عذاب و پاداش هایی که چند برابر حساب می شوند

برزخ,عالم برزخ,گناه,عذاب گناه

اعمال انسان از لحاظ پاداش و كیفر آثاری دارد كه بیان كننده اثر آنها در سعادت و شقاوت است

 

به استناد برخی از آیات قرآن، اعمال انسان از لحاظ پاداش و كیفر آثار و احكامی دارد كه بیان كننده اثر آنها در سعادت و شقاوت است. این مباحث قرآنی، مبتنی بر قواعد كلّی عقلایی است كه در جامعه بشری حكمفرما بوده و هست و براساس مصالح و مفاسد تنظیم شده است.

عذاب و پاداش دو برابر
در منابع دینی می توانیم سکانس های مختلفی از پاداش ها و عذاب های خداوند را به زیبایی مشاهده کنیم ... سکانس هایی که هر کدام رتبه و رنگی خاص برای خود دارند ... سکانس هایی که با دیدن و شنیدن هر کدامشان آدمی را متعجب می کند و خیلی از اوقات نیز اشک را از چشم سرازیر می کند و زمزمه ای از انسان شنیده می شود که : الله اکبر ... عجب خدای مهربانی داریم ... سکانس هایی که پاداش یک عمل و کار نیک را بهتر


ادامه مطلب


[ دوشنبه 2 مرداد 1396  ] [ 8:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نعمتی مشترک میان زنان و مردان بهشتی

دعای دیدن حورالعین,حورالعین چیست

از جمله موارد نعمت های بهشتی، نعمت متنعم شدن از حورالعین است

 

از جمله موارد نعمت های بهشتی که پیرامون آن سوالات و ابهاماتی بوجود آمده است، نعمت متنعم شدن از حورالعین است. برخی با توجه به سیاق برخی از آیات اینگونه سوال می کنند، در بهشت به مردان وعده ی حورالعین داده شده، پس زنان چه پاداشی می گیرند؟

قران کتابی جامع در راستای هدایت و تربیت بشری است و تمامی ابعاد آن در این راستا نقش ویژه ایی ایفا می کنند. یکی از این ابعاد، توجه به وعده(1) و وعیدهایی (2) است که در قرآن آمده که نقش اساسی را در تربیت آدمی و ایجاد انگیزه ی وی دارد. (3)

فلسفه ی اصلی از بیان این وعده های الهی، ایجاد انگیزه برای تربیت انسان است یعنی خداوند متعال با بیان این دسته از آیات، موجب می شود که آدمی در راستای اصلاح امور خود گام بردارد؛ چرا که خصلت ذاتی انسان به گونه ای است که تا میل به انجام کاری در وجودش نباشد، آن را


ادامه مطلب


[ یک شنبه 1 مرداد 1396  ] [ 12:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بخشنده ترین مردم در نگاه امام حسین علیه السلام

بخشنده ترین مردم در نگاه امام حسین علیه السلام

خدا می فرماید: آن ها که اهل عفو و بخششند بیایند بدون حساب به بهشت بروند

 

یکی از مواقعی که عفو به شکل زیبایی خودنمایی می کنید زمانی است کسی می تواند و قدرت عمل دارد، ولی عفو می کند و می بخشد و انتقام گرفتن بر او هیچ ملامتی نیست؛ (شوری، 40) که این نوع چه قدر می تواند زیبا و شیرین باشد چنانچه در روایتی از امام حسین علیه السلام داریم که ...

برترین مکارم اخلاقی در بیان قرآن کریم
قرآن كریم مهمترین و برترین مكارم اخلاقی را گذشت و بخشش كه همانا صفت عالیه خداوند رحمان و رحیم (بخشنده و مهربان) بر می شمارد و خداوند متعال در قرآن و در ابتدای هر سوره خود را بنام بخشنده و مهربان


ادامه مطلب


[ شنبه 31 تیر 1396  ] [ 8:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چه کسانی نزد خدا بخشیده نمی‌شوند؟

غضب الهی,علت غضب الهی,خشم خدا,مهم‌ترین عوامل غضب الهی

چه کسانی مورد خشم الهی هستند؟ چه کارهایی کردند که مورد خشم الهی قرار گرفتند که ما باید از آن کارها اجتناب کنیم؟

مهم‌ترین عامل غضب الهی
یکی از مهم‌ترین عوامل غضب الهی کفر است. یعنی پنهان کردن حقایقی که انسان نباید آنها را مخفی کند .

دومین عاملی که سبب خشم الهی می‌شود و ما باید از آن دوری کنیم دروغ بستن به خدا و دروغ شمردن آیات الهی است. آیا مخاطب این سخن فقط مشرکان صدر اسلام هستند یا ممکن است در میان ما هم کسانی باشند که مخاطب این باشد و به خدا دروغ ببندند؟

یکی از آیاتی که نشان می‌دهند که دروغ بستن به خدا چقدر خطرناک است، آیه 21 سوره مبارکه «انعام» است که می‌فرماید: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ»؛ چه کسی ظالم‌تر از آن است که به خدا دروغ می‌بندد یا آیات الهی را تکذیب می‌کند؛ بدانید که ستمکاران کامیاب نمی‌شوند. کسی که در زندگی ستم کند به سعادت و خواسته‌های مادی و معنوی خود نمی‌رسد.

خداوند در آیه 17 سوره مبارکه «یونس» نیز می‌فرماید: «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ»؛ کسی که به خدا افترا می‌بندد مجرم است و انسان‌های مجرم در زندگی کامیاب نیستند.

 

همچنین در آیه 32 سوره میارکه «زمر» می‌فرمایند: «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَکَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْکَافِرِینَ»؛ پس کیست ‏ستمگرتر از آن کس که بر خدا دروغ بست و [سخن] راست را چون به سوى او آمد دروغ پنداشت آیا جاى کافران در جهنم نیست؟

دروغ بستن به خدا انکار توحید است. یکی از مصادیق روشن دروغ بستن به خدا شرک است یعنی کسی که برای خدا شریک و همتا قائل باشد. در جامعه چه کسانی برای خدا شریک قائل هستند؟ فقط مشرکان صدر


ادامه مطلب


[ یک شنبه 11 تیر 1396  ] [ 8:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

برکت و رحمت خدا

عکس و تصویر




ادامه مطلب


[ پنج شنبه 17 فروردین 1396  ] [ 2:25 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

انفاق

امام على علیه السلام: اى فرزند آدم! خودت وصىّ خود باش و درباره دارایى خود، آنگونه عمل کن که مى خواهى پس از تو با آن، آنگونه عمل کنند.


نهج البلاغه، حکمت 246





[ شنبه 2 بهمن 1395  ] [ 2:48 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فلسفه وجود بهشت و جهنم چیست؟

فلسفه وجود بهشت و جهنم

در این خصوص نیاز است به چند نکته دقت کنیم تا فلسفه وجود جهنم همانند حکمت وجود بهشت نمایان گردد:
وجود بهشت و جهنم‌، از نعمت‌های بزرگ الهی است‌ و فوائدی چند بر آن مترتب است:

۱- اکثر انسان‌ها از ترس جهنم گناه نمی‌کنند یا به شوق بهشت‌، فرمان الهی را اطاعت می‌نمایند . بسیار کم هستند افرادی که خدا را برای خود عبادت کنند. بنابراین قرار دادن بهشت و جهنم عین لطف و کرامت حق تعالی است، کاری حکیمانه و ناشی از صفت حکمت خدا می باشد.
متکلمان اسلامی این مطلب را طبق قاعده لطف اثبات می کنند. قاعده لطف بیان می دارد که اگرکسی امر به کاری کرد و در عین حال می داند که مأمور آن فرمان را بدون تحقق امری دیگر انجام نخواهد داد، بر شخص


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 30 دی 1395  ] [ 10:51 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در خواستن حاجت خود اصرار كنید!

برای اجابت دعا، رعایت چند نکته ضروری است: ١ـ با طهارت و وضوء بودن. ٢ـ رو به قبله بودن افضل است. ٣ـ اقرار به گناه و عصیان. ٤ـ خویشاوندان و دردمندان را در نظر داشتن. ٥ـ اعتقاد به خدا و صفات او. ٦ـ حسن ظن به خدا. ٧ـ خشوع و توجّه به معانی.٨ـ اندیشه و تفكر و پند گرفتن از مضمون و محتوای دعا. ٩ـ تصفیه باطن از آلودگی. 10 ـ اخلاص.

 

دعا

در این نوشتار در مورد دعا مطالبی را تقدیم شما عزیزان می کنیم که با توجه به آن امید است که به استجابت نزدیکتر باشد: 
١ـ دعا با توجه: دعاكننده باید توجه داشته باشد كه مخاطب او مالك و خالق اوست پس باید با تمام وجود توجهش به دعای خود باشد و معلوم است كه صرف حرف زدن بدون توجه در حقیقت بی اعتنایی به مخاطب است، هر چند خداوند متعال این بی اعتنایی را می بخشد اما نباید انتظار اجابت دعا را داشت. امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «خداوند متعال دعای دل غافل را مستجاب نمی كند پس هنگام دعا با تمام وجود رو به

سوی خدا بیاور، پس از آن یقین به اجابت داشته باش.» (1)
٢ـ دعا با قلب پاك: دلی كه پر از وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی است نمی تواند با مبدا خیر و كمال مطلق در ارتباط باشد وقتی دل در طلب گناه باشد بر زبان راندن دعا و درخواست خیر، فقط ابراز كردن چند جمله ی دروغ است لذا  امیرمومنان علیه السّلام می فرمایند: «بهترین دعا آن است كه از سینه ای پاك و قلبی پرهیزگار صادر شود.» (2)
٣ـ دعا همراه خوف و طمع: اگر دعا با توجه باشد، هم خوف به همراه دارد و هم طمع؛ ترس از گناه كه مبادا انسان را مبغوض حق تعالی كند و در نتیجه مانع اجابت دعا بشود. اما از طرفی فضل و كرم خداوند باعث طمع انسان به استجابت دعا می شود. خداوند می فرماید: «در حال خوف و طمع دعا كنید.» (اعراف/ 56)

پیامبر صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «وقتی كسی دعا می كند آن را


ادامه مطلب


[ جمعه 28 آبان 1395  ] [ 9:54 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چه کارهایی موجب جلب رحمت الهی است؟





[ سه شنبه 25 آبان 1395  ] [ 12:06 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عضویت در کانال تلگرام تبیان به چه چیز باید عشق ورزید؟

گروهی از مردم که از عشق خدا بی نصیبند، کسانی هستند که اموال، کسب و کار، فرزند و اقوام و دوستان را در عرض خدا قرار داده اند و در مقابل، مؤمنان و خدامحوران لبریز از عشق پروردگارند و هیچ محبتی را بر محبت خداوند مقدّم نمی دارند.

عشق الاهی

محبت، «میلِ طبع، به چیز لذت بخش» است كه حالت شدید آن عشق نامیده مى شود. محبت در اصطلاح فلاسفه عبارت است از «میل به شخص یا شیء عزیز یا جذاب یا سودمند» كه با او و خواسته هاى او تناسبى داشته باشد. فاعل محبت، گاهى خداوند و گاهى انسان مى باشد.
بیشتر علمای كلام، محبت را به معنای اراده می دانند که فقط به ممکنات تعلق می گیرد. ازاینرو دوست داشتن خداوند (كه واجب الوجود است و از ممكنات نیست)، یا به معنای اطاعت از او و یا به معنای دوست داشتن احسان و ثواب اوست.

موسی علیه السلام عرض کرد: ای خدا! چگونه تو را نزد بندگانت محبوب سازم؟ خدا فرمود: نعمت هایی را که به آنان داده ام، به ایشان یادآوری کن؛ زیرا آنان جز خوبی از من ندیده و به یاد ندارند.

در عرفان اسلامی، محبت، اساس هستی است. به باور برخی عارفان، حقیقت عشق و نیز عاشق حقیقی و معشوق حقیقی، خداوند است؛ زیرا جز او موجودی نیست و کائنات همگی جلوه های او هستند. بنابراین هم می توان آن را به حضرت حق اسناد داد و هم به خلق.
عشق دو جنبه دارد: از یک سو اشتیاق خداوند (گنج پنهان) است که می خواهد برای موجودات آشکار شود. از سوی دیگر عشق و اشتیاق موجودات به خدا که در واقع عشق خدا به خویشتن خویش است (موجودات، تجلیات گوناگون خداوند هستند)؛ چون خدا هم خالق و مخلوق و هم عاشق و معشوق است.

به چه چیز باید عشق ورزید؟

بالاترین محبت ها، محبت به خداوند است. در انس و الفت با خداوند، چنان لذتی نهفته است که هیچ چیز را یارای برابری با آن نیست. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: خداوند به موسی بن عمران وحی کرد: مرا دوست بدار و دوستی مرا در دل های دیگران بگستران. موسی عرض کرد: ای خدا! من دوستت دارم، ولی چگونه تو را نزد بندگانت محبوب سازم؟ خدا فرمود: نعمت هایی را که به آنان داده ام، به ایشان یادآوری کن؛ زیرا آنان جز خوبی از من ندیده و به یاد ندارند.
به راستی، وقتی زیبایی و شگفتی خلقت، کشش عجیبی در دل ها ایجاد می کند، شناخت سرچشمه زیبایی، چه شوق و لذتی به همراه خواهد داشت.
البته دلی که جایگاه غیر خدا باشد، نمی تواند به طور کامل در اختیار خداوند باشد. از این رو، امام حسین علیه السلام می فرماید: أَنْتَ الّذی أَزَلْتَ الاغْیارَ عَنْ قُلوبِ احِبّائِک حَتّی لَمْ یحِبّوا سِواک.
خدایا! تویی که میل به دیگران را از دل های دوستانت بیرون کردی تا جز تو را دوست نداشته باشند.

هنگامی که آیه فوق نازل شد، اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا، خویشاوندان شما که دوستی آنان بر ما واجب است، کیانند؟ آن حضرت فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندشان علیهم السلام و این مطلب را سه بار تکرار فرمود.

بر پایه آیات قرآن، گروهی از مردم که از عشق خدا بی نصیبند، کسانی هستند که اموال، اقوام و دوستان را در عرض خدا قرار داده اند و در مقابل، مؤمنان لبریز از عشق پروردگارند و هیچ محبتی را بر محبت خداوند مقدّم نمی دارند. خداوند در قرآن مجید از آنان چنین یاد می کند: «الَّذینَ آمَنوا اشَدُّ حُبّاً لِلّهِ؛ دوستی آنان که ایمان آورده اند، به خداوند، شدیدتر است».
امام سجاد علیه السلام نیز در «مناجات المحبین» می فرماید: الهی مَن ذَاالَّذی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِک فَرامَ مِنْک بَدَلًا؛ خدایا کیست که شهد شیرین محبت تو را چشید و غیر تو را به دوستی گرفت؟

خدامحوران و محبت معصومین علیهم السلام

محبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از محبت خداوند قرار دارد. طبق برخی روایات، ایمان حقیقی به خدا زمانی تحقق می یابد که مؤمن، آن حضرت را از همه چیز و همه کس بیشتر دوست بدارد. در روایتی در این باره آمده است: لایؤْمِنُ أَحَدُکمْ حَتّی اکونَ احَبُّ الَیهِ فی وُلْدِهِ و والِدِه والنّاسِ اجمعین.
هیچ یک از شما ایمان (حقیقی) نیاورده است، مگر آنکه من، از خودش، فرزندانش، پدرش و همه مردم نزد او محبوب تر باشم.
در کنار محبت به پیامبر، محبت اهل بیت علیهم السلام بسیار سفارش شده است. خداوند می فرماید: قُلْ لَاأَسْأَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی (شوری/23)
(ای پیامبر!) بگو من هیچ مزدی از شما در برابر رسالتم درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن خویشانم.
اهل سنت نیز دوستی اهل بیت علیهم السلام را محترم می دانند، چنان که امام احمد بن حنبل می گوید: هنگامی که آیه فوق نازل شد، اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا، خویشاوندان شما که دوستی آنان بر ما واجب است، کیانند؟ آن حضرت فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندشان علیهم السلام و این مطلب را سه بار تکرار فرمود.
پس محبت به اهل بیت علیهم السلام، در واقع از محبت به رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و در نهایت، از محبت به خدا مایه می گیرد. در روایت های گوناگونی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اهل بیت علیهم السلام می فرماید: انّی سِلمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکم؛ من دوستِ دوستان شما و دشمنِ دشمنان شما هستم.


منابع:
-محمد جواد محمودى، ترتیب الامالى، ج 6، ص 360.
- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 95، ص 226.
- محمد محمدى رى شهرى، میزان الحكمة، ج 2، ص 236.
- سیوطى، درّالمنثور، ج 6، ص 7.


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 19 آبان 1395  ] [ 7:10 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

رفيق

عکس و تصویر





[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 1:12 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

لبخند بزن

عکس و تصویر





[ پنج شنبه 17 تیر 1395  ] [ 1:05 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خضر و مرد فقير

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

روزى حضرت خضر از بازار بنى اسرائیل مى گذشت ناگاه چشم فقیرى به او افتاد و گفت :

به من صدقه بده خداوند به تو برکت دهد!

خضر گفت :

من به خدا ایمان دارم ولى چیزى ندارم که به تو دهم .

فقیر گفت :

بوجه الله لما تصدقت على ؛ تو را به وجه (عظمت ) خدا سوگند مى دهم ! به من کمک کند! من در سیماى شما خیر و نیکى مى بینم تو آدم خیّرى هستى امیدوارم مضایقه نکنى .

خضر گفت :

تو مرا به امر عظیم (وجه خدا) قسم دادى و کمک خواستى ولى من چیزى ندارم که به تو احسان کنم مگر اینکه مرا به عنوان غلام بفروشى .

فقیر: این کار نشدنى است چگونه تو را به نام غلام بفروشم ؟ خضر: تو مرا به وجه خدا (خداى بزرگ ) قسم دادى و کمک خواستى من نمى توانم ناامیدت کنم مرا به بازار ببر و بفروش و احتیاجت را برطرف کن !

فقیر حضرت خضر را به بازار آورد و به چهارصد درهم فروخت .

خضر علیه السلام مدتى در نزد خریدار ماند، اما خریدار به او کار واگذار نمى کرد.

خضر: تو مرا براى خدمت خریدى ، چرا به من کار واگذار نمى کنى ؟

خریدار: من مایل نیستم که تو را به زحمت اندازم ، تو پیرمرد سالخورده هستى .

خضر: من به هر کارى توانا هستم و زحمتى بر من نیست . خریدار: حال که چنین است این سنگها را از اینجا به فلان جا ببر!

با اینکه براى جابجا کردن سنگها شش نفر در یک روز لازم بود، ولى سنگها را در یک ساعت به مکان معین جابجا کرد.

خریدار خوشحال شد و تشویقش نمود و گفت :

آفرین بر تو! کارى کردى که از عهده یک نفر بیرون بود که چنین کارى را انجام دهد.

روزى براى خریدار سفرى پیش آمد خواست به مسافرت برود، به خضر گفت :

من تو را درستکار مى دانم مى خواهم به مسافرت بروم ، تو جانشین من باش ، با خانواده ام به نیکى رفتار کن تا من از سفر برگردم و چون پیرمرد هستى لازم نیست کار کنى ، کار برایت زحمت است .

خضر: نه هرگز زحمتى برایم نیست .

خریدار: حال که چنین است مقدارى خشت بزن تا برگردم . خریدار به سفر رفت ، خضر به تنهایى خشت درست کرد و ساختمان زیبایى بنا نمود.

خریدار که از سفر برگشت ، دید که خضر خشت را زده و ساختمانى را هم با آن خشت ساخته است ، بسیار تعجب کرد و گفت :

تو را به وجه خدا سوگند مى دهم که بگویى تو کیستى و چه کاره اى ؟ حضرت خضر گفت :

- چون مرا به وجه خدا سوگند دادى و همین مطلب مرا به زحمت انداخت و به نام غلام فروخته شدم . اکنون مجبورم که داستانم را به شما بگویم :

فقیر نیازمندى از من صدقه خواست و من چیزى از مال دنیا نداشتم که به او کمک کنم . مرا به وجه خدا قسم داد، لذا خود را به عنوان غلام در اختیار او گذاشتم تا مرا به شما فروخت .

اکنون به شما مى گویم هرگاه سائلى از کسى چیزى بخواهد و به وجه خدا قسم دهد در صورتى که مى تواند به او کمک کند، سائل را رد کند روز قیامت در حالى محشور خواهد شد که در صورت او پوست ، گوشت و خون نیست ، تنها استخوانهاى صورتش مى مانند که وقت حرکت صدا مى کنند (فقط با اسکلت در محشر ظاهر مى شود.) خریدار: چون حضرت خضر را شناخت گفت :

مرا ببخش که تو را نشناختم . و به زحمت انداختم .

خضر گفت : طورى نیست . چون تو مرا نگهداشتى و درباره ام نیکى نمودى .

خریدار: پدر و مادرم فدایت باد! خود و تمام هستى ام در اختیار شماست .

خضر: دوست دارم مرا آزاد کنى تا خدا را عبادت کنم .

خریدار: تو آزاد هستى !

خضر: خداوند را سپاسگزارم که پس از بردگى مرا آزاد نمود.





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:08 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

كليد

عکس و تصویر توجه





[ سه شنبه 15 تیر 1395  ] [ 6:01 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

یا ستار العیوب...

روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند

آوازی شنيد که ای ابوالحسن !

خواهی که آنچه از تو می ‌دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟

شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از "رحمت" تو می‌دانم و از "بخشایش" تو می‌بينم با خلق بگويم  تا ديگر هيچکس سجده‌ات نکند؟

آواز آمد: نه از تو؛ نه از من. 





[ جمعه 27 آذر 1394  ] [ 12:42 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شدت مهر خدا

شدت مهر خدا

حضرت یعقوب علیه السلام به یوسف بسیار علاقه داشت .چهل سال در فراغ یوسف گریه کرد و چشمش کور شد .قدش خمیده گشت  و موهایش سفید شد در روایت آمده است که هفتاد برابر  یک پدر معمولی به یوسف  علاقه داشت  اما خداوند متعال  هفتاد برابر  علاقه یعقوب علیه السلام به یوسف  به بندگانش علاقه دارد و نسبت به آنان مهربان تراست  خیلی عجیب است وقتی حضرت موسی و هارون می خواهند به نزد فرعون بروند خداوند می فرماید: با نرمی وملایمت با فرعون صحبت کنید  شاید برگردد و متذکر شود یا بترسد.(سوره طه آیه 44)

در علل الشرایع صفحه58 آمده است  که زمانی آب رود نیل کم شد .مردم آمدند وبه فرعون گفتند:مگر تو خدای مانیستی ؟ گفت :

بله .گفتند :پس آب رود نیل را زیاد کن .آب زراعتمان کم شده است .

گفت بسیار خوب فردا زیادش می کنم .خودش می دانست که هیچ کاره است .دستش خالی است.شب هنگام لباس فرعونی را بیرون آورد.خودش را روی خاک ها انداخت و گفت :خدایا آبروی ما را نبر خدایی ما به خطر افتاده است .آن قدر آه وناله کرد تا خدا دعایش را مستجاب کرد.

وآب رود نیل زیاد شد.فرعون در باطن به خدا ایمان داشت ولی اظهار نمی کرد .روایاتی که درباره فرعون است بسیار عجیب است  لطف ومهربانی خدا رانسبت به بندگانش می رساند  امام هشتم علیه السلام فرمودند: فرعون وقتی داشت غرق می شد به حضرت موسی استغاثه کرد . مرتب التماس می کرد حضرت موسی علیه السلام هم گفت : باید غرق بشوی وغرق شد.موسی علیه السلام شب برای مناجات به درگاه خدا آمد اما خداوند گفت:چرا جواب فرعون را ندادی ؟؟؟؟ ای موسی تو فرعون را اجابت نکردی چون او را خلق نکردی .اگر به من استغاثه کرده بود  او را اجابت می کردم .

وشبیه همین داستان در مورد قارون آمده است . ویک حدیث ی زیبا از امام جعفر صادق علیه السلام  است که می فرماید زمانی که نوح بر قومش نفرین کرد خداوند تا 40 سال تمام زنان را عقیم کرد تا کودکی متولد نشود .

الله اکبر  الله اکبر به مهربانی خدا  آن قدر مهربان است که تمام سوره های قران با جمله  زیبای بسم الله الرحمن الرحیم  شروع شده است .فقط یک سوره که برائت از مشرکین  بوده (سوره توبه ) که بسم الله الرحمن الرحیم   ندارد ولی خدای مهربان به جای آن در سوره نمل دو مرتبه  بسم الله الرحمن الرحیم  را آورده است .

 





[ جمعه 27 آذر 1394  ] [ 12:38 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حکایات خواندنی ازبخشش خداوند بخشنده

بخشش خداوند بخشنده

وقتى روز قيامت شود ، بنده اى از اهل ايمان را حاضر كنند ، خطاب رسد : بنده ى من نعمتم را سربار معصيت ساختى و چندان كه نعمت را بر تو افزودم تو بر عصيان افزودى . بنده از خجلت معصيت سر در پيش افكند . از پيشگاه رحمت خطاب رسد : اى بنده ى من سر بردار كه همان ساعت كه معصيت مى كردى تو را آمرزيدم و قلم عفو بر آن كشيدم .

 





[ جمعه 27 آذر 1394  ] [ 12:37 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حکایات خواندنی- ازبخشش خداوند بخشنده

روايت شده :

روز قیامت

بنده اى را نزديك آرند ، آن بيچاره به خاطر گناه بسيار سر به زير اندازد و از شرمسارى به گريه درآيد ، از درگاه عزت و رحمت خطاب رسد : آن روز كه گناه مى كردى و مى خنديدى تو را شرمسار نساختم ، امروز كه سر شرمسارى و خجلت به پيش انداخته اى و گناه نمى كنى و زارى و گريه مى آورى چگونه تو را عذاب كنم ، گناهت را بخشيدم و اجازه ى درآمدن به جنت را به تو مرحمت كردم .

 





[ جمعه 27 آذر 1394  ] [ 12:36 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حکایات خواندنی از بخشش خداوند بخشنده

 
از رئيس محدثين ، حديث شناس كم نظير ، حضرت صدوق ، از يكى از امامان معصوم روايت شده كه : چون قيامت برپا شود ، رحمت واسعه ى الهى چنان جلوه كند و از گناهكاران فوج فوج بيامرزد كه شيطان رانده شده ، در عفو خدا به طمع افتد !!




[ جمعه 27 آذر 1394  ] [ 12:35 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حکایات خواندنی از بخشش خداوند بخشنده

ملا فتح اللّه كاشانى در تفسير « منهج الصادقين » ، و آيت اللّه كلباسى در كتاب « انيس الليل » نقل كرده اند :

در زمان مالك دينار جوانى از زمره ى اهل معصيت و طغيان از دنيا رفت ; مردم به خاطر آلودگى او جنازه اش را تجهيز نكردند ، بلكه در مكان پستى و محلّ پر از زباله اى انداختند و رفتند .

شبانه در عالم رؤيا از جانب حق تعالى به مالك دينار گفتند : بدن بنده ى ما را بردار و پس از غسل و كفن در گورستان صالحان و پاكان دفن كن . عرضه داشت : او از گروه فاسقان و بدكاران است ، چگونه و با چه وسيله مقرّب درگاه احديت شد ؟ جواب آمد : در وقت جان دادن با چشم گريان گفت :

يا مَنْ لَهُ الدُّنيا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَيْسَ لَهُ الدُّنيا وَ الآخرَةُ .

« اى كه دنيا و آخرت از اوست ، رحم كن به كسى كه نه دنيا دارد نه آخرت » .

مالك ! كدام دردمند به درگاه ما آمد كه دردش را درمان نكرديم ؟ و كدام حاجتمند به پيشگاه ما ناليد كه حاجتش را برنياورديم ؟

ملا فتح اللّه كاشانى در تفسير « منهج الصادقين » ، و آيت اللّه كلباسى در كتاب « انيس الليل » نقل كرده اند :

در زمان مالك دينار جوانى از زمره ى اهل معصيت و طغيان از دنيا رفت ; مردم به خاطر آلودگى او جنازه اش را تجهيز نكردند ، بلكه در مكان پستى و محلّ پر از زباله اى انداختند و رفتند .

شبانه در عالم رؤيا از جانب حق تعالى به مالك دينار گفتند : بدن بنده ى ما را بردار و پس از غسل و كفن در گورستان صالحان و پاكان دفن كن . عرضه داشت : او از گروه فاسقان و بدكاران است ، چگونه و با چه وسيله مقرّب درگاه احديت شد ؟ جواب آمد : در وقت جان دادن با چشم گريان گفت :

يا مَنْ لَهُ الدُّنيا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَيْسَ لَهُ الدُّنيا وَ الآخرَةُ .

« اى كه دنيا و آخرت از اوست ، رحم كن به كسى كه نه دنيا دارد نه آخرت » .

مالك ! كدام دردمند به درگاه ما آمد كه دردش را درمان نكرديم ؟ و كدام حاجتمند به پيشگاه ما ناليد كه حاجتش را برنياورديم ؟

 





[ جمعه 27 آذر 1394  ] [ 12:32 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]