طلبه های سایبری

اللهم عجل لولیک الفرج

آبشار در اوج زیبایی سقوط میکند
پس به ظاهرت مغرور نشو باطن است که ماندنیست


[سه شنبه 9 مهر 1392 ]  [7:18 PM]   [حسام الدین ایام]

يک کارت براي امام رضا (عليه السلام) ؛ مشهد.
يک کارت براي امام زمان (عج الله تعالي فرجه الشريف) ؛ مسجد جمکران
يک کارت هم براي حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، حرم حضرت معصومه (عليه السلام) ؛ قم. اين يکي رو خودش برده بود انداخته بود توي ضريح.
«چرا دعوت شما رو رد کنيم؟! چرا به عروسي شما نياييم؟! کي بهتر از شما ؟ ببين همه آمده ايم. شما عزيز ما هستي. »
حضرت زهرا (سلام الله عليها) آمده بود به خوابش. درست قبل از عروسي. (شهيد رداني پور


[سه شنبه 9 مهر 1392 ]  [7:17 PM]   [حسام الدین ایام]

رفتيم توي شهر و يک اتاق کرايه کرديم. بهم گفت: « زندگي اي که من مي کنم سخته ها .» گفتم: « قبول» براي همه کاراش برنامه داشت؛ خيلي منظم و سخت گير. غذا خيلي کم مي خورد. خيلي مطالعه مي کرد. خيلي وقت ها مي شد روزه مي گرفت. معمولا همان روزهايي هم که روزه بود مي رفت کوه. به ياد ندارم روزي بوده باشد که دونفرمان دو تا غذا از سلف دانشگاه گرفته باشيم. هميشه يک غذا مي گرفتيم، دو نفري مي خورديم .خيلي وقت ها مي شد نان خالي مي خورديم. شده بود سرتاسر زمستان ، آن هم توي تبريز ، يک ليتر نفت هم توي خانه مان نباشد.کف خانه مان هم نم داشت، براي اين که اذيتمان نمکند چند لا چند لا پتو و فرش و پوستين مي انداختيم زمين.همه اينها يکي بخاطر اين بود که به نفسشو تربيت کنه در عين حال فقرا رو درک.(شهيد باکري)


[سه شنبه 9 مهر 1392 ]  [7:09 PM]   [حسام الدین ایام]

 

            

بچه ها را از اتاق بیرون کرد و در اتاق را بست .

پدرم که موجی می شود همیشه مادرم همین کار را می کند .

اینقدر پدرم کتکش می زند که از حال می رود .

ازش می پرسم : مادر چرا خودت هم فرار نمی کنی؟

به من می گوید:اگه من هم بیام بیرون بابات خودش را می زند...


[جمعه 5 مهر 1392 ]  [11:04 AM]   [حسام الدین ایام]