بین‌الطلوعین را این‌گونه بیدار باشید

بین‌الطلوعین را این‌گونه بیدار باشید

اگر موفق به طاعتی بوده اید، شکر کنید و اگر خدای ناکرده ابتلا به معصیتی یافته اید، استغفار ...

آیت الله نخودکی : بین الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم کنید: 

اذکار و تسبیح؛ ادعیه؛ قرائت قرآن و تفکر در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده اید، شکر کنید و اگر خدای ناکرده ابتلا به معصیتی یافته اید، استغفار

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: کانال تذکرة الولیاء

 







[ چهارشنبه 10 مرداد 1397  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

سرکوبى نفس -آیت الله حسنعلی اصفهانی(نخودکی)

آیت الله حسنعلی اصفهانی(نخودکی)‬‎

ایشان فرمودند:
یکى از علماء بزرگ مى فرمودند: ((به شیخ حسنعلى نخودکى )) رحمه اللّه علیه گفتم که مى خواهم شاگرد شما بشوم مرا قبول کنید.

فرمود: تو به درد ما نمى خورى . کار ما اینستکه همه اش بزنى توى سر نفس ‍ خبیثت و این هم از تو بر نمى آید.
گفتم : چرا آقا بر مى آید، من اصرار کردم ، فرمودند: خُب از همین جا تا دم حرم با هم مى آئیم این یک کیلومتر راه تو شاگرد و من استاد.

گفتم : چشم . چند قدم که رد شدیم دیدم یک تکه نان افتاده گوشه زمین ، کنار جوى آب .
شیخ فرمود: برو اون تکه نان را بردار. بیاور، ما هم شروع کردیم توى دلمان به شیخ نِق زدن ، آخه اول مى گویند این حدیث را بگو. این ذکر را بگو. انبساط روح پیدا کنى . این چه جور شاگردى است . به من مى گوید برو آن تکه نان را بردار بیاور.

دور و بَرَم را نگاه کردم ، دیدم دو تا طلبه دارند مى آیند، گفتم حالا اینها با خودشان نگویند این فقیر است . باز با خودم گفتم : حالا حمل به صحت مى کنند، مى گویند نان را براى ثوابش خم شد برداشت .

خلاصه هر طورى بود تکه نان را برداشتم ، دوباره قدرى جلوتر رفتم دیدم یک خیار افتاده روى زمین ، نصفش را خورده بودند و نصفش دم جوى آب بود.
حاج شیخ فرمود: برو اون خیار را هم بیاور، چون تر و خاکى هم شده بود، اطرافم را نگاه کردم ، دیدم همان دو طلبه هستند که دارند مى آیند.

گفتم : حالا آنها نون را مى گویند براى خدا بوده ، خیار را چه مى گویند، حیثیت و آبروى ما را این شیخ اول کار بُرد، خلاصه خم شدم و برداشتم ، توى دلم شروع کردم به شیخ نِق زدن ، آخه تو چه استادى هستى ، نون را بیاور و خیار را بیاور.

آشیخ فرمودند: که ما این خیار را مى شوییم و نان را تمیز مى کنیم ناهار ظهر ما همین نان و خیار است .

خلاصه با این عمل نفس ما را از بین برد.

 







[ شنبه 16 تیر 1397  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ماجرای دستور تخریب مرقدشیخ محمد مومن(گنبدسبز مشهد)

ماجرای دستور تخریب مرقدشیخ محمد مومن(گنبدسبز مشهد)

به استناد خاطرات عموم قدمای مطلع مشهدی و خصوصاً نقل قول یکی از علمای مورد وثوق که از این واقعه، اطلاعات عینی داشته اند، ماجرا از آنجا آغاز می شود که :

در سفر رضا خان به مشهد، نامبرده به استاندار وقت تاکید می کند که باید خیابانی در محل فعلی خیابان آخوند خراسانی احداث شود و بنای گنبد سبز نیز به دلیل تلاقی با خیابان مورد نظر تخریب گردد.
پس از شروع مقدمات احداث خیابان مورد نظر و بررسی طرح تخریب گنبد سبز، شبی استاندار و نائب التولیه وقت، به دل دردی سخت دچار می گردد که از شدت درد، به داد و فغان می آید و هر چه حکیم و دوا می کنند، درد بهبود نمی یابد تا اینکه یکی از خدمتکاران و کارگزاران استاندار، پیشنهاد می کند به یکی از علمای پرهیزکار مراجعه کنند که در آن زمان دعای ایشان در


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 6 تیر 1397  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شیخ نخودکی صاحب کرامت بودند یا معجزه؟

شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

مخفی بودن یا علنی بودن کرامت

شیخ نخودکی صاحب کرامت بودند یا معجزه؟

علامه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی، مشهور به «نخودکی»، این عالم برجسته در طول شریف خود توانایی کارهای خارق العاده و کراماتی چون آگاهی از باطن افراد، طی الأرض، دم عیسوی و موارد این چنینی بود که انسان های معمولی از چنین قدرت و توانایی محروم بودند.

پدر علامه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی، مشهور به «نخودکی»، او را از همان کودکی در هر سحرگاه برای تهجد و عبادت بیدار کرده و با نماز و دعا و راز و نیاز و ذکر خداوند آشنا می ساخت و از هفت سالگی او را تحت تربیت و مراقبت مرحوم حاج محمدصادق تخته پولادی قرار داد.
حاج شیخ حسنعلی اصفهانی در سال ۱۳۰۳ ﻫ. ق عازم مشهد و یک سال در جوار امام هشتم (علیه السلام) اقامت گزید و سپس برای تکمیل معارف الهی به نجف اشرف مشرف گردید و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت. در سال ۱۳۱۱ ﻫ. ق بار دیگر به مشهد سفر نمود و تا سال ۱۳۱۴ ﻫ. ق در جوار حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) روزگار گذراند و خود را وقف


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 31 خرداد 1397  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

از عِقاب خدا بترسیم

شیخ رجبعلی خیاط فرمود:

اگر ما به قدر ترسیدن از یک عقرب از عِقاب خدا بترسیم،

همه کارهای عالم اصلاح می شود .





[ دوشنبه 29 آذر 1395  ] [ 04:24 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

زنده شدن فرزند مرحوم نخودكي اصفهاني

زنده شدن فرزند مرحوم نخودكي اصفهاني، به بركت تربت امام حسين
فرزند مرحوم حاج شيخ حسنعلي نخودكي اصفهاني قدس سره مي گويد:
حدود دو سال قبل از وفات پدرم، كسالت شديدي بر من عارض شد و پزشكان از مداواي بيماري من عاجز شدند و از حياتم قطع اميد شد!
پدرم كه عجز طبيبان را ديد، اندكي از تربت طاهر حضرت سيد الشهداء عليه السلام به كامم ريخت و خودش از كنار بسترم دور شد.
در آن حالت بيخودي و بيهوشي ديدم كه به سوي آسمانها مي روم و كسي كه نوري سپيد از او مي تافت، بدرقه ام مي كرد. چون مسافتي اوج گرفتيم، ناگهان، ديگري از سوي بالا فرود آمد و به آن شخص نوراني سپيد كه همراه من مي آمد، گفت: «دستور است كه روح اين شخص را به كالبدش باز گرداني! زيرا كه به تربت حضرت
سيدالشهداء عليه السلام استشفا كرده اند!».
در آن هنگام دريافتم كه مرده ام و اين، روح من است كه به جانب آسمان در حركت است! به هر حال، همراه آن دو شخص نوراني به زمين بازگشتم و از حالت بي خودي، به خود آمدم و با شگفتي ديدم كه اثري از بيماري در من نيست! ليكن همه ي اطرافيانم به شدت منقلب و پريشان هستند. [1] .

________________________________________

[1] داستانهاي شگفت انگيز ص 133 به نقل از نشان از بي نشانها ص 27 و تربت امام حسين ص 96.





[ سه شنبه 2 آذر 1395  ] [ 11:46 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اصفهانی، حسن علی (نخودکی)

Image result for ‫نخودكي‬‎

در سال 1269 هجری قمری، دختری به وی عنایت شد که مادرش تا چهار ماه پس از وضع حمل حتی قطره ای شیر در سینه نداشت و آنچه دوا و دعا کردند، مؤثر نیفتاد. تا یکی از دوستان، او را به سوی مردی صاحب نفس به نام حاج محمد صادق تخته پولادی هدایت کرد. ملاعلی اکبر به دلالت دوست خود، به حضور حاجی رسید و عرض حاجت نمود. حاجی به وی دستور داد تا هر چه دعا و دوا برای زوجه اش گرفته است، از وی دور سازد و خود، در حبّه نباتی بدمید و فرمود تا آن را به زوجه خود بخوراند. با انجام دستور حاجی، پس از ساعتی شیر از سینه زن جریان یافت و به خارج راه گشود و همین امر سبب ارادت فراوان ملا علی اکبر به مرحوم حاج محمّد صادق(ره) گردید و مدت بیست و دو سال خدمت ایشان را به عهده گرفت و در این مدت، تحت تربیت و ارشاد وی به مقاماتی معنوی نائل آمد.

ملا علی اکبر در شهر، به کسب خود اشتغال می ورزید و در عین حال حوایج آن مرد بزرگ را نیز فراهم می ساخت و شبهای دوشنبه و جمعه به خدمت او می رفت و در تخت پولاد بیتوته می کرد. از طرف دیگر مرحوم ملا علی اکبر که فرزند ذکوری نداشت، عهد کرده بود که به اعتاب مقدسه مشرّف و متوسل شود تا خداوند پسری به او کرامت فرماید، این سفر که در سال یازدهم از خدمت او به مرحوم حاجی محمد صادق اتفاق افتاد با حامله شدن عیالش پایان پذیرفت و حاجی قبل از تولّد فرزند به او بشارت پسری داده و سفارش کرده بود که آن پسر را « حسنعلی» نام گذارد.

در سحرگاه یک شب که ملا علی اکبر در تخت پولاد، به خدمت استاد خود سرگرم بود، خبر شادی بخش تولّد نوزاد را از استاد خود می شنود و مجدداً در مورد نامگذاری کودک به « حسنعلی» توصیه می گردد.

مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی شب دوشنبه و یا جمعه نیمه ماه ذی القعدة الحرام سال 1279 هجری قمری با بشارت قبلی مرحوم حاجی محمّد صادق در اصفهان در محلّه معروف به جهانباره که گویند میهمانسرای سلطان سنجر بوده است، دیده به جهان می گشاید.

تربیت دینی و معنوی در خردسالی

مرحوم ملا علی اکبر فرزند دلبند خود را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود به تهجّد و عبادت می پرداخته، بیدار و او را با نماز و دعا و راز و نیاز و


ادامه مطلب


[ سه شنبه 2 آذر 1395  ] [ 11:20 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ملاقات شیخ حسنعلى نخودكى با امام زمان

Image result for ‫نخودكي اصفهاني‬‎

در میان مردم کمتر کسی پیدا می شود که نام و آوازه‌ی آیت الله شیخ حسنعلی مقدادی اصفهانی  (معروف به نخودکی) را نشنیده باشد.


 

گرچه قریب به هشتاد سال از وفات این عارف وارسته می گذرد، ولی نسل جدید ارتباط معنوی خوبی با ایشان برقرار کرده است.

شاهد این ادعا می تواند ازدحام جمعیتی باشد که در هر ساعتی از شبانه روز گوشه‌ی صحن عتیق (انقلاب)، در حرم مطهر رضوی (علیه آلاف التحیة و الثناء) در کنار مرقد آن عالم جلیل القدر قابل مشاهده است.

بسیاری از افراد با اعتقاد راسخ به زیارت آن جناب مشرف می شوند و حاجات مادی خود را دریافت می کنند.

برخی نیز برای رفع گرفتاری های دنیوی یا بر آمدن حوائج خود، از دستور العمل های عرفانی او استفاده می نمایند.

فرزند ایشان «حاج شیخ علی مقدادی (ره)» در کتاب «نشان از بی نشان ها» نقل می کند:

سالها پیش پدرم فرموده بودند:

« باری مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم، لیکن در آن


ادامه مطلب


[ دوشنبه 1 آذر 1395  ] [ 06:31 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دستورالعمل ‌هایر اخلاقی ـ عرفانی آیة الله نخودکی

Image result for ‫نخودكي اصفهاني‬‎

- عمده نظر در دو مطلب است؛ یکی غذای حلال، دوم توجه به نماز و اصلاح آن، اگر این دو درست باشد، باقی درست است.
- عمده هم، اصلاح قلب است و ذکر یا حی یا قیوم سحرگاه، برای همین است.
- بین الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم کنید؛ یکی اذکار و تسبیح، دیگری ادعیه، سوم قرائت قرآن و بالاخره فکری در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده اید، شکر کنید و اگر خدای ناکرده ابتلا به معصیتی یافته‌اید، استغفار کنید.
- دیگر آنکه هر روز صدقه دهید ولو به وجه مختصر.
- شبها قدری در بی اعتباری دنیا و انقلاب آن فکر کنید و ملاحظه کنید که دنیا با اهل دنیا چگونه سلوک می کند.
- امر بفرمایید به تدبر و تفکر در آیات آخر سوره مبارکه فرقان که با این آیه شروع می شود؛ «و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»؛ ببینید که خداوند اشخاص را که به خود نسبت داده است، صفاتشان را چگونه بیان می کند.

منابع:
۱۲سایت سائلین 18
سایت آوینی
کتاب؛ نشان از بی نشان ها
سایت حوزه
فارس نیوز
سایت ره توشه





[ دوشنبه 1 آذر 1395  ] [ 06:20 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نصایح آیة الله نخودکی

Image result for ‫نخودكي اصفهاني‬‎

بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس پرداختن به مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.
عامل عمده سعادت و خوشبختی انسان چیزی جز تقوا نیست: «بالتقوی بلغنا ما بلغنا». اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضت ها و مجاهدت ها جز خسران، ثمری ندارند و نتیجه‌ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهند داشت.

لیس عند ربّنا صباح و لا مساء: آن کس که برای رضای خدا، به خلق خدمت می کند، نباید که وقتی معین کند.
انجام امور مکروه، موجب پایین آمدن مقام بنده خدا مى ‏شود و به عکس، انجام مستحبات، مرتبه او را ترقى مى‏بخشد.
بدان که اگر در راه سیر و سلوک، به جایى رسیده‏ام، به برکت بیدارى شب و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است؛ ولى اصل و روح همه اعمال، خدمت به سادات و فرزندان ارجمند رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه ‏و آله بوده است.
 
اکنون پسرم! تو را به این چیزها وصیت و سفارش مى ‏کنم:
۱- آن که نمازهاى یومیه و واجب خویش را در اول وقت به جاى آورى.
۲-در انجام حوایج مردم، هر قدر مى ‏توانى، تلاش کن و هرگز فکر نکن که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست؛ زیرا اگر بنده خدا در راه حق قدمى بردارد، خداوند نیز او را یارى مى‏کند.
فرزند آیة ‏الله نخودکى گفت: پدر جان! بعضى اوقات، رفع حاجت دیگران، موجب رسوایى آدم مى ‏گردد. و پدر جواب داد: چه بهتر که آبروى انسان، در راه خدا بر زمین ریخته شود.
۳- سادات را بسیار گرامى و محترم شمار و هر چه دارى، در راه ایشان صرف و خرج کن و از فقر و درویشى در این کار، پروا ننما؛ اگر تهیدست گشتى، دیگر تو را وظیفه‏اى نیست.
۴- از تهجد و نماز شب، غفلت ننما و تقوا و پرهیز را پیشه خود بنما.

بدان که اگر در راه سیر و سلوک، به جایى رسیده‏ام، به برکت بیدارى شب و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است؛ ولى اصل و روح همه اعمال، خدمت به سادات و فرزندان ارجمند رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه ‏و آله بوده است.

نماز اول وقت «شاه کلید» است

مرحوم شیخ بر خواندن نمازهای روزانه در اول وقت تأکید بسیار داشت و این نخستین وصیت او به فرزند خویش بود. این عارف حقیقی می‌گفت: اگر آدمی یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، «هَبَاء مَّنثُورًا» خواهد شد. (اشاره به آیه 23 سوره فرقان و به معنای پراکنده ‌شدن ذرات غبار در هوا)

نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی ‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می ‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!

شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است.

منابع:
۱۲سایت سائلین 18
سایت آوینی
کتاب؛ نشان از بی نشان ها
سایت حوزه
فارس نیوز
سایت ره توشه





[ دوشنبه 1 آذر 1395  ] [ 06:17 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

معیار عملی آیة الله نخودکی سه چیز بود!

Image result for ‫نخودكي اصفهاني‬‎

معیار عملی آیة الله نخودکی سه چیز بود!

بدانید که مدار و معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن.

شیخ حسنعلی اصفهانی، سیر انفسی و تهذیب روح و روان را از همان کودکی و به همت پدر خویش آغاز کرد، پدرش، ملا علی ‌اکبر، حسنعلی را از همان کودکی در هر سحرگاه بیدار و او را به نماز، دعا، راز و نیاز و یاد خدا آشنا می کرد.
او بیشتر شب ‌ها تا صبح بیدار می‌ماند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام‌ البیض هر ماه را روزه دار بود.
یکی از اشخاصی که در تکوین شخصیت عرفانی شیخ حسنعلی تاثیر داشته، مرحوم حاجی سید مرتضی کشمیری بوده است.

ایشان در مورد آیة الله نخودکی می فرمایند: مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی تا چهار سال در مشهد مقدس، هر شب تا صبح، قرآن را ختم می‌ کرد و به امام رضا علیه‌السلام هدیه می‌ کرد، تا به آن مقامات رسید.

 

راه و روش عرفانی آیة الله نخودکی

شیخ حسنعلی درباره راه و روش عرفانی خود در جواب نامه یکی از سادات دزفول می ‌نویسد: در طریقه حقیر، خصوصاً نماز خیلی مورد توجه است که هر چه زحمت و توجه است، به نماز معطوف دارید.
بدانید که مدار و معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن.»

« روح همه این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریّه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است و بدون آن، اینگونه اعمال، همچون جسمی بی جان می باشد و آثاری بر آنها مترتب نمی گردد».

استمداد از ارواح مطهر ائمه (علیهم السلام)

فرزند ایشان می گوید: پدرم، استمداد از ارواح مطهر ائمه هدی علیهم السلام و نیز استمداد از ارواح اولیاء (ره)، را یکی از شرایط سلوک الی الله می دانست از اینرو به اعتکاف و زیارت مشاهد متبرکه ائمه علیهم السلام و قبور مقدسه اولیاء اهتمام فراوان می ورزیدند.
شیخ حسنعلی نخودکی چون به کسی دوا یا دعا می دادند می فرمودند: « ما بهانه ای بیش نیستیم و شفا دهنده اوست، زیرا که این عالم محّل اسباب است.»

از اینرو لازم است به هنگام مرض به طبیب مراجعه نمود.
پدرم با آنکه به عبادت و مجاهدت و ریاضت و زیارت و اعتکاف در اماکن متبرک، سخت مداومت و مراقبت داشت، لیکن اظهار می ‌کرد: « روح همه این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریّه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است و بدون آن، اینگونه اعمال، همچون جسمی بی جان می باشد و آثاری بر آنها مترتب نمی گردد».


منابع:
۱۲سایت سائلین 18
سایت آوینی
کتاب؛ نشان از بی نشان ها
سایت حوزه
فارس نیوز
سایت ره توشه





[ دوشنبه 1 آذر 1395  ] [ 06:12 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فصل ضیافت (نصایح اخلاقی برای سالکان)

اگر لوطی‌ای، کو مردانگیت

از نامه های آیت الله محمد بهاری متولد 1265

اگر اهل علمی، کو عملت و حلمت، کو تواضعت و تخشّعت، کو زهدت؟ و اگر کاسبی، کو امانتت، کو تَفَقُّهَت، کو تدیّنت؟ اگر متعبّدی، کو توکلّت، کو مناجات در خَلَواتت، کو بیداری شبت، کو صوم ایام صیفت[تابستان] کو گریه‌های اطراف لیل و نهارت؟ اگر عارفی، کو معرفتت، کو تسلیم و رضایت، کو ترک ماسِوایت؟ اگر لوطی‌ای، کو مردانگیت، کو گذشتت، کو دستگیری از ضعفایت، اگر درویشی می‌گویند کلاه درویش باید مشتمل بر چهار ترک باشد، که هر ترکی کاشف باشد از ترک دیگری، اول ترک دنیا، دوم ترک عقبی، سوم ترک مولی، چهارم ترک ترک، کدام یکی از این ترک‌ها را انجام داده‌ای؟ 1

 

پی‌نوشت:

1- این‌چنین فرمود پیر معنوی         سالک سلک حقیقت مثنوی

در کلاه فقر می‌باید سه ترک          ترک دنیا ترک عقبی ترک ترک

و مراد از ترک ترک، ترک اراده خود او است که آن را مقام رضا می‌نامند، بر این مطلب اشاره دارد حکایت حضرت امام‌ باقرعلیه‌السلام و جابر، که وقتی از او احوال پرسیدند عرض کرد. فقر را بیشتر از غنی و مرض را بیشتر از صحّت می‌خواهم و دوست می‌دارم. پس حضرت مطلبی قریب به این مضمون فرمودند: «ما اهل بیت خواهش از خود نداریم، هر چه او می‌خواهد ما همان را می‌خواهیم».

و از این عبارت کتاب نفهمیدم که مراد از ترک مولا کدام است؛ زیرا که گفته‌اند:

«طالب الدنیا مونثّ و طالب العقبی مخنّث و طالب المولی مذکّر» و مراد از ترک ترک آن است که سالک تسلیم مولا شود یعنی اول ترک دنیا کند و بعد ترک عقبی و سپس ترک اراده خود نماید و خود را بشراشره تسلیم مولا کند و اراده خود را ترک گوید. امّا مقصود از ترک مولا را به هیچ وجه ملتفت نشدم و تا امروز هم ندیده‌ام که کسی زائد بر سه ترک گفته باشد.

(حاشیه شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی)





[ سه شنبه 25 خرداد 1395  ] [ 02:01 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فصل ضیافت (نصایح اخلاقی برای سالکان)

مبنای عمل

بخشی ازیك نامه از آیت الله شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی (متولد 1297 هـ.ق)

و در میان تمام مطالب دو مطلب را اهتمام نماید که اصل و مبنای عمل حقیر همین دو است: اول حلیت غذا، که تا می‌تواند دقت کند، اما نه آنقدر که از کار بیفتد بلکه به قدر مقدور. دوم حضور قلب است در نماز و اهتمام به نماز اول وقت که: «الصّلوةُ عَمُودُ الّدینِ... اِنْ قُبِلَت قُبِلَ مَا سِواهَا» 1.

بین‌الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم کنید: یکی اذکار و تسبیح، دیگر ادعیه، سوم قرائت قرآن، و بالاخره فکری در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده‌اید شکر کنید و اگر خدای نکرده ابتلا به معصیتی یافته‌اید استغفار کنید. دیگر آنکه هر روز صدقه دهید، ولو به وجه مختصر. شب‌ها قدری در بی‌اعتباری دنیا و انقلاب آن فکر نمایید و ملاحظه کنید که دنیا با اهل دنیا چگونه سلوک می‌کند. می‌گویند انسان سه نوع خورش دارد، همان‌طور رفقای انسان نیز باید سه نوع باشند: یک نوع به منزله غذای هر روزه است، نوع دیگر به منزله دوا که سالی یک مرتبه لازم می‌شود، و نوع سوم حکم سم دارد که باید از آن اجتناب کرد.

نخست موعظه پیر مِی فروش این بود  

که از معاشر ناجنس احتراز کنید.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نماز ستون دین است... اگر پذیرفته شود سایر اعمال نیز پذیرفته می‌شود. بحارالانوار: ج10 ص 394.





[ سه شنبه 25 خرداد 1395  ] [ 01:57 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فصل ضیافت (نصایح اخلاقی برای سالکان)

1- حقیقت را باید از شریعت تحصیل نمود

بخشی ازیك نامه از آیت الله شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی (متولد 1297 هـ.ق)

عرض می‌کنم که روح طریقه حقیر، توجّه به نماز و معانی و نکات آن، درجه به درجه است. یعنی اشخاصی که مایل به طریقه حقیر هستند اول باید معانی صوری نماز را بفهمند، بعد تأویلاتی که عرض شد و بعد نکات دیگر. به همان نحو که مولانا الصادق علیه‌السلام در کلمه «ایّاکَ نَعبُدُ کَرَّرَها حتی غشی علیه» یعنی «[کلمه ایاک نعبد را] آنقدر تکرار فرمودند که حال بیهوشی به آن حضرت دست داد»، نه اینکه بی‌اعتنایی به احکام شرع باشد و تمام توجه به اذکار معطوف گردد. حقیقت را باید از شریعت تحصیل نمود.

حقیر طالب این مقام و سالک این راه بوده و بستگان این حقیر را نیز اعلام کنید که حقیقت را که ما در طلب آنیم باید از همین شریعت تحصیل کنیم و نه از جای دیگر، به همان نحو که ائمه علهیم‌السلام رفتار نموده و مشایخ ما تحصیل کرده‌اند. دیگران طریقتی که دارند غیر از این است و ما طالب و سالک آن نیستیم. باری خدا می‌‌داند که عقیده حقیر به سرکار غیر از این است که خیال کرده‌اید، اما چه کنم که خیال شما غیر از خیال حقیر است. حقیر هر چه دارم از همین طریقه پیدا کرده‌ام، جز آنکه صبوری می‌خواهد، چه کنم که خدا نمی‌خواهد.

کُن عَن اُمورِکَ مُعرِضاً                            وَکِّلِ الاُمورَ اِلَی القَضَا 1

فدایت شوم طریقه حقیر همین بوده است. تصرّف خود را كنار بگذارید و خود را به خدا سپارید؛

"ألیسَ اللهُ بِکافٍ عَبدَهُ؟" 2. امیدوارم خداوند به زودی فرج برساند، ولی تصرّف خود را کنار گذارید. معنای توکّل، واگذار نمودن امر است به خدای.

کار خود گر به خدا باز گذاری حافظ  

ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی

 

منبع:نامه‌های عرفانی

 

پی‌نوشت‌ها:

1- از دنیا خود روی‌گردان، و امور خود را به قضای الهی واگذار.

2- آیا خدا کفایت کننده بندگانش نیست؟ سوره زمر: آیه 36.





[ سه شنبه 25 خرداد 1395  ] [ 01:55 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

موعظه های آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی

[تصویر: untitled.jpg]



این چند جمله هم از پیر طریقت و مراد سالكان شیخ حسنعلى نخودکی (رضوان الله علیه) عرضه به پیروان راهش :

* اینكه انسان دو سه خواب ببیند، و یا وقت ذكر نورى مشاهده كند، به هیچ وجه مورد نظر حقیر نیست . عمده نظر در دو مطلب است :
یكى غذاى حلال ، دوم توجه در نماز و اصلاح آن .

در جوانى پاك بودن شیوه پیغمبرى است
ورنه هر گبرى به پیرى مى شود پرهیزگار

* اكنون پسرم! تو را به این چیزها وصیت و سفارش مى‏كنم:

1. آن كه نمازهاى یومیه و واجب خویش را در اول وقت به جاى آورى.
2. در انجام حوایج مردم، هر قدر مى‏توانى، تلاش كن و هرگز فكر نكن كه فلان كار بزرگ از من ساخته نیست؛ زیرا اگر بنده خدا در راه حق قدمى بردارد، خداوند نیز او را یارى مى‏كند.
فرزند آیة‏الله نخودكى گفت: پدر جان! بعضى اوقات، رفع حاجت دیگران، موجب رسوایى آدم مى‏گردد. آیة‏الله نخودكى گفت: چه بهتر كه آبروى انسان، در راه خدا بر زمین ریخته شود.
3. سادات را بسیار گرامى و محترم شمار و هر چه دارى، در راه ایشان صرف و خرج كن و از فقر و درویشى در این كار، پروا ننما؛ اگر تهیدست گشتى، دیگر تو را وظیفه‏اى نیست.
4. از تهجد و نماز شب، غفلت ننما و تقوا و پرهیز را پیشه خود بنما.
5. به آن مقدار تحصیل كن تا از قید تقلید رها شوى .



* جد بزرگوار این حقیر با ایشان مراوداتی داشتند . نقل کردند که فرزند خواهرشان بشدت بیمار بودند ، بطوریکه دکتر ها جواب نموده بودند . به همراه خواهر به دیدار ایشان رفتند . ایشان سیبی برداشته و به خواهر ایشان دادند و گفتند :
این سیب را شما بخورید ، ان شاء الله خوب خواهند شد .
پدر بزرگم نقل کردند که در همان آن فرزند خواهرشان رو به بهبودی نهاد و پس از چندی خوب شدند .

همیشه با خود میگویم این نفس چگونه نفسی است که اینچنین میکند و تنها جواب این است که :


این نفس یک مرد خدایی است ، یک مرد خدایی .





[ پنج شنبه 15 بهمن 1394  ] [ 11:42 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عاقبت قضا شدن نماز صبح….

 
 

[تصویر: w450]

مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) در وصیت خود به فرزندش می گوید:

اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد ولی یک بارنمازصبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روزعبادت بی ارزش(نابود)خواهدشد. فرزندم بدان که درتمام عمرم تنها یک بار نماز صبحم قضا شد،پسر بچه ای داشتم که شب آن روز فوت شد. سحرگاه درعالم رویابه من گفتند که این مصیبت به علت فوت آن نمازصبح به تو وارد آمد. اکنون اگریک شب،نمازشبی ازمن فوت شود، صبح آن شب انتظار بلایی رامی کشم که به من نازل شود.


سپس حاج شیخ حسنعلی می افزاید: «پسرم تو را سفارش می کنم که نمازت را اول وقت بخوان و از نماز شب تا آن جا که می توانی غفلت نکن.»برای اینکه خواب نمونید نماز صبح ……

خواندن آخرین آیه سوره کهف قبل از خوابیدن :


بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً
 





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:56 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

کرامات شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: 13920119000047_PhotoA.jpg]

 

شیخ نخودکی دو ماه قبل از رحلتش، اطرافیان را از روز مرگ خود آگاه کرد و حتی یک بار قبل از تاریخ فوت، روحش از بدن خارج شد اما با توسل به امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) برای انجام برخی وصایا، دوباره حیات ظاهر یافت.

 

[تصویر: 13920119000043_PhotoL.jpg]

 

ولادت

شیخ حسنعلی، فرزند علی اکبر مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی اصفهانی، فقیه، عارف، زاهد و صاحب کرامات فراوان، در سال 1279 در نیمه ماه ذی‌‌القعده، در خانواده‌‌ای متدین و متقی چشم به جهان گشود.

پدرش، مرحوم ملا علی اکبر، مردی متقی و پرهیزگار و معاشر و دوستدار اهل علم و ملازم مردان حق و عارفان بزرگی همچون حاج محمدصادق تخت پولادی بود. او بر اثر مشاهده کراماتی از حاج محمد صادق در مورد همسرش و افزایش شیر در سینه او، تا آخر عمرش از ارادتمندان ویژه مرحوم حاجی محمد صادق گردید و مدت 22 سال در خدمت او بود و شب‌های دوشنبه و جمعه نزد او می‌‌رفت و در تخت پولاد با او به عبادت و ریاضت می‌‌پرداخت.

پدر حسنعلی، نیمی از آنچه، از راه کسب و کار به دست می‌‌آورد، در اختیار حاج





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:53 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

به یاد آیت‌الله نخودکی اصفهانی(رحمة الله علیه) 2

جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکی آمد و گفت :
سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما مےخواهم.
قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!
شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:51 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

به یاد آیت‌الله نخودکی اصفهانی(رحمة الله علیه) 2

استمداد از ارواح مطهر ائمه (علیه السلام)

 

[تصویر: untitled.jpg]



فرزند ایشان می گوید:

پدرم، استمداد از ارواح مطهر ائمه هدی علیهم السلام و نیز استمداد از ارواح اولیاء(رحمة الله علیه)، را یکی از شرایط سلوک الی الله می دانست از اینرو به اعتکاف و زیارت مشاهد متبرکه ائمه علیهم السلام و قبور مقدسه اولیاء اهتمام فراوان می ورزیدند.

شیخ حسنعلی نخودکی چون به کسی دوا یا دعا می دادند می فرمودند:

« ما بهانه ای بیش نیستیم و شفا دهنده اوست، زیرا که این عالم محّل اسباب است و خداوند فرموده است:

« ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها:

خداوند از انجام کارها جز به وسیله اسباب و وسائط، ابا و امتناع دارد ».

از اینرو لازم است به هنگام مرض به طبیب مراجعه نمود.

پدرم با آنکه به عبادت و مجاهدت و ریاضت و زیارت و اعتکاف در اماکن متبرک، سخت مداومت و مراقبت داشت، لیکن اظهار می‌کرد:

« روح همه این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریّه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است و بدون آن، اینگونه اعمال، همچون جسمی بی جان می باشد و آثاری بر آنها مترتب نمی گردد».

و بالاخره وصیتهای چنین مردی که رازدار خزائن غیب و از مظاهر بلند و حقیقی عبودیت حق است همچون گوهری تابناک بر تارک تاریخ عرفان می درخشد.





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:50 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

به یاد آیت‌الله نخودکی اصفهانی(رحمة الله علیه)

خدایا به فرشتگانت بگو وجه لازم را فرود آورند

 

[تصویر: untitled.jpg]



ایشان می‌گفت: « صبح ها در مطب حاجی میرزا جعفر به معاینه مرضی و نسخ نویسی سرگرم بودم و عصرها کتاب قانون بوعلی را نزد وی میخواندم.

روش حاجی این بود که حق الزحمه ای برای معالجه بیماران خود معین نمی کرد و هر کس هر مبلغ که می‌خواست در قلمدان او می گذاشت و اگر بیماری چیزی نمی پرداخت حاج میرزا جعفر از وی مطالبه نمی‌کرد.

درآمد حاجی از مطب خود، روزانه از هشت یا نه ریال تجاوز نمی کرد و او هم از کمی درآمد خود شکوه ای نداشت. یک روز که به سر کار خود آمد گفت: خداوندا، امروز میهمان داریم، به فرشتگان خود امر فرما تا وجه لازم را فرود آورند.

آنروز، درآمد مطب، سی و پنج ریال شد و یکروز هم از خدا خواست که فرشتگان را امر کند تا پول برای خرید انگور جهت تهیه سرکه بیاورند، در آنروز هم عایدی وی به چهل و پنج ریال بالغ گردید.

لیکن در روزهای دیگر، نه درآمدی وی تغییر محسوسی داشت و نه او عرض حاجتی می کرد. در مدتی که من در مطب او سرگرم بودم، سه هزار بیمار را معاینه کردیم و نسخه دادیم و هیچ بیماری برای بهبود مرض خود، محتاج به مراجعه سومین بار نگردید، و تنها در این میان، سه تن از ایشان تلف شدند که حاجی، خود از پیش خبر داده بود.

هر بیمار که از در مطب وارد می شد، حاجی نگاهی به رخسار وی می کرد و پیش از سؤال و معاینه، نوع بیماری او را تشخیص می داد. »

و این حقیقت زوال ناپذیر همه سالکان طریق عشق و عرفان و عبودیت است که آنچه نادیدنی است آن بینند و آنچه گوشهای مادی قادر به شنوائیش نیست بشنوند.

در حکایت دیگری میزان اعجاب آور عزت نفس و بزرگی ایشان را در قامت یک انسان شهیر عارف مسلک و یک روحانی خبیر واصل می یابیم.

خبری که از دل شب زنده داری و اندرون از طعام خالی داشتن و کم خوردن و کم خوابیدن به او ارزانی داشته اند و آسمانیش کرده؛

درسال 1314 یکی از سادات محترم مشهد برای ایشان سجاده ای و رختخوابی هدیه فرستاد. ایشان در جواب گفتند:

« سجاده را به خاطر سیادت شما که رعایت حرمتش را بر خود واجب می دانم می پذیرم ولی به رختخواب نیازم نیست زیرا که بیست و پنج سال است که پشت و پهلو بر بستر استراحت ننهاده ام. »

و البته روح توسل و جان توکل و طلب یاری و استمداد از ذات حق تعالی و ائمه اطهار و معصومین(علیه السلام) که واسطه فیض و منبع لایزال بهره‌مندی از حقیقت عبودیت و وصلند در وجود ایشان موج می‌زد

در زندگی ایشان هم مجاهدتها و هم کمالات و هم تبرکات و هم فیوضات و هم کراماتی بسیار و گاه خارق عادت و حیرت زا در این حوزه یافت می شود.





[ یک شنبه 6 دی 1394  ] [ 01:48 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]