چگونه بفهیم عاقبت به خیر می‌شویم یا نه؟

جهنمی شدن,جهنم و بهشت,عاقبت به خیر

 برخی جهنمیان همیشه در آنجا می‌مانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده می‌شوند

 

دوست دارید بدانید که آیا در قیامت از پل صراط مستقیم رد می‌شوید یا نه؟ اگر اندکی حوصله به خرج دهید و این سیاهه را تا آخر همراهی کنید، شاقول و شاخصی به دستتان خواهد داد که می توانید از همین اکنون و قبل از برپایی قیامت، دریابید که آیا آخرالامر، اهل نجات خواهید بود یا خیر؟!

طبق کریمه 71 سوره مریم، بدون ذره‌ای تردید، همه بندگان حتی اهل


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 12 مرداد 1396  ] [ 08:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

از خودشناسی تا خداشناسی

هیچ چیزی به انسان از خود او به او نزدیکتر نیست؛ اگر ارتباط انسان با خودش تبیین گردد معلوم می شود که انسان کجائی است ؛از کجا آمده؛ به کجا می رود؛ آغاز او از کجاست؛ انجام او به کجاست؛ جایگاه او در نظام آفریش چیست؛ هدف از خلقت او چیست و … و بالاخره اگر خودش را بشناسد، خدایش را نیز شناخته است. چرا که بین خودشناسی و خداشناسی رابطه مستقیم وجود دارد. آسمونی در این مقاله مطالب بسیار مفیدی در مورد رابطه خودشناسی و خداشناسی برای شما خوبان تهیه کرده است که دعوت می کنیم این مقاله را تا پایان مطالعه نمایید و ما را از نظرات ارزشمندتان مطلع سازید.

Self Knowledge از خودشناسی تا خداشناسیبشر باید خود را به ضعف و نقص و قصور بشناسد تا خدا را به کمال و قوت و لایتناهی و نباید طمع کند که خداوند را با حسی از حواس خود درک کند.

این عبارت که “خود شناسی مقدم بر خداشناسی است” مشهور است و معنایش این است که انسان تا خود را نشناسد نمی تواند خدا را


ادامه مطلب


[ یک شنبه 28 خرداد 1396  ] [ 12:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یا رفیق من لا رفیق

یا رفیق من لا رفیق







[ یک شنبه 15 اسفند 1395  ] [ 03:38 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

«من عرف نفسه فقد عرف ربّه»

ܓ✿امام علی علیه السلام :«من عرف نفسه فقد عرف ربّه»
«هر كه خود را شناخت، خداى خویش را شناخته است»ܓ✿
(غررالحكم)





[ دوشنبه 4 بهمن 1395  ] [ 09:59 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

راههای آموزش خداشناسی به کودکان

شناخت خدا برای کودک امر مهمی است. برای آموزش خداشناسی به کودکان روش های متعددی وجود دارد که می توان از آنها در راه معرفی صحیح خداوند و صفات او به کودکان بهره گرفت. در سیره تربیتی معصومین(علیهم السلام) نیز چهار کلید اصلی مشاهده می شود که عبارتند از:
مفروض گرفتن اصل وجود خدا؛ استفاده از دلایل روشن و قابل فهم؛ تاکید بر معرفی خدا از راه صفات؛ ایجاد ارتباط با خدا و حفظ آن
(که آثاری چون تقویت، رشد و ارتقای ایمان به خدا و انس با خدا و محبت او را در پی دارد).[1]

1- اهمیت داستان در معرفی خدا

کودکان الفتی شیرین و باور نکردنی با داستان دارند. برخی از مشکلات بزرگ رفتاری کودکان را می توان با طرح داستان تغییر داد یا آمادگی ذهنی تغییر را در آنها به وجود آورد. همچنین می توان از داستان برای انتقال بهتر مفاهیم بهره گرفت؛ شیوه ای که عملاً در قرآن توصیه شده است.
در معرفی خدا به کودکان نیز زمینه استفاده از این روش بسیار مهیاست. سوره های مختلف قرآن، سیره و روش زندگی پیشوایان دینی، روش بزرگان و دانشمندان و نیز منش انسان های بزرگی که با تکیه بر قدرت


ادامه مطلب


[ شنبه 6 آذر 1395  ] [ 10:52 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

قوه وهمیه بعنوان عمده ترین مانع

چنین معروف بوده که دو قوه غضبیه و شهویه همه بلاها را برسر آدمی می آورند.
فرمودند دستور اول کنترل چشم است هر چه نگاه میکنی ثبت میشه حفظ میشه جمع میشه چند جرعه از آن در خوابت میآید و چند جرعه در خیالت به خیالت این جوانی دائم است این شهوت شیرین است این ریاست ابدی است این حق را خوردی بردی ما فکر میکنیم نگاه کردیم و تمام شد ولی اینها میره در صقع وجود مینشینه روز ظهورش عندالاحتضاره پس همه این تصاویر وهمیه جمع میشود در احتضار و اگر توبه نکرده باشی حتی عقاید حقه ات را هم میگیرد مسئله بسیار ظریفه و اکثر مورد غفلت واقع میشه .دوئل اصلی با شیطان در نفس آخر است که قوه وهمیه اگر تربیت نشده باشد کل یک عمر را بهم میپیچد . لذا بزرگان دستور العمل عمده شان در کنترل قوه وهمیه بوده . تاکید بر اینکه هر خیال را در نماز کنترل کنی ناظز بر این موضوع است هر چه خیال میکنی خودت هستی....در آن لحظه حاصل یک عمر که تشکیل ملکات است ناجی یا خدای نکرده عامل سقوط است.چه صفاتی ملکه شده؟و انسان آنجا متوجه میشه هر قدمی که برداشته دقیق روی حساب بوده و او را ساخته و حسرت جگرسوز اونجا پیش می آید.
خداوند در نفس آخر اهل بیت ع را دستگیر ما قرار دهد.





[ سه شنبه 2 آذر 1395  ] [ 11:44 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خودسازی و به رنگ خدا شدن

منبع : اختصاصی پایگاه حوزه ,
کلمات کلیدی ماشینی : خودسازی، مشارطه، محاسبه، تهذیب نفس، مراقبه و معاتبه
 
انسان عاقل می داند که اعمال و رفتارش در سعادت و شقاوت دنیا و آخرت او بی تأثیر نیست، از این رو لازم است برای رشد و تکامل و دوری از غرایز سرکش حیوانی خودسازی کند و به اصطلاح جهاد اکبر انجام دهد، زیرا تزکیه و تهذیب نفس، انسان را به خودش آشنا می کند و گردوغبار غفلت را از چشم او برمی دارد.
خودسازی، اتخاذ روشی برنامه ریزی شده، دقیق و برگرفته از آموزه های توحیدی اسلام، برای مهاجرت از طبیعت و تعدیل هویت بشری، در جهت احیا و پرورش هویت انسانی و الهی انسان، در عرصه حیات عقلانی و عرفانی و در راستای تحقق جامعیت مظهری انسان نسبت به خدای تعالی و تقرب به اوست. بنابر تعریف ارائه شده، خودسازی، تنها منحصر به ترک گناه و انجام تکالیف شرعی یا تهذیب نفس از اسارت ها و عادت ها و کسب آزادی یا مبارزه با رذایل اخلاقی و

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395  ] [ 04:25 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زمینه ها و ضرورت های خودسازی

نگاهی از بالا

انسان سرگشته عصر فن آوری، با همه پیشرفت های مادی و امکانات رفاهی، هر از چندگاهی که فارغ از هیاهوهای بیرونی، به درون خویش سری می زند و از خویشتن احوالی می جوید، یا آن گاه که از چرخه تکراری خوردن برای کار و کار برای خوردن می رهد و از بلندای هستی، به خود نظری می اندازد، غمی جانکاه، جانش را می فشارد و اندوهی سترگ را بر قلبش می نشاند؛ چیزی شبیه احساس ناخرسندی از خویش یا دور افتادن از حقیقت خود. به هر حال، این احساس، طعم شیرین خوشی های ظاهری را از ذائقه جانش می زداید و به اندیشه اش وا می دارد. گویی هر قدر هم که دنیا به کام باشد، مشکل او حل نمی شود. او از خود توقعی بیش از زندگی کردن و کام جُستن دارد و ارزش خویش را با چنین گذرانی برابر نمی داند.

انسان از نگاه دین

شاید برخی بتوانند به خود بقبولانند که همینی هستند که در نگاه نخست به نظر می آید و نه بیش از آن؛ انسانی که به هر دلیل، چند روزی مهمان عالم خاک است و پس از چندی سر به خاک می گذارد و در این مدت باید تا می تواند، خوش باشد و گذران عمر را تسهیل بخشد.

در این میان، کسانی هم هستند که حجم وسیع دل مشغولی ها و گرفتاری ها، فرصت اندیشه را از آنها می ستاند و در گرداب روزمرگی ها و دویدن های بی حاصل، از خود و از جهان غافلشان می سازد و پس از مدتی به کام مرگ می کشاند.

اینان کسانی هستند که قرآن کریم، بی پرده، درباره آنان چنین می گوید:

بگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزوها آنان را غافل سازد، ولی به زودی خواهند فهمید. (حجر: 3)

آنکه انسان را آفرید و بیش از هر کس دیگر، نگران حال او است، آنکه قدر و قیمت انسان و ارزش آن همه انرژی و استعداد او را به خوبی می شناسد، هرگز از چنان تعریفی یا چنین دل مشغولی و گرفتاری، خرسند و راضی نیست. او ارزش


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  ] [ 03:29 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بردبارى

امام علي عليه السّلام فرمودند:

بردبارى ، نشانه كمال عقل است.

غررالحکم ،باب حلم

 


 





[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 10:50 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

معجون شش ماده ای





ماده اوّل آن؛ «اَلثِّقَةُ بِاللّهِ؛ توکّل بر خداست».
ماده دوّم؛ آنچه مقدر است، خواه و ناخواه رخ مى دهد و بى تابى در برابر آن، مشکلى را حل نخواهد کرد.
ماده سوّم؛ صبر و شکیبایى بهترین چیزى است که در آزمون هاى الهى به کمک انسان مى شتابد.
ماده چهارم؛ اگر صبر نکنم، چه کنم؟ بنابر این با جزع خود را هلاک ننمایم.
ماده پنجم؛ از مشکلى که من دارم، مصائب مشکل ترى نیز وجود دارد؛ پسخدا را شکر که در آن ها گرفتار نشدم!
ماده ششم؛ از ستون به ستون فرج است.


ادامه مطلب


[ جمعه 6 آذر 1394  ] [ 03:23 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

استاد مطهری

 

خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند و بداند خاکی محض نیست و پرتویی از روح الهی در او هست.

 

 





[ چهارشنبه 4 آذر 1394  ] [ 09:49 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سکوت و صمت

در روایات زیادی به سکوت دستور داده شده است . در جائى که لازم نیست، نباید سخن گفت، زیرا هر چه حرف زیادتر باشد، احتمال خطا و گناه هم بیشتر است،و اگر انسان حرفى نزند دچار لغزش و خطا و معصیت نمى گردد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «لا یسلم احد من الذنوب حتى یخزن لسانه» احدى از گناهان سالم و مصون نمى گردد، مگر اینکه زبانش را پنهان کند. از این روایت استفاده مى شود که زبان منشاء و کلید تمام ذنوب است.


سکوت یکی از صفات پسندیده اخلاقی است که در روایات اسلامی بسیار به آن سفارش شده است. همچنین سکوت و حفظ زبان یکی از راهکارهای درمانی برای بسیاری از بیماری ها وگناهان ناشی از زبان دانسته شده است.

اشاره: زبان (سخن/نطق) ازبزرگ ترین نعمت هایی است که خداوند به بشر ارزانی داشته و مانند سایر قوای انسان این قابلیت را دارد که هم استفاده ی خوب از آن بشود وهم استفاده ی بد.

در سوره ی مبارکه ی الرحمن [۱] بعد از مسأله ی خلقت «تعلیم بیان» مطرح شده است.

بیان ونطق انسان که به معنای تکلم با پشتوانه ی درک کلیات است از افتخارات بشر و از مواهب الهی به شمار می آید. نکته ی مهم این است که در کنار هر نعمت بزرگی،خطر و گناه بزرگی هم هست و این انسان است که تصمیم می گیرد از این نعمت بهره ی احسن ببرد یا از آن برای انجام گناه استفاده کند.

نعمت زبان نیز علاوه بر داشتن برکات وفواید بسیار،آفاتی هم دارد و چه بسا بیشترین آفات را داشته باشد. دراین زمینه احادیثی نیز وجود دارد:


ادامه مطلب


[ یک شنبه 1 آذر 1394  ] [ 06:30 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مي خواهي خودت را بشناسي؟؟؟

اگر خواهى خود را بشناسى، بدان كه:

هر كسى را از دو چيز آفريده‏اند: يكى اين بدن‏ظاهر، كه آن را تن گويند، و مركب است از: گوشت و پوست و استخوان و رگ و پى وغير اينها.و آن از جنس مخلوقات همين عالم محسوس است، كه عالم جسمانيات‏است.و اصل آن مركب از عناصر چهارگانه است كه «خاك، آب، باد و آتش‏» است، وآن را به همين چشم ظاهرى مى‏توان ديد.

 

و يكى ديگر «نفس‏» است كه آن را روح و جان و عقل و دل نيز گويند، و آن‏جوهرى است «مجرد» (10) از عالم ملكوت، و گوهرى ست‏بس عزيز از جنس فرشتگان و «عقول قادسيه‏» ، (11) و درى است‏بس گرانمايه از سنخ مجردات، كه خداى - تعالى - به‏جهت مصالحى چند - كه شمه‏اى از آن مذكور خواهد شد - به قدرت كامله خود ربطى‏ميان آن و اين بدن ظاهرى قرار داده و او را مقيد به قيد علاقه اين بدن و محبوس درزندان تن نموده، تا وقتى معين و اجلى موعود، كه قطع علاقه نفس از بدن مى‏شودرجوع به عالم خود مى‏كند.

 

و اين نفس را به چشم ظاهر نتوان ديد بلكه ديده نمى‏شود مگر به بصيرت باطنيه.وهر گاه حديث نفس يا روح، يا جان، يا دل، يا عقل مذكور شد همين جزء اراده مى‏شود،بلكه هرگاه انسان و آدم نيز گفته شود، به غير از اين، چيز ديگر مراد نيست، زيرا - چنانكه مذكور خواهد شد - حقيقت انسان و آدمى همين است.

 

پس بدن، آلتى است از نفس كه بايد به آن حالت‏به امورى چند كه مامور است قيام‏نمايد.

 

و بدان كه: شناختن حقيقت «بدن‏» ، امرى است‏سهل و آسان، زيرا دانستى كه آن ازجنس ماديات است و شناخت‏حقايق ماديات، چندان صعوبتى ندارد.و اما «نفس‏» ، چون كه از جنس مجردات است‏به حقيقت او رسيدن و او را به كنه، شناختن در اين‏عالم ميسر نيست، - رو مجرد شو مجرد را ببين -

و از اين جهت‏ بود كه بعد از آنكه‏ حضرت رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - شرح حقيقت او را خواستند حضرت بيان ‏نفرمود، خطاب رسيد كه:

 

«و يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى‏» (12)

 

يعنى: «از تو از حقيقت روح سئوال ‏مى ‏كنند، بگو كه «روح‏» از امور پروردگار است و از عالم امر (13) است‏» .

 

و بيش از اين رخصت نيافت كه بيان كند.
 
بلى هر گاه نفس انسانى خود را كامل نموده باشد، بعد از قطع علاقه از بدن و حصول تجرد از براى آن مى‏تواند شد كه آن را بشناسد.بلكه هر گاه در اين عالم نيز كسى نفس‏خود را كامل نموده باشد و بخواهد به سر حد كمال برساند و علاقه او از بدن كم شود،دور نيست كه تواند فى الجمله معرفت‏به نفس بهم رساند.
 
10. «مجرد» يعنى عارى از قيد و شرط، و لواحق و ضمائم.حكما، مجرد به امرى مى‏گويند كه روحانى محض‏بوده و مخلوط با ماده نباشد، مانند عقول و نفوس مدبره انسانى.فرهنگ معارف اسلامى، ج 3، ص 1696.
 لاهيجى در تقسيم عوالم گويد: اول عالم جبروت است...كه مجرد از ماده و صورت و مدت است دوم عالم‏ملكوت است كه مجرد از ماده و مدت است‏سوم عالم ملك است و آن عالم اجساد است.رك: فرهنگ معارف‏اسلامى ج 1 ص 630.

 

11. مراد همان «عقول ده‏گانه‏» بنابر نظريه فلاسفه «مشاء» و «عقول‏» انوار بى‏شمار بنابر نظريه حكماء اشراق‏مى‏باشد، كه معتقدند: صادر اول از ذات حق و واسطه فيض آن عقول مى‏باشند.فرهنگ معارف اسلامى، ج 2،ص 1270- 1293

 

12. اسراء، (سوره (17)، آيه 85.

 

13. عالم مجردات را «عالم امر» مى‏نامند كه به امر تكوينى الهى از «كتم عدم‏» [جهان نيستى] به وجودآمده‏اند، و بر حسب امر تكوينى، دفعة واحدة پديدار گشته‏اند.فرهنگ معارف اسلامى، ج 2، ص 1227. (جهت‏اطلاع بيشتر به تفسير الميزان، ج 13، ص 210«طبع اول‏» مراجعه شود) .

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 آبان 1394  ] [ 06:13 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اصلاح ِ اخلاق


اصلاح ِ اخلاق، تنها و تنها يك راه دارد ...
آن هم عبارت است از:
تكرار عمل صالح و مداومت بر آن؛
البته عملي كه مناسب با آن خوي پسنديده است،
بايد آن عمل را آن قدر تكرار كند و در موارد جزئي كه پيش مي آيد آن را انجام دهد
تا رفته رفته اثرش در نفس روي هم قرار گيرد و در صفحه دل نقش بندد و زوال نپذيرد.

(علامه طباطبایی ره - تفسیر المیزان)


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 آبان 1394  ] [ 04:06 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ما می خواهیم آدم بشویم.چه کنیم؟

فردی بازاری چنین می گوید:
«بعد از منبر، ما چند نفر خدمت آیت الله شاه آبادی(رحمة الله علیه) رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم.چه کنیم؟»
ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.
سه دستور ایشان چنین بود:
1. مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.
2. در کاسبی انصاف به خرج دهید، و واقعا اقل منفعتی را که می توانید، همان را در نظر بگیرید. در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد.
3.از نظر حقوق الهی، گر چه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم (علیه السلام) به شما مهلت داده اند. اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.
همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پا چنار می امدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجة الله سید عباس آیة الله زاده مشغول نماز شدم. در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.
ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم . من از مسجد و منزل ناراحت شدم. لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.
این اولین مشاهده من بود که در اثر دستورات آیة الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست.
منبع: نشریه پرتو سخن-شماره 615- 19 بهمن 1390

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 25 آبان 1394  ] [ 07:24 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مواظب گفته های خودباشید،زیرا

مرحوم حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی میفرمودند:حرفهایی که فایده ندارد نزن.روایت شده است که درجنگ احد،یکی از اصحاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)پسری داشت که شهیدشد،چون مادربرشهادت اومطلع شدبربالین او آمده ونشست وخاک از رخسار اوپاک میکرد ومیگفت :ای پسرم بهشت برتوگوارا باد،حضرت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند:توچه میدانی که می گویی بهشت براو گوارا باد(شاید اهل بهشت نباشد)شایدعادت به سخنان بی فایده داشته است.
 

خداوند متعال درقرآن کریم می فرماید : هیچ کلامی ازدهان شمابیرون نمی آید مگراینکه نگهبانی آماده است وآن را ضبط می کند.
نقل می کنند :طلبه ای ازدنیارفت،چون اورا درخواب دیدند،پرسیدندحالت چه طوراست.؟اوگفت:مواظب اعمال وگفته های خودباشید،زیرا حساب وکتاب خدابسیاردقیق است،روزی که باران میباریدمن گفتم:به به ! عجب باران به موقعی !هنوزسرآن یک جمله گرفتارم وبه من میگویندمگرماباران بی موقع هم داشته ایم.؟
حضرت علی علیه السلام فرمودند:ازحرف زائد وبیهوده دوری کن چراکه،عیوب پنهان تورا،آشکار میکندودشمنان توراکه باتو کاری ندارند برعلیه تو تحریک میکند.
شخصی نزد آیت الله سید احمد خوانساری آمد ویک ساعت باآقا صحبت کرد آقافقط بایک جمله(( بله))جواب اورا دادند.غرض اینکه حرفهای زائد را ازکلامت خارج کن وهرحرفی را که نمی دانی نگووآنچه راهم می دانی همه اش رانگو.مخفی نماند که سخن گفتن بی فایده وقتی است که سخن بگوئی که اگرآن رانگوئی ضرری به دین ودنیای تونمی رسدوگفتن آن نیز نفعی برای هیچکس نداشته باشد.
منبع:کتاب سلسله مباحث حوزوی مرحوم حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی

ادامه مطلب


[ دوشنبه 25 آبان 1394  ] [ 07:05 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فقر و ثروت هر دو امتحان هستند.

حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی (رحمة الله علیه)

پزشک وارد اتاق بیمارستان می شود و به پرستار می گوید که بنویس به اولی کباب بده، به دومی شیر برنج، به سومی نان خالی و به چهارمی چیزی نده. حالا اگر چهارمی به سر دکتر داد و بیداد کند و یک سیلی هم به گوش او بزند
...


که چرا به من غذا ندهند، دکتر هم می گوید: او را ببرید دارالمجانین ( دیوانه خانه) امّا اگر عاقل باشد از دکتر تشکر می کند و پول هم به او می دهد چرا که می داند فردا باید او را عمل کنند و پزشک خیر او را می خواهد.
ما انسانها مریض هایی هستیم که خداوند متعال دکتر ماست، خیر و صلاح ما را او می داند، به بعضی ثروت می دهد چرا که اگر فقیر شود کافر می گردد و به بعضی فقر می دهد چون اگر خود را ثروتمند ببیند طغیان می کند. إنّ الإنسانَ لَیَطغی «6» أن رَآهُ استَغنَی «7». فقر و ثروت هر دو امتحان هستند.

 


گربه مسکین اگر پر داشتی
تخم گنجشک از زمین برداشتی
(سعدی شیرازی)



قال النبی ( صل الله علیه و آله و سلم): یا عباد اللهِ أنتم کَالمَرضي وَ ربُّ العالمینَ کَالطبیب فَصَلاحُ المَرضیَ فیما یَعلَمه الطبیبُ وَ تدبیرُه به لا فیما یشتَهیه المریضُ وَ یَفتَرحُهُ اَلا فَسَلّموا لله اَمرَه تکونوا مَنِ الفائزین
(بحار الانوار/7/107)
ای بندگان خدا! شما مریض هایی هستید و پروردگار عالمیان طبیب است، پس صلاح مریض ها را طبیب می داند نه اشتهاء و درخواست بی مورد مریض، بدانید تسلیم امر خدا شوید نا رستگار گردید.



خدایا دکتر دردم تویی تو
شفا بخش رخ زردم تویی تو

ندیدم من به غیر از تو طبیبی
به هر سویی نظر کردم تویی تو


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 21 آبان 1394  ] [ 11:15 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ارزش انسان

علامه محمد تقی جعفری ـ رحمت الله علیه ـ میگفتند:

برخی از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع
مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: ارزش واقعی انسان به چیست.

...برای سنجش ارزش بسیاری از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به
وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول
پشتوانه آن است؛ اما معیار ارزش انسانها در چیست.

هر کدام از جامعه شناسان، سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارایه دادند.

هنگامی که نوبت به بنده رسید، گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش
دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان
است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من
را شنیدند، برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

هنگامی که تشویق آنها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان، این کلام
از من نبود، بلکه از شخصی به نام علی ـ علیه السلام ـ است.

آن حضرت در نهج البلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»؛

ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست میدارد.

وقتی این کلام را گفتم، دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی
ـ علیه السلام ـ از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 21 آبان 1394  ] [ 11:08 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حق الناس

آیت الله سید علی قاضی (ره) 

میفرمودند: هر حقی که بر گردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت ، باب قرب ، باب معرفت ، باز شدنی نیست.یعنی اینها همه مال حضرت احدیت است و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.

 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 11:28 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کمی تامل لطفا

برای مشاهده و ذخیره تصاویر در اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید

 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 20 آبان 1394  ] [ 11:14 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]