توصیه دولابی (ره) در موردمجلس روضه واشک برامام حسین

حاج میرزا اسماعیل  دولابی (ره) 

محبت و عزاداری برای امام حسین «علیه السلام» انسان را زود به مقصد می رساند کلنا سخن النجاه و سفینه الحسین اسرع همه ی ما اهل بیت کشتی نجاتیم ولی کشتی امام حسین «علیه السلام» سریعتر است. هنگام عزاداری انسان درددلش را باز می کند و امام حسین «علیه السلام» داخل می شوند.







[ شنبه 6 آبان 1396  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سجده بر تربت امام حسین(ع)

Image result for ‫تربت امام حسین‬‎


🌴 🍃 بر تربت امام حسین(ع) زیاد سجده کردن  اخلاق را عوض میکند.

حاج اسماعیل دولابی







[ دوشنبه 14 فروردین 1396  ] [ 01:07 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سختی ها و صبر

عکس و تصویر کانال موج مثبت در برنامه ایرانی سروش





[ جمعه 6 اسفند 1395  ] [ 10:15 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

به من نگویید التماس دعا

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: می‌گوید یک کاری کن ،دعا کن، التماس دعا! هر کس گفت التماس دعا، گفتم من مستجاب الدعوه نیستم اما اگر باشم چه دعایی میخواهی بکنم. گفت: دعا کن خدا حج مرا قبول کند. گفتم آیا خودت حجت را قبول داری؟ گفت:نه!....؟ وقتی خودت حجت را قبول نداری من چه بگویم؟ در نماز جماعت می‌گوید التماس دعا. دعا کن خدا نماز مارا قبول کند. گفتم آیا خودت نمازت را قبول داری؟ گفت:نه!

یک وقت کلاه سرت نرود و به من بگویی التماس دعا.اول خودت را بساز که آنچه را عمل می‌کنی، مالی که در راه خدا میدهی،حرفی که در راه خدا میزنی،خودت قبول کنی. کاری را که خودت قبول نداری من چگونه به خدا غالب کنم. چنان قرص ، "نه" میگوید که انسان دود می‌شود. این را به شما می‌گویم که محرم من هستید.
پنجاه سال است دارم به شما می‌گویم که خودتان را جمع کنید. کلاه سرتان نرود. در دنیا التماس گو نشوید. وقتی خودت قبول نداری ایا من را جلو می‌فرستی تا مرا حبس کنند؟ ولو بدم نمی‌آید که آنها به خاطر حرف بی‌جا حبسم کنند. چقدز خوب است که آدم یک بهانه ای پیدا کن که آنجا حبسش کنند. سور میدهند و به زندانیشان گاهی سر میزنند و احترام می‌کنند. ای عزیزان ما همه در این دنیا زندانی هستیم . خداوند زندانی را دوست دارد . مخصوصا که خودش مارا به اینجا انداخته تا ادب شویم. انسانها در قرب ادب و طاقت نداشتند که با خدا بسازند. لذا مارا به سفلی انداخت تا نمدمال شویم و وقتی دوباره به آنجا میرویم، با ادب باشیم.
اگر ادب شویم همین الان به آنجا برمیگردیم. همانطور که گفتم می‌شود تولدمان را حاشا بزنیم. تولدت را اگر حاشا بزنی مردنت هم از بین می‌رود. وقتی که اول، حیات داده است دیگر لازم نیست که دوباره حیات بدهد، اُبعَثُ حیاً، لذا وقتی پرسیدند ما را به عد از مرگ چگونه زنده می‌کنی فرمود: یُحییها الذی انشاها اول مرهٍ یعنی همان اول که آفریدم زنده آفریدم. شما را نیافریدم که بمیرید. شما شعور نداشتید گفتید تولد یافتیم، گفتند پس بمیر. لِدوُا لِلمَوتِ وَ ابنوُا لِلخَرابِ (نهج‌البلاغه حکمت ۱۳۲). حالا که گیج شده‌اید بزایید برای مردن حالا که آبستن شدی بزا برای مردن آیا برای مردن بزایم؟ آیا این هم لفظ شد؟ گفت این کلام امامان ما(ع) است. لِدوُا لِلمَوتِ وَ ابنوُا لِلخرابِ و بنا کنید برای خراب شدن. اگر کسی این معنا را بداند کمتر گِل روی هم می‌گذارد. اگر غفلت هم خوب باشد این غفلت‌ها خوب است خداوند ان‌شاءالله ما را از غیر خود غافل کند.

کتاب طوبی محبت؛ جلد۳ – ص ۵۰
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی





[ سه شنبه 12 بهمن 1395  ] [ 12:18 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سِیر تو آسان شود

هر وقت خواستی در راه خدا پیش بروی، مقداری از چیزهای سنگینی را که داری بریز تا بارت سبک شود و راحت تر راه بروی؛


یعنی از مال، قدرت، علم و هر چه داری به زیردستانت کمک کن
... تا سِیر تو آسان شود.

┘◄ عارف ربانی حاج محمد اسماعیل دولابی





[ دوشنبه 27 دی 1395  ] [ 03:31 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

♥•٠·˙ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ♥•٠·˙

ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
♥•٠·˙
ﺳﻔﯿﻨﻪ ﻭ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺟﻮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﺸﺪﻩ، ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻃﯽ ﻣﺴﯿﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﻮ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ ﻣﻮﺗﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻃﯽ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺗﻤﺎﻡ ﺯﺣﻤﺖ ﺳﺎﻟﮏ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﻋﺎﻟﻢ ﻣﺎﺩﻩ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺭﻭﺩ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﻟﺬﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻃﯽ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﻟﻬﯽ ﻭ ﺳﻠﻮﮎ ﺩﺭ ﺍﻧﻮﺍﺭ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺧﺪﺍ.
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻋﻈﯿﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﻠﻮﮎ ﺗﻠﺨﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺭﯾﺎﺿﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﺍُﻧﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣَﻼ‌ﻭﺕ.

┘◄ آیت الله جاودان





[ دوشنبه 27 دی 1395  ] [ 03:29 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

قیمتت تو؟؟

Image result for ‫درس اخلاق‬‎





[ جمعه 10 دی 1395  ] [ 09:07 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دستور العملهایی جهت زندگی ایمانی از مرحوم دولابی(ره)

es1

1_ هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

۲_زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

۳_اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

۴_ گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

۵_ موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

۶_ اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

۷_ تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

۸_ هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

۹_ تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

۱۰_ با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

۱۱_ خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

۱۲_  لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

۱۳_ ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

۱۴_ دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است…شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند.”

۱۵_ هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در “الا”، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه “الله”را بگو همه ی دلت را تصرف کند.





[ جمعه 7 آبان 1395  ] [ 12:06 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

مادرت را ببوس

عکس و تصویر #طاهره یاس





[ سه شنبه 29 تیر 1395  ] [ 04:20 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نعمت

 





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 05:57 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دور شدن شيطان/ حاج اسماعيل خان دولابي

 

كسي كه در كارهايش بسم الله بگويد، شيطان از او غافل مي‌شود؛ او مي‌تواند به راهش برود؛ اجنّه و شياطين از او فرار مي‌كنند.





[ پنج شنبه 19 فروردین 1395  ] [ 01:29 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

از بين رفتن غم/ حاج اسماعيل خان دولابي

 

« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »مثل اسم عبور است، همهِ‌غم ها را باطل مي‌كند و همه‌ي راه بندانهاي به سوي خدا را باز مي‌كند.





[ پنج شنبه 19 فروردین 1395  ] [ 01:26 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توصیه اخلاقی زیبا از مرحوم حاج آقا دولابی (رحمة الله علیه)

 

هر کس گفت التماس دعـــــــــــا گفتم من مستجاب الدعوه نیستم، اما اگر باشم چه دعایی می خواهی بکنم؟

گفت دعا کن خدا حجم را قبول کند.
گفتم آیا خودت حجت را قبول داری؟ گفت : نه!...اٍه !؟ وقتی خودت قبول نداری من چه بگویم؟
در نماز جماعت می گوید التماس دعا. دعا کن خدا نماز ما را قبول کند.گفتم: آیا خودت نمازت را قبول داری؟ گفت: «نه!»
یک وقت کلاه سرت نرود به من بگویی التماس دعا. اوّل خودت را بساز که آنچه را عمل میکنی ،مالی که در راه خدا میدهی،حرفی که در راه خدا میزنی، خودت قبول کنی. کاری که خودت قبول نداری را من چگونه به خدا غالب کنم. چنان قرص می گوید «نه» که آدم دود می شود.این را به شما می گویم که محرم هستید.

 





[ یک شنبه 23 اسفند 1394  ] [ 12:13 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حاج محمد اسماعیل دولابی




[تصویر: a6d2df08bdbfb3f8bdf5f3c222eadb63-425]


 

صبر کن خدا در را باز میکند. تنها نشستن و مودب بودن کار شماست . اما باز کردن یا باز نکردن در با اوست . اختیاری نیست! گفت : من دَم در ایستاده بودم نه در میزدم نه میرفتم . گفت خوب کاری کردی . راه همین هست . هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست . مبادا در بزنی . در نزنید و دور هم نروید . مبادا بروی و بگویی چیزی نمیدهند . با هنر و فهمت تا پشت در برو . در را محکم نزنی . یا اصلا در نزن .صاحبخانه خودش میداند انجا بنشین .
شبی که حضرت زهرا را میخواستند دفن کنند اصحاب حضرت امیر پشت در آمدند تا کمک کنند . حضرت امیر امام حسن را فرستاد که که پشت در صدای گریه می آید ببین کیست ؟ امام حسن گفت اصحابند، گریه میکنند که در را باز کنید داخل بیاییم . حضرت فرمود بگو بروند اول اذان بیایند تشییع جنازه کنند . اینها رفتند اما یکی ماند و نرفت . همانجا نشست . نتوانست برود . یک دقیقه بعد حضرت امیر دیدند هنوز صدای گریه می آید فرمودند پسرم مگر نگفتی بروند؟! عرض کرد چرا ، دو مرتبه دم در رفت و فرمود چرا نرفتی ؟ گفت : پای رفتن نداشتم ... حضرت امیر گفتند : بگو بیاید داخل . ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است . به اشاره ملتفت باش. از یکسال پنج سال پشت در ایستادن نترس. پشت در بهترین جاست . . .


عارف ربانی، حاج محمد اسماعیل دولابی




[ چهارشنبه 5 اسفند 1394  ] [ 12:05 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خیلی نگو من گناهکارم

مرحوم ميرزا اسماعیل دولابی :

خیلی نگو من گناهکارم.
هی نگو من گنهکارم. این را ادامه نده تا خودت هم به این یقین برسی. روی صفات خوب و کارهای خوبت کار کن تا روی اونها به یقین برسی. معصیت را به یقین نرسان. ایمان را به شک تبدیل نکن. تاثیر زبان اینه اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی، اوضاع خیلی بی ریخت می شود... همیشه بگویید الحمدلله، شکر خدا. بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی.
اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن وقت غمت از دلت ميرو

 





[ جمعه 30 بهمن 1394  ] [ 11:53 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

تحولات روحی مرحوم دولابی از چه زمان آغاز شد؟


ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺪ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻭﻟﯽ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ
ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘــﻢ ﺑــﺮﺩ ﺑﯿـــﺮﻭﻥ ﺑﺴﺘــﻪ ﺟﺎﻧﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ

ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻓــﺮﺩﻭﺱ ﺑﯿﺮﻭﻧـــﻢ ﻛﻨــﺪ ﺧـــﻮﺍﺭﻡ ﻛﻨﺪ
ﻋﺸﻖ ﭘﯿﺪﺍ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣُﻠﻚ ﻭ ﻣَﻠَﻚ ﭘﺮّﺍﻥ ﻧﻤﻮد

 


«ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﺪﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ» ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﺵ «ﻛﻞ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ»، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺍﺯ ﻋﻠﻢ ﺩﯾﻦ ﺑﯽ ﺑﻬﺮﻩ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﻛﺒﯽ ﺭﻫﻮﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻠﻮﻡ ﺭﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻨﺰﻝ ﻛﻤﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﯽ‏ﺳﭙﺮﺩ. ﻣﺮﻛﺐ ﺳﯿﺮ ﺍﻭ ﺟﺬﺑﻪ‏ﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺠﺮﺍﯼ ﻓﯿﻮﺿﺎﺕ ﻗﺪﺳﯿﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻋﻄﺎ ﺷﺪ. ﻫﻤﺎﻥ ﻃﺮﯾﻖ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺮﻓﺎﻥ ﻋﻼ‌ﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻗﺎﺿﯽ، ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺁﻥ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ‏ﺍﻧﺪ:
«ﺳَﺮَﯾﺎﻥ ﻓﯿﻮﺿﺎﺕ ﻭ ﺧﯿﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺸﻜﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻫﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻗﻤﺮ ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻢ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺍﺳﺖ.
ﻭ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻼ‌ﻣﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ‏ﺍﻧﺪ ﻛﻪ: «ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﺯ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ: ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﯾﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ»
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺗﺤﻮﻝ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺣﺎﺝ ﻣﺤﻤﺪﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺩﻭﻻ‌ﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﯽ‏ﮔﻮﯾﺪ:

«ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﺘﺒﺎﺕ ﻋﺎﻟﯿﺎﺕ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﺪﻡ. ﺁﻧﺠﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻃﻠﺒﻪ‏ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ‏ﺩﯾﺪﻡ. ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﻼ‌ﻗﻤﻨﺪﺷﺎﻥ ﺷﺪﻡ. ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺷﻮﻡ ﻭﻟﯽ ﻣﺸﻜﻼ‌ﺕ ﻣﺎﻧﻊ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺯﺧﻢ ﺑﺪﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ‏ﺩﺍﺩ.
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻣﯽ‏ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯽ‏ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻭﺩﺍﻉ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﺣﺮﻡ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺷﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺏ ﺷﺪﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﺸﺮﻑ، ﺷﯿﺨﯽ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺵ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻗﺎﺩﺭﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﺖ ﻛﺮﺩﻡ... ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺯﺍﺋﺮ ﻋﺘﺒﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺭﻓﺘﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺮﻣﯽ‏ﮔﺸﺘﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﭘﺮﺩﻩ‏ﻫﺎ ﻛﻨﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻜﺎﺷﻔﻪ‏ﺍﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻮﺩ ﺣﺪﻭﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﺎﻧﺪﻡ.
ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳﺮ ﺿﺮﯾﺢ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻫﺴﺘﻢ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﯽ‏ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮ. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﻜﺪﯾﮕﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‏ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ‏ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻠﺴﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﺁﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﺷﺪ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺳﺮ ﺿﺮﯾﺢ ﺣﻀﺮﺕ ﻭ ﺗﺎ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﻋﺰﺍﺧﺎﻧﻪ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺷﺨﺎﺻﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ‏ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺑﯽ ﺁﻧﻜﻪ ﻻ‌ﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﺴﯽ ﺫﻛﺮ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﻜﻨﺪ ﻣﯽ‏ﮔﺮﯾﺴﺘﻨﺪ.
ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻋﻨﺎﯾﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠَّﻪ‏ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‏ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺣﺎﺝ ﻣﻼ‌ ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ ﺯﻧﺠﺎﻧﯽ، ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ‏ﺍﻟﻠَّﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻓﻘﯽ ﻭ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ‏ﺍﻟﻠَّﻪ ﺷﺎﻩ‏ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ‏ﻫﺎ ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻨﻢ ﺑﺎ ﻋﻼ‌ﻗﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ‏ﺁﻣﺪﻧﺪ.»

منابع:

ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻋﺮﻓﺎﻥ، ﺷﺮﺡ ﺣﺎﻝ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻗﺎﺿﯽ.


«ﻣﺼﺒﺎﺡ ﺍﻟﻬﺪﯼ»، ﺹ 15 ﻭ ﺩﺭ «ﻛﻮﭼﻪ‏ﻫﺎﯼ ﻋﺸﻖ»، ﺹ 45...





[ جمعه 2 بهمن 1394  ] [ 12:06 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

توجه به نماز


حاج اسماعیل دولابی (قدس سره):

توجه به نماز،نماز است.اگر حضور قلب داری،در نمازی و الا دل هر کجاست همان جایی

 





[ شنبه 12 دی 1394  ] [ 11:06 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی

حاج اسماعیل دولابی : وقتی غذا می خوری لذت غذا خوردن ، شکر آن است . قبل از آن ، شکر ندارد . وقتی هم کسی فهمید که این غذا مال خداست ، شکر خدا را کرده است .





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:41 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی

فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره خوبی می کنی به خودت برمی گردد. حتی وقتی دست کسی را می گیری، خدا مرحمت می کند و نگاه می کنی که به خودت خوبی کرده ای. وقتی او را می بینی که نمی تواند بلند شود، خودت بوده ای که نمی توانستی بلند شوی. دستش را می گیری و بلند می شود، راحت می شوی.

(طوبای محبت، برگرفته از سخنان عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی، جلد سه، صفحه 110)





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:39 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی

خداوند چشم و آینه به شما داده است . چراغ هم به شما مرحمت کرده است و انشاالله نور آن را زیاد می کند .
وقتی خودتان راه را ببینید دیگر هیچ چیز احتیاج ندارید . نه گفتگویی ، نه واعظی ، نه زاجری . چشم که داریم ، چراغ هم داریم . چراغ نور محمد (ص ) و آل محمد (ع ) است .



طوبای محبت . کتاب پنجم





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:38 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]