دل نوشته...
 
 
دوشنبه 9 آذر 1394  :: نويسنده : مژگان شکری

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد



ادامه مطلب


 



چهارشنبه 26 آذر 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

رﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﭘﺮﭼﻢ ﻭﺻﻞ می کرﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ

ﻣﺤﺮﻡ ﯾﻪ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻣﺸﮑﯽ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ

ﺗﻤﺴﺨﺮ آمیزی ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺩﺍﺱ! ﺷﻤﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﯿﺌﺘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻦ ؟‏


ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﺩ


ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺭﯾﺶ ﮐﻠﻪ ﻗﻨﺪﯾﺖ ﮐﻮ؟‏! ﺗﺴﺒﯿﺤﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ‏؟‏


ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺯﯾﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ

ﺯﺩﻩ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﻋﻘﺐ هم آرم ﻓﺮﻭﻫﺮ چسبوندﻩ ﻭ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ

ﻫﻔتاد ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻨﺎﺭﺷﻪ!


ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺍﯾﻨﺎ ﭼﯿﻪ ﺭﻭی ﺷﯿﺸﻪ ﭼﺴﺒﻮﻧﺪﯾﺪ؟


ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻨﺎ ﻧﻤﺎﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ﻭ ﺯﺭﺗﺸه ﻭ نشون دنده ﻧﮋﺍﺩ

ﺯﻻﻟ ﭘﺎﮎ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻣﻨﻪ


ﮔﻔﺘﻢ: ﻭﺍﻻ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﺎﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺯﯾﺮ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮ

ﻧﻤﯿﺪﺍﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ!


ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻫﻢ ﺭﯾﺶ ﻭ ﺳﯿﺒﯿﻞ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﻧﺪﺍﺭﯼ!


ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﯿﻨﯿش را ﻧﻮﮎ ﺑﺎﻻ ﻋﻤﻞ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ

عمل ﮐﺮﺩﯼ!


ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺗﯿﭙﺶ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺑﻮﺩ… ﺗاتو ﭘﻠﯽ ﺑﻮﯼ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺶ

ﻧﺪﺍﺷت!


ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻣﻠﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ می گذﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﮔﻪ

ﺍﻻﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ، حتما ﺩﻡ ﻣﺤﺮﻣﯽ ﺻﺪﺍی ﺿﺒﻂ ﻣﺎﺷﯿﻨش

رو ﺯﯾﺎﺩ ﻧمیﮑرد


ﮐﻮﺭﻭﺵ غیرت داشت و ﺯﻧﺶ ﺗﻮی ﺣﺮﻡﺳﺮﺍﺵ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ

ﮐﻪ ﺧوﺸﮕﻠﺶ ﮐﻨﻪ ﻗﺮﺵ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺟﻤﺎﻋﺖ!


میشه بگی اصالت کورش رو کی حفظ کرده؟



هیچی نگفت؛ بوق زد ﺭﻓﺖ



ادامه مطلب


 



دوشنبه 24 آذر 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!! ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!! ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!! ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!! ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺭﺍﺳﺘﯽ ، ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ...! ﻫِـــــــــــــــــﻪ ......! ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ می برﺩ...! ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...! ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ...!!!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ
ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ
ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند...!!!

زنده یاد " حسین پناهی



ادامه مطلب


 



دوشنبه 10 آذر 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

حجاب

زهرا مامان بیا صمیمی باشیم

مثل دو تا دوست قدیمی باشیم

بیا با هم حرف بزنیم بخندیم

در رو به روی غصه ها ببندیم

درسته دختر خوبه دلبر باشه

تو خوشگلی از همه کس سر باشه

جلوه تو ذات دختره می دونم

کار خداست مقدره می دونم

همه می گن دخترا برگ گلن

دادش میگه البته یه کم خلن

چسب روی دماغ یعنی که زشتن

به فکر خط خطی سرنوشتن

پشت ای رنگ و روغنا دروغه

پشت اینا یه طرح بی فروغه

مردا میگن که خوشگلا نجیبن

راستش و بخوای دخترا مثل سیبن

سیب زمین افتاده بو نداره

رهگذر هم پا رو دلش می ذاره

سیب های روی شاخه چیدن دارن

از دست باغبون خریدن دارن

بهار خانوم دل نگرون توام

دلواپس روز خزون توام

حالا که می خوای بری توی خیابون

خودتو بگیر چراغ نده تو میدون

وقتی که حوا پا گذاشت تو عالم

به دو می خواست بره به سمت آدم

زد تو سرش فرشته گفت: حاج خانوم

چه میکنی فردا با حرف مردم

روتو بگیر با این لپای داغت

بشین بذار آدم بیاد سراغت

آره مامان اینم حرف کمی نیست

حجب و حیا قصه مبهمی نیست

این روسری یعنی که تو نجیبی

شکوفه معطر یه سیبی

این روسری پرچم اعتقاده

نباشه گلبرگها اسیر باده

زلفاتو از روسری بیرون نذار

چشمای هیز و سمت زلفات نیار

مردای خوب پرده دری نمی خوان

عشقای لوس سرسری نمی خوان

باید بدونی زندگی بازی نیست

توهم قرص های اکستازی نیست

اونهایی که پلاس کافی شاپن

احساسات دخترارو می قاپن

اونی که می ره پارتی های شبونه

تو کار و بار انگل دیگرونه

مردای خوب کاری و اهل دلن

مردای بد توی خیابون ولن

مردای خوب فقط نجابت می خوان

از زنشون غرور و غیرت می خوان

علاف مو فشن که مرد نمیشه

تا لنگ ظهر به رختخواب سیر بشه

مردی که قیچی میزنه به ابرو

از اون نگیر سراغ زور بازو

مردی که بند انداخته مرده؟ نه نیست

برا کسی شریک درده ؟ نه نیست

جوهر مردی نداره ، زغاله

نه مرده و نه زن ؛ تو حس و حاله

برق لب و کرم که اومد تو کار

مردونگی برو خدا نگه دار

ابرو کمون خیابونا شلوغن

پر از فریب حرفای دروغن

دوست دارم دیونتم ، اسیرم

یه روز اگه نبینمت میمیرم

یکی دو روز بعد تو همین خیابون

یه لیلی دیگه ست کنار مجنون

برا کسی بمیر که راستی مرده

جر نزنه ، نپیچه ، برنگرده

بله به کسی بگو که عاشق باشه

تو حرف عاشقونه صادق باشه

یعنی باید شیفته روحت باشه

تشنه چشمه شکوهت باشه

آره گلم سرت رو درد نیارم

ای لوده بازی ها رو دوست ندارم

گیس طلایی به چشماشون زل نزن

با فوکلات به دستاشون پل نزن

همپای دخترای بد راه نرو

با چشم باز مامان توی چاه نرو



ادامه مطلب


 



شنبه 8 آذر 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

دیلمان

 

دیلمان شهری است در شهرستان سیاهکل استان گیلان که در شمال ایران واقع شده‌است و ارتفاع آن از

سطح دریا ۲۲۰۰-۲۵۰۰می باشد. نام دیلمان ترکیبی است از سه پاره واژه دیل و ام و ان. دیل به معنی

جایی است که در آن دام نگه می‌دارند و ام پسوند نمایشگر ارتفاع و بلندی است و ان پسوند مکان. در

نتیجه معنی این ترکیب جای بلند نگهدارندگاه دام است و در حقیقت دیلمان سرزمین بلندی است که در آن

دامداری می‌گردد. این منطقه تا قرن پنجم هجری دیلم نامیده می‌شد و از قرن پنجم در متون نام دیلمان دیده

می‌شود و اگر پیش تر از این نام استفاده شده بیانگر جمع اهل دیلم بوده‌است] 

 

معنای دیلمان

«دیل» به معنای میان و درون که همان دل باشد و «لم» به معنای بیشه و جنگل است. بنابراین کلمه

دیلم به روی هم به معنی دل جنگل یا بیشه را دارد. (البته لم به معنای بوتهٔ تمشک نیز هست)

 

جمعیت

براساس سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت دیلمان برابر با ۱٬۶۵۶ نفر بوده‌است.

 

پیشینه

مهر استوانه‌ای یافت شده در یکی از گورستان‌های بخش دیلمان که گورهای گبرها نام دارند مربوط به

بیش از ۵ هزار سال قبل می‌باشد. این مهر در موزه لنینگراد نگهداری می‌گردد. این یکی از هزاران آثار

یافت شده در بخش دیلمان است که اکثر آنها از طریق باندهای قاچاق عتیقه از کشور خارج شده‌اند

.

قبل و حتی مدتی پس از اسلام دیلمان از غرب گیلان تا بابل مازندران (به عنوان دروازه دیلمان)و از

جنوب تا قزوین گسترش داشت. سرزمین‌های بین دو رود سپیدرود در غرب و شیرود در شرق تا قرن

ششم مرزهای دو سوی سرزمین دیلم به شمار می‌رفتند. از قرن هشتم بنا بر سیاست‌های زمان پاره‌های

چندگانه سرزمین دیلم هر یک نامی بر خود گرفتند و دیلمان محدود به مناطقی شد که امروزه در بخش

دیلمان قرار دارند.

سرزمین دیلمان زادگاه دانشمندان اسلامی چون سلار دیلمی بوده‌است واما هرگز از طریق جنگ اعراب

نتوانستند بر این سرزمین غالب شوند. این علویان بودند که هنگامی که از جور عباسیان به آن مناطق پناه

آوردند اسلام در قلب دیلمیان جای گرفت و بعدها سلسله‌های زیاریان و بویهیان و کاکوان و مسافریان

(کنگریان) از این سرزمین برخاستند و بویهیان (آل بویه) خلیفه عباسی را به زیر فرمان آوردند امابا

اینکه قدرتمندترین سلسله ایرانی پس از اسلام بودند خلیفه راخلع نکردند و وی را نکشتند. با گریزی مجدد

به دوره قبل از اسلام می‌توان دید که تمدن دیلمان یار و همرزم و پشتیبان هخامنشیان و اشکانیان

بوده‌اند. شاهد مثال این ادعا دلاوری وهرز دیلمی گماشته دربار ساسانی بر دیلم و پسرش در جنگ ایران

با یمن می‌باشد. قدرت پرتاب تیر و مهارت این سردار بزرگ ایران باعث کشته شدن شاه حبشی یمن از

فاصله‌ای خیلی دور شد و ایران در اوایل جنگ پیروز گردید. تیر اصابت نموده به پیشانی شاه یمن به

نوعی خونخواهی وهرز به خاطر کشته شدن پسرش به دست دشمن بوده‌است.

 

گیلان از اسلام تا عصر حاضر

گیلانیان در دوره‌های قبل از اسلام کم و بیش آزاد و مستقل زندگی می‌کردند و با تشکیل پادشاهی‌های

کوچک بر سرزمین خود فرمان می‌راندند.

 

بعد از ظهور اسلام و سقوط پادشاهی ساسانیان، که سراسر ایران از رود فرات تا رود جیحون و از خلیج

فارس تا اراضی قفقاز به دست اعراب افتاد، گیلانیان و دیلمیان و طبریان در پناه رشته کوههای البرز به

مقاومت قهرمانانه‌ای دست زدند و از ورود تازیان به سرزمنیهای خود جلوگیری کردند. قسمتهای

وسیعی از کرانه‌های خزر، مخصوصا گیلان، در سایه وضع طبیعی و جغرافیایی خود و به نیروی

پایداری و استقامت ودلاوری مردان سلحشور و آزاده خویش تا دو قرن و نیم بعد از حمله اعراب در برابر

سیل خروشان لشکر اسلام مقاومت کردند و تن به خواری و زبونی تسلیم ندادند. رشته کوههای بلند و

سخت‌گذر البرز از یک سو و آبهای متلاطم دریای خزر از سوی دیگر این خطه را به صورت دژ جنگی

مستحکمی در آورده بود که ساکنان آن را در مقاومتهای دلیرانه علیه مهاجمان عرب یاری می‌کرد. با

تمام توانایی و قدرتی که کشور گشایان عرب در آن زمان داشتند ساکنان کرانه‌های خزر، سر به اطاعت

آنان فرود نیاورده استقلال و آزادی خود را حفظ کردند.

در «صوره الارض» به دفعات گیلان، در قرون اولیه هجری مورد تایید قرار گرفته‌است. در معرفی

کوههای دیلم نیز آمده: «اما سبب این که جبال دیلم به همین نام خوانده شده‌است این است که استقلال دارد

و پادشاهانی در آنجا حکومت می‌کنند.» در جای دیگر راجع به دیلیمیان چنین اظهار نظر می‌کند: "

دیلیمیان در روزگار اسلام بیشتر در کفر بودند تا زمان حسن بن زید... که به دعوت وی علوی و مسلمان

شدند.

 

هنگامی که یزدگرد سوم آخرین شهریار ساسانی در حال فرار از چنگ سپاهیان عرب به دست آسیابانی

کشته شد، در کناره‌های خزر، گیلان، طبرستان، رویان و گرگان چند خاندان از شاهزادگان محلی و

بزرگان ساسانی فرمانروائی می‌کردند. بعضی از آنها مطیع یا متحد دربار ساسانی بشمار می‌رفتند و

برخی نیز مستقل یا نیمه مستقل بودند. بعد از یزدگرد اغلب خاندانهای مزبور طی سالهای طولانی

سپاهیانی را که خلفای بغداد برای گشودن این نواحی گسیل می‌داشتند در هم شکسته و به دشمنان آنها یعنی

سادات علوی پناه می‌دادند... دیلمیان در تمام دورانی که سرزمین ایران به دست مغولها و اعراب افتاده

بود. مناطق تحت سلطه دیلمیان به دور از تجاوز و به صورت مستقل اداره می‌شد. تا آن که سلطان

محمد اولجایتوی مغول بر آن دست یافت و دوره نوینی از تاریخ دیلمان آغاز شد.

 

دیلمان امروز

بسیاری از مردم دیلمان و اشکورات به علت تشابهات فرهنگی و نزدیک شدن به جاده دسترسی قزوین

موافق رفت‌وآمد از خورگام می‌باشند. چون جاده اسپیلی به سیاهکل سخت‌گذر می‌باشد هم اکنون جاده

دیلمان بره سر سنگرود در دست مطالعه می‌باشد. لازم به ذکر است این جاده اختلاف ارتفاع پیموده شده

در مسیر جلگه‌ای را نیز نخواهد داشت.

 

ساخت کارخانه سیمان گیلان سبز در منطقه کلارود پیرکوه این نیاز را دوچندان می‌کند. انتقال تجهیزات

سنگین کارخانه سیمان از راه سیاهکل غیر ممکن می‌باشد. این امر می‌تواند به تشکیل یک فرمانداری به

مرکزیت دیلمان، با ترکیب خورگام، دیلمان، اشکور و عمارلو شود. کارخانه‌های سیمان جز آلوده

کننده‌ترین صنایع برای طبیعت می‌باشند، لذا با شروع به کار این کارخانه متأسفانه شاهد روزهای تلخی

برای ییلاقات و کوهستانهای دیلمان خواهیم بود.

 

بخش‌های همسایه دیلمان

 

روستاهای معروف دیلمان

 

روستاهای معروف دیلمان عبارتند از: پیرکوه، اروشکی ، کوه پس، لور، اسیابر، گولک، میکال، اسپیلی،

عین شیخ، ملومه، نوروزمحله، قشلاق روستا، کشتی گیرچاک، خرم رود، سیاه خانی، لیه، رزدرود،

دیارجان، تکام، علی وا، گیسل، میان مرز، نیاول، تنگ رود، رزدره، سیاه کاربن، عاشوراباد، بندبن،

پش سفلی، ایشکوبالا، باباولی، لنگل، چشناسر، تاریک دره، پش علیا، زین پشته، ایشکوپائین، طالشکوه،

ازارستانک، اسطلخ کیان، اسیابرک، پله شاه، درویش خانی، سیوسرک، خاک شور، پیلبور، لوار،

تلومخانی، صوفیان سر، لیسانه، سنگ بن، کلاچخانی، لیه چاک، ابی نام، لارخانی، دودران، شادملک

بره، میاندشت.وسمهجان .یسن.یرشلمان جاران کارسنگ.اسیابر.گیلارکش.لرده.کومنی# اما روستای

اروشکی یکی از دیدنی ترین وزیباترین روستاهای دیلمان است. حدود نزدیک به چهل خانوار دراین

روستا زندگی می‌کنند. شغل اصلی مردم روستا کشاورزی و دامپروی است و از این نظر سرآمد همه

روستاهای بخش دیلمان می‌باشد.

 



ادامه مطلب


 



شنبه 8 آذر 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

عصر حجر
عصر ارتباطات
عصر اطلاعات
عصر فن آوری
عصر دیجیتال
همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته واز صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی نمیرسه

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ
ﻟﺬﺗﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺗﻮﯼ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ
ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻋﺎﺕ
۷:۰۰
ﺗﺎ
۷:۱۵
ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ
ﺗﻮﯼ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ !!

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

ﻣﯿﺪوﻧﯿﺪ ﭼﯽ ﺁﺩﻣـــﻮ ﺧﯿﯿﯿﯿﯿﻠﯽ ﻣﯽ ﺳـﻮﺯﻭﻧـﻪ ؟؟
.
.
.
.
.
.
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﻠــﯽ ﺩﺍﻍ ﺑﺎﺷــﻪ!!!

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

یه مردي می گفت از وقتی زنم فهمیده تو بهشت حوری و پری زیاده

حتی نمیذاره نماز بخونم, میگه تو باید بری جهنم

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

دقت کردین
طرف میاد میگه فلان اهنگ رو گوش دادی
میگی نه
میگه وااااااااااااااای ، خیلی توپه
بعد که آهنگ رو میذاره که گوش بدین
یه جور نگات میکنه انگار خودش این آهنگ رو ساخته یا خونده

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻓکر ﮐﻦ ;
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻫﺎ
ﺗﻮ ﺩﻝ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ
ﻫﻤــــﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ "ﺧﺎﻣــــﻮﺵ ﺷـــــﺪﻥ ﻧـــﺖ"
"ﺧﺎﻣــــــﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﯿـــــﻢ"

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

یه قانون هست که میگه..
.کارایه یواشکی همیشه بهترین خاطرات رو میسازه!

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

عاغا ﯾﮑﯽ الان ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ بهم ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ : ممد ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ !
ﮔﻔﺖ : ﭘﺲ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﮕﻮ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ !
ممد اﮔﻪ ﺍﯾﻦ پستو ميبيني
برو خونه ..... نگرانتن
اگه خون آریایی تو رگته به اشتراك بذار، برسه دست ممد، زودتر بره خونه تا خونوادش از نگراني در بيان

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

1.یک
2.دو
3.سع
4.چاع
5.پع
6.شیع
7.عفت
8.عشت
9.عوح
10.عح 
شمارش پسرا تو باشگاه هنگام وزنه زدن

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﺑﻮﺩﻡ . ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﻗﺎ ﻣﻤﻨﻮﻥ . ﻣﻦ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻭﻥ
ﻭﺍﻧﺖ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻣﻴﺸﻢ. ﻳﻬﻮ ﻭﺍﻧﺘﻲ ﺣﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩ .
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺧﻴﻠﻲ ﺟﺪﻱ ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﻡ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ؟ 
ملت داغونن به قرآن....

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

دیگه تعداد دستفروش ها تو مترو داره از تعداد مسافرها پیشی می گیره. کم مونده
دندونپزشک بیاد برای عصب کشی.!!!

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

ﻃﺮﻑ ﺑﯽ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﺮﻩ ﻋﺮﻭﺳﯽ !!؟؟؟
ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺟﻠﻮﺵ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺭ ﻫﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎ ﺑﺎ ﮐﺎﺭﺕ ﻭ ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﺎﺭﺕ
ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺭﺕ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺮﺳﻪ
ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﺪﯾﻪ ﻭ ﺭﻭﯼ ﯾﮑﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﺪﯾﻪ
ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺩﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺩﻭﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﺸﻪ
ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ
.
ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺍﺻﻠﯽ

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

بعضی هام هستن (البته فقط بعضی هااااا)که هرچی صدای آهنگ رو زیاد میکنی که اینا خفه شن و همراه آهنگ نخونن.
خفه که نمیشن هیچ.تازه اونام صداشونو بلند تر میکنن.
همینا کمر من رو شیکوندن

 

•.•.•.•.•.•.•.•.• جوک های جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.•.•

 

ما اخرش نفهمیدیم اونی که به ما میگه جیگر
ما رو دوست داره یا منظورش خرکلاه قرمزیه؟!!!

 



ادامه مطلب


 



سه شنبه 18 شهریور 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

زنی با سرو صورت زخمی وارد مطب روانشناس شد

؛دکتر علت را جویا شد زن گفت :هروقت شوهرم وارد

خانه میشود مرا زیر مشت و لگد میگیرد .

 

دکتر روانشناس گفت :چاره تو نزد من است از این

پس هر وقت شوهرت وارد خانه شد تو یک لیوان آب

نمک قرقره کن .

 

یک هفته بعد زن باظاهری سالم و قبراق وارد مطب

  شد و گفت :راه حلتان عالی بود دیگر شوهرم مرا به

باد کتک نمیگیرد .

 

دکتر روانشناس گفت :

 

میبینی اگر جلوی زبانت را بگیری خیلی چیزها حل

 

میشود...



ادامه مطلب


 



پنج شنبه 13 شهریور 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

زندگی با مردم این دنیا همچون دویدن در گله

اسب است

تا میتازی با تو میتازند

زمین که خوردی آنهایی که جلوتر بودند هرگز

برای تو به عقب برنمی گردند

و آنهایی که عقب بودند به داغ روزهایی که

میتاختی تورا لگد مال خواهند کرد...



ادامه مطلب


 



چهارشنبه 12 شهریور 1393  :: نويسنده : مژگان شکری

این نکته حائز اهمیت است که تقریبا 7درصد مردم جهان مبتلا به هراس اجتماعی هستند



ادامه مطلب


 





درباره وبلاگ


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ؛ هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود ؛ صحنه پیوسته بجاست؛ خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...
مدير وبلاگ : مژگان شکری
موضوعات
پيوندها
نويسنده
آمار وبلاگ
کل بازديد : 8455
تاريخ ايجاد بلاگ :جمعه 10 آذر 1396 
تعداد کل نظرات : 2
تعداد کل پست ها : 9
آخرين بروز رساني : جمعه 10 آذر 1396 
 
 
 
پخش زنده حرم