نماز در نگاه علامه محمدتقی جعفری – بخش سوم

نماز در نگاه علامه محمدتقی جعفری – بخش سوم

خبرگزاری شبستان -  سرویس قرآن و معارف: "خداوند سبحان از ورود به نماز در حال ناهشیاری بطور عام نهی می فرماید: یا ایها الذین آمنوا لا تقربوا الصلوه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون / ای مردمی که ایمان آورده اید به نماز نزدیک نشوید در آن حال که مست هستید تا بدانید آنچه را که می گویید. با توجه به جمله تا بدانید که چه می گویید بخوبی روشن می شود که منظور اعم از مستی و انواع ناهشیاریها است. و این یک قضیه بدیهی است که برای دریافت مقام شامخ ربوبی و درک و فهم صفات کمالی خداوندی که مواردی از نماز باید بزبان آورد، هشیاری کامل مورد نیاز است. همچنین برای فهم و بیان این حقیقت که ما بندگان او را عبادت می کنیم و از او یاری می جوییم، بیداری و توجه دقیق لازم است. همچنین تسبیح گفتن واقعی به پروردگار عظیم در رکوع و پروردگار اعلی در سجده بدون نهایت هشیاری و انجذاب امکان پذیر نیست."
نماز در نگاه اندیشمندان الهی توصیف های قریب به حقیقت را به خود می گیرد و  هر اندازه که ما به توصیف حقایق از زبان انسان های وارسته


ادامه مطلب


[ سه شنبه 30 آبان 1396  ] [ 2:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نماز در نگاه علامه محمدتقی جعفری – بخش دوم

نماز در نگاه علامه محمدتقی جعفری – بخش دوم

 "اهدنا الصراط المستقیم"  عبور از خارستان شهوات و گذر از سنگلاخهای عالم طبیعت که جایگاه تلاقی ماده و روح است. نجات پیدا کردن از اغواها و فریبکاریهای شیطان رجیم از یک طرف و رهایی از چنگال تحریکات غرایز حیوانی و خود خواهی های متنوع از طرف دیگر، بدون التجاء و پناهندگی دائمی به الطاف و عنایات ربانی امکان ناپذیر است: این که می گوئیم."

نماز در نگاه اندیشمندان الهی توصیف های قریب به حقیقت را به خود می گیرد و  هر اندازه که ما به توصیف حقایق از زبان انسان های وارسته از هوا و نفسانیات نزدیک شویم درک آن حقایق بر ما آسان خواهد بود. آنچه در ادامه می آید اشاراتی به مباحث کتاب "نماز و نمازگزاران" تألیف علامه جعفری دارد.
نماز گزار در تحول معراجی به جایی می رسد که هر لحظه ای از نماز می تواند درون نماز گزار را تجلی گاهی خاص برای فروغ ربانی الهی


ادامه مطلب


[ سه شنبه 30 آبان 1396  ] [ 12:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

نماز در نگاه علامه محمدتقی جعفری - بخش اول

نماز در نگاه علامه محمدتقی جعفری - بخش اول

"انسان برای قرار دادن زندگی خود در جاذبیت کمال بایستی بر یک حقیقتی تسلیم شود و در برابرش به زانو بیفتد و پیشانی برای سجده به آن بر زمین بگذارد. این تسلیم و سجده نه تنها احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند، بلکه پاسخ عملی برای چهار سئوال اساسی حیات "من کیستم؟ از کجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ به کجا می روم؟"  را نیز با کمال وضوح در می یابد. و باید به یقین بدانیم که اگر ما انسانها در برابر ضد آن کامل مطلق تسلیم نشویم و سر به سجده نگذاریم، باید به شماره خواسته ها و تمایلات و وابستگی های وجود خود خدایانی بتراشیم. و در برابر آنها تسلیم شده و به زانو بیفتیم و سر به سجده بگذاریم! مگر این که چنان تخدیر شویم که حتی توانایی پاسخ به این


ادامه مطلب


[ سه شنبه 30 آبان 1396  ] [ 10:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

شرایط و موانع سیر و سلوک

علامه جعفری

سیر و سلوک داراى چند مانع است:

1. سالک در هیچ لحظه‌اى از لحظات حرکت خود، نباید احساس وصول یا امتیاز برترى کند،‌ اگر چنین آفتى گریبان سالک را بگیرد،‌ نه‌تنها از حرکت به مراحل بعد باز خواهد ماند،‌ بلکه نفس کمال‌جویى او به قهقرا خواهد رفت.

2. اشتغالات و علایق دنیوى مانند ثروت‌اندوزى،‌ مقام‌جویى،‌ شهرت‌طلبى و محبوبیت‌خواهى میان مردم،‌ از امور تباه‌کننده سیر و سلوک‌اند،‌ البته اگر ثروت و مقام وسیله‌اى جهت تنظیم حیات خود و دیگران باشد،‌ نه‌تنها مانع ره کمال نخواهد بود،‌ بلکه به‌خاطر مشقت‌هایى که سالک در این مسیر تحمل مى‌کند،‌ عبادت تلقى خواهد شد.

3. اشباع حس خودخواهى به هر شکل و با هر وسیله مانع نیرومندى براى سیر و سلوک است. ادعاى تزکیه نیز سد راه کمال است. برخى ادعاى تزکیه را به عنوان بیان واقعیت،‌ ناشى از خودخواهى نمى‌دانند،‌ اما عرفاى بزرگ این مطلب را نمى‌پذیرند،‌ زیرا همه عظمت‌ها و امتیازات سالک،‌ از الطاف الهى است و استناد آن‌ها به خود، نوعى شرک محسوب مى‌شود. ‌شود.

4. شکوفایی‌ها و روشنایی‌هاى خیره‌کننده که در حالات عرفانى براى سالک حاصل مى‌شود،‌ از دیگر موانع سیر و سلوک است. برخى از اهل سلوک با بروز این حالات لذت‌بار، خود را گم مى‌کنند و این حالات را آخرین منزلگاه کمال تلقى مى‌کنند،‌کنند،‌ در حالى که این حالات فقط براى تشویق و تحریک سالک جهت ادامه راه است.

5. به فعلیت‌رسیدن قدرت‌هاى شگفت‌انگیز،‌ نظیر اطلاع از دل‌ها،‌ امور مخفى،‌ اخبار گذشته و آینده،‌ تصرف در امور مادى و نفوس،‌ گاه سالک را از کمال باز مى‌دارد. سالک باید بداند که هدف وى وصول به حق است،‌ نه تحقق کرامات،‌ وصول به لقاى الهى برتر و با عظمت‌تر از کشف و کرامات است.

6. حالت آرامش و آزادى مطلق و اشراف بر عالم هستى از عظمت‌هاى شگفت‌انگیز روح است،‌ که اگر سالک آ نرا از خود بداند،‌ ممکن است از عظمت روح خود غفلت کرده،‌ ادعاى اناالحق کند.

7. احساس شکوفایى و ابتهاج روح،‌ نشانه ورود به جاذبه الهى و تجلى صفات حق تعالى بر دل سالک است. سالک باید مراقب باشد که این احساس سد راه کمال او نشود.

منبع: در محضر عارفان، از واصف بادکوبه‌اى





[ جمعه 3 دی 1395  ] [ 12:18 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

معرفی کتاب امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

به نظر مى‏ رسد، تعداد كتبى كه تنها شیعیان درباره واقعه عظیم کربلا و شخصیت‏هاى حاضر در آن نوشته‏ اند، بیش از همه كتبى باشد كه درباره هر یك از حوادث دیگر، نوشته شده است. با اینکه هر سال بر شمارگان این قبیل آثار، افزوده مى ‏شود، اما متأسفانه، اغلب این آثار، فاقد ژرف نگرى‏ هاى لازم براى درك ابعاد انسانى عمیق این واقعه بزرگ است. شاید یك دلیل آن، تعهدى است كه نویسندگان این كتاب‏ها در خود احساس مى ‏كنند تا به هر شكل ممكن، فقط روایت خود را از این حادثه بیان كنند. از این روست كه اغلب این آثار، تنها روایت‏گر ماجراى چند ماه منتهى به حادثه، و به ویژه چند روز آخر، با ذكر حداكثر جزئیات ممكن است.  

مرحوم علامه محمد تقی جعفرى (ره) می گوید:
آرزوى قلبى‏ ام از زمان طلبگى، نوشتن كتابى درباره شخصیت امام حسین علیه السلام بود.
كتاب «امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» ماحصل چنین تعهد والایى است، با این تفاوت كه نویسنده آن، فیلسوف انسان بود، و از توانایى‏ هاى كافى براى تعمق و غور در لایه‏ هاى زیرین این حادثه برخوردار بود. براى او، حادثه كربلا، با تمام عظمت و دردناكى ‏اش، تنها وجه پیداى قضیه بود، كه از وجه عظیم و ناپیداى خود خبر مى ‏داد.
چنین مقدر شد كه علامه جعفرى به آسمان بپیوندد، و این كتاب نیز مثل برخى آثار ارزشمند ناتمامش، ناتمام بماند، اگرچه وجوه گوناگون شخصیت این شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، هرگز تمامى ندارد.
با درگذشت این دیده ‏بان جان عظیم انسانى، مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفرى، براى تكمیل كتاب حاضر، مجموعه سخنرانى‏ هاى آن عزیز از دست رفته را كه در دهه ‏هاى محرم و با موضوع قیام خونین نینوا، در سال‏هاى متوالى ایراد شده بود، استخراج و پیاده كرد، و با صرف مدتى طولانى، تدوین و تنظیم آن انجام گرفت.
از این رو، كتاب حاضر دو بخش كلى دارد؛
بخش نخست، دست نوشته‏ هاى استاد، و بخش دوم، شامل سخنرانى‏ هاى ایام محرم است كه با دقتى قابل ستایش، استخراج و پیاده شده است.
 
 

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان





[ جمعه 12 آذر 1395  ] [ 7:37 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

ارزش انسان به چیست؟ (خاطره علامه جعفری ره)

ارزش انسان به چیست؟

علامه محمد تقی جعفری مي گفتند:
برخي از جامعه شناسان برتر دنيا در دانمارک جمع شده بودند تا پيرامون موضوع مهمي به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع اين بود: «ارزش واقعي انسان به چيست؟».
برای سنجش ارزش بسياري از موجودات، معيار خاصي داريم. مثلا معيار ارزش طلا به وزن و عيار آن است. معيار ارزش بنزين به مقدار و کيفيت آن است. معيار ارزش پول پشتوانه آن است؛ اما معيار ارزش انسان‌ها در چيست.
هر کدام از جامعه‌شناسان، سخناني گفته و معيارهاي خاصي ارايه دادند.
هنگامي که نوبت به بنده رسيد، گفتم: اگر مي‌خواهيد بدانيد يک انسان چقدر ارزش دارد، ببينيد به چه چيزي علاقه دارد و به چه چيزي عشق می‌ورزد.
کسي که عشقش يک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسي که عشقش ماشينش است، ارزشش به همان ميزان است. اما کسي که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست.
علامه فرمودند: من اين مطلب را گفتم و پايين آمدم. وقتي جامعه شناسان سخنان من را شنيدند، براي چند دقيقه روی پای خود ايستادند و کف زدند.
هنگامي که تشويق آن‌ها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم: عزيزان، اين کلام از من نبود، بلکه از شخصي به نام علی (عليه‌السلام) است.
آن حضرت در نهج‌البلاغه مي فرمايند: «قِيمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ»؛ «ارزش هر انساني به اندازه چيزی است که دوست می‌دارد (آن را خوب می‌داند)».
وقتي اين کلام را گفتم، دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) از جا بلند شدند.

منبع: سایت قطره





[ جمعه 12 آذر 1395  ] [ 7:35 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا

Image result for ‫علامه جعفري‬‎

از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی؟!

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف می كنند و اظهار می كنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم که، در جشن ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم، و ایام سوگواری را هم، سوگواری می گرفتیم، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم. آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم. یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی، که نجف آبادی بود، معدن ذوق بود. او که، می آمد من به الکفایه، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرماپزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های به وجود آمده بود که، عرب های بومی را اذیت می کرد. ما ایرانی ها هم که، اصلا خواب و استراحت نداشتیم. آن سال آنقدر گرما زیاد بود که، اصلا قابل تحمل نبود.

نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود. تقریبا هم مخروبه بود. من فروردین را در آنجا به طور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود. گرما واقعا کشنده بود، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع!

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما، تلفات هم گرفته بود، ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که، کتابی هم نوشته به نام «شناسنامه خر» آمد. مدیر مدرسه مان، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود، به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد. عکس یک دختر بود که، زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها»؛ زیباترین دختر روزگار. گفت: آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم. اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید، با کمال خوشرویی و بدون غصه، یا اینکه جمال علی (علیه السلام) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید. کدام را انتخاب می کنید. سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی (علیه السلام) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید. جا نماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت: سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (علیه السلام) معروف است که فرموده اند«یا حارث حمدانی من یمت یرنی؛ ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند. پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (علیه السلام) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی گفت: والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار)

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی (علیه السلام) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (علیه السلام) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (علیه السلام) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت: آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.

منبع: ره توشه راهیان نور، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ج 2، ص 114





[ جمعه 12 آذر 1395  ] [ 7:25 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]