عاشقانه

اگر پادشاه بودم شک نکن صدای خنده ات راسرود ملی میکردم

چه رنگی از احساس می گیرد
لحظه هایم وقتی تو هستی
و من این دلنشین ترین لحظه ها را در قاب کلماتی برایت می سرایم
تا از خاطرمان نرود معجزه عشق و احساس


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:32 AM توسط سعید نظرات 0 | |

کوچه ی دلم را برای عبور نگاهت آب و جارو کرده ام
دیگران با عبور لحظه ها می آیند و می روند
و این چشمان توست که عبورش جاودانه است


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:30 AM توسط سعید نظرات 0 | |

کوچه ی دلم را برای عبور نگاهت آب و جارو کرده ام
دیگران با عبور لحظه ها می آیند و می روند
و این چشمان توست که عبورش جاودانه است


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:29 AM توسط سعید نظرات 0 | |

  در میهمانی لحظه های با تو
دستانت خالی بود
اما نگاهت پر از شوق
و قلبت پر از احساس
از تو هیچ نمی خوام
جز نیم نگاهی پر از شوق و احساس


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:29 AM توسط سعید نظرات 0 | |

تو گفتي خداحافظ من شنيدم به اميد ديدار
تو دل كندي از من و من دل بستم به تو
تو از كنارم رفتي اما خاطرت در قلبم حك شد
چه قصه ي عجيبي است قصه ي عشق
افسوس كه زندگي فقط انديشه هاي زيبا نيست


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:28 AM توسط سعید نظرات 0 | |

ميهماني با تو بودن جشن لحظه هاي ناب بود و من سرشار از طراوت گشتم
به اميد طلوع دوباره ي ديدار تو
تا با نگاهت تن خسته ي مرا سرشار از طراوت و اميد كند


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:27 AM توسط سعید نظرات 0 | |

چه دير آمدي و شكست بغض انتظار
وقت رفتن شد
نوش دارويت بعد از مرگ سهراب است
اما دم تو مسيحايي
پس زنده كن مرا كه به اميد ديدار تو زنده ام


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:27 AM توسط سعید نظرات 0 | |

رويايست با تو بودن

 

نمي توانم باور كنم كه در بيداري همدم لجظه هايم هستي

چرا كه زيبايي لحظه هاي با تو بودن آن را براي من چون يك رويا كرده است


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:26 AM توسط سعید نظرات 0 | |

چه ساده عزم رفتن كردي
اما من نمي توانم باور كنم رفتنت را
اين چه آمدني بود و چه رفتني؟
تو مي روي اما من 
با دلم كه پيش تو ماند چه كنم ؟
طولاني نكن انتظار را
چشم به راه آمدنت هستم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:26 AM توسط سعید نظرات 0 | |

نازنینم سال هاست راه را برای آمدنت پر از عطر یاس کرده ام
می دانستم می آیی و من چشم به راه آمدنت بودم
با فرشی از مخمل گل ها و قلبی سرشار از شوق
آمدی و چه حوش بود آمدنت
و چه بی رنگ شد انتظار در نگاه زیبای تو
و من
سرشار از بهانه ی با تو بودن شدم
کاش می شد بهانه ها را پاسخی شایسته داد
کاش نگاه دل فریب تو ماندگار و همیشگی بود
و من
سال ها از تپش قبلم برای تو پر توان می شدم
با این همه قدر دان تک تک لحظه های با تو بودنم
حتی اگر شایستگی ماندن در کنارت را نداشته باشم
به خود می بالم که با تو بودن را هر چند اندک تجربه می کنم
و سال ها خاطرم از حضور روشن تو پر نور خواهد بود
و همچنان جاده از عطر حضور تو تا بی انتها معطر
بی انتها ترین عشق من دوستت دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:25 AM توسط سعید نظرات 0 | |

لحظه هاي با تو بودن زيبا و فراموش ناشدنيست
قشنگ ترين خاطره ي من تو را  به خداي زيبايي ها مي سپارم
تا باز زيباترين لحظه ها رو با تو تجربه كنم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:24 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 قصه من قصه دلدادگيست
 قصه از عقل گذشتن و به دل رسيدن
 قصه قصر آرزوهايي كه در دل ها مي شكفد و آسماني مي شود
 و در دل ها ماندني
 قصه ي از تو گفتن
 با اميد به تو رسيدن
 قصه ي فرداهاي با تو بودن
 از تو گفتن ، نوشتن ،خواندن
 و براي تو بودن
 و بي تو نبودن


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:24 AM توسط سعید نظرات 0 | |

هر آغازی را پایانیست

 

اما بعضی آغاز ها هستن که پایانی ندارن

مثل آغاز آتش عشق من و تو که هیچ گاه پایان نمی پذیرید

و روز به روز شعله ورتر و برافروخته می شود...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:23 AM توسط سعید نظرات 0 | |

و عشق چه بی صدا در می زند و بی باز شدن در وارد می شود

 

و من چه بی خبر میزبان این بهترین میهمان می شوم و با هیجانی وصف ناشدنی

شورانگیزترین لحظه ها را با او می گذرانم.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:23 AM توسط سعید نظرات 0 | |

با تو تپش قلب آرامم آغاز شد

 

و می دانی تپیدن قلب یعنی زندگی یعنی حیات

بهانه ی حیات و زندگی ام تو را برای همیشه

تا وقتی قلبم می تپد دوست خواهم داشت


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:22 AM توسط سعید نظرات 0 | |

از یک نگاه ساده شروع شد چشم در چشم هم دوختیم

 

لب ها خاموش شد
 
دل شروع به سخن گفتن کرد

زبان خود را عاجز خواند تا پیام دل را به دل برساند و لب ها همچنان خاموش ماندند

و این فریاد بی صدای عشق بود که در تلاقی دو نگاه عاشقانه شوری به پا کرده بود

و عشق آغاز شد


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:21 AM توسط سعید نظرات 0 | |

وقت جدایی از تو می رسد
در ذهن پراکنده ام
جستجو می کنم
آیا کلامی می تواند لحظه ای بیشتر
این شیرین ترین رویا
و حسی که از با تو بودن دارم را ادامه دهد ؟
پاسخی نیست
جسته ایم یافت می نشد
پس فقط لبخندی می ماند
که نثار دوست کنم
و آرزویی
و طعمی شیرین
از لحظه های نابی که با تو تجربه کرده ام
و سرگشتگی درون چشمانت
و سپردن خوبترینم به خدای خوبترین خوبی ها
تا باز دوباره خوب من
خوبتر از همیشه با من باشد


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:21 AM توسط سعید نظرات 0 | |

سیرابم کن
که تشنه ی با تو بودنم
سیرابم کن
که روایت های پر از احساس من
فقط فریاد بی صدای نبودن توست
 شهر ه ی عالم شده ام
از صدای خروش تشنگی ام
علاجی نیست عطش با تو بودن را
جز با آمدنت
آرام کن التهاب مرا
تشنه ی جرعه ای با تو بودنم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:20 AM توسط سعید نظرات 0 | |

من اگر کوتاه می سرایم
دلیل عشق کوتاه من نیست
من تو را یک دم میهمان می کنم
به امید آنکه یک عمر
تشنه احساسم باشی
بدان که لحظه لحظه اش برایت خواهم سرود


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:20 AM توسط سعید نظرات 0 | |

سهم من از بودن با تو
نگاه مهربان توست
که وجودم را لبریز از طراوت می کند
و سهم تو از بودن با من
قلب من است
که جز برای تو نمی تپد


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:19 AM توسط سعید نظرات 0 | |

می خواهم بنویسم
از تو
از ذهن آشفته ام
از دلتنگی هایی که همدم لحظه لحظه هایم می شوند
روزگار غریبیست
اما نه به غریبی روزهایی که نیستی
و نبودنت
غریب می کند مرا با قلم
افکار می آیند و بی آنکه اسیر جوهر و ورق شوند
از ذهن خسته ام پر می کشند
در انتظارم ...

می آیی فرشته ی من
آمدنت بال هایم را می گشاید
آسمانی که روزگاری دور از گام هایم بود
اکنون زیر پاهایم حس می کنم

من با همه ی وجود
افکار گریز پایم را در بند می کنم

چونانکه قلب من اسیر نگاهت شد


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:19 AM توسط سعید نظرات 0 | |

نگاه زیبایت دلنشین تر از هرکلامیست
مرا به نیم نگاهی میهمان کن
 تا بی نیازترین باشم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:18 AM توسط سعید نظرات 0 | |

با من حرف بزن
همین یک لحظه سکوتت برایم سال ها گذشت
شاید محو چشم هایت باشم
شاید حضورت تپش قلبم را تند و تند تر کند
اما صدایت آرامشش از جنس دیگریست
با من حرف بزن
صدایت،
شنیدنی ترین نغمه زندگی من است


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:18 AM توسط سعید نظرات 0 | |

بهانه ی لحظه های بهاری من
لبخند پر طراوت توست

 

بهار تا وقتی برایم شور داشت
که تو را نداشتم
اکنون بهار من تویی

به خنده ای میهمانم کن

بی تاب لحظه های بهاریم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:17 AM توسط سعید نظرات 0 | |

با خیالم
لطافت واژه ه واژه هایت را لمس کردم
و میان مهر نگاهت شناورگشتم
نوای خوش و عطر آلود کلامت
دلیل شکفتن و اوج گرفتن پروازم شد،
به سوی آسمانی ترین لحظه های خوشبختی

 

حضورت در کنارم نهایت آرزویم
و بهانه ی برپایی شوری وصف ناشدنی
وقتی من و تو خوشبختی ما بودن را
فریاد می زنیم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:16 AM توسط سعید نظرات 0 | |

لحظه ها در میان شور حضورت
 بی درنگ از پی هم می گذرند
 و خط پایان
 نزدیک و نزدیک تر میشود
 فرصت ها اندکند و مهر تو بسیار
 در چنین ظرف اندکی سیراب نمی شود عطش تشنگیم
 و سخت است
 از دریای تو نوشیدن و بی تاب نگشتن
 و چشم فرو بستن از این همه آرامش
 اما تقدیر مان چنین مقدر است و لحظه ی وداع آمده
تنها امید وصل توست که مرا تسکین می دهد


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:15 AM توسط سعید نظرات 0 | |

قلبم در ميان گرماي حضورت پر از حرارت مي شود
و نفسم در  آتشکده ي احساست
به شماره مي افتد
حرف هاي پر از مهرت
هديه ايست پر از ارامش
تا مرا تواني دهد
در ميان اين همه شور
تا با تو بودن را تاب آورم
شروع شورش شور و شاديم
دوستت دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:15 AM توسط سعید نظرات 0 | |

با سنگ زدي شيشه ي دلم را شکستي
 خنديدم
 شيشه اش پر از غبار بود
 نورت را نمي ديدم
ازت ممنونم
 اکنون پر از روشنايي ام


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:14 AM توسط سعید نظرات 0 | |

با حضورت همه ي شب هاي من زيباست
چرا که ماه وام دار توست
 که مي گويد که سپيدي نور ماه
از خورشيد است؟
اين گوشه ای از تابش و تلالو توست
 که ماه رو سياه را
سپبد روی کرده
رز سپيدم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:14 AM توسط سعید نظرات 0 | |

شبی پر ستاره برایم آرزو کردی
غافل از اینکه ماه منی
و با وجودت و چنان شب مهتابی
تفاوتی ندارد
بود و نبود ستاره ها

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:13 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 در نگاه معصومانه ی تو
دلنشین ترین دشت های سبز خیال را کشیدم
و زیباترین آرزوهایم را دیدم
تو از کدام طلوع خورشیدی که سراپا همه نوری
 و من با تو هر لحظه پر از سرور


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:13 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 تو را
برای همه ی شب های بی مهتاب
برای کوچه های پر از سکوت
برای دشت های بی گل
برای دریاهای خشک شده
برای آسمان های بی باران
و برای همه ی چیزهایی که باید باشد و نیست
می خواهم
چون وقتی تو هستی
همه چیز هست
و جبران همه ی نبودن های منی


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:12 AM توسط سعید نظرات 0 | |

پلک نمی زنم
خیال نکن برای لحظه ای از دیدنت خواهم گذشت
منی که بی تاب با تو بودنم
گر پلکی هم بزنم
دیدگانم را می شویم
تا گام نهی بر رویش


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:11 AM توسط سعید نظرات 0 | |

گر هیچ نباشد جز تو
تو هستی و امید باران
 نگاهت طراوت تک تک لحظه های من است
 و باران طراوت زمین
 دیگر چه می خواهم
 من و این همه لحظه های پر طراوت و امید باران
 خوشبختی را لمس نکنم
 درمان باید کرد حس لامسه ام را


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:11 AM توسط سعید نظرات 0 | |

کنارت چه آرام است
دل طوفانی من
دمی کنارم بنشین
تا گذر عمرم
متوقف شود
بر لب جوی


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:10 AM توسط سعید نظرات 0 | |

خورشید قلبم
حضورت
روشنی بخش تمام روزهایم
و نگاهت
آرامش بخش ترین منظره ی زندگیم
بی رنگ ترین لحظه ها
در حضورتو رنگ می گیرد
تو باشی همه چیز حور دیگریست
عصرهای دلگیر جمعه
رنگین کمان حس های قشنگ می شود
صبح های شلوغ شنبه
آرام ترین اوقات هفته
وقتی تو هستی
تیره ترین شب ها هم جور دیگریست
سپید و دوست داشتنی
به خود می بالم که چون تویی دارم
ماه آسمانم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:10 AM توسط سعید نظرات 0 | |

بگذار بگویم :

 

 

آخر فهمیدم چه ربطی بهم داریم !

 

 

که پشت این همه فاصله تا این حد به من نزدیکی ...

 

 

" تو ادامه ی وجود منی "

 

 

دل من با تو آرام گرفت

 

 

این نوشته های گاه و بی گاه

 

 

قلب من است برای تشکر از تو

 

 

که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی

 

 

صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی

 

 

و آخر هم با همان زنگ صدای همیشگی ...

 

 

تسکینم دادی

 

 

من نمی دانم چه شد یا از کجا پیدا شدی !

 

 

فقط خوب کردی ادامه ی وجود من شدی

 

 

 . . . خوب کردی !


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:11 AM توسط سعید نظرات 0 | |

  صدایت میزنم ...

 

 

   پرستوها لال میشوند .

 

   نگاهت میکنم ...

 

 

   شب رنگش را به چشمان تو میبخشد .

 

   دست هایت را

 

 

   میگیرم ...

 

 

   خورشید جلوی پاهای من زانو میزند .

 

 

   در آغوشت آمدم ...

 

   دیگر ادامه ی شعر  یادم رفت....
 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:10 AM توسط سعید نظرات 0 | |

  دلم آرامش دریایی میخواهد !

 

 

  که در پس تلاطم موجهایش

 

 

  صدای عشق نوازشگر لحظه هایم باشد...

 

 

 " دلم تو میخواهد "

 

 

  با لبخند یاسی ات....

 

 

  که به یکباره مست میکند

 

 

  تمام مرا...

 

 

  عشق های افراطی بلوغ،

 

 

  عزیزم های کلیشه ای،

 

 

  وابستگی های کودکانه

 

 

  ... نمیخواهم...

 

   دلم تویی میخواهد که سکوتم را معنی کند...


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:10 AM توسط سعید نظرات 0 | |

  دستت را بیاور

 

  مردانه و زنانه اش را بی خیال

 

  دست بدهیم به رسم کودکی


 قرار است هوای هم را / بی اجازه داشته باشیم ...!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:09 AM توسط سعید نظرات 0 | |

  تو هر شب بی ادعا در من شعر می شوی . . .



   و من هر روز مغرورانه پز شاعر بودنم را میدهم ...!


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:09 AM توسط سعید نظرات 0 | |

کجای چهار فصل نام تو می گنجد . . .؟

رویش از توست

بهار ، بهانه ، باران هم !

تو ...

فصل پنجم شاعرانه های منی ...!


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:08 AM توسط سعید نظرات 0 | |

  بهانه هم اگر می گیری ...

 

  بهانه ی مرا بگیر !

 

  من تمام خواستن را وجب کرده ام

 

  هیچکس

 

 هیچکس به اندازه من

 

  عاشق تو و بهانه هایت نیست !


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:07 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 کاش باران بودم !

 

 دقیقاً می گذاشتم

 

 روزی که چترت را جا گذاشتی

 

 می باریدم ...!


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:07 AM توسط سعید نظرات 0 | |

  دارم فکر می کنم

 

 چقدر خوب می شد ...

 

 نزدیک صورتم نفس می کشیدی

 

 می دانی ؟

 

 من رک تر از آنم که نبوسمت !


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:06 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 خیالت

 

 مثل چرت صبحگاهی ست !

 

 همه اش با خودم می گویم ...

 

 فقط پنج دقیقه دیگر !

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:05 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 دلم یک بغل " تو " را می خواهد.

 

 

 که به جای تلاقی نگاه و سعی بر گریز بی امان

 

 مرا به اسم کوچکم صدا بزنی !

 

 و برای دقایقی نه چندان کوتاه

 

 به یک دونفره دوست داشتنی دعوتم کنی ،

 

 مرا تنگ در آغوش بکشی

 

 " آنقدر که نفسم را در نفست پیدا نکنم "

 

 کمی عقبم ببری

 

 به چهره ام خیره شوی ،

 

 و بی اختیار

 

 یک لب کشـــــــــدار از من فرو ببری

 

 همین !

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:05 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 کدام ابر ...

 

 

 از سر تو گذشته

 

 که من مست بارانم !؟؟


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:04 AM توسط سعید نظرات 0 | |

در باران ...

 

 

  همه تندتر راه می روند !

 

  تنها منم که ایستاده ام

 

  و با چشمانم به تو فکر می کنم !


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:03 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 نمی دانم شب ها

 

 من شاعر می شوم

 

 و تو را غزل باران می کنم

 

 یا تو بهانه می شوی

 

 و من

 

 غزل غزل می بارم ؟!


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:03 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای ...

 

 که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم

 

 حالا حق میدهی

 

 در شعرهایم

 

 به همین سادگی بگویم

 

 " دوستت دارم " ؟


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:02 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 می توانم تو را " مال خودم " صدا کنم ؟

 

 

 آن وقت

 

 من اسمم را فراموش میکنم

 

 و تو هم می توانی مرا

 

 " مال خودم " صدا کنی !


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:02 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 کاش می شد ...

 

 تمام داستان های دنیا را

 

 از دهان تو بشنوم !

 

 تمام عاشقانه های دنیا را

 

 تو برایم تکرار کنی !

 

 اصلا هر چه تو بگویی زیباست !

 

 می دانی

 

 کاش می توانستم

 

 با تمام وجود

 

 صدایت را در آغوش بگیرم !


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:01 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 خدا " تو " را که می آفرید

 

 

 حواسش

 

 پرت آرزو های من بود !

 

 شدی همان آرزوی من ...!


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 10:00 AM توسط سعید نظرات 0 | |

❤ براے زندگے نہ سقف مے خواهم نہ زمین...

❤نقشه ے جغرافیایے دستانت

❤برایم ڪافیست...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:45 AM توسط سعید نظرات 1 | |

بزرگـــــراه هــــای مهنــــدسی ســاز
مـــا را بـــه هــــم نمـــیرسانند
عـــشـــق بـــا قـــوانین بیگانــــه اســـت
از بیـــراهه ها بیــــا
بــــرای دیـــدن کســـی
کـــه عمـــریست دوســـتت دارد!


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:44 AM توسط سعید نظرات 0 | |

نگاه تــــــو..

مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند..

چه معجــــــــونی می شود..

زندگــــــی..

با لمس دستانِ تـــــــو..

با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:44 AM توسط سعید نظرات 1 | |

خواب ها تمام میشوند

تو اما...

رویای بی انقضای منی


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:43 AM توسط سعید نظرات 0 | |

برای دنیــــا شایـــــــــد یکی باشــی

ولی واســــه یـه نفر هــمه دنیـــــا شی


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:42 AM توسط سعید نظرات 1 | |

نگاهت

که به آسمان نیفتد

تمام هواپیماهای جهان

دچار نقص فنی میشوند


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:42 AM توسط سعید نظرات 0 | |

ﻧﻤﯿـﺩﺍﻧم ﭼﺸﻤﺎﻧﺘـ ﺑﺎ ﻣﻦ ﭼﻬـ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯿـﮐه ﻧﮕﺎﻫم
ﻣﯿﮑﻨﯿـیﭼﻨﺎن ﺩﻟم ﺍﺯ ﺷﯿﻄﻨﺘـ ﻧﮕﺎﻫﺘـ
ﻣﯿﻠﺮﺯﺩﮐه ﺣﺴـ ﻣﯿﮑﻨم ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺘـ
ﻓﺪﺍ ﺷﺪن ﺑﺮﺍی ﭼﺸﻤﻬﺎیی ﮐه
ﺗﻤﺎم ﺩﻧﯿﺎﺳﺘـ…


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:41 AM توسط سعید نظرات 0 | |

عشق نمیپرسه اهل کجایی!

فقط میگه توی قلب من زندگی کن

عشق نمیپرسه چرا دور هستی!

فقط میگه همیشه با من هستی

عشق نمیگه دوسم داری؟فقط میگه دوستت دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:40 AM توسط سعید نظرات 0 | |

اگر میخواهی من تو را فراموش کنم..

برف را سیاه کن!

قطرات باران را حساب کن!

آتش را ببوس!

آسمان را لمس کن!

آن وقت مطمئن باش که تو را فراموش خواهم کرد

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:40 AM توسط سعید نظرات 0 | |

مـــيـپــرســـي چــقــدر دوســــــتـم داري??

مـــيــــخـــنــدم

جــهـــان را مـــتــر كـرده اي؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:39 AM توسط سعید نظرات 0 | |

براى زخم دلم مرهم تو هستي

*صفاى بارش نم نم تو هستى

* تمام هستى ام تنها دو چشم است *

به چشمانم قسم آن هم تو هستي


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:38 AM توسط سعید نظرات 0 | |

بودنت را دوست دارم . .

وادارم میکنی که به هیچ کس فکر نکنم جز "تو"


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:38 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 

پـــــرســـــــهــ زدن در خیالتـــــــــــــــ
زیبـــاتـــریــــن نیــــاز مــــن استــــــــــ

هـــوایـــــــم بــــاش
تا نفســــــــــــــم نگیـــرد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:37 AM توسط سعید نظرات 0 | |

نمی دانم چه حسی هست این عاشقی ؟
وقتی می نشینم ،
وقتی راه می روم ، وقتی می خوابم دوستت دارم
وقتی صدایی می اید دوستت دارم ،
وقتی سکوت است دوستت دارم
چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:36 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 

دوستت دارم

گفتنش ساده است

شنیـدنش هـم

امـا فهـمیـدنش دشوارترین ڪار دنیاست این روزها

امـا هـمـین دشواری زیباست !

زیباست برایِ خاطر اطـمـینانِ دلت

ڪه بفهـمــد هر آواره ای عاشق نیست

هر رهگذری مجنون

و تو لیلیِ خاطره هایِ هرڪس نخواهی بود !

دوستت دارم ساـده ترین دشوار دنیاست

برایش بایـد از من گذشت

بایـد به مـا رسیـد

بایـد به عشق رسیـد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:35 AM توسط سعید نظرات 0 | |

اگه می دانستی که چقدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من برسکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را
باخود به عرش خداوند ببرم...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:35 AM توسط سعید نظرات 0 | |

اگر سنکم زنی سنکت ببوسم
اگر زهرم دهی زهزت بنوشم
اگر غسلم دهی با آب کافور
کفن باره کنم رویت ببوسم


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:34 AM توسط سعید نظرات 0 | |

نمیخواهم "بـرگ" درختت باشم

که هر پاییز ازت جداشوم

میخواهم ریشه ات باشم

که وقتی نیستی من هم نباشم.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:33 AM توسط سعید نظرات 0 | |

برای تو

که مهم باشم ،

مهم نیست برای دیگران مهم باشم یا نباشم......


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:32 AM توسط سعید نظرات 0 | |

تو به تنهایی

برایم یک جمعیتی

به تنهایی یک شهری

یک کشوری

و من به اندازه ی چند میلیون نفر

به تو وابسته ام ..


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:32 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 

هیس

فقط چشم هایت را ببند و نفس بکش

لمس نفس هایت ضربان قلبم را

به شماره می اندازد

تو آرام آرام نفس بکش

من لحظه لحظه دیوانه ات شوم …


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:31 AM توسط سعید نظرات 0 | |

♥ دوست داشتـטּ یعنے ...♥
♥ وقتے میــــدونه...♥
♥ روے چیزے حساسے...♥
♥ یا از ڪارے بدت میـــاد...♥
♥ حواسش هست ڪه ناراحتت نکنه...♥
♥ دوست داشتـטּ یعنے همیـטּ.....♥

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:30 AM توسط سعید نظرات 0 | |

هیچ گاه مرا به حال خودم رها نکن
کمی زیادی دوستت دارم
کمی بیش از حد دلداده ات گشته ام
بدون تو هوایم بی هوا می شود
به گمانم ...
کمی زیادی برایت میمیرم ...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:29 AM توسط سعید نظرات 0 | |

من که نباشم دنیا یک "من"کم دارد

توووکه نباشی "من"یک دنیا کم دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:28 AM توسط سعید نظرات 0 | |

اسمت را که می برم

در گلدان صدایم

نیلوفری وا می شود

تا در عطر سادۀ عشق

رؤیائی در من تعبیر شود


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:28 AM توسط سعید نظرات 0 | |

بوسه های گرمت راه در اعماق دل دوست دارم
چون بوی عشق از نگاه پاک میدهد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:27 AM توسط سعید نظرات 0 | |

اسمم به نام تو،

عشقم به ياد تو،

جسمم براي تو،

جانم فداي تو،

روحم كنار تو

اما زندگيم مال خودم چون زندگيم تويي


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:26 AM توسط سعید نظرات 0 | |

نفسم از نفست لبریز است
توعجب حس غریبی که وجودت عشق است
چه توانم که نبودت به فنا برده مرا
عطرتن تو جام شفا داده مرا


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:26 AM توسط سعید نظرات 0 | |

من فقط یک بلیت
رفت میخاهم
بی برگشت
به سوی
آغوش
تــــو


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:25 AM توسط سعید نظرات 0 | |

آرام ترین تپش قلبم را
تقدیدمت میکنم
تا بدانی که آرام بخش
همه ی وجودم تویی


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:25 AM توسط سعید نظرات 0 | |

بگذار بگویم...!

جذاب تریــــن جای دنیا آغوش توست

جایی میان بازوانــــت،

روی قفسه سینه ات

♥مماس با قلبـــــت، همان قلبی که...♥

صدایش تمام زندگی من است..


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:24 AM توسط سعید نظرات 0 | |

تـــــو واسم مثل بارونے

من با" تـــــو" آرومم

وقتے دستامو مےگیری


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:23 AM توسط سعید نظرات 0 | |

 آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟

 گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است /

شاید هوا سرد بوده است ، شاید موعد قرار تغییر کرده است /

خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است /

گفتم درباره عشق من چنین سخن مگوی / گفت : خوابی ! او سالهاست که دیر کرده است /

در آینه به خود مینگرم ، آه / عشق تو عجیب مرا پیر کرده است /

راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است…


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:23 AM توسط سعید نظرات 0 | |

اگر ڪسے را یافتی ڪه در

لبخندت

 غمت را دید

در سڪوتت حرفهایت را شنید 

و در خشمت محبت را فهمید 

بدان او بهترین دارایے زندگے توست


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:22 AM توسط سعید نظرات 0 | |

هـــر کس هـــر جـــا که دلش مـــی خواهــــد ، بنشیند!

امـــا مـــــن

به کســی اجــازه اینکــه به

جــای تـــــو در قلب من بنشیند را نخواهـــــم داد

قلـــــــــــــب مــــــــن ، فقــــــــط جـــــای توســــــــت


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:22 AM توسط سعید نظرات 0 | |

دلم مرهمی می خواهد از جنس


خودت!نزدیـــک؛بی خطــــر،بخشــــنده…


بی منّـــــــــــــــــت … !

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:21 AM توسط سعید نظرات 0 | |

بعضی از سر دردها 

نه با چای خوب میشه

نه با ژلوفن و نه حتی با خواب !

بعضی از سر دردها فقط

با دیدن اون دوتا

چشمای تو خوب میشه !


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:20 AM توسط سعید نظرات 0 | |

دلم دیوانه بوددیوانه ترشد
طبیب آمدببالینم بترشد
طبیب امددوای عاشقی داد
دوای عاشقی خونی جیگرشد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:19 AM توسط سعید نظرات 0 | |

جا نمازم را به سمتت بی وضو وا کرده ام

من خدای گمشـــده را تازه پیـــدا کرده ام

سوی مسجد رفته ام هربار،مقصودم تویی

من تعهّـد با تو در این خانه امضـــا کرده ام . . . !


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:18 AM توسط سعید نظرات 0 | |

چی قشنگ تر از .. ؟؟
تــــــو را دوست داشتن
تــــــو را بوسیـــــــدن ..
کنار تـــــو نفس کشیدن
کنار تـــــو بیدار شدن
کنار تـــــو خوابیـــــدن
لمس دســـــــتان تـــــو
نگاه به چشــمان تـــــو
چه آرامشی داره این زندگی
فقــــط در کنــــــــــار تــــــو


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:18 AM توسط سعید نظرات 0 | |

تو را آرزو نخواهم کرد

هیچ وقت

تو را لحظه ای خواهم پذیرفت

که با دل خود بیایی

نه با آرزوی من ......


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 11:17 AM توسط سعید نظرات 0 | |

زنـدگی با تو عجب حس عجیبی دارد
بوسه روی لب تو طـعم غـریبی دارد
مـثل آدم بفـروشم به هوای تو بهشت
چون که حوا هوس مزه ی سیبی دارد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 10:52 AM توسط سعید نظرات 0 | |

هیـ ـچ لحظـ ـه ای


به اندازه ی لحظـ ـه های با تـ ـو بودن شیرین نیست


لحظـ ـه ی دـ ـیدن تـ ـو


لحظـ ـه ی تمـ ـوم شـ ـدن دوری تـ ـو


لحظـ ـه ی عاشقـ ـانه ی مـ ـن


لحظـ ـه ی گرفتـ ـن دستهـ ـای پـ ـر مهـ ـرت


لحظـ ـه ی بـ ـا تـ ـو بـ ـودن


در کـ ـنار تـ ـو بـ ـودن..


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 16 مهر 1395  ساعت 12:57 PM توسط سعید نظرات 0 | |

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست،
در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست!
زندگی آب روانی است روان می‌گذرد...
آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد
ای که می پرسی نشــان عــشـق چیــست؟
عـــشق چیزی جــز ظــــهور مـهر نیست!
عـــشق یـــعنی مهــر بـی چــــون و چـرا
عـــشق یـــعنی کــــوشــش بـــی ادعــا
عـــشق یـــعنی مهــر بـی امـــا ، اگــــر
عـــشق یـــعنی رفـــتـنِ بــا پـــای ســر
عـــشق یـــعنی دل تـپـیدن بـهـر دوسـت

هــــر کجــا عشــق آیـــد و ساکــن شود
هـــر چـــه نــا ممکن بــود ممکن شـــود


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 16 مهر 1395  ساعت 12:56 PM توسط سعید نظرات 0 | |

پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست

حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست

شعر زلال جوشش احساس های من

از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست

یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است

این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست

خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی

بار غمت ـ عزیز تر از جان ـ کشیدنی ست

من در فضای خلوت تو خیمه می زنم

طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست

تا اوج ، راهی ام به تماشای من بیا

با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست
 

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 16 مهر 1395  ساعت 12:56 PM توسط سعید نظرات 0 | |

تعداد کل صفحات:2      1    2