«کمک محترمانه»

http://ahlolbait.com/files/161/image/Slide1_2.JPG

 

علامه طهرانی می‌فرماید:

« یکی از رفقای نجفی ما که فعلا از اَعلام نجف است برای من می‌گفت: من یک روز به دکان سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم قاضی خم شده و مشغول کاهو سوا کردن است؛ ولی به عکس معهود، کاهوهای پلاسیده و آنهائی که دارای برگهای خشن و بزرگ هستند بر می‌دارد. من کاملا متوجه بودم؛ تا مرحوم قاضی کاهوها را به صاحب دکان داد و ترازو کرد و مرحوم قاضی آنها را در زیر عبا گرفت و روانه شد. من که در آن وقت طلبه‌ی جوانی بودم و مرحوم قاضی مرد مُسن و پیرمردی بود، به دنبالش رفتم و عرض کردم: آقا من سوالی دارم! شما به عکس همه چرا این کاهوهای غیر مطلوب را سوا کردید؟!

مرحوم قاضی فرمود: آقا جان من! این مرد فروشنده، مرد بی‌بضاعت و فقیری است و من گاهگاهی به او مساعدت می‌کنم؛ و نمی‌خواهم چیزی به او بلا عوض داده باشم تا اولاً آن عزّت و شرفِ آبرو از بین برود؛ و ثانیاً خدای ناخواسته عادت کند به مجانی گرفتن؛ و در کسب هم ضعیف شود و برای ما فرقی ندارد کاهوهای لطیف و نازک بخوریم یا از این کاهوها؛ و من می‌دانستم که اینها بالاخره خریداری ندارد و ظهر که دکان خود را می‌بندد به بیرون خواهد ریخت، لذا برای عدم تضرر او، مبادرت به خریدن کردم. (در نجف اشرف در آخر بهار و تابستان به علت شدت گرمای هوا، دکانها را از ظهر می‌بندند)

 ( اسوه عارفان گفته ها و ناگفته‌ها درباره مرحوم علامه سید علی آقا قاضی ص 62و63)





[ سه شنبه 17 فروردین 1395  ] [ 1:30 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]