كه اينها خدا كند
 
🍂 تا كم نشوى و كمتر از كم نشوى
 در حلقه عاشقان تو محرم نشوى

 

آیت الله حاج سیدمحمدصادق حسینی طهرانی
کتاب  نورمجردجلددوم صفحه ۲۶۶               







[ جمعه 1 اردیبهشت 1396  ] [ 07:01 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

واےبرعیب جویان. . .

عکس و تصویر واےبرعیب جویان. . .

واےبرعیب جویان. . .







[ پنج شنبه 17 فروردین 1396  ] [ 02:21 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نشانه مومن

عکس و تصویر







[ دوشنبه 23 اسفند 1395  ] [ 06:10 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شاخصه های مومن و منافق

عکس و تصویر لطفا کامل بخوانید...مهم مهم







[ شنبه 7 اسفند 1395  ] [ 02:05 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عوامل نابودی جامعه

عکس و تصویر #عوامل_نابودی_جامعه #اخلاقی #خیانت #دزدی #شرابخواری #عمل_منافی_عفت





[ سه شنبه 3 اسفند 1395  ] [ 11:23 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بدی های شما به خود شما باز می گردد.

عکس و تصویر 🌹 ☘ 🌹 ☘ 🌹 🌹 توپ را که شوت می کنند و به آن ...

توپ را که شوت می کنند و به آن ضربه می زنند. بالا می رود اما پایی که ضربه می زند به عقب برمی گردد. و این خود یک درس است.
یعنی اگر به کسی البته به ناحق و نابجا ضربه ای بزنی آن که ضربه می خورد اوج می گیرد ولی تو که ضربه می زنی عقب می افتی و این یعنی بدی های تو به خود تو برمی گردد. و این همان است که قرآن کریم می گوید:
 بدی های شما به خود شما باز می گردد.
دیوار را ببین! صبح که می شود، سایه سیاه و دراز خود را به این طرف و آن طرف می اندازد، اما نزدیک به ظهر که می شود همان سایه آرام آرام به خودش برمی گردد.





[ سه شنبه 3 اسفند 1395  ] [ 11:10 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چگونه ریشه تمسخر را بخشکانیم؟

چگونه ریشه تمسخر را بخشکانیم؟

امام صادق علیه السلام می فرماید: هرگاه دیدى مردى به بلایى دچار است و خداوند به تو نعمت ارزانى داشته، بگو: خدایا! مسخره نمى كنم و به خود نمى بالم امّا تو را به سبب نعمت هاى بزرگى كه به من داده اى سپاس مى گویم.(میزان الحكمه روایت شماره ۲۱۳۸)
مسخره کردن دیگران در قرآن بسیار مورد نکوهش و مذمت واقع شده تا آنجا که خداوند برای چنین شخصی کلمه (ویل) به کار می برد که در لغت عرب کنایه از عذابی سخت برای کسی است که چنین کاری را مرتکب شود و به هر حال کنایه از وعده عذاب است.

خوب حرف بزنید
بپذیرید که نتیجه مسخره کردن جز شکستن حرمت دیگران نیست در حالی که نزد خدا آبروی مومن از مالش محبوب تر و گرامی تر است.
استهزا در حقیقت چندین گناه از جمله اذیت کردن دیگران تحقیر و کوچک شمردن آنان عیب جویی و غیبت را درون خود جای داده و همه اینها گناه و حق الناس است.
بنابراین هرکس دیگران را مسخره کند همه این گناهان را انجام داده است.
اگر استهزا ناشی از عدوات و تکبر باشد باید آنها را از خود برطرف کند تا


ادامه مطلب


[ سه شنبه 12 بهمن 1395  ] [ 12:02 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا خودکشی برای حفظ آبرو و پاکدامنی، گناه است؟

خودکشی

اگر کسی برای حفظ آبرو و پاکدامنی در مقابل تجاوز جنسی یا از این قبیل دست به خودکشی بزند، آیا گناه کرده و دچار عذاب الهی میشود؟

برای حفظ آبرو وپاک دامنی باید از راه درست وارد شد واز خود دفاع نمود و کسی که در راه دفاع از حق کشته شود اجرش شهید دارد ولی کسی حق ندارد دست به خود کشی بزند.
با توجه به نکته مذکور، به یک آیه و دو حدیث شریف درباره حرمت شدید «خودکشی» اشاره می کنیم.

خداوند می‏ فرماید: «ولا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما و من یفعل ذلک عدوانا و ظلما فسوف نملیه نارا و کان ذلک علی الله یسیرا؛
و خود را مکشید زیرا خداوند به شما مهربان است و هر کس چنین کاری را از روی عداوت و ستم انجام بدهد، به زودی او را در آتش می‏اندازیم و این کار برای خدا آسان است»،(۱)

امام صادق(ع) با استناد به همین آیه می‏ فرماید: «هر کس عمدا خودکشی کند، برای همیشه در آتش جهنم عذاب خواهد شد» «من قتل نفسه متعمدا فهو فی نار جهنم خالدا فیها قال الله عزوجل: «ولا تقتلوا انفسکم...»،(۲) بدیهی است معنای آیه و روایت قطعی بودن جزا نیست زیرا ممکن است از طریق توبه یا شفاعت مشمول عفو الهی گردد.

همه مفاسد و زیان‏هایی که در کشتن دیگران هست در خودکشی نیز وجود دارد از جمله:
۱- خودکشی نافرمانی و سرپیچی از دستور خدا است و کسی که دستور خدا را نادیده انگارد و سرپیچی کند مستحق عذاب می‏گردد و از رسیدن به کمال باز می‌ماند.
۲- خودکشی دلیل بر عدم ایمان و یاس و نا امید شدن از خدا می‏باشد و یاس و ناامیدی از خداوند از بزرگ‏ترین گناهان است که گاهی در رتبه شرک و کفر قرار می‏گیرد.
۳- کسی که دست به خودکشی زده همانند کسی که دیگری را کشته انسان و انسانیت در نظر او بی‏ارزش شده است. از این جهت بین خودکشی یا کشتن دیگران فرقی نیست .
۴- حکیم مفسر علامه طباطبایی دربارة زندگی برزخی می فرماید:
« انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در دنیا انجام داده، بازپرسی خصوصی می‌شود. پس از محاسبه اجمالی طبق نتیجه‌ای که گرفته شد، به یک زندگی شیرین و گوارا یا تلخ و ناگوار محکوم گردیده، با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز عمومی به سر می‌برد . حال انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه است به حال کسی که برای رسیدگی اعمالی که از او سر زده، به یک سازمان قضایی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته، به تنظیم و تکمیل پرونده‌اش بپردازند، آن گاه در انتظار محاکمه در بازداشت به سر برد.
روح انسان در برزخ، به صورتی که در دنیا زندگی می‌کرد، به سر می‌برد. اگر از نیکان است، از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می‌شود اما اگر از بدان است، در نقمت و عذاب و همنشینی شیاطین و پیشوایان گمراه برخوردار می‌گردد.(۳)

در مجموع از این بیان به دست می آید انسان در برزخ نوعی تجربه کمرنگ وموقت از حیات اخروی وزندگی پس از قیامت را پشت سر می گذارد که بسته به وضعیت رفتاری خود در دنیا با محاسبه ای مختصر شرایطی خاص را دارا می گردد ؛ یعنی اگر از اهل خیر و خوبی بود، زندگی خوب وخوشی را خواهد داشت، اگر از اهل شقاوت وبدی بود ،زندگی بد و دردناکی را خواهد دید. اگر مخلوطی از نیکی وبدی را در دنیا گذراند، در برزخ هم چنین وضعیتی را پیش روی خود خواهد دید.

پی نوشت :
۱. نساء (۴) آیه ۲۹ و ۳۰.
۲. وسایل الشیعه، ج ۱۹، باب تحریم قتل الانسان نفسه، ص ۱۳، ح ۲ و ۳، چ بیروت.
۳. شیعه در اسلام، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۱، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران ـ‌ش.





[ دوشنبه 4 بهمن 1395  ] [ 09:37 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا اعتراف و یا بازگو کردن گناهان نزد دیگران اشکال دارد؟

اعتراف به گناه

از نظر اسلام انسان اجازه ندارد گناهان (کوچک یا بزرگ) خود را در مقابل دیگران بازگو کند و اسرار خود را فاش نماید. چون اولا: آبروی و ارزش انسان ها آنقدر زیاد است که اعتراف به گناه تنها باید در پیش گاه پروردگار متعال آنهم به جهت توبه و درخواست بخشش باشد. انسان با اعتراف به گناه نزد خداوند کسب ارزش و آبرو می کند. و این ویژگی مخصوص خداوند است اما غیر خداوند هر چند رازدار باشد توانایی برگشت دادن ارزش و آبروی از دست رفته انسان (در اثر اعتراف نزد آنان) را ندارند تا چه رسد به زیاد نمودن آن. ثانیا: از نظر اسلام و براساس بینش توحیدی تنها موثر حقیقی در جهان هستی خداوند است، غیر خداوند بدون اذن و اجازه خداوند، نمی توانند تأثیری داشته باشند و در منابع دینی اسلام به شخص یا شخصیتی مقام بخشش گناهان داده نشده است.

در این رابطه توجه به چند نکته حائز اهمیت است:
۱-اعتراف در مقابل بنده ی خدا گناه نیست مگر آنکه سبب تحقیر و ذلت فرد گردد، مثلا انسانی مرتکب گناهی شده است به اشتباه خود پی برده است و به این اشتباه خود در نزد دیگران اعتراف می کند.
۲-حقوق در منظر تربیت دینی بر دو قسم است: ۱-یا حق الله است ۲-یا حق الناس، این قضایا هم حق الله است در صورتی که حقوق بندگان در آن دخیل نباشد در این صورت رضایت صاحب حق باید در نظر گرفته شود.
۳-اینکه خداوند سبحان به یک طریقی می خواهد انسان را رها نکند و با او در ارتباط باشد و بنده اش به این نتیجه برسد که همه چیزش خداست.
۴-اینکه این کار یک سری آثار پسندیده دارد و یک سری آثار غیر پسندیده.
آثار پسندیده آن این است که انسان به خطای خودش اعتراف می کند و از دیگران کمک میگیرد ودر صد جبران و رضایت بر می آید البته به شرط آنکه آن بنده که در نزد او اعتراف به خطا می کنیم راز دار باشد و راهنمائی خوب،
آثار غیر پسندیده آن این است که در آینده ممکن است برای معترف در دسر ساز باشد واینکه بهترین راز دار خدا است و فقط حرف دلت را با او مطرح نما که ستار العیوب و بینا به حال بندگانش است.
۵-اعتراف کردن به گناهان در نزد بنده خدا روشی است مرسوم در بین کنیسه ها و این روش صحیحی نیست.
البته اعتراف به گناه در واقع نوعی پشیمانی است و پشیمانی از گناه توبه است وبه فرموده امام باقر (ع) پشیمانی خود توبه است[۱] وشخص ممکن است با اقرار به کار خود ندامت خود رانشان بدهد. و حرفش را میخواهد برای کسی بگوید که او را سرزنش نکند ودر واقع او را در راه رسیدن به هدفش یاری نماید.

پی نوشت:
[۱] خصال ترجمه مدرس گیلانی ج‏۱ص /





[ دوشنبه 4 بهمن 1395  ] [ 09:24 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا اعتراف و یا بازگو کردن گناهان نزد دیگران اشکال دارد؟

اعتراف به گناه

از نظر اسلام انسان اجازه ندارد گناهان (کوچک یا بزرگ) خود را در مقابل دیگران بازگو کند و اسرار خود را فاش نماید. چون اولا: آبروی و ارزش انسان ها آنقدر زیاد است که اعتراف به گناه تنها باید در پیش گاه پروردگار متعال آنهم به جهت توبه و درخواست بخشش باشد. انسان با اعتراف به گناه نزد خداوند کسب ارزش و آبرو می کند. و این ویژگی مخصوص خداوند است اما غیر خداوند هر چند رازدار باشد توانایی برگشت دادن ارزش و آبروی از دست رفته انسان (در اثر اعتراف نزد آنان) را ندارند تا چه رسد به زیاد نمودن آن. ثانیا: از نظر اسلام و براساس بینش توحیدی تنها موثر حقیقی در جهان هستی خداوند است، غیر خداوند بدون اذن و اجازه خداوند، نمی توانند تأثیری داشته باشند و در منابع دینی اسلام به شخص یا شخصیتی مقام بخشش گناهان داده نشده است.

در این رابطه توجه به چند نکته حائز اهمیت است:
۱-اعتراف در مقابل بنده ی خدا گناه نیست مگر آنکه سبب تحقیر و ذلت فرد گردد، مثلا انسانی مرتکب گناهی شده است به اشتباه خود پی برده است و به این اشتباه خود در نزد دیگران اعتراف می کند.
۲-حقوق در منظر تربیت دینی بر دو قسم است: ۱-یا حق الله است ۲-یا حق الناس، این قضایا هم حق الله است در صورتی که حقوق بندگان در آن دخیل نباشد در این صورت رضایت صاحب حق باید در نظر گرفته شود.
۳-اینکه خداوند سبحان به یک طریقی می خواهد انسان را رها نکند و با او در ارتباط باشد و بنده اش به این نتیجه برسد که همه چیزش خداست.
۴-اینکه این کار یک سری آثار پسندیده دارد و یک سری آثار غیر پسندیده.
آثار پسندیده آن این است که انسان به خطای خودش اعتراف می کند و از دیگران کمک میگیرد ودر صد جبران و رضایت بر می آید البته به شرط آنکه آن بنده که در نزد او اعتراف به خطا می کنیم راز دار باشد و راهنمائی خوب،
آثار غیر پسندیده آن این است که در آینده ممکن است برای معترف در دسر ساز باشد واینکه بهترین راز دار خدا است و فقط حرف دلت را با او مطرح نما که ستار العیوب و بینا به حال بندگانش است.
۵-اعتراف کردن به گناهان در نزد بنده خدا روشی است مرسوم در بین کنیسه ها و این روش صحیحی نیست.
البته اعتراف به گناه در واقع نوعی پشیمانی است و پشیمانی از گناه توبه است وبه فرموده امام باقر (ع) پشیمانی خود توبه است[۱] وشخص ممکن است با اقرار به کار خود ندامت خود رانشان بدهد. و حرفش را میخواهد برای کسی بگوید که او را سرزنش نکند ودر واقع او را در راه رسیدن به هدفش یاری نماید.

پی نوشت:
[۱] خصال ترجمه مدرس گیلانی ج‏۱ص / ۱۴





[ پنج شنبه 23 دی 1395  ] [ 11:33 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

افسوس از بی دینی!!





[ جمعه 10 دی 1395  ] [ 09:35 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]