
حب الحسین وسیلة السعداء// وضیاءه قد عم بالأرجاء
سبط تفرع منه نسل المصطفى// وأضاء مصر بنوره الوضاء
هو الکریم ابن الکریم وجده// خیر الأنام وسید الشفعاء

اگر ما در زمان امام حسین (ع) نبودیم که ایشان را یاری کنیم. امروز ولی امر مسلمین و جانشین بر حق او هست، این میدان و این شما، بدانید که ما در معرض آزمایش قرار گرفته ایم. بدانید که اگر کسی عقب بنشیند و نگاه کند، مثل اهل کوفه است که نشستند و به امام علی (ع) نگریستند ....
شهید شکری پور

اگـرچـه جـســم من نیســت در حــرم امـن شـما،
امـا دل مـن اینـجا نیـســت.
دل مـن در حــرم شـماســت، بیـن زائــران، دارد اشـک میـریــزد.
اربـاب! نـگاهــش کنـید، دســتی رویــش بکـشــید...
پ,ن: عنایت حضرت باعث شد تا توسط یکی از دوستانی که در امر نصب ضریح افتخار داشتند، نام این حقیر نیز در کاغذ نوشته ای در ضریح قرار بگیرد.
گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم
گر چه چندی است که بی روح تر از هر جسدیم
گر چه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم
جز در خانه ی ارباب , دری را نزدیم . . .

پ,ن: درو دیوار شهر را که نگاه میکنی انگار همه یادشان رفته امشب چه شبی است؟ آنقدر غرق انتخابات شده ایم که مولایمان را ازیاد برده ایم. راستی خوش به حال فطرس ملک.

آرامم...
همچون دریای بدون موج...
همانند خواب جنگل...
آرامش کوه...
آرامم...
چون تو را دارم...
خدا

خواهرم! از لباس توری ونازک بپرهیز که طمع و تحریک نامحرمان را به همراه دارد و جامه ضخیم را سپر خویش قرار ده تا صفات و اسرار زیبایی های جسم تو را بپوشاند که امیرمومنان (علیه السلام) فرموده است: بر شما باد که لباس ضخیم بپوشید . براستی کسی که لباسش نازک باشد، دینش نازک است.

جواب آن است كه او هم هشتاد سال آبرو درست كرده بود. تو با یك دقیقه آبروی هشتاد ساله را بردی! آبرو هم چیزی نیست، آبرو زود به دست نمیآید. قرآن میگوید: غیبت مثل گوشت مرده است. چرا گفته مثل گوشت مرده؟ چون گوشت زنده را بكنی، جایش پر میشود. گوشت مرده را اگر بكنی جایش پر نمیشود. پول رفت جایش میآید. ساختمان خراب شد جایش میسازی. اما آبرو كه رفت،جایش پر نمیشود. علاوه بر آنكه میگوید مثل گوشت مرده میماند، مرده جان ندارد از خودش دفاع كند. آن كسی هم كه غیبتش را میكنی، نیست كه از خودش دفاع كند. نیست!
انتشار مطلب با ذکر صلوات و درج منبع موجب خوشنودی ماست
جان میدهم از حسرت دیدار تو چون صبح،
باشد که چو خورشید درخشان به درآیی؛
حافظ مکن اندیشه، که آن یوسف مه رو،
بازآید و از کلبه ی احزان به درآیی.
یامهدی ادرکنی














