نشان قبولی

و او که بارها در مقابل ائمه سلام داده و جواب شنیده،از او که دوست ائمه بوده است و بین آن ها حجابی نبوده است ،می پرسیم که اگر ما به زیارت رفتیم نشان قبولی ما د رمحضر آن بزرگواران چه بوده است می فرماید:

در اذن دخول امام رضا علیه السلام این فقره وجود دارد که اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی ،یعنی شهادت می دهم که تو جایگاه من را می بینی و سخن من را می شنوی و سلام مرا باز می گردانی..وقتی اذن دخول می خوانید،اگر برایتان حالت خضوع و خشوع و بکاء پیدا شود و این حالت را داشتید،بدایند ائمه شما را قبول کرده اند ولی اگر این حالت را نداشتید،صبرو تحمل کنید تا این حال برایتان پیدا شود.

و اما من و تو اگر محب صادقیم جای آن دارد وقتی شرح احوال ایشان را می شنویم  با خود بگوییم:

 یا حسرتی ما فرت فی جنب الله

ای حسرت بر آن لحظاتی که کنارامام بودم و قدر نشناختم .

حسرت بر آن روز ها که در کنار امام معصوم (ع) بودم و غافل از حضور او و نابینا از دیدنش و ناشنوا از نشدین جواب سلامش ! و راستی زیارت انصاری با زیارت ما چقدر متفاوت است ما نه بزرگی امام را می فهمیم نه ادب حضور را رعایت می کنیم.


برگرفته از کتاب سوخته

 





[ پنج شنبه 19 فروردین 1395  ] [ 1:46 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

در زیارت محبوب

آیه الله سید مهدی دستغیب در این مورد بیان می کنند که :

ایشان وقتی در نجف وارد حرم امیرالمومنین علیه السلام می شدند عتبه را می بوسیدند.

دکتر علی انصاری در این باره می گوید:

ایشان در دو وقت حالشان منقلب بود یکی بعد از نماز و یکی هم در حالت های زیارت وقتی که ایشان زیارت می کردند به خصوص منقلب می شدند و حالت گریه بهشون دست می داد ،گاهی اوقات به طوری بود که قلبشان هم می گرفت و ناراحت می شدند و مدتی حالت غیر عادی داشتند.

او به حرم که می رود و سلام می دهد می داند امام می شنود،می بیند و جواب می دهد ،او در مقابل عین الله و ید الله قرار گرفته در مقابل اسم اعظم الهی و همین او را منقلب می کند و به او خضوع و خشوع می دهد و او را می گریاند . در مورد زیارت و آداب زیارت ایشان که می‌پرسیم آقای علی انصاری می گویند:

البته ایشان زیارت را از حفظ می خواندند،یعنی مثلا طوری نبود که مثلا بخوانند و ما متوجه شویم چه زیارتی می خوانند.ولی بیشتر آن حالاتی را که من در کربلا یا حرم حضرت معصومه(س)دیدم یعنی آن حالاتی که قابل دیدن بود ،این بود که ایشان وقتی به ضریح مبارک صورتشان را می‌چسباندند به اصطلاح حالت انقلاب بهشون دست می داد و دیگه تقریبا هیچ ظهور و بروزی نداشتند.

و او تنها با امام انس می گیرد و دل کندن از حرم ائمه،از مشهدالرضا،ازنجف،ازکربلای حسین(ع)برایش مشکل است و او آن جا به خدا نزدیک تر است،و برای همین وقتی می رود،یکی دوماه می ماند و نمی خواهد لذت این می رود،یکی دو ماه می ماند و نمی خواهد لذت این زیارت،این حضور،این کنار جنب الله بودن را از دست دهد و به ضورت ناشناس به حرم می رود!

در همین مورد آقای اسلامیه می گوید :

 ایشان زیاد به قم و مشهد می رفتند و عمدتا بیشتر مسافرت هایی که ایشان می رفتند ،ترجیح می دادند خودشان به تنهایی و یا همراه با دوستانشان بروند و حدود یکی دو ماه آنجا می ماندند و و قتی حرم می رفتند لباسشان را طوری می پوشیدند که مشخص نباشد،خیلی نا آشنا حرم امام رضا علیه السلام می رفتند و ساعت ها آن جا در خدمت حضرت می ماندند و به نجف و کربلا هم می رفتند.





[ پنج شنبه 19 فروردین 1395  ] [ 1:45 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ادب حضور

انصاری خدا را خوب شناخته است و کسی که خدا را بشناسد می تواند درک کند که خلیفه خدا یعنی چه؟و می تواند معنا و مفهوم امین الله را دریابد و زیارت جامعه را درک کند و کسی که امام را شناخت جایگاه خود را د رمقابل امام پیدا می کند.

نتیجه توحید کامل و حقیقی ،ولایت حقیقی خواهد بود که انصاری همدانی،این عارف بزرگ را به خضوع و خشوع در مقابل امام واداشته است و او را به خاک انداخته و باعث شده که عتبه ائمه را ببوید و ببوسد.





[ پنج شنبه 19 فروردین 1395  ] [ 1:44 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]