چگونه بفهیم عاقبت به خیر می‌شویم یا نه؟

جهنمی شدن,جهنم و بهشت,عاقبت به خیر

 برخی جهنمیان همیشه در آنجا می‌مانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده می‌شوند

 

دوست دارید بدانید که آیا در قیامت از پل صراط مستقیم رد می‌شوید یا نه؟ اگر اندکی حوصله به خرج دهید و این سیاهه را تا آخر همراهی کنید، شاقول و شاخصی به دستتان خواهد داد که می توانید از همین اکنون و قبل از برپایی قیامت، دریابید که آیا آخرالامر، اهل نجات خواهید بود یا خیر؟!

طبق کریمه 71 سوره مریم، بدون ذره‌ای تردید، همه بندگان حتی اهل


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 12 مرداد 1396  ] [ 8:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

از خودشناسی تا خداشناسی

هیچ چیزی به انسان از خود او به او نزدیکتر نیست؛ اگر ارتباط انسان با خودش تبیین گردد معلوم می شود که انسان کجائی است ؛از کجا آمده؛ به کجا می رود؛ آغاز او از کجاست؛ انجام او به کجاست؛ جایگاه او در نظام آفریش چیست؛ هدف از خلقت او چیست و … و بالاخره اگر خودش را بشناسد، خدایش را نیز شناخته است. چرا که بین خودشناسی و خداشناسی رابطه مستقیم وجود دارد. آسمونی در این مقاله مطالب بسیار مفیدی در مورد رابطه خودشناسی و خداشناسی برای شما خوبان تهیه کرده است که دعوت می کنیم این مقاله را تا پایان مطالعه نمایید و ما را از نظرات ارزشمندتان مطلع سازید.

Self Knowledge از خودشناسی تا خداشناسیبشر باید خود را به ضعف و نقص و قصور بشناسد تا خدا را به کمال و قوت و لایتناهی و نباید طمع کند که خداوند را با حسی از حواس خود درک کند.

این عبارت که “خود شناسی مقدم بر خداشناسی است” مشهور است و معنایش این است که انسان تا خود را نشناسد نمی تواند خدا را


ادامه مطلب


[ یک شنبه 28 خرداد 1396  ] [ 12:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یا رفیق من لا رفیق

یا رفیق من لا رفیق







[ یک شنبه 15 اسفند 1395  ] [ 3:38 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

«من عرف نفسه فقد عرف ربّه»

ܓ✿امام علی علیه السلام :«من عرف نفسه فقد عرف ربّه»
«هر كه خود را شناخت، خداى خویش را شناخته است»ܓ✿
(غررالحكم)





[ دوشنبه 4 بهمن 1395  ] [ 9:59 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

راههای آموزش خداشناسی به کودکان

شناخت خدا برای کودک امر مهمی است. برای آموزش خداشناسی به کودکان روش های متعددی وجود دارد که می توان از آنها در راه معرفی صحیح خداوند و صفات او به کودکان بهره گرفت. در سیره تربیتی معصومین(علیهم السلام) نیز چهار کلید اصلی مشاهده می شود که عبارتند از:
مفروض گرفتن اصل وجود خدا؛ استفاده از دلایل روشن و قابل فهم؛ تاکید بر معرفی خدا از راه صفات؛ ایجاد ارتباط با خدا و حفظ آن
(که آثاری چون تقویت، رشد و ارتقای ایمان به خدا و انس با خدا و محبت او را در پی دارد).[1]

1- اهمیت داستان در معرفی خدا

کودکان الفتی شیرین و باور نکردنی با داستان دارند. برخی از مشکلات بزرگ رفتاری کودکان را می توان با طرح داستان تغییر داد یا آمادگی ذهنی تغییر را در آنها به وجود آورد. همچنین می توان از داستان برای انتقال بهتر مفاهیم بهره گرفت؛ شیوه ای که عملاً در قرآن توصیه شده است.
در معرفی خدا به کودکان نیز زمینه استفاده از این روش بسیار مهیاست. سوره های مختلف قرآن، سیره و روش زندگی پیشوایان دینی، روش بزرگان و دانشمندان و نیز منش انسان های بزرگی که با تکیه بر قدرت


ادامه مطلب


[ شنبه 6 آذر 1395  ] [ 10:52 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

قوه وهمیه بعنوان عمده ترین مانع

چنین معروف بوده که دو قوه غضبیه و شهویه همه بلاها را برسر آدمی می آورند.
فرمودند دستور اول کنترل چشم است هر چه نگاه میکنی ثبت میشه حفظ میشه جمع میشه چند جرعه از آن در خوابت میآید و چند جرعه در خیالت به خیالت این جوانی دائم است این شهوت شیرین است این ریاست ابدی است این حق را خوردی بردی ما فکر میکنیم نگاه کردیم و تمام شد ولی اینها میره در صقع وجود مینشینه روز ظهورش عندالاحتضاره پس همه این تصاویر وهمیه جمع میشود در احتضار و اگر توبه نکرده باشی حتی عقاید حقه ات را هم میگیرد مسئله بسیار ظریفه و اکثر مورد غفلت واقع میشه .دوئل اصلی با شیطان در نفس آخر است که قوه وهمیه اگر تربیت نشده باشد کل یک عمر را بهم میپیچد . لذا بزرگان دستور العمل عمده شان در کنترل قوه وهمیه بوده . تاکید بر اینکه هر خیال را در نماز کنترل کنی ناظز بر این موضوع است هر چه خیال میکنی خودت هستی....در آن لحظه حاصل یک عمر که تشکیل ملکات است ناجی یا خدای نکرده عامل سقوط است.چه صفاتی ملکه شده؟و انسان آنجا متوجه میشه هر قدمی که برداشته دقیق روی حساب بوده و او را ساخته و حسرت جگرسوز اونجا پیش می آید.
خداوند در نفس آخر اهل بیت ع را دستگیر ما قرار دهد.





[ سه شنبه 2 آذر 1395  ] [ 11:44 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خودسازی و به رنگ خدا شدن

منبع : اختصاصی پایگاه حوزه ,
کلمات کلیدی ماشینی : خودسازی، مشارطه، محاسبه، تهذیب نفس، مراقبه و معاتبه
 
انسان عاقل می داند که اعمال و رفتارش در سعادت و شقاوت دنیا و آخرت او بی تأثیر نیست، از این رو لازم است برای رشد و تکامل و دوری از غرایز سرکش حیوانی خودسازی کند و به اصطلاح جهاد اکبر انجام دهد، زیرا تزکیه و تهذیب نفس، انسان را به خودش آشنا می کند و گردوغبار غفلت را از چشم او برمی دارد.
خودسازی، اتخاذ روشی برنامه ریزی شده، دقیق و برگرفته از آموزه های توحیدی اسلام، برای مهاجرت از طبیعت و تعدیل هویت بشری، در جهت احیا و پرورش هویت انسانی و الهی انسان، در عرصه حیات عقلانی و عرفانی و در راستای تحقق جامعیت مظهری انسان نسبت به خدای تعالی و تقرب به اوست. بنابر تعریف ارائه شده، خودسازی، تنها منحصر به ترک گناه و انجام تکالیف شرعی یا تهذیب نفس از اسارت ها و عادت ها و کسب آزادی یا مبارزه با رذایل اخلاقی و

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395  ] [ 4:25 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زمینه ها و ضرورت های خودسازی

نگاهی از بالا

انسان سرگشته عصر فن آوری، با همه پیشرفت های مادی و امکانات رفاهی، هر از چندگاهی که فارغ از هیاهوهای بیرونی، به درون خویش سری می زند و از خویشتن احوالی می جوید، یا آن گاه که از چرخه تکراری خوردن برای کار و کار برای خوردن می رهد و از بلندای هستی، به خود نظری می اندازد، غمی جانکاه، جانش را می فشارد و اندوهی سترگ را بر قلبش می نشاند؛ چیزی شبیه احساس ناخرسندی از خویش یا دور افتادن از حقیقت خود. به هر حال، این احساس، طعم شیرین خوشی های ظاهری را از ذائقه جانش می زداید و به اندیشه اش وا می دارد. گویی هر قدر هم که دنیا به کام باشد، مشکل او حل نمی شود. او از خود توقعی بیش از زندگی کردن و کام جُستن دارد و ارزش خویش را با چنین گذرانی برابر نمی داند.

انسان از نگاه دین

شاید برخی بتوانند به خود بقبولانند که همینی هستند که در نگاه نخست به نظر می آید و نه بیش از آن؛ انسانی که به هر دلیل، چند روزی مهمان عالم خاک است و پس از چندی سر به خاک می گذارد و در این مدت باید تا می تواند، خوش باشد و گذران عمر را تسهیل بخشد.

در این میان، کسانی هم هستند که حجم وسیع دل مشغولی ها و گرفتاری ها، فرصت اندیشه را از آنها می ستاند و در گرداب روزمرگی ها و دویدن های بی حاصل، از خود و از جهان غافلشان می سازد و پس از مدتی به کام مرگ می کشاند.

اینان کسانی هستند که قرآن کریم، بی پرده، درباره آنان چنین می گوید:

بگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزوها آنان را غافل سازد، ولی به زودی خواهند فهمید. (حجر: 3)

آنکه انسان را آفرید و بیش از هر کس دیگر، نگران حال او است، آنکه قدر و قیمت انسان و ارزش آن همه انرژی و استعداد او را به خوبی می شناسد، هرگز از چنان تعریفی یا چنین دل مشغولی و گرفتاری، خرسند و راضی نیست. او ارزش


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  ] [ 3:29 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بردبارى

امام علي عليه السّلام فرمودند:

بردبارى ، نشانه كمال عقل است.

غررالحکم ،باب حلم

 


 





[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 10:50 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

معجون شش ماده ای





ماده اوّل آن؛ «اَلثِّقَةُ بِاللّهِ؛ توکّل بر خداست».
ماده دوّم؛ آنچه مقدر است، خواه و ناخواه رخ مى دهد و بى تابى در برابر آن، مشکلى را حل نخواهد کرد.
ماده سوّم؛ صبر و شکیبایى بهترین چیزى است که در آزمون هاى الهى به کمک انسان مى شتابد.
ماده چهارم؛ اگر صبر نکنم، چه کنم؟ بنابر این با جزع خود را هلاک ننمایم.
ماده پنجم؛ از مشکلى که من دارم، مصائب مشکل ترى نیز وجود دارد؛ پسخدا را شکر که در آن ها گرفتار نشدم!
ماده ششم؛ از ستون به ستون فرج است.


ادامه مطلب


[ جمعه 6 آذر 1394  ] [ 3:23 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

استاد مطهری

 

خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند و بداند خاکی محض نیست و پرتویی از روح الهی در او هست.

 

 





[ چهارشنبه 4 آذر 1394  ] [ 9:49 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سکوت و صمت

در روایات زیادی به سکوت دستور داده شده است . در جائى که لازم نیست، نباید سخن گفت، زیرا هر چه حرف زیادتر باشد، احتمال خطا و گناه هم بیشتر است،و اگر انسان حرفى نزند دچار لغزش و خطا و معصیت نمى گردد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «لا یسلم احد من الذنوب حتى یخزن لسانه» احدى از گناهان سالم و مصون نمى گردد، مگر اینکه زبانش را پنهان کند. از این روایت استفاده مى شود که زبان منشاء و کلید تمام ذنوب است.


سکوت یکی از صفات پسندیده اخلاقی است که در روایات اسلامی بسیار به آن سفارش شده است. همچنین سکوت و حفظ زبان یکی از راهکارهای درمانی برای بسیاری از بیماری ها وگناهان ناشی از زبان دانسته شده است.

اشاره: زبان (سخن/نطق) ازبزرگ ترین نعمت هایی است که خداوند به بشر ارزانی داشته و مانند سایر قوای انسان این قابلیت را دارد که هم استفاده ی خوب از آن بشود وهم استفاده ی بد.

در سوره ی مبارکه ی الرحمن [۱] بعد از مسأله ی خلقت «تعلیم بیان» مطرح شده است.

بیان ونطق انسان که به معنای تکلم با پشتوانه ی درک کلیات است از افتخارات بشر و از مواهب الهی به شمار می آید. نکته ی مهم این است که در کنار هر نعمت بزرگی،خطر و گناه بزرگی هم هست و این انسان است که تصمیم می گیرد از این نعمت بهره ی احسن ببرد یا از آن برای انجام گناه استفاده کند.

نعمت زبان نیز علاوه بر داشتن برکات وفواید بسیار،آفاتی هم دارد و چه بسا بیشترین آفات را داشته باشد. دراین زمینه احادیثی نیز وجود دارد:


ادامه مطلب


[ یک شنبه 1 آذر 1394  ] [ 6