چه طور آن‏ها مؤدّب به آداب الهی شدند، امّا ما «نمی‌توانیم»!؟

mtehrani1

 

اگر بخواهی دیگران را مؤدّب کنی باید قبل از آن خودت مودّب به آداب الهی شوی یعنی باید کارهایی که می‌خواهی انجام دهی خداپسندانه و مورد رضای الهی باشد. این را می‌گویند: «حسن ادب». از نظر مکتب ما «حسن ادب» این است. به طور کلّی «حسن ادب» در مکتب ما بازتاب توحید بر روی جمیع رفتارها و گفتارهای انسان می‏باشد.

در اینجا بحث مفصّلی وجود دارد و آن این است که ما در روایات داریم: خداوند انسانی را مؤدّب به آداب خود نمود و او را به عنوان الگو به ابنای بشر معرّفی کرد تا به تعبیر من، کسی نتواند بگوید: «نمی‌دانستیم»، «نمی‌توانستیم». دقّت کنید! در اینجا به دو مطلب اشاره کردم، یک؛ «نمی‌دانستیم» و دو؛ «می‌دانستیم ولی نمی‌توانستیم». مشکل ما در همین دو مطلب است. خدا برای اینکه جلوی این دو مشکل را بگیرد، «اُسوه حسنه» برای ما فرستاد. «اُسوه حسنه» یعنی همان کسی که مؤدّب به ادب الهی است.

امام صادق(علیه‏السلام) در روایتی فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزّوَجَلّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ تَأْدِیبَهُ». در جای دیگر می‏فرماید: «إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِیَّهُ حَتَّى إِذَا أَقَامَهُ عَلَى مَا أَرَادَ».شبیه به این روایات نسبت به پیغمبر اکرم باز هم وجود دارد. در بُعد رسالت قرآن نیز رسول الله را «اسوه حسنه» معرّفی می‏کند. امّا در بُعد ولایت می‏توان به این روایت از علی(علیه‏السلام) اشاره کرد که فرمود: «قال: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلّی‏الله‏علیه‏وآله) أَدَّبَهُ اللَّهُ عَزّوَجَلّ»، خدا پیغمبر را ادب کرد، «وَ هُوَ أَدَّبَنِی»، پیغمبر هم من را ادب نمود؛ من دست پرورده او هستم، «وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أُوَرِّثُ الْآدَابَ الْمُکَرَّمِینَ». این‏چنین حجّت بر همه تمام می‏شود، به گونه‏ ای که دیگر

هیچ کس نمی‌تواند بگوید: «نمی‌توانستم»! اگر کسی چنین حرفی بزند به او خواهند گفت: چه طور شد که آن‏ها توانستند، تو نتوانستی!؟ آن‏ها هم مثل تو انسان بودند! شما در اعضاء و جوارح و قوا با پیغمبر و ائمه مشترک بودید! چگونه برخی می‏گویند: «ما نمی‏توانیم»!؟ چه طور آن‏ها مؤدّب به آداب الهی شدند، امّا ما «نمی‌توانیم»!؟ بی صفایی نکن! با صفا بگو: «نمی‌خواهم»! بگو: «شهوت و غضب و وهمم نمی‌گذارد»! چرا می‌گویی: «نمی‌دانستم»؟ چرا می‏گویی: «نمی‌توانستم»؟ بگو: «هوای نفسم نمی‏گذارد»!
در روایتی داریم از خود پیغمبر اکرم آمده است: «قال رسول الله(صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ وسلم): أَدَّبَنِی رَبِّی»، حضرت در اینجا از تعبیر «ربّ» استفاده می‌کند و «ربوبیّت» حقّ را مطرح می‌نماید. «ربّ» به معنای «پرورش دهنده» است. فرمود: «أَدَّبَنِی رَبِّی»، پروردگارم من را تربیت کرد و ادب نمود، «فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی»، و من را به کارهای زیبا و احسن ادب مؤدّب ساخت.
«أَنَا أَدِیبُ اللَّهِ»، بسیار زیبا است! من کسی هستم که مربّای تربیت الهی هستم، من تربیت شده یدالله‌ام، «أَنَا أَدِیبُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ أَدِیبِی»،او هم تربیت شده دست من است. می‌خواستم این را بگویم که: این‏گونه حجّت را بر ما تمام کرده‏اند.





[ شنبه 29 آبان 1395  ] [ 9:04 PM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]