داستان از زندگی امام خمینی (ره) (+پوستر)

بچه‌ام تازه به دنيا آمده بود. بردمش پيش امام.بچه را گرفت.

- دختر است يا پسر؟دختر است.

گرفتش توي آغوشش، پيشاني‌اش را بوسيد و گفت:

-  دختر خيلي خوب است... دختر خيلي خوب است... دختر خيلي خوب است.

اسمش را پرسيد.

-هنوز اسم نگذاشته‌ايم، گذاشته‌ايم شما انتخاب كنيد.

-  فاطمه خيلي خوب است... فاطمه خيلي خوب است... فاطمه خيلي خوب است.







[ جمعه 20 بهمن 1396  ] [ 10:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]