اثر لقمه حرام در بدبختی و هلاکت انسان !

لقمه حرام


مرحوم ملا احمد نراقی ‏رحمه ‏الله در كتاب «معراج السعادة» مال حرام را از بزرگ‌ترین عوامل هلاكت انسان و مهم‌ترین موانع رسیدن به سعادت [دنیوی و اُخروی] معرفی می‌كند و می‌فرماید:
«بیش‌تر كسانی كه به هلاكت رسیده‌اند، به سبب خوردن مال حرام بوده و اكثر مردمی كه از فیوضات و سعادات محروم مانده‌اند، به واسطه آن است... كسی كه تأمل كند، می‌داند كه خوردن حرام، اعظم حجابی است كه بندگان را از وصول به درجه ابرار [باز داشته] و قوی‌تر مانعی است برای اتصال به عالم انوار.»
ایشان در ادامه می‌فرماید: «آری، دلی كه از لقمه‌ حرام روییده شده باشد كجا و قابلیت انوار عالم قدس كجا؟ و نطفه را كه از مال مردم به هم رسیده باشد با مرتبه رفیعه انس با پروردگار چه كار؟ چگونه پرتو لمعات عالم نور، به دلی تابد كه بخار غذای حرام، آن را تاریك كرده؟ و كی پاكیزگی و صفا از برای نفس حاصل می‌شود كه كثافات مال مشتبه آن را آلوده و چرك نموده باشد؟»

معراج السعاده، ملا احمد نراقی، انتشارات هجرت، قم، نهم، ۱۳۸۲ ش، ص ۴۲۸.





[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 7:17 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اثر لقمه حرام در بدبختی و هلاکت انسان !

لقمه حرام


مرحوم ملا احمد نراقی ‏رحمه ‏الله در كتاب «معراج السعادة» مال حرام را از بزرگ‌ترین عوامل هلاكت انسان و مهم‌ترین موانع رسیدن به سعادت [دنیوی و اُخروی] معرفی می‌كند و می‌فرماید:
«بیش‌تر كسانی كه به هلاكت رسیده‌اند، به سبب خوردن مال حرام بوده و اكثر مردمی كه از فیوضات و سعادات محروم مانده‌اند، به واسطه آن است... كسی كه تأمل كند، می‌داند كه خوردن حرام، اعظم حجابی است كه بندگان را از وصول به درجه ابرار [باز داشته] و قوی‌تر مانعی است برای اتصال به عالم انوار.»
ایشان در ادامه می‌فرماید: «آری، دلی كه از لقمه‌ حرام روییده شده باشد كجا و قابلیت انوار عالم قدس كجا؟ و نطفه را كه از مال مردم به هم رسیده باشد با مرتبه رفیعه انس با پروردگار چه كار؟ چگونه پرتو لمعات عالم نور، به دلی تابد كه بخار غذای حرام، آن را تاریك كرده؟ و كی پاكیزگی و صفا از برای نفس حاصل می‌شود كه كثافات مال مشتبه آن را آلوده و چرك نموده باشد؟»

معراج السعاده، ملا احمد نراقی، انتشارات هجرت، قم، نهم، ۱۳۸۲ ش، ص ۴۲۸.





[ جمعه 15 بهمن 1395  ] [ 11:49 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در اطوار حالات آدمی.....

بسمه تعالی
سبحان اللّه ..... آدمى را روى در عالم دهند اگر سیر بخورد گویند مستست و اگر گرسنه باشد گویند دیوانه و اگر ترك دنیا و علایق آن نماید گویند «رهبانیّة ابتدعوها» و اگر به علایق دنیا آلوده بود گویند «إنّما أموالكم و أولادكم فتنة» و اگر خفته است مردار است و اگر بیدار است متحیّر در كار، اگر گرد معرفت گردد گویند «و ما امروا إلّا لیعبدوا اللّه مخلصین» و اگر از هر دو كناره گیرد گویند «و ما خلقت الجنّ والإنس إلّا لیعبدون» اگر خواهد تحصیل شناختن پروردگار كند گویند «ما للتّراب وربّ الأرباب» و اگر ترك معرفت نماید گویند «كنت كنزاً مخفیّاً فأحببت أن اعرف» اگر شفیع طلبد «لایشفعون إلّا لمن ارتضى» خطاب شنود، اگر نومید شود گویند «لاتقنطوا» و اگر ایمن شود فرمایند «أفأمنوا مكراللّه» و اگر فارغ نشیند خطاب آید كه «والّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا» و اگر جهد كند ندا رسد كه «یختصّ برحمته من یشاء» و اگر فریاد كند گویند «لایسئل عمّا یفعل و هم یسئلون» در راه او شكسته دلى مى ‏خرند و بس.......

خزائن _ ملا احمد نراقی به تحقیق، تصحیح و تعلیق حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله




[ دوشنبه 27 دی 1395  ] [ 3:17 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

علم بدون تزكيه، علم نيست

و پيغمبر - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود:

 

«و لا تدخل الملائكة بيتا فيه كلب‏» .
يعنى:
 
«ملائكه داخل نمى‏شود بر خانه‏اى كه در آن سگ باشد» . (51)
 
پس، هرگاه خانه دل مملو از صفات رذيله كه سگان درنده هستند باشد، چگونه. ملائكه كه حمله علوم و معارف‏اند داخل مى‏شوند؟

 

و از اينجا معلوم مى‏شود كه كسانى‏كه عمر خود را صرف تحصيل علم از طريق مجادلات كلاميه و استدلالات فكريه‏نموده‏اند، و از تزكيه نفس از صفات ذميمه غافل مانده‏اند، بلكه دلهاى ايشان متعلق به «قاذورات‏» (52) دنياى دنيه، و نفوس ايشان منقاد قوه غضبيه و شهويه است، از حقيقت علم‏بى‏خبر، و سعى ايشان بى‏ثمر است.و آنچه را تحصيل كرده‏اند و علم پندارند، بر خلاف‏واقع است، زيرا كه علم حقيقى را بهجت و سرور و صفا و نورى است، و دلى را كه نورعلم واقعى در آن داخل شد مستغرق لجه عظمت‏خداوند جليل، و محو مشاهده جمال‏جميل مى‏شود، و التفات به غير او نمى‏كند.و غايت همت اكثر اين اشخاص تحصيل‏زخارف دنيا، و حصول منصب و جاه و شهرت در بلاد، و تسخير قلوب عباد است.و نه‏همين است كه صفات خبيثه و اخلاق رذيله، مانع از طلوع انوار علوم حقيقيه از مطلع‏فيوضات الهيه باشد و بس، بلكه
بدون تزكيه نفس و تصفيه قلب، عبادات ظاهريه را اثرى، و طاعات بدنيه را ثمرى نيست.

 

و چه فايده مترتب مى‏شود بر آراستن ظاهر وكاستن باطن.

 

قال الله - سبحانه - :
«ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر»
 
يعنى:
«نماز، باز مى‏دارد نمازگزاران را از اعمال زشت و منكر» . (53)
 
اگر نماز با خباثت‏باطن و اخلاق سيئه مقبول خداوند بى‏نياز بودى، پس چرا مى‏بينى‏اكثر مردم را كه هر روز نماز پنجگانه به جا مى‏آورند، و هر ساعت چندين منكر ومعصيت از ايشان صادر مى‏شود؟!
 
و حضرت فرمودند:
 
«الصلوة معراج المومن‏»

 

يعنى: 
«به واسطه نماز مؤمن عروج مى‏كند به معارج قرب پروردگار» . (54)

پس اگر آنچه مى‏كنيم نماز باشد چرا بجز تنزل و هبوط از خود نمى‏يابيم؟!

گرنه موش دزد در انبان ماست گندم اعمال چل ساله كجاست؟
 
اول اى جان دفع شر موش كن بعد از آن در جمع گندم جوش كن

 

و مثال كسانى كه مواظبت‏بر عبادات جسميه مى‏كنند، و صفاى دل و پاكى آن وظلمت نفس و ناپاكى آن را فراموش كرده‏اند، و التفاتى به آن نمى‏كنند مانند قبور مردگان است كه ظاهر آن را زينت نمايند، و در باطن آن مردار گنديده پنهان است.

يامثل خانه‏اى است ظلمانى و تاريك كه چراغى بر بام آن نهند.
يا چون مرد دهقانى است كه تخمى افكند و آن تخم سبز شود، و با آن گياهى كه زرع را تباه مى‏كند برويد، و آن‏شخص سر آن گياه را قطع كند و از بيخ آن غافل ماند، تا آنكه قوت گيرد و همه‏محصول آن را فاسد و خشك نمايد.يا شبيه شخصى است كه بدن او را «جرب‏» (55) فراگرفته باشد، و طبيب حاذق امر فرمايد كه: دوائى بنوشد كه ماده جرب را از باطن قلع‏نمايد، و طلائى را بر ظاهر بدن بمالد كه اثر آن را از ظاهر دفع كند، و او دوا را ترك‏كند و به طلا اكتفا نمايد، و هر چه به طلا دفع شود، از چشمه باطن «اضعاف‏» آن منفجرگردد تا او را هلاك سازد.

 

51. مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 28 و من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 159، رقم 744.
52. پليدى‏ها، نجاستها.
53. عنكبوت، (سوره 29)، آيه 45.
54. سير سلوك علامه مجلسى (مترجم) ص 58
55. يكى از بيماريهاى جلدى است كه عوارض آن، سوزش و خارش پوست‏بدن و پيدا شدن دانه‏هاى بسيارريز در روى آن است.

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 آبان 1394  ] [ 6:08 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

كليد سعادت دو جهانى

بدان كه كليد سعادت دو جهانى، شناختن نفس خويشتن است، زيرا كه شناختن آدمى‏خويش را اعانت‏بر شناختن آفريدگار خود مى‏نمايد.
چنانكه حق - تعالى - مى ‏فرمايد: «سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق‏»
يعنى: «زود باشد كه‏بنمائيم به ايشان آثار قدرت كامله خود را در عالم و در نفسهاى ايشان، تا معلوم شودايشان را كه اوست پروردگار حق ثابت‏» . (1)
 
و از حضرت رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - منقول است كه: «من عرف نفسه فقدعرف ربه‏»

يعنى: «هر كه بشناسد نفس خود را پس به تحقيق كه بشناسد پروردگار خودرا» . (2)
 
و خود اين ظاهر و روشن است كه:

هر كه خود را نتواند بشناسد به شناخت ديگرى چون
 
تواند رسيد، زيرا كه هيچ چيز به تو نزديك‏تر از تو نيست،
 
چون خود را نشناسى ديگرى را چون شناسى؟



 

تو كه در علم خود زبون (3) باشى عارف كردگار چون باشى

 
1. فصلت (سوره 41)، آيه 53.
2. بحار الانوار، ج 2، ص 32، ح 23.
3. ناتوان، عاجز.

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 27 آبان 1394  ] [ 6:04 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]