سرلشکر خلبان شهید علی رضا دریانیان

برای کسانی که هرگز فرود نیامدند تا نام ایران بر بلندای آسمان جوید بماند.

اواسط سال تحصیلی 1351 بود اكبر حاضر بود با درآمد ناچیز زندگی كند ولی از فعالیت‌های سیاسی مذهبی خود در تهران دور نشود. تقریباً تمام تلاش هایش بی‌نتیجه ماند. عده‌ای به او پیشنهاد می كردند كه وارد ارتش شود. اما او با خود می‌اندیشید. كدام ارتش؟ ارتشی كه آمریكا آن را تشكیل داده و ضامن حكومت طاغوت است. این سؤال و صدها سؤال دیگر ذهن علی‌اكبر را به خود مشغول ساخته بود.

كه ناگهان جرقه‌ای در فكرش آرامش را برای او به ارمغان آورد. او می‌توانست به مانند موسی مدتی را در دستگاه فرعون بگذراند و سپس در خدمت انقلاب باشد. هنوز مردد بود اما امید به آینده شیرودی را در ادامه راه مصمم نمود. با چنین تحلیلی وارد ارتش شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی خلبانی به پادگاه هوانیروز اصفهان منتقل شد تا خلبانی كارآمد و لایق باشد. در دوران آموزش با مسایل خرید اسلحه جنگی از خارج كشور بیشتر آشنا گشت. اطلاعات لازم را در اختیار افراد مطمئن و روحانیون قرار داد و از توسل به ائمه زیارت امامزاده‌ها و مطالعه كتب مذهبی غافل نشد. تا اینكه جرقه انقلاب بر دامن حكومت پهلوی افتاد و خلبان علی‌اكبر شیرودی عاشقانه در راه دفاع از اسلام حماسه‌ها آفرید.

 

منبع: كتاب پرواز به عرش اعلی

 


[شنبه 10 خرداد 1393 ]  [10:59 PM]  [یوکسل سربلندباش]
شهید شیرودی در نامه‌ای با دست خط خودش نوشت: تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوان‌یار سومی که قبلاً بوده‌ام برگردانید.

به گزارش فرهنگ نیوز ، وقتی جنگ شروع شد، بنی‌صدر دستور تخلیه پادگانها را صادر کرد، شهید شیرودی آن موقع در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود. دستور داده شده بود که ضمن تخلیه پادگانها، زاغه مهمات را نیز با یک راکت از بین ببرند.

اما شیرودی می‌گوید که حیف نیست این همه مهمات از بین برود. او با کمک چندتن از هم رزمانش با هیلکوپتر به صف مهاجمان عراقی هجوم برده و آنان را متوقف می‌سازند.

و با این تز که اگر بازداشتمان کردند که چرا پادگان را تخلیه نکردید، مهم نیست چون مملکت در خطر است، جلوی دشمن ایستادگی می‌کنند. شجاعت شیرودی در تمام خبرگزاریهای جهان منعکس می‌شود. بنی‌صدر هم برای حفظ ظاهر، چند درجه تشویقی برای شیرودی صادر می‌کند و درجه او را از ستوان‌یار سوم خلبان به درجه سروان ارتقاء می‌دهد.

اما جالب‌تر از همه نحوه برخورد شهید شیرودی با این قضیه می‌باشد.


نامه شهید شیرودی

از: خلبان علی‌اکبر شیرودی

به: پایگاه هوانیروز کرمانشاه

موضوع: گزارش

اینجانب که خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگها شرکت نمود‌ه‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام.

لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوان‌یار سومی که قبلاً بوده‌ام برگردانید. در صورت امکان امر به رسیدگی این درخواست بفرمائید.

باتقدیم احترامات نظامی

خلبان علی‌اکبر شیرودی

 


[شنبه 10 خرداد 1393 ]  [10:57 PM]  [یوکسل سربلندباش]

درباره شهید

در دی ماه سال 1334 در قریه «بالا شیرود» واقع در حومه تنكابن نوزادی متولد شد كه او را علی اكبر نامیدند. او كودكی را در زیر سایه پرمهر و زحمتكش پدر كشاورز خویش گذراند و علوم و قرآن را از او آموخت. علی‌اكبر تا سال سوم دبیرستان در مدرسه روستای مجاور تحصیل نمود و سپس عازم تهران شد. شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و پس از طی دوره مقدماتی خلبانی و دوره خلبانی هلی‌كوپتر كبرا با درجه «ستوانیاری» فارغ‌التحصیل گشت. در رژیم منحوس پهلوی صبر و انتظار پیشه كرد. زمانیكه راهپیمائی مردم در خیابان‌ها شروع شد وی از اولین ارتشیانی بود كه به صفوف مردم پیوست و به فرمان امام پادگان را ترك كرد و اقدام به تشكیل گروه چریكی نمود. علی‌اكبر در تشكیل كمیته استقبال از امام در كرمانشاه نقش مهمی را ایفا نمود و سرپرست گروه گشت و حفاظت شهر كرمانشاه را بر عهده گرفت. شیرودی پس ازا نقلاب از بنیان‌گزاران كمیته در كرمانشاه بود و همكاری بسیاری با سپاه پاسداران داشت و با شروع جنگ تحمیلی ساعتی از جبهه فاصله نگرفت 40 بار سانحه دید و 300 بار هلی‌كوپترش مورد اصابت گلوله قرار گرفت او با دارابودن بالاترین ساعت پرواز جنگی در جهان ارتفاعات غرب را جولانگاه خویش قرار داد و سرسختانه می‌جنگید. ستاره درخشان غرب در هشتم اردیبهشت سال 1360 در قره بلاغ دشت ذهاب پس از انهدام چند تانك هلی كوپترش از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و پس از 27 ماه مبارزه عاشقانه به شهادت رسید و دریای مواج انقلاب را با خون خویش متلاطم ساخت. شیرودی دو فرزند به نام‌های ابوذر و عادله از خود به یادگار نهاد.


[شنبه 10 خرداد 1393 ]  [10:48 PM]  [یوکسل سربلندباش]

تنها ، شجاع ، غیرمسلح
--------------------------------
خلبانان گردان یازده تاکتیکی - خلبانان شناسایی
--------------------------------------------------------------
شهید سرلشکرخلبان علیرضا دریانیان
--------------------------------------------------------------


خلبان نامدار گردان ١١ شناسایی شهید علیرضا دریانیان دوره های آکادمیک پرواز با اف ۵، اف ۴ و آر اف ۴ شناسایی را در آمریکا به عنوان دانشجوی ممتاز گذراند، دو هفته پس از آغاز جنگ در روز ۱۴ مهر ۱۳۵۹ پس از بمباران اهداف عراقی در تکریت توسط بمب افکنهای ایران به ماموریتی جهت شناسایی و عکسبرداری به منطقه عزیمت کرد و دیگر بازنگشت طبق قرائن وی با کمین چندین جنگنده عراقی وارد میشود و علارغم چیره دستی در پرواز ساقط میگردد, از سرنوشت ایشان و کابین عقب شهید خسرو پور هیچگاه اطلاعی بدست نیامد.

وی به مدت ۱۲ سال جز اسرا و سپس جاوید الاثر و نهایتا شهید نامیده شد, علیرضا در زمان شهادت 15روز بود که داماد شده بود.به گفته جناب تیمسار رضوانی روز شهادت ایشان یکی از تلخ ترین حادثه های پایگاه بود .
ا

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هواپیماهای شناسایی می بایست در روز روشن از مواضع دشمن عکس برداری نمایند این هواپیماها وسیله دفاعی چون موشک نداشتند
پس از بمباران توسط هواپیماهای شکاری ، این خلبانان دلاور شناسایی می بایست مجددا از مواضع بمباران شده عکس بردای نمایند

فکر کنید بدون هیچ سلاحی در روز روشن برابر یکی از قویترین پدافندهای جهان ایستادن یعنی شجاعت و دلاوری که کلمات قادر به بیان آن نیست

شعار خلبانان شناسایی : تنها ، شجاع ، غیر مسلح


نام و یاد مدافعان ایران زمین گرامی باد

http://rahrovan-artesh.ir

عکس : از سمت چپ نفر سوم ایستاده شهید سرلشکرخلبان علیرضا دریانیان - دوران آموزش در آمریکا


[جمعه 9 خرداد 1393 ]  [4:01 PM]  [یوکسل سربلندباش]