ساختن ضریح برای ائمه معصومین علیهم السلام کار پسندیده ای است؟

چرا علما درباره ضریج سازی ها اعتراض نمی کنند مگر نه این بوده که خود امامان در دوران زندگی خویش ساده زیستی را پیشه می کردند و مخالف هر گونه اسراف بودند؟!
آیا ضریح سازی از آب طلا ، به تازگی از نقره و ...اسراف نیست؟!..تقدس زرین دیگر چه نوع تقدسی است؟!
آیا اگر امامان بودند خودشان چنین زندگی داشتند و برای خود این چنین کاخ می ساختند یا ساده زیستی می کردند؟!
آیا این نیست که این نوع ضریح سازی روشی برای توریسم دینی!! شده نه اینکه بخواهیم روش آنها را پیاده کنیم؟!
اگر قرار به جذب بود همان سادگی نیز مردم را به خود جذب می کرد.


ساختن قبّه و بارگاه بر قبور بزرگان واولیای خدا به عنوان بزرگداشت و یادبود و تکریم آنان بوده است. عقلای عالم برای بزرگداشت شخصیت های علمی، سیاسی بنای یادبود یا مجسمه روی قبر یا در جاهای مناسب ایجاد می کردند. این چیزی نیست که در اسلام رسم شده باشد بلکه قبل از اسلام نیز نزد مردم رواج داشته است. قرآن درباره‌اصحاب کهف می‌فرماید:
"فقالوا ابنوا علیهم بنیاناً ربّهم أعلم بهم قال الّذین غلبوا علی أمرهم لنتّخذنّ علیهم مسجداً؛
گفتند بنایی بر آن بسازید. پروردگارشان از وضع آن‌ها آگاه تر است و آنان که آگاهی بیش تر بر راز آنان (اصحاب کهف) داشتند گفتند: روی مدفن آنان مسجدی می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود)".(۶)
سمهودی در ضمن بحث از پوشش های روضه و مرقد مطهر پیامبر و معطّر کردن گفته است: در زمان هارون الرشید خیزران (مادر هارون) دستور داد مسجد پیامبر و قبر مطهر را با زعفران و عطرهای دیگر معطّر کردند. نیز قبر را با شال ها و پارچه های مشبّک حریر پوشانیدند. پرده کشیدن روی قبر و اطراف آن معمول بوده است. قندیل های گوناگون از طلا و نقره و بلور در اطراف حجره و روضه پیامبر قرار می دادند. جمع


ادامه مطلب


[ یک شنبه 18 شهریور 1397  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چگونه ممکن است بین شیعه و سنی وحدتی شکل بگیرد...

چگونه ممکن است بین شیعه و سنی وحدتی شکل بگیرد و حتی حرمت خون حضرت زهرا ( س) پاس داشته نشود؟

این وحدت به مقتضای منطق قرآنی است که حتی غیر مسلمانان را هم دعوت به اتحاد با مسلمانان در ذیل شعار مشترک نموده است.

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ (٦٤ آل عمران) بگو: « ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خدا را نپرستیم، و چیزی را شریک او نسازیم، بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد»

و بسیار روشن است که اشتراک شیعه و سنی، خیلی بیشتر و قوی تر از اشتراک بین مسلمان و غیر مسلمان است. و اصولا با توجه به منظور از وحدت، که به معنای کنار گذاشتن عقاید خود نیست، هیچ کس نمی تواند در ممدوح بودن این وحدت شک کند، مگر آنکه به قرآن توجه نکرده باشد که حتی نیکی به کفار را هم منع نکرده

لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ[سورة الممتحنة ۸] الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در (امر) دین با شما نجنگیده اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد.

این ها برای شیعه روشن تر است، که امام آنها، سالهای متمادی در بین خلفای

 


ادامه مطلب


[ جمعه 16 شهریور 1397  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا همین جسمی که درقبرمی گذراند، درقیامت برانگیخته میشود؟

معاد جسمانی

آیات قرآن به روشنی گواهی می دهد که معاد انسان ها در رستاخیز تنها روحانی نبوده، بلکه این بازگشت روحانی و جسمانی است، همچنین جسمی که روح به آن تعلق خواهد گرفت همان جسم عنصری دنیوی است. آیات فراوانی براین مطلب دلالت دارد که در این جا به جهت اختصار تنها به نقل چند نمونه اکتفا می کنیم:
 
۱. برخی از آیات در پاسخ کسانی است که زنده شدن استخوان ها را محال می پنداشتند؛ مانند: " بگو استخوان ها را آن کس که آنها را بار نخست آفرید زنده می کند". [۱] .   "آیا انسان مى‏پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد"؟. "آرى قادریم که (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم"! [۲]
 
۲.تعدادی از آیات گواهی می دهند که انسان روز قیامت از قبر برخاسته و پای محاسبه می آید، آن جا که می فرماید: "آیا نمى‏داند در آن روز که تمام کسانى که در قبرها هستند برانگیخته مى‏شوند". [۳] و "... (بار دیگر) در «صور» دمیده مى‏شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى‏روند". [۴]
 
۳.گاه قرآن امکان معاد جسمانی را از طریق وقوع آن در دنیا روشن می کند؛ مانند سرگذشت شگفت انگیز عزیر (ع) [۵] و داستان حضرت ابراهیم (ع) در پرسش از خداوند از چگونگی معاد جسمانی. [۶]

از این که قرآن کریم گاهی از طریق ارجاع به زندگی نخست و گاهی با ارائه نمونه هایی از احیای مردگان؛ مانند داستان عزیر یا داستان اصحاب کهف و... سخن به


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 14 شهریور 1397  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا می توان به همه احادیث کتاب بحار الانوار اطمینان كرد ؟

سند روایات بحار الانوار

آیا می‌توان به همه احادیث کتاب بحار‌الانوار اطمینان كرد ؟

علامه مجلسی (ره ) و كسانی كه همانند ایشان بوده و هستند, دارای دو گونه كار در زمینه احادیث اند : 1- گردآوری و طبقه بندی , 2- نقد و بررسی .

در پاسخ به این پرسش نكات ذیل قابل توجه است :

1- پاسخ اجمالیبه این پرسش این است كه كتاب ارزشمند بحار الانوار كه در واقع یك دائره المعارف بزرگ شیعه است مشتمل بر احادیثی است كه برخی صحیح و برخی ضعیف است و به همین دلیل نیازمند بحث سندی و رجالی و متنی است .

2- پاسخ مفصل به این پرسش چنین است :

علامه مجلسی (ره ) و كسانی كه همانند ایشان بوده و هستند, دارای دو گونه كار در زمینه احادیث اند :

1- گردآوری و طبقه بندی , 2- نقد و بررسی .

حرف عدم درك یك چیز موجب انكار آن نمى‏شود، اگر در روایات معتبر براى انگشتر عقیق خواصى ذكر شده كه ما از درك آن از طریق عقل یا تجربه عاجزیم، نباید منكر گردیم. چرا كه از یك سو عقل ناتوان است و از سوى دیگر بسیارى از امور به مرور زمان در علوم تجربى روشن مى‏گردد. ما به استناد علم كامل و عصمت معصومین(علیهم السلام) از كلمات آنان تبعیت مى‏كنیم و علم و عصمت آنان را با ادله قطعى، عقلى و نقلى اثبات مى‏كنیم. بنابر این در شناخت خرافه از حقیقت تكیه‏ گاه اصلى معیارهاى شناخت است. 

كسی كه اندك اطلاعی در مورد آثار علامه مجلسی (ره ) داشته باشد به آسانی


ادامه مطلب


[ سه شنبه 13 شهریور 1397  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

خدا کجاست که این همه بدبختی را نمی بیند؟

در پاسخ به این مساله باید به چند نکته توجه کرد:

۱- بدبختی چیست؟ اکثرا ما نقص در زندگی مادی و دنیایی مان را بدبختی می دانیم. حال آنکه اگر کسی مومن باشد، به دلیل ایمان به عالم غیب و دیدن امتداد زندگی انسان در عرصه ای بسیار گسترده تر، نگاهش این گونه نیست. و کسی که دنیا را مزرعه آخرت می داند، میفهمد که سختی های این دنیا، به دلیل نتایجی که در پی دارد، می تواند بسیار پربرکت باشد. به عنوان مثال اگر یک نفر که در زیر سایه درختی نشسته و مشغول خوردن غذای لذیذ است را با کسی مقایسه کنیم که زیر آفتاب داغ در حال دویدن است، در نگاه اول، دومی را در موقعیت نامطلوب می بینیم. اما اگر توجه کنیم که این دو نفر شرکت کنندگان در مسابقه دو میدانی هستند، اولی را در موقعیت نامطلوب می بینیم که به زودی جایزه را از دست خواهد داد. بنابراین نوع نگاه ما به هستی، تعیین کننده مصداق بدبختی است و کسی که هستی شناسی اش اشکال دارد، بدبختی را هم درست متوجه نمی شود.

عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (۲۱۶ بقره) . چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‏داند، و شما نمى‏ دانيد.

۲- با توجه به نکته اول، کسانی که توقع دارند خدا در مواقع بدبختی دخالت کند، دچار تعارض فکری هستند. چون نمی توان در یک طرف معادله ، خدا را ندید، و در طرف دیگر توقع دخالت او را داشت. به هر حال اگر شخص به خدا اعتقادی ندارد و او را نمی بیند، چگونه می خواهد موجودی که نیست، کاری انجام دهد؟ بنابراین کفاری که این سخنان را می گویند، بی فکری خودشان را به نمایش می گذارند، و مومنانی که چنین فکر می کنند نیز باید در ایمانشان بیشتر تامل کنند.

۳- باید دقت داشت که فرافکنی مشکلی را حل نمی کند اگر انسان مسئولیت های خودش در دنیا را انجام نمی دهد یا از اختیارش سوء استفاده می کند، حداقل باید این قدر شهامت داشته باشد که نتیجه عملکرد خودش را بپذیرد و به گردن دیگران نیندازد. در مقابل مظلومیت یک نفر، باید ظالم و دیگرانی که به کمک مظلوم نشتافته اند، مواخذه شوند. نه خدایی که انسان را مختار آفریده و به اقتضای این اختیار باید اجازه دهد، هر کس مطابق شیوه ای که انتخاب کرده، عمل کند. اگر قرار باشد خدا به محض آنکه کسی می خواهد ظلم کند، مانع ظلم او شود، اختیاری وجود نخواهد داشت و بشر دو راهی ای برای انتخاب نخواهد داشت.

ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ  (۴۱ روم) فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجام داده ‏اند آشكار شده است.

 







[ شنبه 10 شهریور 1397  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اسلام و خرافات راه‌های پیشگیری و درمان

اسلام و خرافات راه‌های پیشگیری و درمان

اسلام از بدو ظهور با تمام قدرت و توان با خرافه‌پرستی به مبارزه برخاست و درصدد برآمد تا فکر بشر را از آلودگی‌ها و اوهام پاک و در جهت تعقل‌گرایی و حکمت و منطق هدایت کند که نمونه عملی آن را می‌توان در برخورد با بعضی از اوهام از سوی پیامبر«ص» اسلام مشاهده کرد.

در این مبجث به برخی از نکاتی که مبین مبارزه دین اسلام با خرافه‌پرستی و خرافه‌گرایی است به صورت مختصر  اشاره می‌کنیم:

۱ـ از دید اسلام، هر عملی اعم از گفتار، رفتار و اعتقاد که برخلاف مبانی دینی و عقلی باشد، خرافه است. کسانی که خرافات را با دین مرتبط می‌دانند، یا دین را درست نشناخته‌اند یا مغرضانی هستند که با ایجاد شبهه و شائبه می‌خواهند چهره پاک دین را آلوده و مشوه سازند.(۱)

2ـ  اسلام خرافات را به منزلۀ غل و زنجیرهایی می‌داند که بشر بر دست و پای فکر و روح خود بسته است. در قرآن کریم در چهار جا  از جمله در آیۀ ۱۵۷سوره اعراف آمده است: 

«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّى» پیروى مى‏ کنند؛ پیامبرى که صفاتش را در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى‏ یابند. آنها را به معروف دستور مى‏ دهد و از منکر باز می‌دارد، اشیاء پاکیزه را براى آنها حلال مى‏ شمرد و ناپاکی‌ها را تحریم می‌کند و باره اى سنگین و زنجیرهایى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) برمی‏ دارد...».

در قرآن کریم اغلال، هم در مورد دنیا و هم در مورد آخرت به کار رفته است. منظور از غل و زنجیر در دنیا، زنجیر جهل و نادانى، زنجیر انواع تبعیضات و زندگى طبقاتى، زنجیر بت‏ پرستى و خرافات و زنجیرها ى دیگرند. پیامبران مبعوث شدند تا از طریق دعوت پیگیر و مستمر، با کمک علم و دانش و از راه دعوت به توحید و دعوت به اخوّت دینى و برادرى اسلامى و مساوات در برابر قانون، این زنجیرها را


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 7 شهریور 1397  ] [ 06:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا رفتن بر سر قبر مردگان فایده ای دارد؟

قبل از هر چیز باید مشخص شود که فایده را چه می دانیم و با چه نوع نگاهی به هستی می نگریم. اگر با نگاه ایمانی به هستی می نگریم، یکی از اصول مهم در اندیشه مان، ایمان به عالم غیب است:

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ (۳ بقره) (پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب [آنچه از حس پوشيده و پنهان است‏] ايمان مى‏ آورند.با این نوع نگاه، نباید همه چیز را در مادیات منحصر کنیم. و تصور کنیم چون چیزی با چشمانمان نمی بینیم، پس وجود ندارد. و البته با توجه به این نکته، این مطلب نیز روشن می شود که برای آگاهی از عالم غیب و نوع اتفاقاتی که در آن می افتد، باید

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 6 شهریور 1397  ] [ 10:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

دين‌ زرتشت‌ در مقايسه‌ با دين‌ اسلام‌ چه‌ اشتراك‌ و افتراقي‌ دارد؟

زرتشت

دين‌ زرتشت‌ در مقايسه‌ با دين‌ اسلام‌ چه‌ اشتراك‌ و افتراقي‌ دارد؟

از پيشوايان‌ اسلام‌، رواياتي‌ وجود دارد مبني‌ بر اين‌ كه‌ زردشتيان‌ پيامبري‌ داشتند و او صاحب‌ كتاب‌ آسماني‌ بود، ليكن‌ بعداً از بين‌ رفت‌. (۱)

طبق‌ اين‌ ديدگاه‌: آيينی‌ كه‌ زرتشت‌ به‌ جهانيان‌ عرضه‌ داشت‌، آيين‌ توحيدي‌ بود و به‌ مبدأ و معاد و هدايت‌ شريعتي‌ خداوندي‌ و نبوت‌ معتقد بود.

شهيد مرتضي‌ مطهری‌ مي‌گويد: "آن‌ چه‌ در مورد زرتشت‌ محقق‌ است‌ اين‌ كه‌ او مردم را به‌ توحيد در عبادت‌ دعوت‌ مي‌كرد. اهورامزدا  از نظر شخص‌ زرتشت‌ نام‌ خداي‌ ناديده‌، خالق‌ جهان‌ و انسان‌ است‌، و تنها موجودي‌ است‌ كه‌ شايسته‌ پرستش‌ است‌." (۲)             

زرتشتي‌ها معتقدند كه‌ روح‌ آدمي‌ پس‌ از مرگ‌ در عالم‌ ديگري‌ زندگي‌ مي‌كند و زندگي‌ او براساس‌ كارهاي‌ دنيوي‌اش‌ مي‌باشد. فرد اگر نيكوكار باشد، در زندگي‌ پس‌ از مرگ‌، متنعم‌ مي‌شود و از زشتکاري‌ خويش‌ معذب‌ مي‌گردد. (۳)                

آنان‌ به‌ بهشت‌، جهنم‌ و« اعراف‌» اعتقاد دارند. (۴)         

در اين‌ باورها (مبدأ، معاد و نبوت‌ عامه‌) بين‌ اسلام‌ و زرتشت‌ اشتراك‌ هست‌. در مسائل‌ اخلاقي‌ همانند راستگويي‌ و پرهيز از دروغ‌ نيز دو آيين‌ تا حدودي‌ مشترك‌اند. از آن جايي‌ كه‌ شعار زرتشتيان‌ پندار نيك‌، گفتار نيك‌ و كردار نيك‌ است‌، و مي‌گويند:


ادامه مطلب


[ شنبه 3 شهریور 1397  ] [ 04:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ديدگاه قرآن كريم درباره شفاعت چيست؟

شفاعت

آيات مربوط به شفاعت را مى توان به سه دسته تقسيم نمود:
۱. آياتى كه شفاعت را نفى مى نمايد؛ مانند: «و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً و لا يقبل منها شفاعه و لايؤخذ منها عدل و لاهم ينصرون;(۱) يعنى: از آن روز بترسيد كه كسى به جاى كسى ديگر، مجازات نمى گردد; و نه شفاعت از او پذيرفته مى شود، و نه غرامت و بدلى قبول خواهد شد، و آنان يارى نمى شوند».
۲. آياتى كه شفاعت را از آن خدا دانسته و آن را به ذات خدا منحصر مى داند; مانند: «مالكم من دونه من ولى و لا شفيع(۲); براى شما(در روز رستاخيز) يار و شفاعت كننده اى جز خدا نيست».
۳. آياتى كه پذيرش شفاعت شفيعان را به اذن خداوند محدود مى سازد; مانند: «من ذا الذى يشفع عنده الا باذنه(۳); كيست كه در پيشگاه خداوند بدون اذن او شفاعت كند».
و نيز مى فرمايد: «يومَئذ لاتنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضى له قولا(۴); در آن روز شفاعت سودى نمى بخشد، مگر شفاعت كسى كه خداوند به او اذن دهد و به گفتار او راضى باشد».


اين آيات به صراحت ثابت مى كنند كه در روز رستاخيز به طور اجمالى شفيعانى وجود دارند كه به اذن پروردگار درباره گناهكاران، شفاعت مى كنند و خداوند نيز شفاعت آنان را مى پذيرد(۵).
با اين آيات صريحى كه در قرآن درباره وجود شفاعت وارد شده است، تكليف كسانى كه درباره آن به خود شك و ترديد راه مى دهند، و يا به طور كلّى به انكار آن برمى خيزند روشن است.

پی نوشت ها :
۱ - سوره بقره، آيه ۴۸ و قريب به همين مضمون آيات ديگرى در قرآن وجود دارد. ر.ك: سوره بقره، آيات ۱۲۳ و ۲۵۴; سوره مدثر، آيه۴۸.
۲ - سوره سجده، آيه ۴; سوره انعام، آيات ۵۱ و ۷۰.
۳ - سوره بقره، آيه ۲۵۵.
۴ - سوره طه، آيه ۱۰۹.
۵-به اين مضمون آيات زيادى در قرآن وارد شده است; به سوره هاى يونس، آيه ۲، سوره انبياء، آيه ۲۸، سوره مريم آيه ۸۷، سوره سبا، آيه ۲۳، سوره زخرف آيه ۸۶، و سوره نجم آيه ۲۶ مراجعه بفرمائيد.







[ پنج شنبه 1 شهریور 1397  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا خدا در مقابل رنج های ما، کاری نمی کند؟

چرا توقع داریم، خدا زندگی دنیایی را برایمان بدون رنج بسازد، در حالی که اتفاقا طبق سنت الهی، مقربان الهی، بهره بیشتری از بلاها دارند! و طبیعتا کسی که خدا را می بیند، نباید توقع زندگی دنیوی بدون رنج داشته باشد! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله می فرمایند: مؤمن نيستى مگر آنگاه كه بلا و گرفتارى را نعمت شمارى و آسايش را محنت؛ زيرا بلاى دنيا ، نعمت آخرت است و خوشى دنيا ، رنج آخرت. (بحار الأنوار : ٦٧/٢٣٧/٥٤)

 بلای دنیا مثل سختی و زحمتی است که انسان در حین کار کردن با آن مواجه می شود، اما به خاطر علم به نتیجه کار و ثمره ای که به آن خواهد رسید، سختی را تحمل می کند و چه بسا از آن لذت نیز ببرد. مثل کوهنوری که زحمت صعود را با اشتیاق فتح قله، به جان می خرد،  و جزع و فزع نمی کند.

و انسانی که دنیا را مزرعه آخرت می داند، می فهمد بخشی از بلاها، بستری برای شکوفا کردن استعدادهای اوست. و بسیاری از توانایی های انسان در پرتو روبرو شدن با مصائب و مشکلات و پنجه نرم کردن با آنهاست.  بنابراین در این موارد، خداوند مثل مادری است که زمین خوردن بچه را می بیند، اما نظاره می کند تا کودک راه رفتن و برخواستن را بیاموزد. و نباید توقع داشته باشیم خدای متعال، علم و حکمتش را کنار بگذارد، و در پی توقعات جاهلانه ما باشد! کما اینکه در قرآن می فرماید:

 عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (۲۱۶ بقره) چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانيد.

و البته توجه به این نکته نیز لازم است که بخشی از مشکلات، ثمره اعمال خود ماست:

وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ؛ (۳۰ شوری)هر مصيبتى به شما رسد، به خاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مى‏ كند.

و این نیز به خاطر حاکم بودن نظام علیت در دنیاست.  و در این گونه موارد به قول ناصر خسرو باید گفت:

نکوهش مکن چرخ نیلوفری را ** برون کن ز سر باد و خیره‌سری را
بری دان از افعال چرخ برین را ** نشاید ز دانا نکوهش بری را

 







[ یک شنبه 28 مرداد 1397  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا خدا این همه چیز قرار داده و بعد نزدیک شدن به آنها نهی کرده است؟

چرا خدا در دنیا این همه چیز قرار داده و بعد انسان را از نزدیک شدن به آنها نهی کرده است؟

برای دریافت جواب این سوال باید به چند نکته توجه کرد:

۱-یکی از خصیصه های انسان، توان انتخاب و داشتن اختیار است. و انتخاب و اختیار بدون داشتن دو راهی بی معناست. نمی توان دست و پای کسی را بست و او را زندانی کرد، سپس به او گفت : مختاری هر جا که بخواهی بروی!!

برای همین خدای متعال در کنار فرشته ها و وجدان انسان، شیطان و نفس اماره را قرار داده، تا همیشه برای انسان گزینه های متعددی ایجاد کنند و انسان در بین آن گزینه ها به انتخاب دست بزند.

۲-تمام نیازهای انسان، پاسخ های منطقی و مشروع دارد. و هیچ طلبی در انسان، بدون راه حل صحیح رها نشده است. اگر انسان به غذا نیاز دارد، صدها غذای حلال برای او قرار داده شده است. اگر انسان میل جنسی دارد، راه ازدواج باز گذاشته شده و بلکه بدان ترغیب نیز شده است. اگر انسان نیاز به تفریح دارد، توصیه شده که مومن یک بخش از روزش را صرف تفریحات حلال بکند و ...

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ (۳۲ اعراف) بگو: «چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده، و روزي هاى پاكيزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اينها در


ادامه مطلب


[ جمعه 26 مرداد 1397  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چگونه خلفای اهل سنت را لعن کرد و با آنان ادعای برادری داشت؟

چگونه ممکن است  خلفای اهل سنت را لعن کرد و با آنان ادعای برادری داشت؟

اصل لعن کردن از آموزه های اسلام است که مکرر در قرآن آمده است: (أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ)[سورة آل عمران ۸۷] آنان جزایشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست. و مومن باید نسبت به ستم کاران، چنین موضعی داشته باشد تا فاصله او با ستم نیز حفظ شود.

نیکی کردن و عدالت با کسانی که با ما ستیزه ندارند، نیز از آموزه های قرآن است. وقتی قرآن درباره غیر مسلمانان چنین می گویند، قطعا این نوع رفتار، در حق مسلمانان سزاوارتر است که می فرماید: (لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ)[سورة الممتحنة ۸] الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در (امر) دین با شما نجنگیده اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد.

کما اینکه تمسک به اشتراکات نیز از دستورهای قرآن است که می فرماید:


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 24 مرداد 1397  ] [ 04:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا اسلام می خواهد زنان خانه نشین باشند؟

اولا اسلام نگفته زنان خانه نشین باشند، بلکه حضور زنان در محیط های مختلط را دارای تبعاتی می داند و می خواهد محیط های مختلط کم تر باشد.

ثانیا غیر مطلوب بودن محیط های مختلط برای شرایط عادی است و الا در شرایط خاص، در اسلام زن در وسط اجتماع و در حساس ترین موقعیت ها هم ایفای نقش می کند. و در تاریخ در کنار نقش تاریخی حضرت زهرا ( س) شاهد حضور دو زن در منصب رهبری نیز هستیم که حضرت زینب ( س) و عمه امام زمان در مقطعی رهبری شیعه را به عهده گرفتند.

ثالثا خانه انسان، زندان نیست که با تعابیری القاء کننده حالت حبس آن را ناروا جلوه دهیم. بلکه خانه انسان محل آرامش و سکونت است که انسان بهترین و راحت ترین اوقاتش را در آنجا سپری می کند. و مردان نیز، مشتاقند کار روزانه شان تمام شود، تا به خانه خود بازگردند. بنابراین باید توجه کنیم که القائات فریبنده بر روی ما اثر نگذارد.

رابعا باید بنگریم، آنان که اصرار دارند هر طور شده، زن را از خانه بیرون بکشند، به زن چه جایگاهی داده اند؟ اسلام با تاکید بر حجاب در بیرون از خانه، می خواهد زن در جامعه بدون جاذبه های جنسیتی وجود داشته باشد و به عنوان یک انسان فارغ از جنسیت به او نگاه شود، آیا نگاه و نظر کسانی که جایگاه اصلی زن را در بیرون از خانه تعریف می کنند، آن جایگاه را با جاذبه جنسیتی تعریف می کنند؟ و در عمل با زن چه کرده اند که تبدیل به ابزار جنسی شده است!

خامسا اگر ارزش ها را این گونه تعریف کنیم که جایگاه افراد در جامعه، ارزش ساز است، چه جایگاهی بالاتر از آنکه زیر بنایی ترین نهاد اجتماع را می سازد، وجود دارد؟ آیا نقشی محوری تر از نقش مادری می توان در اجتماع یافت؟ آن هم در حالی که تمام افراد جامعه، آن گونه در جامعه نقش آفرینی می کنند که تربیت شان اقتضاء کرده و هیچ عنصری هم به اندازه مادر در تربیت موثر نیست.







[ سه شنبه 23 مرداد 1397  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا دین و مذهب زاده جبر و جغرافیا نیست؟

انسان موجودی مختار است و می تواند مدام انتخاب کند. در هر گامی، دو راهی ای دارد که می تواند یکی را برگزیند. این چیزی است که همگان، آن را تجربه کرده اند. و حتی طفلی دو ساله هم، توان انتخاب را می فهمد. برای همین اگر او را از داغی چیزی بترسانیم، به آن نزدیک نمی شود.

با این حال جالب است بدانیم که متفکرانی، اختیار بشر را انکار کرده و قائل به جبر شده اند.

با این تفکر و نظر آنها موافق نیستیم، اما بد نیست چرایی طرح چنین سخنانی از جانب آنها را بفهمیم، چرا که این گونه افراد بی دلیل سخن نمی گویند، هر چند به اشتباه رفته باشند و واقعیت را غلط تحلیل کرده باشند.واقعیتی که آنها یافته اند، این بوده که انسان ها، در پس انتخاب هایشان، تحت تاثیر عوامل مختلفی هستند.
از تاثیر روشن آموزش های خانواده و جامعه تا تاثیرهای مخفی تری که انسان از


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 17 مرداد 1397  ] [ 08:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

انتخاب درست از روی تقلید بهتر است یا انتخاب ...

انتخاب درست از روی تقلید بهتر است یا انتخاب غلطی که ناشی از تحقیق است؟

 

در مقایسه ای که مطرح شده، دو طرف مقایسه علم و جهل نیستند. اگر قرار بود علم را با جهل مقایسه کنیم، شکی نبود که علم ارجح است و جهل اصلا مزیتی ندارد که بتوانیم آن را مثبت در نظر بگیریم.

همچنین دو طرف مقایسه، تقلید یا تحقیق نیست که اگر این چنین بود، می توانستیم از مزیت تحقیق بگوییم،

بلکه دو طرف مقایسه، راه درست پیمودن در مقایسه با راه غلط پیمودن است، که در اینجا هم شکی نیست که راه غلط پیمودن ارزشی ندارد.

آنچه ابهام ایجاد می کند، ضمیمه شدن تحقیق به راه اشتباه است. حال باید ببینیم که آیا تحقیق آن قدر ارزش دارد که خطای راه اشتباه را جبران کند؟

برای رسیدن به پاسخ این سوال باید توجه کنیم که  ارزش تحقیق به خاطر قوی نمودن احتمال صحت گزینه انتخاب شده است و تنها از جهت وسیله بودنش


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 مرداد 1397  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اگر خدا می خواست همه به او ایمان...

اگر خدا می خواست همه به او ایمان بیاورند، چرا فهم وجود خودش را آسان نکرده است؟

گویی در این سوال فرض شده است که کافران و منکران خدا، چون خدا را نشناخته اند، پس به او کافر شده اند! در حالی که این فرض غلط است. و می توانیم یک دلیل مهم تر برای کفر و انکار خدا بیابیم. و اگر به آن دلیل نگاه کنیم، به راحتی متوجه می شویم که اکثر کفرها، ربطی به نفهمیدن و نشناختن ندارد.

برای توضیح این مطلب باید کمی در ماهیت انسان دقت کنیم. انسان در انتخاب ها و رفتارهایش، می تواند ملاک های متفاوتی داشته باشد، چرا که دو فرمانده متفاوت ممکن است در وجود انسان به حکومت رسیده باشند.  ۱- عقل ۲-  قلب! عقل مرکز فهم و قلب مرکز گرایش است. و بنا به سیطره یکی از این دو در وجود انسان، دلیل انتخاب های انسان روشن می شود.   بنابراین رفتار غلط، همان طور که ممکن است ناشی از شناخت اشتباه باشد، می تواند ناشی از گرایش غلط باشد. و چه بسا بتوان گفت اکثر انسان ها به

 

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 14 مرداد 1397  ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

اگر خدا همه به او ایمان بیاورند، چرا ...

اگر خدا می خواست همه به او ایمان بیاورند،

چرا فهم وجود خودش را آسان نکرده است؟

گویی در این سوال فرض شده است که کافران و منکران خدا، چون خدا را نشناخته اند، پس به او کافر شده اند! در حالی که این فرض غلط است. و می توانیم یک دلیل مهم تر برای کفر و انکار خدا بیابیم. و اگر به آن دلیل نگاه کنیم، به راحتی متوجه می شویم که اکثر کفرها، ربطی به نفهمیدن و نشناختن ندارد.

برای توضیح این مطلب باید کمی در ماهیت انسان دقت کنیم. انسان در انتخاب ها و رفتارهایش، می تواند ملاک های متفاوتی داشته باشد، چرا که دو فرمانده متفاوت ممکن است در وجود انسان به حکومت رسیده باشند.  ۱- عقل ۲-  قلب! عقل مرکز فهم و قلب مرکز گرایش است. و بنا به سیطره یکی از این دو در وجود انسان، دلیل انتخاب های انسان روشن می شود.  

 بنابراین رفتار غلط، همان طور که ممکن است ناشی از شناخت اشتباه باشد، می تواند ناشی از گرایش غلط باشد. و چه بسا بتوان گفت اکثر انسان ها به دلیل گرایشات غلط، دچار رفتار و انتخاب اشتباه می شوند. گرایش هایی که بر عقل نیز چیره می شوند و یا عقل را با غفلت به کنار می زنند، یا  عقل را به دنبال خود می کشانند و با انواع سفسطه ها و مغالطات و ... مسیر اشتباه رفتن را باز نگه دارد.

مثلا در زندگی عادی می بینیم که اکثر انسان ها علیرغم علم به ضرر فست فود ها و خوراکی هایی مثل نوشابه و پفک، از آنها به طور گسترده استفاده می کنند. و قطعا هیچ کس نمی تواند ادعا کند که فهم ضرر این خوراکی ها، سخت است. کما اینکه سیگاری ها و معتادها نیز می دانند سیگار و مواد


ادامه مطلب


[ جمعه 12 مرداد 1397  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بت ها محکوم بودند، چون از خودشان نمی توانستند ...

بت ها محکوم بودند، چون از خودشان نمی توانستند دفاع کنند، خب کفار هم قرآن را می سوزانند و اتفاقی نمی افتد!

اولا نابود کردن بت، با پاره کردن قرآن قابل قیاس نیست. کسی که کفر می ورزد و هتاکی می کند، هیچ آسیبی به خدا نمی رساند. اگر بخواهیم تشبیهی واقعی بیابیم و شکستن بت را با مقابله با الله مقایسه کنیم، باید ماجرای هامان را ذکر کنیم که بیشتر طنزی جهت فضیحت آنها بوده است که حتی دستشان هم به خدا نمی رسد :

فَأَوْقِدْ لي‏ يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لي‏ صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى‏ إِلهِ مُوسى‏ (۳۸ قصص) اى هامان، برايم آتشى بر گل بيفروز (و آجرهاى محكم بساز)، و براى من برج بلندى ترتيب ده تا از خداى موسى خبر گيرم.

کفار حتی توانایی مقابله با نظامات الهی را هم ندارند، چه برسد به آنکه بتوانند آسیبی به خدا برسانند:

 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 9 مرداد 1397  ] [ 02:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

عالمان دین و آخوندها،تاکنون چه اختراع و چه فایده ای داشته اند؟

عالمان دین و آخوندها، تاکنون چه اختراع و اکتشافی کرده اند و چه فایده ای برای بشر داشته اند؟

اولا گویی در سوال فایده با اختراع و اکتشاف مساوی قلمداد شده است. و این ثمره فضای پوزیتیویستی است که علم را منحصر در علوم تجربی کرده و باقی مطالب را اصلا علم نمی داند! حال آنکه نقدهای بسیاری جدی بر این نوع تفکر وارد است.
 از جمله آنکه تمام علوم تجربی، مبتنی بر قاعده علیت است و به خاطر رابطه قطعی بین دو چیز، می توان طبیعت را مسخر کرد و ابزارها ساخت. حال آنکه قاعده علیت در هیچ تجربه ای قابل کشف نیست! و با هیچ


ادامه مطلب


[ یک شنبه 7 مرداد 1397  ] [ 06:43 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چرا از روزی که بشر وقایع را ثبت کرده، معجزه ای رخ نداده است؟

اصل فرض مطرح شده در این پرسش، فرضی غلط و در خوش بینانه ترین حالت، ادعایی گنگ و مبهم است.

معجزه در معنای اصطلاحی، عملی خارق العاده است که پیامبری برای نشان دادن ارتباط ویژه اش با خدا، آن را انجام می دهد در حالی که هیچ بشر با اتکا به قدرت های بشری نمی تواند آن را انجام دهد. حال آخرین پیامبر الهی مربوط به چهارده قرن قبل است. و ابزار ثبت بشر در آن دوره، تاریخ نگاری بوده است.

و تاریخ نیز به خوبی معجزات این پیامبر را ثبت کرده است. چون حتی در منظر کسانی که قرآن را کتابی الهی نمی دانند، این کتاب یک منبع تاریخی بسیار متقن با نقل متواتر است که معجزاتی را ثبت کرده است. جدای از آنکه کتب تاریخی دیگر نیز معجزاتی را ثبت کرده اند و جدای از آنکه خود قرآن معجزه جاوید است.

یعنی فارغ از برخی جنبه های اعجازی قرآن که ماهیت تاریخی دارند، وجوه اعجازی دیگر هم در آن وجود دارد.

مثلا نقل اخبار اتفاقات آینده، یا نقل اتفاقات پیامبران و امت های سابق، اعجازی با ماهیت تاریخی هستند. چون تاریخ باید نشان دهد که آن اتفاقات در آینده به همان شکل رخ داده اند، یا راهی جز خبر غیبی برای نقل تاریخ گذشته نبوده و نقل گذشته از همین جهت اعجاز آمیز بوده است.اما برخی از اکتشافات علوم تجربی، یا فصاحت خارق العاده قرآن، همین امروز نیز قابل فهم است.

بنابراین هم معجزه ثبت شده داریم و هم معجزه زنده و در پیش روی خود داریم. و اگر تصور می شود که معجزه، همگان را مجبور به ایمان می کند یا راه بهانه جویی را می بندد، باید بگوییم این تصور کاملا غلط است. معجزه تنها دلیلی برای افرادی است که می خواهند بفهمند و کسانی که خود را به خواب زده اند، همیشه بهانه هایی برای نفی معجزه داشته و دارند. منکران معجزه، پس از درخواست های عجیب و غریب و غیر منطقی، حتی در مواردی که برای اتمام حجت به برخی از درخواست هایشان پاسخ داده می شد، نهایتا می گفتند که سحر شده اند!!

(وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ * لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ)[سورة الحجر ۱۵ و ۱۶] و اگر دری از آسمان به روی آنها بگشاییم که پیوسته در آن بالا روند ، باز هم می گویند: « یقیناً ما را چشم بندی کرده اند ، بلکه ما گروهی سحر شده ایم ! ».

وقتی مشاهده مستقیم معجزه، با بهانه جویی های بی پایان مواجه بوده است، کدام ابزار ثبتی می تواند به این بهانه جویی ها پایان دهد؟ فیلم هایی که می توانند هر صحنه خیالی را به تصویر بکشند؟ قطعا اگر کسی طالب حقیقت باشد، جای جای هستی، را آیاتی می یابد که با صدای رسا خدا را فریاد می زند و قدرت و علم و شوکت او را به تصویر می کشند، هر چند که غافلان نبینند یا نخواهند ببینند.

لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُون (۱۷۹ اعراف) آنها دلهایی دارند که با آن نمی فهمند, وچشمانی دارند که با آن نمی بینند, وگوشهایی دارند که با آن نمی شنوند, آنان مانند چهار پایانند, بلکه اینان گمراه ترند, اینان همان غافلاًنند.







[ شنبه 6 مرداد 1397  ] [ 10:00 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]