حاج محمد اسماعیل دولابی




[تصویر: a6d2df08bdbfb3f8bdf5f3c222eadb63-425]


 

صبر کن خدا در را باز میکند. تنها نشستن و مودب بودن کار شماست . اما باز کردن یا باز نکردن در با اوست . اختیاری نیست! گفت : من دَم در ایستاده بودم نه در میزدم نه میرفتم . گفت خوب کاری کردی . راه همین هست . هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست . مبادا در بزنی . در نزنید و دور هم نروید . مبادا بروی و بگویی چیزی نمیدهند . با هنر و فهمت تا پشت در برو . در را محکم نزنی . یا اصلا در نزن .صاحبخانه خودش میداند انجا بنشین .
شبی که حضرت زهرا را میخواستند دفن کنند اصحاب حضرت امیر پشت در آمدند تا کمک کنند . حضرت امیر امام حسن را فرستاد که که پشت در صدای گریه می آید ببین کیست ؟ امام حسن گفت اصحابند، گریه میکنند که در را باز کنید داخل بیاییم . حضرت فرمود بگو بروند اول اذان بیایند تشییع جنازه کنند . اینها رفتند اما یکی ماند و نرفت . همانجا نشست . نتوانست برود . یک دقیقه بعد حضرت امیر دیدند هنوز صدای گریه می آید فرمودند پسرم مگر نگفتی بروند؟! عرض کرد چرا ، دو مرتبه دم در رفت و فرمود چرا نرفتی ؟ گفت : پای رفتن نداشتم ... حضرت امیر گفتند : بگو بیاید داخل . ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است . به اشاره ملتفت باش. از یکسال پنج سال پشت در ایستادن نترس. پشت در بهترین جاست . . .


عارف ربانی، حاج محمد اسماعیل دولابی




[ چهارشنبه 5 اسفند 1394  ] [ 12:05 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]