تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 920634
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



ماشین دودی
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 12 بهمن 1396  3:00 PM | نظرات(0)

یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود:
« منطق ماشین دودی».
می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟

می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.
وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود.
 من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع . شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!»
 معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند.
 تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد.
 همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و به قطار سنگ میزدند.
 من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش احترام قائل بود، احترام بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.
 
دیدم این قانون کلی زندگی عده ای است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است.
 تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است.
اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است.
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت؛
متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر