جاری حکمت (مثلها از معارف دین در کلام آیت الله حائری شیرازی)

32- گرفتاری ها، عامل تکامل روح

سوختگی:


 

رزمنده ای که دستش را در راه خدا داده، دست ابدی پیدا کرده، پا در راه خدا داده، پای ابدی پیدا کرده است، از جسم او گرفتند و مشکلات روح او را حل کردند. از جسم او کم کردند، بر روح او افزودند. همانطور که شما خدای ناکرده اگر یک سوختگی در صورت و در دست و پایتان پیدا کنید، از عضوی بر می دارند، به عضو دیگری پیوند می کنند. از پا قسمتی از پوست را وصله می کنند، پیوند می کنند به پوست صورت که در اثر سوختگی از بین رفته، زنده می کنند، یعنی آنکه در ظاهر از دست دادن هست، در حقیقت به دست آوردن است.

گاهی انسان روحش بیمار می شود و خود او نمی داند. خدای تعالی جسم او را بیمار می کند برای شفای روح او. گاهی قلب انسان بیمار می شود، خدا جسم را مبتلا می کند برای رفع بلا از قلب انسان. بیماری قلب چیست؟ گاهی دل انسان سیاه می شود و قساوت پیدا می کند و سخت می شود. موعظه که می شنود در او اثر نمی کند این بیماری دل است. این دل بیمار را خدا مداوا می کند، یا به فقر، یا به دین و بدهکاری، یا به خوف و نا امنی. گاهی گرفتار نا امنی، مرض، فقر و بیچارگی می شود، یا بچه اش مریض می شود یا خودش. این دلی که سخت شده بود و فکر نمی کرد که نرم شود و موعظه در او کارگر باشد، بعد از اینکه مصیبتی بر او وارد شد، شنوایی پیدا می کند، نرم، رئوف و متفکر می شود، متوجه می شود.

آیه قرآن می فرماید:

« و لنبلونکم بشئی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات» .

ما شما را به ترس، گرسنگی، کمبود مال، بدهکاری و از دست رفتن بستگان خویشان یا از دست رفتن سلامت و راحتی تان مبتلا می کنیم.

یعنی جسم شما را گرفتار کمبود می کنیم، تا این دل- که تا خودش را بی نیاز می دید، کامل می دید- بفهمد که بی نیاز نیست و به خدا نیاز دارد، و به خاطر ترس، بدهکاری، و مرض، مجبور می شود رو به خدا بیاورد، تضرع و توجه کند. یعنی با خراب شدن دنیای انسان، قلب او آباد و نرم بشود، انسان، دل زنده بشود، صدمه ای که به انسان وارد می شود، آن صدمه ها نعمت است. بیماری ها لطف است. مومن می داند که خدا به او لطف کرده، نخواسته در غفلت بماند. خواسته بیدارش کند. برایش یک مشکل پیش آمده، سرش به دیوار خورده، دستش به دیوار خورده، صدمه به او وارد شده، هر مصیبتی که برای انسان پیش می آید خرابی برای جسم است، اما اگر انسان ایمان داشته باشد، موجب اصلاح قلب می شود. اما شرطش این است که ایمان داشته باشد. از این جهت در آخر آیه فرموده «و بشر الصابرین».

آن مجروحی که الان در بیمارستان است، آن جانباز یا آن پدری که پرستاری می کند از مجروحش، یا آن طبیبی که دو سه شب نخوابیده و بیمار ها را مداوا کرده، یا آن پرستار بیمارستان که به این کار رسیدگی کرده، یا بستگان آن بیمار، اینها بدانند که اگر جسمشان گرفتار مشکلی شد، برای این است که مشکلی از قلب و روحشان برطرف شود؛ و این به نفع انسان است، اصل، قلب انسان است.

تقوا، مشکلاتی را که برای جسم انسان وارد می شود، به مداوای قلب انسان تبدیل می کند. هنر تقوا این است که بدی های ظاهری را خوبی های باطنی تبدیل می کند. حالا اگر تقوا نباشد، انسان وقتی صدمه به او وارد شد، کفر می گوید و بد از بدتر می شود، اگر برایش وارد شد، مواظب کلام و صحبتش نمی شود، لطمه می زند. تقوا در انسان معجزه می کند، مرض جسم را می کند « دوای روح»، فقر خانه را می کند «غنای روح»، ذلت ظاهری را می کند، «عزت باطنی»، اینها معجزات تقواست. تقوا فقر را به غنا تبدیل می کند. « حافظ» می گوید:

هنگام تنگدستی، در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی، قارون کند گدا را

اگر تقوا آمد، فقر را به ثروت تبدیل می کند. و ما در جامعه خود این معنا را به طور عینی مشاهده می کنیم. مثلا نفت را بر ما می بندند، کشتی ها را می زنند، برای اینکه ما نفتی نداشته باشیم تا بفروشیم و با پول آن ارزی به دست نیاوریم. با آن ارز نتوانیم اسلحه بخریم، اسلحه نداشته باشیم که بجنگیم و جنگ مان به درازا بکشد. هدف آنها از زدن کشتیها این است.

اما تقوا می آید و معجزه می کند. وقتی که نفت کم فروخته شد و ارزی برای خرید اسلحه به دست نیامد، اگر تقوا نمی بود، آنوقت این ملت می گفت حالا که نفت ندارم که بفروشم، شرف می فروشم، استقلال و آزادی می فروشم و اسلحه می گیرم، با آن اسلحه می جنگم. اما تقوا می گوید: نمی توانی عزت بفروشی، نمی توانی استقلال و شرف را در گرو بگذاری. پس چه باید کرد؟ می گوید خودت درست کن. نبودن نفت عامل اختراع سلاح می شود. این به خاطر معجزه تقواست. اگر این ملت تقوا نداشت، با همین محاصره های اقتصادی، به اجانب وابسته می شد. اما تقوا بدی را تبدیل به خوبی و فقر را تبدیل به غنا و ضعف را تبدیل به قدرت می کند. این تقوا کار قلب است. قلب در انسان همه کاره است، قلب در وجود انسان، امام امت داخله انسان است. امام داخلی انسان و امام اعضای انسان است.

 





[ جمعه 27 فروردین 1395  ] [ 2:24 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]