چهار ویژگی شایسته انسان

Image result for ‫چهار ویژگی شایسته انسان‬‎

چهار ویژگی شایسته انسان


قالَ عَلِیٌّ اَمیرَالمُؤمِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ:

طُوبی لِمَن ذَکَرَ المَعادَ وَ عَمِلَ لِلحِسابِ وَ قَنِعَ بِالکَفافِ وَ رَضِیَ عَنِ اللهِ (نهج البلاغه، کلمات قصار 44، صفحه 477)

آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره):

حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند:

- خوشا به حال کسی که همیشه به یاد آخرت و معاد باشد
- و کار و تلاشی که انجام می‌ دهد برای روز حساب باشد
- و قناعت کند به آنچه خداوند روزی او کرده است
- و از خداوند متعال راضی باشد.
حضرت علی (ع) می فرماید: خوشا به حال انسانی که این چهار چیز در او باشد:


ادامه مطلب


[ شنبه 19 خرداد 1397  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

صلوات





[ جمعه 10 دی 1395  ] [ 09:32 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

چه طور آن‏ها مؤدّب به آداب الهی شدند، امّا ما «نمی‌توانیم»!؟

mtehrani1

 

اگر بخواهی دیگران را مؤدّب کنی باید قبل از آن خودت مودّب به آداب الهی شوی یعنی باید کارهایی که می‌خواهی انجام دهی خداپسندانه و مورد رضای الهی باشد. این را می‌گویند: «حسن ادب». از نظر مکتب ما «حسن ادب» این است. به طور کلّی «حسن ادب» در مکتب ما بازتاب توحید بر روی جمیع رفتارها و گفتارهای انسان می‏باشد.

در اینجا بحث مفصّلی وجود دارد و آن این است که ما در روایات داریم: خداوند انسانی را مؤدّب به آداب خود نمود و او را به عنوان الگو به ابنای بشر معرّفی کرد تا به تعبیر من، کسی نتواند بگوید: «نمی‌دانستیم»، «نمی‌توانستیم». دقّت کنید! در اینجا به دو مطلب اشاره کردم، یک؛ «نمی‌دانستیم» و دو؛ «می‌دانستیم ولی نمی‌توانستیم». مشکل ما در همین دو مطلب است. خدا برای اینکه جلوی این دو مشکل را بگیرد، «اُسوه حسنه» برای ما فرستاد. «اُسوه حسنه» یعنی همان کسی که مؤدّب به ادب الهی است.

امام صادق(علیه‏السلام) در روایتی فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزّوَجَلّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ تَأْدِیبَهُ». در جای دیگر می‏فرماید: «إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِیَّهُ حَتَّى إِذَا أَقَامَهُ عَلَى مَا أَرَادَ».شبیه به این روایات نسبت به پیغمبر اکرم باز هم وجود دارد. در بُعد رسالت قرآن نیز رسول الله را «اسوه حسنه» معرّفی می‏کند. امّا در بُعد ولایت می‏توان به این روایت از علی(علیه‏السلام) اشاره کرد که فرمود: «قال: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلّی‏الله‏علیه‏وآله) أَدَّبَهُ اللَّهُ عَزّوَجَلّ»، خدا پیغمبر را ادب کرد، «وَ هُوَ أَدَّبَنِی»، پیغمبر هم من را ادب نمود؛ من دست پرورده او هستم، «وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أُوَرِّثُ الْآدَابَ الْمُکَرَّمِینَ». این‏چنین حجّت بر همه تمام می‏شود، به گونه‏ ای که دیگر


ادامه مطلب


[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 09:04 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ادب با معنویّات ادب است

teh234

در اینجا من به نکته‎ای اشاره می‏کنم که می‎شود گفت هستة مرکزی بحث ادب محسوب می‏شود و آن قیدی است که در این روایت از علی‎(علیه‌السلام) آمده است. دقّت کنید! حضرت فرمودند:​ «مَنْ تَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ»، این ادب هر ادبی نیست.

کسی که خود را مؤدّب به آداب الهی نماید، یعنی آنچه خدا می‎خواهد را در جمیع ابعاد وجودی ‏اش پیاده سازد، آن‏گاه خداوند، «أَدَّاهُ إِلَى الْفَلَاحِ الدَّائِمِ»؛ او را بسوی رستگاری همیشگی خواهد ‎بُرد. می‎خواهم روی این نکته تکیه کنم. در آیات و روایات می‎بینیم که بر این مسئله تأکید شده است. چرا؟ یک سنخ امور از دیدگاه سنّت‎های بشری اعمال خوب محسوب می‎شود.خوب دقّت کنید! گفتاری باشد یا رفتاری فرق نمی‎کند. یک سنخ اعمال نیز از نظر سنّت‎های بشری چه بسا خوب به حساب نیامده و زشت محسوب می‏شود. آنچه ما در روایات داریم زشتی و زیبایی از دیدگاه الهی است؛ زشتی و زیبایی در گفتار و رفتار. چون ادب یک نوع اخلاق و روش است. چه بخواهم خودم روش بگیرم، چه بخواهم روش بدهم، در این روش گرفتن و روش دادن از چه دیدگاهی باید زشتی و زیبایی را مطرح کنم؟ در جواب باید گفت این روش باید روش الهی باشد. روش الهی یعنی چه؟  یعنی آنچه از نظر الهی زشت و زیبا است. «مَنْ تَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ» یعنی آن روشی که انسان باید اعمال و رفتار و گفتار و روشش را با آن تطبیق دهد.

استاد ما (رضوان‎الله ‎تعالی‎علیه) جملاتی دارد که من عین جملات ایشان را نقل می‏کنم. ایشان هم در باب علم و هم در باب ادب می‎فرماید:«علم تنها فائده ندارد، علم با معنویّات علم است». این نسبت به علم که من نمی‎خواهم در اینجا راجع به آن بحث کنم. اصلاً کاری به آن ندارم. جملة بعد این است که می‏فرماید: «ادب تنها فائده ندارد». این‎ را حتماً شنیده بودید. آقا می‎فرماید: «ادب تنها فایده ندارد». پس برویم بی‏ ادب شویم؟ نعوذبالله! «ادب با معنویّات ادب است»، یعنی ادبی که جنبة الهی داشته باشد. معنویّات است که تمام سعادت بشر را بیمه می‎کند. این‎ها همه عین جملات امام (رضوان‎الله‎تعالی‎علیه) است. عین جملات است. صرف اینکه روشی از نظر دیدگاه بشری مورد پسند قرار بگیرد یا ناپسند باشد فایده ندارد. نه فعل آن و نه ترک آن؛ هیچ‎کدام. روش باید مورد پسند خدا قرار گیرد.





[ یک شنبه 16 آبان 1395  ] [ 11:34 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

بعضی مواقع بر سر یک دو راهی قرار می‏گیریم

mtehrani1

در روایت معروفی آمده است: «وَ إِنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ»، اوّلین اثر «نافله» حبّ خدا است. هنگامی که دل «تخلیه» شد، خدا «تجلّی» می‏کند، هنگامی که خدا به وسیله هم حال و هم افعالِ شخص وارد دل شد، مورد محبّت خدا قرار می‏گیرد و هنگامی که خدا او را دوست داشت، آن‏گاه همه کاره‌اش می‏شود؛ «کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِهِ»، دیگر تعبیر بالاتر از این نمی‌شود؛ گوشی که با او می‌شنود گوش خدا است، «وَ بَصَرَهُ الَّذِی یُبْصِرُ بِهِ» چشمی که می‌بیند چشم خدا است، «وَ لِسَانَهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتِی یَبْطِشُ بِهَا».[۱] کسی که قلبش را به آداب الهی مؤدّب کند، یعنی آن را از «حبّ ماسوی الله» تخلیه نماید، قوا و اعضایش همه الهی می‌شود.«قلب سلیم» قلبی است که «حبّ دنیا» در آن نفوذ نکرده باشد.

امام صادق(علیه‏السلام) در ذیل آیه شریفه «‏إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ»[۲] که درباره قیامت است می‏فرماید: مراد از سلامت قلب «هُوَ الْقَلْبُ الَّذِی سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیَا»،[۳] که سلامت قلب بر محور این است که حبّ دنیا در آن «نفوذ» نکرده باشد. به کلماتی که در اینجا استخدام می‏کنم دقّت کنید! نه اینکه حبّ به دنیا وارد نشده باشد، «نفوذ» نکرده باشد. بعضی مواقع بر سر یک دو راهی قرار می‏گیریم که در آن باید بین خدا و غیر خدا یکی را انتخاب کنیم، اگر در اینجا به دنبال غیر خدا یا حبّ دنیا برویم می‏گویند: حبّ به دنیا در قلبش «نفوذ» کرده است، حبّ خدا در قلبش «نفوذ» نکرده، چون اگر «نفوذ» کرده باشد آن را رها می‏کرد.

[۱]. اصول‏ کافی، ج۲، ص۳۵۲
[۲]. سوره مبارکه شعرا، آیه۸۹
[۳]. بحارالانوار، ج۷، ص۱۵۲





[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 11:23 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آنجا هم نفس لوّامه است

moj

یک سفارشنامه دارد پیغمبر اکرم به عبدالله ابن مسعود در بِحار هم هست. هفت، هشت، ده صفحه شاید بشود، مفصّل هست، یک بخشش را می گویم، خطاب می کند می گوید:

یا ابن مسعود اَکثِر مِنَ الصّالِحات وَ البِر،ّ (کارهای خوب زیادانجام بده) فَاِنَّ المُحسِنَ و المُسِیءَ یَندَمان،هم شخصی که در دنیا کار خوب می کرده، هم نعوذ بالله آن کسی که کار بد می کرده است ،هر دو پشیمانند روز قیامت! مگر می شود؟!

یَقولُ المُحسِن یا لَیتَنی اِزدَدتُ مِنَ الحَسَنات، روز قیامت وقتی وارد شدی، دیدی به اینکه این عمل نیک چقدر بُرد دارد،حسرت می خوری چرا بیشتر نکردم! وَ یَقولُ المُسیءُ قَصَّرتُ (بعد هم می گوید) وَ تَصدیقُ ذلک، پیغمبر استشهاد به آیه می کند ، قولُهُ تعالی: و لاأُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَه، این نفس لوّامه نه فقط دراین عالم است، آنجا هم نفس لوّامه است، ولو اینکه کارهای خوب کرده باشی.می گویی ای کاش بیشتر کرده بودم.





[ سه شنبه 11 آبان 1395  ] [ 10:01 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیا کسی هست که بخشیده نشود؟!

444

همه بخشیده می‎شویم!

در روایتی است که: «إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ الْإِفْطَارِ سَبْعِینَ‏ أَلْفَ‏ أَلْفِ‏ عَتِیقٍ‏ مِنَ‏ النَّارِ»؛ خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان، هنگام افطار هفتاد هزار هزار شخص را که همه مستوجب آتش هستند از آتش نجات می‌دهد، «فَإِذَا کَانَ آخِرُ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ»؛ شب آخر ماه رمضان که می‌شود، «أَعْتَقَ فِیهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِی جَمِیعِهِ»؛[۲] شب آخر ماه رمضان به مقدار تمام آنچه که در ماه رمضان از آتش نجات داده است، نجات می‌‌دهد.

آیا کسی هست که بخشیده نشود؟!

در روایت دیگری داریم: «إِذَا کَانَ أَوَّلُ لَیْلَةٍ مِنْ‏ شَهْرِ رَمَضَانَ‏ غَفَرَ اللَّهُ‏ لِمَنْ شَاءَ مِنَ الْخَلْقِ»؛ وقتی که شب اول ماه رمضان می‌شود خداوند هر کسی از مخلوقاتش، که مورد مشیّت‎اش قرار بگیرد تا او را بیامرزد مورد غفران قرار می‌دهد، «فَإِذَا کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَهُم‏»؛ شب اول به هر مقدار بود، شب دوم دو برابر، «فَإِذَا کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَ»؛ و هر شب بعد از شب دیگر دو برابرِ شب قبل بخشیده می‎شوند، «کُلَّ مَا أَعْتَقَ حَتَّى آخِرَ لَیْلَةٍ فِی شَهْرِ رَمَضَان‏»؛ تا شب آخر می‌شود، «تُضَاعَفُ مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِی کُلِّ لَیْلَة»؛[۳] که دو برابر آنچه که در هر شب بخشیده و از آتش نجات داده بود نجات می‌دهد که برای ما بزرگترین، بالاترین و ارزش‌مندترین اثر الهی درماه مبارک رمضان همین است، یعنی آمرزش و تطهیر است.

 

شقی چه کسی است؟

در خطبه‌ای، پیغمبراکرم خطاب به مردم فرمودند: «قَدْ أَقْبَلَ‏ إِلَیْکُمْ‏ شَهْرُ اللَّهِ‏ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ»؛ و بعد مهم اینجاست، «هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَسَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ کِتَابِهِ فَإِنَّ الشَّقِیَّ»؛ این مهم است، «فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ»؛[۴] یعنی شقی‌تر از این نداریم که ماه مبارک رمضان بیاید و تمام بشود و شخصی مورد مغفرت واقع نشود. خدا شاهد است من این روایات را نگاه می‌کردم گفتم: خدایا! امشب که شب آخر است و بنای تو بر این است که بیایی و به اندازه تمام ماه ببخشی، پس ما هم یکی از آن‎ها باشیم.

مغفرت الهی…

در روایتی از امام صادق(صلوات‎الله‎علیهم‎اجمعین) است که: «قَالَ: مَنْ‏ لَمْ‏ یُغْفَرْ لَهُ‏ فِی‏ شَهْرِ رَمَضَانَ‏ لَمْ‏ یُغْفَرْ لَهُ‏ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ»؛[۵] کسی که در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت خدا قرار نگیرد، دیگر در آینده امید مغفرتی برای او نیست مگر اینکه، روز عرفه در عرفات دعا کند تا خدا از او بگذرد. دقّت کنید! می‌خواستم بگویم: اثر برجسته‌ای که در تمام روایات هست چیست؟ و آن «مغفرت» است.

دارد درها بسته می‎شود!

روایتی بود که در گذشته متعرّض شده‌‌ام: «قال رسول الله(صلّی‎الله‎علیه‎و‎آله‎و‎سلم) إِنَ‏ أَبْوَابَ‏ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ‏ فِی‏ أَوَّلِ‏ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَیْلَةٍ مِنْهُ»؛[۶] این روایت را مکرّر خوانده‌‌ام. شب اوّل ماه رمضان در‌های آسمان‌ها باز می‌شود و تا شب آخر بسته نمی‎شود. اگر امشب شب آخر باشد درها بسته می‌شود. می‎خواهم بگویم: حواستان جمع باشد که الآن ما در چه وضع و چه موقعیّتی قرار داریم.

هر زمان کسی آزاد می‎شود!

در روایتی است از علی(علیه‎السلام) است: «أَلَا وَ أَبْوَابُ‏ السَّمَاءِ مُفَتَّحَةٌ مِنْ‏ أَوَّلِ‏ لَیْلَةٍ مِنْهُ‏»؛[۷] علی(علیه‎السلام) همین مطلب را می‌فرمایند. بعد دارد: «عَلَیْکُمْ‏ فِی‏ شَهْرِ رَمَضَانَ‏ بِکَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاء».[۸] در روایتی است که در آخر هر روز از روزهای ماه مبارک رمضان در وقت افطار،[۹] خداوند متعال هزار هزار نفر از آتش جهنّم آزاد می‎کند و چون شب جمعه و روز جمعه می‌شود در هر ساعتی، هزار هزار شخص را از جهنّم آزاد می‌کند.

آیا توبه‎مان قبول شده است؟

صحبت یکی یا دو روایت نیست. می‎خواستم فقط این را بگویم که: ماه رمضان را درک کردیم، امّا چه چیز گیرمان آمده؟ می‌توانید بگویید؟ در این ماه مبارکی که همۀ برکات درونش بوده است تا جایی که خواب در آن عبادت و  نفس‌ها تسبیح است و این همه لطف از ناحیه خداوند آمده است؛ آیا بهره‌ای برده‎ایم یا نبردیم؟ گفتم این روایات را بخوانم و بگویم: بیایید امشب را غنیمت بشماریم. امشب برویم در خانه خدا و بگوییم: خدایا! غلط کردیم؛ خدایا! ما را ببخش؛ این همه را بخشیدی، ما را هم ببخش. ما بدتر از مشکرینی نبودیم که توبه کردند و توبه‌شان را قبول کردی؛ ما به ظاهر مؤمن هستیم، مسلمان هستیم و قبولت داریم. امشب ما را دست خالی رد نکن؛ تو اکرم الاکرمین هستی.

امشب را قدر بدانیم

از خدا بخواهیم حاجات ما و دیگران را بدهد. این را تذکّر بدهم: امشب، چون درها باز است و تا سحر بسته نشده و فرصت داریم؛ هم از خدا برای خودتان درخواست کنید و هم برای دیگران، که البته بهتر است؛ چون در روایات داریم که چند هزار برابر اجر می‎دهند و دعایی که دیگران در حق ما می‌کنند مستجاب می‌شود، امّا معلوم نیست که دعای خودمان مستجاب بشود یا نه.

با زبان دیگران معصیت نکردهام

در روایت دارد که به حضرت موسی خطاب شد: تو مرا به زبانی بخوان که هرگز معصیت نکرده‎ای. گفت: خدایا! من چگونه می‌توانم این کار را بکنم؟ بالاخره از این زبان خطا صادر شده است. خطاب شد: بگو تا دیگران برای تو دعا کنند، چون تو به زبان دیگران معصیت نکرده‌ای. چنین سفارشی برای این است که در مورد دیگران خیلی دعا کنید؛ خدا چند هزار برابر به شما می‎دهد.

برای اینجانب دعا کنید!

این فقط مروری بود و می‎خواستم تذکّری بدهم. ضمناً من هم از آن‎هایی باشم که دعایم می‎کنید. از همه‌تان تقاضا می‌کنم من را هم دعا کنید. تعارف نمی‌کنم و جدی می‎گویم. من محتاج دعای شما هستم. آمدم این را به شما بگویم: امشب شب آخر ماه رمضان است؛ برای من دعا کنید تا من هم از این فرصت در حق خودم استفاده کرده باشم.


[۱]. بحارألانوار، ج۹۱، ص۹۶

[۲]. بحارالأنوار، ج‏۹۵، ص۱۸۷

[۳]. إقبال الأعمال، ج‏۱، ص۳

[۴]. بحارالأنوار، ج‏۹۳، ص۳۵۶

[۵]. وسائل الشیعة، ج‏۱۰، ص۳۰۵

[۶].بحارالأنوار، ج‏۹۳، ص۳۴۴

[۷]. بحارالأنوار، ج‏۹۴، ص۱۳۰

[۸].وسائل الشیعة، ج‏۱۰، ص۳۰۹

[۹]. روایتی خواندم که در آنجا هفتاد هزار هزار امّا اینجا می‎فرماید





[ جمعه 7 آبان 1395  ] [ 10:33 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

انسان باید نحوه دعا کردن را هم از اولیاء خدا بیاموزد

mtehrani1

رَأَى عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلامرَجُلًا یَطُوفُ بِالْکَعْبَةِ وَ هُوَ یَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الصَّبْرَ قَالَ فَضَرَبَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلامعَلَى کَتِفِهِ قَالَ سَأَلْتَ الْبَلَاءَ قُلِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْعَافِیَةَ وَ الشُّکْرَ عَلَى الْعَافِیَةِ‏فَإِنَّ الشُّکْرَ عَلَى الْعَافِیَةِ خَیْرٌ مِنَ الصَّبْرِ عَلَى الْبَلَاء

روایت از امام رضا صلوات الله علیه منقول است که حضرت فرمودند: روزی زین العابدین صلوات الله علیه در مسجد الحرام در حال عبادت بودند که دیدند شخصی در حالی که طواف کعبه می‌کند بلند می‏گوید: اللهم انی اسئلک الصبر. دارد فضرب بکتفه. امام زین العابدین علیه السلام با دست مبارک زدند به شانه همین شخصی که طواف می‌کرد. در ادامه روایت دارد. قال :سئلت البلاء. با این دعا از خدا تقاضای بلا می کنی.

ما سه نوع صبر داریم: صبر بر طاعت، صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت. درخواست صبر، یعنی بلاهایی که سمت من می آید، تحملش را داشته باشم. معلوم می شود به سراغ خط بلا و مصیبت رفته‏ای و در آن خط داری کار می کنی و می‏خواهی پاد زهرش را به‏دست بیاوری که کمتر تحت فشار باشی. حضرت به او فرمودند: سئلت البلاء. تو از خدا بلا می خواهی که می گویی: اللهم انی اسئلک الصبر.

بجای این دعا بگو: اللهم انی اسئلک العافیۀ و الشکر علی العافیۀ . خدایا من از تو عافیت می‏خواهم . دقیقا ضد بلاء است این دعا و حتی توفیق شکر گذاری را هم درخواست می‏کنی. هم عافیت بده، هم توفیق شکرگزاری که به خاطر این عافیتی که به من دادی شکر هم بکنم. حضرت به آن شخص می‏فرمایند این را از خدا بخواه.

روایت مفصل است. در ذیلش حضرت این جمله را فرمودند: فإن الشکر علی العافیۀ خیر من الصبر علی البلاء. سپاسگزاری از عافیتی که خدا داده، بهتر است از صبری که نسبت به بلاء داده است. زیرا در مورد بلا چاره نداری. بلاء آمده، چکار می خواهی بکنی؟ صبردر بلا ارزش زیادی ندارد. به همان مقداری که جزع و فزع نکنی ارزش دارد. اما جایی که خدا به تو عافیت داده، شکرش با اختیار خود تو است و فشاری هم بر تو نیست. ارزش این شکر، از ارزش آن صبر خیلی بیشتر است. لذا حضرت به او فرمودند: فإن الشکر علی العافیۀ خیر من الصبر علی البلاء.

انسان باید نحوه دعا کردن را هم از اولیاء خدا بیاموزد. ما نمی فهمیم که چگونه دعا کنیم. اولیاء خدا ما را از نظر ایمان، ارزیابی می کنند، بعد به ما یاد می‏دهند چگونه دعا کنیم. حضرت به آن شخص فرمودند: تو کجا و صبر بر بلا کجا! برو از خدا عافیت بخواه. بعد هم بر آن عافیتی که به تو داده است شکر کن که این شکر موجب افزونی عافیت هم می شود.

بحارالانوار ج۹۲ ص ۲۸۵ و ص ۲۹۲





[ جمعه 7 آبان 1395  ] [ 12:30 ب.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

امشب شب اوّل این مهمانی است

teh34

به ذهن من امشب چیزی آمد که آن را با شما هم در میان می‎گذارم. وقتی می‌خواستم به محل جلسه بیایم، این در ذهنم آمد که در روایت داریم که پیغمبر اکرم(ص) در آن خطبه‎ای که خواند، فرمود: «دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّه». شما در ماه رمضان به مهمانی خدا دعوت شده‌اید. به همین دلیل است که اهل معرفت می‎گویند ماه رمضان «دار ضیافت‏ الله» است. این ماه رمضان، خانه مهمانی خدا است.

حالا یک سؤال می‎خواهم بکنم؛ به حسب ظاهر، ما مؤمن هستیم، ما مهمان خدا هستیم. امشب شب اوّل این مهمانی است؛ تازه وارد این خانه شده‌ایم، تازه داخل خانه مهمانی خدا پا گذاشته‏‌ایم. سؤال من این است: اگر یک مهمان تقاضایی از میزبانش داشت، وقتی همان ابتدا که به خانه میزبان رسید به صاحب‎خانه گفت من چنین گرفتاری‎ای دارم، کرامت او چه اقتضا می‎کند؟ آیا این‏ طور اقتضا می‏‌کند که بگذارد وقتی مهمان می‌خواست از این خانه برود، حاجتش را به او بدهد، یا همین‏ که وارد خانه شد، همان‎جا بدهد؟!خدایا امشب، شب اوّل است و ما پایمان را داخل خانه‎ات گذاشته‌ایم؛ مهمانت هم هستیم؛ همین دَمِ در بیا دستمان را بگیر و کار را تمام کن! نگذار تا آخر ماه طول بکشد! بگذار امشب که ما از اینجا می‎رویم، همه حاجت‎هایمان را بگیریم و برویم! کرامتت همین را اقتضا می‎کند! آقایی‎ات این است! ربوبیّتت این است! حاجات ما را همین الآن به ما بده!

توسّل به حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‏ علیها
حالا وسیله می‎خواهی؟! وسیله هم برایت می‎آورم! همان وسیله‏‌ای را می‎آورم که از بعضی ائمه اطهار علیهم‌السلام نقل شده است که هر وقت گرفتاری پیدا می‎کردند به او متوسّل می‎شدند. می‎گویند حضرت بلند می‎گفت: «یا فاطمه»… شیخ طوسی به سند معتبر از عبدالله بن‏ عبّاس نقل می‎کند هنگام وفات پیغمبر اکرم(ص)، دیدیم حضرت شروع کرد های‏ های گریه کردن و اشک‎هایش روی محاسن شریفش جاری است.

عرض کردم یا رسول‏ الله، چرا این‎قدر گریه می‎کنید؟ سببش چیست؟ فرمود برای فرزندانم و آنچه که این امّت بعد از من به آن‏ها روا می‎دارند گریه می‎کنم. بعد فرمود: «کَأَنِّی بِفَاطِمَة»؛ گویا دخترم فاطمه را می‎بینم که به او ظلم شده باشد و منِ پدر را صدا بزند بگوید: «یا أبَتَاه»، امّا احدی از این امّت او را اعانت نکند.

می‎دانی این صحنه چه موقع اتفاق افتاد؟ آن موقعی بود که زهرا سلام‎الله‎علیها در این روایت می‎گوید: «وَ رَکَلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ»؛ چنان لگدی به درب نیم‎سوخته زد، «فَرَدَّهُ عَلَیَّ»؛ این درب نیم‎سوخته را روی من انداخت… «وَ أَنَا حَامِل». این در حالی بود که من باردار بودم؛ من حامله بودم…. آتش زبانه می‎کشید… نمی‎گویم دیگر چه کرد. امّا آن عالم بزرگ می‎گوید «وَ لَستُ أدری خبرَ المِسمارِ، سِل صَدرَهُ خزینةَ الأسرارِ». میخ در با سینه زهرا چه کرد؟ یا زهرا…





[ جمعه 7 آبان 1395  ] [ 11:33 ق.ظ ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]