0
نظر

مأمون - ابوالحسن علی بن مأمون

نويسنده : یکتاس

مامونیان

پس‌ از ابوعلی‌ مأمون‌ به‌ ترتیب‌ ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ مأمون‌، ابوالعباس‌ مأمون‌ بن‌ مأمون‌ و ابوالحارث‌ محمد بن‌ علی‌ بن‌ مأمون‌ در خوارزم‌ حکمرانی‌ کردند تا آن‌که ‌سلطان محمود غزنوی‌ در ۴۰۸ق حکومت‌ آن‌ها را برانداخت و آلتونتاش‌ حاجب‌ را به‌ امارت‌ خوارزم‌ نشاند و خوارزمشاه‌ نامید. آل‌ مأمون‌ در ابتدا تابع‌ سامانیان‌ بودند و با برافتادن‌ سامانیان‌ چندی‌ به‌ استقلال‌ فرمان‌ راندند و بعد خراجگزار غزنویان‌ شدند. از آغاز کار این‌ سلسله‌ آگاهی‌ چندانی‌ نیست‌، اما آن‌ گاه‌ که‌ دولت‌ آل‌عراق فروپاشید، دولت‌ آل‌ مأمون‌ شکل‌ گرفت‌.

در این‌ دستگاه‌ ابوعلی‌ سینا، ابوالخیر خمار و بوسهل‌ مسیحی‌ حضور داشتند و ابوریحان‌ مشاور آن‌ها در امر حکومت‌ بود. مؤسس این سلسله، ابوالعباس مأمون بود که با کشتن آخرین خوارزمشاه آلِ افریق در ۳۸۵ق روی کار آمد. ثعالبی آداب‌ الملوک‌ الخوارزم‌ شاهی را به‌ نام‌ ابوالعباس‌ مأمون‌ نوشت‌. در ۳۵۸ق ابوعبدالله‌ محمد بن‌ احمد خوارزمشاه‌، سراسر خوارزم‌ را تصرف‌ کرد. ابوعلی‌ مأمون‌ بن‌ محمد خوارزمشاه‌، نخستین‌ امیر این‌ دودمان‌ است‌. تختگاه‌ این‌ خاندان‌ شهر گرگانج/جرجانیه‌ در مغرب‌ رود جیحون‌ بود. (یا: آل مأمون) سلسلۀ دوم شاهان حاکم در خوارزم (حک: ۳۸۵ـ۴۰۷ق).

 

متولیان فدک (2)

[111]  اما چه کسی متولی فدک در این دوره بوده، به درستی معلوم نیست اما چنان‌چه گفته شد، غالب کسانی که متولی صدقات پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) بودند، تولیت فدک و صدقات امیرمؤمنان(علیه السلام) را نیز بعهده داشتند، بعید نیست که فرزندان ابو عبدالله حسین بن عبدالله الأزرق بن محمد الفافا بن احمد الحری بن حسین بن عیسی المختفی بن زید الشهید بن امام سجاد(علیه السلام) متولی فدک بوده باشند؛ زیرا علمای انساب به هنگام معرفی او می‌نویسند: «و فی أیدی أولاده صدقة رسول الله(صلی الله علیه و آله) ». با توجه به گفتار امام فخر رازی «وفى أیدی أولاد عبدالله أبو محمد الأزرق صدقة رسول الله»[87] معلوم می‌‌شود که فرزندان حسین ابو عبیدالله بن عبدالله الأزرق بن محمد الفافا بن احمد الحری بن حسین بن عیسی بن زید الشهید بن امام سجاد(علیه السلام)، مجدداً متولی فدک شدند، زیرا ابوالحسین یحیی اسود بن حسین ابو عبدالله، به عنوان قاضی مدینه و خطیب آن بود و بعید نیست تولیت فدک در میان فرزندان او دست به دست شده باشد؛ زیرا در زمان معتضد عباسی به یکی دیگر از علویان رسیده است.

 بخش نخست این نوشته که در شماره 81  منتشر گردید، به سرگذشت فدک و متولیان آن، پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) پرداخت و در آن اشاره شد که پس از آن حضرت، فدک در دست خلیفة اول تا سوم بود تا اینکه  در اختیار و تولیت امیر مؤمنان، علی(علیه السلام) قرار گرفت و سپس معاویه و بعد از او، آل مروان متصرف شدند و بعد از سپری شدن دوره امویان، عمر اشرف برآن مسلط شد  و از آن پس به دست عبد الله الباهر افتاد. از طرفی حسن، پسر عموی حسن­بن زید داعی، مؤسس دولت علویان طبرستان بود و به گفتة ابن طباطبا، عبدالعظیم حسنی برادر سید حسن، مدتی در طبرستان سکونت داشت،[109] شاید این ارتباط باعث گشته تا معتضد، خلیفة عباسی، برادر حضرت عبدالعظیم را که در میان سادات حسنی از شهرت بیشتری برخوردار بود، متولی فدک گرداند تا رابطة خود را با علویان طبرستان نزدیک کند.

 

امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

برادران و خواهران  نظریات در مورد تعداد خواهران و برادران آن حضرت مختلف است، عده اى تعداد آنها را 59 نفر و برخى 29 نفر و بعضى 37 یا 36 نفر ذکر کرده اند که عبارتند از؛ 17 برادر به نامهاى ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن فضل، سلیمان و نوزده خواهر به نامهاى ؛ فاطمه کبرى، فاطمه صغرى، رقیه، حکیمه، ام ابیها، رقیه صغرى، کلثوم، ام جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، امنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام سلمه، میمونه، ام کلثوم. شهادت   امام از هر فرصتى به نفع دین و احکام حیات بخش آن استفاده مىکرد و مأمون که متوجه اقبال مردم به امام شده بود تصمیم گرفت به هر نحوى امام را از میان بردارد و بدین ترتیب نقشه قتل آن حضرت را عملى کرد، و با خوراندن چند دانه انگور سمى در سال 203 هـ.

هجرت از مدینه به مرو   در پى دعوتهاى مکرر مأمون، آن حضرت برخلاف میل باطنى به همراهى فرستادگان مأمون راهى مرو شدند، اگرچه اقوال در خط سیر حرکت حضرت مختلف است اما در مورد ورود حضرت به نیشابور اتفاق نظر وجود دارد. لقب  سراج الله ، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کافی الخلق، الرضى، الرضا، رب السریر، رب التدبیر، الفاضل، الصابر، الوفى، الصدیق، سلطان الانس و الجانّ، غریب الغرباء، معین الضعفاء، شمس الشموس. ق حضرت را به شهادت رساند، و بدن مبارکش را در کنار قبر پدرش که به" بقعه هارونیه معروف بود دفن کرد و از آن به بعد به عنوان "مشهدالرضا" شهرت یافت و زیارتگاه ارادتمندان و شیفتگان اهل بیت قرار گرفت.

ق به امامت رسید که با گذشت یک دهه، هارون وفات یافت و پسرش امین بر مصدر خلافت نشست و پس از4 سال واندى مأمون خلافت را بدست گرفت ودر این زمان بود که حضرت دچار نیرنگهاى ناجوانمردانه مأمون شد. امام درمرو   پس از ورود آن حضرت به مرو با استقبال گرم اما مزوّرانه مأمون روبرو شدند و چندى نگذشت که مأمون پیشنهاد ولایتعهدى را مطرح کرد و سرانجام حضرت را به پذیرش آن وادار نمود.   پس از پذیرش ولایتعهدى، کرامات بسیارى از حضرت مشاهده شد و وقایع بسیارى به وقوع پیوست از جمله استجابت دعاى حضرت در تقاضاى باران، مسئله برپایى نماز عید فطر به امامت امام و غیره. در طول اقامت حضرت در نیشابور که از شهرهاى بزرگ آن زمان به شمار مىرفته است وقایع بسیارى اتفاق افتاده، از آن جمله است بیان حدیث معروف سلسلة الذهب دراجتماع عظیم مردم نیشابور.

 

منبع