تقوا، سلاح مبلغ در حکومت بر دل‌هاست

تبلیغ دین

تقوا، سلاح مبلغ در حکومت بر دل‌هاست

کار طلبه‌ها به‌خصوص مبلغین از نظر قرآن، کار انبیاست، کار مقدس است و مقدس‌تر از این، کاری نداریم؛ چنان‌چه از نظر پاداش معنوی هم پاداشی بالاتر از تبلیغ یا تحصیل علم و تدریس نداریم. امر تبلیغ در نظر مردم جامعه هم فوق‌العاده تقدس دارد و تقدسش پیش مردم مقدم بر همه تقدس‌هاست.

اگر ما مطلبی برای تقدس کارمان نداشته باشیم جز این آیه شریفه که می‌فرماید: «من احیاها فکانّما احیا الناس جمیعاً»؛ (مائده/32) کافی است. امام صادق‌ علیه‌السلام آیه شریفه را این‌طور معنا می‌فرمایند: که اگر بتوانیم یک نفر را بسازیم اگر بتوانیم آن حالت انحرافی را از یک کسی بگیریم مثل این است که جهان را زنده کرده‌ایم. اگر یک نفر در شرف مرگ باشد و شما او را از مرگ نجات بدهید، یک خاطره شیرینی می‌شود برای شما و اگر روزی از شما بخواهند که یک خاطره شیرین خودت را نقل کن، همان خاطره نجات دادن آن فرد را از مرگ یادآور می‌شوی. بنابراین امر تبلیغ مهم و مقدس است و شما اهتمام ویژه‌ای برای آن در نظر داشته باشید. ان‌شاءالله

- شرایط تبلیغ

این تبلیغ شرایط دارد و این شرایط را همه‌مان باید مراعات کنیم. اگر یکی یا


ادامه مطلب


[ شنبه 10 شهریور 1397  ] [ 8:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري

عنوان درس: قیامت 
شماره درس: 20       
تاريخ درس: ۱۳۹۵/۴/۹

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 9/4/1395
 

Image result for ‫آیت الله حسین مظاهری‬‎

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شهادت مولی‌الموحدين مولا أميرالمؤمنين علی«سلام‌الله‌عليه» را به همه شما تسليت می‌گويم و از طرف همۀ شما اين مصيبت بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» تسليت می‌گويم و از طرف همۀ شما از حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» می‌خواهم نظر لطفی به جلسه عنايت کنند و صاحب عزای جلسۀ ما شوند و با لطف حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» از جلسه بيرون رويم.

برای اينکه نظر مبارک اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» را به جلسه جلب کنيد اظهار ارادت کنيد خدمت ايشان، با سه صلوات.

بحث اين چند روزۀ ما راجع به مولی‌الموحدين مولا اميرالمؤمنين علی«سلام‌الله‌عليه» و راجع به عمر ايشان بود و بحث فوق‌العاده ارزنده است و همۀ ما بايد اينگونه بحث‌ها در نظرمان باشد و مطالعه و گفتگو داشته باشيم و متأسفانه کم گفتگو داريم.

گفتم اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» شصت و سه سال عمر کردند. ده سال قبل از بعثت بود که فی‌الجمله راجع به آن صحبت کردم و بيست و سه سال هم بعد بعثت بود. سيزده سال در مکّه و ده سال در مدينه بود، که پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» زنده بودند و زير نظر پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» کار می‌کردند. در اين باره نيز صحبت کردم. سی سال بعد از رحلت پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» بود. بيست و پنج سال به اصطلاح خانه‌نشينی ايشان بود و درباره‌اش فی‌الجمله صحبت کردم و فهميديم که در اين بيست و پنج سال در حالی


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 1 تیر 1396  ] [ 12:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري

هفدهم رمضان‌المبارک 1437-- 3/4/1395           عنوان درس: قیامت  

 

شماره درس: 15       

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۴/۳

 


درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 3/4/1395
 

آیت الله حسین مظاهری‬‎

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَ المُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شب جمعه متعلّق به قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» است، اظهار ارادت کنيد خدمت آقا با سه صلوات.

در روزهای پنجشنبه که متعلّق به آقا امام زمان است، بحثی داشتيم و آن بحث اين بود که بالاترين ثواب‌ها اينست که ما رضايت امام زمان را به دست بياوريم. اين از هر حجّ و عمره‌ای بالاتر است و از هر کربلايی بالاتر است. حتّی از هر تشرّفی بالاتر است.

تحصيل رضايت امام زمان را در آن دو جلسه فهميديم که رضايت خداست. رضايت خدا را فهميديم که بايد يک رابطۀ محکم با خدا و يک رابطۀ محکم با خلق خدا باشد. آنگاه متّقی شويم و بتوانيم مراتب تقوا را طی کنيم و هرچه بيشتر مراتب تقوا را طی کنيم، امام زمان از دست ما راضی‌تر می‌شود. رضايت خدا، رضايت امام زمان است و رضايت امام زمان، رضايت خداست. قرآن می‌فرمايد:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏»[1]

بايد از سه دسته متابعت کنيد: يکی خداوند و ديگری پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ديگری اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم».

جابر بن عبدالله انصاری می‌گويد وقتی آيه نازل شد، من در وسط منبر پيغمبر بلند شدم و گفتم يا رسول الله! معنای «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ» را می‌فهمم، اما نمی‌دانم  «أُولِي الْأَمْرِ» چه کسانی هستند! پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» فرمودند اينها دوازده نفرند؛ اوّل آنها علی بن ابی‌طالب است. اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» هم پای منبر نشسته بودند. بعد حسن و بعد حسين و بعد علی بن الحسين و بعد محمد بن علی امام باقر و فرمودند جابر تو اين امام باقر را ملاقات می‌کني، سلام مرا به امام باقر برسان. بعد فرمودند بعد از آنها صادق و موسی و رضا و بعد جواد و هادی و عسکری و دوازدهمين آنها اسمش اسم من و کنيه‌اش کنيۀ من است و غائب می‌شود و غيبت او طولانی می‌شود و بالاخره ظاهر می‌شود و به دست او پرچم اسلام روی کرۀ زمين


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 1 تیر 1396  ] [ 8:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

فضیلت و اعمال شب قدر

فضیلت و اعمال شب قدر

فضیلت و اعمال شب قدر از نظر آیت الله العظمی مظاهری

فضیلت شب قدر

شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است که بر اساس آیه اول سوره مبارکه قدر، در این شب، قرآن کریم در یک نزول دفعی به سینه مبارک پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» نازل شده است.
نکته دیگر، شیوه بیان آیه «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ» است. عرب کلمه «مَا أدرَاکَ» را هنگامی به کار می برد که بخواهد اهمیّت مطلب را بیان کند. می فرماید: چه می دانی که شب قدر چه شبی است؟ به عبارت دیگر، می فرماید: درک اهمیّت شب قدر به اندازه ای است که نمی توان آن را وصف کرد و انصافاً توصیف این شب قدر در قالب واژه ها و الفاظ نمی گنجد.

«لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»[1]
شب قدر از هزار ماه بهتر است.


ارزش شب قدر افضل از ارزش هزار ماه است؛ و هزار ماه برابر با حدود هشتاد سال، یعنی عمر طبیعی یک انسان است. یعنی عبادت در این شب با ارزش تر از عبادت یک عمر است.
در شب قدر جبرئیل همراه با ملائکه مقرب خدا که تعداد آنها معیّن نشده و شاید چندین میلیون باشند، نازل می شود و مقدّرات انسان ها را به خدمت امام معصوم «علیه السّلام» که در زمان پیامبر «صلی الله علیه وآله» به خدمت آن حضرت و در زمان امیرالمؤمنین «علیه السّلام» به خدمت آن بزرگوار و اکنون به خدمت قطب عالم امکان حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» تقدیم می دارند. به عبارت دیگر، در شب قدر است که انسان می تواند مقدّرات خویش را در یک پرونده درخشان برای سال آینده خود تهیه کند و نام خود را در طومار سعادت مندان و در طومار ارادت مندان حضرت ولی عصر به عنوان یک شیعه ثبت نماید. آیه «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» بیان کننده چنین مفهومی است.
تعیین مقدّرات هر انسانی به دست خود او است. اگر کسی طالب سعادت باشد، می تواند به آن دست یابد و چنانچه خواهان شقاوت باشد نیز به همان خواهد رسید.
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ»[2]
ای مردم بی تردید ستم های شما به زیان خودتان است.
در شب قدر اگر کسی به راستی توبه کند و یک شرمندگی درونی و حالت خجالت زدگی برای او پیش آید و بعد هم از خداوند خیر دنیا و آخرت را


ادامه مطلب


[ شنبه 27 خرداد 1396  ] [ 9:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري" قیامت "

🌸✨در محضر اولیاء الله✨🌸

عنوان درس: قیامت

شماره درس:  14     

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۴/۲

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 2/4/1395
 

متن درس:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

فصل نوزدهم بحث ما دربارۀ معاد بود. يعنی وقتی انسان مرد و به عالم برزخ رفت و عالم برزخ تمام شد، نوبت به معاد می‌رسد، يعنی معاد روز قيامت.

اين معاد اوّلاً ناگهانی است، به اين معنا که عالم نابود می‌شود. آنچه مسلّم است ‌اين منظومۀ شمسی ما نابود می‌شود، اما همۀ اين کرات نابود شود، در قرآن و روايات نيامده و آن کرات و کهکشان‌ها مربوط به اين عالم هم نيست و آنچه مربوط به عالم است، خورشيد و سیاره‌هايش است. خودش با يازده سیاره که يکی از آن سیاره‌ها کرۀ زمين است، معلّق در فضاست. به قول قرآن ستون هم دارد، اما ستون نامرئی دارد:

«بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا»[1]

ستونش هم اينست که قوۀ جاذبه در خورشيد اين سیاره‌ها و از جمله اين کرۀ زمين را در فضا نگاه داشته است. اگر فقط اين قوۀ جاذبه بود، همۀ سیاره‌ها در خورشيد جذب می‌شدند و آب می‌شدند. پس هرکدام از اين


ادامه مطلب


[ یک شنبه 21 خرداد 1396  ] [ 2:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

حضرت آية‌الله العظمي مظاهري" ولادت امام حسن مجتبی ع"

🌸✨در محضر اولیاء الله✨🌸

عنوان درس: بیاناتی به مناسبت ولادت امام حسن  مجتبی «سلام‌الله‌علیه»

شماره درس: 13                                   

تاريخ درس:                             ۱۳۹۵/۴/۱

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 1/4/1395
 

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

ميلاد پربرکت امام دوّم حضرت امام حسن مجتبی«سلام‌الله‌عليه» را به همۀ شما تبريک می‌گويم و از طرف همۀ شما اين عيد بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» تبريک می‌گويم و از طرف همۀ شما از حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» می‌خواهم نظر لطفی به جلسه کنند و صاحب جلسه شوند و با عيدی گرفتن از حضرت زهرا از جلسه بيرون رويم. اظهار ارادت کنيد خدمت امام دوّم، امام حسن مجتبی«سلام‌الله‌عليه»، با سه صلوات.

بحث ما باشد برای فردا و به تناسب عيدی که داريم، دو روايت می‌خوانم و ارزش هرکدام از اين روايت‌ها از دنيا و آنچه در دنياست، بيشتر است. يک روايت مربوط به امام دوّم است و  در حساس‌ترين مواقع گفته شده است و معلوم می‌‌شود روايت از نظر اخلاقی خيلی بالاست. يعنی دم مرگ


ادامه مطلب


[ شنبه 20 خرداد 1396  ] [ 3:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري"قیامت"

عنوان درس: قیامت    

شماره درس: 12         

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۳۱

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 31/3/1395
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

بحث ما دربارۀ معرفة‌النفس يعنی انسان‌شناسی و به عبارت ديگر خودشناسی بود و از نظر اهل معرفت، اين بحث از بالاترين بحث‌هاست. راجع به اين بحث هجده فصل به طور فشرده صحبت کردم و بحث ديروز راجع به فصل نوزدهم بود و فصل نوزدهم راجع به معاد و سرنوشت انسان‌ها بعد از مرگ است. در اين باره عرض کردم فصل‌هايی بايد عنوان شود.

در فصل اول گفتم قرآن دربارۀ معاد خيلی تأکيد دارد و مسئله‌ای در قرآن نداريم که اينقدر آيه داشته باشد. هزار و چهارصد آيه در قرآن راجع به معاد است. گفتم يکی از حکمت‌هايش اينست که اگر ما ترس از معاد داشته باشيم، اگر روح معادترسی در ما موجود باشد، نه تنها گناه نمی‌کنيم، بلکه درسرحد عصمت می‌رسيم و آنگاه می‌رسيم به جايی که فکر گناه هم نمی‌کنيم. نه تنها صددرصد اهميّت به واجبات می‌دهيم، بلکه واجبات برای ما فوق‌العاده لذّتبخش می‌شود. نماز برای ما يک مکالمه و معاشقه با خدا می‌شود. اگر می‌بينی اهميّت به واجبات داده نمی‌شود و اجتناب از گناه کرده نمی‌شود، برای اينست که اعتقاد به معاد ما لقلقۀ لسان است. آباء و اجداد ما گفته‌اند خدا و پيغمبر و امامت و معاد، و ما هم می‌گوييم خدا يکی است و نبوّت و امامت و معاد هم هست. همين اعتقاد ولو عمل با آن نيست، خوب است، ولی نيروی کنترل‌کننده نيست و وقتی نيروی کنترل‌کننده می‌شود که انسان باور کند و ايمان رسوخی باشد و اين ايمان رسوخی از عمل پيدا می‌شود:

«وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى يَأْتِيَکَ الْيَقِينُ»[1]

اگر می‌خواهید مقام يقين پيدا کنيد، بايد متّقی باشيد. بايد رابطه با خدايتان محکم باشد و رابطه با غيرخدا، نفس امّاره و شيطان درون و شيطان برون قطع باشد. هرچه تقوا بالاتر باشد، اين باور برای انسان بيشتر پيدا می‌شود. می‌رسد به آنجا که مثل اينکه وقتی می‌بينيد آب در ظرفی هست و در حال جوشيدن است، مسلّماً دست در اين آب نمی‌کنيد؛ زيرا باور داريد که اين آب می‌سوزاند. اگر انسان به اين اندازه باور کند آتش جهنّم است و می‌سوزاند و هرچه بسوزد دوباره پوست روئيده می‌شود:

«کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ»[2]

اگر اين باور را داشته باشيد، معلوم است که حتماً‌ بهشتی می‌شويد. نيروی کنترل‌کننده برای شما پيدا می‌شود و گناه نمی‌کنيد و صددرصد اهميّت به معاد می‌دهيد و روح خداترسی در عمق جان شما پيدا می‌شود و اين معاد يک نيروی کنترل‌کننده می‌شود. ديروز گفتم اگر هزار و چهارصد آيه در قرآن راجع به معاد است، يکی از حکمت‌هايش همين است که انسان را به مقام يقين و به مقام حقّ‌اليقينی می‌رساند و به عبارت ديگر انسان را به سرحدّ عصمت می‌رساند. خيلي‌ها را سراغ داريم که به راستی معصومند. نه به اين معنا که خطا و جهل و نسيان ندارند، بلکه به اين معنا که گناه ندارند. هستند افرادی که تصوّر گناه هم نمی‌کنند. خود ما راجع به خيلی چيزها تصوّر هم نمی‌کنيم. آتش برافروخته است و تصور کنيم خودمان را در اين آتش بيندازيم، ما چنين تصوّری را نمی‌کنيم تا اينکه تصديق کنيم و بعد عمل کنيم؛ برای اينکه می‌دانيم اگر در اين آتش بيفتيم، می‌سوزيم و می‌ميريم.

در خيلی چيزها ما به مقام حقّ‌اليقينی رسيده‌ايم. قرآن می‌خواهد ما راجع به معاد هم به مقام عين‌اليقين و حقّ‌اليقين برسيم. الحمدلله اين اعتقاد علم‌اليقينی را داريم و از پدر و مادر و از محيط ياد گرفته‌ايم که معادی هست و اگر بميريم و خوب باشيم به بهشت می‌رويم و اگر بد باشيم به جهنّم می‌رويم و اين علم هست و به آن علم‌اليقين می‌گويند؛ اما اين کم است و کاربرد ندارد. قرآن می‌فرمايد ای کاش به عين‌اليقين برسيد.

اينها می‌گويند مراتب يقين سه مرتبه است: يک مرتبه علم‌اليقين است و همين است که انسان می‌داند. يک مرتبه عين‌اليقين است که انسان می‌بيند و يک مرتبه هم حقّ‌اليقين است و آنکه انسان می‌چشد. به‌عنوان مثال می‌گويند دودی از دور می‌بينی و می‌فهمی در آنجا آتش است، امّا نزديک‌تر می‌روی و آتش را می‌بينی و بعد سر آتش می‌روی و هرم آتش را درک می‌کني. اولی خوب است و معمولاً بالاتر از نود درصد مردم همين يقين را دارند. يعنی هم معاد را قبول دارند و هم گناه می‌کنند. صورت دوّم کم است و اگر پيدا شود، کنترل‌کننده است؛ اما مرتبۀ سوم که به آن حقّ‌اليقين می‌گويند و قرآن روی اين حقّ‌اليقين خيلی پافشاری دارد، اينست که کاربرد دارد و جداً نيروی کنترل‌کننده است و انسان را به سرحدّ عصمت می‌رساند. چه کنيم که قسمت اوّل به قسمت دوّم بيايد که به آن عين‌اليقين می‌گويند و بيايد به قسمت سوم که به آن حقّ‌اليقين می‌گويند؟!

اين عبادت و رابطه با خدا می‌خواهد. اگر جدا رابطه با خدا محکم باشد، علم‌اليقين ما عين‌اليقين و عين‌اليقين ما حقّ‌اليقين می‌شود و آنگاه باور می‌شود و کسی که باور به عالم آخرت داشته باشد، برای بهشتش صددرصد کار می‌کند و برای جهنّم صددرصد اجتناب می‌کند و به اين مقام عصمت می‌گوييم که خيلي‌ها دارند. اين سواد هم نمی‌خواهد، بلکه عمل می‌خواهد. اگر انسان عمل کند و رابطه با خداش محکم باشد، نيروی کنترل‌کننده پيدا می‌شود و آنگاه صددرصد بهشتی و صددرصد دور از آتش جهنّم می‌شود. لذا قرآن هزار و چهارصد آيه راجع به معاد دارد برای اينکه از علم‌اليقين ببَرد به عين‌اليقين و از عين‌اليقين به حق‌اليقين ببَرد.

نگوييد نمی‌شود، بلکه رفته‌اند و شده است و رفته‌اند و به مقام‌های بالايی رسيده‌اند. رفته‌اند و با يک ترک مستحبّ، يک تلاطم درونی برای آنها پيدا شده است يا با يک مکروه، تلاطم درونی برای آنها پيدا شده است. اصلاً‌ فکر گناه را نيز نمی‌کنند و تخيّل گناه هم برايشان جلو نمی‌آيد. قرآن می‌فرمايد اين مخلَص است و اگر مخلَص شد، شيطان در دو سه جا به خدا تشر می‌زند و می‌گويد همۀ بنده‌هايت را جهنّمی می‌کنم و قسم می‌خورد:

«قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ‌ ، إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ‌«[3]خدا هم می‌فرمايد اگر جداً با خدا باشيد و اگر جداً خدا را حاضر و ناظر بدانيد، به اين اندازه که همه جا محضر خداست و ما در محضر خدائيم و ادب حضور بايد مراعات شود، اين را باور کنيم که همه جا محضر خداست و همه می‌دانيم و اگر ندانيم خدا را قبول نداريم اما بايد باور کنيم که همه جا محضر خداست و ما در محضر خدائيم و ادب حضور بايد مراعات شود. نمی‌خواهد به سرحدّ عصمت انبيا و اوصيا و اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليهم»


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 خرداد 1396  ] [ 2:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري" مهدویّت"

عنوان درس: مهدویّت

شماره درس:  9         

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۲۷


درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 27/3/1395
 

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شب جمعه متعلق به قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» است، اظهار ارادت کنيد خدمت آقا با سه صلوات.

هفتۀ گذشته راجع به وجود مقدس امام زمان صحبت کردم و صحبت اين بود که ما اگر بخواهيم امام زمان از دست ما راضی باشد و توسل‌های ما به جايی برسد و دعای امام زمان همراه ما باشد، بايد متّقی باشيم. به عبارت قرآن بايد «خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» باشيم. اهميّت به واجباتمان صددرصد عالی باشد، مخصوصاً‌ نماز. اهميّت به مستحباتمان عالی باشد، مخصوصاً نماز جماعت و تحصيل علم دين. اجتناب از گناهمان جدی باشد، مخصوصاً حقّ‌النّاس. آنگاه امام زمان از دست ما راضی می‌شود و نظر لطف به ما دارد و توسل‌های ما فايده دارد. بالاتر از همه، مورد عنايت و مورد دعای امام زمان هستيم و امام زمان به ما دعا می‌کند، و اگر العياذبالله «عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» قرآن نباشد، فایده ندارد.شکی نيست که ما شيعه هستيم و اهل‌بيت«سلام‌الله‌علیهم» را تا سرحدّ عشق دوست داريم و آنها هم ما را دوست دارند و شعارمان هم الحمدلله خوب است و آنها مسرور و خشنود می‌شوند، اما شيعۀ خالص، «عمل صالح» می‌خواهد، که خدا و پيغمبر و ائمۀ طاهرين از دست ما راضی باشند،‌و الاّ اگر شيعۀ اهل عمل نباشيم، آنها از دست ما راضی نيستند. البته ما را به شيعه‌گری قبول دارند، اما از دست ما راضی نيستند. به عنوان مثال نظير يک دختر حرف‌نشو از پدر و مادرش است و


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 17 خرداد 1396  ] [ 9:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

قیامت

عنوان درس: قیامت   

شماره درس:  11       

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۳۰


درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 30/3/1395
 

 

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلّی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَ المُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

 

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

بحث امروز به بعد، فصل نوزدهم از معرفة‌النفس يعنی خودشناسی و انسان‌شناسی است. اين بحث را سال گذشته شروع کردم و در ايام سال شب‌های جمعه صحبت کردم و از اول ماه مبارک رمضان تا الان نيز صحبت کردم و هجده فصل از اين بحث مهم به طور مختصر گفته شد. از نظر من بحث ارزنده‌ای بود. يکی از بحث‌های مهمش بحث معاد است و معاد بحث مفصلی دارد. الحمدلله هميشه درباره‌اش کتاب‌هايی نوشته شده است و حتماً شما بايد بعضی از اين کتاب‌ها را مطالعه داشته باشيد. بحث اول معاد اينست که ما در قرآن قضيه‌ای نداريم که به اندازۀ معاد

 

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 17 خرداد 1396  ] [ 9:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري" عالم برزخ"

عنوان درس: برزخ       

شماره درس: 7           

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۲۵

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 26/3/1395
 

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر «عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

بحث ديروز رسيد به اينجا که افرادی که در عالم برزخ هستند، منقسم می‌شوند به اقسامي.

قسم اول خوب‌ها هستند و به قول قرآن «خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»ها و شيعيان اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليه». کسانی که تا سرحد عشق اهل‌بيت را دوست دارند و شعارشان هم بجاست و متابعت از اهل‌بيت هم صددرصد دارند. عالم برزخ اينها خيلی عاليست. زير پرچم مولا اميرالمؤمنين علی«سلام‌الله‌عليه» هستند و در باغی هستند که هرچه بخواهند در آن باغ هست. بسيار خوش و خرم هستند و اينکه می‌توانند خدمت مولا اميرالمؤمنين و خدمت اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» برسند. اينها لذت ديگری فوق اين لذت‌ها دارند و آن مؤانست و مکالمه با خداست. خدا با اينها حرف می‌زند و اينها با خدا حرف می‌زنند و هر لحظه به مقام قرب الهی نزديک می‌شوند. اين در روز قيامت و در بهشت هم هست. ديروز گفتم اين انسان توقف ندارد اگر به راستی آدم باشد، دائماً در حرکت استکمالی است.

دستۀ دوم که صحبت کردم راجع به آدم‌های بد بود. آدم‌هايی که به قول اميرالمؤمنين فرورفته در آمال و آرزوهای اين دنيا هستند و به طور کلی قبر و برزخ و قيامت و خدا و اهل‌بيت را فراموش کرده‌اند و به جای متابعت از اهل‌بيت، متابعت از هوی و هوس و دنيا دارند. وضع اينها هم خيلی بد است. اينها در بيابان سوزان بی‌آب و علف و پر از غم و غصه هستند و هيچکس را ندارند. خدا می‌فرمايد در دنيا مرا فراموش کردی و من هم الان تو را فراموش کردم و وای به کسی که خدا او را فراموش کند. وای به کسی که اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» او را فراموش کنند. وضع اين‌ها هم خيلی بد و نابسامان است. گفتم دو سه چيز هست که فوق‌العاده تأثير بد روی اين آدم دارد.

يکی حقّ‌النّاس است. حقّ‌النّاس‌ها خيلی او را اذيت می‌کند. ديروز دو سه تا حکايت خواندم و گفتم مواظب حقّ‌النّاس باشيد. چيزی که تکرار کنم اينکه حقّ‌النّاس فقط مربوط به مال نيست، بلکه حق‌الناس عرضی اگر بيشتر از حق‌الناس مالی نباشد، کمتر نيست. تهمت‌ها و غيبت‌ها و شايعه‌پراکني‌ها و العياذبالله زخم زبان‌ها و مردم‌آزاری، عالم برزخ انسان را بدتر می‌کند. ديروز تقاضا کردم و الان از همه تقاضا دارم مواظب باشيد که حقّ‌النّاس در زندگيتان نباشد.دوّم، عفّت و عصمت است. اگر يادتان باشد دو سه روز پيش جمله‌ای گفتم و از آن گذشتم. جمله اين بود که پيغمبر اکرم در شب معراج به جهنم برزخی رفتند و جهنم را گشتند و به بهشت برزخی هم رفتند و بهشت برزخی را گشتند. وقتی از معراج برگشتند گاهی از بهشت برزخی و افرادی که در بهشت برزخی بودند صحبت می‌کردند و گاهی هم راجع به جهنم برزخی و افرادی که در جهنم برزخی بودند، صحبت می‌کردند. از جمله صحبت‌ها اينکه يک روضه برای حضرت زهرا خواندند و حضرت زهرا


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 خرداد 1396  ] [ 3:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري (عالم برزخ)

عنوان درس: برزخ      

شماره درس: 7           

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۲۵


درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 24/3/1395
 

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر «عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

بحث ديروز رسيد به اينجا که افرادی که در عالم برزخ هستند، منقسم می‌شوند به اقسامي.قسم اول خوب‌ها هستند و به قول قرآن «خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»ها و شيعيان اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليه». کسانی که تا سرحد عشق اهل‌بيت را دوست دارند و شعارشان هم بجاست و متابعت از اهل‌بيت هم صددرصد دارند. عالم برزخ اينها خيلی عاليست. زير پرچم مولا اميرالمؤمنين علی«سلام‌الله‌عليه» هستند و در باغی هستند که هرچه بخواهند در آن باغ هست. بسيار خوش و خرم هستند و اينکه می‌توانند خدمت مولا اميرالمؤمنين و خدمت اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» برسند. اينها لذت ديگری فوق اين لذت‌ها دارند و آن مؤانست و مکالمه با خداست. خدا با اينها حرف می‌زند و اينها با خدا حرف می‌زنند و هر لحظه به مقام قرب الهی نزديک


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 خرداد 1396  ] [ 9:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري"عالم برزخ "3

عنوان درس: برزخ    

شماره درس:  6        

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۲۴ 

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 25/3/1395
 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

 

فصل شانزده بحث ما در معرفة‌النفس راجع به عالم برزخ بود. عالمی که بايد بين دنيا و آخرت طی شود. گفتم اين عالم برزخ مراتبی دارد. مرتبۀ اولش موقع مردن است يعنی سکرات موت. فهميديم که برای بعضی اين مردن خيلی آسان و لذتبخش است. ملاقات اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» است، بلکه از قرآن فهميده می‌شود که ملاقات خداست و مکالمه با خداست و با لذّتی از اين دنيا می‌رود و جای او هم خدمت اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» در زير پرچم ولايت است.اما برای آدم‌های غافل،‌کسانی که فکری برای قيامت و برای قبر و برزخ نکرده‌اند و يک عمر در گناه و غفلت بوده‌اند، سکرات موت خيلی مشکل


ادامه مطلب


[ دوشنبه 15 خرداد 1396  ] [ 5:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق حضرت آية‌الله العظمي مظاهري"عالم برزخ "2

عنوان درس: برزخ       

شماره درس: 5           

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۲۳


درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 23/3/1395
 

متن درس:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

 

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» با سه صلوات.

فصل شانزدهم بحث ما راجع به عالم برزخ بود. ديروز عرض کردم اين عالم برزخ سه مرتبه دارد. مرتبۀ اوّلش دم مرگ است که قرآن می‌فرمايد پرده‌ها عقب می‌رود و چشم‌ها تيزبين می‌شود و حتی با خدا هم صحبت می‌کند:

«فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ»[1]

«قَالَ رَبِ‏ ارْجِعُون‏، لَعَلِّي‏ أَعْمَلُ‏ صالِحاً فيما تَرَكْتُ‏ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون»[2]

به خدا می‌گويد خدايا مرا برگردان تا آدم حسابی شوم و فکری برای عالم برزخ و قبرم بکنم و خطاب می‌شود که ممکن نيست. اين مرحله،‌ مرحلۀ سنگينی است، اما برای کسانی که فکری برای عالم برزخ نکرده‌اند و برای آدم‌های بد و بيخود. به اندازه‌ای سخت است که در روايات داريم مثل

 

ادامه مطلب


[ دوشنبه 15 خرداد 1396  ] [ 2:00 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق: مهدویّت

Image result for ‫آیت الله حسین مظاهری‬‎

عنوان درس: مهدویّت

شماره درس: 3         

تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۲۰

 

 

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 20/3/1395

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

شب جمعه متعلق به قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر «عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» است، اظهار ارادت کنيد خدمت آقا با سه صلوات.

يکی از چيزهايی که دربارۀ شيعه خيلی سفارش شده و ثوابش هم بالاترين ثواب‌هاست، متابعت از اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليهم» است. اگر از ما بپرسند در زمان غيبت بالاترين ثواب‌ها چه ثوابی است و بالاترين کارها چه کاری است، بايد جواب دهيم از نظر قرآن و از نظر روايات اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليهم» اطاعت از اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليهم» است. علاوه بر اينکه ما اهل‌بيت را دوست داريم و علاوه بر اينکه شعار اهل‌بيت داريم، متابعت از اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليهم» نيز داشته باشيم؛ و عمده اينجاست؛ و الاّ اگر متابعت از اهل‌بيت نداشته باشيم، اهل‌بيت ما را به تشيع و شيعه‌گری قبول ندارند،‌ ولو اينکه از نظر دل تا سرحد عشق علی را دوست داشته باشيم و شعار ياعلی داشته باشيم، اما متابعت از علی نداشته باشيم و پيرو علی«سلام‌الله‌عليه» نباشيم، اميرالمؤمنين علی«سلام‌الله‌عليه» اينگونه شيعه‌گری را قبول ندارد.

در روايات می‌خوانيم دسته‌ای آمده بودند اميرالمؤمنين علی«سلام‌الله‌عليه»‌ را ملاقات کنند و گفتند ما شيعيان شما هستيم. اميرالمؤمنين علی«سلام‌الله‌عليه» دوان دوان آمدند و در را باز کردند و سلام و جواب سلام دادند و آنها گفتند ما شيعيان شما هستيم و اميرالمؤمنين فرمودند من شيعه‌گری در صورت شما نمی‌بينم. بعد فرمودند بگوييد ما دوستان شما هستيم و نگوييد ما شيعيان شما هستيم. شيعيان ما کسانی هستند که علاوه بر اينکه ما را دوست دارند و علاوه بر اينکه شعار تشيع دارند،‌ به وظيفه هم عمل کنند. يعنی شناخت وظيفه و عمل کردن به وظيفه.

شناخت وظيفه کار دارد، يعنی ما بايد در تشيع آشنايی کامل داشته باشيم، از نظر احکام و اعتقادات و از نظر اخلاق. اما اين شناخت وظيفه کافی نيست، ملاّی بی‌عمل و عالم بی‌عمل نمی‌شود و بايد بر طبق اين تفکر و شناخت عمل داشته باشيم. اين شناخت وظيفه و عمل کردن به وظيفه است. آنگاه يک شيعه می‌شود و ثواب اين از هر تشرّفی بالاتر است. ثواب اين از هر کربلا و مکه‌ای بالاتر است. ثواب اين از هرچه شما تصوّر کنيد، بالاتر است.

قرآن ثوابش را اينطور می‌فرمايد:

«وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولٰئِکَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِيقاً»[1]

شعيۀ واقعی و شيعۀ مطيع علاوه بر اينکه عقيده به تشيع دارد و اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليه» را دوست دارد و شعار تشيع دارد و اظهار تشيع می‌کند، علاوه بر اين، باید مطيع اهل‌بيت‌«سلام‌الله‌عليهم» باشد. قرآن می‌فرمايد ثوابش حشر با انبيا و حشر با اوصيا و حشر با ائمۀ طاهرين«سلام‌الله‌عليهم» است. در وقتی که مُرد، اميرالمؤمنين او را می‌برد زير پرچم خود در وادی‌السلام. قرآن می‌فرمايد: «وَ حَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِيقاً»،‌ بَه! چه رفقای خوبي! رفقايش انبيا و صديقين و شهدا هستند و صالحين که ائمۀ طاهرين«سلام‌الله‌عليهم» هستند. لذا اگر می‌گويم ثوابش بالاتر از هر ثوابی است، قرآن می‌گويد. لذا اين متابعت از اهل‌بيت «سلام‌الله‌عليهم» است و در زمان غيبت آنچه فوق‌العاده مهم است و از هر تشرّفی مهمتر است، اينست که آقا امام زمان از دست ما راضی باشد. رضايت امام زمان مثلاً اينست که وقتی آقا امام زمان بيايند، شما بتوانيد در مقابل ايشان رويد. اما زن بی‌حجاب و مرد بی‌ريش، نمی‌تواند در مقابل امام زمان رود.

من در قم طلبه بودم و يکی از شخصيت‌های بالا آمده بود استاد بزرگوار ما آقای بروجردی را ملاقات کند و ايشان ريش نداشت و ريشش را تراشيده بود و خجالت می‌کشيد خدمت آقا برسد. بالاخره چند روز ماند تا ريش پيدا کرد و بعد خدمت آقای بروجردی رفت. جمله‌ای راجع به امام زمان است که انسان بدنش می‌لرزد که بگويد يا بشنود. خانمی خيلی تلاش و کوشش کرد خدمت آقا امام زمان برسد، اما کاهل نماز بود. نماز می‌خواند اما آخروقت می‌خواند. خدمت آقا رسيدند و آقا اعتنا نکردند و او جلو افتاد و اين زن به عقب رفت و آقا به خانه‌ای رسيدند و آقا به خانه رفتند و دم در ايستادند و وقتی اين خانم آمد، گفتند لعنت خدا باد به کسی که ستاره‌ها در آسمان پيدا شده و اين هنوز نماز مغرب و عشا را نخوانده است و لعنت خدا به کسی که ستاره در آسمان نيست و اين هنوز نماز صبحش را نخوانده است. تشرف خوب است اما تصرف اينکه جداً مطيع خدا باشد. همين امام زمان و اجداد امام زمان وقتی اسم نماز می‌آمد تلاطم درونی پيدا می‌کردند. عايشه می‌گويد وقتی مؤذن می‌گفت الله اکبر، آنگاه ما پيغمبر را نمی‌شناختيم و او هم ما را نمی‌ديد و تلاطمی پيدا می‌کرد و رو به نماز می‌ايستاد.[2]

 امام دوم«سلام‌الله‌عليه» وقتی موقع نماز می‌شد، خيلی بالا و باوقار با پوشيدن لباس نو و غسل کردن و آهسته قدم برداشتن و وقتی در مسجد می‌رسيد می‌فرمود «يَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاكَ الْمُسِي‏ءُ ...»[3] و گريه و زاری در خانۀ خدا داشت و يک نماز حسنی و تعقيبات خاصّ و با آدابی داشت. همۀ آنها چنين بودند.

همۀ شما حتماً برای اين قضيه گريه کرده‌ايد؛ برای اينکه الحمدلله همۀ شما از آقايان و خانم‌ها تا سر حد عشق حسين را دوست داريد. محبت احساساتی خيلی خوب است. همه شنيده‌ايد که ظهر بود و خيلی از اصحاب ابا‌عبدالله کشته شده بودند و چند نفر باقی مانده بود و يکی از اصحاب امام حسين گفت يا حسين ظهر است و می‌خواهيم نماز بخوانيم. آقا امام حسين تبسم کرد و يک جمله فرمود که خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد.[4] امام حسين«سلام‌الله‌عليه» در ميدان نماز خواندند و بدنشان را تيرباران کردند و وقتی نماز تمام شد خيلی از اصحاب افتادند و کشته شدند من جمله حبيب بن مظاهر که سپر واقع شده بود و بالاخره همه برای اين گريه کرديد که امام حسين«سلام‌الله‌عليه» نماز عصر را در گودال قتلگاه خواند اما با دعا که: «الهی رضا برضائک صبراً علی بلائک لامعبود سواک»[5]

ما اگر بخواهيم شيعۀ واقعی شويم، انتظار فرج يعنی اهميت دادن به نماز. شيعۀ حسابی يعنی کمک کردن به خلق خدا، به هر اندازه که بشود. شيعۀ حسابی يعنی متوجه کاسبی خود باشد که ناگهان ربا يا غش در معامله و العياذبالله رشوه و حقه‌بازی و گرانفروشی نباشد و الاّ‌ امام زمان اين را قبول ندارند. قضيه‌ای هست که نمی‌خواهم اين قضايا را نقل کنم اما اگر نقل نکنيم، می‌ترسم از غفلت. شيطان عجيب است و به عنوان اينکه همه غرق گناهيم و يک حسين داريم و احساسات حسينی ما را به جای بدی برساند. يکی از منبري‌های قم که خدا رحمتش کند، می‌گفت برای دهۀ محرم به جايی رفتم و هيئتی وارد شد و يکی از آنها پايش را دراز کرد و گفت دو سه روز است که من کفش از پايم درنياوردم و دو سه روز است که برای آقا ابوالفضل کار می‌کنم. به او گفتم پس چطور وضو گرفتي. عصبانی شد و گفت اباالفضلی که نتواند جواب نماز رابدهد، من اين اباالفضل را قبول ندارم. ناگهان می‌رسد به اينجا که به راستی همه غرق گناهيم و يک حسين داريم. اما اينطور نيست،‌امام حسين«سلام‌الله‌عليه» مصداق «أَشْهَدُ أَنَّكَ‏ قَدْ أَقَمْتَ‏ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[6] بودند. آقا جان! برای نماز شهيد شدی و برای اينکه مردم به هم برسند و وحدت و اخوت و کمک به يکديگر داشته باشند و برای اينکه مردم نظارت ملی داشته باشند و مواظب يکديگر باشند و به يکديگر کمک کنند. ما اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشيم و در نمازهايمان لنگ باشيم و به جای اينکه کمک به خلق خدا کنيم، گرانفروشی و غش در معامله و رشوه‌ها و رباخوري‌ها و ربادادن‌ها داشته باشيم، لذا بعضی اوقات مجبوريم چيزهايی را بگوييم که موجب بی‌نشاطی شما شود.

سعد بن عبدالله يکی از اصحاب بزرگ امام عسکری«سلام‌الله‌عليه» است و انصافاً خيلی بالاست. مبلّغ بود و از علما بود و در چهل مسئله گير کرده بود. می‌گويد آمدم پيش وکيل خاص آقا و به من گفت بيا با هم برويم. می‌گويد من هم با آقا از قم به سر من رای رفتيم. وقتی وارد شديم، ديديم آقا امام عسکری«سلام‌الله‌عليه» با نور ديده‌اش آقا امام زمان بود که در آن زمان بچه‌ای بود. خوشحال شديم که هم آقا امام عسکری را ديده‌ايم و هم امام زمان را ديده‌ايم. می‌گويد او کارهايش را کرد و سهم امامش را داد و نامه‌هايش را گرفت و کارهايش تمام شد. آقا امام عسکری رو کردند به من و گفتند مسائلت را از اين بچه بپرس. می‌گويد مسائل را يکی پس از ديگری از آقا پرسيدم و بلادرنگ جواب مسائل مشکل را دادند و چهل مسئله تمام شد. بعد پول‌هايی به عنوان سهم امام گذاشتم در مقابل آقا امام زمان، اما رسم شيعه اين بود که برای اينکه دغلبازی نشود، بايد امام بگويد در اين کيسه چقدر پول و از چه کسی است. آقا امام عسکری«سلام‌الله‌عليه» به امام زمان که بچه‌ای بودند، فرمودند عزيزم بگو اين پول‌ها از کيست و چقدر پول در کيسه است. می‌گويد اين بچه يک کيسه برمی‌داشت و می‌گفت شصت دينار در اين کيسه است و پاک است و کاسبی او حلال بوده و آدم خوبی بوده است و آنگاه در مقابل امام عسکری می‌گذاشت. بعضی اوقات يک کيسه برمی‌‌داشت و می‌گفت دو سه دينار اين کيسه تقلب و گرانفروشی و حقه‌بازی بوده و من هيچکدام را نمی‌خواهم و دست پاک من روی اين پول‌های نجس نخورد و کيسه را برمی‌گرداند. بعضی اوقات می‌فرمود اين کيسه تقلب دارد و ربا و رشوه در آن است و کيسه را به طور کلی برمی‌گرداند. بالاخره همۀ مسائل مرا جواب داد و همۀ کيسه‌هايی که حلال بود رسيد داد و کيسه‌هايی که شبهه‌ناک بود برگرداند.

آقا امام زمان از ما توقع دارد. اين از تشرف خيلی بالاتر است و از هر عبادتی خيلی بالاتر است که ما توقع امام زمان را برآوريم و اينکه امام زمان از دست ما راضی باشد.

آقا امام زمان حجاب و مخصوصاً چادر را خيلی دوست دارد. آقا امام زمان زن با عفت و با عصمت را خيلی دوست دارد.

پدر حضرت آيت الله سيستاني، يکی از علمای خراسان است و عالم بالايی است. دامادش يکی از علمای بزرگ خراسان است و او هم خيلی بالاست و برای من تعريف کرد که پدر خانوادۀ من يعنی پدر آقای سيستانی گفته بود دلم هوای امام زمان کرده بود و هرچه کردم نشد و لذا تصميم گرفتم چهل نماز امام زمان در چهل مسجد بخوانم و شروع کردم. بالاخره رسيد به مسجد چهلم،‌ ولی آقا نيامد و من دلم هوايش را کرده بود. خوشا به حال اينها که بعضی اوقات دلشان هوای امام زمان را می‌کند و امام زمان می‌آيد و دل تسلّی پيدا می‌کند. می‌گويد وقتی نماز آخر را خواندم يکی گفت آقا امام زمان در اين خانه است و می‌گويند بيا تا ملاقات کنيم. رفتم ملاقات امام زمان. آقا امام زمان فرمودند اينجا خانمی هست که مُرده و به خاطر عفت و عصمت و حجاب و چادرش هفت سال از خانه بيرون نيامد و من آمدم که نماز او را بخوانم. آقا امام زمان نماز خانم را می‌خواند به خاطر عفت و عصمت و حجاب و چادرش و برای متابعت از حضرت زهرا.

خلاصۀ حرف اين شد که هميشه در زمان غيبت،‌ همّ و غم ما بايد اين باشد که آقا امام زمان از دست ما راضی باشد.

نسئلک اللّهم و ندعوک باسمک العظیم الأعظم الأعز الأجل الأکرم

بحق الحسين و اخته زينب، یا الله

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک.

 


[1]. النساء، 69: «و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمرۀ كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى‏] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند.»

[2]. عدّة الداعى، ص 152.

[3]. بحارالانوار، ج 43، ص 339.

[4]. بحار الأنوار، ج 45، ص 21.

[5]. ینابیع المودّه، ج 3، ص 82: «يَا إلهي صَبرًا عَلى‏ قَضائِكَ‏ وَ لا مَعبُودَ سِواكَ يَا غيَاثَ المُسْتَغيثينَ»

[6]. كامل الزيارات، ص 203.







[ یک شنبه 14 خرداد 1396  ] [ 8:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وظایف افراد در ماه مبارک رمضان 2

Image result for ‫آیت الله حسین مظاهری‬‎

عنوان درس: وظایف افراد در ماه مبارک رمضان

شماره درس: 2                                         

تاريخ درس:                             ۱۳۹۵/۳/۱۹  

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 19/3/1395
 

متن درس:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

 

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

ديروز عرض کردم اين ماه مبارک رمضان فرصتی است که بايد از دست نداد. فرصت بالايی است. انسان می‌تواند سعادت دنيا و آخرت را در اين ماه مبارک رمضان برای خودش و برای ديگران تأمين کند. بحث رسيد به اينجا که چهار چيز در ماه مبارک رمضان اساسی است و خيلی سفارش روی آن شده است و آسان هم هست و مشکل نيست؛ و اگر به اين چهار چيز عمل شود، حتماً پروردگار عالم روز عيد فطر، به او عيدی عنايت می‌کند. هرکس به قدر همت خود از خدا عيدی می‌گيرد.

اول چيزی که رکن اساسی است، اينست که ما در ماه مبارک رمضان گناه نکنيم. پيغمبر اکرم فرمودند بالاترين چيزها و بالاترين عبادت‌ها، «الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»[1] است. ماه مبارک رمضان بگذرد و انسان گناه نکند. ديروز گفتم توجه به اين مطلب ضروری است که اين رکن است. برای اينکه ما در روايات زياد داريم که اگر کسی در ماه مبارک رمضان گناه کند، روزۀ او مثل گردوی پوک می‌شود. ولو اينکه قضا و کفاره ندارد اما روزۀ واقعی نيست. لذا روايت دارد برای اينکه پيغمبر اکرم عملاً به امت بنماياند که در ماه مبارک رمضان بايد گناه نکرد، بنابراين امر فرمودند همه روزه بگيرند و موقع افطار از من اجازه بگيرند و افطار کنند. همه روزه گرفتند و موقع افطار از پيغمبر اکرم اجازه می‌گرفتند. پيرمردی خدمت رسول گرامی آمد و گفت من روزه‌ام و دو دختر در خانه دارم که روزه هستند. اجازه دهيد ما سه نفر افطار کنيم. پيغمبر اکرم فرمودند تو روزه هستی برو و افطار کن، اما دو تا دختر تو روزه نيستند. گفت يا رسول الله! من می‌دانم اينها پيرو شما هستند و دو دختر مقدسی هستند و حرف شما را می‌شنوند. پيغمبر اکرم فرمودند به اين دو دختر بگو استفراغ کنيد. اين پيرمرد آمد و گفت پيغمبر اکرم فرمودند استفراغ کنيد. حالت استفراغ برای اينها پيدا شد و دو قطعه گوشت گنديده و متعفن از دهان اينها پائين افتاد. اينها نفهميدند چيست و خدمت پيغمبر اکرم آمدند و گفتند يا رسول الله اينها گوشت نخورده بودند و روزه بودند. پيغمبر اکرم فرمودند بله، ولی هر دو با هم غيبت کردند و قرآن می‌فرمايد کسی که غيبت کند، گوشت مرده خورده است:  

«وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ»[2]

اگر نمی‌خواهی گوشت مرده بخوري، پس غيبت نکن.

نظير اين روايت زياد است که اگر انسان در ماه مبارک رمضان گناه کند، روزۀ او پوچ می‌شود. البته روزه صحيح است به معنای اينکه قضا و کفاره ندارد و گناه روزه‌خواری ندارد، اما اين روزۀ موثر و مقبول خدا نيست برای اينکه قرآن می‌فرمايد:

«إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ»[3]

عبادتی قبول می‌شود که کسی که عبادت را انجام می‌دهد، متقی باشد و اجتناب از گناه داشته باشد. لذا مطلب ديروز مطلب اساسی و رکن است و بايد خيلی به آن اهميت دهيم.

مطلب دوم نيز رکن است و خيلی بايد به آن اهميت داد و آن نشستن پای منبر و اهميت‌دادن به اينگونه مجالس است. همۀ ما بايد آشنای به دين باشيم. يعنی از نظر احکام، ‌مسلط بر رساله باشيم. از نظر اعتقادات، خوب بتوانيم اهل‌بيت«سلام‌الله‌عليهم» و نبوت و ولايت را اثبات کنيم. خوب بتوانيم معاد جسمانی را اثبات کنيم. همچنين از نظر اخلاق، بايد آشنايی کامل به اخلاق داشته باشيم. چه بايد کرد که صفت رذيله نداشته باشيم! مبارزه با صفات رذيله چگونه است! اين صفت رذيله‌ای که انسان را بيچاره و بدبخت می‌کند، چطور بايد با آن مبارزه کرد!

انسان بايد آشنايی کامل به اين درس داشته باشد، لذا همۀ ما،‌ چه بيسواد و چه باسواد و چه زن و چه مرد و چه جوان و چه پير و مخصوصاً زمان ما که زمان شبهه است و در دين ايجاد شبهه می‌کنند، بايد جوان‌های ما مخصوصاً دانشگاهی‌ها و دبيرستانی‌ها آشنا به اعتقادات اسلام باشند و بالاخره همۀ ما بايد و واجب و لازم است و از اوجب واجبات است که از نظر احکام و اخلاق و از نظر اعتقادات وارد اسلام عزيز باشيم. اين هم رکن است. همينطور که اولی رکن است و اگر نباشد، اسلامی واقعی نيست، دومی هم رکن است و اگر نباشد، اسلام واقعی نيست. خدا جاهل مقصر را دوست ندارد. روی جاهل مقصر خيلی مذمت شده است؛ و ما بايد هم خودمان و هم وابسته‌هايمان آشنايی کامل به اسلام عزيز داشته باشيم و دين مرکب از سه چيز است، اخلاق و احکام و اعتقادات.

تا اينجا را ديروز صحبت کردم اما اين دو کلمه که امروز گفتم و اين دو رکن است، نگفته بودم و همۀ شما بايد متوجه باشيد که اين دو، از ارکان اسلام عزيز است. و بايد همۀ ما اجتناب از گناه داشته باشيم. اگر اجتناب از گناه نداشته باشيم، شيعۀ واقعی نيستيم. البته شيعه هستيم اما شيعۀ واقعی نيستيم. چنانچه اگر جاهل به دين باشيم،‌شيعه هستيم اما شيعۀ واقعی نيستيم. پس همه بايد روی اين دو رکن کار کنيم. بارها من گفتم اگر در شبانه روز يک ساعت راجع به اين دو چيز کار کنيد، هم مؤمن واقعی و هم متقی واقعی می‌شويد. خيال نکنيد خيلی کار دارد بلکه يک دهم دنيا راجع به آخرت کار کنيم، هم مؤمن و هم متقی می‌شويم.

سوم چيزی که در ماه مبارک رمضان خيلی روی آن سفارش شده،‌ انس با قرآن است. همه بايد انس با قرآن داشته باشيم.

انس با قرآن سه مرتبه دارد. مرتبۀ اول خواندن قرآن است. همۀ ما بايد خيلی قرآن بخوانيم و تا می‌توانيم قرآن بخوانيم، مخصوصاً در ماه مبارک رمضان. قرآن در سورۀ مزمل می‌فرمايد:

«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏»[4]

تا می‌توانی قرآن بخوان. بعد قرآن می‌فرمايد:

«عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏»[5]

خدا می‌داند گاهی مريض هستی اما تا می‌توانی قرآن بخوان.

«وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّه‏»[6]

خدا می‌داند بعضی اوقات کار داری اما تا می‌توانی قرآن بخوان. خدا می‌داند گاهی در خط مقدم جبهه هستی اما تا می‌توانی قرآن بخوان. در قرآن آيه‌ای نداريم که اينقدرروی خواندن قرآن تاکيد شده باشد. اين مرتبۀ اول برای باسواد و بيسواد هست. بيسواد اگر نمی‌تواند ازروی قرآن بخواند، حمد و سوره را که می‌تواند پس در روز صد تا حمد يا هزار مرتبه قل هو الله بخواند. بالاخره زبان ما انس با قرآن داشته باشد.

خيلي‌ها زبانشان انس با حرف‌های بيهوده دارد. به قول عوام با حرف‌های صد من يک شاهي. اگر آدم حرف بيخودی بزند، اول مصيبتش اينست که فشار قبر دارد. پيغمبر اکرم در غسل و کفن و دفن جوانی شرکت کردند و جوان خيلی بالا بوده است. مادرش گفت برايت گريه نمی‌کنم برای اينکه به دست پيغمبر اکرم در قبر رفتي. وقتی مادرش رفت پيغمبر تصديق کردند و گفتند جوان خوبی بود و بهشتی است، اما قبر چنان فشاری به او داد که استخوان‌های سينه‌اش در هم شکسته شد. گفتند يا رسول الله! اين که آدم خوبی بود. فرمودند بله، اما مالايعنی يعنی حرف‌های بيخود زياد داشت. حال بعضی اوقات در جلسه يک ساعت يا دو ساعت حرف‌های بیهوده می‌زند، البته اگر غيبت و تهمت و دروغ نباشد.

در وقتی اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» از خانۀ کعبه بيرون آمدند و بچه را به پيغمبر اکرم دادند، بچه چشم‌هايش راباز کرد و به پيغمبر سلام کرد و بعد از سلام، آیات ابتدایی سورۀ مومنون را خواند:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ، الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ، وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»[7]

رستگاری فقط و فقط از کسی است که در نماز خشوع داشته باشد. رستگاری از کسی است که حرف‌های بيخود در دهانش نباشد و هرچه می‌گويد فايده داشته باشد، يا فايدۀ دنيا يا فايدۀ آخرت. لذا به جای حرف‌های بیهوده، ‌قرآن بخوانند و حمد و سوره بخوانند. در ماه مبارک رمضان روايت داريم مثلاً امام سجاد«سلام‌الله‌عليه» چهل ختم قرآن می‌خواندند. شما لاأقل يک ختم قرآن و دو ختم قرآن برای خودتان و برای پدر و مادر و خويشان و ذوی‌الحقوق و برای اهل‌بيت و مخصوصاً آقا امام زمان بخوانيد. الان آيه‌اش را خواندم که قرآن جداً اين خواندن قرآن را می‌خواهد. البته نه فقط در ماه رمضان بلکه هميشه می‌خواهد. از همۀشما تقاضا دارم مرتبه اول انس با قرآن خواندن قرآن است و تا می‌توانيد قرآن بخوانيد.

مرتبۀ دوم تفسير قرآن است و قرآن جداً اين را می‌خواهد. آيه‌ای هست که جداً کمرشکن است:

«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»[8]

مگر قفل شقاوت بر دلت هست که تفسير بلد نيستی و تدبر در قرآن نداري! به راستی کمرشکن است، خيلي‌ها تفسير قرآن بلد نيستند و نمی‌توانند آيه را معنا کنند و آيه را آنطور که اهل‌بيت می‌خواهند معنا کنند و اين شقاوت است و قفل بدبختی به دل است. لذا الحمدلله تفسير عرفانی و فلسفی و متعارف و غيرمتعارف زياد نوشته شده است. لاأقل در شبانه روز يک ساعت يا دو ساعت چند صفحه تفسير بخوانيد.

مرتبۀ سوم عمل به قرآن است. قرآن کتاب اخلاق و کتاب آدميت است و آدم می‌سازد و ما به واسطۀ قرآن بايد آدم شويم. به واسطۀ قرآن بايد بتوانيم درخت رذالت را از دل بکنيم و درخت فضيلت را به جای آن غرس کنيم و بارور کنيم و از ميوۀ آن هم خود و هم ديگران استفاده کنيم. قرآن نور است و نور در دل به جاهای بالايی می‌رسد.

بله مرتبۀ ديگری هم برای قرآن هست و مربوط به من و شما نيست و آن مرتبۀ شهود است:

«قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ»[9]

قرآن نور است و گاهی دل را نورانی می‌کند و کم‌کم سرايت می‌کند و چشم را نورانی می‌کند و چشم ديگری پيدا می‌کند. خود من ديدم که مرحوم کربلايی کاظم اراکی نور قرآن را می‌ديد. ايشان در شب نور قرآن را می‌ديد. مرحوم آيت‌الله‌العظمی آقای خوئی فرموده بودند من ديدم کسی را که زير نظر او هم کمی خودسازی کردم و ايشان در شب در تاريکی قرآن می‌خواند. گاهی انسان يک گوش و چشم و زبان ديگر و به عبارت قرآن، دلی پيدا کند که آن دل نور است. انس با قرآن به اينجا می‌رسد. پس عمده اين سه مرتبه‌ای است که گفتم.

چهارم چيزی که فوق‌العاده در اين ماه اهميت دارد، دعا و راز و نياز با خداست. آيه‌ای در قرآن هست که هفده تاکيد دارد و مثل آن در قرآن نيست. به قول استاد بزرگوار ما علامه طباطبائي، هشت مرتبه ضمير متکلم راجع به دعا تکرار شده است:

«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»[10]

خدا دوست دارد به مقام رشد و شهود برسی و خدا دوست دارد تو با ملائکه سر و کار داشته باشی و با عالم ملکوت سر و کار داشته باشي. پس تا می‌توانيد دعا کنيد. موقع افطار دعا و موقع خواب، دعا و در راه دعا و در بيکاری دعا و اتفاقاً دعا خصوصيت عجيبی دارد. به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌عليه» کلام صاعد است. می‌فرمودند اين مفاتيح محدث قمی يک کارخانۀ آدم‌سازی است. همۀ آن هم کتاب صاعد است. قرآن کلام نازل است يعنی از طرف خدا بر ما نازل شده است و اما دعا کلام صاعد است يعنی از طرف ما به طرف بالا و پيش خدا می‌رود. انسان بايد برسد به آنجا که نماز برايش يک مکالمه و معاشقه باشد. وقتی حمد و سوره می‌خواند، بيابد که خدا با او حرف می‌زند و در مابقی نماز بيابد که با خدا حرف می‌زند و بالاخره توجه خدا را بيابد. اين نماز به دنيا و آنچه در دنياست، ارزش دارد. پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» می‌فرمايند: «لَرَكْعَتَانِ‏ فِي‏ جَوْفِ‏ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا»[11]

ما بلد نيستيم و نمی‌توانيم مزۀ آن را درک کنيم اما مثل معصومین«سلام‌الله‌علیهم» می‌توانند درک کنند و می‌فرمايند همۀ دنيا يک طرف و دو رکعت نماز شب طرف. به عبارت دیگر، می‌فرمایند اگر به من بگويند دو رکعت نماز را نخوان و دنيا را به تو می‌دهيم، من حاضر نيستم. ارزش دو رکعت نماز شب در پيش ایشان از دنيا و آنچه در دنياست، بالاتر است. دعا حتماً مستجاب است و ممکن است آنچه ما بخواهيم ندهند و موانعی در کار باشد اما بالاخره دعا نتيجه دارد:

«ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم‏»[12]

حتی قرآن می‌فرمايد کسانی که دعا نمی‌کنند،

«إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ»[13]

اينها به طور خوار و ذليل به جهنم می‌روند. از اين جهت بايد بگوييم دعا از ارکان است.

پس ما بايد خيلی سر و کار با خدا داشته باشيم. بعضی اوقات به جای اينکه غم و غصه بخورد و به جای ناشکری و به جای حرف‌های بيخود، بگويد خدا، خدا، خدا. بعضی اوقات همين خدا، خدا، يک دنيا اطمينان به انسان می‌دهد:

«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[14]

امام صادق«سلام‌الله‌عليه» می‌فرمودند چانۀ پدرم هميشه می‌جنبيد و هميشه دعا می‌کرد و هميشه راز و نياز با خداداشت.

تقاضا دارم هميشه و مخصوصاً‌در ماه مبارک رمضان و مخصوصاً در شب‌های قدر راز و نياز با خدا داشته باشيد. تقاضا دارم به ديگران دعا کنيد و دعا کنيد دشمن شما هدايت شود و دعا کنيد شما مقرّب پيش مردم شويد. دعا کنيد اين بلاها و اين گرفتاري‌ها از مسلمان‌ها رفع شود. دعا نتيجه دارد و تا می‌توانيد دعا، دعا، دعا. گاهی مفاتيح محدث قمی و مثل دعای افتتاح و دعای ابوحمزه و امثال اينها و گاهی خودمانی با خدا دعا و راز و نياز با خدا کنيد و همان ثوابی که مفاتيح دارد، مکالمه با خدا هم دارد.

نسئلک اللّهم و ندعوک باسمک العظیم الأعظم الأعز الأجل الأکرم

بحق الحسين و عياله، یا الله

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک.

 


[1]. امالی الصدوق، ص 95.

[2]. الحجرات، 12: «و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد.»

[3]. المائده، 27: «خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.»

[4]. المزمل، 20: «پس هر چه از [قرآن‏] ميسّر شد تلاوت كنيد.»

[5]. المزمل، 20:‌«[خدا] مى‏داند كه به زودى در ميانتان بيمارانى خواهند بود.»

[6]. المزمل، 20: «و [عدّه‏اى‏] ديگر در زمين سفر مى‏كنند [و] در پى روزى خدا هستند، و [گروهى‏] ديگر در راه خدا پيكار مى‏نمايند.»

[7]. المومنون، 1تا3: «به راستى كه مؤمنان رستگار شدند، همانان كه در نمازشان فروتنند، و آنان كه از بيهوده رويگردانند.»

[8]. محمد، 24: «آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند؟ يا [مگر] بر دلهايشان قفل‌هايى نهاده شده است؟»

[9]. المائده، 15: «قطعاً براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است.»

[10]. البقره، 186: «و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را -به هنگامى كه مرا بخواند- اجابت مى‏كنم، پس [آنان‏] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.»

[11]. علل الشّرائع، ج 2، ص 363.

[12]. غافر، 60: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.»

[13]. غافر، 60: «در حقيقت، كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آيند.»

[14]. الرعد، 28: «آگاه باش كه با ياد خدا دل‌ها آرامش مى‏يابد.»







[ شنبه 13 خرداد 1396  ] [ 9:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

وظایف افراد در ماه مبارک رمضان

Image result for ‫آیت الله مظاهری‬‎

شماره درس: 1        

 تاريخ درس: ۱۳۹۵/۳/۱۸

عنوان درس: وظایف افراد در ماه مبارک رمضان

درس اخلاق معظّم‌له در تاريخ 18/3/1395
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

 

اظهار ارادت کنيد خدمت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، یعنی حضرت ولی‌عصر«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» با سه صلوات.

ادامۀ بحثمان ان‌شاء‌الله برای روز شنبه و امروز مقداری به تناسب ماه مبارک رمضان، دربارۀ ماه مبارک رمضان صحبت کنم، و بعضی از وظايفی که ما در ماه مبارک رمضان داريم، متذکر شوم.

اولاً ماه مبارک رمضان، ماه بزرگی است. به قول قرآن ماهی مهمتر از اين ماه نداريم. اولاً قرآن يک دفعه قبل از بعثت بر پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» نازل شده است:

«إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ»[1]

و آن شب قدر بوده است. قرآن می‌فرمايد آن شب قدر در ماه مبارک رمضان بوده است:

«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ»[2]

و اين قرآن از اول تا آخر دفعةً از طرف پروردگار عالم بر قلب مبارک پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» نازل شده است. بعد در مدت بيست و سه سال تدريجاً آيه به آيه و سوره به سوره همان قرآن اول بر پيغمبر اکرم نازل شده است. نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد بوده است. عين همان قرآنی که دفعةً در شب قدر و در ماه مبارک رمضان بر پيغمبر نازل شده،‌ در بيست و سه سال تدريجاً بر پيغمبر اکرم نازل شده است و اگر برای اهميت ماه مبارک رمضان هيچ نداشتيم جز همين که قرآن می‌گويد، بس بود که ماه مبارک رمضان، ماه بزرگی است. فرصتی برای ما جلو آمده است و بايد از اين فرصت استفاده کنيم.

مطلب دوم شب قدر است که در ماه رمضان است. نمی‌دانم شب قدر چه شبی است و احتمال قوی هست که شب بيست و سوم ماه رمضان


ادامه مطلب


[ شنبه 13 خرداد 1396  ] [ 3:30 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

درس اخلاق آیت الله مظاهری درباره تند خویی

عکس و تصویر ‍ #درس_اخلاق#آیت_الله_مظاهری... درباره تند خویی و بد خُلقی چه میدانید؟ در محضر استاد اخلاق، حضرت ...

درس اخلاق آیت الله مظاهری درباره تند خویی و بد خُلقی چه میدانید؟ در محضر استاد اخلاق، حضرت آیت الله مظاهری

 یکی از گناهان در اسلام که موجب فشار قبر می‏باشد، تندخویی است، و این گناه غالباً گناهان بزرگی را به دنبال دارد، نظیر غیبت و زخم زبان، بلکه تهمت و فحش و ناسزا، بلکه تندخویی گاهی موجب قتل نفوس و اتلاف اموال و جرح و کتک می‏شود و آن اقسامی دارد:

1-  تندخویی که از صفت رذیله‏ای نظیر تکبّر و عجب و غضب و مانند اینها سرچشمه می‏گیرد، و این قسم از تندخویی علاوه بر این‌که گناه است، رفع سرچشمۀ آن یعنی تکبّر و عجب و غضب و مانند اینها نیز از اوجب واجبات است.

2-  تندخویی که از کمون ذات سرچشمه بگیرد، به این معنی که تندخویی او از ملکۀ در نفس او بر می‏خیزد در حالی که متکبّر نیست و عجب ندارد و تسلّط بر اعصاب دارد، و این قسم از تندخویی نظیر قسم اوّل است که علاوه بر گناه تندخویی، رفع آن ملکه و رذیله از اوجب واجبات است.

3- تندخویی که از زبان بدِ شخص سرچشمه می‏گیرد نه از رذیله‏ای از رذایل، و این قسم از تند خویی علاوه بر فشار قبر، ممکن نیست انفکاک از گناهان بزرگ داشته باشد؛ زیرا مردم از شخص تندخو می‏ترسند و تعییر و سرزنش  و دیگر معاصی لازمۀ زبان اوست و چه بسا اعمال خوب او به‌واسطۀ آن تندخویی حبط و نابود می‏شود.

 مثلاً با زحمت و مشقّت همسر و اولاد خود را در رفاه قرار می‏دهد و در آسایش آنان می‏کوشد، ولی با تندخویی اجر او که ثواب مجاهد در راه خداست حبط می‏شود، چنان‌که اجر او نزد عیالش نیز حبط می‏گردد، و خلاصۀ کلام این‌که ‏تندخو مطرود نزد خداوند متعال و نزد مردم حتّی عیالش می‏باشد.

در توبۀ تندخویی علاوه بر پشیمانی از گذشته و تصمیم بر ترک در آینده، باید از کسی که با او تندخویی نموده عذرخواهی کند، و علاوه بر همۀ اینها باید با این رذیله مبارزه کند تا ریشه کن شود.

 

رساله آیت الله مظاهری "دامت برکاته"، بخش اخلاق





[ چهارشنبه 4 اسفند 1395  ] [ 12:56 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]

آیت الله مظاهری: داستانهای شنیدنی در مورد پیامبر (ص)

آیت الله مظاهری: داستانهای شنیدنی

در مورد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

کلیپ صوتی داستانهای شنیدنی در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

منبع: مؤسسه جهانى سبطين (ع)





[ چهارشنبه 24 آذر 1395  ] [ 2:42 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]