فضائل و مکارم امام حسن علیه السلام

فضائل و مکارم امام حسن علیه السلام

1. امام حسن علیه السلام عقل مجسم:

رسول اکرم (ص) فرمودند: «اگر قرار بود عقل به صورت یک انسان تجسم پیدا کند به صورت امام حسن (ع) ظاهر می شد».

2. امام حسن علیه السلام، شبیه پیامبر صلی الله علیه و آله:

روزی رسول خدا (ص) خطاب به امام حسن (ع) فرمودند: «اَشْبَهْتَ خَلْقی و خُلْقی؛ تو به لحاظ صورت و سیرت به من می مانی».

3. بردباری امام حسن علیه السلام:

از صفات برجسته امام حسن (ع) حلم و بردباری بود. به گونه ای که «الحِلْمُ الحَسَنِیَّة» در فرهنگ اسلامی ضرب المثل شده است. بردباری و سعه صدر آن حضرت به اندازه ای بوده است که سرسخت ترین دشمنان او نیز همواره به این صفت اعتراف داشتند.

نقل می کنند وقتی جنازه امام حسن (ع) را پس از ممانعت عده ای از دفن آن درکنار مرقد رسول خدا (ص)، به طرف بقیع حمل می کردند، ناگهان امام حسین (ع) متوجّه شدند که مروان، یکی از سرسخت ترین دشمنان برادر

بزرگوارش امام حسن (ع) یک طرف تابوت را به دوش گرفته است. امام حسین (ع) از این کار او متعجب شدند و از وی پرسیدند: «شما که تا برادرم زنده بود همواره مایه اندوه او بودید. چه شده که اکنون در تشیع جنازه اش شرکت کرده اید؟» مروان گفت: «آری این کارها را در حق کسی انجام دادم که حلم و خویشتن داری او با کوه ها برابری داشت».

4. عبادت امام حسن علیه السلام:

امام صادق (ع) می فرمایند: «حسن بن علی (ع) عابدترین مردم زمان خود بودند. آن گاه که به نماز می ایستادند اعضای بدنشان از شدّت خضوع در برابر عظمت پروردگار عالم به لرزه در می آمد و رنگ مبارکشان دگرگون می شد».

همچنین از امام باقر (ع) روایت شده است که امام حسن (ع) حدود بیست بار از مدینه به قصد زیارت خدا پیاده رفت و می فرمود از خدا شرم دارم که غیر پیاده به دیدارش بروم.

5. زهد امام حسن علیه السلام:

نویسندگان کتب زندگینامه به اتفاق گفته اند: حسن بن علی (ع) پس از جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم (ص) و پدر گرامی اش علی بن ابیطالب (ع) از همه مردم زاهدتر بودند. شخصی به نام مُدْرِک بن زیاد می گوید: روزی در یکی از باغ های ابن عباس بودیم. غذای مناسبی آوردند. امام حسن (ع) دستور دادند که کارگران و خدمت گزاران را جمع کنند و آن غذای خوب را به آنها بدهند. مُدرِک می گوید: خود امام حسن (ع) لب به آن غذا نزدند و مشغول خوردن نان با قدری نمک شدند. وقتی به آن حضرت گفته شد چرا شما از آن غذای خوب میل نمی کنید، در جواب فرمودند: «اِنّ ذاک الطَّعام احبُّ عندی؛ این خوراک را بیشتر دوست دارم».

6. گذشت امام حسن علیه السلام:

روزی امام حسن مجتبی (ع) از راهی عبور می کردند. مردی از اهل شام با آن حضرت روبرو شد و بدون مقدمه شروع به ناسزا گفتن نسبت به امام (ع) کرد. حضرت امام حسن (ع) هیچ عکس العملی نشان نداد. وقتی آن مرد از ناسزا گفتن باز ایستاد، امام (ع) به او نزدیک تر شده، با تبسم به او سلام کردند. آن گاه فرمودند: «اگر اجازه بدهید حاضرم به شما کمک کنم. اگر چیزی لازم داری آن را برایت فراهم کنم یا اگر راه را گم کرده ای آن را به تو نشان دهم و اگر گرسنه ای ترا سیر کنم. اگر فقیری بی نیازت سازم. به هرحال اگر حاجتمندی حاضرم در برآوردن حاجت تو بکوشم». چون مرد شامی این رفتار را از امام (ع) دید، ناگهان به گریه افتاد و گفت: «اَشْهَدُ انَّکَ خَلِیفةُ اللّهِ فی ارضِهِ؛ گواهی می دهم که تو خلیفه خدا در روی زمین هستی».

7. احسان امام حسن علیه السلام:

مردی خدمت امام حسن (ع) آمد و عرض کرد ای فرزند امیرالمؤمنین (ع) به حقِ آن خدایی که نعمت بسیار بر شما کرامت فرموده است تو را قسم می دهم که به فریاد من برسی و مرا از دشمنی که حرمت پیران را نگه نمی دارد و به کودکان و نوجوانان رحم نمی کند، نجات دهی. امام (ع) پرسید دشمن تو کیست تا از او دادخواهی کنم. آن مرد گفت: فقر است. امام (ع) به خادم خود دستور داد: «هرچه ثروت در نزد تو هست به او بده». او پنج هزار درهم حاضر کرد و به او داد. امام (ع) رو به مرد فقیر کرد و گفت: «تو را به خداوند متعال قسم می دهم که هروقت این دشمن بر تو رو آورد شکایتش را نزد من بیاور تا از تو دفع شر کنم».

منبع:

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، گلبرگ، اردیبهش 81، شماره 29، سایت حوزه

 







[ پنج شنبه 10 خرداد 1397  ] [ 10:00 AM ] [ مهدی زارع ]
[ نظرات(0) ]