شهدا، رفته اند و رسالتی از جنس آگاهی و حرکت را بر دوش ما
باقی گذاشته اند.
شهادت، مرز زمین و آسمان است و شهدا، مرزبانان هماره بیداری.
شهیدان، پیامبران حماسه انسان اند که ما را مسئولیتی ممتد که در لحظه لحظه زندگی مان جاری است، نازل فرموده اند.


















22 اسفند روز بزرگداشت شهدا گرامی باد













![]()




خــوشــا آنان کـــه با عـــزت ز گیتی
بســاط خــویش بــرچیدنــد و رفتنــد
ز کـــالاهــای این آشفتـــه بــازار
محبت را پسنـــدیـــدنـــد و رفتنــد
خوشا آنان که در میزان وجدان
حساب خویش سنجیدند و رفتند
نگردیدند هرگز گرد باطل
حقیقت را پسندیدند و رفتند
خوشا آنان که بر این عرصه خاک
چو خورشیدی درخشیدند و رفتند
خوشا آنان که از پیمانه دوست
شراب عشق نوشیدند و رفتند
خوشا آنان که با اخلاص و ایمان
حریم دوست بوسیدند و رفتند
خوشا آنان که در راه عدالت
به خون خویش غلتیدند و رفتند
خوشا آنان که بذر آدمیت
در این ویرانه پاشیدند و رفتند
چو نخل بارور در تنگستان
ثمر دادند و بخشیدند و رفتند
خوشا آنان که پا در وادی عشق
نهادند و نلغزیدند و رفتند
خوشا آنان که بار دوستی را
کشیدند و نرنجیدند و رفتند
رسا در راه خدمت باش کوشا
خوشا آنان که کوشیدند و رفتند
جهت بازدید از صفحه اصلی وبسایت شهدای دستگرد
روی لینک زیرکلیک کنید
http://www.ba-shohada.ir/

شلمچــه تنـدیس زیبــای عشــق است کــه در میــدان ایثــار قــد کشیــده است .شلمچه شهر شهودوشهادت است .شلمچه مثنوی بلندایثار است وفرودگاه عشق و عروجگاه دل . صحرای خشکی که دریای مواج خون و اشکهای عاشقانه در تربت پاکش دارد با قلب خونینی که هنوز زیبا ودلنواز می تپد وخون غیرت ومردانگی رادر رگهای این دیار می دواند و حدیث بلند حیات با عزت را زمزمه می کند. زمین خاکی شلمچه ، زیباتر ازآبی آسمان است چراکه شلمچه قتلگاه مرغان عاشقی است که برای وصال بی قرار بودند و از کوچـه پس کوچـه های منیت و مادیت رهیده و به شهـردلگشای معنویت و شهادت دل بستند.آری ! شلمچه شاهنامه بلند شهادت است ، دیوان عاشقی است ، شعرهای سرخ ، با واژه های خون ، به وزن عشق و قافیه هایی ازجنس قلب پاره پاره عاشقی ودرقالب غزل عشق ومثنوی بلند شهادت » ، دیوانی که شکسته دلان عارف با قلم استخوان و مرکب خون و با خط شکسته عروج نوشتند و این صفحه طلایی تاریخ ایران اسلامی را با خون دل تهذیب شده شان تذهیب کردند شلمچــه کتاب است ، خواندنی ترین کتاب حماسه . شلمچه آسمان است سرشار از ستاره های سرخ .شلمچه بهار است لبریز از گلهای محمدی ،شلمچه دریاست ، مواج از موجهــای عاشقی .شلمچه بازار است ، بازار عشقبازی وجانبازی ، شلمچه تابلوی حماسه و عرفان که بر تارک تاریخ ایران اسلامی می درخشد

در آسمان پر نور عزت و افتخار , گاهی اخترانی با درخشش بیشتر , چشمها را به سمت و سوی خود جلب می کنند. این ستارگان فروزان ,آرایش آسمان جهاد و شهادت را جلوه ای دیگر می بخشندهفته مبارک بسیج مترادف با نام جوان مردانی است که عطر وجودشان عالمی را پرفروغ و مصفی می کند. گر چه تمام ایام همـراه با واژگانش قــادر به وصف بسیــــج و بیان گوشــه ای از سجایای آن نیست اما درهفته بسیج که بهار گفتار در باب این فرشته قدسی است باید حق کلام در خصوص این واژه زیبا ادا شود. لــذا شایستــه است دفتر دل راگشود , جوهر فکر را تراوید و قلم خلـــوص را بدست گرفت و با مرکب سبز بر کاغــذ سفیــد نگاشت که براستی بسیجیــان کربلائیان برگزیده ای هستند که نزد آسمانیان برتر و نام آورتــرنــد. آنان طالب کـــوی جانان وسودای عبودیت خدا درسر دارند.بسیج تندیس پایداری و رمز جاویــد مبارزه ومخاصمه با بیدادگرانند و نـام طــوفــانــی آن , حجــم پوشالی سکوت و سازش را به فریادی عصیانگرعلیه زورمداران تاریخ مبــدل کـــرد و دین محمد(ص ) را تضمین دوباره بخشید.بلند همتانیکه به دور از وسوسه های دنیا و بی رغبت به جاذبه های زندگی در سایه ایمان خالص و عمــل صــالـح جامه ی جهاد بر تن کردند و در صف مجاهدان فی السبیل الله قرار گرفتند و بدین سان به حیاتی طیبه دست یافتند.مردمانیکه سند هـــویتشان در جهـاد آباد صادر , در ایستگاه اخلاص مهر خلوص خورد و در خانهء صدق به امضای تعهد آراسته شد.بسیج عطری است آسمانی که از جوانهها تراوش میشود و پــایگـاهی است برای مُشتهای گره شده.بسیج حنجرهای است سوزان بر ای سرودن حماسههای سترگ و خورشیـــدی است تابناک برای شبهای ســـرد و تاریــک و وحشتزا . بسیج سپاهی است مسلّح به ایمان و مجهّز به عشق و ریسمانی است برای بالا رفتن از شانههای خیس آسمــان . بسیج لشگر حسین مظلوم است در روز عاشورا و رگبار اللّه اکبر و فریاد تکبیرها. بسیج میعادگاهی است برای کبوتران ســـرخ دلــی که دلهــایشــان برای پرواز در اوج میتپد و بسیجی همان کبوتر سرخ دل است. .
بسیجــی چکیــده عشق است و نمــاد غیــرت. سمبل تعصب است و پاسدار مکتب.
جهت بازدید از صفحات اصلی سایت اینجا کلیک کنید

محرم که نزدیک می شودنه فقط حال وهـوای کوچـه ها ,که پیش ازآن حال وهوای دلمان محــرمی می شودگـویی که محرم درون دلهامان خیمه ای برپا کرده است .کوچه کوچه عطــر کربلا وزیدن گرفته عطری ازحوالی پرچم گنبدی که نسیم کربلا آرام به این سو وآن سو می بردش و این عطرو آن آرامش دلمان هر لحظه نوحه خـوان می کند : “حسیـــن آرام جانـم” “ حسیـــن روح و روانـم”آری ازخیمه دلمان تاصحن بین الحــرمین کوچه باز کرده ایم تا لحظه ای در حوالی حرم,قدم برداریم وآن حیرانی بین الحرمین راباچشم دل نظاره گرشویم دلمـان چـون فـرات بی تاب است.یادخیمـه ها,یادبچــه ها و مشک وعطش ویادعلمــدار و دست و علـم.یاد علی اصغـر وتیر سه شعبه و گلو,یادسپاه کفر ونیزه ها وتیرها وسنگ ها.قدم به قدم لبیک یاحسین درکربلاکاشته شده است و اشکهاست که لالـه های این دشت را بـرای همیشــه سیــراب کرده است . درمحـرم بهترین مسافران تاریخ, شهـادت را دربهترین مسافرت , به بهای حق دریافتند و آیا ما امروز مَحرَمِ مُحرِمیم .. آیا توشه عاشورایمان تنها پیراهنی سیاهو اشک و سینه زدن و گریه کردن درروضــه حسین(ع) است,یا چشم حق بین و گوش حق شنو و قلبی روشن؟ آیا ناممان درطومار عاشــورای امام زمان (عج) نوشته خواهدشد؟آیا بـه نـدای هـل مـن نـاصـر....... آقا لبیک خواهیم گفت؟یا به بهــای انـدکی زر و سیـم و گنـدم و جــو در سپاه کفـر خـواهیـم شد؟ مولا دستمان را بگیـرکه در عاشــوراهایی که هـر روز در دلمان اتفاق می افتد حسیـــن دلمـان را بـه دست یزیـد نفسمــان تشنـه لب شهیــد نکنیــم


شهیدنعمت اله رضائیان. تاریخ شهادت:1361/06/24منطقه کردستان. (به دست عوامل خودفروخته و آمریکایی )سن شهادت22سالگی. آرامگاه:گلزارشهدای سیدمحمدردیف4قطعه24 (هدیه به روح مطهرش صلوات)

كل مطالب : 32 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 1 شهریور 1395




















